خداوند در آیه ۱۴۱ سوره انعام و ۳۱ سوره اعراف به صراحت بیان میدارد که خدا مسرفان در حوزه اقتصادی و مصرف را دوست نمیدارد.
برای کسانی که میخواهند محبوب خداوند باشند این مساله بسیار مهم است از این رو از هر کاری که آنان را از حوزه محبوبان خداوندی بیرون برد و یا در جرگه دشمنان خدا قرار دهد، پرهیز میکنند و میکوشند تا به هر شکلی شده با شناخت عوامل و علل دوری و یا دشمنی، از آن پرهیز کنند. به نظر میرسد که حتی برای کسانی که طالب دنیا و متاع دنیوی هستند نیز میبایست دوری از اسراف در دستور زندگی قرار گیرد؛ زیرا چنان که از آیات قرآنی به دست میآید اسراف نه تنها عامل مهم در دوری از محبت خداوند میشود بلکه موجب میشود خود و یا جامعه دچار نابودی گردد. (یس آیات ۱۳ و ۱۹)
با توجه به اینکه بحران غذایی در جهان و پیامدهای زیانبار آن دست کم یک میلیارد انسان را تهدید به مرگ و گرسنگی میکند، بازخوانی مساله اسراف و آثار و پیامدهای آن در حوزه مادی و معنوی و دنیوی و اخروی از نگاه قرآن مهم و اساسی است. هدف از این بازخوانی بیان نگرش قرآن نسبت به مساله زیاده روی و اسراف در حوزه اقتصادی و مصرف است تا با شناسایی آثار و پیامدهای آن در شیوه مصرف و بهرهمندی خود از مواهب خداوندی تجدیدنظر و بازنگری نماییم و راه را برای بهینه سازی مصرف هموار سازیم. براین اساس مطلب حاضر از نظر خوانندگان عزیز میگذرد.
آثار و عواقب اسراف
اسراف و ولخرجی و تبذیر (ریخت و پاش) نوعی تصرف در نعمتها و مواهب الهی بیرون از مرزها و چارچوبهای طبیعی و اخلاقی و عقلی و عقلایی آن است.
کسی که اسراف میکند بیتوجه به ارزشها و کارکردهای نعمتی، آن را به گونهای مصرف میکند که نه تنها خود از آن بهرهای نمیبرد بلکه موجب نابودی نعمت شده و دیگران را نیز از بهرهمندی آن محروم میسازد.
هر چند که کاربردهای قرآنی اسراف شامل حوزههای مهم اعتقادی و رفتاری و اجتماعی میشود ولی آنچه در اینجا مورد نظر و اهتمام است بازخوانی تحلیل قرآن از آثار و پیامدهای اسراف و تبذیر در حوزه اقتصادی و مصرف است که عامل مهمی در ایجاد قحطی و گرسنگی یک ششم از جمعیت جهان شده است.
اسراف، واقعیت امروز جوامع غربی
براساس گزارشهای مراکز معتبر و نهادهای جهانی چون فائو (سازمان کشاورزی و خواروبار جهانی) پیش از بحران کنونی، سیصد میلیون نفر از گرسنگی رنج میبردند و جمعیتی بزرگ تنها از یک وعده غذایی بهرهمند بودند. این در حالی است که در همان زمان بیشترین مصرف در کشورهای اروپای غربی چون انگلیس و آمریکا بوده است. مصرف در کشورهای توسعه یافته به شکل اسراف و تبذیر خودنمایی میکند به گونهای که دو سوم مواد غذایی دورریز میشود.
به سبب رفتارهای نادرست بشر در محیط زیست چنان که خداوند به صراحت اعلام میدارد: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس؛ فساد و تباهی در محیط زیست دریایی و خشکی به سبب اعمال و تصرفات نادرست آدمی پدیدار شده است، اکنون جهان با بحران خشکسالی و سیل مواجه شده است. سیلها و توفانهای مخرب و زیانبار، محصولات کشاورزی را از میان میبرد و خشکسالی، طبیعت سبز را به نابودی میکشاند.
این همه جز به سبب تصرفات اسراف گونه بشر انجام نگرفته است. آدمی با تصرفات اسراف گونه خویش از حدود مرزهای طبیعی و قوانین و سنتهای الهی پا فراتر نهاده و نظام زیست محیطی جهان را به هم ریخته است. این درحالی است که در حوزه مصرف همان تولیدات کشاورزی و غذایی نیز راه اسراف و تبذیر در پیش گرفته و عدالت در توزیع و مصرف را مراعات نمیکند درحالی که تنها در هندوستان سیصدمیلیون نفر از یک وعده غذایی ناکافی برخوردار میباشند. در کشورهای توسعه یافته غربی و آمریکا، وعده غذایی پرچرب به بیش از پنج وعده میرسد.
ریشه اسرافگری
ریشه اسرافگری و طغیان ورزی بشر را میبایست افزون بر روحیه خودبزرگ بینی و تکبر، در حوزه رفتاری و نگرشی وی جست. تکبر و خودبزرگ بینی موجب میشود تا رفتارهای استکباری در پیش گیرد و بیتوجه به خدا و ماموریت خود در زمین در دامن رفاه و اتراف بلغزد و همین، عاملی برای اسراف و تجاوزهای دیگر او شود.
خداوند در آیه ۱۲ سوره یونس باتوجه به این علل و عوامل است که اتراف را عاملی در اسراف مردم میشمارد و میگوید که یکی از علل و عوامل اسرافگری و تجاوز از حدود در آدمی، رفاه و اتراف ایشان است.
کشورهای غربی به سبب رفاه بیرون از حد و اندازه و اتراف است که دچار رفتارهای استکباری و تجاوز از حدود و مرزهای عقلی و اخلاقی و عقلایی شده و در نهایت خود و دیگری را به فساد و نیستی سوق میدهند.
به نظر میرسد بشر برای رهایی از بحرانهای پیش آمده کنونی در جهان میبایست با پرهیز از علل و عوامل ایجادی و بازگشت به فطرت و طبیعت سالم و پیروی از آموزههای وحیانی، خود را در مسیر انسانی قرار داده و به جای افساد در زمین و محیط زیست آن را اصلاح کرده و به آبادانی زمین اقدام کند تا همگان از مواهب و نعمتهای الهی برخوردار شوند و در امنیت و آسایش و آرامش به سوی کمال لایق خویش حرکت کنند.(با تلخیص از سایت دانشنامه موضوعی قرآن)
کافی است تا نگاهی به تالار های عروسی داشته باشید تا انبوه غذاهای دست نخورده را مشاهده کنید که دور ریخته می شوند. سفره را میچینیم؛ غذا قرمهسبزی است. برنج که هست؛ اما نان هم در کنارش میآوریم شاید کسی خواست نان و برنج و خورشت را با هم بخورد.
کنار غذا ژله هم داخل سفره هست. غذا ایرانی است و حضور دوغ هم که لازم؛ اما نوشابه هم باید باشد تا مبادا کسی هوس کند! ماست، ترشی و پیاز هم که اساس پهنکردن یک سفره است. حالا سالاد نبود هم نبود. چیزی کم نیست؟ نه نیست! زیاد هم هست؛ نهایتا باقی غذا رو دور میریزیم!
30 درصد از غذای مردم ایران اضافه است. شاید به نظر چیزی نیاید اما نباید آنرا به همین سادگیها نگاه کرد؛ نان و برنج اضافه بر سفره ایرانیها خودش عامل مهم ابتلا به لیستی از بیماریهاست؛ از دیابت گرفته تا کوتاهی قد!معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت در اظهارنظر جدیدی گفته مردم بیش از نیازشان غذا مصرف میکنند.
به گفته رضا ملکزاده همین است که بیماریهای مزمن و در راس آنها سکته قلبی و مغزی ناشی از رژیم بد غذایی هر روز بیشتر میشود. طبق آمارها بهدلیل تغذیه ناسالم در ایران، 67 درصد مردم چاق هستند یا اضافه وزن دارند؛ 30 تا 50 درصد از افراد بالای 20 سال و 60 درصد از افراد بالای 30 سال در ایران به افزایش وزن و چاقی دچارند.
همچنین 10 درصد مردم مبتلا به دیابت هستند و 25 درصدشان هم در دهسال آینده دیابت خواهند گرفت.جز این 50 درصد از جمعیت بالای 50 سال ایرانی نیز فشار خون دارند و 40 درصد هم چربی خون. از اینها گذشته 35 درصد از سرطانها بهدلیل چاقی و پرخوری اتفاق میافتند.بهطور کلی از مجموع 800 مرگ روزانه در ایران 300 مورد مستقیما به تعذیه نامناسب ریط دارد.
اما چرا ما ایرانیها باید 30 درصد غذای اضافه بخوریم و تغذیه تااین حد بر روی سلامتمان اثر داشته باشد؟چه میخوریم؟
بد نیست مروری بر عادتها تغذیهای امان داشته باشیم. ما ایرانیها بیشتر دوست داریم چهچیزهایی بخوریم؟بنابر آمارهای رسمی هر ایرانی در سال 42 لیتر نوشابه مصرف میکند. این یعنی ایرانیها نزدیک به 4 برابر میانگین جهانی که رقمی برابر با 10 لیتر است نوشابه میخورند.گفته میشود 2 میلیارد و 900 میلیون تومان هزینهای است که ایرانیها سالانه بر سر نوشابه میپردازند.
وضعیت مصرف نمک و شکر هم در ایران از موضوعاتی است که همیشه جای نگرانی داشته؛ سرانه مصرف شکر هر ایرانی 30 کیلوگرم و 6 برابر میانگین جهانی است.همچنین مصرف روزانه نمک در کشور تقریبا دوبرابر جهان است؛ اگر میزان استاندارد مصرف نمک در جهان 4 تا 5 گرم باشد هر ایرانی در روز بین 8 تا 10 گرم، و گاهی بیشتر، نمک مصرف میکند.
اما چقدر نان میخوریم؟ مسئولان میگویند 30 درصد از غذای مصرفی مردم را نان و برنج تشکیل داده. همین است که بنابر آماری ایران بالاترین رتبه را در مصرف سرانه نان در جهان به خود اختصاص میدهد؛ ایرانیان 6 برابر جهان نان میخورند.تنها همین چند مورد نشان میدهد که مصرف موادی که در جهان سعی بر کنترل آنها میشود در کشور ما در رتبه اول مصرف قرار دارد.
چه نمیخوریم؟
از آنچه که میخوریم برسیم به آنچه که نمیخوریم. نگاهی به این سوی ماجرا نگرانی ما را نسبت به سبک تغذیه در ایران بیشتر میکند.مصرفِ کم شیر یکی از مثالهای همیشگی پزشکان و مسئولان برای نشاندادن وضعیتِ بد تغذیه در کشور است.سرانه مصرف شیر در ایران 90 کیلوگرم است در حالیکه این رقم در اروپا حداقل 300 کیلوگرم برآورد میشود.
بهطورکلی مردم روزانه 139 گرم لبنیات مصرف میکنند اما باید هرفرد در روز دستکم 230 گرم لبنیات در برنامه غذاییاش بگنجاند.سبزیجات و میوه هم از دیگر مواد خوراکی است که درمیان مردم بسیار کمتر از حد متوسط مصرف میشود. اگر در ایران 30 کیلوگرم میوه و سبزی خورده شود در جهان این مقدار 120 کیلوگرم است؛ یعنی ایرانی یکچهارم استاندارد جهانی این مواد غذایی مهم را در سفره خود دارد.
اما تنها این دو مورد نیست. سرانه مصرف سالانه تخممرغ در ایران 8 تا 9 کیلوگرم است؛ چیزی نزدیک به یکسوم کشورهای پیشرفته.همچنین ایرانیها در سال تنها 7 کیلو ماهی میخورند درحالی که در جهان میانگین مصرف ماهی که بسیار مفید است در کمترین حالت به 18 کیلو میرسد.
رییس سازمان شیلات گفته در کشورهای توسعهیافته متوسط مصرف سرانه ماهی 28 کیلوگرم است و حتی در برخی کشورها به 70 کیلو هم میرسد.سویا نیز وضعیت مشابهی در ایران دارد؛ اگر در جهان هر فرد سالی 10 کیلو سویا به مصرف برساند این رقم در ایران یکبیستم است؛ یعنی برابر با نیم کیلو!
همه غذاهایی که ما ایرانیها دور میریزیم
همه ابعاد نگرانکننده تغذیهای در کشور اما همین نیست؛ ایرانیها علاوهبر آنکه 30 درصد غذای اضافهتر از نیاز بدنشان میخورند بخش زیادی از غذاها را هم دور میریزند.میزان دورریز غذا در ایران نقش بهسزایی در آمارهای جهانی پیدا کردهاست.بنابرآمارهای جهانی سرانه هدررفت روزانه غذا در ایران بهازای هر نفر 134 کیلوکالری است.
سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی (فائو) در گزارشهایش گفته ایران جزو کشورهایی است که هرساله درصد بالایی از مواد غذایی تولیدیاش را هدر میدهد.گزارشهای غیررسمی نیز گفتهاند 35 درصد از محصولات کشاورزی تولیدی ایران دور ریخته میشود. این یعنی از 100 میلیون تُن محصول کشاورزی تولیدی در کشور 35 میلیون تُن در سال از بین میرود.
35 میلیون تُن محصول کشاورزی برابر با غذای 15 میلیون نفر است.همچنین ما در نان 30 درصد، در برنج 10 درصد و در خرما 25 درصد ضایعات داریم. درنتیجه به گزارش فائو سهم ایران از کل غذایی که هرسال در جهان به هدر میرود 2.7 درصد است.به جز خانهها، رستورانها و اغذیهفروشیها نیز مقدار زیادی نان و برنج در روز دور میریزند.
به گزارش پارس ناز رئیس پژوهشکده صنایع غذایی ایران با اشاره به کیفیت مواد غذایی تولیدشده در اینباره گفته: «یک اصل اساسی وجود دارد و آن اینکه محصول خوب با ماندگاری بالا، دورریز کمتری دارد».به گفته کارشناسان و بانک مرکزی نیز یکی از دلایل این هدر رفت مواد غذایی را کاهش قدرت خرید خانوارها میدانند؛ بهخصوص در مواد غذایی سالم.
شیر یکی از خوراکیهایی است که باتوجه به اینکه باید هر فرد روزی دستکم نیملیتر از آن بخورد قیمت بالایی دارد. در مقابل یک بطری نوشابه معمولی در ایران قیمتی کمتر از شیر دارد.
سفره مردم چگونه سالم میشود؟
به همین ترتیب است که به گفته علیاکبر سیاری معاون وزیر بهداشت 19 میلیون نفر از جمعیت کشور غذای ناسالم در سفرههایشان دارند.دولت اقداماتی نیز برای سامان دادان به وضعیت تغذیهای داشته است؛ مثلا بالابردن مالیات نوشابه بهجای شیر یا ابلاغیه به کارخانههای تولیدکننده مواد غذایی در راستای اینکه شکر و نمک کمتری در تولید استفاده کنند.
رییس سازمان غذا و دارو نیز گفته به کارخانهها گفته شده تا میزان مصرف روغنهایی با اسید چرب اشباع و ترانس را کم کنند.گهگاهی در تلویزیون نیز آگهیهایی تصویری منتشر میشود تا مردم اسراف نکنند.جز اینها پزشکان و مسئولان هرچندوقت یکبار نسبت به تغذیه ناسالم هشدار میدهند و از وفور انواع بیماریهای ناشی از تغذیه خبر میدهند.
اما به نظر کارشناسان این کافی نیست. مزدک دانشور انسانشناس پزشکی در اینرابطه میگوید هرچند مسئولین توصیه میکنند که مردم سبزی و میوه بخورند و از شکر و نمک و چربی پرهیز کنند اما از آنها نمیشنویم که به واردات شکر اعتراض کرده و از میزان بالای آن در مواد غذایی انتقاد کنند”.
دکتر علی شفیعی پژوهشگر و پزشک نیز نظارت دولت بر تغذیه را بسیار مهم میخواند. او نظارت، هشدار و آموزش دقیق در رسانه را از دلایلی میداند وضعیت سلامت را در کشورهای توسعهیافته بهبود دادهاست.برخی کارشناسان نیز نقش اقتصاد را در این میان پررنگ میدانند؛ آنها میگویند باید غذاهای سالم ارزانتر و غذاهای ناسالم گرانتر باشند تا مردم دسترسی بهتری به غذای سالم داشته باشند.
با وجود اینکه وزارت بهداشت شعارهای زیادی درباره بهبود تغذیه مردم ایران میدهد و هشدارها و کنترلهای غذایی را بیشتر کرده باید دید که آیا این اقدامات در سالهای آینده چه تاثیری خواهد گذاشت؛ چقدر از غذای سفره مردم سالم است؟ چقدر آن اضافی است و چقدر هم دور ریخته میشود؟