این مطالعه بر روی ۱۹ فرد مورمون انجام شد و از آن ها خواسته شد که روح را احساس کنند، در این حالت مغز آن ها بسیار مشابه با زمانی که به آهنگ گوش می دهند فعالیت می کند.
مورمون ها گروهی مذهبی و فرهنگی هستند که با شاخه اصلی جنبش قدیسان آخرالزمان مسیحیت مرتبط است.
برای روشن شدن این قضیه، یک مطالعه علوم اعصاب بسیار کوچک که شامل ۱۹ نفر از مورمون های جوان است انجام شد، بنابراین نمی توان خیلی به این نتایج تکیه کرد، چرا که هنوز مطالعه مشابهی بر روی این گونه افراد انجام نشده است، بنابراین شواهد کافی برای این ادعا وجود ندارد که مغز شما خدای شماست.
ولی با توجه به نتایج اولیه، این مطالعه نشان داده است که مغز چگونه می تواند در پاسخ به مفهوم خدا واکنش نشان دهد، و همچنین این نتایج یک بینش جالب در مورد نقش مهم دین در خلق و خوی انسانی و تصمیم گیری ها ارائه داده است.
گروه پژوهشی تازه اینکه مغز افراد شرکت کننده در تجربیاتی که افراد معنوی آن را روحانی، الهی یا متعالی تفسیر می کنند را درک کرده اند.
در چند سال گذشته، فناوری های تصویربرداری مغز به طریقی به پژوهشگران اجازه می دهد که به پرسش های این چنینی نزدیک شوند، پرسش هایی که برای صدها سال مطرح بوده اند.
مهم نیست که اعتقادات مذهبی داشته باشید یا نه، اما این مورد غیر قابل انکار است که در طول اعصار دین یک نیروی شکل دهنده عمده بر جوامع بشری داشته است. بنابراین کشف اینکه دین چه احساسی را در افراد ایجاد می کند، می تواند درک درستی از تاثیر آن بر روی انسان فراهم کند ارائه بدهد.
برای رسیدن به اهداف پژوهشی، این تیم ۱۹ نفر از اعضای کلیسای مورمون زیر ۴۰ سال را در مطالعه وارد کردند، از جمله ۷ زن و ۱۲ مرد که همه آن ها به عنوان افرادی مومن شناخته می شد و یا یکی دوسال به صورت تمام وقت به عنوان مبلغ مذهبی کار کرده اند.
پژوهشگران از fMRI استفاده کردند تا بتوانند محتوای احساس معنوی که مهمترین جنبه دینی است و به احساس آرامش و نزدیکی با خدا در خود و دیگران اشاره دارد را به نمایش درآورند. این احساسات همان چیزی است که مومون ها اکثر تصمیم گیری های خود را براساس آن ها انجام می دهند.
آزمایش یک ساعته fMRI شامل موارد زیر بود:
۶ دقیقه استراحت
۶ دقیقه تماشای یک ویدئو شامل جزئیاتی از آمار عضویت کلیسای مورمون
۸ دقیقه نسبت دادن نقل قول های دروغ به مورمون ها و رهبران دینی
۸ دقیقه خواندن مطالب آشنا از کتاب مورمون
۱۲ دقیقه تماشای فیلم تولید شده توسط کلیسا شامل خانواده و کتاب مقدس
۸ دقیقه ارائه نقل قول ها.
در طول آزمایش از شرکت کنندگان خواسته شد که به توصیف آنچه تجربه کرده اند بپردازند.
تقریبا همه شرکت کنندگان به سرویس عبادت پاسخ های مشابه ای دادند، عبادت شامل احساس صلح و احساست گرم جسمی گزارش شده است.
مغز شرکت کنندگان اسکن شد و نتایج از یک الگوی جالب خبر داد. مناطقی از مغز که روشن شد، مدار پاداش مغز بود که دانشمندان می دانستند این مدار از چیزهایی مانند مواد مخدر و دارو، مواد غذایی لذیذ فست فود و موسیقی تحریک می شود.
این قسمت از مغز به عنوان نوکلئوس اکومبنس شناخته می شد و به مرکز پاداش اشاره دارد. چرا که این بخش می تواند احساسات اعتیاد را کنترل کند و نقش مهمی در انتشار هورمون دوپامین احساس خوب داشته باشد.
به منظور بررسی بیشتر، این تیم از شرکت کنندگان خواست که زمانی که احساس معنوی در آنها اوج می گیرد، دکمه ای را فشار دهند. اسکن های مغز نشان می دهد که حدود ۱ تا ۳ ثانیه قبل از فشردن دکمه فعالیت های عصبی اوج می گیرد.
در آن زمان ضربان قلب نیز سرعت می گیرد و تنفس عمیق تر می شود.
در این مطالعه، زمانی که شرکت کنندگان در مورد ناجی بودن، همراه بودن با خانواده های خود تا ابد و پاداش های آسمانی فکر می کردند، مغز و بدنشان از نظر جسمی پاسخ می داد.
قسمت دیگری از مغز که روشن می شدند، قشر جلوی مغز میانی بود که با وظایفی مرتبط با ارزیابی، قضاوت و استدلال اخلاقی مرتبط بود، همچنین قسمت هایی از مغز که با توجه متمرکز در ارتباط بود نیز تحریک می شد.
توجه داشته باشید که این مطالعه یک پؤوهش کوچک در یک دین خاص است و هنوز شواهدی که مغز همه ادیان به این شیوه عمل کند مشاهده نشده است.
اما اولین مطالعه از نوع مطالعات علوم اعصاب با نگاه به شیوه های معنوی بود و فقط تحت عنوان یک پروژه دانشگاهی در دانشگاه یوتا انجام گرفت.
در آینده می توان امید داشت که اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی تاثیر دین بر روی مغز انسان کشف کرد.
شاید بتوان گفت که تجربیات دینی و معنوی، تاثیرگذارترین عامل در تصمیم گیری هاست و خوب یا بد درک آنچه در مغز اتفاق می افتد می تواند به افراد در تصمیم گیری هایشان کمک کند.
این مطالعه بر روی ۱۹ فرد مورمون انجام شد و از آن ها خواسته شد که روح را احساس کنند، در این حالت مغز آن ها بسیار مشابه با زمانی که به آهنگ گوش می دهند فعالیت می کند.
مورمون ها گروهی مذهبی و فرهنگی هستند که با شاخه اصلی جنبش قدیسان آخرالزمان مسیحیت مرتبط است.
برای روشن شدن این قضیه، یک مطالعه علوم اعصاب بسیار کوچک که شامل ۱۹ نفر از مورمون های جوان است انجام شد، بنابراین نمی توان خیلی به این نتایج تکیه کرد، چرا که هنوز مطالعه مشابهی بر روی این گونه افراد انجام نشده است، بنابراین شواهد کافی برای این ادعا وجود ندارد که مغز شما خدای شماست.
ولی با توجه به نتایج اولیه، این مطالعه نشان داده است که مغز چگونه می تواند در پاسخ به مفهوم خدا واکنش نشان دهد، و همچنین این نتایج یک بینش جالب در مورد نقش مهم دین در خلق و خوی انسانی و تصمیم گیری ها ارائه داده است.
گروه پژوهشی تازه اینکه مغز افراد شرکت کننده در تجربیاتی که افراد معنوی آن را روحانی، الهی یا متعالی تفسیر می کنند را درک کرده اند.
در چند سال گذشته، فناوری های تصویربرداری مغز به طریقی به پژوهشگران اجازه می دهد که به پرسش های این چنینی نزدیک شوند، پرسش هایی که برای صدها سال مطرح بوده اند.
مهم نیست که اعتقادات مذهبی داشته باشید یا نه، اما این مورد غیر قابل انکار است که در طول اعصار دین یک نیروی شکل دهنده عمده بر جوامع بشری داشته است. بنابراین کشف اینکه دین چه احساسی را در افراد ایجاد می کند، می تواند درک درستی از تاثیر آن بر روی انسان فراهم کند ارائه بدهد.
برای رسیدن به اهداف پژوهشی، این تیم ۱۹ نفر از اعضای کلیسای مورمون زیر ۴۰ سال را در مطالعه وارد کردند، از جمله ۷ زن و ۱۲ مرد که همه آن ها به عنوان افرادی مومن شناخته می شد و یا یکی دوسال به صورت تمام وقت به عنوان مبلغ مذهبی کار کرده اند.
پژوهشگران از fMRI استفاده کردند تا بتوانند محتوای احساس معنوی که مهمترین جنبه دینی است و به احساس آرامش و نزدیکی با خدا در خود و دیگران اشاره دارد را به نمایش درآورند. این احساسات همان چیزی است که مومون ها اکثر تصمیم گیری های خود را براساس آن ها انجام می دهند.
آزمایش یک ساعته fMRI شامل موارد زیر بود:
۶ دقیقه استراحت
۶ دقیقه تماشای یک ویدئو شامل جزئیاتی از آمار عضویت کلیسای مورمون
۸ دقیقه نسبت دادن نقل قول های دروغ به مورمون ها و رهبران دینی
۸ دقیقه خواندن مطالب آشنا از کتاب مورمون
۱۲ دقیقه تماشای فیلم تولید شده توسط کلیسا شامل خانواده و کتاب مقدس
۸ دقیقه ارائه نقل قول ها.
در طول آزمایش از شرکت کنندگان خواسته شد که به توصیف آنچه تجربه کرده اند بپردازند.
تقریبا همه شرکت کنندگان به سرویس عبادت پاسخ های مشابه ای دادند، عبادت شامل احساس صلح و احساست گرم جسمی گزارش شده است.
مغز شرکت کنندگان اسکن شد و نتایج از یک الگوی جالب خبر داد. مناطقی از مغز که روشن شد، مدار پاداش مغز بود که دانشمندان می دانستند این مدار از چیزهایی مانند مواد مخدر و دارو، مواد غذایی لذیذ فست فود و موسیقی تحریک می شود.
این قسمت از مغز به عنوان نوکلئوس اکومبنس شناخته می شد و به مرکز پاداش اشاره دارد. چرا که این بخش می تواند احساسات اعتیاد را کنترل کند و نقش مهمی در انتشار هورمون دوپامین احساس خوب داشته باشد.
به منظور بررسی بیشتر، این تیم از شرکت کنندگان خواست که زمانی که احساس معنوی در آنها اوج می گیرد، دکمه ای را فشار دهند. اسکن های مغز نشان می دهد که حدود ۱ تا ۳ ثانیه قبل از فشردن دکمه فعالیت های عصبی اوج می گیرد.
در آن زمان ضربان قلب نیز سرعت می گیرد و تنفس عمیق تر می شود.
در این مطالعه، زمانی که شرکت کنندگان در مورد ناجی بودن، همراه بودن با خانواده های خود تا ابد و پاداش های آسمانی فکر می کردند، مغز و بدنشان از نظر جسمی پاسخ می داد.
قسمت دیگری از مغز که روشن می شدند، قشر جلوی مغز میانی بود که با وظایفی مرتبط با ارزیابی، قضاوت و استدلال اخلاقی مرتبط بود، همچنین قسمت هایی از مغز که با توجه متمرکز در ارتباط بود نیز تحریک می شد.
توجه داشته باشید که این مطالعه یک پؤوهش کوچک در یک دین خاص است و هنوز شواهدی که مغز همه ادیان به این شیوه عمل کند مشاهده نشده است.
اما اولین مطالعه از نوع مطالعات علوم اعصاب با نگاه به شیوه های معنوی بود و فقط تحت عنوان یک پروژه دانشگاهی در دانشگاه یوتا انجام گرفت.
در آینده می توان امید داشت که اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی تاثیر دین بر روی مغز انسان کشف کرد.
شاید بتوان گفت که تجربیات دینی و معنوی، تاثیرگذارترین عامل در تصمیم گیری هاست و خوب یا بد درک آنچه در مغز اتفاق می افتد می تواند به افراد در تصمیم گیری هایشان کمک کند.
زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان
به واقع چه زیبا در قرآن آمده است که می فرماید: لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ ... تا بر آنچه از دست دادید، تاسف نخورید و به آنچه به شما داده شده شادمانی نکنید و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد.(حدید، 23)
اینکه اتفاقاتی که در زندگی برای ما می افتد؛ از خیر و خوشی تا ناخوشی ها (البته سوء برداشت نشود که در زندگی همه ی تلاش ها باید بشود اما اگر با وجود همه تلاش ها، مشورت ها و بررسی ها باز به آنچه مورد پسند ما نیست ختم نشد) بدانیم که حتما خیری در آن ها وجود دارد که ما خبر نداریم.
همین آیه را می توان بر یک سری از موارد و رفتارهای آدم ها هم سرایت داد ... آن جایی که می بینیم طرف ظواهر دینی را رعایت می کند؛ اول وقت صف اول نماز جماعت نشسته، محاسنی دارد، انگشتر عقیق به دست کرده و خیلی از موارد این چنینی را در ظاهر عمل می کند هم برای من که او را می بینیم و در مورد رفتارهایش نظر می دهم تذکری است که مراقب باش این رفتارهای به ظاهر دینی اش تو را فریب ندهد و از این طریق نخواهد تو را به راه های دیگری بکشاند و هم برای خود فرد تذکری است که این ها مایه مباهات و افتخار تو نشود که فکر کنی حالا با دو تا نماز و صف جماعت خبری شده است ... از طرف دیگر هم در مورد افرادی عکس این گروه هم این اتفاق می افتد که اگر فردی را دیدیم که حالا ظاهرش در نگاه ما صد در صد اسلامی نیست، نماز می خواند اما سؤالاتی درباره خیلی از مسائل دینی که شاید خیلی از آدم های به ظاهر مذهبی که البته گاهاً فقط ظاهر دینی دارند، خنده دار باشد، می پرسند، ما حق نداریم همه هویت این آدم را زیر سؤال ببریم و برایش حکم نهایی صادر کنیم که این فرد دیگر راه نجاتی ندارد و ...
شخصى به نام صفوان از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) درخواست کرد تا دو ماه فرصت فکر به او داده شود. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: سه، چهار ماه به تو فرصت مىدهم ... مهم این است که من نوعی بخواهم راه درست را پیدا کنم به حقیقت برسم و الا دیر و زود شاید آن قدر مهم نباشد که رسیدن صحیح و فهم صحیح داشتن مهم باشد.
و اینجاست که باید گفت نه از استقبال مردم، از کسانی که در ظاهر ادعای دینداری می کنند هیجانى شویم که؛ درختانى که زود گل مىکنند سرما مىخورند و نه از کسانى که دیر تصمیم مىگیرند و برای خیلی از مسائل و موضوعات ذهن جستجو گر و سؤالی دارند مأیوس شویم که ایمان باید بر اساس فکر و انتخاب احسن باشد. (کتاب پرسش و پاسخ ؛ حجت الاسلام قرائتی)
شخصى به نام صفوان از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) درخواست کرد تا دو ماه فرصت فکر به او داده شود. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: سه، چهار ماه به تو فرصت مىدهم ... مهم این است که من نوعی بخواهم راه درست را پیدا کنم به حقیقت برسم و الا دیر و زود شاید آن قدر مهم نباشد که رسیدن صحیح و فهم صحیح داشتن مهم باشد.
قرآن درباره اولى الالباب مىفرماید: «یتفّکرون فى خَلق السموات والارض ربّنا ما خَلقتَ هذا باطلا» (سوره آل عمران، آیه 191) اول در آفرینش آسمان ها و زمین فکر مىکنند سپس مىگویند: پروردگارا! این هستى را بیهوده نیافریدى.
قرآن بندگان خدا را کسانى مى داند که سخن را گوش می دهند و از بهترین سخن پیروى کنند: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ » (سوره زمر، آیه 18) بنابراین تصمیمات عجولانه چندان ارزشى ندارد.
شخصى به نام صفوان از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) درخواست کرد تا دو ماه فرصت فکر به او داده شود. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: سه، چهار ماه به تو فرصت مىدهم .(کتاب پرسش و پاسخ ؛ حجت الاسلام قرائتی)... مهم این است که من نوعی بخواهم راه درست را پیدا کنم به حقیقت برسم و الا دیر و زود شاید آن قدر مهم نباشد که رسیدن صحیح و فهم صحیح داشتن مهم باشد.
سه نوع بهشت و جهنم داریم!
بهشتیان در قیامت نگران چه چیزی هستند؟
آیا کسی به شما بدی کرده است؟
مۆمنان! نعمتهای خدا مال شماست
این مطالعه بر روی ۱۹ فرد مورمون انجام شد و از آن ها خواسته شد که روح را احساس کنند، در این حالت مغز آن ها بسیار مشابه با زمانی که به آهنگ گوش می دهند فعالیت می کند.
مورمون ها گروهی مذهبی و فرهنگی هستند که با شاخه اصلی جنبش قدیسان آخرالزمان مسیحیت مرتبط است.
برای روشن شدن این قضیه، یک مطالعه علوم اعصاب بسیار کوچک که شامل ۱۹ نفر از مورمون های جوان است انجام شد، بنابراین نمی توان خیلی به این نتایج تکیه کرد، چرا که هنوز مطالعه مشابهی بر روی این گونه افراد انجام نشده است، بنابراین شواهد کافی برای این ادعا وجود ندارد که مغز شما خدای شماست.
ولی با توجه به نتایج اولیه، این مطالعه نشان داده است که مغز چگونه می تواند در پاسخ به مفهوم خدا واکنش نشان دهد، و همچنین این نتایج یک بینش جالب در مورد نقش مهم دین در خلق و خوی انسانی و تصمیم گیری ها ارائه داده است.
گروه پژوهشی تازه اینکه مغز افراد شرکت کننده در تجربیاتی که افراد معنوی آن را روحانی، الهی یا متعالی تفسیر می کنند را درک کرده اند.
در چند سال گذشته، فناوری های تصویربرداری مغز به طریقی به پژوهشگران اجازه می دهد که به پرسش های این چنینی نزدیک شوند، پرسش هایی که برای صدها سال مطرح بوده اند.
مهم نیست که اعتقادات مذهبی داشته باشید یا نه، اما این مورد غیر قابل انکار است که در طول اعصار دین یک نیروی شکل دهنده عمده بر جوامع بشری داشته است. بنابراین کشف اینکه دین چه احساسی را در افراد ایجاد می کند، می تواند درک درستی از تاثیر آن بر روی انسان فراهم کند ارائه بدهد.
برای رسیدن به اهداف پژوهشی، این تیم ۱۹ نفر از اعضای کلیسای مورمون زیر ۴۰ سال را در مطالعه وارد کردند، از جمله ۷ زن و ۱۲ مرد که همه آن ها به عنوان افرادی مومن شناخته می شد و یا یکی دوسال به صورت تمام وقت به عنوان مبلغ مذهبی کار کرده اند.
پژوهشگران از fMRI استفاده کردند تا بتوانند محتوای احساس معنوی که مهمترین جنبه دینی است و به احساس آرامش و نزدیکی با خدا در خود و دیگران اشاره دارد را به نمایش درآورند. این احساسات همان چیزی است که مومون ها اکثر تصمیم گیری های خود را براساس آن ها انجام می دهند.
آزمایش یک ساعته fMRI شامل موارد زیر بود:
۶ دقیقه استراحت
۶ دقیقه تماشای یک ویدئو شامل جزئیاتی از آمار عضویت کلیسای مورمون
۸ دقیقه نسبت دادن نقل قول های دروغ به مورمون ها و رهبران دینی
۸ دقیقه خواندن مطالب آشنا از کتاب مورمون
۱۲ دقیقه تماشای فیلم تولید شده توسط کلیسا شامل خانواده و کتاب مقدس
۸ دقیقه ارائه نقل قول ها.
در طول آزمایش از شرکت کنندگان خواسته شد که به توصیف آنچه تجربه کرده اند بپردازند.
تقریبا همه شرکت کنندگان به سرویس عبادت پاسخ های مشابه ای دادند، عبادت شامل احساس صلح و احساست گرم جسمی گزارش شده است.
مغز شرکت کنندگان اسکن شد و نتایج از یک الگوی جالب خبر داد. مناطقی از مغز که روشن شد، مدار پاداش مغز بود که دانشمندان می دانستند این مدار از چیزهایی مانند مواد مخدر و دارو، مواد غذایی لذیذ فست فود و موسیقی تحریک می شود.
این قسمت از مغز به عنوان نوکلئوس اکومبنس شناخته می شد و به مرکز پاداش اشاره دارد. چرا که این بخش می تواند احساسات اعتیاد را کنترل کند و نقش مهمی در انتشار هورمون دوپامین احساس خوب داشته باشد.
به منظور بررسی بیشتر، این تیم از شرکت کنندگان خواست که زمانی که احساس معنوی در آنها اوج می گیرد، دکمه ای را فشار دهند. اسکن های مغز نشان می دهد که حدود ۱ تا ۳ ثانیه قبل از فشردن دکمه فعالیت های عصبی اوج می گیرد.
در آن زمان ضربان قلب نیز سرعت می گیرد و تنفس عمیق تر می شود.
در این مطالعه، زمانی که شرکت کنندگان در مورد ناجی بودن، همراه بودن با خانواده های خود تا ابد و پاداش های آسمانی فکر می کردند، مغز و بدنشان از نظر جسمی پاسخ می داد.
قسمت دیگری از مغز که روشن می شدند، قشر جلوی مغز میانی بود که با وظایفی مرتبط با ارزیابی، قضاوت و استدلال اخلاقی مرتبط بود، همچنین قسمت هایی از مغز که با توجه متمرکز در ارتباط بود نیز تحریک می شد.
توجه داشته باشید که این مطالعه یک پؤوهش کوچک در یک دین خاص است و هنوز شواهدی که مغز همه ادیان به این شیوه عمل کند مشاهده نشده است.
اما اولین مطالعه از نوع مطالعات علوم اعصاب با نگاه به شیوه های معنوی بود و فقط تحت عنوان یک پروژه دانشگاهی در دانشگاه یوتا انجام گرفت.
در آینده می توان امید داشت که اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی تاثیر دین بر روی مغز انسان کشف کرد.
شاید بتوان گفت که تجربیات دینی و معنوی، تاثیرگذارترین عامل در تصمیم گیری هاست و خوب یا بد درک آنچه در مغز اتفاق می افتد می تواند به افراد در تصمیم گیری هایشان کمک کند.