خبرگزاری ایسنا: اسپین ریموت SDC-1 رابط کنترل از راه دوری اسـت که برای فرمان به بیشتر دستگاههای وابسته به مادون قرمز، وایرلس، دستگاههای مجهز به بلوتوث هوشمند و همچنین تبدیل تبلت و یا گوشی هوشمند به کنترل ارائه شده اسـت.
به گزارش گیزمگ، امروزه افراد در جستجوی یک ابزار برای کنترل چندین دستگاه مختلف هستند. ابزارهای کنترلی جدید به جای دکمه قابلیت لمس، جنبش، تغییر جهت و کنترل دارند. اسپین ریموت SDC-1 برای فرمان و ارتباط برای بیشتر دستگاههای وابسته به مادون قرمز، وایرلس، دستگاههای مجهز به بلوتوث هوشمند و تبدیل تبلت و یا گوشی هوشمند به کنترل ارائه شده اسـت.
کنترل چندین سیستم و یا تلویزیون و تطابق آنها از طریق یک کنترل کار سخت و دشواری اسـت و به همین دلیل اغلب ابزارهای کنترلی چند دستگاه محبوبیت زیادی پیدا کرده اند. دستگاه جدید کنترلی گنبدی شکل بوده و نیازی به قرار دادن آن در بین انگشتان و کف دست نیست.
این دستگاه لمسی دارای سنسور برای تفسیر حرکات و دستورات اسـت. بنابراین براساس قرار گرفتن آن در دست، جهت و یا مسیر چرخش آن، کاربر میتواند کانال تلویزیون را تغییر، صدا را تنظیم و دستگاههای هوشمند( همچون لامپ و اسپیکر) را کنترل کند.
وبسایت بازده: مدیر ماهر شدن چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد، ولی از راه انضباط، سختکوشی و تعهد به پیشرفت تجربی میتوان به آن دست یافت. برخلاف آنچه بعضی از مردم میگویند: آدمها مدیری ماهر به دنیا نمیآیند؛ بلکه، با گذر زمان به آن شکل در میآِیند. و هرچند آنچه در یک مورد، مدیر "ماهر” میسازد همیشه در موارد دیگر صدق نمیکند، چند قانون کلی وجود دارد که مدیران ماهر از آن پیروی میکنند.
۱.به حرفهای تیمتان گوش بدهید. قانون شماره یک. همیشه به آنچه اعضای تیمتان باید بگویند گوش بدهید، حتی اگر موضوعی باشد که دوست ندارید.
۲.به اثربخشترین شکل ممکن ارتباط برقرار کنید. انتظارات و احساساتتان را هر چند وقت یک بار به روشنی بیان کنید.
۳.کمتر صحبت کنید. گاهی چیزی نگفتن بهتر از هرچیزی گفتن اسـت.
۴.الگو باشید. شخصیتی داشته باشید که دوست دارید اعضای تیمتان آن شخصیت را داشته باشند.
۵.پرشور باشید. اگر درمورد کسبوکارتان پرشور و مشتاق نیستید، کسبوکار اشتباهی را برگزیدهاید.
۶.ثابتقدم باشید. در رفتارتان ثابتقدم باشید تا اعضای تیمتان بدانند چه انتظاری از شما داشتهباشند.
۷.تصمیمهای قاطع بگیرید. کارها را برای مدتی طولانی بلاتکلیف نگذارید، و وقتی تصمیمی گرفتین درمورد آن تزلزل نشان ندهید.
۸.فقط در مواقع لزوم مداخله کنید. اگر به خوب کارکردن تیمتان اعتماد دارید، در امور آنها دخالت نکنید مگر در مواقع لزوم.
۹.حد و اندازههای خود را بشناسید. از حد اعتدال خود فراتر نروید.
۱۰.تواناییهایتان را بشناسید. اگر حل اختلافتان خوب اسـت، هرازگاهی وارد عمل شوید و اختلافها را حل کنید.
۱۱.نقاط ضعفتان را بشناسید. اگر چیزی وجود دارد که خوب از عهدهی آن برنمیآیید، این امر را بپذیرید و روی آن کار کنید.
۱۲.بهانه نیاورید. اگر اشتباهی مرتکب میشوید، مسئولیت آنرا بپذیرید و تقصیر آن را گردن شخص یا چیز دیگری نیندازید.
۱۳.موارد پیشبینی نشده را بپذیرید. شما نمیتوانید از عهدهی پیشبینی همهچیز برآیید.
۱۴.شریکهای خود را با دقت انتخاب کنید. فقط با کسانی کار کنید که قبولشان دارید و میتوانید به آنها اعتماد کنید.
۱۵.کار خوب انجام دهید. با خودتان عهد ببندید آدم خوبی باشید و هروقت امکان داشت به مردم جامعهتان کمک کنید.
۱۶.همیشه با افراد جدید ملاقات کنید. از هر فرصتی برای توسعهی شبکهی روابطتان و قراردادن خود در معرض تجربهها و دیدگاههای جدید استفاده کنید.
۱۷.با عواطف خود در ارتباط بمانید. ربات نباشید- – احساس داشته باشید.
۱۸.واکنشهایتان را تعدیل کنید. از واکنش نشان دادن خودداری کنید، تا زمانیکه فرصت کنید افکار و احساسات درونیتان را به خوبی بیان کنید.
۱۹.خوش بگذرانید. زمانی را به خوش گذراندن با اعضای تیم اختصاص بدهید.
۲۰.درمورد هرچیزی تحقیق کنید. پیش از تصمیمگیری، مزایا و معایب هر کاری را بشناسید—تکلیفتان را انجام بدهید.
۲۱.دربارهی هرچیزی خوب فکر کنید. هرگز تنها به غریزه یا واکنش اولتان اعتماد نکنید.
۲۲.اعضای تیمتان را با دقت انتخاب کنید. تنها کسانی را استخدام کنید که میتوانید به آنها برای انجام امور اعتماد کنید (و کسانی که با دیگران هم به خوبی کنار میآیند).
۲۳.تیمتان را در اولویت قرار دهید. تیم شما همه چیز اسـت. به آنها هرچه برای موفقیت نیاز دارند بدهید.
۲۴.فروتن باشید. به عنوان یک مدیر یا رهبر از داشتن ثروت، قدرت نفوذ، یا مقامتان مغرور نشوید.
۲۵.اشتباهات را ببخشید. هرکسی اشتباه میکند.
۲۶.خودتان را ببخشید. سر هر چیزی خودتان را بیش از حد سرزنش نکنید. به راهتان ادامه دهید.
۲۷.منطقی باشید. منطقی تصمیمگیری کنید.
۲۸.منصف باشید. به نظرات مخالف گوش دهید، و با انصاف باشید.
۲۹.برای چیزهای با اهمیت وقت بگذارید. چیزی به نام "وقت ندارم” برای چیزی که در زندگیتان با اهمیت اسـت وجود ندارد. وقت بگذارید.
۳۰.پیوسته بیاموزید. تا آنجا که میتوانید مطالعه کنید، و هر وقت فرصت داشتید در کلاسهایی ثبتنام کنید.
۳۲.هرگز تسلیم نشوید. درست وقتی کمی پافشاری بیشتر میتواند شما را به هدفتان برساند، دست از تلاش نکشید.
۳۳.روشهایتان هروقت لازم بود عوض کنید. اگر چیزی کار نمیکند، روشتان را عوض کنید.
۳۴.هرجا لازم بود از کارهای ناموفقتان دست بکشید. اگر درگیر نبردی هستید که پایانی جز شکست ندارد، عقب نشینی کنید و دوباره از جای دیگری(یا به روش دیگری) شروع کنید.
۳۵.از اشتباهاتتان درس بگیرید. سعی نکنید یک اشتباه را دوبار تکرار کنید.
۳۶.هرچیزی را بر اساس دادهها پایهریزی کنید. از تمام تصمیمها، نظرات و افکارتان با اسناد و دادههای محکم و عینی پیشتیبانی کنید.
۳۷.نشانههای فشار روحی را نادیده نگیرید. فشار روحی حقیقت دارد و میتواند قدرت مدیریت یا رهبریتان را تحتتاثیر قرار دهد. اگر در سطوح غیرمعمولی فشارروحی وارد شد، برای کاهش یا رهایی از آن اقدام کنید.
۳۸.بازخورد بدهید. بگذارید تیمتان بداند چهکاری را خوب انجام میدهند و در چه کاری به پیشرفت بیشتر نیاز دارند.
۳۹.اعتماد کنید، ولی نظارت هم داشته باشید. به تیمتان برای انجام امور اعتماد داشتهباشید، ولی همیشه پیگیری کنید که کارها کامل انجام شوند.
۴۰.در دسترس باشید. بگذارید افراد بدانند میتوانند به شما اعتماد کنند، و در اتاقتان را به روی هرکس به کمکتان نیاز دارد باز کنید.
۴۱.با همه یکسان برخورد کنید. پارتیبازی نکنید؛ این کار موجب انزجار میشود و باعث میشود شما مدیری بیتجربه به نظر برسید.
۴۲.با اعضای تیمتان روابط نزدیک برقرار نکنید. رفتار دوستانه داشته باشید، ولی سعی نکنید با همه دوست صمیمی شوید. نخستین و مهمترین چیز: شما مدیر و رهبر تیم هستید.
۴۳.اعضای تیم را دورهم جمع کنید. از کارهای گروهی یا بهانههای دیگر برای حرفزدن اعضاء با هم و خوشگذراندنشان استفاده کنید.
۴۴.پاسخ محبتها را بدهید. اگر کسی به شما کمکی میکند، وظیفهی خود بدانید که پاسخ محبتاش را بدهید – حتی اگر شده یک سالِ بعد.
۴۵.پلها را پشت سرتان خراب نکنید. هرگز رابطهای را کاملا از زندگیتان کنار نگذارید.
۴۶.در تماس بمانید. اگر اعضای تیم آنجا را ترک کردند یا تغییر مقام دادند، با آنها در تماس بمانید.
۴۷.زندگی شخصیتان را قربانی نکنید. زندگی شخصیتان برای سلامت ذهنی شما مهم و حیاتی اسـت. هرگز آن را بهخاطر مدیریت یا مسئولیتهای حرفهای قربانی نکنید.
۴۸.راهنماها و الگوها را شناسایی کنید. افرادی را پیدا کنید که بتوانید به آنها نگاه کنید و از آنها بیاموزید، و به دقت رفتارشان را دنبال کنید.
۴۹.از مدیریت لذت ببرید. سعی کنید زیاد از مدیر بودن به خودتان اضطراب راه ندهید. بلکه، درعوض از تمام مزیتهایی که دارد نهایت استفاده را ببرید.
۵۰.به نصیحتها گوش کنید، حتی اگر درمورد درستی آنها شک دارید. حتی درمورد همین ۵۰ قانون! چون همهچیز را همهکس داند!، و هیچ نصیحتی در همهی موقعیتها صادق نیست.
از این قانونها پیروی کنید، به غریزهتان اعتماد کنید و پیوسته در جهت اصلاح خود بکوشید. درنهایت، با تجربه و تلاشهایتان، همان مدیریخواهید شد که بیشتر مردم آرزوی آنرا دارند.
جیسون یک مجسمه ساز بین المللی و چهرهای شناخته شده اســت و نام "Museo Atlantico” را برای این نمایشگاه هنری انتخاب کرده اســت. هدف او از ساخت و اجرای این پروژه به سه بخش تقسیم میشود. مهمترین هدف این موزهی زیرآبی این اســت که مجسمه های قرار داده شده در مساحت ۵۰ متر مربعی، یک بستر مناسب را برای خانه سازی و زندگی آبزیان و ماهی های آن منطقه فراهم سازند و درواقع Museo Atlantico در وهلهی اول قرار اســت به یک سایت مرجانی مصنوعی تبدیل شود و حیات جدیدی را برای آبزیان منطقه ایجاد کند.
دومین هدف دیکایرس تیلور از توسعهی این موزه این اســت که وقایع تلخی که اخیرا در جهان رخ داده اســت را با زبان هنر بازگو کند و چه موضوعی مهمتر، ناراحت کنندهتر و تلختر از مرگ مهاجران سوری که قصد داشتند خود را از طریق دریا به کشورهای اروپایی برسانند و بسیاری از آنان به دلیل سفر با قایق های نامناسب، بیماری، گرسنگی و حوادث دیگر کشته شدند.
در بخشی دیگر نیز که با عنوان ترکیبی (Hybrid) نامگذاری شده اســت، مجسمههایی وجود دارند که از ترکیب هنرمندانهی انسانها با گیاهان ساخته شده اند. مجسمهی مرد کاکتوسی در این بخش قرار دارد.
گردشگری و صنعت توریسم امروزه به یک تجارت مولتی میلیارد دلاری تبدیل شده اســت تاجاییکه تعدادی از کشورها تمام تمرکز خود را بر روی بخش گردشگری متمرکز میکنند. موزهی زیرآبی نیز از این قاعده مستثنی نیست و علاوه بر دعوت غواصان به یک تجربهی فوق العاده جذاب و منحصربفرد، توریستهای معمولی نیز میتوانند با استفاده از قایقهای کف شیشهای از این موزه دیدن کنند.
سایت Small PDF برای فایلهایی که این گزینه در آنها غیرفعال است میتواند بسیار مفید باشد.
منبع: زومیت
یکی از تغییراتی که در سال های اخیر در روند تکامل گوشی های موبایل ایجاد شده است ، تغییر سایز سیم کارت گوشی ها بوده. این روند کوچک سازی سیم کارت ها ابتدا از سیمکارت معمولی یا مینی سیم ها به میکروسیم رسید و در سالهای اخیر نوبت به نانو سیمکارت رسیده است.
آموزش پانچ کردن سیم کارت در خانه
برای تبدیل سیم کارت معمولی به نانو سیم کارت صرفاً به یک قیچی خوب نیاز داشته و تنها کاری که بایستی انجام دهید بریدن لبههای سیمکارت تا رسیدن به اتصالات فلزی طلایی رنگ روی آن است. (قسمتهای طلاییرنگ جهت اتصال تلفن به شبکهی مخابراتی به کار میروند.) به خاطر داشته باشید چنانچه به صورت اتفاقی تکهای کوچک از بخش فلزی را بریدید جای نگرانی نیست اما اگر مقدار زیادی از آن قسمت بریده شود به احتمال زیاد سیمکارت شما دیگر قابل استفاده نخواهد بود.
پیشنهاد میکنیم ابتدا با یک ماژیک قسمت هایی که می بایست برش داده شود را خط کشی کنید.همچنین داشتن یک نمونه میکروسیم یا نانو سیم برای الگوبرداری قبل از برش سیم کارت استاندارد ، بسیار مفید خواهد بود.
در تصویر زیر ابعاد دقیق هر 3 نوع سیم کارت موجود مشخص شده تا در صورت تمایل به کمک یک خط کش برش دقیق تری روی سیم کارت خود ایجاد کنید:
فراموش نکنید که نتیجه این روش قطعاً به کیفیت پانچ کردن با دستگاه نخواهد بود؛ اما اگر نیاز دارید تا به صورت فوری این کار را انجام داده و یا دسترسی به پانچ ندارید، بهترین روش ممکن استفاده از قیچی است. جهت آشنایی بیشتر، می توانید تصاویری از استانداردهای مختلف سیمکارت از گذشته تا به امروز را در ادامه مشاهده نمایید.
گوگل برنامه جالبی را برای کاربران گوشی آیفون طراحی و عرضه کرده که به آنها امکان میدهد، عکسهای ذخیره شده در سرویس Live Photos را به فایل های متحرکت گیف مبدل کنند.
به گزارش مشرق، به نظر می رسد عرضه این برنامه یک قدرت نمایی از سوی گوگل در برابر اپل است، زیرا خدمات Live Photos اپل در مقایسه با Google Photos چندان مورد توجه قرار نگرفته و استقبالی از آن به عمل نیامده است.
این برنامه بعد از تبدیل عکس ها به فایل Gif نسخه ای از آنها را در گالری گوشی ذخیره کرده و یک نسخه پشتیبان را هم به محیط برنامه Google Photos می فرستد. با این کار به اشتراک گذاری عکس های تهیه شده با گوشی اپل با دیگر سیستم عامل ها از جمله آندروید هم ساده تر می شود.
تا پیش از این کاربران آیفون برای ارسال عکس های خود به دیگر گوشی های آندرویدی با مشکلاتی مواجه بوده و باید از برنامه های ثالث مانند Lively استفاده می کردند، اما گوگل با ابتکار عمل جدید خود این کار را ساده تر کرده است.
با استفاده از امکانات این برنامه می توانید از مسیری که در حال طی کردن آن هستید عکس های متعددی بگیرید و برنامه Motion Stills با ترکیب این عکس ها عملا یک فیلم ویدئویی در دسترس شما قرار می دهد.
یکی از مزایای این برنامه که ناشی از استفاده از یک الگوریتم هوشمند در آن است، قابلیت تثبیت تصاویر و اصلاح فریم های عکس ها و یکدست کردن آنهاست. به عنوان نمونه اگر شما از منظره ای خاص عکس های مختلفی با قاب بندی های مشابه ولی نه دقیقا یکسان گرفته باشید، برنامه یاد شده با انتخاب یک قاب ثابت و اصلاح ابعاد دیگر عکس ها به جای یک ویدئوی لرزان و آماتوری یک تصویر ثابت متحرک حرفه ای در معرض دید شما قرار می دهد.
بدین منظور نقاط مختلف یکسانی از عکس های متعدد علامت گذاری شده و بخش هایی از قاب عکس ها که در همه آنها تکرار شده اند انتخاب می گردند تا تصویری واضح و یکدست و بدون لرزش و تغییر قاب به دست بیاید.
مدیرکل نظارت بر طرحهای عمرانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری گفت: ساختمان دانشگاه صنعتی کرمانشاه به مدلی برای سایر دانشگاهها تبدیل میشود.
دکتر مهرالله رخشانی مهر در بازدید از ساختمان تازه تاسیس شده دانشگاه صنعتی کرمانشاه گفت: کیفیت و اصول فنی با رعایت مقررات ساخت و ساز باید در اجرای طرح های عمرانی در اولویت قرار گیرد و در میان مجریان طرح ها نیز نهادینه شود.
وی با توجه به کیفیت بالای اجرای ساختمان و مدل پیشنهادی جدید به کار گرفته شده در دانشگاه صنعتی کرمانشاه مقرر کرد ﺩﺭ نخستین همایش ملی ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﺳﺒﺰ که اسفند ماه سال جاری برگزار خواهد شد از طرح دانشگاه صنعتی کرمانشاه به عنوان یک مدل الگو برای سایر دانشگاه ها استفاده شود.
دکتر علی اکبر اختری رییس دانشگاه صنعتی کرمانشاه نیز توضیحاتی را در خصوص فازهای دانشگاه ارائه کرد و افزود: در حال حاضر ۳ فاز از ۴ فاز دانشگاه با متراژ بیش از 16 هزار متر مربع تکمیل شده و به بهره برداری رسیده است.
وی ادامه داد: همچنین فاز چهارم (میانی) دانشگاه به متراژ هفت هزار متر مربع، تاکنون ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد.
اختری خاطرنشان کرد: در فاز چهارم فضاهایی از جمله سلف سرویس، آمفی تئاتر و فضاهای آموزشی و آزمایشگاهی دیگری نیز جانمایی شده که به زودی با بهره برداری از این فاز، آماده خدمت رسانی به دانشجویان خواهد شد.
ماهنامه پیشه و تجارت - سید محمد میرزامحمدزاده: شاید برای تان جالب باشد داستان مردی 42 ساله در یک روستای دور افتاده از هند را بدانید؛ فردی که پدرش کارگر بود و مادرش چیزی از مدرسه نمی دانست. این داستان زندگی فردی است که در کلاس ششم مردود شد اما با تلاش بسیار توانست به دانشکده محلی مهندسی کولیکات (موسسه ملی تکنولوژی کنونی هند) و موسسه مدیریت هندی بنگالور بپیوندد. مردی که تصمیم گرفت یک کارآفرین نمونه شود و مردم مناطق محروم را صاحب شغل کند.
پی سی مصطفی تعریف می کند کودکی وی در روستایی به نام چنالود در نزدیکی کالپتا در وایاند هندوستان گذشت. وی می گوید: «روستای ما آنقدر دور افتاده بود که فقط مدرسه ابتدایی داشتیم. روستای ما نه برق داشت و نه جاده. ما مجبور بودیم حداقل چهار کیلومتر مسیر را برای رفتن به دبیرستان پیاده روی کنیم، بنابراین خیلی از بچه ها بعد از دوره دبستان ترک تحصیل می کردند. احمد پدر من، پس از کلاس چهارم مدرسه را ترک کرد و شروع به کار در مزرعه قهوه کرد و مادرم فاطیما هم هرگز به مدرسه نرفت. من بزرگترین فرزند خانواده هستم و سه خواهر جوان دارم.»
فرار از مدرسه پی سی: مصطفی ادامه می دهد: «من علاقه ای به مدرسه نداشتم. هر روز پس از مدرسه و آخر هفته ها ترجیح می دادم به جای انجام تکالیف مدرسه و درس خواندن به صورت کارگر روزمزد به پدرم کمک کنم. هر چند نمره من در همه درس ها زیر متوسط بقیه افراد کلاس بود اما در ریاضی همیشه درخشان بودم. پس از آن که در کلاس ششم مردود شدم به کلی اشتیاقم برای رفتن به مدرسه را از دست دادم.»
فرشته نجات وارد می شود
مصطفی می گوید: «پس از آن پدرم از من خواست به وی بپیوندم و کارگری کنم. آقای متیو دبیر ریاضی من با بیرون انداختن من از مدرسه موافق نبود، بنابراین با پدرم صحبت کرد تا فرصت دیگری به من بدهد. زمانی که به مدرسه بازگشتم، مجبور بودم دوباره با سال پایینی ها درس بخوانم در حالی که همه دوستانم در کلاس بالاتر بودند و این مسئله برایم آنقدر تحقیر کننده بود که سعی کردم در کلاس فعال تر باشم. کمک های متیو موثر واقع شد و من در کلاس هفتم شاگرد اول شدم و همه معلمان را شگفت زده کردم. پس از آن دیگر هیچ وقت به عقب بازنگشتم و تا کلاس دهم شاگرد اول بودم. در آن روزها من تنها یک آرزو داشتم، همچون آقای متیو معلم ریاضی شوم. او الگوی زندگی من شده بود.»
مهاجرت از روستا به شهر
مصطفی در مورد ادامه تحصیلش می گوید: «تا کلاس دهم من هیچ وقت پایم را از روستا بیرون نگذاشته بودم. برای رفتن به پیش دانشگاهی مجبور بودم به کالیکات بروم. پدرم مشکلی با این قضیه نداشت اما پولی برای سرمایه گذاری به منظور تحصیل من نداشت. زمانی که من برای پیش دانشگاهی پذیرش گرفتم، دوست پدرم که پیشنهاد ادامه تحصیل من را داده بود، از خیریه دانشکده طرح غذا و مکان رایگان را برایم اخذ کرد. من جزو 15 نفری بودم که به دلیل عدم توانایی مالی می توانستم غذا و مکان رایگان برای تحصیل دریافت کنم.
چهار خوابگاه در دانشکده وجود داشت و ما مجبور بودیم برای هر وعده غذایی به یکی از خوابگاه ها برویم؛ چرا که مخا به صورت خیریه تحصیل می کردیم. دانش آموزان دیگر به ما به دیده تحقیر نگاه می کردند. این قضیه مرا ناراحت می کرد، چرا که انگار ما سهم فرد دیگری را می خوریم. بعضی ها ما را مسخره می کردند. تجربه جالبی نبود اما مجبور بودیم برای تحصیل، این شرایط را تحمل کنیم. در این دوره فکر می کردم چقدر کار مدیران دانشکده جذاب است که از دانش آموزان فقیری همچون ما حمایت می کردند. برای من که از روستا آمده بودم و انگلیسی ام ضعیف بود، گذراندن دوره های تمام انگلیسی بسیار سخت بود؛ یکی از دوستانم همه چیز را برایم ترجمه می کرد و من مجبور بودم سخت تلاش کنم و با نمره های خوبی که کسب می کردم، بیشتر ترغیب می شدم.
در کنکور دانشکده مهندسی رتبه 63 را در کل کشور به دست آوردم و به دانشکده محلی مهندسی راه یافتم. وقتی به عقب نگاه می کردم سه عامل موفقیت برای خودم می دیدم؛ استعداد در ریاضی، سختکوشی و خواست خدا. با اینکه هیچ کس مرا راهنمایی نکرد با همراهی خدا بهترین رشته مهندسی یعنی کامپیوتر را انتخاب کردم. دانشگاه برایم چندان سخت نبود. موفق شدم بورسیه دانشگاه را کسب کنم و از دانشگاه وام بگیرم. شهریه پرداخت نمی کردم و فقط باید هزینه های خوابگاه را پرداخت می کردم. با وجود این مجبور بودم در هزینه هایم صرفه جویی کنم.»
مصطفی به ورودش به عرصه کارآفرینی اشاره می کند و می گوید: «آن زمان حتی رویای کارآفرین شدن نداشتم. می خواستم مهندس معروفی شوم. زمانی که در سال 1995 از دانشگاه فارغ التحصیل شدم. در انجمن هندی – آمریکایی کارآفرینی با نام منهتن استخدام شدم. پس از چند روز کار در فعالیت های استارت آپ در بنگالور، پیشنهادی از موتورولا دریافت کردم. این یک پیشنهاد رویایی برای کسی بود که از یک روستای دور افتاده آمده بود و بعد از آن به ایرلند منتقل شدم.
زمانی که در پرواز به سمت ایرلند می رفتم، برای اولین بار در عمرم تصویر هوایی شهرم را دیدم؛ تصویری که از ذهنم پاک نمی شود. زندگی در ایرلند هر چند دوست داشتنی اما دشوار بود. دلم برای طعم غذای هندی تنگ شده بود و هیچ رستوران هندی آنجا نبود. همچنین خواندن پنج بار نماز برایم دشوار شده بود. پس از ایرلند پیشنهاد کاری از سوی سیتی بانک دریافت کردم و به دبی رفتم. در سال 1996 دریافت حقوق چند هزار دلاری خیلی چشمگیر بود. اولین کاری که پس از تسویه وام هایم انجام دادم، فرستادن دو هزار دلار برای پدرم بود و بعدها شنیدم که پدرم با گرفتن این پول گریه کرده بود.
او همه قرض هایش را داد و خواهرم را عروس کرد. دو خواهر دیگرم نیز ادامه تحصیل دادند. سال 2000 هم خودم ازدواج کردم. خیلی زود برای خانواده ام خانه ای در روستا ساختم. کسانی که کودکی مرا دیده بودند این تغییر را باور نمی کردند. خیلی از کودکان در روستا حالا من را الگوی خود قرار داده اند.»
بازگشت به خانه
این کارآفرین در بخش دیگری از سخنان خود به بازگشتنش به خانه پرداخته و می گوید: «در سال 2003، پس از آن که سال های زیادی در دبی زندگی کردم، تصمیم گرفتم به هند بازگردم و برای این کار سه دلیل داشتم. دوست داشتم برگردم و وقتم را بیشتر با خانواده ام باشم. دوست داشتم ادامه تحصیل دهم و مدیریت اقتصاد کسب کنم و دلیل سوم این بود که حس می کردم باید چیزی به جامعه ام بازگردانم. فکر می کردم باید برای نوجوانان باهوش روستایم شغلی ایجاد کنم.»
ترک شغل خوب
مصطفی تاکید می کند: «ترک شغل با حقوق بالا سخت ترین تصمیم زندگی عمرم بود. پدرم وحشت کرده بود و خانواده همسرم نگران بودند اما یک نفر من را تماما حمایت کرد و او ناصر، پسرخاله ام بود که بعدها همسرم هم به او پیوست. ناصر از خانه فرار کرده بود و در بنگالور یک مغازه زده بود. او به من می گفت «به ندای درونت گوش بده، اگر جواب نداد می توانی دوباره به کارت بازگردی. شاید ترک شغلت آخر دنیا باشد اما ناراحت نیستی کاری که می خواستی را انجام ندادی.»
قسمت خنده دار داستان این بود که من قصد داشتم کاری کنم اما نمی دانستم چه کار؛ پس با 25 هزار دلار پس انداز شغلم را رها کردم و به هند بازگشتم. در هند به جای رشته تکنولوژی سراغ MBA رفتم و آزمون CAT دادم و در IIM بنگالور پذیرش گفتم. از هر فرصتی برای بحث تجاری با اعضای فامیل استفاده می کردم. شمس الدین یکی از پسرخاله هایم یک مغازه سمبوسه فروشی دیده بود که در کیسه های پلاستیکی فروخته می شد. وقتی راجع به این موضوع شنیدم تصمیم گرفتم روی آن سرمایه گذاری کنم و با 400 دلار سرمایه گذاری یک کارخانه کوچک زدم. پنج پسرخاله یعنی ناصر، شمس الدین، جعفر، نوشاد و من در این سرمایه گذاری شریک بودیم و 50 درصد سرمایه مال من بود.
ما کارمان را در یک محوطه 550 متری با دو خردکن، یک مخلوط کن و یک ماشین بسته بندی آغاز کردیم. از آنجا که ما idli (سمبوسه) و dosa (نوعی کیک) تولید می کردیم اسم کارخانه مان را IDFresh گذاشتیم. در ابتدا بازار هدف 20 مغازه در محله را برای خود تعیین کردیم و اگر می توانستیم 100 بسته در روز ظرف 6 ماه بفروشیم، تصمیم داشتم که سرمایه گذاری بیشتری انجام دهم. در ابتدا مغازه ها حاضر به خرید از ما نبودند، پس ما از پیشنهاد ویژه پول پس از فروش استفاده کردیم. زمانی که مشتریان ما از مغازه ها محصولات ما را می خواستند، کم کم این مغازه ها بودند که به دنبال محصول می آمدند.
ظرف 9 ماه توانستیم به هدف 100 بسته برسیم. در ماه اول البته کسی به فکر حقوق نبود. با پرداخت اجاره و هزینه ها تنها چند دلار برای مان باقی می ماند. زمانی که به تولید 100 بسته رسیدیم، تصمیم گرفتم 10 هزار دلار سرمایه گذاری کنم و به فضایی با 800 متر مربع نقل مکان کنیم تا بتوانیم با 15 خردکن روزی 200 بسته تولیدت کنیم.
ناصر به تنهایی آشپزخانه را می چرخاند و برای همین پنج نفر از اقوام را استخدام کردیم. تا آن زمان من از راه دور کار را راهبری می کردم و وقتم بیشتر در دانشگاه می گذشت اما در سال 2007 مدرک MBA گرفتم و به طور رسمی مدیرعامل و مدیر سرمایه گذاری شرکت شدم. طی دو سال تعداد مغازه هایی که با ما همکاری می کردند به 300 تا 400 مغازه رسید و 30 کارگر داشتیم. زمانی که تقاضا زیاد شد به یک محیط صنعتی نقل مکان کردیم و در آن موقع نزدیک به 12 درصد سود از سرمایه گذاری مان به صورت ماهانه کسب می کردیم.
سال 2013 عملیات ما در دبی آغاز شد. در این مرحله ناگهان تقاضا برای سمبوسه زیاد شد و ما پاسخگوی تقاضا در دبی نبودیم. ما از همان مدل تولید هند در دبی استفاده کردیم. مدل تجاری مان نیز یکی بود اما به دلیل آن که حضور مستقیم در آنجا نداشتیم، در تعدد شعب دچار مشکل بودیم. در حال حاضر دیگر قصد نداریم در دیگر کشورها شعبه بزنیم چرا که بازار هند برای ما به اندازه کافی بزرگ هست.»
شرکت 20 میلیون دلاری
او در پایان تاکید می کند: «در حال حاضر ما روزانه 50 هزار کیلوگرم محصول تولید می کنیم و کل سرمایه گذاری ما نزدیک به 600 هزار دلار و درآمدمان نزدیک به 20 میلیون دلار است. ما کارمان را از 10 بسته در سال 2005 آغاز کرده بودیم و حالا با کمک پسرخاله هایم 50 هزار بسته در روز با هزار و 100 کارگر در 10 سال فعالیت تولیدمی کنیم. وقتی من کسی را به کار می گیرم، قبلش مطمئن می شوم که او نیازمند باشد، زرنگ و صادق و متعهد باشد. کسانی که در این شرکت کار می کنند ماهانه نزدیک به 600 دلار درآمد دارند. بزرگترین چالش کارآفرینی، پیدا کردن افراد درست و تیم درست است اما قبل از آن ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصی از همه مهمتر است. هدف آینده من تبدیل کارخانه ID به معروف ترین کارخانه هند و درآمد 165 میلیون دلار ظرف 6 سال است. تا آن موقع توانسته ام برای پنج هزار نفر شغل ایجاد کنم.»
کد مطلب: 413034
ویژه اندروید و Ios؛
دانلود Prisma؛ تبدیل تصاویر به نقاشی
بخش دانش و فناوری الف،22 آبان95
prisma یکی از بهترین ترین نرم افزار های ویرایش و افکت گذاری تصاویر است و می تواند عکس های شما را به نقاشی تبدیل کند.
تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۴۶
ویژگی های برنامه پریسما Prisma :
فیلتر های هنری و مدرن
افکت های خیره کننده و چشم نواز
اشتراک گذاری سریع
قابلیت ذخیره آسان در دستگاه
و …
کلمات کلیدی : دانش و فناوری+ افکت گذاری تصاویر
نظراتی که به تعمیق و گسترش بحث کمک کنند، پس از مدت کوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت دیگر بینندگان قرار می گیرد. نظرات حاوی توهین، افترا، تهمت و نیش به دیگران منتشر نمی شود.