تلاش برای جلوگیری از گرسنگی در برخی مواقع می تواند دشوار باشد، اما برخی مواد غذایی می توانند به جلوگیری از درد گرسنگی کمک کرده و برای مدتی طولانیتر احساس سیری را در ما ایجاد کنند.
با این وجود، گرسنگی از نقطه نظر علمی به واسطه انتشار گرلین، هورمونی که سیگنال هایی به مغز ارسال می کند و نیاز بدن به خوراک بیشتر را اعلام می کند، شکل می گیرد. این شرایط می تواند هنگامی که معده به واقع خالی است، و یا فکر می کنید که خالی است، شکل بگیرد.
برای افرادی که در تلاش برای کاهش وزن هستند، یا قصد دارند به رژیم غذایی خود پایبند باشند، صرف میان وعده در کنار پرخوری می توانند مشکلات بزرگی باشند. از این رو، مواد غذایی که در شما احساس سیری ایجاد می کنند و به خوبی گرسنگی را از بین می برند برای کاهش وزن از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. مواد غذایی مختلفی در دسترس هستند که می توانند احساس سیری را در شما ایجاد کرده و اشتها را از بین ببرند. در ادامه با برخی از آنها بیشتر آشنا می شویم.
کرفس
بسیاری از مردم کرفس را به عنوان یک سبزی بی استفاده در نظر می گیرند، اما حقیقت کاملا چیز دیگری را نشان می دهد. اگرچه کرفس از ارزش تغذیه ای پایینی برخوردار است و بخش قابل توجهی از آن را آب تشکیل داده، اما از محتوای فیبر بالایی سود می برد و تراکم انرژی پایینی دارد. این به معنای آن است که بدن برای گوارش کرفس تلاش بیشتری می کند، در شرایطی که این روند به آرامی صورت می گیرد.
مغزهای خوراکی
مغزهای خوراکی سرشار از اسیدهای چرب غیر اشباع تک پیوندی هستند، که از جمله چربی های مفید در رژیم غذایی محسوب می شوند. این شرایط به ویژه برای پسته، بادام، و گردو صادق است. نه تنها این مغزهای خوراکی حاوی چربی های سالم هستند، بلکه دارای پروتئین نیز بوده و می توانند احساس سیری را ایجاد کنند.
لوبیاها
گوشت
به عنوان منبع اصلی پروتئین برای بسیاری از مردم جهان، گوشت راه حلی موثر برای رفع گرسنگی است. به جای خوردن چیپس سیب زمینی یا پیتزا، گزینه بهتر برای رفع گرسنگی گوشت گاو، گوشت مرغ یا گوشت ماهی است. هر سه نوع گوشت از نظر ایجاد احساس سیری انتخاب های خوبی هستند زیرا جویدن آنها زمان بیشتری می برد که از نظر روانی بر انسان تاثیرگذار است و احساس سیری را افزایش می دهد. اگر در پی سالمترین گزینه هستید، انواع بدون چربی گوشت ماهی بیشترین پروتئین و سالمترین مجموعه چربی ها را در اختیار شما قرار می دهد.
آووکادو
هنگامی که موضوع چربی های غیر اشباع مطرح می شود، بسیاری از مردم آووکادو را نادیده می گیرند، اما نباید این گونه باشد. خوردن آووکادو روشی موثر برای از بین بردن گرسنگی و دریافت مواد مغذی مورد نیاز بدن است. چربی های غیر اشباع سیگنال سیری را به مغز ارسال می کنند، در شرایطی که به ایجاد تعادل در سطوح کلسترول خون و بهبود کاهش وزن نیز کمک می کنند. یک ترکیب متابولیک ویژه به نام Oleoylethanolamide چیزی است که احساس سیری را در بدن ایجاد می کند و تولید آن توسط چربی های غیر اشباع موجود در آووکادو تحریک می شود.
سیب
بسیاری از میوه ها و سبزیجات می توانند تاثیر مثبت بر رفع گرسنگی داشته باشند زیرا از محتوای فیبر غذایی بالا سود می برند و در این میان، سیب نیز مستثنی نیست. سیب سرشار از فیبر و آب است که هر دو به ایجاد احساس سیری کمک می کنند و می توانند انتشار هورمون گرسنگی را کند کنند.
افزون بر این، سیب به واسطه یک نوع منحصر به فرد از فیبر به نام پکتین از میوه های دیگر متمایز می شود. باور بر این است که پکتین اشتها را کاهش می دهد. بر همین اساس، مصرف روزانه یک سیب نه تنها می تواند سلامت کلی بدن را بهبود ببخشد، بلکه در مسیر تحقق اهداف کاهش وزن نیز موثر عمل می کند.
آن شب همچون شب های دیگر دیروقت بود و مت مالونی احساس گرسنگی می کرد؛ اما این گرسنگی با همیشه فرق داشت و جرقه ای در ذهن او ایجاد کرد. در سال 2004 او و همکارش مایک ایوانز شرکت گراب هاب، یک سرویس سفارش غذای آنلاین را در شیکاگوی آمریکا به راه انداختند. کار آنها در چند سال اخیر حسابی سکه شد و در سال های 2010 و 2011 توانست جزء 500 شرکت با رشد سریع آمریکا شود و در سال 2013 نیز با درآمد 137 میلیون دلار رکورد زد.
همچنین با ادغام گراب هاب با رقیبش سیملس (Seamless) که یک شرکت دیگر در لیست 500 تایی های Inc بود، توانستند رکوردهای عجیبی بزنند. در آوریل 2013 مالونی که حالا مدیرعامل شرت ادغام شده است، مقدمات عرضه موفق سهام اولیه این شرکت را در آمریکا فراهم کرد و به عقیده وی اگر به راهش ادامه دهد، دیگر کسی برای سفارش پیتزا تلفنش را بر نمی دارد.
مالونی این گونه داستان موفقیتش را تشریح می کند: «همیشه بهترین خلاقیت ها با مشکلات نمایان شده اند؛ درست زمانی که برای انجام کاری به دیوار بسته خوردی، و به دنبال چاره می گردی، چاره ای که می تواند بزرگ ترین ایده زندگی تو شود. برای شرکت گراب هاب لحظه طلایی زمانی به وقوع پیوست که من و مایک به عنوان توسعه دهندگان سایت Apartments.com (یک سایت مخصوص خرید و اجاره مسکن) فعالیت می کردیم و آن را توسعه می دادیم. از اینکه هر شب بدون شام می ماندیم و برای سفارش غذا باید شماره عابربانک برای رستوران ها را می خواندیم کلافه شده بودیم. در آن دوره ما در حال کار روی پروژه ای بودیم که بتوان بر اساس موقعیت جغرافیایی به دنبال اجاره خانه در املاکی ها بود.
آنجا بود که من صدای حرکت چرخ دنده ها را در مغزم شنیدم: «چرا نباید همچین چیزی برای سفارش و ارسال غذا ایجاد کرد؟ و چرا نباید بتوان به صورت آنلاین غذا سفارش داد بدون آن که لازم باشد با منشی رستوران سروکله بزنیم؟» همین سوالات من را به کار واداشت و پس از یک برنامه ریزی اولیه با مایک صحبت کردم. من و مایک صدها منوی غذا را از سراسر شیکاگو جمع آوری کردیم و او مشغول کد نویسی شد.
ما به این می اندیشیدیم که رستوران حتما از اینکه ما توجه مردم گرسنه را به آنها جلب کنیم، خوشحال می شوند. در ابتدا از آنها برای یک دوره شش ماهه قرار گرفتن در جایگاه ویژه وب سایت مان 140 دلار دریافت می کردیم اما زمانی که درخواست پول از رستوران ها را آغاز کردیم، خیلی از آنها جا زدند و ارزش کار ما را درک نکردند. آنها تا آن زمان هزاران دلار برای ایجاد وب سایت های مسخره پول خرج کرده بودند. وب سایت هایی که هیچ فایده ای برای کسب و کار آنها نداشت و حالا پول دادن برای یک سایت ناشناخته برای شان معقولانه به نظر نمی رسید. پس ما استراتژی مان را تغییر دادیم؛ به رستوران ها گفتیم: «نظرتان راجع به پرداخت 10 درصد پورسانت از هر فروش چیست؟» سوالی که جوابش مشخص بود: «این عالی است.»
آن زمان بود که دریافتیم طرح ما آنقدر خوب است که می توانیم آن را تعمیم دهیم. پس مرحله بعد توسعه کار به شهر دیگری بود. ما فکر کردیم برای این کار باید به جذب سرمایه های ریسک پذیر اقدام کنیم؛ اما این کار زمان زیادی می برد. این سرمایه ها دیر ترغیب می شوند اما حتما ترغیب می شوند. هر چه آنها شما را عقب تر نگه دارند، گزینه های بیشتری برای خود ایجاد می کنند، گزینه هایی که می تواند کار شما را تهدید کند. بنابراین ما گفتیم: «بی خیال، ما هر طور شده باید این کار را انجام دهیم.»
ما به سانفرانسیسکو هجوم بردیم و یک بازاریابی مهاجمانه برای ثبت بیشتر رستوران ها در سایت مان انجام دادیم. برای این کار به جیب های مان تکیه کردیم و این کار هم جواب داد. رستوران ها واقعا مشتاق بودند و سفارش ها بی امان به ما ارجاع می شد. مردم سانفرانسیسکو عاشق کار ما بودند و سرمایه گذاران نیز این موضوع را درک کردند. ما در اکتبر 2007 فعالیت مان را در سانفرانسیسکو آغاز کردیم و به فاصله یک ماه، یعنی در نوامبر به اولین دور جذب رستوران ها در سانفرانسیسکو پایان دادیم.»
همچنان رسیدن به بازار دوم برای ما خیلی سخت بود، چرا که ما آنجا زندگی نمی کردیم. این تجارت بسیار به منطقه فعالیت وابسته است. ما آنچنان که محلات را در شیکاگو می شناختیم، سانفرانسیسکو را بلد نبودیم. برنامه ما تبدیل شدن به یک شرکت ملی بود اما هزینه ایجاد دفتر در همه شهرهای ایالات متحده آمریکا را نداشتیم و مجبور بودیم راهی برای ایجاد بازار پیدا کنیم. اذهان را هدایت کنیم و رستوران ها را بدون اینکه هزینه ای پرداخت کنند در سایت مان ثبت کنیم.
در نهایت ما فردی را به عنوان مدیر سانفرانسیسکو استخدام کردیم که به صورت فیزیکی به رستوران ها می رفت و آنها را در سایت ثبت می کرد و شبکه را گسترش می داد اما این کار هم چندان مطابق میل ما نبود؛ چرا که آن فرد سلیقه ای عمل می کرد و میزان فعالیتش به حال و روزش بستگی داشت. این روزها به جای داشتن مدیر در هر مکان، ما تنها مردم را در 10 بازار برتر خودمان داریم. این مردم هستند که رستوران ها را پیشنهاد می کنند و حتی با آنها مذاکرات را انجام می دهند و خود رستوران ها به ما مراجعه می کنند. بقیه تیم فروش ما در شیکاگو و سانفرانسیسکو مستقر هستند.
ما یکی از کمترین مصرف کنندگان اینترنت بین دیگر شرکت های آمریکایی هستیم، چرا که تبلیغات آفلاین خوب جواب می دهد به ویژه در شبکه های حمل و نقل. مردم حدود ساعت 6 بعدازظهر به خانه می روند و گرسنه هستند و به پیام های ما حساس. ما زمانی که در شبکه های حمل و نقل عمومی شیکاگو تبلیغ می کردیم متوجه این موضوع شدیم.
از طرفی، فردی که مسئول پایین کشیدن تبلیغات ما پس از اتمام قرارداد بود، تنبلی می کرد و ما با خرید یک ماه زمان، در واقع پنج ماه فرصت برای تبلیغ داشتیم. این داستان به ما خیلی کمک کرد و توانستیم بهترین رکورد تبلیغات را در آن زمان و پس از آن بزنیم. در آن زمان تبلیغ شرکت سیملس روی متروها و اتوبوس های نیویورک بود که بزرگ ترین رغیب ما به شمار می رفت و من به شدت کارشان را رصد می کردم.
در آن زمان از رقیبم بیزار بودم اما شرکت ها و دغدغه های ما بسیار شبیه بود و برای حل مشکلات به یک شکل در جغرافیای مختلف عمل می کردیم. سیملس در آن زمان به طور پیاپی تصمیمات هوشمندانه ای هم در محصول و هم در بازار اتخاذ می کرد. نظر من در مورد رقابت این است که اگر کسی با محصول بهتر و قیمت پایین تر به بازار آمد، باید کار بهتری انجام دهی والا شایسته شکست هستی. بنابراین می توانیم ایده آنها را کپی کنیم و بهبود ببخشیم یا اینکه با آنها ادغام شویم؛ پس ادغام شدیم. زمانی که اعلام کردیم می خواهیم پس از ادغام هر دو اسم گراب هاب و سیملس را نگه داریم، همه با تعجب می پرسیدند: «چرا؟»
ما دائما برای بهبود تکنولوژی های خود تلاش می کنیم. نرم افزار موبایل ما سال 2010 آغاز به کار کرد؛ این یک گام بزرگ بود. کار بسیار راحتی است که گوشی موبایل تان را در آورید و با لمس سه دکمه سفارش غذا دهید. اما تکنولوژی تبلت ما خیلی فراتر از این گام بود و به این سادگی نبود. ما متوجه شدیم رستوران ها نمی توانستند حجم گسترده سفارشات را با روش های سنتی، پذیرش کنند.
در روش سنتی، ما سفارش ها را به صورت فکس ارسال می کردیم اما ماشین های فکس و هر تمام می کردند و کاغذ در آنها گیر می کرد. بنابراین ما نرم افزار تبلت مخصوص رستوران را طراحی کردیم تا سفارش ها را از طریق آن تایید و کامل کنندو به درخواست ها پاسخ دهند، در منوی خود تغییرات ایجاد کنند یا مثلا ساعات کاری خود را تغییر دهند یا هر موضوع دیگری که می خواهند. حالا تقریبا نصف 175 هزار سفارش روزانه ما به وسیله این نرم افزار انجام می شود.
ما خودمان تبلت را به رستوران ها می دهیم که جم بالای سفارشات را پذیرا باشند. از آنها می خواهیم یکی از این تبلت ها داشته باشند. با این نرهم افزار آنها می توانند سفارش ها را بهتر و سریع تر انجام دهند و این گونه همه خوشحال هستند: «مشتری، رستوران و ما.»
عوامل برتری گراب هاب
همه در مورد انقلاب تحویل غذا در آینده صحبت می کنند؛ در گراب هاب ما سفارشات را ظرف 60 دقیقه انجام می دهیم؛ این کار آهنگ تجارت ماست. برای انجام این کار ما تیمی 300 نفره در شیکاگو داریم که کارهای نظرسنجی را در سراسر کشور انجام می دهند. اگر سفارش شما ظرف پنج دقیقه تایید نشود یک نفر از گراب هاب یا رستوران تماس می گیرد. اگر سفارش شما ظرف 20 دقیقه از رستوران راهی نشود، کارشناس ما پشت تلفن است تا ببیند مشکل چیست اما مشکل رانندگان تحویل پابرجاست و ما دنبال پیدا کردن راهکاری برای حل این موضوع و بهبود آن هستیم.
رشد گراب هاب
گراب هاب به سرعت به یک گزینه شام برای همه کارگران تبدیل شد. این روزها تقریبا 50 درصد سفارش ها از طریق دستگاه موبایل انجام می شود. در حال حاضر 30 هزار رستوران در 700 شهر ایالات متحده آمریکا، 175 هزار سفارش را در روز پذیرا هستند و درآمد ناخالص گراب هاب را در سال 2013 به یک میلیارد دلار رساندند.
برای از بین بردن اشتهای کاذب و راه دفع کردن آن برای جلوگیری از چاقی باید راه های زیر را دنبال کنید تا از آن جان سالم به در ببرید! با لحنی که انگار بدیهی ترین نکته دنیا را توضیح می دهد، می گوید: «وقتی گرسنه هستی غذا بخور و هر وقت سیر شدی از پای سفر بلندشو.
این جوری ساده و بی دردسر لاغر می شوی.» به نظرش خیلی ساده می رسید ولی وقتی دستمان را سمت بشقاب غذا و خوراکی های روی میز دراز می کنیم تا علاوه بر گرسنگی باقی احساساتمان را هم ارضا کنیم. قصه آن قدرها هم ساده نیست و حتی گاهی وقت ها غیرممکن به نظر می رسد.
اصلا مگر می شود وقتی عصبانی هستیم یا هیجان زده شده ایم و استرس داریم عوض یک خوراکی شیرین نکنیم تا به آرامش برسیم؟
احساسی غذا خوردن یا میل به خوردن به دنبال استرس، عصبانیت، شادی، ناراحتی و… یک واقعیت است که خیلی ها کم و بیش با آن دست به گریبان هستند. این مشکل چرخه ناسالمی را به وجود می آورد که در نهایت به پرخوری، اضافه وزن ،چاقی، از دست دادن تناسب اندام، پایین آمدن اعتماد به نفس، احساس گناه و…
منتهی می شود. حالا سوال اصلی اینجاست که چطور می توان این گرسنگی کاذب ناشی از فراز و فرودهای احساسی را از گرسنگی واقعی و فیزیولوژیک تشخیص داد و با آن مقابله کرد؟تفاوت گرسنگی احساسی و واقعی
1- گرسنگی احساسی ناگهانی و بدون مقدمه به وجود می آید. در حالی که گرسنگی واقعی تدریجی بوده و به مرور شدت پیدا می کند. در شرایطی که گرسنگی تان واقع باشد، این نیاز احساس فوری برای غذا خوردن به وجود نمی آورد. در حالی که گرسنگی کاذب شما را تحت فشار قرار می دهد تا فورا غذا بخورید و برای غذا خوردن لحظه ای به شما امان نمی دهد.
2- گرسنگی احساسی با میل به خودرن غذاها و خوراکی های به اصطلاح آرامش بخش همراه است. در حالی که اگر واقعا گرسنه باشید، فرقی نمی کند که چه غذایی می خورید. یا در این وضعیت دنبال یک غذای خاص نمی گردید. گرسنگی احساسی میل شدیدی برای خوردن غذاها و خوراکی های شرین و چرب
به وجود می آورد و به همین خاطر هم هست که برای خیلی از افرادی که موقع عصبانیت سراغ غذا می روند شیرینی، شکلات، کیک و… اولین انتخاب است.
3- وقتی گرسنگی کاذب سراغتان می آید، درست فکر کردن را از شما می گیرد. درواقع وقتی احساساتتان بر شما غلبه کرده است و شما را به سمت یخچال می فرستد، بدون این که فکر کنید یا قبل از اینکه به خودتان بیایید، متوجه می شوید یک جعبه شیرینی خوردهاید و حتی از خوردنش لذتی هم نبرده اید.
در حالی که اگر گرسنگی تان واقعی باشد شما کاملا نسبت به آن چیزی که می خورید آگاهی دارید و کنترل مقدار غذایی که می خورید دست عقلتان است نه احساستان.
4- وقتی دچار گرسنگی احساسی هستید، حتی با خوردن حجم زیاد غذا هم احساس گرسنگی تان ارضا نمی شود و همچنان چشمتان دنبال غذاست. در این شرایط آن قدر می خورید و سمی خورید که معده تان به طرز وحشتناکی پر شده و دیگر جایی برای فروبردن یک لقمه هم ندارید.
در این شرایط از غذاخوردن دست می کشید اما نه به این دلیل که دیگر گرسنه نیستید، بلکه به این خاطر که شکمتان علائم هشداردهنده ای صادر می کند که نشان می دهد دیگر جایی برای غذاخوردن باقی نمانده است. در حالی که گرسنگی واقعی با پر شدن نسبتی معده از بین می رود و شما کاملا احساس سیری و رضایت می کنید.
5- گرسنگی واقعی با علائم فیزیکی همراه است اما گرسنگی کاذب فقط یک احساس است در شرایطی که گرسنگی واقعتی ممکن است صدای قار و قور کردن شکمتان را بشنوید یا مثلا احساس کنید دلتان ضعف می رود، اما وقتی میلتان به غذا خوردن ناشی از یک حمله احساسی باشد،
فقط احساس گرسنگی می کنید و هیچ علامت خاصی ندارید جز اینکه ممکن است به دلیل این احساس دچار خجالت یا احساس گناه شوید یا خودتان را سرزنش کنید که چرا این قدر پرخور هستید.
چرا پرخوری احساسی؟
عوامل زیادی وجود دارد که می تواند شما را در دام گرسنگی کاذب و غذا خوردن احساسی بیندازد و این مسئله اصلا به این معنی نیست که شما آدمی پرخور هستید. متخصصان تغذیه معتقدند که پنج علت مهم برای پرخوری احساسی وجود دارد.
1- استرس طولانی مدت: استرس امتحان یا تصادف، یا مشاجره با همسر و… که خیلی طول نمی کشد یا مقطعی است. تاثیر چندانی بر احساسی غذاخوردن ندارد اما وقتی این استرس ها طولانی می شود، به مرور سطح هورمون کورتیزول (Cortisole) که یکی از مهم ترین هورمون های استرس بدن است بالا می رود و بدن به افزایش آن عادت می کند.
در نتیجه کم کم احساس می کنید که علاقه عجیب و غریبی به غذاهای شور یا چرب پیدا کرده اید یا مدام دلتان برای خوردن یک تکه شرینی، یک قاشق مربا و… ضعف می رود. هر چقدر هم استرس هایتان بیشتر شود، این احساس هم شدید تر می شود و کمتر می توانید جلوی گرسنگی کاذبتان را بگیرید.
2- احساسات سرکوب شده: ممکن است به دلیلی غمگین یا ترسیدهب اشد. اما نتوانید از این احساس با کسی حرف بزنید. یا آن را آن طور که باید و شاید نشان بدهید. در این صورت بدنتان به عنوان یک مکانیسم طبیعی شما را به سمت میز غذا یا بخچال یا کابینت های آشپزخانه یا قفسه های رنگارنگ فروشگاه ها هل می دهد تا با خوردن، این احساسات سرکوب شده را آرام کنید.
3- بی حوصلگی: خیلی از افرادی که به متخصص تغذیه مراجعه و از زیاد غذا خوردن و بی دلیل غذا خوردن و… شکایت می کنند. دچار احساس پوچی و کسالت هستند و خودشان می گویند. هر وقتی بی حوصله هستند یا کاری برای انجام دادن ندارند، سراغ غذا می روند تا به این ترتیب هم دست و دهنشان را مشغول نگه دارند و هم مغزشان را
4- عادت: تصور کنید که در دوران کودکی هر وقت قرار بوده به شما جایزه بدهند، یک تکه شکلات، یک بسته چیپس یا یک بستنی قیفی دستتان می دادند تا خوشحال و راضی شیود. پس طبیعی است که با این کار عادت تغذیه سالم را در شما از بین برده و باعث شده اند به غذا به عنوان منبعی برای احساسات خوب
و شادی آور و آرامش بخش فکر کنید. این عادت فقط از دوران کودکی تا بزرگسالی باقی مانده و شما را به سمت غذاخوردن احساسی سوق می دهد.
5- همرنگ شدن با دیگران: این ضرب المثل قدیمی را شنیده اید که می گوید «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»؟ این دقیقا یکی از علت های غذاخوردن افراطی است که باعث می شود فرد بدون اینکه واقعا گرسنه باشد، پشت میز یا سر سفره بنشیند و با دیگران همراهی کند.
گاهی اوقات این کار استرس حضور در آن جمع را از بین می برد و گاهی وقت ها هم صرف نگاه کردن به افرادی که با اشتها غذا می خورند مبل به خوردن را در شما تقویت می کند.1- برای خودتان مقیاس گرسنگی درست کنید
اگر سال هاست که برای کسب آرامش به غذا پناه برده اید خیلی سخت است که بتوانید گرسنگی واقعی را از احساسات دیگری مانند خستگی، غم یا بی حوصلگی تشخیص دهید. برای اینکه بتوانید خودتان را به این کار عادت دهید باید مقیاسی برای اندازه گیری احساس گرسنگی درست کنید که 10 درجه داشته باشد.
با خودتان قرار بگذارید که تا وقتی احساستان به درجه پنج یا هفت نرسیده سراغ یخچال نروید. این راهکاری است که دکتر «کریستین کرک پاتریک» (Krikpatrik Kristin) از موسسه تحقیقات تغذیه و سلامت کلیولند پیشنهاد می دهد و تاکید می کند که این مقیاس را درست مثل دماسنج روی یخچال، روی دیوار محل کار و در ماشینتان نصب کنید تا نگذارد احساساتتان بر شما غلبه کند.
2- حواس پرتی غذا نخورید
غذاخوردن یک عادت سالم و راهی طبیعی برای پاسخ دادن به نیازهای بدن است. ولی به راحتی آب خوردن می تواند تبدیل به یک عادت بسیار ناسالم شود. این اتفاق در شرایطی می افتد که شما بدون توجه به چیزی که توی دهانتان می گذارید غذا می خورید و توجهی به مقدار خوراکی های توی بشقاب و نوع آن ندارید.
محققان دانشگاه لیورپول انگلستان متوجه شده اند افرادی که موقع غذاخوردن تلویزیون تماشا کرده، یا با تلفن همراهشان صحبت می کنند 50 درصد بیشتر از کسانی غذا می خورند که فقط روی بشقابشان متمرکز هستند. پس یعنی وقتی تنها هستید خودتان را ملزم به نشست پشت میز غذا کرده تلویزیون یا رایانه شخصی تان را خاموش کنید و همه حواستان را متوجه غذایی کنید که مشغول خوردنش هستید.
3- متعادل غذا بخورید
بگذارید با هم صادق باشیم، وقتی از شدت گرسنگی چشمتان سیاهی می رود، خیلی سخت است که بتوانید منطقی باشید و انتخاب های صحیح غذایی را در نظر بگیرید اما اگر درست و متعادل طی سه وعده غذا بخورید احتمال کمتری وجود دارد که در طول روز گرسنه شوید و احتمال خیلی کمتری وجود دارد که خودتان را برای خریدن یک اسنک چرب شور یا شیرین به سوپر مارکت برسانید.
یکی از دلایلی هوس چنین خوراکی هایی به سرتان می زند این است که در وعده قبل به اندازه کافی پروتیین مصرف نکردید. یادتان باشد پروتیین بسیار سیرکننده است. مقدار کم چربی های سالم، پیام سیری و لذت از غذات خوردن را به مغز می فرستد و وجود فیبر در غذا، قند خون را برای مدت طولانی تری تنظیم می کند.
پس اگر می خواهید قبل از ناهار درگیر غذاخوردن احساسی نشوید، روزتان را با خوردن تخم مرغ، میوه و کره بادام زمینی و… شروع کنید.
4- به خودتان 10 دقیقه زمان بدهید
اگر آن قدر به خودتان اطمینان ندارید که بتوانید جلوی گرسنگی کاذبتان را بگیرید، از یک زمان سنج استفاده کنید و قبل از ایکه دستتان را به سمت غذا فرار کنید، 10 دقیقه به خودتان زمان بدهید. البته شرط اینکه این روش جواب بدهد، این است که در این مدت به غذا فکر نکنید و خودتان را مشغول کار دیگری کنید؛ مثلا ایمیل هایتان را چک کنید.
لباس های شسته شده را پهن کنید یا روزنامه بخوانید. اگر بعد از 10 دقیقه همچنان گرسنه بودید و دلتان می خواست غذا بخورید، می توانید این کار را بکنید. در ضمن فراموش نکنید که برای کشیدن بشقاب دوم غذا 30 دقیقه به خودتان زمان بدهید تا مغزتان فرصت کافی برای درک احساس سیری داشته باشد.5- غذایی را که می خورید در یک دفترچه ثبت کنید
با اینکه این توصیه خیلی جدید نیست اما کاملا موثر است و به خصوص برای خانم هایی کاربرد دارد که می خواهند وزن کم کنند اما به شدت درگیر غذاخوردن احساسی هستند. نتایج مطالعاتی که درمجله «طب پیشگیری» (medical prevention) منتشر شده نشان می دهد خانم هایی که هر روز مقدار و نوع غذای مصرفی شان را ثبت می کنند دو برابر بیشتر از کسانی وزن کم می کنند که چنین عادتی ندارند.
در واقع تحقیقات نشان داده که این دفترچه قرار نیست فقط جایی برای ثبت غذای مصرفی باشد بلکه به شما کمک می کند تا کنتر احساساتتان را هم به دست بگیرید. بنابراین فقط حجم غذای مصرفی تان را یادداشت نکنید و در عوض احساسی را هم که موقع غذاخوردن داشتید یادداشت کنید.
وقتی در محل کارتان می بینید که زمان تحویل پروژه که می شود مصرف شیرینی تان هم خیلی بالا می رود دفعه بعد کشوهای میزتان را از هر چه شیرینی است خالی می کنید و در عوض یک عدد سیب یا چند عدد آلو دم دست می گذارید.
6- غذاهای محرک را دم دست نگذارید
اگر وقتی چیپس یا کیک پنیر می بینید آب از لب و لوچه تان راه می افتد و صبر و قرارتان را از دست می دهید، بهتر است این خوراکی ها را از دسترس و جلوی چشمتان دور کنید. یادتان باشد شما هوس آن چیزهایی را می کنید که دائما در معرض دید یا در دسترستان هستند یا به راحتی در منزل پیدا می شوند. پس خوراکی های محرک را ز جلوی دستتان بردارید. آنها را در بالاترین کابینت ها بچسبید یا اصلا در منزل نگه ندارید.
جالب است بدانید که در پژوهش محققان دانشگاه «کورنل» (Cornel) مشخص شده افرادی که روی میز کارشان شکلات و شیرینی نگه می دارند، دو برابر بیشتر از دیگران از این خوراکی ها استفاده می کنند. پس به اصطلاح قدیمی «دوری و دوستی» پایبند باشید و نگذارید خوراکی های محرک دائما
جلوی چشمتان راه بروند. در ضمن یکی از بدترین عادت ها در افرادی که دچار مشکل غذاخوردن احساسی هستند این است که با شکم گرسنه به خرید می روند.
به گزارش "ارگانیک فکتس"، همه ما با احساس گرسنگی آشنا هستیم که طی آن معده به ما می گوید بدن بار دیگر به دریافت غذا نیاز دارد. گرسنگی به اشکال مختلف پدیدار می شود که از نمونه های جزئی بین دو وعده غذایی تا موارد شدید که به واسطه کمبود مواد مغذی مورد نیاز بدن هستند را شامل می شود.
با این وجود، گرسنگی از نقطه نظر علمی به واسطه انتشار گرلین، هورمونی که سیگنال هایی به مغز ارسال می کند و نیاز بدن به خوراک بیشتر را اعلام می کند، شکل می گیرد. این شرایط می تواند هنگامی که معده به واقع خالی است، و یا فکر می کنید که خالی است، شکل بگیرد. لپتین، هورمونی است که سیری بدن را به مغز اعلام می کند و بر همین اساس، درد گرسنگی را از بین می برد. دلایل مختلفی برای احساس گرسنگی وجود دارند که همواره ناشی از تغذیه ناکافی نیستند. در بسیاری موارد، ممکن است غذای درست مصرف نکرده باشید.
برای افرادی که در تلاش برای کاهش وزن هستند، یا قصد دارند به رژیم غذایی خود پایبند باشند، صرف میان وعده در کنار پرخوری می توانند مشکلات بزرگی باشند. از این رو، مواد غذایی که در شما احساس سیری ایجاد می کنند و به خوبی گرسنگی را از بین می برند برای کاهش وزن از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. مواد غذایی مختلفی در دسترس هستند که می توانند احساس سیری را در شما ایجاد کرده و اشتها را از بین ببرند. در ادامه با برخی از آنها بیشتر آشنا می شویم.
کرفس
بسیاری از مردم کرفس را به عنوان یک سبزی بی استفاده در نظر می گیرند، اما حقیقت کاملا چیز دیگری را نشان می دهد. اگرچه کرفس از ارزش تغذیه ای پایینی برخوردار است و بخش قابل توجهی از آن را آب تشکیل داده، اما از محتوای فیبر بالایی سود می برد و تراکم انرژی پایینی دارد. این به معنای آن است که بدن برای گوارش کرفس تلاش بیشتری می کند، در شرایطی که این روند به آرامی صورت می گیرد. بر همین اساس، نه تنها احساس سیری در شما ایجاد می شود، بلکه میزان کالری دریافتی روزانه خود را نیز می توانید در حد مجاز نگه دارید. هر شاخه کرفس تنها هشت کالری دارد و اگر دوست دارید یک میان وعده سالم بخورید، مقداری از این سبزی می تواند اشتهای شما را کاهش دهد.
مغزهای خوراکی
مغزهای خوراکی سرشار از اسیدهای چرب غیر اشباع تک پیوندی هستند، که از جمله چربی های مفید در رژیم غذایی محسوب می شوند. این شرایط به ویژه برای پسته، بادام، و گردو صادق است. نه تنها این مغزهای خوراکی حاوی چربی های سالم هستند، بلکه دارای پروتئین نیز بوده و می توانند احساس سیری را ایجاد کنند. با این وجود، توجه داشته باشید که مغزهای خوراکی از کالری بالایی برخوردارند و اگر در پی کاهش وزن و حفظ وزن متناسب هستید نباید در مصرف آنها زیادهروی کنید.
لوبیاها
لوبیاها و حبوبات دیگر به واسطه محتوای بالای فیبر غذایی و پروتئینی که دارند از مواد غذایی عالی برای رفع درد گرسنگی و احساس سیری در بلند مدت محسوب می شوند. فیبر غذایی به تنظیم روند گوارش کمک می کند و تولید هورمون کولهسیستوکینین (Cholescystokinin) - ترشح اسید معده را مهار می کند و با کند کردن روند گوارش احساس سیری در مدت زمانی طولانیتر را موجب می شود - را افزایش می دهد. سطوح بالای پروتئین در لوبیاها به انرژی تبدیل می شود و در نتیجه، از انتشار گرلین پیشگیری می کند.
گوشت
به عنوان منبع اصلی پروتئین برای بسیاری از مردم جهان، گوشت راه حلی موثر برای رفع گرسنگی است. به جای خوردن چیپس سیب زمینی یا پیتزا، گزینه بهتر برای رفع گرسنگی گوشت گاو، گوشت مرغ یا گوشت ماهی است. هر سه نوع گوشت از نظر ایجاد احساس سیری انتخاب های خوبی هستند زیرا جویدن آنها زمان بیشتری می برد که از نظر روانی بر انسان تاثیرگذار است و احساس سیری را افزایش می دهد. اگر در پی سالمترین گزینه هستید، انواع بدون چربی گوشت ماهی بیشترین پروتئین و سالمترین مجموعه چربی ها را در اختیار شما قرار می دهد.
آووکادو
هنگامی که موضوع چربی های غیر اشباع مطرح می شود، بسیاری از مردم آووکادو را نادیده می گیرند، اما نباید این گونه باشد. خوردن آووکادو روشی موثر برای از بین بردن گرسنگی و دریافت مواد مغذی مورد نیاز بدن است. چربی های غیر اشباع سیگنال سیری را به مغز ارسال می کنند، در شرایطی که به ایجاد تعادل در سطوح کلسترول خون و بهبود کاهش وزن نیز کمک می کنند. یک ترکیب متابولیک ویژه به نام Oleoylethanolamide چیزی است که احساس سیری را در بدن ایجاد می کند و تولید آن توسط چربی های غیر اشباع موجود در آووکادو تحریک می شود.
سیب
بسیاری از میوه ها و سبزیجات می توانند تاثیر مثبت بر رفع گرسنگی داشته باشند زیرا از محتوای فیبر غذایی بالا سود می برند و در این میان، سیب نیز مستثنی نیست. سیب سرشار از فیبر و آب است که هر دو به ایجاد احساس سیری کمک می کنند و می توانند انتشار هورمون گرسنگی را کند کنند. افزون بر این، سیب به واسطه یک نوع منحصر به فرد از فیبر به نام پکتین از میوه های دیگر متمایز می شود. باور بر این است که پکتین اشتها را کاهش می دهد. بر همین اساس، مصرف روزانه یک سیب نه تنها می تواند سلامت کلی بدن را بهبود ببخشد، بلکه در مسیر تحقق اهداف کاهش وزن نیز موثر عمل می کند.
پژوهش جدید محققان دانشگاه اوهایو نشان داده که کاهش قند خون میتواند احتمال بروز عصبانیت و دعوا در میان زوج ها را افزایش دهد.
کاهش قند خون میتواند منجر به احساس اضطراب و کجخلقی با علائمی همچون تعرق کف دست، ضربان قلب افزایشی، سرگیجه، گرسنگی شدید و دیگر علائم شود.
محققان برای بررسی تاثیر گرسنگی و سطوح پائین قند خون بر احتمال دعواهای زناشویی از 107 زوج در پژوهش خود استفاده کردند. در یک دوره 21 روزه از زوج ها خواسته شد تا عصبانیت خود را بر سر عروسکی که نشانگر همسر آنها بود، خالی کنند. آنها در انتهای روز اجازه داشتند تا از صفر تا 51 سوزن را در نمایش عصبانیت خود از همسر واقعی خود در هر نقطه از بدن عروسک فرو کنند.
در همین حین، سطح قند خون آنها نیز اندازهگیری میشد.
محققان دریافتند که سطوح پائین قند خون بطور نزدیکی با افزایش تعداد سوزن های وارد شده در بدن عروسک ها ارتباط داشت.
در پایان این دوره، زوجها مجددا مورد آزمایش قرار گرفته و از آنها خواسته شد در یک بازی ساده دکمهای که زمان واکنش را آزمایش میکرد، در برابر هم قرار بگیرند.
برندگان اجازه داشتند برد خود را با صدای بلند در گوشی همسر خود فریاد بزنند. در واقعیت، زوجها با یکدیگر بازی نمیکردند، بلکه یک برنامه رایانهای به آنها اجازه میداد تا در نیمی از موارد برنده شوند. هر زوج در زمان برنده شدن میتوانست میزان بلندی صدا برای فریاد کشیدن بر سر همسر خود را انتخاب کند.
در اینجا نیز میزان پایین تر قند خون در افراد، صداهای بلندتر را که تنبیه شدیدتری برای بازنده فرضی بود به دنبال داشت.
دلیل این امر، نیازمند بودن مغز در زمان گرسنگی است. انسانها برای عملکرد مناسب، باید انرژی زیادی را برای این عضو تامین کنند.
اگرچه مغز تنها دو درصد از وزن بدن را در اختیار دارد، اما حدود 20 درصد از کالری کلی بدن را میسوزاند.(ایسنا)
جام جم سرا: هوا به اندازهای گرم است که به راحتی انعکاس هُرم گرمای خورشید را در تلألو رقصان هوای برخواسته از آسفالت کف خیابان میتوان دید؛ آنقدر گرم و غیر قابل تحمل که تصور تکان خوردن موها در زیر باد خنک کولر و چرخاندن تکیه یخ شناور در کاسه آب با انگشت، دلت غنج میرود.
تلفن همراهم زنگ میخورد، با بی حوصلگی گوشی را از جیب شلوار بیرون میکشم... یکی از دوستانی که سرش همیشه برای دردسر درد میکند آن سوی خط است. مکالمه یک طرفهمان، چند ثانیهای بیشتر طول نمیکشد و من که شوکه شدهام با ناباوری گوشی را قطع میکنم... تولد یک نوزاد در یکی از بیغولههای حاشیه پایتخت... نمیدانم حس کنجکاوی است یا چیز دیگری؟ ولی هرچه هست مصمم میشوم تا از نزدیک شاهد ماجرا باشم.
20 دقیقهای در بزرگراههای شهر سرگردانیم تا به بیغوله که نه، بیابانی که از وسط آن جادهای دو بانده راهش را گم کرده، میرسیم. دوستِ دنبالِ دردسر، ماجرا را تعریف میکند و از نوزادی میگوید که چند روزی است در این گوشه از خاک به دنیا آمده و پدر و مادرش نامش را «معین» گذاشتهاند. از اعتیاد پدر و مادرش میگوید و از شرایط بسیار بد زندگی معین در این بیابان.
هوا لحظه به لحظه گرمتر میشود و تحمل شرایط سختتر... تازه دلیل خرید بطریهای آب یخ زده را میفهمم که واقعاً غنیمتی است در این بیابان... بیهوده سرک میکشم تا دیوار، خرابه یا سرپناهی که در سایه آن بشود روزگار گذراند بیابم ولی تا چشم کار میکند آفتاب است و خاک سوزان...
آن دوست به محوطه خاکی میان دو جاده اشاره میکند... با چشم گشاد رد جاده را میگیرم. هیچ اثری از خانه یا حتی تکیه سایهای که بشود زیر آن پناه گرفت، نیست. به دنبالش در میان تپههای زباله و خاک و خُل، چند متری جلوی میروم که در میان تپههای خاکی و زباله، یک آلونک پارچهای یا شاید هم پلاستیکی ظاهر میشود.
جلوتر میرویم. از میان نخاله و زباله و خاک به هر سختی میگذریم و به آلونکی که از رنگ چرکمردش به درستی نمیتوان جنس آن را حدس زد میرسیم. چند کفش زهوار در رفته جلوی آلونک جفت شدهاند. یاالله میگوییم و پرده آلونک را کنار میزنیم. دو پیرمرد که در حالت نشسته سرشان به سقف آلونک میخورد و هر دو همزمان نمیتوانند در آنجا دراز بکشند، از دیدنمان شوکه میشوند. پیرمرد که در یک دستش کارد میوه خوری است و در دست دیگر پاکت سیگار قرمز دارد، رفیقمان را میشناسد و خوش و بش میکند.
سراغ معین و پدر و مادرش را میگیریم و مرد با گفتن این جمله که همین دور و برها هستند به کُپه مچاله شدهای اشاره میکند که آرام در گوشه آلونک دو متری افتاده. بلندش میکند و قربان صدقهاش میرود و با احتیاط او را به دست ما میدهد.
معین، نوزاد پسر، هراز گاهی پلک باز میکند ولی پیش از آنکه بشود رنگ چشمانش را به درستی تشخیص داد، پلکهای سنگینش روی هم میافتد؛ گردههای دودهای که روی صورتش نشسته را کنار میزنیم ولی اوضاع وخیمتر از این حرفهاست. از هر گوشه پارچهای که معین را در آن پیچاندهاند، مورچهای بیرون میزند... جرأت دست زدن به او را ندارم. دوستِ دنبالِ دردسر، یکی از بطریهای آب را باز میکند و معین را که بیشتر شبیه چند پاره استخوان است روی دست میگیرد و پارچه کثیف پیچیده شده را باز میکند و آبی را که دیگر به هیچ وجه خنک نیست بر روی سر و تن معین میریزد و او را میشوید. معین که حسابی سر حال آمده چشمانش را باز میکند.
از پیرمرد سن معین را میپرسم. دستانش را با حالتی خاص در هوا میچرخاند و میگوید: باورتان میشود؟ تقریباً یک ماه پیش وسط این بیابان و در همین آلونک به دنیا آمد، بدون دکتر. من همینجا بیرون آلونک نشسته بودم که پدرش معین را به دنیا آورد. او قبلاً در یک گاوداری کار میکرده. میدانید که زایمان گاو عین زایمان انسان است. مادر و پدرش با دست خالی او را به دنیا آوردند.
حرفهای پیرمرد تمام نشده که زنی فریاد زنان از دور سر میرسد و شروع میکند به ناسزا گفتن... آرامَش میکنند... از سن و سال و اسم و رسمش میگوید؛ از خودش که 29 سال پیش جایی شبیه تربت جام یا شاید تربت حیدریه به دنیا آمده و امروز به او شیما میگویند... آشکارا از سرکشی سرزده ما به خانه و کاشانهاش دلخور است؛ نگاهمان نمیکند و خود را مشغول شیر دادن به معین میکند؛ از هر چند سوال به یکی جوابی میدهد.
از شوهرش میپرسم و این که دوستش دارد یا نه؟ میگوید: الآن رفته سر کار... پسرعمویم است و 17 سال است با هم ازدواج کردهایم ولی الآن هم حاضرم برایش بمیرم؛ از سختی زندگی در این بیغوله میگوید و این که 6 ماه است سرد و گرم زندگی در این بیغوله را تحمل کرده است؛ از سرمای جانسوز زمستان و گرمای تابستانی که نه تنها خود، که فرزند تازه به دنیا آمدهاش را هم بدجوری کلافه کرده. از این که قبلاً در یکی از شهرکهای اطراف تهران بودهاند ولی به خاطر اعتیاد خود و شوهرش، صاحبخانه دست رد به سینه آنها زده بود.
دو پیرمردی که در آلونک نشستهاند، در میان حرفها هر از گاهی سَری به نشانه حضور تکان میدهند ولی دوباره مشغول بازی دود خود میشوند؛ از اعتیادش میپرسم و او که چندان از اعتیاد خودش، شوهرش و حتی فرزندش نیز نگران نیست، میگوید: «روزی یک گرم هروئین مصرف میکنم...»
با چهرهای بیخیال، از بچههای فامیلشان میگوید که معتاد به دنیا آمدهاند و هیچ مشکلی هم نداشتهاند. «شیما» که صورت چروکیدهاش به هیچ وجه شبیه دختران 29 ساله نیست، کمتر حرف میزند و هنوز دلش با یکی ــ دو عکاسی که چند روز پیش به سراغش رفته بودند و خلوتشان را به هم زده و او را حسابی کلافهاش کرده بودند، صاف نشده.
عکسی که از معین گرفتهایم را نشانش میدهیم؛ آنچنان سرِ ذوق میآید که انگار دنیا را به او دادهاند و شروع میکند به ژست گرفتن جلوی لنز دوربین.
شوهرش ضایعات جمع کن است و خودش هم برای گذران زندگی و خرج اعتیادشان، گدایی هم میکرده؛ برای ترک اعتیاد خود، همسرش و معین یک ماهه اصرار میکنیم و او فقط به گفتن این جمله که «الآن من بچه شیر میدهم؛ طاقت ترک ندارم و حالا وقت ترک نیست»، حرف را عوض و خود را سرگرم شیر دادن به معین میکند.
دو پیرمرد که بیشتر سعی میکنند شنونده که نه، مشغول کار خودشان باشند، زیر لب غر و لندی میکنند و شروع میکنند به نصیحت: «شیما ژان اینها شلاح تو رو میخوان و راشت میگن ...» ادامه جمله را آنقدر آهسته کش میدهند که دیگر معلوم نیست چه میگویند.
هوا گرم است و دیدن چهره معصوم معین که در یک ماه زندگیاش تنها طعم نشئگی و خماری را تجربه کرده، تحمل این فضا را سختتر میکند. دستی به پوست لطیف گونه معین میکشم و با یک دعای کلیشهای و آرزوی سلامت و خوشبختی معین، راه را به سمت ساختمانهای بلند و چراغهای رنگی پایتخت کج میکنیم. در میان کلمات پیرمرد، گلایهاش از موشها و موجودات موذی آن بیغوله، بدجوری تصور طعمه شدن معین برای این جانوران را در ذهن تداعی میکند. سعی میکنم ذهن را از این موضوع و حتی احتمال فروش معین نیز منحرف کنم و به خودم بقبولانم که تنها مشکل معین نداشتن شناسنامه است و به زودی مشکل اعتیاد، بیهویتی، والدین بدسرپرست، بی سرپناهی، سوءتغذیه و... او نیز حل میشود.
(محمد قربانی/تسنیم)
جام جم سرا: علاوه بر گرسنگی فیزیکی واقعی که به دلیل نیاز بدن به مواد غذایی ضروری بروز میکند گرسنگیهای دیگری نیز وجود دارد که بیشتر ذهنیاند تا نیاز واقعی بدن. استرس، بیحوصلگی و مسائل روحی، احساس گرسنگی کاذب ایجاد میکند و ما را به سمت مصرف مواد غذایی و بتدریج چاقی و مشکلات دیگر میکشاند.
گرسنگی ناشی از نیاز واقعی بدن به غذا
گرسنگی واقعی پاسخی است که بدن ما به کمبود مواد غذایی میدهد و با علائمی مانند افت قند خون، دلضعفه، تحریکپذیری، سردرد، صدای قاروقور شکم و حتی لرزش بدن (در صورت گرسنگی شدید) بروز میکند. مهمترین مسئله این است که در وعدههای خاصی مواد غذایی مناسب مصرف کنید تا قند خونتان دچار افت نشود و در بین روز به ریزهخواری کشیده نشوید. برای برطرف کردن گرسنگی عادی بدن و پیشگیری از علائم آن بخصوص ضعف، بهتر است یک عدد میوه، مانند سیب یا میانوعدههای سالم مانند آجیل بخورید تا دچار مشکل نشوید.
گرسنگی ناشی از استرس
واکنش افراد مختلف به استرس متفاوت است. برخی از افراد، زمانی که دچار استرس میشوند نمیتوانند غذا بخورند اما برخی دیگر دچار پرخوری میشوند. زمانی که تحت استرس هستید و زیاد میخورید حواستان باشد به سمت چه نوع مواد غذایی کشیده میشوید! اکثر افراد به سمت شکلات و شیرینی و سیبزمینی سرخکرده و غیره میروند. معمولاً زمانی که مغز تحت استرس قرار میگیرد به مواد غذایی اشتهاآور تمایل بیشتری نشان میدهد.
نتایج پژوهشی که در Journal of Consumer Psychology به چاپ رسیده است نشان میدهد اکثر افراد زمانی که دچار استرس میشوند بدون اینکه بدنشان نیازی به غذا داشته باشد شروع به خوردن میکنند چون این کار برایشان مانند انجام یک فعالیت آرامبخش است.
گرسنگی ناشی از خستگی و کسالت
نیاز به خوردن در مواقع بیکاری را گرسنگی ناشی از کسالت میگویند. همه ما زمانی که دچار یکنواختی و روزمرگی میشویم نیاز به پر کردن وقت خود داریم. اکثر این افراد زمان خود را با مصرف مواد غذایی پر میکنند اما توصیه میکنیم در این مواقع به جای رفتن سر یخچال به کارهای دیگری مانند پیادهروی، مطالعه، صحبت کردن با اعضای خانواده و دوستان و غیره بپردازید.
گرسنگی برای سرگرمی
اگر روی میز کارتان پر از خرتوپرت و خوراکی باشد بدون شک دچار این نوع گرسنگی خواهید شد. در واقع خودتان را بدون اینکه متوجه باشید در حین کار کردن با مواد غذایی و هلههوله مشغول خواهید کرد. این حالت در زمان تماشای تلویزیون یا کار با رایانه نیز رخ میدهد.
بر اساس مقالهای که در American Journal of Clinical Nutrition به چاپ رسیده است در این صورت میزان کالری دریافتی روزانه بیش از نیاز بدن خواهد بود و در پایان کار یا تماشای فیلم، احساس سنگینی بیش از اندازهای خواهید داشت.
گرسنگی احساسی
خیلی از افراد زمانی که دچار احساسات شدید مانند خشم، عصبانیت، ناراحتی، افسردگی و غم میشوند شروع به خوردن میکنند که میتواند برای سلامتی خطرناک باشد.
نتایج پژوهشی که در دانشگاه ایالت اوهایو آمریکا انجام شده است نشان میدهد گرسنگی احساسی افراد را به مصرف مواد غذایی نامناسب مانند میانوعدههای چرب و شیرین وامیدارد. در این صورت، باز کردن یک بسته چیپس، کلوچه و انواع هلههولهها بهترین راه برای فرونشاندن خشم و احساسات دیگر تلقی میشود.
گرسنگی جشن و سرور
اگر نمیخواهید دچار این گرسنگی شوید، موقعی که به عنوان مثال جشن تولد یا جشن بازنشستگی در محل کارتان شروع میشود، حواستان را بیشتر جمع کنید. این روزها چنین مراسمی در محل کار یا دانشگاه و آموزشگاهها و غیره باب شده است و انواع شیرینیها و پیتزا و غیره نیز در آن سرو میشود. در این صورت است که شما بدون اینکه گرسنهتان باشد تمام خوراکیهایی که تعارفتان میشود را میل میکنید و شاید تا آخرین برش پیتزا را هم نوش جان کنید و گرفتار گرسنگی مربوط به جشن و سرور شوید.
گرسنگی بصری
شنیدهاید که شکم سیر میشود اما چشم گرسنه میماند؟ بدون شک دیدن یک غذای خوشمزه و با تزیین عالی و همچنین دسرهای خوش آب و رنگ باعث ایجاد این نوع گرسنگی میشود. واقعیت این است که مقابله با این نوع گرسنگی نیز بسیار دشوار است. گاهی چشمها حتی از چند عدد بیسکوییت باقیمانده در ته ظرف نیز نمیگذرند و تا شما را به تمام کردن آن تشویق نکنند، دستبردار نیستند. اگر نمیخواهید تناسب اندامتان به خاطر این نوع گرسنگی به هم بخورد بهتر است اول از خودتان بپرسید آیا واقعاً گرسنه هستید یا خیر! اگر واقعاً گرسنه نیستید چشمها را بهاصطلاح درویش کنید.
گرسنگی قبل از عادت ماهانه
قبل از شروع عادت ماهانه خانمها میل بیحدی به خوردن بخصوص مصرف شیرینی پیدا میکنند. این اشتها ناشی از تغییرات هورمونی است که میل به مصرف میانوعدههای شیرین، چرب، شور و غیره را افزایش میدهد. نمیتوان این اشتها و میل شدید به خوردن را نادیده گرفت. بهتر است بدانید که مصرف شیرینی و مواد چرب زیاد در این دوره باعث تشدید علائم پیش از قاعدگی میشود. بنابراین بهتر است به خوردن یک پیاله ماست با میوه یا کشمش و کمی شکلات سیاه و میوههای تازه بسنده کنید. (تبیان)
اینها همه درست است؛ اما فقط در مورد بخشی از چربیهایی که به «چربی سفید» معروفند و یکی از عوامل اصلی بروز بیماریهای بسیار خطرناکی مانند بیماریهای قلبی ـ عروقی و دیابت بهشمار میروند.
به گزارش جام جم سرا به نقل از دکتر سلام، پس اولین گام برای متوقف کردن هوس و ولع خوردن این است که یک لیوان آب بنوشید. وقتی تشنگی را رفع کنید، به احتمال خیلی زیاد هوس خوردن هم از بین میرود.
جویدن آدامسهای بدون قند نیز از ترفندهای دیگری است که میتواند از زیادهروی در خوردن غذاهای مختلف، جلوگیری کند. ضمن اینکه جویدن این آدامسها میتواند حواس شما را پرت کند و احتمال پُرخوری را تا حد زیادی کاهش دهد.
مواقعی که در خانه نشستهاید یا پشت میز کارتان هستید، این خستگی است که شما را به خوردن وسوسه میکند، نه گرسنگی. به همین دلیل باید خودتان حواستان را پرت کنید تا مانع از این مشکل شوید. هر باری که احساس میکنید میخواهید در یخچال را باز کنید فقط بهخاطر این که هیچ کار دیگری ندارید، حتما ذهنتان را مشغول چیز دیگری کنید که حواس شما را از یخچال و خوردن پرت کند.
مثلا میتوانید کتاب بخوانید، یا حتی یک پیادهروی کوتاه در محله زندگیتان داشته باشید.
به گزارش جام جم سرا ، شما نیز همیشه احساس گرسنگی میکنید؟ در این مقاله قصد داریم ۱۰ مورد از غذاهای مفید و قدرتمندی را معرفی کنیم که میتواند حس گرسنگی شما را کمتر کند.
اسفناج:
اگر از مصرف سبزیجاتی با برگ سبز راضی نیستید بهتر است برای یکبار هم که شده از اسفناج استفاده کنید. مطالعات و تحقیقات مختلف نشان میدهد ترکیباتی به نام thylakoids باعث آزاد شدن هورمونهای سیری در بدن میشود. برای اینکه بتوانید از اسفناج استفاده کنید بهتر است آن را داخل غذاساز بریزید و سپس آن را در غذاهای مختلف به کار ببرید.
پنیر کلبه:
۲۸ گرم پروتئین در هر پیمانه از این پنیر وجود دارد و میتواند به خوبی حس سیری را در فرد ایجاد نماید. پروتئینی که در این پنیر وجود دارد با نام کاسئین شناخته شده است و هضم آن به زمان زیادی نیاز دارد. به همین خاطر فرد احساس سیری بیشتری خواهد داشت. شما میتوانید این پنیر را به همراه سیر، فلفل دلمهای و ارگانو ترکیب کنید.
سیب:
سیب حاوی فیبری به نام پستین است. مطالعات انجام شده نشان میدهد که با مصرف سیب هورمونهای سیری آزاد میشود. در یک مطالعه انجام شده، افرادی که ۱۵ دقیقه قبل از عده غذایی سیب خورده بودند تقریبا ۲۰۰ کالری کمتر از سایر افراد غذا خوردند. شما میتوانید سیب را در دسرهای مختلف به کار ببرید. همچنین مصرف آن به همراه کینوای پخته شده و گردو عالی است.
گردو:
گردو نیز میتواند در برابر هضم مقاومت کند. بنابراین بدن شما تنها یک پنجم از چربی آن را جذب خواهد کرد. همچنین جویدنهای زیاد به بدن شما کمک میکند زودتر سیر گردد. ابتدا چند عدد گردو را تفت دهید و آن را روی مرغ یا سبزیجات خود بپاشید.
تخم مرغ:
مطالعات انجام شده نشان میدهد که مصرف تخم مرغ میتواند در ایجاد حس سیری مفید باشد. شما میتوانید تخم مرغ را در غذاهای مختلفی همچون سوپ، پیتزا، پاستا یا سالاد استفاده کنید. زرده تخم مرغ حاوی ویتامینهای زیادی است.
جوی دو سر:
جوی دوسر دارای فیبر فراوانی است و زمانی که با مایعات ترکیب میشود فرآیند هضم را کندتر میکند و گرسنگی فرد را به تعویق میاندازد. جوهایی که کمتر فرآوری شدهاند، میتوانند شما را بیشتر سیر نگه دارند. میتوانید به جای برنج از جوی دو سر در وعدههای غذایی خود استفاده کنید.
تمشک:
تمشک دارای فیبر بسیار زیادی است. مطالعات انجام شده نشان میدهد که مصرف آن قبل از وعده غذایی باعث میشود فرد ۶۵ کالری کمتر مصرف کند. شما میتوانید از این میوه خوشمزه مربا تهیه کنید. همچنین میتوانید آن را با یک قاشق غذاخوری دانه چیا، یک قاشق غذاخوری آب و کمی عسل ترکیب نمایید.
لوبیا:
بیشتر افراد برای دریافت پروتئین مورد نیاز بدن خود از گوشت استفاده میکنند اما لوبیا نیز حاوی پروتئین بالایی است. لوبیا حاوی فیبر بالایی است و همین امر موجب میشود فرد را بیشتر از سایر غذاها سیر نگه دارد. شما میتوانید لوبیا را با روغن زیتون و به همراه پاپریکا، سیر و کاین تفت دهید.
ذرت بوداده:
فیبر تنها مادهای نیست که میتواند حس سیری را در فرد ایجاد نماید. سه پیمانه از ذرت بو داده میتواند حس سیری را به خوبی ایجاد کند و فرد را تا مدت زمان زیادی سیر نگه دارد.
چاودار:
اگر به دنبال کربوهیدراتها برای سیر نگه داشتن خود هستید، باید بدانید که چاودار اینکار را برای شما انجام میدهد. مطالعات انجام شده نشان میدهد افرادی که برای صبحانه از نان چاودار استفاده کردهاند کمتر از سایر افراد حس گرسنگی داشتند. فیبری که در این ماده وجود دارد میتواند تاثیر خوبی بر روی متابولیسم بدن داشته باشد. شما میتوانید از این ماده برای تهیه نانهای خانگی استفاده کنید.
منبع : عصر ایران