تصاویر هنری جدید بازی Sniper Elite 4
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۳۵
اگر از علاقهمندان سبک شوتر باشید، بعید است تاکنون نام بازی Sniper Elite به گوشتان نخورده باشد.
به تازگی استودیو ربلیون (Rebellion) تصاویر هنری جدیدی را از عنوان Sniper Elite 4 منتشر کرده است که فضاها و محیطهای مختلف موجود در بازی را به تصویر میکشد. ربلیون وعده داده است که نسخه چهارم این سری بازی قرار است تجربهای ناب و هیجانانگیز از اسنایپینگ و مخفیکاری را به بازیبازان القا کند. نقشه بازی در این نسخه بسیار بزرگتر از چیزی است که در Sniper Elite 3 شاهدش بودیم. در زیر میتوانید شاهد این تصاویر هنری زیبا باشید.
در نسخه جدید، قرار است کارل فیربورن برای رهایی کشور از دست نیروهای فاشیستی، کمک به نیروهای انقلابی و همچنین ایجاد خرابکاری در جنگافزارهای ساخته شده توسط نازیها، تلاش کند. بازی Sniper Elite 4 در تاریخ 14 فوریه 2017 (26 بهمن) برای پلتفرمهای پلیاستیشن 4، اکسباکس وان و رایانه شخصی منتشر خواهد شد.
مرجع : مجله سخت افزار
اگر اهل بازیهای رایانه ای باشید، حتماً با سرویس بازی Steam آشنایی دارید. در این ساختنی به شما یاد میدهیم چطور به جای کامپیوتر سرویس بازی Steam را روی رزبری پای اجرا کنید. برای اینکار باید نسخه سوم رزبری پای را داشته باشید و با برنامه ریزی رزبری پای هم آشنا باشید. با ساختنی همراه باشید.
رزبری پای ۳ به منبع تغذیه ۲٫۵A نیاز دارد و باید حتماً از منبع تغذیه پایدار استفاده کنید. توصیه میکنیم برای این پروژه از کارت حافظه سامسونگ استفاده کنید چون از فناوری Wear Leveling استفاده میکند که عمر کارت حافظه را به شدت افزایش میدهد. ویندوز کامپیوتری که برای راه اندازی پروژه استفاده میکنید هم باید هفت یا بالاتر باشد و کارت گرافیکش هم بزرگتر از GTX650 باشد. کارت حافظه برای تکنولوژی مورد استفاده Moonlight مورد نیاز است تا بتوانید بازیها را از کامپیوتر به رزبری پای منتقل کنید.
ابتدا آخرین نسخه Raspbian را از وب سایت رزبری پای دانلود کنید. Raspbian سیستم عاملی است که برای تعامل با رزبری پای استفاده خواهیم کرد.
برای آماده کردن کارت حافظه هم به Win32DiskImager نیاز دارید. بعد از نصب این برنامه، آن را اجرا کنید و روی folder image کلیک کنید. حالا باید روی فایل Rasbian که قبلاً دانلود کرده اید، کلیک کنید. درایوی که کارت حافظه در آن قرار دارد را انتخاب کنید. در انتخاب درایو مناسب دقت کنید چون هر گونه اشتباه باعث از دست رفتن تمام دادهها میشود.
در نهایت روی WRITE کلیک کنید و صبر کنید تا نرم افزار کارش را بکند. بعد از اتمام فرایند، روی OK کلیک کنید و کارت حافظه را بیرون بیاورید و در رزبری پای قرار بدهید.
رزبری پای را بوت کنید. بعد از اتمام تنظیمات اولیه، دسکتاپ رزبری پای را خواهید داد. بسته به نسخه رزبری پای مورد استفاده، شکل دسکتاپ متفاوت خواهد بود. در منوهای دستکتاپ بگردید و Command Line را پیدا کنید. بعد از باز شدن Command Line ابتدا خط اول و سپس خط دوم را تایپ کنید.
sudo apt-get update sudo apt-get dist-upgrade |
به این ترتیب مطمئن میشوید تنظیمات رزبری پای کاملاً به روز است.
دوباره Command Line را باز کنید و وقتی بالا آمد، فرمان زیر را در آن تایپ کنید. این فرمان منابع آنلاین مورد نیاز برای دانلود آخرین نسخه Moonlight را به رزبری پای اضافه میکند.
sudo bash -c 'printf "deb http://archive.itimmer.nl/raspbian/moonlight jessie mainn" >> /etc/apt/sources.list' |
سپس با خط اول فرمان سیستم را به روز رسانی کنید و با خط دوم Moonlight را نصب کنید.
sudo apt-get update
sudo apt-get install moonlight-embedded |
حالا Moonlight آماده است و میتوانید آن را برای استفاده از سرویس بازی Steam پیکربندی کنید.
در این مرحله باید آی پی آدرس کامپیوتری که سرویس بازی Steam را رویش نصب کرده اید، پیدا کنید. برای اینکار عبارت CMD را در منوی استارت سرچ کنید و آن را باز کنید.
عبارت زیر را در CMD وارد کنید.
حالا در بین اطلاعات نمایش داده شده در پنجره سیاه دنبال آدرس آی پی بگردید که چیزی شبیه ۱۹۲٫۱۶۸٫XXX.ZZZ. ZZZ است.
بعد از پیدا کردن آدرس آی پی، دوباره سراغ رزبری پای بروید تا تنظیمات Moonlight را کامل کنیم.
در این مرحله باید رزبری پای را با سرویس GameStream جفت کنیم. برای اینکار کد زیر را در Command Line رزبری پای تایپ کنید. فراموش نکنید آی پی آدرس خودتان را در آن جایگزین کنید.
moonlight pair 192.168.XXX.ZZZ |
پینی که رزبری پای در اختیارتان قرار میدهید را یادداشت کنید و به سرویس بازی Steam برگردید.
حالا روی کامپیوتر GeForce Experience بالا آمده و از شما همان پین را میخواهد. پین را تایپ کنید و CONNECT را بزنید.
اگرم مراحل بالا را درست انجام داده باشید، عبارت PAIRED روی رزبری پای نمایش داده میشود.
بعد از اینکه همه اجزای لازم برای سرویس بازی Steam را راه اندازی کردید، باید گیم پد Xbox 360 را وصل کنید و با وارد کردن فرمان زیر در رزبری پای moonlight را اجرا کنید.
moonlight stream -1080 -30fps -app Steam |
میتوانید تنظیمات کد بالا مطابق نیازتان تغییر بدهید؛ مثلاً بجای ۱۰۸۰ از ۷۲۰ و بجای ۳۰ در ۶۰ استفاده کنید.
تبریک میگوییم؛ شما موفق شدید سرویس Steam را روی رزبری پای نصب کنید. اگر پیشنهادی برای بهبود تنظیمات و پیکربندی این پروژه دارید، آن را با ساختنی به اشتراک بگذارید.
منبع
خلاصه مطلب
عنوان مطلب
سرویس بازی Steam را روی رزبری پای راه اندازی و اجرا کنید
توضیح کوتاه
بجای لپ تاپ و کامپیوتر بازیهای Steam را روی رزبری پای اجرا کنید.
نویسنده
عاطفه اسدزاده
خبرگزاری آریا - همیشه بین هیاهوی بازی های معروف، بعضا عناوینی میبینیم که با وجود المان های مثبت خود خیلی کم دیده شده و فروش بالایی نمی کنند. همان الماس های گمشده ای که معمولا خلاقیت را می توانید لا به لای ثانیه به ثانیه های آن ها بیابید. با 2016 که شب گذشته جایش را به 2017 داد هم این مسئله را شاهد بودیم و طی 12 ماه پیشین، ساخته های خوب اما نه چندان معروفی عرضه شدند.
از That Dragon, Cancer و Oxenfree بگیرید تا Spingun [معرفی دیجیاتو] که به واسطه مکانیزم های جالب کنترلش توانست تجربه ای متفاوت به دارندگان اسمارت فون ها هدیه بدهد. برای مطلب پیش رو هم تصمیم گرفتیم روی یکی از همین بازی ها دست بگذاریم؛ از مظلوم ترین اپلیکیشن های امسال که احتمالا به واسطه سیاست توسعه دهنده نتوانست خیلی بدرخشد.یکی از جالب ترین بخش های Hyperburner، قابلیت تعویض دوربین است؛ از پشت [نمای سوم شخص] جت را حرکت داده یا با رفتن به کابین [نمای اول شخص] طعم متفاوت چالش را بچشید.
خبرگزاری آریا - درست زمانی که فکر می کنید دیگر هیچ ایده جدیدی برای ارائه وجود ندارد، دنیای حیرت انگیز بازی های ویدیویی یکبار دیگر به بهترین شکل ممکن غافلگیرتان می کند. در سال 2016 هم، کم نبودند اتفاقات و خبرهایی که باعث شدند از هیجان خون در رگ هایمان به جوش آید؛ حتی شاید به مراتب بیشتر از سال های پیش.
در این مقاله، نگاهی خواهیم انداخت به برخی از مهم ترین و هیجان انگیزترین اتفاقات صنعت بازی در سالی که گذشت؛ اتفاقاتی که سبب شدند یکبار دیگر به گیمر بودن خودمان افتخار کنیم و امیدوارانه، منتظر فرا رسیدن سالی دیگر و عناوینی دیگر باشیم.
بیشتر بخوانید:
ناامیدکننده ترین اتفاقات صنعت بازی های ویدیویی در سالی که گذشتبازی هایی که فکر می کردیم هیچوقت عرضه نمی شوند، عرضه شدند
بازی های زیادی هستند که چرخه طولانی ساخت آنها یا عدم عرضه شان برای مدت های طولانی، دست مایه جوک های فراوان برای گیمرها شده است؛ بازی هایی مثل Duke Nukem Forever، هاف لایف 3 و حتی Beyond Good & Evil 2.
اما امسال، سه تا از این بازی ها واقعاً به بازار آمدند. فاینال فانتزی 15 که قبلا با نام Final Fantasy Versus XIII معرفی شده بود عرضه شد. Doom 4 با تغییر نام به DOOM عرضه شد. و در آخر The Last Guardian هم بالاخره عرضه شد. اما مهم ترین مسئله این است که همه این بازی ها، واقعاً عناوین خوبی بودند و به نظر می رسد که شکیبایی طولانی گیمرها، ارزش اش را داشته.
دووم بازی بدی نیست؛ بازی فوق العاده ای است
گذشته از این که نسخه های قبلی سری دووم در نوع خود شاهکار بودند، بیایید با خودمان روراست باشیم. اگرچه از معرفی بازی شوکه شده بودیم، اما همه نشانه ها از عرضه عنوانی ضعیف حکایت داشتند. برکسی پوشیده نبود که روند توسعه بازی با موانع بزرگی مواجه شده و برخی از افراد نام آشنای استودیوی سازنده هم آن را بدرود گفته بودند.
نخستین تریلرها اگرچه جذاب بودند اما بسیار کلیشه ای به نظر می رسیدند. هیچ منتقدی پیش از عرضه رسمی بازی، نسخه مخصوص نقد آن را دریافت نکرد؛ همه ما نگران بودیم.
اما بعد فرصتی پیش آمد تا بازی را تجربه کنیم و خیلی زود پی بردیم که دووم یکی از سرگرم کننده ترین و بهترین بازی های شوتر اول شخص چند سال اخیر است. بازی سریع است، پر زد و خورد است، خشن است، و خودش را بیش از حد جدی نمی گیرد. دووم مبارزات دشمن-محور نسخه های پیشین را برداشته و با مکانیزم افزایش سلامتی توسط مبارزات تن به تن درآمیخته تا خوی ستیزجویانه گیمر را برانگیزد.
البته بخش چندنفره بازی دقیقاً آن چیزی نبود که انتظارش را داشتیم و جای تاسف دارد که نسخه پی سی دووم، از مادهای شخص ثالث پشتیبانی نمی کند. اما در هر صورت، دووم یکی از آن بازی هایی است که طی سال های پیش رو به دفعات تجربه اش خواهیم کرد؛ مسئله ای که هیچوقت فکر نمی کردیم به آن اعتراف کنیم.
ساختار اپیزودی هیتمن بی نظیر است
هنگام برگزاری نمایشگاه E3 2015، طرفداران سری هیتمن سخنان زیادی مبنی بر تمرکز توسعه دهندگان روی طراحی باز مراحل و هوش مصنوعی پیچیده و غیرقابل پیش بینی نسخه جدید هیتمن شنیدند؛ حرف هایی که بسیار هیجان انگیز بودند. اما هیچ کدام از ما چندان از ساختار اپیزودی بازی و اجبار به آنلاین بودن همیشگی راضی نبودیم.
اما مشخص شد که تمام نگرانی ها بی اساس بوده و هیتمن به راحتی توانست به یکی از بهترین بازی های سال تبدیل شود. نه تنها این مسئله جای تعجب داشت، بلکه هیتمن بحث های جالبی درباره عرضه بازی های غیرماجرایی در ساختار اپیزودی به راه انداخت که ما را به انتشار سایر بازی های مشابه با همین سبک و سیاق امیدوار می کند. اما حیف که فصل دوم بازی بعید است به این زودی ها عرضه شود.
یوبیسافت بالاخره تغییر رویه داد
طی شش-هفت سال اخیر، بازی های یوبیسافت در حد سریال های تلویزیونی ایرانی قابل پیش بینی شده بودند. هر پاییز، یک اساسینز کرید جدید از راه می رسید. هر یک یا دو سال هم باید منتظر فار کرای جدید می بودیم. تمام بازی ها، برج هایی داشتند که باید برای باز کردن نقاط قفل شده نقشه، به آنها مراجعه می کردید. هر بازی یک سیزن پس و یک نسخه پی سی هم داشت که هربار، به شکلی فاجعه بار روی سخت افزار گیمرها اجرا می شد.
اما امسال، یوبیسافت تک تک این مسائل را دستخوش تغییر کرد. اساسینز کرید بعد از چند سال طاقت فرسا، بالاخره مجالی برای نفس کشیدن پیدا کرد و احتمالاً در پاییز 2017، قدرتمندتر از همیشه باز می گردد. نسخه جدید فار کرای هم اگرچه تفاوتی با رویه سابق نداشت، اما با بازگشت به دوران پارینه سنگی، حداقل تفاوت های فاحشی نسبت به قبل پیدا کرد؛ ضمناً، سیزن پس هم نداشت.
از طرف دیگر، بازی Rainbow Six Siege به لطف بسته های الحاقی و آپدیت های فراوان به یکی از بهترین بازی های شوتر رقابتی بازار تبدیل شده است. سازندگان واچ داگز 2 و دیویژن هم با به تعویق انداختن عرضه بسته های الحاقی پولی، وقت بیشتری برای کار روی آپدیت های بعدی خریدند و البته، نسخه نسبتاً بی ایرادی را برای پی سی عرضه کردند که به مرور زمان بهتر هم شد.
واچ داگز 2 هنگام عرضه از قابلیت چندنفره بهره نمی برد اما توسعه دهندگان خیلی زود این بخش را هم راه انداختند؛ بهرحال هرچه نباشد راه اندازی دیرهنگام بخش چندنفره، بهتر از راه اندازی همزمان بخش چندنفره و نابود کردن گیم پلی است. راستی واچ داگز 2 بالاخره مکانیک برج های یوبیسافت را کنار گذاشت و نقشه کامل را از همان ابتدا در اختیار گیمر گذاشت؛ دیگر وقتش بود. حالا تنها می ماند سرویس Uplay که یا باید برای همیشه به اعماق تاریخ بپیوندد یا بالاخره بهبود یابد.
بتلفیلد 1 کمابیش در تصویرسازی جنگ جهانی موفق است
بتلفیلد 1 می توانست یک فاجعه تمام عیار باشد. جنگ جهانی اول به هیچ وجه پس زمینه مناسبی برای یک بازی ویدیویی به شمار نمی رود و همه از آن به عنوان یکی از خونبارترین و بی فایده ترین نبردهای معاصر یاد می کنند؛ دوره ای تاریک از تاریخ که میلیون ها سرباز جوان را تقریباً به خاطر هیچ و پوچ به کشتن داد.
الکترونیک آرتز و استودیوی دایس توانستند رویکردی احترام آمیز در قبال دوران سیاه جنگ جهانی اول در پیش بگیرند و برخلاف سایر بازی های مشابه، بخش داستانی بتلفیلد 1 روی ارائه داستانی در نکوهش جنگ تمرکز داشت. مدهای بخش چندنفره بازی هم دائماً تمرکزی ویژه روی نمایش خشونت و ناامیدی نبرد اوایل قرن بیستم میلادی دارند.
البته الکترونیک آرتز با چند توییت اشتباه، اندکی به محبوبیت خود و بازی خود لطمه زد؛ اما بهرحال چنین توییت هایی همیشه به چشم می خورند. در مجموع هیچکس انتظارش را نداشت که بتلفیلد 1 تا این حد خوب از آب درآید.
یکی از بهترین سریال های فصل پاییز درباره بازی های ویدیویی است
بهترین فیلم ها و سریال هایی که با محوریت بازی های ویدیویی ساخته می شوند، اقتباسی مستقیم از یک فرنچایز نیستند و مکانیک های بازی های ویدیویی را در مدیومی متفاوت پیاده سازی می کنند. سریال Westworld شبکه محبوب HBO (سازنده سریال های بی نظیری چون Game of Thrones و True Detective) هم با همین رویکرد و با در آغوش گرفتن بازی های ویدیویی، توانست به یکی از جالب ترین سریال های فصل پاییز تبدیل شود.
Westworld از هیچ تلاشی برای تنه زدن به بازی های ویدیویی دریغ نمی کند و سوالاتی درباره خط داستانی باز در برابر روایت اسکریپ شده داستان، ماهیت قدرت های فانتزی، گیمینگ در جهان باز و زندگی مخفیانه کاراکترهای غیرقابل بازی (NPCs) مطرح می کند. مطمئناً تجربه عنوانی مانند Red Dead Redemption 2 بعد از مشاهده این سریال واقعاً جالب خواهد بود.
اکس باکس کراس-پلی با پی سی را در آغوش گرفت
عرضه تمام بازی های انحصاری مایکروسافت و کنسول اکس باکس وان روی پلتفرم پی سی، از منظر تجاری حرکتی بسیار غیرقابل درک است؛ چرا که دیگر هیچ پی سی گیمری نیاز به خرید کنسول مایکروسافت را احساس نخواهد کرد. اما از منظر گیمینگ، چنین اتفاقی فوق العاده است؛ خصوصاً اگر پی سی گیمر باشید و بخواهید بازی های ویدیویی را همراه دوستانی که اکس باکس دارند تجربه کنید.
پیوستن به یک پارتی چت با دوستان تان روی اکس باکس از طریق پی سی و تجربه Gears of War 4 در بعد از ظهری دل انگیز، احساسی است که به این راحتی ها فراموشش نمی کنید. فقط ای کاش بازیکنان تمام سیستم های گیمینگ می توانستند با یکدیگر بازی کنند و همه چیز به اکس باکس و پی سی محدود نبود.
استاردو ولی، روحمان را جلا داد
برخی از گیمرها، روند توسعه بازی Stardew Valley که شباهت بی بدیلی به عنوان محبوب Harvest Moon دارد و تنها توسط یک نفر ساخته شده را از نزدیک دنبال می کردند؛ اما شاید هیچ کس فکرش را هم نمی کرد که استاردو ولی تا این حد بی نظیر باشد.
در دوران پر استرس امروزی، دستیابی به یک سرگرمی سالم، مانند در اختیار داشتن مزرعه ای کوچک، کاشت و برداشت گیاهان و مراقبت از حیوانات اهلی امری است که بسیار ناشدنی به نظر می رسد اما استاردو ولی تمام آنها را محقق می کند. این بازی یکی از بزرگترین غافلگیری های صنعت بازی در سال 2016 بود و بدون شک، لیاقت تک تک دلارها و جوایزی که دریافت می کند را دارد.
بخش داستانی تایتانفال 2 پر است از ایده های خلاقانه
بخش تک نفره و داستانی تایتانفال 2 احتمالاً نباید تا این حد غافلگیرکننده ظاهر می شد؛ خصوصاً با در نظرگیری این موضوع که بسیاری از سازندگان آن، سال ها پیش توسعه سه گانه سنت شکن Call of Duty: Modern Warfare را برعهده داشته اند.
اما این حقیقت که نسخه ابتدایی تایتانفال از یک بخش تک نفره درست و حسابی بهره نمی برد، سبب شد تا تصور کنیم باید در بخش داستانی نسخه دوم، با ربات هایی احمق بجنگیم. ولی در عوض، چیزی که به دستمان رسید آمیزه ای از Modern Warfare و Half-Life بود که از چالش های مبارزه ای و پلتفرمینگ بسیار هوشمندانه ای بهره می برد. حتی بیراهه نیست اگر بگوییم که پیاده سازی مکانیک های گیم پلی، گاهی یادآور بازی های سرگرم کننده نینتندو بود.
تاخیر در عرضه بسته های الحاقی دیویژن برای بهبود بازی
این بخش از مقاله با بخش مربوط به تغییر رویکرد یوبیسافت همپوشانی دارد اما لازم است که به صورت جداگانه نیز به آن پرداخته شود. دیویژن به عنوان یک بازی مورد انتظار شوتر و Co-Op معرفی شد تا بتواند وارد رقابتی مستقیم با عناوینی چون دستینی شود؛ اما خیلی زود مشخص شد که گیم پلی بازی بسیار کم عمق و پر از حفره های مختلف است.
بعد از مواجهه با چندین مسئله مایوس کننده و عرضه بسته الحاقی جدیدی که قرار بود قابلیت های جدیدی به همراه آورد اما آن هم شکست خورد، استودیوی یوبیسافت مَسیو دکمه توقف را فشار داد، از مشکلات مختلف بازی خود ابراز آگاهی کرد و در صدد برطرف کردن آنها برآمد.
این استودیو عرضه بسته الحاقی بعدی را به تعویق انداخت و آپدیت بسیار عظیم 1.4 را عرضه کرد که نه تنها قابلیت های زیادی به همراه می آورد، بلکه سیستم غارت را به شکلی چشمگیر بهبود می داد. این امر شاید اندکی دیر انجام شد و توسعه دهندگان دیگر قادر به بازگردانی بازیکنان از دست رفته نبودند؛ اما باز هم در چنین دوره و زمانه ای، مشاهده توسعه دهنده ای که بسیاری از مشکلات بنیادین بازی خود را برطرف می کند واقعاً جذاب است.
بازی های خوب، بسته های الحاقی بهتر
طی سال 2016، برخی از بازی ها از محتویات قابل دانلود بسیار ارزشمندی بهره بردند که شاید از مهم ترین آنها بتوان به Blood & Wine (برای Witcher 3)، The Following (برای Dying Light) و System Rift (برای Deus Ex Mankind Divided) اشاره کرد؛ حتی باید گفت که System Rift واقعاً به اندازه بازی اصلی محشر بود.
در همین حال، بسته های الحاقی Rise of the Tomb Raider (شامل بسته ای برای افزودن حالت Survival و بسته ای دیگر برای خط داستانی جداگانه Baba Yaga) و دیویژن هم حرف های زیادی برای گفتن داشتند. در حال حاضر، به راحتی می توان گفت که بسیاری از بسته های الحاقی ارزش خرید و تجربه کردن را ندارند، اما برخی از بازی ها طی سالی که گذشت ثابت کردند که این امر لزوماً حقیقت ندارد.
نینتندو سوییچ کنسولی عجیب و غریب نیست
خدا را شکر، نینتندو سوییچ به نظر خیلی خوب می رسد؛ نه جالب، نه بحث برانگیز، نه عجیب، صرفاً خیلی خوب. خوشبختانه کنسول از هیچ قابلیت عجیبی استفاده نمی کند و لازم نیست برای بازی با آن بایستیم یا هر 20 دقیقه، کنترلر را تکان دهیم. نیازی نیست با آن صحبت کنیم، یا با اسباب بازی هایمان سینک اش کنیم یا برای آنکه به خوبی کار کند در کنار یک درخت انجیر دفن اش کنیم!
تنها مسئله عجیب درباره سوییچ، پرتابل بودن است که به سختی می توان چنین چیزی را عجیب خواند. این قابلیتی بی نظیر است که احتمالاً به همان اندازه که تصور می کنیم، هیجان انگیز خواهد بود. می توان امید داشت که نینتندو با آوردن تمام محصولاتش به پلتفرمی واحد، بتواند دستگاهی یکپارچه برای گیمینگ خانگی و قابل حمل یافته و تمام بازی های بی نظیرش را روی آن بیاورد. شاید حتی نینتندو Virtual Console را هم بهبود ببخشد؛ به هرحال آرزو بر جوانان عیب نیست.
Google Earth VR از اکثر بازی های واقعیت مجازی بهتر بود
هدست های واقعیت مجازی، امسال میزبان چند بازی بسیار باحال بودند اما هیچ یک از آنها به اندازه اپلیکیشنی که گوگل به صورت رایگان روی استیم عرضه کرد باحال نبودند. این اپلیکیشن، Google Earth VR نام دارد و به شما اجازه می دهد «تمام جهان» را در محیط واقعیت مجازی مشاهده کنید.
Google Earth VR خیلی زود به حیرت انگیز ترین اپلیکیشن واقعیت مجازی تبدیل شد که پتانسیل های این تکنولوژی را نمایش داده و به راحتی از نظر جذابیت، خوش ساخت ترین بازی های واقعیت مجازی را هم کنار می زند. شما در آن می ایستید و خانه ای که کودکی هایتان در آن گذشت را تماشا می کنید. می توانید تپه هایی که در آنها بازی می کردید را ببینید. سپس به سراغ دره گرند کانیون می روید و برای ساعت ها درباره زندگی تان می اندیشید.
پوکمون گو جهان را به آتش کشید
در تابستان 2016، تنها دو مسئله در جهان بود که برای مردم اهمیت داشت: انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده و پوکمون گو. تقریباً هیچکس آمادگی نداشت که پوکمون گو تا این حد بزرگ شود؛ جداً، حاضریم شرط ببندیم که حتی شما هم هنوز درک نکرده اید یک بازی احمقانه واقعیت افزوده برای موبایل چگونه تا این حد به موفقیت رسید و به پدیده ای فرهنگی تبدیل شد.
این بازی ویدیویی، توسط اشخاصی تجربه شد که هیچوقت در زندگی شان عبارت «بازی ویدیویی» را با صدای بلند نگفته اند. این بازی توسط مردم بیشتری نسبت به تعداد اسمارت فون های موجود در جهان تجربه شد. دوستان شما آن را تجربه کردند، خانواده شما آن را تجربه کرد، گربه شما هم آن را تجربه کرد، حتی مادربزرگ پدرتان هم آن را تجربه کرد؛ در حالی که وی برای مدت های طولانی است که عمرش را به شما داده.
مهم نیست که نظرمان درباره پوکمون گو چیست؛ بدون شک برای مدت های بسیار بسیار طولانی، هیچ بازی ویدیویی دیگری قادر به دستیابی به چنین موفقیتی نخواهد بود.
زلدای جدید واقعاً متفاوت به نظر می رسد
هر بار که نینتندو از یک زلدای جدید رونمایی می کند، بازی قرار است از ابتکار جدیدی بهره ببرد؛ «این بار لینک می تواند زمان را به عقب بازگرداند»، «این بار لینک می تواند به یک نقاشی دوبعدی تبدیل شود» و غیره. از آن جایی که سری زلدا قوانین معینی را دنبال می کند، لازم است تا ابداعات جدید با پیروی از همین قوانین صورت بگیرند که خوشبختانه در اکثر مواقع چنین اتفاقی می افتد.
اما گاهی این مسئله آن طور که باید و شاید صورت نمی گیرد و همین مسئله سبب شده تا بازی Legend of Zelda: Breath of the Wild همچون سورپرایزی دوست داشتنی به نظر برسد که اساساً با هر نسخه دیگری در این سری، از زمان عرضه Majora’s Mask تفاوت دارد. دنیایی غنی به همراه هوش مصنوعی پیچیده، مکانیک هایی که گویی از دل فارکرای بیرون آمده اند و سیستمی برای ساخت و ساز و بقا که از بازی های فعلی پی سی قرض گرفته شده است.
و این ها، چیزهایی است که به ما نشان داده شده؛ بنابراین هنوز اطلاعات زیادی وجود دارد که درباره زلدای جدید نمی دانیم. همه نشانه ها گواه از آن دارد که Breath of the Wild قرار است سنت شکنی کرده و به کلی از فرمول همیشگی این سری فاصله بگیرد.
مجموعه ای غنی از بازی های شبیه ساز، استراتژیک و نقش آفرینی برای پی سی
آن موقع که مردم می گفتند دیگر زمان مرگ پی سی گیمینگ از راه رسیده را به یاد می آورید؟ (اگر به یاد نمی آورید نگران نباشید، چون حداقل ما از یاد نخواهیم برد). حالا تصور کنید که قادر بودیم به عقب بازگردیم و لاین آپ بازی های پی سی در سال 2016 را به این افراد نشان دهیم. از بازی های نظیر XCOM 2 و The Banner Saga 2 و Total War: Warhammer بگیرید تا Homeworld: Deserts of Kharak و Darkest Dungeons و Civilization VI، همگی بی نظیر بودند.
مهم نیست که به تجربه چند بازی روی پی سی خود می پرداختید، سال 2016 همواره بازی های جذاب دیگری نیز داشت که ممکن بود از زیر دست تان در بروند. دیگر چه چیزی بهتر از این می خواهیم؟
این هم از این؛ لیست ما از بهترین و هیجان انگیزترین اتفاقات صنعت بازی در سال 2016 به پایان خود رسید. مثل همیشه، مسلماً مثال هایی وجود دارد که از چشم مان دور مانده یا به هر دلیل دیگری، در این لیست قرار نگرفته است. بنابرین در صورتی که مورد خاصی مد نظرتان هست، آن را با دیجیاتو و سایر خوانندگان به اشتراک بگذارید.
کد مطلب: 430089
واکنش وزیر به اختلال یک بازی موبایلی
بخش دانش و فناوری الف،11 دی95
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در واکنش به اعتراض های مطرح شده نسبت به اختلال در یک بازی موبایلی - اینترنتی، در صفحه خود در فضای مجازی نوشت: مطالب مطرح شده را به اطلاع کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه خواهد رساند.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۰۸
این بازی یکی از پرفروش ترین بازی ها موبایلی - اینترنتی دنیاست. طبق آمار اعلام شده از سوی این شرکت، روزانه 654 هزار دلار برای گردانندگان آن درآمد زایی دارد. این بازی در میان جوانان ایران نیز با استقبال همراه شده و از محبوبیت زیادی برخودار است.
بازی «کلش آف کلنز» در یک ماه گذشته، با اختلال های زیادی مواجه شده است که نارضایتی کاربران را به دنبال داشت و برخی دلیل آن را به وضعیت اینترنت کشور ربط دادند.
محمدجواد آذری جهرمی مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، در گفت وگو با ایرنا، ضمن رد ایجاد هرگونه مشکل و اختلال در شبکه اینترنت کشور، از دسترس خارج شدن بازی «کلش آف کلنز» را بیارتباط با وضعیت اینترنت کشور دانست و اعلام کرد که اطلاع رسانی در این باره برعهده دبیرخانه کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه است.
با این حال، پنجشنبه هفته گذشته کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، تصمیم به فیلترینگ آن گرفت.
تصمیم برای فیلترینگ این بازی سبب شد عده ای از علاقه مندان این بازی با مراجعه به یکی از صفحات اجتماعی مربوط به وزیر ارتباطات، واکنش نشان داده و خواستار توقف این موضوع شوند.
محمود واعظی نیز در پاسخ به آنها نوشت: اعتراض هایی که به اختلال بازی کلش از سوی دنبال کنندگان صفحه اجتماعی ام مطرح شده است که آن را به اطلاع کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه خواهم رساند.
کلمات کلیدی : دانش و فناوری+ بازی موبایلی کلش
نظراتی که به تعمیق و گسترش بحث کمک کنند، پس از مدت کوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت دیگر بینندگان قرار می گیرد. نظرات حاوی توهین، افترا، تهمت و نیش به دیگران منتشر نمی شود.
وزیر ارتباطات در آخرین پست خود در اینستاگرام از پیگیری های انجام شده در خصوص فیلترینگ بازی کلش آف کلنز نوشت.
وزیر ارتباطات در آخرین پست خود در اینستاگرام از پیگیری های انجام شده در خصوص فیلترینگ بازی کلش آف کلنز نوشت.
واعظی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:"اگر چه موضوع بازی کلش درکمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه تصمیم گیری شده بود ولی با توجه به قولی که داده بودم ، امروز موضوع و مطالب مطرح شده را با رییس محترم جمهور مطرح کردم و امیدوارم به زودی مشکل حل شود."
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از مهر، سیستم یاد شده که Stealth نام دارد از گوشی هوشمند و بدن کاربر برای پیشبرد بازی استفاده می کند. هدف از این ابتکار عمل کمک به حفظ تناسب اندام افرادی است که عادت کرده اند با لم دادن بر روی مبل به انجام بازی های ویدئویی بپردازند و به همین علت دچار چاقی و اضافه وزن شده اند.
برای اجرای این بازی باید برنامه موبایلی آن را بارگذاری و بر روی گوشی نصب کنید و سپس گوشی را بر روی یک سطح مستطیلی پایه دار متحرک که توسط شرکت سازنده طراحی شده قرار دهید و سپس به حالت درازکش با دستانتان این سطح را نگه دارید.
در ادامه این بازی سه دقیقه ای باید اهداف به نمایش درآمده در نمایشگر گوشی را با منحرف کردن سطح مذکور به چپ و راست در تیررس خود قرار داده و نابود کنید. بازی یاد شده هنوز در مرحله آزمایشی است و برنامه آن با گوشی های آندرویدی و iOS سازگاری دارد. انتظار می رود عرضه عمومی این بازی در ژوئن سال ۲۰۱۷ آغاز شود. قرار است اجرای گروهی این بازی هم برای علاقمندان ممکن شود.
قطعا افراد زیادی با شنیدن نام Orwell یاد جرج اورول، نویسنده کتابهایی مثل قلعه حیوانات میافتند که مضمونی سیاسی اجتماعی داشت. به همین دلیل هم زمانی که اولین بار سراغ بازی Orwell رفتم، انتظار داشتم تا این بازی ارتباطی با این نویسنده مشهور انگلیسی داشته باشد. با این حال این بازی ارتباطی با وی نداشته و یک اثر ماجراجویی پر رمز و راز است که برای رایانههای شخصی ویندوزی عرضه شده است و البته برخلاف ظاهرش، خیلی هم پیچیده نیست.
اما خب شاید بپرسید که Orwell چیست؟ Orwell اسم یک نرمافزار و پروتکل است که توسط دولت ساخته شده تا بتوان با آن در برابر حملات تروریستی ایستادگی کرد. ساز و کار این نرم افزار به این صورت است که یک فرد به عنوان مامور تحقیقاتی که باید ملیتی خارجی داشته باشد (دلیلش را در بازی خواهید فهمید!) اجازه ورود به نرم افزار را پیدا میکند و سپس به تمامی اطلاعات خصوصی مردم از جمله ایمیلها، مکالمات شخصی و خصوصی آنها دسترسی خواهد داشت و میتواند از این طریق به دولت برای دستگیری تروریستها و افرادی که در نظم کشور اختلال ایجاد میکنند کمک کند.
داستان بازی Orwell از جایی شروع میشود که یک بمب در یکی از میدانهای شهر منفجر و باعث کشته و زخمی شدن مردم میشود. همین اتفاق باعث میشود تا Orwell برای اولین بار در یک حادثه واقعی مورد استفاده قرار گیرد و شما به عنوان اولین مامور که اجازه استفاده از این نرمافزار را پیدا کرده، وارد سیستم میشوید. یکی از موارد جالبی که در مورد بازی دوست داشتم، این است که Orwell این حس را بهتان منتقل میکند که انگار همهچیز در زمان واقعی در حال رخ دادن است و بیشتر از اینکه از پیش تعیین شده باشد، حالتی پویا و زنده دارد. البته اتفاقهایی در طول بازی میافتند که به این حس خدشه وارد میکنند؛ برای مثال زمانی که در حال گوش دادن به یک مکالمه هستید و در آن واحد یکی دیگر از مضنونین نیز به فرد دیگری پیام میدهد و تا شما به مکالمه دوم سوییچ نکنید، آن مکالمه شروع نخواهد شد که این کمی حس واقعگرایانه بازی را از بین میبرد و اگر این مکالمات بدون توجه به دقت کردن شما به آنها آغاز شده و به پایان میرسیدند، بازی از اینی که هست هم طبیعیتر به نظر میرسید و در عین حال چالش بیشتری نیز پیش رویتان قرار میداد. اما در کل این حس واقعگرایانه بازی بسیار خوب و یکی از نقاط قوت اصلی آن است.
Orwell اسم یک نرمافزار و پروتکل است که توسط دولت ساخته شده تا بتوان با آن در برابر حملات تروریستی ایستادگی کرد
در ابتدا تنها فردی که شما اجازه کسب اطلاعاتش را دارید یک زن با موهای آبی است که از بخت بدش سابقه قبلی داشته و در زمان انفجار بمب نیز در محل حادثه حضور داشته است. شما سپس باید با استفاده از اسناد و مدارک موجود در روزنامهها یا شبکههای اجتماعی اطلاعات بیشتری از این فرد کسب کنید و از این طریق پی ببرید که آیا وی نقشی در این انفجار بمب داشته است یا خیر. در این راه یک مامور دولتی نیز با شما همکاری خواهد کرد که البته دسترسی وی به اطلاعات Orwell شبیه به شما نیست و وی فقط میتواند مواردی را ببیند که شما در اختیارش قرار میدهید و برای مثال اگر شما اطلاعات را در سرورهای Orwell آپلود نکنید، ماموران دولتی شانس دستگیری افراد را از دست خواهند داد. پس از گذشت زمان پای یک گروه با نام «Thoughts» نیز به بازی باز میشود و کم کم دایره شخصیتهایی که باید زندگی شخصی آنها را بررسی کنید بزرگتر و بزرگتر میشود.
یکی از ویژگیهای خیلی خوب بازی Orwell، پر رمز و راز بودن آن است. واقعیت این است که این بازی از حیث گیمپلی جذابیت خاصی ندارد و این امر برای یک بازی ویدیویی مشکل اساسی به حساب میآید. چرا که تنها کار شما در بازی گشتن در بین اسناد، گوش دادن به مکالمات شخصی مردم، خواندن ایمیلهای آنها یا حتی ورود به پیسیهای شخصیشان و آپلود اطلاعات به درد بخور در سرورهای Orwell است. اما اگر فکر میکنید که خواندن این اسناد و مدارک سخت است، سخت در اشتباهید. چرا که Orwell هوش مصنوعی فوقالعادهای دارد و خودش اطلاعاتی را که مهم هستند در بین اسناد چندین صفحهای با رنگ آبی مشخص میکند و کافی است شما آنها را با ماوس انتخاب کرده و آپلود کنید. در این بین فقط باید از آپلود یک سری اطلاعات به درد نخور بپرهیزید تا خللی در تحقیقات دولت و پلیس ایجاد نشود. البته یکی دیگر از مواردی که در بازی خیلی خوب تعبیه نشده، در مورد همین اطلاعات زاید است. برای مثال یکی از مضنونین محل زندگی خود را در یکی از شبکههای اجتماعی «سرزمین رویاها» وارد کرده است که با آپلود کردن آن در سیستم مامور دولتی از این کار شما شاکی میشود. ولی تاثیر این اشتباه در همین حد باقی میماند و به این شکل نیست که تاثیری در داستان کلی بازی بگذارد یا باعث شود که نتوانید فرد مضنون را دستگیر کنید.
بازی در کل پنج اپیزود دارد که این اپیزودها با فاصله از هم منتشر شدهاند و حال هر پنج قسمت در دسترس است. در هریک از قسمتها با شخصیتهای جدیدی آشنا میشوید و باید هویت آنها را کشف کنید و به ارتباطشان با بمب گذاری پی ببرید تا در نهایت عامل اصلی را پیدا کنید. با اینکه گیمپلی نقش خیلی زیادی در Orwell ندارد، اما از حیث داستان با یک بازی خیلی خوب طرف هستیم. بازیای که شخصیتهایش با اینکه فقط یک عکس برایتان هستند، ولی به خوبی پرداخته شدهاند و مخصوص اگر حوصله خواندن متنهای مربوط به زندگی آنها را داشته باشید، میتوانید با همهشان ارتباط برقرار کنید و حتی شاید بتوانید با آنها و هدفی که از بمب گذاری داشتهاند کنار بیایید.
واقعیت این است که این بازی از حیث گیمپلی جذابیت خاصی ندارد و این امر برای یک بازی ویدیویی مشکل اساسی به حساب میآید
واقعیت این است که Orwell در ظاهر شبیه به یک بازی ماجراجویی ساده است که در آن باید اطلاعات مختلف را بررسی کنید و در نهایت یک نفر با اطلاعاتی که شما در اختیار دولت میگذارید دستگیر شود. اما اگر بازی در همین حد باقی میماند، از آن به عنوان یک اثر متوسط نام میبردم. اما دلیلی که باعث میشود Orwell خیلی بهتر از چیزی که به نظر میرسد باشد، داستان عمیق آن، مخصوصا در دو اپیزود آخر، است. جایی که هیچچیز مطابق پیشبینیها پیش نمیرود و متوجه میشوید که سیاست خیلی پیچیدهتر از این حرفها است. صحبت کردن در مورد این قسمتهای بازی بدون لو دادن داستان آن واقعا سخت است و بهتر است خودتان بازی را تجربه کنید و داستان را اینجا برایتان فاش نکنم.
فقط در همین حد میتوان گفت که وقتی به پایان اپیزود پنجم بازی میرسید، در یک چند راهی بسیار سخت قرار میگیرید. سخت نه از این نظر که اطلاعات کافی برای انتخاب عامل بمبگذاری را ندارید، بلکه سخت از این نظر که نمیدانید کدام یک از این راهها درست است و کدام اشتباه. اینکه یک بازی بدون جلوههای بصری فوقالعاده و پر زرق و برق و فقط از طریق یک سری نوشته و مکالمه بتواند گیمر را در چنین انتخاب سختی قرار دهد، موردی است که توانایی بالای سازندگان بازی در استودیو Osmotic را نشان میدهد. همچنین سازندگان بازی شجاعت فوقالعادهای نیز در به تصویر کشیدن واقعیتهای پشت پرده سیاست داشتهاند و همین امر میتواند دلیل انتخاب Orwell به عنوان نام بازی را نیز شرح دهد. چرا که نوشتههای جرج اورول نیز تقریبا از این نظر وضعیت مشابهی دارند.
در حالت کلی، اگر به بازیهای داستانمحور علاقه و حوصله لازم برای خواندن کلی متن و دنبال کردن مکالمات بین کاراکترها را دارید، Orwell به مانند کتابی است که داستانی عالی برایتان روایت کرده و در نهایت هم انتخاب پایان را برعهده خودتان میگذارد. با اینکه از حیث گیمپلی با یک بازی ماجراجویی بسیار ساده طرف هستیم که خیلی شما را به چالش نمیکشد، ولی قطعا تجربه بازی به دلیل داستان بسیار عالی و عمیق آن ارزش دارد. همچنین از حیث جلوههای صوتی و بصری هم موسیقیهایی که در بازی شنیده میشوند با حال و هوای پر رمز و راز آن مطابقت دارند و مخصوصا زمانی که به یک نتیجه میرسید یا اطلاعات مهمی برایتان فاش میشود، ریتم موسیقی نیز تندتر میشود تا این اتفاقات حس بهتری را القا کنند. از حیث بصری نیز با یک بازی کاملا ساده طرف هستیم که رابط کاربری آن بدون پیچیدگی خاصی طراحی شده است. اما در مجموع بازی بیشتر شبیه به یک رمان است و به همین دلیل هم نباید انتظار گرافیک خاصی از آن داشته باشید.
خبرگزاری آریا - کمپانی نامدار سونی در سال میلادی جاری (2016)، بیشتر بر روی دستگاه ها و فناوری های سخت افزاری تمرکز داشت. این شرکت ژاپنی امسال با معرفی دو مدل جدید از کنسول پلی استیشن 4 با نام های پلی استیشن 4 اسلیم و پلی استیشن 4 پرو، نیاز برخی از کاربران خود را برطرف کرد و توانست با ارائه کنسول قدرتمند جدیدتری، از کوچ گیمرها به رایانه های شخصی جلوگیری کند. همچنین سونی با عرضه گسترده هدست واقعیت مجازی (پلی استیشن وی آر) سال پرباری را پشت سر گذاشت. به همین علت، با تمام جرعت می توان گفت که کمپانی مشهور سونی تمرکز اصلی خود را بر روی سخت افزارها قرار داده بود. حال با توجه به اتمام سال میلادی 2016 و آغاز سال جدید دیگر، سونی در بیانیه ای از برنامه های امسال خود سخن گفت! رئیس کل بخش سرگرمی های سونی، شوهی یوشیدا، در جدیدترین مصاحبه خود اعلام کرد که این شرکت در سال آینده، نرم افزارها و عناوین ویدیویی بی نظیری را بر روی کنسول های خود عرضه خواهد کرد. برای کسب اطلاعات بیشتر همراه رسانه کلیک باشید.
به گزارش خبرگزاری آریا، بر هیچکس پوشیده نیست که عناوین انحصاری کنسول پلی استیشن 4 قوی تر از عناوین انحصاری کنسول ایکس باکس وان ظاهر شدند. این عناوین ضمن افزایش فروش کنسول پلی استیشن 4، رضایت دارندگان این دستگاه را نیز به دنبال دارد. حال رئیس کل بخش سرگرمی های سونی، شوهی یوشیدا در مصاحبه ای اعلام کرد:
بازیکنان و طرفداران ما می توانند انتظار عرضه عناوین بی نظیر و فوق العاده ای را در سال 2017 داشته باشند.
این اطلاعات توسط وب سایت معتبر 4Gamer به بیرون درج پیدا کرده است. وب سایت شناخته شده فور گیمر در مصاحبه ای با بازی سازان ژاپنی، جزئیات اندکی در خصوص برنامه های آینده بازی سازان به دست آورد که این اطلاعات بیشتر در خصوص عناوین انحصاری کنسول پلی استیشن 4 هستند.
تنها برخی از استودیوی های بازی ساز حاضر به انتشار اطلاعاتی در خصوص برنامه های آینده خود در طول این مصاحبه شدند. در کنار صحبت های آقای شوهی یوشیدا، کارگردان بازی پرطرفدار Bloodborne، آقای ترویوکی توریاما (Teruyuki Toriyama)، اعلام کرد که تیم وی هم اکنون بر روی ساخت یک عنوان جذاب و خارق العاده مشغول به کار هستند. متاسفانه در طول این مصاحبه، هیچ اشاره ای که به ساخت نسخه دوم بازی Bloodborne نشد و گویا پروژه بعدی استودیوی فرام سافت ور، بازی دیگری است.
ناگفته نماند در حال حاضر، عناوین بزرگ زیادی برای عرضه در سال 2017 برنامه ریزی شده اند. از این عناوین ویدیویی بزرگ می توان به God of War جدید، Uncharted: The Lost Legacy، Horizon: Zero Dawn، Persona 5 و… اشاره کرد. همچنین چند هفته پیش، نسخه دوم عنوان خارق العاده The Last of Us به صورت رسمی در طول رویداد پلی استیشن معرفی شد. برای مشاهده متن کامل این خبر، بر روی این نوشته کلیک کنید.
در پایان این گزارش، دیدگاه شما در رابطه با چشم اندازهای کمپانی سونی و بازی سازان چیست؟ شما منتظر عرضه کدام بازی ویدیویی در سال میلادی 2017 هستید؟ به نظر شما، آیا رموندی ها برای جلب رضایت کاربران خود، با بازی سازان جدیدی همکاری خواهند کرد و شاهد عرضه عناوین قدرتمندتری برای کنسول Xbox One خواهیم بود؟ دیدگاه ها و نظرات شخصی خود را در رسانه بزرگ کلیک به اشتراک بگذارید.
خبرگزاری آریا - ویندوز 10 از زمان معرفی اش تاکنون، تمرکز بسیاری روی گیمرها داشته. پس از مشکلات فراوانی که بازی سازها و گیمرها با ویندوز 8 داشتند که حتی منجر به خلق سیستم عاملی تحت عنوان steamos شد، حالا مایکروسافت بازی های ویدیویی را بسیار جدی گرفته است.
کشف جدیدی که توسط یکی از کاربران توییتر صورت پذیرفته، نشان دهنده پیشرفت gaming mode ویندوز 10 در بیلد جدید توسعه دهندگان است. این قابلیت به سیستم عامل اجازه می دهد تا میزان اختصاص منابع cpu و gpu به بازی را افزایش داده و روی اپلیکیشن های پیش زمینه تمرکزی نداشته باشد.
در حقیقت، این قابلیت به پی سی اجازه می دهد تا تقریبا همانند یک کنسول بازی عمل کند و تمام توان سخت افزاری را روی اجرا بگذارد و نه مسئله دیگری. طی سال 2016، مایکروسافت تلاش بسیاری کرد تا فاصله میان اکس باکس وان و پی سی را کمتر کند تا همگی به مانند یک خانواده واحد باشند و حالا تلاش جدید آن ها در راستای ارتقا قابلیت های ویندوز 10 جالب توجه است.
بازی های بسیاری طی سال جاری به صورت همزمان برای ویندوز 10 و اکس باکس وان عرضه خواهند شد و اگر مایکروسافت بتواند ویندوز 10 را بهترین گزینه برای پی سی گیمرها سازد، شاهد مهاجرت گسترده کاربران از ویندوز 7 (که همچنان از نگاه بسیاری بهترین ویندوز برای بازی است) به ویندوز 10 هستیم.
مایکروسافت هنوز وجود این قابلیت را تایید نکرده اما طولی نخواهد کشید که اطلاعات بیشتری در این راستا منتشر شود.