شاید با دیدن مدلها به این نتیجه برسیم که آنها زندگی ایدهآل و شادی دارند. مدلها درآمد خوبی دارند و با طراحان معروفی کار میکنند. بهعلاوه به واسطهی شغلشان به جاهای دیدنی دنیا سفر میکنند. اما حقیقت زندگی مدلها چیست و این شرایط به چه قیمتی به دست میآید؟
در مطالعات و تحقیقات، بارها به اختلالات خوردن در مدلها اشاره شده است. اینبار مجلهی بینالمللی اختلالات خوردن، بار دیگر تاکید کرد که اغلب مدلها به دلیل فشارهای زیادی که از سوی آژانسهای مدلینگ برای کاهش وزن به آنها وارد میشود، دچار کاهش وزن شدید هستند. کارا دلوین، یکی از پردرآمدترین مدلهای دنیا، اخیرا در مصاحبهای مدلینگ را «وحشتناک» خواند. او میگوید: «سخت است در حرفهای باشی که هرروز همه به تو میگویند زیادی خوش گذراندهای و باید وزن کم کنی.»
مطالعهای دانشگاهی روی 450 مدل 18 ساله که سال گذشته در هفتهی مد نیویورک شرکت کرده بودند انجام شد که نشان داد مدلها نهتنها کمبود وزن دارند، بلکه از روشهای ناسالم و خطرناک برای کاهش وزن و لاغر ماندن استفاده میکنند. دکتر ریچل راجر، پروفسوری که هدایت این پروژه را بر عهده داشت گفت: «اکثر این مدلها نوجوان و جوان هستند و درشرایط خطرناکی از اختلالات خوردن قرار دارند که پیامدهایی جدی روی رشد و زندگی آیندهی آنها خواهد داشت.»
این مطالعه نشان داد که کاهش وزن و اختلال خوردن در این مدلها ارتباطی مستقیم با فشاری دارد که از طرف آژانسهای مدلینگ به آنها وارد می شود. از 62 درصد از مدلها خواسته شده بود تا وزن خود را کاهش دهند و ظاهر خود را تغییر دهند. به 54 درصد از مدلها گفته شد که اگر وزن خود را کاهش ندهند، شغلی در این صنعت پیدا نخواهند کرد. به 21 درصد از آنها گفته شد که اگر وزن خود را کاهش ندهند، در نمایشها شرکت داده نشده و از آنها حمایت نخواهد شد. این یک فضای پر استرس را برای مدلها ایجاد میکند و آنها حاضرند هرکاری انجام دهند تا لاغر بمانند و شغل خود را از دست ندهند. از خوردن پنبه و دستمال کاغذی گرفته تا مصرف کوکائین و دیگر مواد مخدر.
کیرا دیختیار، یکی از مدلهای روسی در سال 2012، در مصاحبهای با فاکس نیوز گفت که سوپرمدلها بسیار وابسته به سیگار، ملینها، قرصهای لاغری و داروهای ضد اشتها هستند. او در این مصاحبه گفت: «من شنیدهام که آژانسهای مدلینگ، مدل ها را وادار میکنند کوکائین مصرف کنند تا متابولیسم بدن را سرعت ببخشند و کمتر غذا بخورند. انواع و اقسام تزریقات در بین مدلها رواج پیدا کرده، از جمله تزریق T3 که مدلها برای افزایش عملکرد تیروئید و در نتیجه افزایش متابولیسم بدن مصرف میکنند.»
هنگامیکه به زمان نمایش لباس و کتواکها نزدیک میشویم، این استرس برای مدلها بیشتر میشود. جکی کریستی، طراح لباس و مدل سابق میگوید: «قبل از نمایش زندهی لباس، مدلها از هر روشی برای کاهش چربی و آب بدن استفاده میکنند. حتی برخی مدلها از رژیمهای ناسالم و خندهداری مانند رژیم سوپ کاهو و رژیم لیمو ترش، استفاده کرده و قرصهای لاغری مصرف میکنند. گاهی، یک ماه تمام از دیتاکسها و سمزداها استفاده میکنند و 3 ساعت در روز ورزش میکنند. این دیوانگی است.»
یکی از مدلهای جوانِ ویکتوریا سیکرت، دربارهی زمانی گفت که آژانس مدلینگ او را چاق خواند و به همین دلیل رژیمهای سختی را شروع کرد. این مدل 23 ساله یکبار شاهد از حال رفتن یکی از مدلها و بستری شدن او به دلیل اختلالات خوردن بود.
یکی از بدترین و وحشتناکترین موارد این رژیمهای سخت و ناسالم، مربوط به مدل فرانسوی، ایزابل کارو است. او روزانه یک عدد شکلات و یک فنجان چای که هربار تنها یک قاشق غذاخوری از آن میخورد را مصرف میکرد. او میدانست که این کار خطرناک باعث مرگش میشود، اما به گرسنه نگهداشتن خود ادامه داد. ایزابلا کارو در سال 2010، بر اثر آنورکسیا یا کمخوری عصبی از دنیا رفت.
کریستی کلمنتس دربارهی موارد عجیب و ترسناکی که در طی سالها فعالیت بهعنوان سردبیر مجلهی وُگ از مدلها دیده بود، صحبت کرد: «مدلها برای از بین بردن احساس گرسنگی خود دستمال کاغذی میخوردند، به خود گرسنگی میدادند و برای کاهش وزن جراحی میکردند.»
آلیس جکسون، یکی از مدلهای پلاس سایز گفت که گاهی در روز فقط کاهو مصرف میکرده و دو ساعت در روز ورزش میکرده است.
سوفی نولانِ مدل نیز اعتراف میکند که اختلالات خوردن باعث شد به شدت دچار کاهش وزن شود. او روزانه هفت ساعت ورزش میکرد و کمخوری عصبی باعث شد چندین بار در بیمارستان بستری شده و دچار حملات قلبی شود.
برخی از حقایق دنیای مدلینگ
1- در دنیای مدلینگ، سایز صفر «خیلی چاق» محسوب میشود
BMI (حجم تودهی بدنی) اگنس هدنگارد، مدل 19 ساله، 17/5 است، که کاملا لاغر محسوب میشود. اما آژانس مدلینگ بارها به او گفته است که بسیار چاق به نظر میرسد. او میگوید: «در صنعت مدلینگ، شما نباید لاغر باشید، بلکه باید بیش از اندازه لاغر باشید. آژانسهای زیادی بودهاند که علاقه داشتند با من کار کنند اما زمانی که از اندازهی بدن من باخبر می شدند، داستان کاملا فرق میکرد.»
2- مدلها وبلاگهای آنورکسیا یا کمخوری عصبی را میخوانند
مدلها اغلب به دنبال روشهای سریع لاغری هستند و این روشها را در وبلاگهای آنورکسیا میخوانند که بدترین و ناسالمترین روشها را برای لاغری پیشنهاد میکنند. برای مثال، آنقدر بچرخید که بر اثر سرگیجه نتوانید غذا بخورید. به جای غذا، آدامس بدون قند بجوید. از دردِ احساس گرسنگی، لذت ببرید و غذا خوردن را منزجرکننده بدانید.
3- رژیم پنبه
بریا مورفی، دختر ادی مورفی که بهعنوان مدل فعالیت میکند، در مصاحبهای با good morning America گفت مدلهای زیادی را دیده که پنبه را در آبمیوه خیس میکرده و میخوردند. این کار باعث میشود مدلها بدون اینکه وزن اضافه کنند، احساس سیری کنند. طبق گفتهی مختصصان، این روش بسیار خطرناک است؛ زیرا پنبه حاوی مواد شیمیایی است و خوردن آن برای بدن ضرر دارد.
4- مصرف مواد مخدر
اگر میخواهید دربارهی زندگی واقعی مدلها بدانید، جانیس دیکینسن، اولین کسی است که باید به سراغش بروید. او در دورانی که فعالیتهای مدلینگ میکرد با اعتیاد به مواد مخدر دست و پنجه نرم میکرد. او میگوید مقادیر زیادی مواد مخدر و الکل در اختیار مدلها گذاشته میشد.
این موارد تنها چند مورد از حقایق زندگی مدلها است و به ما نشان میدهند که زندگی مدلها نه تنها ایدهآل نیست بلکه می تواند عذابآور باشد. / بنیتا
آداب سلام دادن از کشوری به کشور دیگر متفاوت است که به نوعی نشان دهنده احترام به دیگران است. کمی درباره آداب و رسوم فرهنگ های دیگر بدانید تا بدانید هنگام سفر به کشورهای دیگر چگونه رفتار کنید. بدونیم 12 آداب سلام دادن از سراسر دنیا آورده است که تمام آن ها متفاوت تر از یک دست دادن ساده هستند.
فیلیپین
فیلیپینی ها آداب سلام دادن زیبایی به نام “مانو” دارند که نشان دهنده احترام به بزرگ ترهاست. آن ها دست بزرگ ترها را می گیرند و به آرامی به پیشانی خودمی فشارند.
ژاپن
ژاپنی ها هنگام سلام و احوالپرسی به یکدیگر تعظیم می کنند. البته زاویه تعظیم و طول کشیدن آن به موقعیت بستگی دارد.
هندی ها هنگام سلام دادن کلمه “ناماسته” را به زبان می آوردند و دست ها را روی سینه قرار داده و کف دست ها را به هم می فشارند.
تایلند
احوالپرسی تایلندی ها که “وای” نام دارد درست مثل هندی ها ژست دعا می گیرند و کمی هم تعظیم می کنند.
فرانسه
در فرانسه وقتی دو نفر همدیگر را ملاقات می کنند روبوسی می کنند.
نیوزیلند
آداب سلام دادن در میان مردم مائوری در نیوزیلند “هونگی” نام دارد. آن ها هنگام سلام دادن بینی و پیشانی را به هم می فشارند.
بوتسوانا
در بوتسوانا باید هنگام احوالپرسی حرکات بسیار ساده ای را انجام داد. آن ها با دست راست به هم دست می دهند و با دست چپ آرنج دست راست را می گیرند. سپس به حالت عادی بر می گردند و کلمه Lae kae که همان حالت چطوره خودمان است را به زبان می آورند.
مغول
مغول ها به میهمانان شان شالی به نام hada هدیه می دهند و هنگام دادن هدیه کمی خم می شوند و با دو دست شال را هدیه می دهند.
یونان
یونانی ها معمولا هنگام احوالپرسی به پشت یا شانه های یکدیگر می زنند.
کنیا
جنگجویان قبیله ماسای در کنیا تازه واردها را به مراسم رقص دعوت می کنند. در این مراسم افراد یک دایره تشکیل می دهند و مسابقه بلندترین پرش را اجرا می کنند.
مالزی
مردم مالزی با هر دو دست به یکدیگر دست می دهند و سپس کف دست را روی قلب قرار میدهند.
تبت
تبتی ها زبان شان را هنگام سلام و احوالپرسی بیرون می آورند. این رفتار یادآور پادشاه تبت در قرن نهم است که زبانی سیاه داشت. / بدونیم
جام جم سرا:در پیام دبیرکل آمده بود که هم اکنون ما بیشترین جمعیت جوان دنیا را در همه اعصارداریم.
این بخش مهم از پیام دبیر کل اشاره واضحی به بحرانهایی است که وضعیت اقتصادی امروز جهان و کمبود منابع و گرانی امکانات می تواند برای نسل جوان به وجود آورد.
کم بودن نسبی زنان در کل جمعیت جهان هم از نکته های دموگرافی جهان است چرا که این مسئله به همراه تبعیض های جنسیتی روا داشته شده به جنس مونث نگرانی های جدیدی را به همراه می آورد.
سیاستهای تک فرزندی در چین و خرافات و تعصب در کشور هند وکشورهای فقیر باعث شده است تا نوزادان دختر به طور طبیعی و غیر طبیعی کمتر از نوزادان پسر باشند و سقط جنین و مرگ زودرس کودکان دختر از عوامل کاهش جمعیت زنان است گرچه با مرگ و میر بیشتر نوزادان پسر نسبت به نوزادان دختر این وزنه به نحوی هوشمندانه کنترل می شود اما تا سنین 55 سال این نرخ به نفع مردان است.
تصویر زیر نشانگر وضعیت کشورهای جهان در برابری تعداد زن و مرد است.
توضیح:رنگ آبی بیشتر بودن تعداد مردان، صورتی بیشتر بودن زنان و رنگ سبز مساوی بودن تعداد در بین کشورهای جهان است
بر طبق آمارهای سازمان ملل میانگین سنی جهان29.4 سال است در این میان مردان 28.7 و زنان 30.2 میانگین سنیشان است
تصویر زیر نیز بیانگی میانگین سنی بر اساس کشورهای جهان است.
اما در جدول زیر نگاهی داریم به دموگرافی جمعیت جهان در پایان سال 2013
سن | درصد | تعداد مرد | تعداد زن | نسبت مرد به زن |
0-14 | 26 | 935496513 | 890372474 | 1.07 |
15-24 | 16.8 | 614574389 | 579810490 | 1.06 |
25-54 | 40.6 | 1454831900 | 1426721773 | 1.02 |
55-64 | 8.4 | 291435881 | 305185398 | 0.96 |
65به بالا | 8/2 | 257035416 | 321753744 | 0.8 |
چنان که مشاهده می شود 40.8 درصد جمعیت جهان زیر 24 سال سن دارند و و 81.4 درصد جمعیت زیر 54 سال.
جمعیت جهان در پایان سال 2013 میلادی 7095217980 نفر بوده است و هم اکنون تعداد جمعیت جهان به7246475400 رسیده است.
نرخ رشد جمعیت جهان در سال قبل 1.095 بوده است. امید به زندگی 68.09 که در مردان متوسط امید به زندگی از زنان کمتر و 66.09 است در زنان 70.24 سال است. و تقریبا نیمی از مردم دنیا شهر نشین هستند.(خبرآنلاین)
جام جم سرا: «در اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر کسی من را به عنوان مشاور مدیرکل صدا نمیزند. همه میگویند معلم کالو!» این، بخشی از جدیدترین یادداشت «عبدالمحمد شعرانی» در صفحه شخصیاش است. سرباز معلم کوچکترین مدرسه دنیا.
مدرسه کوچکی که از لابلای نوشته های وبلاگ معلم فداکارش قد کشید و جهانی شد.شعرانی با این وبلاگ خبرنگاران، مدیران و مسئولان زیادی را تا روستای « جمال آباد کالو» کشاند و توانست با به شهرت رساندن این مدرسه هم جاده روستا را آسفالت کند و هم نگاه مسئولین را به این روستا جلب کند تا روستا به نعمت آب، برق و تلفن مجهز شود.حالا با گذشت 8 سال هنوز همه او را با نام «معلم کالو» می شناسند.
شعرانی در سال 2008هم با همین وبلاگ، عنوان دومین وبلاگ نویس برتر دنیا را به خود اختصاص داد. بعد از آن، کتاب خاطراتش را با نام «قصه کوچک ترین مدرسه دنیا» منتشر کرد که بعد از مدت کوتاهی به چاپ چهارم رسید. نمایشگاه عکسی که شعرانی در ایام عید در مدرسه کوچک این روستا برگزار می کند همه ساله پای عده زیادی از گردشگران داخلی و حتی خارجی را به این روستا باز کرد.
سرباز معلم مدرسه روستای کوچک کالو، با این عکسها جهانی شد
حالا چند وقتی میشود که آقا معلم کالو، به عنوان مشاور مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر، به فعالیتش ادامه میدهد. قلب شعرانی اما به اندازه همان سرباز معلم ناشناس مدرسه کوچک روستایی، برای بچههای استانش میتپد.
معلم کالو در تازه ترین نوشته صفحه شخصیاش از مردم خواسته که برای 77 مدرسه زیر 10 نفر استان بوشهر کتاب هدیه بفرستند. قرار است این کتابها اول مهر به دانش آموزان بوشهری هدیه داده شود: «اول مهر نزدیک است. لیست مدارس زیر ده نفر دانش آموز استان بوشهر را تهیه کردهام. ۷۷ مدرسه زیر ده نفر دانش آموز داریم. با چند شرکت خصوصی که مدیرانی فرهیخته و دل در گرو آبادانی مهین دارند صحبت کردهام. همه این مدیران و مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر هم که فردی خوش فکر و حامی برنامه هایم است دارند کمک میکنند.»
شعرانی در ابتدای این مطلب می نویسد: «در اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر کسی من را به عنوان مشاور مدیرکل صدا نمیزند. همه میگویند معلم کالو! برایم بسیار خوشحال کننده است این کلمه و البته یادآوری اینکه من برای رسالتی که لبخند را به مدارس کوچک استانم هدیه میدهد به اینجا آمدهام... ا»
اگر شما هم دلتان میخواهد در این حرکت «آقا معلم کالو» شرکت کنید و کتاب اهدا کنید، شعرانی راهش را برایتان نوشتهاست: «کتاب ها را با این آدرس بفرستید: بوشهر - اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر؛ برسد به دست عبدالمحمد شعرانی معلم کالو!»(مجله مهر)
جام جم سرا: «لیلیان وبر» خیاطی آمریکایی است که در شهر آیوا آمریکا زندگی میکند. خانم وبر تاکنون ۸۴۰ پیراهن دخترانه دوخته است و آنها را در اختیار یک موسسه غیر انتفاعی قرار داده تا بهدست دختران نیازمند آفریقایی برسد.
این زن امیدوار است تا قبل از ۶ مه ۲۰۱۵ که ۱۰۰ ساله میشود بتواند ۱۰۰۰ لباس آماده کند. او در مصاحبههایش گفته است توانایی دارد که روزی ۲ لباس بدوزد اما از آنجا که دوست دارد لباسها با حساسیت و دقت بیشتر دوخته شود به دوختن یک لباس در روز بسنده میکند. چون دوست دارد دخترانی که این لباسها را میپوشند احساس غرور کنند.
این خیاط خوش قلب هر روز صبح دوختن لباس جدید را آغاز میکند. ظهر استراحت کوتاهی میکند و تا بعد از ظهر لباس را تمام میکند و به دخترش میدهد تا لباسها را در اختیار موسسه قرار دهد تا آنها برای دختران آفریقایی فرستاده شود.
خانم وبر گفته اگر تعداد لباسها به هزار هم برسد بازهم به تلاشش ادامه خواهد داد و لباسهای بیشتری خواهد دوخت و این در حال حاضر تنها چیزی است که میخواهد انجام دهد.
موسسه غیر انتفاعی «لباس کوچک برای آفریقا» در سال ۲۰۰۸ تاسیس شد. این موسسه تاکنون حدود ۲/۵ میلیون لباس از ۵۰ ایالت آمریکایی به علاوه انگلستان، کانادا، مکزیک و استرالیا از طریق وب سایت خود در میشیگان جمع آوری کرده است.
«راشل اونیل» موسس این انجمن در مصاحبه با دیلی میل گفته است که دوست دارد بعضی از لباسهای خانم وبر را خودش مستقیما به دختران نیازمند مالاویایی بدهد. این کار قرار است ۱۸ سپتامبر انجام شود. این موسسه غیر انتفاعی تاکنون توانسته به ۴۷ کشور آفریقایی لباس بفرستد و لباسهای خانم وبر از محبوبترین لباسهای این موسسه است. (خانه مهر)
جام جم سرا: تقریبا چیزی برای پنهان کردن ندارند و هیچ جای مصاحبه نمیگویند «این را لطفا ننویس». میگویند باصمیمت و مهربانی از سختیها و مشکلات زندگیشان گذشتهاند و الان روزهای آرام و خوبی با هم دارند. فرهاد تاریوردی و پرستو واعظی، ۲ زوج جوانی هستند که مدعیاند با کمتر از ۲میلیون تومان بهترین و متفاوتترین عروسی دنیا را برگزار کردهاند و حالا هم با کمتر از ۵۰۰ هزار تومان ۸ روز تمام، هم سفر کردهاند و جشن سالگرد ازدواج گرفتهاند و هم یک رکورد بزرگ کوهنوردی به ثبت رساندهاند.
۱- سالگرد ازدواجمان رکورد زدیم!
زوج کوهنورد گزارش ما ظرف این یک سال بارها و بارها به قلههای مرتفع کشورمان صعود کردند. اما برای جشن سالگرد ازدواج هم درست مانند مراسم ازدواجشان خوابی دیده بودند؛ خواب یک جشن و یک حرکت متفاوت و غافلگیرانه: «اجازه نمیدهیم آدرنالین خونمان پایین بیاید. هیجان باعث میشود سایه یکنواختی و کرختی از زندگیمان محو شود. روز ازدواجمان به قله سبلان صعود کردیم و برای نخستین جشن سالگرد ازدواجمان، ۳قله بلند ایران را هدف گرفتیم: دماوند، سبلان و علمکوه. برنامه این بود که ابتدا به دماوند و بعد به علم کوه صعود کنیم و در آخر روز سالگرد ازدواج در ارتفاعات سبلان باشیم. این برنامه سنگین تنها در ۸روز به پایان رسید، درحالیکه کوهنوردان بهصورت عادی برای صعود به این ۳قله حداقل ۱۲روز وقت میگذارند.»
تاریوردی و همسرش، دونفره این سفر بزرگ را به پایان رساندند. تاریودری میگوید: «امسال هم مانند سال گذشته قایقمان را فراموش نکردیم. به قله سبلان که رسیدیم برای تداعی خاطرات خوب سال گذشته قایقمان را به آب انداختیم و قایقسواری کردیم».
نمیخواستیم مراسم تالار، فیلمبرداری کسلکننده، استرس، نگرانی و همهچیزهایی که در پی یک چشم و همچشمی بهترین شب زندگی آدم را کوفت میکند، برای ما هم اتفاق بیفتد. برای همین من و همسرم همه اینها را کنار گذاشتیم و چشممان را نیز به روی نگاههای معنیدار بستیم |
در این سفر زوج کوهنورد توانستند متفاوتترین جشن سالگرد ازدواج، سفری ۸روزه و ثبت یک رکورد بزرگ کوهنوردی را تنها با ۵۰۰هزار تومان به پایان برسانند! تاریوردی در اینباره میگوید: «ما برخلاف خیلیها که فکر میکنند چگونه خوب پول در بیاورند به این فکر میکنیم که پولهایمان را چگونه خوب خرج کنیم! امکانات هیچوقت به گرد پای خواستهها و آرزوهای آدم نمیرسد. ما موجودات سیریناپذیری هستیم و همیشه به نداشتههایمان فکر میکنیم اما من و همسرم همیشه سعی میکنیم نیمه پر لیوان را ببینیم تا نیمه خالیاش را».
۲- از کنار حاشیهها گذشتیم
از همان اولش زیر بار خیلی از بایدها و نبایدهای غیرمعقول و خانمانبرانداز نرفتیم. من و پرستو در یکی از تورهای کوهنوردی نخستینبار همدیگر را ملاقات کردیم. من لیدر یک گروه کوهنوردی بودم و او هم لیدر گروهی دیگر. سرنوشت ما را سر راه هم قرار داد. بعد مراسم خواستگاری و بعد هم عقد. تا اینجایش خیلی سریع و ساده پیش رفت. اما مراسم ازدواجمان داشت وارد حواشی و همان بایدها و نبایدهای غیرمعقول میشد که نگذاشتیم. نمیخواستیم مراسم تالاری، فیلمبرداری کسلکننده، استرس، نگرانی و همهچیزهایی که در پی یک چشم و همچشمی بهترین شب زندگی آدم را کوفت میکند، برای ما هم اتفاق بیفتد. برای همین من و همسرم همه اینهایی را که برایتان لیست کردم کنار گذاشتیم. چشممان را به روی نگاههای معنیدار بستیم. یک گوشمان را در و دیگری را دروازه کردیم و با کمتر از ۲میلیون تومان جشن ازدواج گرفتیم؛ جشنی که نه استرس داشت و نه نگرانی؛ جشنی که به اندازه مهمانان به هردویمان نیز خوش گذشت. مهمتر از همه این بود که بعد از مراسم به جای اینکه به فکر پرداخت چک و سفتهها باشیم، بدون هیچ قرض و وامی یک سال را بیدغدغه و خوش گذراندیم. روز مراسم رفتیم قله سبلان. میگویند عروس کوههای ایران است و به این خاطر بود که جشن ازدواجمان را در سبلان بر پا کردیم. دلیل دیگرش هم این بود که از قید و بند سنتهای دست و پا گیر رها شویم و آنطور که لازم است و به اندازه جیبمان خرج کنیم.
۳- همهچیز را بهدست زمان سپردیم
همیشه به همسرم میگویم که وقتی ۲نفر میخواهند با هم ازدواج کنند مثل این است که بخواهیم ۵۰۰ نفر از یک خانواده را با ۵۰۰ نفر دیگر پیوند بدهیم. متأسفانه در این پیوندها عدهای مخالف و ناراضی هستند. مراسم عروسی ما هم حرف و حدیثهایی بهدنبال داشت و سازهای مخالفی را کوک کرد. این کار برخی اطرافیان را خشنود و برخی را دلگیر کرد. به هر حال اگر ما هم مثل بقیه در تالار مراسم میگرفتیم بازهم عدهای ناخشنود به خانهشان بازمیگشتند. با وجود این من و همسرم دوست نداریم کسی ازما دلخور باشد و در این یک سال سعی کردیم دل آنهایی که مخالف بودند را بهدست بیاوریم، هر چند دلیلی برای دلگیرشدن نبود. گذشت زمان، معرکه است، خیلی چیزها با آن راست و ریس میشود.
به جای اینکه با ماشین عروس و با یک قطار ماشین اسکورت پشت سر هم راه بیفتیم توی خیابانها و نیمهشب، خواب را به چشم مردم حرام کنیم، در سکوت آرامشبخش کوهستان سوار بر قایق، قایقسواری کردیم |
۴- در عین سادگی، متفاوت و بهترین شدیم
برنامه این بود که در روز مراسم مهمانان بیایند پای دامنه سبلان و بعد همگی با هم برویم به سمت قله. البته پایین چادرهایی برپا کردیم تا هرکس علاقه به کوهنوردی ندارد پایین بماند. ساعت ۷صبح عیدفطر سال گذشته بود که ۵۰ نفر از مهمانان آمدند خوشبختانه همگیشان مجهز به لباسهای کوهنوردی بودند و همهشان پایه کوهنوردی. معطل نکردیم با ذوق و شوق به دل کوه زدیم. به قله که رسیدیم قایق بادی را از ساک بیرون آوردم. روی دهانه آتشفشانی سبلان بلندترین دریاچه کشور جا خوش کرده. آنجا من و همسرم کلی قایقسواری کردیم. جالب اینکه تا به حال کسی آنجا قایقسواری نکرده است چراکه بردن قایق به آن ارتفاعات کار سادهای نیست. خوب بود، به جای اینکه با ماشین عروس و با یک قطار ماشین اسکورت پشت سر هم راه بیفتیم توی خیابانها آن هم نیمهشب و خواب را به چشم مردم حرام کنیم، در سکوت آرامشبخش کوهستان سوار بر قایق، قایقسواری کردیم. بعد هم برای ادامه مراسم آمدیم پایین کوه و بعد پذیرایی و تمام. خودمان خبر نداشتیم اما بعد از مدتی حسابی جشنمان سر زبانها افتاده بود.
۵- هر گرهی بازشدنی است
راه صعبالعبور قله این اجازه را به عروس و داماد نمیداد که با لباسهایی که همه عروسودامادها در مراسم ازدواجشان به تن میکنند، به قله صعود کنند، به همینخاطر این زوج خوشذوق دست به ابتکار جالبی زدند: «با تور عروسی و کت وشلوار دامادی که نمیشد به ارتفاع قله صعود کنیم، بنابراین من و همسرم لباس عروسی و کوهنوردی را با یکدیگر تلفیق کردیم. مهمانها وقتی چشمشان به ما افتاد، حسابی از ابتکارمان استقبال کردند. به این صورت بود که ما در آن روز به یادماندنی متفاوتترین لباس عروس و داماد را به تن کردیم.»
۶- با سختیها بیحسابیم
این روزها من و همسرم در یک دفتر کار میکنیم: دفتر خدمات چاپ و تبلیغات. آخر هفتهها هم بیبر و برگرد کارمان طبیعتگردی است. اغلب لیدر یک تور کوهنوردی میشویم. زندگیمان آرام است و این آرامش را مدیون فضای کوهستان هستیم. هفتهای یکبار، در این فضا فرصت میکنیم به دور از هیاهوی زندگی شهری و به دور از هر وابستگی مادی، بهمعنای واقعی زندگی فکر کنیم. گاهی کوهستان خطرناک میشود. گاهی یک تخته سنگ بزرگ غوطهور میشود و نشانهمان میگیرد.
ما هم مثل خیلی از مردم مستأجریم، مثل خیلیها انواع و اقسام مشکلات اقتصادی بر سر راهمان سبز میشود اما هر مشکلی به اندازهای مشکل است که به آن فکر کنید |
گاهی ریگها زیر پایمان را خالی میکنند که اگر به سقوط ختم شود همهچیز تمام است. گاهی هم یک تکه یخ کم لطفی میکند، میشکند و خطرساز میشود. بارها من و همسرم در پی این اتفاقهای غیرمنتظره در یک قدمی مرگ قرار گرفتهایم. مثل همان روزی که در ارتفاعات دماوند تختهسنگ ۲تنی به طرفمان آمد. میخواهم بگویم این خطرات و این نزدیکی به مرگ در کوهستان به ما کمک میکند تا معنای زندگی را بهتر درک کنیم. دغدغه ما ماشین و خانه و... نیست. شعار نمیدهم. ما هم مثل خیلی از مردم مستأجریم، مثل خیلیها انواع و اقسام مشکلات اقتصادی بر سر راهمان سبز میشود اما هر مشکلی به اندازهای مشکل است که به آن فکر کنید. من و همسرم مشکلات را کوچک بهحساب میآوریم هرچند بزرگ باشند و فراخی و آسایش در زندگی را بزرگ میشماریم هرچند کوچک باشند.
۷- هم کری خواندم و هم حرص خوردم
«اعتراف میکنم که بهعنوان یک مرد پای قله علم کوه رسما کم آوردم و به کمک همسرم توانستم به قله صعود کنم». اینها را آقای تاریوردی میگوید.
پرستو همسر آقای تاریودی در ادامه برای تکمیل حرفهای شوهرش میگوید: «همیشه چندمتری قله که میرسیم من و فرهاد مسابقه میدهیم. هرکس زودتر به قله صعود کند شروع به رجزخوانی میکند. پای علم کوه برنده میدان من بودم و موقعش رسیده بود رجزخوانی فرهاد پای قله دماوند را تلافی کنم. من انرژی میگذاشتم و با تمام وجودم کری میخواندم. آقا فرهاد هم دستهایش را پشت سر گره کرده و درحالیکه روی تختهسنگی لم داده بود زیرچشمی و با آرامش به من نگاه میکرد و فقط لبخند میزد. حرصم گرفت. من کلی جوش میآوردم وقتی فرهاد کری میخواند.
یک دفترچه داریم که ۲قسمت دارد: از اول به آخر لحظات شیرین و از آخر به اول کارهایی که خلقمان را تنگ میکند. آخر هر هفته یک ساعت وقت میگذاریم تا ببینیم در هفته گذشته چه کردیم. اگر رفتارهای عذابآورمان به رفتارهای انرژیبخش بچربد، آستین بالا میزنیم برای جبران در هفته بعدی تا زندگیمان را شیرینتر کنیم |
حالا بعد از مدتها برنده شده بودم و وقت تلافی بود اما متأسفانه هم کری خواندم و هم حرص خوردم چرا که فرهاد فقط میخندید. شاید رجزخوانی را خوب بلد نیستم و شاید هم باید عکسالعملهای ضدکریخوانی را از فرهاد یاد بگیرم. فکر میکنم راهحل دوم راحتتر است».
این شیرینترین خاطره ۲زوج کوهنورد در صعودهای اخیرشان است.
تاریوردی میگوید: «کریخوانی در صعودها یکی از شیرینترین لحظات من و همسرم است؛ لحظاتی که زندهکردنش باعث شادی و خنده هر دو تایمان میشود».
۸- با زندگی پیمان شادی بستیم
ما یک دفترچه کوچولو داریم که ۲قسمت دارد. از اول به آخر لحظات شیرین و خوشحالکننده و از آخر به اول کارهایی که خلقمان را تنگ میکند در آن مینویسیم. آخر هر هفته هم مینشینیم یک ساعت برایش وقت میگذاریم و دفترچه را مرور میکنیم تا ببینیم در این یک هفته که گذشت چه کردیم. اگر خدای ناکرده رفتارهای عذابآورمان به رفتارهای انرژیبخش و دلچسب بچربد، آن وقت است که آستین بالا میزنیم برای جبران در هفته بعدی و هفته بعد چاشنی زندگیمان را شیرینتر میکنیم. نمیگذاریم به این راحتیهای فرصتها از چنگمان برود. زندگی هم یک فرصت بزرگ است نباید بیهوده از دستش بدهیم. خوشبختانه تا به حال لیست شادیهایمان پروپیمان بوده و کمتر مجبور به جبران مافات شدهایم. این دفترچه به ظاهر دفترچه است اما در واقع یک قرارداد است: قراردادی بین من و همسرم با زندگی. (محمدصادق خسروی علیا/همشهری)
جام جم سرا: به گفته مقامات هندی، فرزندان و نوههای این پینه دوز از دنیا رفتهاند و به نظر میرسد او قدیمیترین انسان زنده در جهان است؛ اگرچه که جام جم سرا به طور مستقل نمیتواند درستی یا نادرستی این موضوع را تایید کند.
(داکارفلش)
جام جم سرا:این مرد که از سال 1983 در این تاکسی کار می کند ،چند سال پیش تصمیم گرفت تا کارش را از یکنواختی خارج کند و تجربه ای متفاوت را برای مسافران خود بسازد. حالا او در تاکسی اش تنها توریست سوار می کند و برای سوار شدن به خودروی او گاهی اوقات صف هم می بندند.
این مرد هر مسافر را 45 دقیقه به سفری هیجان انگیز می برد. در این تاکسی رقص نور به صورت های مختلف وجود دارد و هرلحظه می توانید از اینترنت تاکسی استفاده کنید همچنین موسیقی و تصاویر متحرک در کل مسیر همراه شما است.
طبق آنچه در وبسایت این تاکسی نوشته شده است هر سفر 200 دلار هزینه دارد ولی تجربه ای را به همراه خواهد داشت که هیچوقت فراموش نمی کنید. در این سفر شما موسیقی رقص نور و هیجان را تجربه خواهید کرد. این خودرو به عنوان هیجان انگیزترین تاکسی دنیا شناخته می شود.(خبرآنلاین)
جام جم سرا: درواقع سرگیجه اختلالی است که از مغز یا گوش میانی نشات میگیرد.
متخصصان مغز و اعصاب، سرگیجه را به دو نوع محیطی یعنی ناشی از اختلال در گوش داخلی و نوع مرکزی که ناشی از اختلال در هسته عصب هشتم مغزی و ارتباطات و مسیرهای مرکزی آن است، تقسیم میکنند.
دکتر فهیمه حاجیآخوندی، متخصص مغز و اعصاب میگوید: سرگیجه یک بیماری نیست، بلکه نشانهای است که پزشک را به سمت بیماری زمینهای و علت سرگیجه هدایت میکند. سرگیجه محیطی معمولا خوشخیم محسوب میشود و ناشی از اختلال در مجاری نیمدایرهای دهلیز گوش داخلی است. همچنین عفونت گوش داخلی یا عفونت عصب هشتم مغزی نیز در بروز سرگیجه محیطی نقش دارد. خوب است بدانید که معمولا تهوع و استفراغ، وزوز گوش، کاهش شنوایی و اختلال تعادلی با سرگیجه همراه است.
این متخصص در گفتوگو با جامجم درباره دیگر عوامل موثر در بروز سرگیجه محیطی میافزاید: علل دارویی، ضربه به سر و دیگر بیماریهای گوش داخلی نیز به بروز سرگیجههای محیطی کمک میکند. خوشبختانه سرگیجه محیطی در اغلب موارد، خوشخیم و با روشهای درمانی ساده قابل کنترل است.
سرگیجه ناشی از اختلالات مغزی
به گفته دکتر حاجیآخوندی، سرگیجه مرکزی ممکن است ناشی از اختلال در خونرسانی به قسمتهایی از مغز (ساقه مغز و مخچه)، وجود التهاب یا اثر فشاری در این قسمتها باشد که تشخیص این نوع سرگیجه و افتراق آن از نوع محیطی بسیار اهمیت دارد. بیماری اماس و میگرن هم ازجمله علل سرگیجه مرکزی است. حتی سرگیجه به صورت نهچندان شایع، میتواند علامت بیماریهایی مانند پارکینسون باشد.
وی تاکید میکند: سرگیجه مرکزی اغلب همراه با علائمی همچون دوبینی، اختلال بلع، سکسکه، گزگز و مورمور شدن ناحیه دور دهان یا نیمه صورت، ضعف و بیحسی اندامها اتفاق میافتد. بروز این علائم همراه با سرگیجه حاد و ناگهانی دلالت بر مرکزی بودن سرگیجه دارد و باید بسرعت مورد بررسیهای دقیق مغزی شامل تصویربرداری با MRI و بررسی عروقی قرار گیرد. وجود فاکتورهای خطر مثل سن بالا، دیابت، فشار خون، بیماری عروق کرونر و سابقه سکته مغزی نیز احتمال مرکزی بودن سرگیجه را زیاد میکند.
تشخیص سریع نوع سرگیجه
به خاطر داشته باشید که همراه بودن سرگیجه با علائمی مانند کاهش شنوایی و وزوز گوش میتواند نشانه سرگیجه محیطی باشد، اما وجود این علائم به معنای نفی ابتلا به سرگیجه مرکزی نیز نیست.
دکتر حاجیآخوندی در اینباره توضیح میدهد: شدت سرگیجه و تهوع و استفراغ همراه آن در سرگیجههای محیطی بسیار وخیمتر است، اما این نکته نیز نمیتواند با اطمینان بالا، تفکیککننده سرگیجه محیطی از مرکزی باشد. افتراق سرگیجه محیطی از مرکزی حتما باید از سوی پزشک و در صورت نیاز با انجام آزمایشها و تصویربرداری از مغز انجام شود. به یاد داشته باشید که این تشخیص از آنرو بسیار اهمیت دارد که سرگیجههای مرکزی معمولا خطرناکتر است و نیاز به درمانهای اختصاصی دارد.
بیماریهایی که با سرگیجه میآید
آیا برخی بیماریها یا مصرف برخی داروها نیز میتواند با سرگیجه همراه باشد؟
دکتر حاجیآخوندی با اشاره به این که سرگیجههای خوشخیم که معمولا ناشی از اختلالات یا عفونت گوش داخلی است، به صورت دورههای چند ساعته و همراه با وزوز گوش و کاهش شنوایی پیشرونده تظاهر میکند، در پاسخ میگوید: همچنین سرگیجه ممکن است نشانهای از بیماریهای مهمتری نظیر بیماری اماس یا ضایعات التهابی دیگر ساقه مغز باشد. سکته مغزی و اختلال خونرسانی به ساقه مغز و مخچه نیز از بیماریهای بدخیمتری است که ممکن است با سرگیجه تظاهر کند.
داروهایی که سرگیجه میآورد
به گفته دکتر حاجیآخوندی، گاهی نیز سیستم گوش داخلی و عصب هشتم مغزی متصل به آن به مصرف برخی داروها نظیر جنتامایسین حساسیت نشان میدهد و با سرگیجه بروز میکند. مسمومیت یا مصرف بیش از حد برخی داروها نیز به طور شایع سبب بروز سرگیجه میشود که داروهای خوابآور و آرامبخش، داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدتشنج مهمترین آنهاست. همچنین مصرف همزمان چندین داروی ضد فشار خون با دوز بالا نیز میتواند سبب بروز حالت سبکی سر و سنکوپ شود که گاهی با سرگیجه اشتباه گرفته میشود.
اولین اقدام در صورت بروز سرگیجه
بیشک سالمندان بیشتر در معرض خطر ناشی از عوارض سرگیجه هستند و بر این اساس، در صورت بروز سرگیجه حاد و ناگهانی در آنان و بخصوص در صورت وجود فاکتورهای خطر نظیر دیابت، فشار خون، سابقه سکته مغزی و بیماری عروق کرونر باید فورا به اورژانس انتقال داده شوند.
دکتر حاجیآخوندی با اشاره به این مطالب میافزاید: در مورد دیگر سرگیجههای ناگهانی و بدون سابقه خاص نیز بهتر است بیمار از راه رفتن و ایستادن پرهیز و به اورژانس مراجعه کند. در صورت بروز نوع غیر حاد سرگیجه نیز بیمار باید برای بررسی به صورت سرپایی مراجعه کند.
پیشگیری و درمان سرگیجه
به گفته دکتر حاجیآخوندی، سرگیجههای خفیف و متوسط با دارودرمانی کنترل میشود، اما در مورد سرگیجههای شدید از داروهایی که خاصیت آرامبخشی دارد و برای برطرف کردن تهوع نیز از داروهای ضد تهوع و استفراغ استفاده میشود. البته درمان واقعی سرگیجه به بیماری زمینهای ایجادکننده آن بستگی دارد.
این متخصص مغز و اعصاب با تاکید بر اینکه اغلب بیماریهای منجر به سرگیجه اکنون قابل پیشگیری نیست، میافزاید: تلاش برای کنترل عوامل خطر بروز سکته مغزی شامل قند و فشار خون و اضافه وزن در کاهش احتمال بروز سرگیجه مرکزی موثر است. همچنین اجتناب از ضربه به سر و گردن نیز در پیشگیری از بروز سرگیجه اهمیت دارد.
پونه شیرازی / گروه سلامت
سه شنبه 22 مهر 1393 ساعت 11:27
فردا، ۲۳ مهر، روز جهانی عصای سفید است. در آستانه این روز چند تصویر از روشندلانی را پیش رویتان گذاشتهایم که لامسه، شنوایی و حواس دیگرشان جای چشم را پر کرده است. آنها بسیار بهتر از ما طبیعت را زیر نظر دارند.