حتما برای شما نیز جالب است که بدانید نخستین ایمیل در تاریخ اینترنت توسط چه کسی فرستاده شد یا اولین پستی که در شبکه اجتماعی اینستاگرام منتشر شد توسط چه کسی و با چه محتوایی منتشر شد چه بود؟
امروز ایمیل و وبسایتها، همه چیزهایی هستند که ما وجود آنها را مسلم فرض میکنیم، زیرا بخشی از زندگی ما را تشکیل میدهند؛ اما زمانی بوده که خبری از هیچ یک از اینها نبود؛ هرچند زمان زیادی از تاریخ فرستادن نخستین ایمیل در تاریخ بشر نگذشته است.
در اینفوگراف زیر ما تلاش کردهایم، اولین رویدادهای مشهور در اینترنت را برای شما تشریح کنیم.
به گزارش جام جم سرا، زمانیکه به کشورهای دیگر در حال و گشت و گذار هستید، موارد عجیبی توجهتان را جلب می کند مواردی که برای زیباییشان بکار می بردند اما مشهور این شیوه ها کدامند؟
۱- آب هویج برای رنگ پوست
برخی زنان در برزیل ادعا میکنند که نوشیدن آب هویج پوستشان را سالم و زیبا میکند. چرا که هویجها سرشار از بتاکاروتن هستند. خوردن زیاد آنها میتواند رنگ پوستتان را به نارنجی متمایل کند.
۲- روغن شترمرغ استرالیایی به عنوان نرمکننده
در میان پرندگان بومی استرالیا، روغن شترمرغ برای درمان پوست و مو استفاده میشود.
۳- گزنه برای داشتن موهای ضخیمتر
برخی معتقدند که خوردن گزنه و خیس دادن موها با چای گزنه میتواند باعث درمان کمپشتی موها شود. در کرواسی، زنان برای درمان خارش سر، موهایشان را با گزنه پخته میشویند.
۴- مالیدن شیر برای داشتن پوستی نرم
کلوئپاترا و الیزابت اول با شیر گرم حمام میکردند. شیر سرشار از اسید لاکتیک است که باعث از بین بردن پروتئینهایی میشود که سلولهای مرده پوست را نگه میدارند.
۵- پودر برنج به عنوان یک ازبینبرنده
گیشاهای ژاپنی صدها سال از پودر برنج برای زدودن لک، کاهش چین و چروک و حتی رنگ ملایم پوست استفاده میکردند.
۶- ادویهجات برای داشتن پوستی نرمتر
در اندونزی و پاکستان، در یک مراسم عروسی سنتی، عروس باید ماسکی از جنس زردچوبه، صندل، آرد و گلاب و شیر بر روی صورت و بدن خود قرار دهد چرا که معتقدند باعث تمیز شدن و براق شدن پوستش میشود.
۷- آبجو برای داشتن موهای براقتر
در آلمان برخی زنان آبجو را با آب قاطی کرده و آن را بر روی موهای خشک میمالند تا براقتر شود.
۸- پودر صدف برای پوست آبدار
زنان مینگدیناستی باستان از این پودر برای داشتن پوستی نرمتر و مرطوب استفاده میکردند.
۹- عصارهی سیر برای داشتن ناخنهای محکمتر
زنان دومینیکی اغلب سیر را بر روی ناخن خود میمالند تا ناخنهای محکمتری داشته باشند.
منبع : الو دکتر
آنچه مسلم است پرنس جورج، شاهزاده کمبریج، یکی از مشهورترین کودکان جهان است که روزی بر سرزمینش حکمرانی خواهد کرد. اما علاوه بر او کودکان دیگرانی نیز در سراسر جهان وجود دارند که رسالت مشابهی را برای کشور خود برعهده خواهند گرفت.
بر اساس داده های بدست آمده از «واشنگتن پست» تعداد نسبتا قابل توجهی از این کودکان در نقاط مختلف جهان وجود دارند که برخی هنوز نوزاد هستند، برخی چهار دست و پا راه می روند و براخی نیز دوران نوجوانی خود را سپری می کنند.
نقطه مشترک همگی آنها با هم این است که توجه عموم همواره معطوف به آنهاست. در ادامه این نوشته به بررسی فهرست با جوان ترین کودکان متعلق به خانواده های سلطنتی آشنا خواهیم شد.
پرنس جورج سه ساله پس از مادربزرگ و پدرش در رتبه سوم به دست گرفتن قدرت در بریتانیاست.
شارلوت، خواهر یک ساله و کوچک تر پرنس جورج نیز چهارمین گزینه برای حکمرانی در این کشور محسوب می شود.
پرنسس استلا، دوشس Östergötland، تنها 4 سال دارد اما بعد از مادرش در رتبه دوم در دست گرفتن تاج و تخت در سوئد است.
پرنس اُسکار، برادر استلا که تازه متولد شده، بعد از خواهرش در رتبه بعدی در دست گرفتن قدرت در کشور سوئد قرار دارد. وی در بهار سال 2016 میلادی متولد شد.
پرنس جیکوب و پرنسس گابریلا، دوقلوهای دو ساله نیز در جایگاه های اول و دوم در دست گرفتن قدرت در موناکو هستند.
پرنسس سوفیا و پرنسس لئونور، دختران پادشاه کنونی اسپانیا هستند. لئونور 11 ساله و سوفیای 9 ساله، به ترتیب رتبه های اول و دوم در دست گرفتن پادشاهی اسپانیا را دارند.
پرنسس «کاترینا آمالیا»، 13 ساله، روزی پس از پادشاهی پدرش، عنوان ملکه هلند را به خود اختصاص خواهد داد. خواهرانش آلکسیای 11 ساله و آریان 9 ساله در جایگاه بعدی پس از خواهر برزگ تر خود قرار دارند.
پرنسس الیزابت 15 ساله، منتخب دستیابی به تاج و تخت در بلژیک است. پرنس گابریل 13 ساله، پرنسس امانوئلای 11 ساله و پرنسس الونور 8 ساله در رتبه های پس از او قرار دارند.
پرنسس آمالیای 2 ساله، در رتبه سوم پادشاهی لوکزامبورگ قرار دارد. اکنون تاج و تخت در دست مادربزرگ اوست.
اینگرید الکساندرای 13 ساله، روزی پس از پدرش زمام امور در نروژ را بر عهده خواهد گرفت. وی دومین حکمران زن این سرزمین خواهد بود و اکنون در رتبه دوم رسیدن به این مسئولیت قرار دارد.
پرنس کریستین 11 ساله، در رتبه دوم رسیدن به پادشاهی دانمارک قرار دارد.
پرنس«تافا آئوآ ونوماتانگو» سه ساله اکنون دومین رتبه رسیدن به پادشاهی در کشور جزیره اقیانوس آرام تونگا را در دست دارد.
پرنس هیساهیتو، 10 ساله، در رتبه سوم رسیدن به امپراطوری Chrysanthemum که یکی از اصلی ترین پادشاهی های ژاپن است قرار دارد.
پرنس «مولای الحسن» که 13 سال دارد، بعد از پدرش به پادشاهی مراکش دست پیدا خواهد کرد. وی هم اکنون نیز در مقایسه با سایر جوانان خانواده های سلطنتی در مجامع عمومی حضور چشمگیری دارد و تقریبا در تمام عکس هایی که در چنین مجامعی از او دیده می شود، لباس رسمی به تن دارد.
/ تابناک با تو
بیش از دو هفته است که زندان ادیاله در راولپندی پاکستان، میزبان ایان علی Ayyan Ali، سوپر مدل ۲۳ ساله پاکستانی است.
در این مدت رسانه های پاکستانی تلاش می کردند کشف کنند آیا او در سلول زندان از مزایای خاص و استثنایی برخوردار است یا نه.
ایان علی، روز ۱۴ مارس در فرودگاه اسلام آباد به اتهام پولشویی بازداشت شد. مبلغ ۵۰۰ هزار دلاری که در چمدان او بود از مبلغ ۱۰هزار دلار پول نقدی که هر مسافر می تواند به طور قانونی از پاکستان خارج کند، به مراتب بیشتر بود.
ایان علی، اتهام پولشویی را رد می کند و می گوید این پول را از راه مشروع و با فروش خانه و زمین به دست آورده و از مقررات گمرکی بیاطلاع بوده است.
به گفته دادستانی، ایان علی، در صورت محکومیت به جرم قاچاق پول از پاکستان، ممکن است با پرداخت جریمه سنگین و ۱۴ سال زندان روبرو شود.
پس از بازداشت ایان علی، وکلای مدافعش مدت دو هفته سرگرم تلاش های قانونی برای آزادی او بودند ولی نهایتا تقاضایش برای پرداخت وجه الضمان رد شد و در نتیجه احتمال دارد او مدت بیشتری را در زندان سپری کند.
ایان کیست؟
خانم ایان علی، که مردم او را به نام ایان می شناسند، حرفه مانکنی را از ۱۶ سالگی شروع کرد و به سرعت عنوان موفق ترین و مشهورترین مانکن پاکستان را به دست آورد. حتی پیش بینی می شد ایان، به عنوان کاندیدای پاکستان در مسابقه ملکه زیبایی جهان شرکت کند.
ایان، از هنر خوانندگی نیز برخوردار است و فیلم های ویدیویی این بخش از هنر او را می توان در یوتیوپ تماشا کرد.
رسانه های پاکستان به شرایط زندگی ایان در زندان، این که آیا از مزایای خاصی برخوردار است و این که استثناء قائل شدن برای افراد سرشناس و مشهور که جزء فرهنگ پاکستان است، شامل او نیز شده یا نه، به تفصیل پرداخته اند.
یک روزنامه پاکستانی نوشته ایان در یک اطاق کاملا مفروش مجهز به یخچال و تلویزیون زندگی می کند، هر روز لباس تازه ای می پوشد و به او اجازه داده شده از تلفن موبایل مخصوصی استفاده کند که شنود مکالمات آن برای مسئولان زندان امکان پذیر نیست.
هنگامی که شهزاد مالک، خبرنگار بخش اردوی بی بی سی با مقامات زندان تماس گرفت، آنها برخورداری ایان از شرایط ویژه را تکذیب کرده و اظهار داشتند او با ۱۰ زندانی زن دیگر در یک سلول به سر می برد و اجازه دارد طبق مقررات زندان، هفته ای دو بار با اعضای خانواده اش ملاقات کند.
بیشتر زنانی که با او در یک سلول هستند در ارتکاب با جرایمی مانند قاچاق مواد مخدر و حتی قتل به زندان افتاده اند.
هم سلولی های ایان می گویند این زن جوان بیشتر وقت خود را در حال درازکشیدن و استراحت می گذراند و بعضی مواقع با آنان صحبت میکند. ایان اجازه دارد از نهارخوری زندان، غذا خریداری کرده و از کتابخانه زندان استفاده کند.
متهمان زندانی، یونیفورم مخصوصی ندارند و ایان می تواند با انتخاب خودش لباس بپوشد. ولی طبق مقررات زندان، هنگامی که حکم محکومیت زندانی صادر می شود او باید یونیفورم زندان را بپوشد.
مقامات زندان همچنین می گویند ایان درخواست کرده که از تسهیلات ویژه استفاده کند. او با استناد به مدرک تحصیلی اش و این که وزیر کشور می تواند این اجازه را بدهد، خواهان استفاده از تسهیلات ویژه زندان (درجه ب) شده است.
به موجب قوانین جنایی پاکستان، اگر شخص دوره ۱۴سال تحصیل را تکمیل کرده باشد، این حق را دارد که از تسهیلات ویژه زندان (درجه ب) برخوردار شود که در نتیجه می تواند خدمتکار داشته و از تسهیلات و امکانات بیشتری بهره مند شود. ولی از آنجا که این اجازه تنها در ارتباط با جرایم جنایی داده می شود، ممکن است ایان نتواند این اجازه را بگیرد.
یکی از ۴ هزار و ۵۰۰ زندانی
در زندان ادیاله، که در یکی از پادگان های راولپندی قرار دارد، حدود ۴ هزار و ۵۰۰ نفر به جرم ارتکاب جرایم مختلف از جمله قتل و ترور زندانی اند.
این زندان که یکی از بزرگترین زندان های پاکستان است، میزبان زندانیان بحث انگیز زیادی بوده؛ از جمله ریمشا، یک دختر جوان مسیحی که به کفرگویی متهم شده بود ولی بعدا آزاد شد.
زندان ادیاله در ارتباط با شرایط زندگی زندانی ها و نیز نحوه رفتار با برخی از زندانیان، سالها از نزدیک تحت نظر قرار داشته است.
منبع : پارسینه
براساس گزارش CNN، ایمیلهایی که توسط استیوجابز ارسال شدهاند، باریدیگر مورد توجه قرار گرفته و از آن در شکایتی علیه آیتیونز، فروشگاه ویژه موسیقی اپل استفاده شدهاست. ایمیلهای جایز کاملا صریح هستند، صراحتی که میتواند به ضرر اپل تمام شود.
رکگویی مشهور جابز تنها به برخوردهای رودررو محدود نبود و رفتار تند او در ایمیلهایش نیز نمود داشتهاند. این رفتار برای مدیران برجسته امروزی که آموزش خویشتنداری دیدهاند، کمی عجیب بهنظر میآید و اکنون واژههای بی پردهای که جابز در ایمیلهایش استفاده کرده، به راحتی به عنوان مدارکی علیه اپل مورد استفاده قرار میگیرند.
در ادامه ۱۰ نمونه از ایمیلهای مشهور جابز را مشاهده خواهید کرد که شخصیت عبوس، صریح و گاه شوخطبع وی که جابز را به یکی از جذابترین مدیران عامل عصر خود تبدیل کرد، به خوبی آشکار میسازد.
ایمیلی خطاب به یکی از مدیران شرکت اپل به منظور بازداشتن سرویسی رقیب از سازگار بودن با آیپاد:
ما باید مطمئن شویم وقتی Music Match فروشگاه دانلود موسیقی خود را راهاندازی میکند، توانایی استفاده از آیپاد را نخواهد داشت. آیا این مسئله بزرگی است؟
ایمیلی خطاب به یک دانشجوی روزنامهنگاری مشتاق که از بیتوجهی تیم رسانهای اپل نسبت به ایمیلهای او شاکی بود:
لطفا ما را به حال خودمان بگذار!
خطاب به جیز مرداک مدیر شرکت نیوزکورپ، که به هارپر کالینز، رقیب آمازون در افزایش قیمت کتابهای الکترونیکی مشاوره میداد:
اپل را نیز در این معامله راه دهید و ببینید چطور میتوانیم در این کار موفق شده و بازار حقیقی کتابهای الکترونیکی را با قیمت ۱۲:۹۹ و ۱۴٫۹۹ دلار ایجاد میکنیم.
ایمیلی خطاب به رئیس منابع انسانی اپل پس از آنکه وی دریافت گوگل یک مسئول کارگزینی را که به دنبال جذب کارمندان اپل بود را اخراج کردهاست، کاری که شرکتها قرار بر انجام ندادنش گذاشتهاند:
(-:
ایمیلی خطاب به اد کولیگان مدیر شرکت پالم پس از اینکه این شرکت تصمیمش مبنی بر جذب یکی از کارمندان اپل را تغییر نداد:
مطمئنم تو به نامتوازن بودن منابع مالی شرکتهای ما پی بردهای. توصیه میکنم پیش از آنکه تصمیم نهایی را بگیری،نگاهی به سوابق کارهای ما بیاندازی.
خطاب به یک متخصص تبلیغات که به جابز گفته بود درباره تبلیغات موبایل تفکری احمقانه داشتهاست:
راستی تو فروشنده خیلی خوبی هستی.
ایمیلی که استراتژی سال ۲۰۱۱ اپل را در برابر گوگل تعیین کرد:
۲۰۱۱: نبرد مقدس با گوگل
ایمیلی خطاب به یک کاربر رایانه مک که رایانهاش خیس شدهبود و تلاش میکرد رایانهاش را توسط بخش خدمات پس از فروش اپل تعویض کند:
وقتی مکبوک پرو دچار آسیب ناشی از ریخته شدن آب میشود این شرایط بهوجود میآید. اینها دستگاههایی حرفهای هستند و آب را دوست ندارند. ظاهرا تو دنبال کسی هستی که بیشتر از اینکه از دست تو خشمگین شود،از دست دیگری عصبانی شود.
ایمیلی خطاب به سازندگان اپلیکیشن iPodRip که اپل آنها را تهدید به شکایت کرد:
نام اپلیکیشن خود را عوض کنید، اصلا کار سختی نیست.
ایمیلی خطاب به کاربر آیفون ۴ که قربانی نقص آنتندهی آیفون، موسوم به آنتینگیت شده بود:
تلاش کن گوشیات را در آن جهت نگه نداری!
هلی بری، هنرپیشه معروف آمریکایی در سال ۲۰۰۱ بخاطر بازی در فیلم “مهمانی هیولا” جایزه اسکار را دریافت کرد. او قبل از اینکه وارد دنیای هالیوود شود دو سال در دانشگاه کلیولند در رشته ژورنالیسم تحصیل کرد. پس از ترک تحصیل در چند رقابت “ملکه زیبایی” شرکت کرد و حتی به رتبه ششم نیز دست یافت.
The world’s most famous dropout
استیو جابز، بنیانگذار شرکت اپل در سال ۲۰۱۱ درگذشت. او پس از پایان تحصیلات متوسطه تنها یک ترم در سال ۱۹۷۲ در دانشگاه پرتلند تحصیل کرد. جابز پس از ترک تحصیل حتی جایی برای خواب نداشت و پیش دوستانش میخوابید و با جمعکردن شیشه خالی و دریافت “گرویی” آن روزگار میگذراند. او پس از مدتی در شرکت آتاری شروع به کار کرد و در سال ۱۹۷۶ به همراه استیو وزنیاک شرکت اپل را تاسیس کرد.
هایکه ماکاچ، هنرپیشه معروف آلمانی که تحصیلات خود را با علوم سیاسی، جامعه شناسی و علوم رسانهها آغاز کرد. پس از چهار ترم ترک تحصیل کرد و سپس یک دوره تدوین فیلم را آغاز کرد که آن را هم نیمهکار گذارد.
ژولیان آسانژ ناشر، روزنامهنگار، برنامهریز کامپیوتر، کنشگر اینترنت و یکی از بنیانگذاران سایت افشاگر ویکی لیکس بخاطر شغل پدر و مادرش تا پیش از ۱۴ سالگی ۳۰ بار شهر عوض کرد و به مدارس زیادی رفت. او از سال ۲۰۰۲ در رشتههای فیزیک، ریاضی، فلسفه وعلوم عصبشناسی دانشگاه ملبورن استرالیا ثبت نام کرد، اما بالاخره در سال ۲۰۰۵ بدون کسب مدرک ترک تحصیل کرد.
کلودیا روت، یکی از رهبران حزب سبزهای آلمان و معاون رئیس مجلس این کشور پس از اخذ دیپلم دو ترم در دانشگاه مونیخ در رشته تئاتر تحصیل کرد. پس از ترک تحصیل در سال ۱۹۷۵ نخست با چند گروه تئاتری همکاری کرد و سپس مدیر برنامه یک گروه موزیک شد. او در سال ۱۹۸۵ نظرش به یک آگهی حزب سبزها در روزنامه جلب شد که بدنبال فردی برای پست “سخنگوی مطبوعاتی” فراکسیون حزب در مجلس بودند.
بیل گیتس وقتی در سال دوم رشته ریاضیات در دانشگاه هاروارد با کامپیوتر ” Altair 8800″ آشنا شد، تحصیلات را رها کرد. او شرکت مایکروسافت را بنیان گذارد و میلیاردر شد. دانشگاه هاروارد ۳۲ سال پس از ترک تحصیل به بیل گیتس مدرک افتخاری داد.
مارک زاکربرگ، بنیانگذار فیسبوک و یکی از جوانترین میلیاردرهای جهان، پس از اجرای چند پروژه ناموفق در دنیای وب در سال ۲۰۰۴ درحالی که در دانشگاه هاروارد تحصیل میکرد، فیسبوک را برنامهریزی کرد. او با افزایش موفقیت فیسبوک به کالیفرنیا رفت و در سال ۲۰۰۶ ترک تحصیل کرد.
وینسان ون گوگ، نقاش برجسته هلندی به مدت ۱۵ ماه در رشته علوم دینی در آمستردام تحصیل کرد. او پس از ترک تحصیل و پرداختن به نقاشی، سالها بعد از این دوران بهعنوان “وحشتناکترین دوران زندگی” اش نام برد.
مایکل دل تحت فشار خانواده در دانشگاه آوستین در رشته پزشکی شروع به تحصیل کرد. بزودی دریافت که علاقهای به تحصیل ندارد و شرکت “دل” را راه انداخت و به کنسرنی عظیم تبدیل کرد. سرمایه شخصی او اکنون ۱۳ میلیارد دلار برآورد میشود.
ریچارد گییر، ستاره بزرگ سینما در اواخر دهه شصت میلادی با بورسیه در دانشگاه ماساچوست در رشته فلسفه تحصیل میکرد. او پس از دو سال در سال ۱۹۶۹ ترک تحصیل کرد.
ولفگانگ یوپ، از طراحان بزرگ دنیای مد به پیشنهاد پدرش در رشته روانشناسی تبلیغات در شهر براونشوایگ آغاز به تحصیل کرد، بعدا به رشته هنر روی آورد. او در هیچ یک از این رشتهها دارای مدرک تحصیلی نیست.
ویم وندرس کارگردان شهیر آلمانی، در اواسط دهه شصت میلادی در مونیخ، فرایبورگ و دوسلدورف در رشتههای پزشکی و فلسفه تحصیل میکرد. او پس از چهار ترم ترک تحصیل کرد و تصمیم گرفت در پاریس در رشته نقاشی تحصیل کند که البته به دلیل رد شدن در بخش “هنر برهنه” در این دانشگاه پذیرفته نشد.
اودره ژوستن توتو، ستاره سرشناس فرانسوی میخواست درآغاز با تحصیل در رشته زیست شناسی به تحقیق در عرصه زندگی میمونها بپردازد. پس از آن به تحصیل در رشته ادبیات پرداخت تا اینکه پس از ترک تحصیل به مدرسه هنرپیشگیرفت.
لئون تولستوی، نویسنده بزرگ روس در سال ۱۸۴۴ نخست تحصیلاتش را در رشته زبانهای شرقی آغاز کرد و سپس به علوم قضایی روی آورد. تولستوی در سال ۱۸۴۷ ترک تحصیل کرد.
برد پیت به مدت دو سال در دانشگاه میسوری در رشته ژورنالیسم درس خوانده است. درست قبل از آغاز امتحانات به غرب آمریکا رفت و اولین نقش کوچک خود در یک فیلم تبلیغاتی را ایفا کرد و حالا به یکی از بزرگترین ستارههای هالیوود تبدیل شده است.
گوئینت کِیت پالترو نمرات خوبی در مدرسه نداشت و با توصیه مایکل داگلاس، دوست خانوادگیشان به دانشگاه کالیفرنیا راه یافت. او پس از گذشت یک سال تحصیل در رشته تاریخ هنر ترک تحصیل کرد. او با بازی در فیلمهای هفت، “اِما” و “درهای کشویی” سیر موفقی در سینما را آغاز کرد و بازی در فیلم “شکسپیر عاشق” جایزه اسکار و گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد.
سال ۹۱ تاجر دماوندی، سخترین روزهای زندگیش را تجربه کرد. در این سال اسناد مذاکراتش با سفیر انگلیس افشا شد،صادراتش ممنوع شد و به گفته خودش در سن ۷۹ سالگی در آستانه بیکاری قرار گرفت.
اما قبل از هر نشانهای در چهره، این چشمها است که خود را نشان میدهد. چشمانی که از صورت بیرون زده، تمامِ بارِ شکل دهی به چهره را به دوش کشیده است. حالت خاص چشمها آنقدر خودنمایی میکند که مابقی اعضای صورت به چشم نمیآید. ابروهای مشکی و کمانی به همراه خال درشتی که زیر چشم راست دارد، هم شکل ویژهتری به چشمان مرد سفید موی داده است.
۸۱ سال را تمام کرده اما به پیرمردها نمیماند. همیشه سرحال است و با صلابت راه می رود. با اطرافیانش دائم شوخی می کند. شاید از خوش خندگی زیاد باشد که دو خط خنده عمیق روی صورتش از کنار پره های بینی تا دو گوشه لب، ثابت مانده است. قد و قواره متوسطی دارد و شکم برآمده هم مُهر حاجی بازاری بودنش است. مدل کت و شلوارش ساده با یقه های کشیده است که همیشه روی یقه سمت چپ آن یک نشان فلزی سنجاق کرده است. این نشان فلزی ممکن است در روز چند بار تغییر کند چراکه آن ها را با توجه به عنوانش در جمع ها و جلسات مختلف انتخاب می کند. حاج آقا هرچند پست دولتی ندارد اما فعالیت هایش در تشکل ها و نهادهای مدنی آنقدر زیاد است که نیمی از وقت روزانه اش را به آن اختصاص دهد. معمولا عصرها را به دفاترش در این تشکل های اقتصادی سر می زند و یا در جلسات مرتبط با آن شرکت می کند. گاهی در این جلسات چُرت هم می زند اما بعد که نوبت به سخنرانی اش می رسد طوری صحبت می کند که انگار از همه بیدارتر بوده است. هوش و ذکاوت دوران جوانی را هنوز حفظ کرده است. حواس جمعی دارد و نسبت به مسائل سیاسی و اقتصادی کشور تحلیل های خاص خود را ارائه میکند.
دفتر کار
صبح ها زود ازخواب بیدار می شود. معمولا بعد از نماز صبح از خانه بیرون می زند. راننده، مرسدس بنز سفید رنگ را آماده کرده تا حاج آقا را به تجارت خانه اش برساند. حجره قدیمی دیگر سال هاست به ساختمانی در میانه های خیابان مطهری منتقل شده است. دفتر کار حاج آقا در این ساختمان قدیمی، شکل ظاهری ویژه ای دارد. یک اتاق اِل شکل که بخش انتهایی و مخفی آن محل جلوس حاج آقا است. دو میز در مقابل در ورود قرار دارد که یکی بزرگ تر از دیگری است. میز کوچکِ نزدیک به در را یک جوان اشغال کرده اما میز بزرگ در اختیار پیرمردی است که خمود و شکسته به نظر میرسد. او پشت میز چوبی منبت کاری شده بزرگی نشسته و چهره اش به زحمت از لابلای زونکنها و کاغذهای تلنبار شده روی میز قابل رویت است. پیرمرد نزدیکترین فرد به حاج آقا در دفتر کارش است. کمی آنطرف تر در مقابل میز بزرگ در بخش اختصاصی اتاق نیز میز حاج آقا به شکل عمود قرار گرفته است. در مقابل میز چوبی و قدیمی حاج آقا هم دو صندلی تک نفره چوبی برای میهمان گذاشته شده که ظاهری قدیمی اما پر ابهت دارد. میان این دو صندلی میز کوچک پذیرایی گذاشته شده که روی آن دائما یک کاسه پر از پسته قرار دارد. کنار دست میز رئیس هم یک میز جلسه ۶ نفره چوبی گذاشته شده که انگار مدت هاست جلسه ای به دور آن تشکیل نشده است چراکه روی میز یک ترمه سبز رنگ پهن شده و روی آن در چند بخش پستهها به صورت کوه درآمدهاند. روی میز کار حاج آقا هم به همین شکل پسته ریخته است. آنقدر در دور و اطراف این دفتر نه چندان بزرگ پسته مرغوب وجود دارد که آن ابهت همیشگی این خشکبار لوکس از نظر می افتد. پشت میز حاج آقا هم یک گاو صندوق بزرگ است که به صندوقچه افتخارات و سوابق حاج آقا تبدیل شده است. خوش می گوید با ارزش ترین چیزی که داخل گاو صندوق دارد، حکم امام خمینی(ره) است که نام او به همراه هفت نفر دیگر برای تصرف اتاق بازرگانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در آن قرارداده شده است.
مرد ۸۰ ساله به پشت سرش که نگاه می کند، خاطرات فعالیت های اقتصادی و البته سیاسی اش، پیش و پس از انقلاب اسلامی را به یاد می آورد. فعالیت هایی که هنوز با همان انگیزه سال های جوانی ادامه می دهد و حتی آن را با فراتر از مرزها گسترش داده است. در این سال ها به واسطه این فعالیت ها القاب زیادی به او داده اند: «سلطان زیره؛ حاجی ترانسفر؛ مرد میلیاردر؛ تاجر کشمش؛ سلطان پسته؛ سلطان میلیاردرها و…»
اما او اینگونه خودش را معرفی می کند:
مجتهد تجارت یا کاسب جزء
این تاجر خوش صحبت وقتی شکسته نفسی را کنار می گذارد تعاریف دیگری از خود دارد. او در یک گفتگو خود را «امپراطور» معرفی کرده بود و در گفتگویی دیگر خود را مجتهد تجارت خوانده بود. یک بار گفته است که «من میلیاردر نیستم» یک جای دیگر گفته «به میلیارد بودنم افتخار می کنم.» این هم از خصلت های تاجر کهنه کار است. البته او به مانند بسیاری از هم نسلانش اهل پنهان کردن پولداری اش نیست. حتی تلاش زیادی می کند تا نگاه نامهربانانه به سرمایه داران را از میان ببرد. شاید به همین دلیل باشد که از دیگر تاجران و سرمایه دارانی که حتی اوضاع بهتری نسبت به او دارند، بیشتر بر سر زبان ها افتاده است هرچند فعالیت های انقلابی و سیاسی حاج اسدالله و برادر بزرگترش حاج حبیب الله اصلی ترین دلیل شهرت او به شمار می رود.
نقطه شروع
خانواده اسدالله عسگراولادی نه تنها پولدار نبودند که در سطح پایین تر از متوسط قرار داشتند. پدر خانواده عطاری داشت. سه پسر خانواده از همان دوران نوجوانی کار در بازار تهران را آغاز کردند. اسدالله روزها با دوچرخه هم کار می کرده و شب ها به سفارش مادر درس می خوانده. کنکور آن سال ها او را به رشته ادبیات دانشگاه تهران می رساند تا همزمان کلاس های اقتصاد و حقوق را هم در دانشکده های مجاور تجربه کرده باشد. اسدالله عسگراولادی اما نابغه تجارت شد تا نخبه علمی. خودش می گوید: کارم را از صفر شروع کردم. اولین حقوقی که در دوره شاگردی گرفتم روزی ۲ ریال بود که میشد ماهی شش تومان. اولین تجارتم را با خرید یک کیسه کنجد به قیمت ۵۳ تومان از بازار تهران شروع کردم و آن کیسه کنجد را به نانوایی محل به قیمت ۷۰ تومان فروختم و این اولین سود من در تجارت بود که سال ۱۳۲۷ رقم خورد. تا سال ۱۳۳۴ کارمند بودم و در یک شرکتی کار میکردم که فعالیتش در زمینه صادرات بود. به صادرات علاقهمند شدم اما پول نداشتم. تنها داراییام خانهای بود که در خیابان شهید مصطفی خمینی به مبلغ ۵۶۰۰ تومان خریده بودم. در آن خانه من و دو خواهر و پدر و مادرم زندگی میکردیم. اولین ماشینم که در سال ۱۳۳۳ خریدم یک فولکس به مبلغ ۵۹۰۰ تومان بود که با همین ماشین چند کیسه خواربار از بازار میخریدم و بین نانوا و بقال توزیع میکردم.
اتاق بازرگانی
اسدالله عسگراولادی که حالا با سابقه ترین عضو اتاق بازرگانی است، سال ۱۳۳۴ تصمیم می گیرد قدم در راه تجارت بگذارد و به عضویت اتاق بازرگانی درآید. سن او دو سال کمتر از حد قانونی برای عضویت بود به همین دلیل باید امتحان می داد. نایب رئیس اتاق بازرگانی ۲۰ سوال درباره ارز کشورها، حمل کالا و امثال آن از جوان ۲۲ ساله می پرسد که تمام آن ها پاسخ می دهد. او حکایت این روزها را چنین بیان می کند: «نایب رئیس به معرف من مرحوم عبداله توسلی زنگ زد و گفت که این باید جای من بنشیند. البته من ۲۵ سال بعد جای او نشستم.»
از اولین حجره تا تجارت جهانی
عسگراولادی جوان در سن ۲۴ سالگی با قسط و تخفیف حجرهای به مبلغ چهار هزار تومان در بازار تهران خریداری کرد و به فروش خشکبار اختصاص داد. او چنین روایت می کند: زیره سبز را خیلی دوست داشتم. چون هم سرمایه کمی میخواست و هم قیمتش ارزان بود. از کار در داخل خوشم نمیآمد میخواستم صادرات داشته باشم. کار را در سال ۱۳۳۶ و از صفر با صادرات زیره شروع کردم و قسطی پنج تن زیره خریدم. اولین مشتریام در صادرات سنگاپور بود. با تمام دنیا از طریق اتاقهای بازرگانیشان مکاتبه کردم و دنبال خریدار گشتم. اولین معاملاتم با نیویورک را هم در همان دهه ۱۳۳۰ شروع کردم. نیویورک از دیرباز بورس زیره بوده و هست. به این بورس راه پیدا کردم و روزی رسید که دیکته کننده قیمت زیره در جهان و ایران شدم. دوشنبهای نبود که بازار ادویه نیویورک که زیره هم زیرمجموعه آن است باز شود و نرخ شرکت من، یعنی “حساس” برای آغاز معاملات روی میز نرود. این کار با سختی های بسیار زیادی همراه بود. با این وجود در سال ۱۳۴۷ به صادرات دو قلم دیگر خشکبار یعنی پسته و کشمش رو آوردم. پسته کار بزرگی بود و پول سنگینی میخواست. من پول نداشتم اما چون در بازار آبرو داشتم و خوشحساب بودم به من نسیه میدادند و هنر من این بود که یک ماهه آن جنس را به خارج میفروختم و پولش را میگرفتم.
عسگراولادی در سال سال ۱۳۴۳ اولین انبار خشکبار خود را در خیابان تختی تهران خرید و کارخانه زیره حساس را در مشهد تاسیس کرد که هنوز فعال است. او می گوید: هر سال که سودی میبردم انبار و دفتر و خانه و ملک میخریدم. در سرای امید بازار که روزی درآن حجره قسطی خریده بودم تمام دفاتر همسایه را خریدم.
اصول عسگراولادی
اسدالله عسگراولادی در تجارت طبق اصول خود پیش می رود: «یکی از اصولم این است که هیچ وقت بیش از یک هفتم تنخواهم را به کسی نسیه نمیدهم تا اگر پولم را برد باقی پولم محفوظ بماند. اصل بعدیام این است که سعی کردم هیچ وقت بیش از نصف داراییام را نسیه نخرم. اصل دیگر این است که سعی کردم از بانکها وام نگیرم. اگر داشتم میخریدم و اگر نداشتم، نمیخریدم. یکی دیگر از اصولم عوض نکردن شریکم است. محمدحسن شمس ۵۰ سال شریک من است و هنوز هم شریک هستیم.»
او اصلی ترین دلایل موفقیتش را چنین بر می شمارد:« من از هیچ و صفر به همه چیز رسیدم و الان که به عقب نگاه میکنم میبینم تلاش، توکل به خدا، درستکاری و مطالعه به من کمک کرد تا موفق باشم.»
خانه به خانه
پیشرفت مالی حاج اسدالله یک شبه رقم نخورده است. او با اصولی که در تجارت به خرج داد به غیر از رونق و توسعه کسب و کار، رفته رفته به دارایی های ثابتش نیز اضافه کرد. او سال ها است در ویلایی در خیابان فرشته زندگی می کند. گفته می شود که مسجد و صندوق قرض الحسنه فرشته را نیز وقف کرده است. این تاجر باسابقه می گوید: «من از کم به زیاد رسیدم. اولین خانهام را ۵۶۰۰ تومان ، دومی را ۳۳ هزار تومان، سومی را از درخشش، وزیر فرهنگ شاه معدوم ۱۴۰ هزار تومان، چهارمی را ۵۰۰ هزار تومان و پنجمی را ۱۴۰ میلیون تومان خریدم که الان در آن ساکن هستم. اکثر این خانهها را هنوز دارم آنها را اجاره دادهام و هیچ یک را نفروختهام.» اسدالله عسگر اولادی در کنار سایر بازاریان مسلمان به پرداخت وجوهات شرعی و انجام امور خیریه مشهور است: «وجوهات شرعی و مالیاتهایم را دادهام. هرگز با دارایی چانه نمیزنم. انفاق میکنم. مسجد و درمانگاه و مدرسه میسازم و خدا به من کمک کرده است. من هیچ مالی در خارج کشور ندارم. فقط دفاتری در هامبورگ ، دبی و لندن دارم که دفاتر تجاریام هستند. من افتخار میکنم که میلیاردر هستم. همان خانه ۵۶۰۰ تومانی امروز بیش از ۱٫۵ میلیارد تومان میارزد. پس میلیاردر شدن کاری ندارد. خانهای که ۱۴۰هزار تومان خریدم امروز یک میلیارد تومان میارزد، خانه دیگرم در خیابان ولیعصر ۱۳۰۰ متر مساحت دارد. چرا بگویم گدا هستم؟»
سهم خدا از اموال
حاج آقا عسگراولادی در ایران ۱۰ کارخانه دارد و شرکت حساس که بارها جایزه صادرکننده نمونه را دریافت کرده، نیم قرن فعالیت را پشت سر گذاشته است. خودش می گوید در تمام سال های فعالیت اقتصادی، هرگز ضرر نداده است و اموالش را این گونه تقسیم کره است: ۲۰ درصد برای خدا، ۲۰ درصد برای انفاق، ۲۰ درصد هزینه خانواده و مابقی در اختیار خودش. افتخار این تاجر بزرگ این است که به هیچ بانکی بدهکار نیست و در هیچ معامله دولتی شرکت نکرده است. او در تجارت به سه اصل کیفیت، رقابت و خوشقولی معتقد است. می گوید: وقتی برای فروش یک جنس تعهد میکردم، اگر بعد از فروش قیمت آن بالا می رفت هرگز معامله را به هم نمیزدم. اما خیلی از همکاران این کار را میکنند و یا از کیفیت میزنند تا ضرر نکنند.
اسدالله عسگر اولادی قبل از هر ملاقات درباره ویژگیهای آن شهر یا علاقهمندی مالی طرف تجاری مطالعه میکند چراکه معتقد است این کار در نتیجه ملاقات تاثیر میگذارد.
نقطه طلایی؛ نیویورک
این بازاری متدین رمز موفقیت خود را پای مجسمه راکفلر در نیویورک یافته است. خودش روایت اولین سفر خارجی اش آن هم به نیویورک را اینچنین روایت می کند:« یادم نمیرود در اولین سفرم به نیویورک پای ساختمان معروف امپایراستیت که مجسمه راکفلر قرار دارد، ۳ جمله نوشته بود: موفقیت من به این ۳ جمله است: زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم و وقتی تصمیم گرفتم چشمم را بستم و عمل کردم. این ۳ جمله اثر زیادی روی من گذاشت. سعی کردم در تجارتم به این ۳ جمله متعهد باشم. اینها در تجارت خیلی مهم است. چون تجارت بیرحم است. تجارت در محیط رقابت بیرحم است. این شعار هم است: اگر میخواهی رقابت کنی باید با چشم بسته بیرحمی کنی. میشود البته با رافت و مهربانی کار کنی اما آنجا که میخواهی رقابت کنی نه رافت کاربرد دارد و نه مهربانی باید بیرحم باشی .»
از صفر تا ۴۰۰ میلیون دلار
این پیر تجارت از ۱۲ سالگی وارد بازار شده و به قول خودش از صفر شروع کرده است. هرچند برآورد دقیقی از میزان دارایی افراد در ایران وجود ندارد اما نشریه امریکایی فوربس که در تمام دنیا به تخمین ارزش دارایی های اشخاص مشهور می پردازد، دارایی های این تاجر ایرانی را ۴۰۰ میلیون دلار برآورد کرده است. اسدالله عسگراولادی فعالیت تجاری خود را رسما از دهه ۳۰ آغاز کرده و حالا در ۸۱ سالگی همچون سال های جوانی در حال گسترش فعالیت ها است. تقلای او برای رفع ممنوعیت صادرات پسته که در اواخر عمر دولت دهم سر و صدای زیادی به پا کرد نشان داد که او همچنان حساسیت زیادی روی فعالیت های تجاری اش دارد.
وقتی پسته نمیخندد
«هفته گذشته داشتم از کار بیکار می شدم. که خوشبختانه به خیر گذشت.» این جمله، گفته یک کارگر ساده که در خطر اخراج قرار گرفته، نیست. بلکه تکهای از سخنرانی یکی از بزرگترین صادرکنندگان خشکبار و از جمله مشهورترین تاجران ایرانی است که در صحن پارلمان بخش خصوصی ایراد شده است. تاجری که یک تنه در مقابل ممنوعیت صادرات پسته در سال ۹۱ ایستاد و توانست بعد از جلسه با معاون اول وقت رئیس جمهور، تصمیم وزارت صنعت، معدن و تجارت را ملغی کند، بعد از برقراری دوباره صادرات پسته، فاتحانه در میان فعالان اقتصادی قرار گرفت و کلامش را با طنز آمیخت تا واکنش همکارانش به احتمال بیکار شدن مرد بیلیونر لبخندی عمیق باشد.
اسدالله عسگراولادی که عمده شهرتش را در میان تمام فعالیت های اقتصادی، از صادرات پسته وام گرفته است، در مقابل ممنوعیت صادرات این کالا که در سال ۹۱ در پی گرانی آن در بازار داخل رقم خورد، موضعی سخت گرفت و نشان داد می تواند روابط و البته سوابقش در دنیای سیاست را برای رفع یک روزه مشکل ممنوعیت صادرات کالای محبوبش، به کار بگیرد. هر چند اسدالله عسگراولادی در تمام این سال ها تلاش کرده است خود را از سیاست جدا نشان دهد و حساب فعالیت های خود و برادر مرحومش را مجزا بداند اما نزدیکی او به موتلفه اسلامی از سالهای انقلاب تا عضویت رسمی او در شورای مرکزی این حزب اصولگرا که در همین سال های اخیر رخ داد، اثبات کرد که مرد دنیادیده علاقه ندارد فعالیت های سیاسی اش آشکار شود. در مقابل با جلوه دادن وجهه اقتصادی بسیار موافق است به همین دلیل در تمام مصاحبه های تلویزیونی و مکتوب به این نکته اشاره می کند که تاجری کهنه کار است و از اینکه و موفق و پولدار است لذت می برد.
سیاست؛ پیش از انقلاب
شاید یکی از اصلی ترین دلایل به شهرت رسیدن اسدالله عسگراولادی فعالیت های انقلابی او باشد. او که از سالها قبل از انقلاب فعالیت اقتصادی می کرد و تجارت پیشه کرده بود در نزدیکی انقلاب اسلامی در جمع آوری کمک های بازار و هزینه آن برای انقلاب نقش مهمی داشت. آغاز فعالیت های سیاسی حاج اسد الله از دیدارش با امام خمینی در نجف آغاز شد:« سال ۵۵ اگرچه آدم سیاسی نبودم به نجف خدمت حضرت امام(ره) رفتم. رفته بودم از ایشان اجازه بگیرم که در قم کارخانه بزنم و ایشان هم مرا راهنمایی کرد.» پس از این دیدار اما یک بار دیگر حاج اسدالله به همراه برادرش حاج حبیب الله در فرانسه به دیدار امام رفت تا فعالیت های سیاسی و انقلابی تاجر پسته رسما آغاز شده باشد: « برای کاری به خارج از کشور رفته بودم. آنجا به دیدار حضرت امام در پاریس رفتم. ایشان فرمودند قبل از اینکه به کشور بازگردی، بازهم به پاریس بیاید. بنده هم اطاعت دستور کردم و پس از مسافرت کوتاهی به لندن بازهم به پاریس رفتم. در دیدار بعدی حضرت امام بسته ای را به بنده دادند و فرمودند این بسته را در ایران به آقای باهنر برسانید. همان روزی که به ایران رسیدم به دیدار ایشان رفتم و گفتم امام فرموده اند این بسته را خدمت شما بدهم. بسته را بازکردند و در آن فرمان تشکیل کمیته تنظیم اعتصابات بود. مدتی در کمیته تنظیم اعتصابات حضور داشتم ولی وقتی انقلاب به پیروزی رسید، اعلام کردم دیگر به کسب و کار خودم باز می گردم و کاری به مسائل سیاسی ندارم.»
حکم تاریخی
بعد از انقلاب حکمی از سوی امام خمینی(ره) سرنوشت دیگری برای حاج اسدالله رقم زد:« یک روزحوالی ساعت ۶ صبح برای نماز برخواسته بودم. با منزل ما تماس گرفتند. آقای میرمحمدصادقی گفتند که سریع خودم را به محل جلسه ای برسانم. به دیدار ایشان رفتم و متوجه شدم عده ای دیگر هم حضور دارند. آقای خاموشی، مرحوم میرمصطفی عالی نسب، مرحوم محمد علی نوید، آقای کرداحمدی، آقای پورشهامی و خود آقای میرمحمدصادقی بودند. آنجا گفتند که حضرت امام فرموده اند این عده به اتاق بازرگانی بروند و به اقتصاد و انقلاب کمک کنند. بنده به دلیل اینکه کارهای اقتصادی شخصی داشتم که آنها هم به خاطر انقلاب چند ماهی تطعیل شده بود، ابتدا امتناع کردم و خواستم که اجازه بدهند به کار شخصی خودم برسم. دوستان قبول نکردند و گفتند که حضرت امام فرموده اند که به اتاق بازرگانی برویم. بنده هم اطلاعت کردم و از همین جا وارد اتاق شدم.»
سیاست؛ پس از انقلاب
اسدالله عسگراولادی اصرار دارد که بگوید پس از انقلاب پای خود را از فعالیت های سیاسی بیرون کشیده و دنیای سیاست را رها کرده است. هرچند به واسطه فعالیتهای سیاسی برادر مرحومش، حاج حبیب الله همواره نامش در کنار فعالان سیاسی شنیده شده است. در محافل خصوصی موتلفه اسلامی شرکت می کرد اما هربار در این مورد با او سخن گفته می شد، تاکید می کرد که برادرش سیاسی است و خودش فقط فعالیت شخصی اقتصادی می کند. در سال ۸۸ اما حاج اسدالله هم به عضویت شورای مرکزی موتلفه اسلامی درآمد تا نشان دهد از دنیای سیاست دور نیست. او رسما در یکی از مشهورترین حزب های سیاسی کشور فعال شد تا دیگر نتواند آن را کتمان کند هرچند عده ای از سیاسیون ورود حاج اسدالله به شورای مرکزی موتلفه را به استمداد طلبی اعضای بلندپایه این حزب از برادر حاج حبیب الله برای کمک های مالی نسبت دادند. حاج اسدالله هم در گفتار خود بارها اعلام کرده است که قصد فعالیت سیاسی ندارد: « کلاس اول سیاست را هم بلد نیستم. اگر موتلفه بگوید نباش میگویم خداحافظ.» حاج اسدالله هرچند خود را سیاسی نمی داند اما از آنجا که از همان اول انقلاب جایگاه مطلوبی در اتاق بازرگانی داشته است، ارتباط خوبی با تمام سیاستمداران در دوره های مختلف برقرار کرده است. خودش می گوید با همه رئیس جمهورها رابطه خوبی داشته و برای دفاع از بخش خصوصی از این رابطه خوب استفاده کرده است.
سنتی بودن یا نبودن
اسدالله عسگراولادی و علینقی خاموشی را به همراه میرمحدصادقی به عنوان اولین کسانی که بعد از انقلاب به اتاق بازرگانی آمده اند می شناسند. نسل جدید فعالان اقتصادی، این نسل که نماینده بازاریان مسلمان در پارلمان بخش خصوصی به حساب می آیند را به چوب سنت می نوازند. برخی به آن ها لقب سنتی ها داده اند. حاج اسدالله اما از این صفت به شدت خشمگین می شود و خود را مدرن می داند. موفقیتش در کسب و کار و دوام آن را دلیلی بر به روز شدنش می داند و تاکید می کند، تاجری که در لندن، هامبورگ و دوبی دفتر کار دارد و روزانه با شرکای تجاری اش در این کشور را در ارتباط است نمی تواند سنتی باشد. او خودش را از خیلی از جوان ها جلوتر می داند. او یک بار برای این که نشان دهد سنتی نیست گوشی لپ تاپی شکل و مدرنش را به رخ کشید و نشان داد که از این وسیله برای ارتباط با دنیا استفاده می کند. اخلاق فردی این تاجر بزرگ هم با سنت میانه ای ندارد. او از اینکه خود را ساده نشان دهد لذت نمی برد بر عکس دائما فریاد می زند که پولدار است و از ثروتش برای زندگی بهتر استفاده می کند. او زمانی که ۷۵ سالگی را پشت سر گذاشته بود مرسدس بنز مشکی رنگ خود را که چند سالی از عمرش گذشته بود کنار گذاشت و یک مرسدس بنز سفید رنگ از نسل جدید زیر پایش انداخت تا نشان دهد در این سن و سال هم حاضر نیست خود را از ابزارهای مدرن محروم کند.
خستگی ناپذیر
در ۸۱ سالگی قرار دارد اما از سفرهای خارجی خسته نمی شود به غیر از سرکشی به دفترهای تجاری اش در لندن انگلستان، هامبورگ آلمان و دوبی، نمایشگاه های بین المللی مرتبط با حوزه تجارتش را هم از دست نمی دهد. سفر به چین را هم برای انجام مذاکرات با مقامات این کشور در برنامه کاری خود دارد. مجموع فعالیت های اقتصادی حاج اسدالله چه حول برند شخصیاش، «حساس» و چه در زمینه های مدنی نشان می دهد که انگیزه اش برای توسعه فعالیت ها کاهش نیافته است.
فعالیتهای مدنی
از میان جمع هشت نفره تاجرانی که با حکم امام وارد اتاق بازرگانی شدند حالا اسدالله عسگراولادی، میرمحمد صادقی و علینقی خاموشی در اتاق مانده اند. اسدالله عسگراولادی علاقه زیادی به ادامه فعالیت های مدنی خود دارد. در تمام ادوار اتاق بازرگانی پس از انقلاب عضو هیت نمایندگان بوده و ۱۶ سال هم عضویت هیات رئیسه را بر عهده داشت. اتاق ها مشترک ایران و چین و ایران و روسیه را هم از همان بدو تاسیس ریاست می کند تا فعالیت هایش در اتاق بازرگانی وجهه های مختلفی داشته باشد. حاج اسدالله عسگراولادی فعالیت های مدنی اش را به اتاق بازرگانی محدود نکرده است. تشکل های صادراتی مثل کنفدراسیون صادرات، صادرکنندگان خشکبار و … هم از دیگر فعالیت های تاجر با تجربه است.
میگویند هفتمین ثروتمند ایران است.اسدالله عسگراولادی چندی پیش در گفتگو با خبرآنلاین اعلام کرده بود از او ۵ یا ۶ نفر ثروتمندتر نیز هستند. او این روزها درگیر شرکت در انتخابات اتاق است. در روزهایی که برخی فوتبالیست ها با درآمدهای کلان با خودروهای گران قیمت در شهر تردد میکنند اسدالله عسگراولادی که سابقه طولانی در عرصه تجارت دارد و تلاش می کند در عرصه صادرات غیر نفتی گام بردارد با این خودرو تردد میکند.
منابع: کتاب فرجام بازار/ خاطرات اسدالله عسگراولادی
زیباترین آبشارهای جهان
آبشارها از زیباترین جلوههای طبیعت هستند؛ شگفتانگیزترین و دیدنیترین مناظری که ممکن است در طبیعت ببینید. بسیاری از آبشارهای سراسر جهان، جزء مهمترین و شناختهشدهترین مقاصد گردشگری دنیا به شمار میروند.
شهر ایلیگان (Iligan) واقع در میندانائو شمالی (Northern Mindanao) کشور فیلیپین، شهر آبشارهای باشکوه نامیده میشود چرا که آبشارهای متعددی در این ناحیه وجود دارند. نزدیک به ۲۳ آبشار در اطراف این شهر قرار گرفتهاند که از میان آنها آبشار کریستینا از بقیه شناختهشدهتر است.
آبشارها یکی از زیباترین جلوههای طبیعت هستند که دوستداران طبیعت معمولا علاقهی زیادی به آنها نشان میدهند. یک آبشار، زمانی تشکیل میشود که آب جاری یا رود از یک صخره فرود بیاید. این آب از ارتفاع زیادی فرود میآید و به همین دلیل انرژی زیادی دارد. با توجه به نحوهی فرود و ارتفاع آبشار، آبشارها را در چند دستهی شیرجهای، دم اسبی، چند جوی، پهنرود، چند صخرهای و… تقسیم میکنند. آبشارها علاوه بر این که از پدیدههای جغرافیایی جذابی هستند، مکان مناسبی برای جذب گردشگر از سراسر دنیا به شمار میروند. برخی از آبشارهای سراسر دنیا نیز به عنوان میراث جهانی یونسکو شناخته شدهاند. در ادامه با شناختهشدهترین آبشارهای جهان آشنا میشویم.
آبشار آنجل (Angel Falls)
این آبشار که نامش را از نام کاشف خود یعنی جیمز کراوفورد انجل (James Crawford Angel) گرفته، مرتفعترین آبشار جهان است. این آبشار ارتفاعی ۹۷۹ متری و ریزشگاهی ۸۰۷ متری تا رود چوران (Churun River) دارد. آبشار آنجل در ایالت بولیوار کشور ونزوئلا قرار گرفته و میراث جهانی یونسکو است. چون این آبشار در جنگلهای انبوه قرار دارد، تا دههی ۱۹۳۰ که دولت ونزوئلا به جستجو با هواپیما نپرداخته بود، ناشناخته باقی مانده بود.
آبشار دتیفوس (Dettifoss)
این آبشار در پارک ملی Vatnajokull در کشور ایسلند قرار دارد. حوضهی آبریز این آبشار، رود یوکولسا آ فیولوم است. آبشار دتیفوس قدرتمندترین آبشار قارهی اروپا به شمار میرود. از سال ۲۰۱۲ مسیر جدیدی در این مکان احداث شده که با کمک آن میتوانید از این آبشار بازدید کنید.
آبشار گولفوس (Gullfoss)
این آبشار در درهی رود Hvita در ایسلند قرار گرفته و یکی از شناختهشدهترین و محبوبترین آبشارهای این کشور است. ترجمهی تحتاللفظی نام این آبشار، آبشار طلایی است. این آبشار در پلکانی صخرهای و سه سطحی جریان دارد سپس به شکافی به عرض بیست متر و طول ۲.۵ کیلومتر میریزد. البته این آبشار به نحوی قرار گرفته که این شکاف قابل دیدن نیست. انگار که رودخانه در زمین غیب شده است.
آبشار ایگوازو (Iguazu Falls)
این آبشار در مرز بین برزیل و آرژانتین قرار گرفته و به خاطر مناظر و چشماندازهای زیبا و نفسگیرش شهرت دارد. با وجود اینکه ارتفاع آن فقط ۸۹ متر است اما به خاطر زیباییش به عنوان چهارمین آبشار جهان شناخته میشود. یکی از ویژگیهای جالب توجه این آبشار، شکل نعلمانند صخرههای آن است که گلوی شیطان نیز نامیده میشود. Alvar Nunez Cabeza de Vaca، جهانگرد اسپانیایی، آن را کشف کرده است.
آبشار نیاگارا (Niagara Falls)
این آبشارها یکی از قدرتمندترین آبشارهای کل دنیا هستند که سرعت جریان آب آنها، شش میلیون متر مکعب بر دقیقه است. این آبشار در مرز بین کانادا و آمریکا واقع شده است. آبشارهای نیاگارا در واقع مجموعهای از سه آبشار به نامهای آبشار نعل اسب، آبشار آمریکایی و آبشار نقاب عروس است. این مجموعه به دلیل زیبایی حیرتانگیزش در سراسر دنیا شناخته شده است و سالانه تعداد زیادی گردشگر را از سراسر جهان به سوی خود میکشاند.
آبشار پلیتویک (Plitvice)
این آبشار در مرز پارک ملی دریاچههای پلیتویک در کشور کرواسی بین زاگرب و زادار قرار گرفته است. ۱۶ دریاچهی جدا از هم در این منطقه وجود دارند که ۱۲ تای آن در سطح بالاتر و ۴ تای آن در سطحی پایینتر قرار هستند و از طریق آبشارها و رودهایی به هم متصل شدهاند. منظرهی این دریاچهها و آبشارها، یکی از زیباترین چشم اندازهایی است که ممکن است در زندگی خود ببینید. یکی دیگر از دلایلی که موجب به شهرت رسیدن این آبشارها و دریاچهها شده، رنگهای متفاوت آنها به دلیل داشتن مواد معدنی گوناگون است.
آبشار راین (Rhine Falls)
این آبشار که در شهر شفوزان (Schaffhausen) در شمال سوئیس قرار دارد، بزرگترین آبشار پهنرود در قارهی اروپا است. زمینشناسان معتقد هستند که این آبشار، ۱۷ هزار سال پیش شکل گرفته است از این رو یکی از قدیمیترین آبشارهای جهان به شمار میرود. نحوهی شکلگیری این آبشار به گونهای است که ماهیها نمیتوانند از آن بالا بروند، تنها مارماهیها با کمک صخرهها میتوانند این کار را انجام دهند.
آبشار ساترلند (Sutherland Falls)
این آبشار در تنگهی میلفورد (Milford)، در جزیرهی جنوبی نیوزیلند قرار دارد که تا مدتهای مدیدی تصور میشد که بلندترین آبشار این کشور است. این آبشار ۵۸۰ متر ارتفاع دارد و نسبت به آبشار براون با ۸۳۴ متر ارتفاع، در جایگاه دوم قرار میگیرد. این آبشار در واقع از سه آبشار دیگر تشکیل شده که اولی ۲۲۹ متر، دومی ۲۴۸ متر و سومی که پایینتر از بقیه قرار گرفته ۱۰۳ متر ارتفاع دارد.
آبشار ویکتوریا (Victoria Falls)
آبشار ویکتوریا با ۱۷۰۸ متر عرض و ۱۰۸ متر ارتفاع، عریضترین آبشار دنیا است که در مرز بین زامبیا و زیمبابوه قرار گرفته است. منبع این آبشار، رود زامبزی (Zambezi) است. این آبشار به خاطر صدایی که تولید میکند، در زبان اهالی منطقه، موسی اوآ تونیا (Mosi-oa-Tunya) نامیده میشود که به معنی “مه خروشان” است.
آبشار یوسیمیتی (Yosemite Falls)
این آبشار که بلندترین آبشار آمریکای شمالی است، در پارک ملی یوسیمیتی در کالیفرنیا واقع شده است. این مجموعه آبشار، با ارتفاع ۲۴۲۵ پا یا ۷۳۹ متر، بیستمین آبشار بلند جهان است. این مجموعه از دو آبشار شیرجهای و یک آبشار دیگر تشکیل شده است.
آبشار کائتور (Kaieteur Falls)
یکی از قدرتمندترین آبشارهای جهان، آبشار کائتور است که در پارکی ملی به همین نام در کشور گویان واقع شده است. طبق فهرست اطلاعات آبشارهای جهان، آبشار کائوتر از نوع قطرهای و صدوبیستوسومین آبشار بلند جهان است. به علاوه از نظر حجم، نوزدهمین آبشار بزرگ و بیستوششمین آبشار زیبای جهان است. ارتفاع این آبشار سه برابر آبشارهای معروف نیاگارا است و ترکیب منحصر به فرد حجم زیاد و ارتفاع بالا، آن را به یکی از قدرتمندترین آبشارهای جهان تبدیل کرده است.
آبشار یلواستون (Yellowstone Falls)
این آبشار در پارک ملی یلواستون، وایومینگ ایالات متحدهی آمریکا قرار گرفته است. این مجموعه از دو آبشار یکی بالاتر به ارتفاع ۱۰۹ پا (۳۳ متر) و دیگری که پایینتر قرار گرفته و ۳۰۸ پا (۹۴) ارتفاع دارد، تشکیل شده است. آبشار پایینی دو برابر نیاگارا ارتفاع دارد و از میان درههای باریک و عمیق جریان یافته و به آبگیر کمعمقی میریزد. مناطق متعددی برای بازدید از این آبشار وجود دارد که هر کدام چشمانداز متفاوت و بینظیری دارند. بنابراین هیچ کدام را نباید از دست بدهید.
آبشار جاگ (Jog Falls)
این آبشار در ایالت جنوب غربی کارناتاکا در هند واقع شده و دومین آبشار شیرجهای بلند دنیا است. این آبشار که به بخشهای مختلفی تقسیم میشود، از ارتفاع ۲۵۳ متری فرو میریزد. این آبشار توسط رود شاراواتی ایجاد شده و یکی از مقاصد مهم گردشگری به خصوص در فصلهای پرگردشگر (فصلهای مانسون) است. جنگلهای بارانی اطراف آبشار، انبوه و سرسبز هستند. دپارتمان گردشگری این کشور ۱۵۰۰ پله برای دسترسی بهتر گردشگران به این آبشار و فراهم کردن چشماندازهای بینظیر ساخته است.
آبشار توگلا (Tugela Falls)
این آبشار با ارتفاع کلی ۹۴۸ متر، دومین آبشار بلند دنیا است و در رشته کوه Drakensberg، واقع در ایالت کوازولو ناتال آفریقای جنوبی و پارک ملی Royal قرار گرفته است. بسیاری از گردشگران برای دیدن بهترین چشمانداز این آبشار کمی کوهنوردی میکنند.
آبشار دتیان (Detian)
آبشار Ban Gioc – Detian پس از آبشارهای ویکتوریا، ایگوآسو و نیاگارا، چهارمین آبشار بزرگ جهان است که در واقع از ترکیب دو آبشار و بر روی رود Guichun تشکیل شده است. گونههای متعددی از گیاهان بومی در اطراف این آبشار دیده میشوند. این مکان طبق گفتهی اهالی، در گذشته مخفیگاهی برای راهزنان محلی بوده که اکنون نیز گهگاه گنیجینههای مخفیشدهی آن، کشف میشوند. این آبشار ۳۰ متر ارتفاع دارد. صدای برخورد آب با صخرهها و غرش امواج از فاصلههای دور نیز شنیده میشود.
آبشار نیل آبی (Blue Nile Falls)
یکی از شناختهشدهترین جاذبههای گردشگری اتیوپی، آبشار رود نیل آبی با ارتفاع ۴۰ متر است. این آبشارها در زبان امهری، ’tis issat’ نامیده میشوند. این آبشار در بخش بالایی رود نیل آبی واقع شده است. این آبشارها از چهار رشته تشکیل شدهاند که در فصلهای خشک، بسیار کمآب هستند و در فصلهای بارانی عرضشان به ۴۰۰ متر نیز میرسد. اولین پل سنگی ساختهشده در اتیوپی در فاصلهی نزدیکی از رود پایین دست آبشار قرار داد.
آبشار دودن (Düden Waterfalls)
آبشار دودن مجموعهای از چند آبشار است که در آنتالیای ترکیه واقع شدهاند. رود دودن از کوه Taurus سرچشمه میگیرد و به دریای مدیترانه میریزد و در مسیر خود دو آبشار ایجاد میکند که با اسمهای دودن بالا و دودن پایین شناخته میشوند. دودن بالا، ۱۵ متر ارتفاع و ۲۰ متر عرض دارد و در یک دره قرار گرفته است. یک غار طبیعی در پشت این آبشار شکل گرفته که مکان مناسبی برای نشستن و تماشای آبشارها است. در باغهای اطراف این آبشار، رستوران، راههای چوبی و مکانهایی برای استراحت و تفریح وجود دارند. دودن پایین نیز منظرهی شگفتانگیزی از یک آبشار دیدنی را به نمایش میگذارد که از صخرهها فرو ریخته و به دریای مدیترانه میریزد.
آبشار رامونا (Ramona Waterfalls)
این آبشار ۳۷ متری که از بالای صخرههای بازالت ستونی فرو میریزد، در اورگان ایالات متحدهی آمریکا واقع شده است. شکل حیرتانگیز صخرههای این آبشار بر اثر فوران مواد مذاب تشکیل شده است. وقتی این مواد مذاب به آرامی سرد میشوند، این اشکال ششضلعی را به وجود میآورند. بعدها فرسایش موجب ایجاد اشکال ستونی منحصر به فردی در این صخرهها شده است. این آبشار یکی از مقاصد گردشگری شناخته شده و مناسب برای کوهنوردی است. ارتفاع این آبشار و صخرهها به ۱۰۹۰ متر میرسد.
آبشار دودهساگار (Dudhsagar)
نام این آبشار که به عنوان یکی از زیباترین آبشارهای دنیا شناخته میشود به معنای “دریای شیر” است. از دور، این طور به نظر میرسد که به جای آب، در دامنهی کوه، شیر جریان دارد. این آبشار در نزدیکی مرز دو ایالت شناختهشدهی هند یعنی گوا و کارناتاکا قرار گرفته است. رود Mandovi موجب تشکیل آبشار دودهساگار شده که در فصلهای بارانی به یکی از قویترین آبشارهای این کشور تبدیل میشود. این آبشار با جنگلهای زیبایی احاطه شده که مامن گونههای مختلفی از پرندگان، حشرات، گیاهان و حیوانات مختلف هستند. این آبشار چهارلایه در مجموع ۳۱۰ متر ارتفاع و ۳۰ متر عرض دارد. کوهپیمایی در اطراف این آبشار یکی از فعالیتهای تفریحی مورد علاقهی گردشگران است.
آبشار تریبرگ (Triberg Waterfalls)
آبشار Triberg یکی از بلندترین آبشارهای آلمان است که در منطقهی جنگل سیاه قرار دارد. این آبشار تقریبا ۱۶۳ متر ارتفاع دارد. رود Gutach در عبور از وسط جنگل سیاه و از روی صخرههایی که به طور طبیعی پله پله شدهاند، عبور میکند و این آبشار زیبا را به وجود میآورد. شهر کوچک Triberg در انتهای دره واقع است. قدم زدن در مسیرهای پیادهروی و صعود از ارتفاعات اطراف، این امکان را به گردشگران میدهد که چشمانداز زیبایی از آبشار و شهر کوچک و زیبای انتهای دره را نظاره کنند. هر سال بیشتر از نیم میلیون گردشگر از این آبشار دیدن میکنند.
آبشار گودافوس (Godafoss)
این آبشار که نامش به معنای “آبشار خدایان” است، عریض بوده و نزدیک به ۱۲ متر ارتفاع دارد. آبشار Godafoss در منطقهی Mývatn در شمال ایسلند قرار گرفته است. این آبشار یکی از زیباترین و دیدنیترین آبشارهای ایسلند به شمار میرود و داستان جالبی دارد. طبق افسانهها، پس از اینکه مسیحیت به عنوان مذهب رسمی این منطقه شناخته شد، سردستهی کافرکیشان، مجسمهها و تصاویر چوبی خدایان را به داخل آبشار انداخته است. اسم آبشار خدایان نیز از این افسانه نشات میگیرد.
باشگاه خبرنگاران جوان
در سال ۱۸۸۱ وقتی سارا، فقط چند سال بعد از مرگ تنها کودک خود، همسرش ویلیام را نیز در اثر ابتلا به سل از دست داد، به خود قبولاند که خانواده اش نفرین شده و یکی از دوستانش که احضار ارواح میکرد، به او گفت که نفرین اشباح تمام کسانیکه با تفنگ وینچستر کشته شده اند، او را گرفته است و راه حل نجات سارا این است که او به جای دوری نقل مکان کند و خانه ای بسازد اما ساخت خانه هیچوقت قطع نشود زیرا به محض اینکه ساخت خانه را متوقف کند، نفرین اشباح، باعث مرگ او خواهد شد.
سارا وینچستر سخنان دوستش را باور کرد و زمینی به مساحت بیش از ۴۰۰۰ مترمربع را در منطقه سن خوزه کالیفرنیا خرید و ۱۶ کارگر ساخت و سازی بی وقفه را شروع کردند که نزدیک به چهل سال به طول انجامید.
یکی از نکات عجیب در مورد خانه این بود که نقشه ی ساخت نداشت و تنها تعدادی از اتاقها نقشه داشت که سارا آن را طرح ریزی کرده بود. بخشهایی از خانه ساخته میشد، سپس اصلاح میشد یا بکلی تغییر میکرد، تخریب و دوباره بازسازی میشد و این روند ۳۸ ساله تا تاریخ مرگ سارا ادامه پیدا کرد.
بعد از مدتی او خرافات خود را نیز در ساخت خانه دخالت داد و تزیینات عجیبی را اعمال کرد، مثل دری که به یک دیوار خالی باز میشد، اتاقهای مخفی، راه پله هایی که به هیچ جا نمیرسید یا درهایی که به یک مسیر انحرافی منتهی میشد و تعداد زیادی از دالانهای اسرارآمیز و یا مثلاً استفاده از عدد ۱۳ برای تعداد شمع دانها، ردیف های درختان، تعداد پنجره های حمام و . . . امروزه، هر جمعه ای که مصادف با ۱۳ ماه باشد، ناقوس موجود در خانه را در ساعت یک بعدازظهر به یاد سارا، ۱۳ بار به صدا درمیآورند.
اکنون عمارت وینچستر بعد از آن زلزله، ۱۶۰ اتاق، ۴۷ اجاق، ۱۰۰۰۰ قطعه شیشه برای پنجره ها، ۱۷ بخاری، ۹۵۰ در و ۴۰ راه پله دارد.
امروز که این عمارت، یک بنای توریستی است، هنوز بازدیدکنندگانی هستند که اعتقاد دارند این کاخ، خانه ارواح است و صداهای عجیب و غریبی از آن به گوش میرسد!همچنین در شبهای هالووین و جمعه هایی که ۱۳ ام ماه هستند، در خانه مراسم نورافشانی برگزار میگردد.