جام جم سرا: گاهی از برخی والدین کودکان شنیدهایم: «میمون هرچی زشتتره، اطوار و بازیش بیشتره.» آنها چنین ضربالمثلهایی را در مورد کودکان زشت به کار میبرند خصوصا اگر مربوط به کودک خودشان نباشد.
سهیلا مستوفی، روانشناس و مشاور خانواده در این باره میگوید: وقتی مادری صاحب یک فرزند زشت میشود، ممکن است واکنش منفی از خود نشان دهد و خانواده کودک بسته به درکی که از موضوع دارند واکنش متفاوتی نشان دهند.
یکی از واکنشهای رایج نسبت دادن چهره کودک به طرف مقابل است که این خود سبب تنش در خانواده میشود.
این روانشناس میگوید: موفقیت یک فرد در زندگی بیش از هرچیز وابسته به توانمندیهای اوست پس اگر خانوادهایصاحب یک کودک واقعا زشت شدند، بهتر است به او کمک کنند تا تواناییهایش بیش از چهرهاش دیده شود. او میافزاید: برجستهسازی تواناییهای کودک و پرهیز از برجسته کردن اهمیت زیبایی در نظر او میتواند از آسیبهای روحی و تخریب اعتماد به نفس وی بکاهد.
مستوفی حمایت والدین از کودک با صحبت نکردن در مورد زشتی او نزد دیگران را یکی از ابزارهای مهم مقابله با این مساله میداند.
او میافزاید: امروزه عملهای زیبایی فک، صورت، پیشانی، بینی، گونه و... تا حدی پیشرفت کرده که فرم بومی چهرهها را کلا متحول کرده و پیچیدهترین عیوب را ترمیم میکند. بنابراین حتی کودک زشت شما اگر دختر هم باشد باز جای نگرانی نیست و میتوانید از همین امروز برای سالهای جوانی او پسانداز کنید تا بموقع بتوانید کاری را که لازم است انجام دهید.
مستوفی میگوید: وقتی کودک ببیند والدین او پذیرای چهره او نیستند دچار ناامیدی و سرخوردگی میشود و از حضور در جمع کناره خواهد گرفت. پس بهتر است دراین مورد سخن نگویید و نگذارید دیگران نیز به این موضوع دامن بزنند.
چاردیواری (ضمیمه دوشنبه روزنامه جام جم)
مرد جوان درباره علت درخواست خود به قاضی گفت: آقای قاضی از رسم و رسوم خانواده همسرم خسته شدم. همسرم و خانواده اش هر کاری که میخواهند انجام دهند، میگویند در خانواده آنها رسم است یا نیست. مثلا زمانی که ما داشتیم ازدواج میکردیم خانواده همسرم گفتند که رسم ندارند جشن نامزدی بگیرند. تمام مخارج عروسی و حتی هزینههایی که معمولا خانواده عروس باید بپردازند را به گردن ما انداختند و گفتند که رسمشان همین است. آن زمان چیزی نگفتم و هر چه گفتند قبول کردم.
وی افزود: حالا که یک سال از زندگی مشترک ما گذشته است، این رسم و رسوم آنها مرا دیوانه کرده است. خانواده همسرم مرتب در زندگی ما دخالت میکنند و برای هر کار ما طبق رسم و رسومشان تصمیم میگیرند. وقتی میخواهیم خانه اجاره کنیم میگویند رسم بر این است که دختر نزدیک خانه مادرش زندگی کند. وقتی میخواهیم تعطیلات به مسافرت برویم میگویند رسم دارند که مسافرت زن و شوهر باید با خانواده عروس باشد. آنها دارند از من سوء استفاده میکنند و به بهانه رسم و رسوم هرچه میخواهند انجام میدهند. برای همین میخواهم به این زندگی پایان دهم.
زن جوان نیز به قاضی گفت: ما همیشه بر طبق رسم و رسوممان زندگی کردهایم و من نمیتوانم این رسم و رسوم را زیر پا بگذارم. هر اتفاقی بیفتد رسم و رسوم خانواده ما باید اجرا شود ولی شوهرم مرتب سر من غر میزند و میخواهد به خاطر یک موضوع ساده و بیاهمیت دعوا به راه بیندازد. برای همین من هم تصمیم به جدایی دارم.
قاضی سعی کرد آنها را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد. (باشگاه خبرنگاران)
459