اگر از شغل خودتان راضی نیستید با دیدن این عکس ها متوجه میشوید که شغل شما یکی از بهترین شغل های دنیا است و شغل های زیادی هستند که شما حتی حاضر نیستید برای چند دقیقه جای آنها قرار بگیرید .
در این آلبوم نمونه هایی از این شغل ها آورده شده است.






جام جم سرا:
در حال حاضر وبلاگنویسی به آنچنان پدیده گستردهای میان زنان در هر سن و طبقه اجتماعی تبدیل شده است که بررسی فضای حاکم بر وبلاگستان زنانه، بخوبی میتواند بازنمایی نزدیک به واقعیت از وضعیت هویتی و میزان رضایت از زندگی «بخشی از زنان ایرانی» به مخاطب ارائه دهد. تأکید بر «بخشی از زنان ایرانی» به این دلیل است که اولاً وبلاگنویسی تنها دغدغه جمع محدودی از زنان است، ثانیاً تنها بخشی از آنان به روزمرهنویسی میپردازند، و ثالثاً نوشتن در وبلاگ قطعاً بازنمای کاملی از تمام افکار، اعتقادات و ارزشهای آنها نیست.
موج وبلاگنویسی که در میان زنان از اوایل دهه 80 آغاز شد، به دلیل امکانی بود که به زنان میداد تا به دور از قضاوتها، بایدها و نبایدها حتی بدون نام، از دغدغهها و دلنگرانیهای شخصی و ظاهراً کوچک زندگی روزمره خود بنویسند و به همین دلیل نوشتههای زنان در وبلاگها یکی از بهترین منابع دست اول برای بررسی سبک زندگی و میزان رضایت آنان از زندگی است.
در واقع وﺑﻼگﻧﻮیﺴی زﻧﺎن، راﻫی ﺑﺮای ﺑیـﺎن دیﺪﮔﺎهﻫﺎ، دریﺎﻓﺖ و ﺗﺒﺎدل آرا و ابراز ﺧﻮیﺸﺘﻦ اﺳﺖ.بدین ترتیب مطالعه کیفی وبلاگستان زنانه میتواند تصویری از آرزوها، ارزشها، خواستهها و زندگی روزمره زنان وبلاگنویس به محقق یا مخاطب ارائه کند.
در چنین فضایی زنان با سطوح تحصیلی، شغلی، سنی، ارزشها و عقاید، طبقات اقتصادی و وضعیتهای خانوادگی متنوع و متفاوت در محیطی که تقریباً به یکسان در دسترس همگان قرار گرفته است، مشغول نوشتن از "خود" هستند و از همه مهمتر به دلیل امکان ناشناسماندن، احتمال بیشتری برای ارائه بخشهای پنهان از شخصیت و افکار آنها وجود دارد.
روزمرهنویسیهای زنان در وبلاگستان چه مسائلی را بازنمایی میکند؟
نویسندگان وبلاگهای زنانه را بسته به هویتهای مختلف آنها میتوان دستهبندی کرد. ویژگیهای ارزشی- اعتقادی، سطح تحصیلی، سن و نوع شغل؛ همگی از جمله متغیرهای تفاوتبرانگیز در میان این زنان است، اما در این گزارش توصیفی صرفاً میخواهیم زنان وبلاگنویس را از منظر هویت؛ بسته به زندگی خانوادگی آنان مورد بررسی قرار داده و تحلیلی در رابطه با آن ارائه دهیم. البته وبلاگهای مورد بررسی تماماً در حوزه موضوعات مربوط به روزمرهنویسی و بیان کلیات و جزئیاتی در مورد سبک زندگی و افکار این زنان بوده، اما دستهبندیها براساس وضعیت هویت خانوادگی آنان انجام شده است.
روزمرههای دختران مجرد
نگاهی به دلنوشتهها و روزمرهنویسیهای دختران جوان حکایت از نوعی روزمرگی و دلزدگی دارد؛ دختران مجردی که اکثراً دارای تحصیلات بالاتر از کارشناسی بوده، متعلق به طبقه متوسط هستند و شغلی پارهوقت یا تماموقت دارند. درگیری با مسائل عاطفی و قرار گرفتن بر سر دو راهیهایی مانند ماندن در ایران یا مهاجرت، ازدواج یا تجرد، ادامه تحصیل تا مقاطع عالیتر و یا تغییر شغل، از مهمترین دغدغههای آنان است، اما محوریت بیشترین درگیریهای ذهنی و فکری برخی از این دختران روابط عاطفی پرتنش، ناامن، بدسرانجام و یا بیسرانجام است. ضمن آنکه دغدغه ازدواج به مثابه یکی از مهمترین نقطههای عطف زندگی دختران، در کنار سردرگمی آنها نسبت به شیوههای همسرگزینی محدود و ترس از انتخاب نادرست؛ همگی در لابهلای روزمرهنویسیها مشهود و مشخص است.
" چرا حوصله ندارم؟ چرا زندگی اینقدر برام تلخ و طاقتفرسا شده؟ چرا اینقدر ترسو شدم؟یه حداقلهایی تو زندگیم دارم که چسبیدم بهشون از ترس....... از ترس اینکه همینها رو هم از دست ندم و این افتضاحترین حالت ممکنه..... قرارمون این نبود..... باید تو این سن قویتر از این حرفها میبودم، من الان همون آدم بزرگیام که هر وقت تو بچگی بهش فکر میکردم، ازش توقع داشتم، قوی میدیدمش، خیلی کارا از دستش برمیومد. پس اون آدم کجاست؟چرا اینقدر خسته است؟ چرا اینقدر ناتوانه؟ چرا اینقدر ناامیده؟ چرا اینقدر ترسوئه؟ چرا اینقدر قانع است به اینکه هیچی نداره، هیچی برای از دست دادن نداره، ولی جرأت بلندشدن از جاشم نداره..... میترسه تکون بخوره و همونها رو هم از دست بده..."
دختران مجرد وبلاگنویس اگر در سنین بالای 25 و 26 سال باشند، در زندگی تحصیلی و شغلی خود به یک ثباتی رسیدهاند و شاید آنچه باعث ناامیدیشان میشود، توقعات فزآینده جامعه از آنهاست. ازدواج نکردن موجب شده است که پشتکار و موفقیتهای تحصیلی و شغلی آنان برای خودشان و دیگران جدی تلقی نشود و آنها را دچار احساس تضاد و دوگانگی نسبت به انتخاب سبک زندگی و ادامه مسیر زیستن کرده است.
" شعرهای گل و بلبلی، ترانههای گل و بلبلی و داستانهای هپیاِند حالم را بد میکنند. اینها دروغاند و من آنقدر بزرگ شدهام و آنقدر زندگی زشتیهایش را کرده توی چشمم، که با این چیزها دیگر گول نمیخورم. نه گول میخورم و نه دلم میخواهد آگاهانه خودم را به خلسه و نشئگی حاصل از زیبایی دروغینشان بسپرم. ترجیح میدهم بروم سراغ چیزهایی که بیتعارف، حقیقت زندگی را، خشن و سخت، دردآلود و غمانگیز بگذارند جلوی چشمم. حتی اگر نتیجهاش بشود بغضها و سردردهای مکرر. بغض مدام را به خوشی جاهلانه ترجیح میدهم. از تلخی حقیقت بیشتر از شیرینی دروغ لذت میبرم. به نظرم بغض بههنگام، خیلی بهتر است از یک عمر امید و انتظار بیهوده برای درست شدن همه چیز، برای رسیدن به نقطه «همه چی آرومه»"
اما دختران مجرد وبلاگنویس در سنین کمتر از 25 و 26 سال که همچنان درگیر تحصیل و پیداکردن کار هستند، بیشتر درگیر مسائل عینیتر و ملموستر ارتباط با جنس مخالف و تنشهای عاطفی پیرامون آن هستند.
"هرکسی راهکارش را ارائه میداد، دختر دلشکسته از غم معشوق دور از دسترسش اشک میریخت و من به این فکر میکردم که خیلی از ما هنوز در این سن و سال نمیدانیم چگونه دل مردی را که دوست داریم بدست بیاوریم؛ چون همیشه فکر میکردیم او باید دل ما را بدست بیاورد و هیچوقت از این بازی پیچیده سر در نیاوردیم. به ما یاد دادند دختر خوب خانه مینشیند تا یکی بیاید و ببردش. دختر خوب عاشق نمیشود. دختر خوب به مرد رو نمیدهد. دختر خوب بداخلاق است. دختر خوب دل ندارد. دختر خوب تسلیم است. دختر خوب سرش به درس و مشقش گرم است. دختر خوب منفعل است. حالا نسل جدید آمدهاند و تمام این قواعد را بهم ریختهاند. بیتعارف و رودربایستی، شرم و حیا؟ بروبابا! مردها هم لذت میبرند از این فضای شیطنتبار و مفرح. ما هنوز بین بایدها و نبایدها، اما و اگرها سرگردانیم "
"اصلاً اینکه من دوستپسر ندارم یک درد است، اینکه قیافهام نشان میدهد دوستپسر دارم یک درد دیگر؛ و من بیچاره تمام 24 ساعت طول روز عشق را هی باید جواب اساماسهایی را که میپرسند، "کادو چی گرفتی؟ خر خودتی مگه میشه تو دوست پسر نداشته باشی؟ با کدومشون رفتی بیرون؟" و سؤالاتی از این قبیل را بدهم. بعد هم که شب میشود و خدا را شکر میکنم که امسال هم این روز مزخرف تمام شد، تازه مامان میآید توی اتاق و با صدای یواش میگوید: "حالا خودمونیم، بابات اینا هم که خوابن، بگو ببینم چی کادو گرفتی؟"! "
دستنوشتههای زنأن متأهل
دغدغههای زنان متأهل؛ اگرچه تا حدودی متفاوت است، اما در نهایت حس متفاوتی به آنها نمیدهد. محوریت روزمرهنویسیهای زنان متأهل، مسائل مربوط به روابط خانوادگی با خانواده خود و همسر، بچهداری، مسائل شغلی و روابط با همسر در زندگی مشترک و بعضاً هم مشکلات مربوط به ناباروی است؛ مسائلی که آگاهانه یا ناآگاهانه بیشتر به وجوه منفی زندگی مشترک و تلخیهای آن میپردازد.
"امروز یکی از دوستام زنگ زده بودم حالم رو بپرسه، بعد از احوالپرسی حرف کشید به خاندان شوهر و اینها، بعد از مادرشوهر جان پرسید و اینکه چطوره و چکار میکنه. گفتم خوبه و روزهای بیپرستار، بچهداری میکنه. گفت دیگه کاریت نداره؟ گفتم نه دیگه. بعد نشستم فکرکردن با خودم که چه چیزی در رابطه ما تغییر کرده؟ هیچی. فقط نگاه من. تمام تغییر توی ذهن من رخ داده. اگر نه شرایط همون شرایط قبله. رفتار اون هم همون رفتاره. فقط ذهن من دیگه اون گارد و حساسیت رو نسبت به هر واژه و حرکت نداره و در نتیجه دیگه هیچ حرفی و حرکتی آزارم نمیده."
افزایش آمار طلاق طی سالهای اخیر با توجه به آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیشماری که برای زنان و مردان و کودکان دارد، شاید از نگرانکنندهترین موضوعات اجتماعی به شمار میرود، اما در کنار آن با نگاهی بر زندگی زنان متأهلی که در مقابل مشکلات زندگی راه دادگاه را در پیش نگرفته و به شیوه پیشینیان سعی کردهاند با صبر و تحمل مقابل ناخوشیهای زندگی بایستند، نشان میدهد سطح طلاق عاطفی و نارضایتی زنان و شاید که مردان، در زندگیهای مشترک باقی مانده، کمتر از میزان طلاقهای حقوقی نیست؛ گرچه به نظر میرسد در هر حال میزان آسیبهای طلاقهای عاطفی به مراتب کمتر باشد؛ مسئلهای که البته نیازمند بررسیهای کارشناسی است.
"وقتی برمیگردم و پستهای پارسال همین موقع را میخوانم دلم برای خودم میسوزد... سالهای طولانی سختی را گذرانده بودم و اندک آرامشی که به دست آورده بودم برایم بسیار غنیمت بود..... خواستم تا گنجم را با شما شریک شوم و شکر نعمت به جای آورده باشم،.اما این شکر، نعمت مرا زایل کرد. امروز میبینم که عملاً چیز زیادی در زندگی من تغییر نکرده.... این من هستم که عوض شدهام و انقدر سطح توقعم را از زندگی پایین آوردهام که هر کار خوب کوچکی برای من دلخوشی بزرگی محسوب میشود.... اما حقیقت غیر از این است .حقیقت این است که همسر من همان مرد بهانهگیر و لجباز و مغرور سالهای قبل است .... حقیقت این است که سالهاست خواستهها و آرزوهایم را در قلبم پنهان کرده و به زبان نمیآورم .... حقیقت این است که در این زندگی به مرگ گرفته شدهام تا به تب راضی شوم...."
همانطور که برای دختران مجرد ازدواج مسئله اصلی قلمداد میشود و بدون در نظر گرفتن امکانات موجود برای همسرگزینی و ازدواج تحت فشار قرار میگیرند، این مسئله در مورد زنان متأهل در زمینه فرزندآوری به چشم میخورد؛ زنان متأهلی که به هر دلیل خود و یا همسرانشان امکان باروری ندارند و تمام زندیگشان را در کلینیکهای درمان ناباروری میگذرانند.
"هرچه به روزهای آمدن نوزاد او نزدیکتر میشویم، من بیقرارتر و پریشانتر میشوم. دوباره حسهای بد به دلم هجوم میآورند. دوباره میشوم حسودترین زنداداش عالم و بیرحمترین زندایی دنیا. دوباره و به چشم بر هم زدنی علفهای هرز حسادت تمام باغچه کوچک دلم را پر میکند و یک نفر مدام توی مغزم ناله میکند که: فقط بچه تو اضافه بود توی این دنیا... دوباره از تمام زنهای حامله و تمام شکمهای برآمده و تمام سیسمونیهای دنیا عقم میگیرد. دوباره حسهای بدم زورشان زیاد میشود و گلوی دلم را محکم فشار میدهند تا خفهاش کنند... گریه میکنم وقت و بیوقت. غرغر میکنم دائم."
دغدغههای زنان پس از جدایی
زنان پس از جدایی درگیر مشکلات اقتصادی، عاطفی و اجتماعی میشوند. در واقع به نظر میرسد تجرد برای دختران به مراتب راحتتر از تجرد پس از ازدواج و جدایی است؛ چراکه در این موقعیت جدید ضمن روبهرو شدن با زخمهای عاطفی باقی مانده از زندگی مشترک و طلاق، باید با مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه و عدم امنیت و حساسیتی که هنوز روی این زنان وجود دارد، روبهرو شوند.
" آن روز عصر من دلم برای خودم و خیلی دخترهای دیگر و آن دختر توی اتوبوس سوخت. دلم سوخت که گذاشتم دوستپسرم دستم را وقتی کسی نگاهمان نمیکرد گرفت و نه وقتی که حس میکردم دلم میخواهد دستمان توی دست هم باشد .دلم میخواست دنبال دختر بروم و بگویم ببین ... میدانی....حتا شنیدن دو تا جملهتان کافی بود که کسی که دو سال از تو بزرگتر است بفهمد که این آدم شوتت میکند تو زبالهدانی!"
زنانی که همسر دوم شدهاند و یا همسرشان ازدواج مجدد داشته است
وبلاگنویسی برای زنانی که با هویت "زن دوم" مینویسند، فرصتی است تا از خفا بیرون آیند، حرفهایشان را بزنند، ناگفتههای پنهانی در مورد روابطشان را عنوان کنند و گاهی به دفاع از هویت خود برآیند.
محتوای این نوشتهها، معمولاً شرح حال ازدواج زن دوم و چگونگی آن؛ همراه با روزمرههای مربوط به کشمکشهای با زن اول است. شرح تنشها و برخوردهایی که در این زندگیها میان سه نفر و اعضای خانوادههایشان به همراه فرزندان پیش میآید، محوریت موضوعات این نوع وبلاگها از زبان زن اول یا دوم است.
شاید وجوه نارضایتی و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات زندگی در زندگی زنانی که زندگیشان به جای دو ضلع، سهضلعی شده است، چه در کسوت همسر اول و چه در کسوت همسر دوم، بیش از زنان دیگر مشخص و بارز باشد. با توجه به آنچه ذکرش در زندگیهای زنان متأهل رفت، دور از ذهن نیست که وقتی زندگیهای معمول و نرمال دارای وجود مختلفی از تنش و کشمش میان زوجین و فرزندان است، در صورتیکه زندگی از شکل نرمال خارج شود و سه نفر درگیرش شوند، بهمراتب پرآسیبتر، پرتنشتر و با نارضایتی بیشتری برای افراد همراه است.
احساس نارضایتی در زندگی زنان ایرانی مزمن شده است
درواقع هر یک از این زنان نگاهی بالادست به زنان در دیگر اشکال هویتی داشته و بعضاً این انگاره ذهنی در آنان وجود دارد که مثلاً به عنوان یک زن متأهل، آنان را که تجرد گزیدهاند یا جدا شدهاند، خوشبختتر میدانند؛ یا بالعکس دختران مجردی که به نظرشان زنان متأهل از زندگی راضیترند و یا زنانی که از درد خیانت یا ناباروری رنجیده و منتها الیه آروزهایشان برای رسیدن به خوشبختی حل این مسائل است؛ همگی بدون درک موقعیت دیگری تنها به دلایل نارضایتی خود از زندگی میاندیشند؛ نارضایتی که چارهاش لزوماً قرار گرفتن در جایگاه دیگری نیست و پس از آن هم گویی تنها شکل و نوع مشکلاتشان تغییر مییابد.
بنابراین جستجو برای رسیدن به یک حس "خوشبختی مطلق تعریفنشدهای" که بیشتر ایدهآلی برگرفته از رسانهها و خواستههای جامعه و نه خود افراد در دنیای واقعی است، منجر به عدم احساس رضایت دائمی در زنان شده است.
همچنین شرایط سخت اقتصادی در کنار تظاهریشدن مصرف ثروت در جامعه، بالارفتن آمار آسیبهای اجتماعی و ناامن شدن زندگی عاطفی زنان، افزایش آگاهی زنان نسبت به تبعیضهای اجتماعی، کمرنگ شدن پیوندهای خانوادگی، افزایش طلاق و کاهش ازدواج، و در نهایت تنهاتر شدن افراد در جامعه مدرن، همگی منجر به کاهش کیفیت زندگی، سلامت روان و رضایت از زندگی در زنان است.
در نهایت آنکه بنا بر گزارش حاضر که صرفاً به توصیفی از وبلاگهای زنان و نوشتههای زنانه آن پرداخته است، اصلیترین مسئلهای که در جمیع زندگی زنان با هر نوع هویت خانوادگی و در سطوح مختلف سنی، تحصیلی و شغلی دریافت میشود، موضوع سطح بالای نارضایتی در همه این زنان است. در واقع این حجم نارضایتی در زنان ایرانی در هر سن و جایگاهی منجر به سطح پایین سلامت روان و میزان بالای افسردگی 20 تا 40 درصدی در زنان شده است. به همین دلیل طی بررسیهای انجامشده احساس تنهایی و سرخوردگی معضلاتی هستند که در بین زنان و دختران ما روند افزایشی را طی کرده و در آنها عوامل سببسازی مانند اختلافات خانوادگی و زناشویی، بیکاری و اختلالات روانشناختی که در بسیاری از موارد نادیده گرفته میشوند، نقش اساسی دارند؛ احساساتی که در روزمرهنویسیهای زنان وبلاگنویس به خوبی بازنمایی میشوند.(مهرخانه)
*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانههای داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوما به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر میشود.
جام جم سرا: از تختی که جای سالمی بر آن وجود نداشت به زحمت پایین آمد، با هر حرکت، صدای فنرهای تخت، آرامش پنجبیمار دیگر داخل اتاق را به هم ریخت و اعتراض آنها را برمیانگیخت. ملافه تخت بهجای سفید متمایل به خاکستری، همرنگ چهره بیمار شده بود. سوراخهای بزرگی روی تشک بود و لکههای بزرگ خون و سیاهی که درد مریض را دوچندان نشان میداد. بهزور باکشیدن دمپاییهای پاره و چرکی که بهپا داشت، خودش را به راهرو رساند. دیوار را تکیهگاه دستانش کرده بود و به سختی راه میرفت. چندقدم مانده به نگهبان بخش، چشمانش سیاهی رفت و از تابلویی که روی دیوار بود برای تعادلش کمک گرفت. نگاهی به نوشتههای روی تابلو انداخت: منشور حقوق بیماران. لبخند زد و زیر لب چندبار تکرارش کرد، منشور حقوق بیمار، بعد سرش را پایین انداخت و از بخش خارج شد.
بدون هیچ هزینه، بدون هیچ درمان
بیمارستان {...} واقع در جنوبیترین منطقه تهران، مرکز خدماترسانی اورژانس به مصدومان حوادث است و بخشهایی را شامل میشود که به مصدومان خدمات رایگان ارایه میدهند.
نگهبان بخش روی صندلیای کنار درب ورودی نشسته است و خودکار بهدست نام و مشخصات بیماران را وارد دفتر میکند. حین کار سرش را بالا میآورد و میگوید: «تعداد بیماران بخش حدودا 60نفر است و تعداد پرستاران کم. مسلما رسیدگی به بیماران در شرایط کیفی بالایی صورت نمیگیرد. گفته بودند نیروی جدید به بیمارستان میفرستند ولی تا امروز تعداد پرستاران تغییری نکرده.»
پس از اجرای طرح تحول نظام سلامت، هزینههای پرداختی توسط بیماران در بیمارستانهای دولتی به 10درصد رسید که با استقبال و رضایت گسترده بیماران و خانوادههای آنان مواجه شد. علاوهبر این، هدف دیگری که این طرح دنبال کرد مربوط به تحول در حوزه بهداشت و ارتقای کیفی رسیدگی به بیماران بود، اما مشاهدات نشان میدهد که پس از اجرای این طرح با اینکه هزینههای درمانی کاهش یافت ولی کیفیت خدمات درمانی در بیمارستانهای فرسوده تهران بهدلیل افزودهشدن حجم مراجعات روزبهروز در حال کاهش است.
«دیشب خانمی را به بیمارستان {...} آوردند که بستری شد، نیمههای شب که میخواست دستشویی برود، یک پرستار هم نبود که برای بیمار لگن بگذارد و همراهیاش کند، به ناچار همراهانش او را به دستشویی بردند ولی بهدلیل عدمتوجه و رسیدگی پرستاران و پزشکان حال بیمار خیلی بد شد. شبها یک پزشک هم نیست و همه رزیدنت هستند. چهار، پنج نفری میآیند بالای سر بیمار و برایشان هم مهم نیست بیمار در چه حالی است.»
جمله آخرش را دوبار تکرار میکند و به طرف پذیرش میرود. بیمار دیگری از نظافت بیمارستان شکایت میکند: «وارد راهرو که بشی بوی تعفن حال آدمو بد میکنه. سهبار پرستار رو صدا زدم که سرمم تموم شده، انگار نه انگار. میگوید من پرستار نیستم و سراغ دیگری میرود. یک ساعت برای سرم معطل شدم. برای من که پول ندارم و مجبورم به بیمارستان دولتی بروم، بیمارستان بدی نیست. وقتی پول کمتری میگیرند نمیتوانم توقع بهتر از این داشته باشم.»
سوالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا بستریشدن بیمار در بیمارستانهای دولتی توقع بیمار را به حداقل میرساند؟ مرحله دوم طرح تحول نظام سلامت که با عنوان تحول در حوزه بهداشت بود، پنجهدف را شامل میشد. از آن جمله: ارتقای شاخصهای بهداشتی، بهبود کیفیت خدمت، رضایت مردم، کنترل هزینهها و عدالت در سلامت. امید بر آن بود که بعد از اجرای طرح این کاستیها رفع شود ولی شکایتهای بیماران و مشاهدات چیز دیگری را نشان میدهد.
«ساعت چهار صبح آزمایش دادم، الان که ساعت یک بعدازظهر است، گفتند آزمایشم را تازه برای نمونهگیری بردهاند آزمایشگاه. از دیشب ساعت 11 به من گفتند تا یک ساعت دیگر ترخیص میکنند ولی هنوز یک ساعت نشده. دردسر و معطلی بهشدت زیاد و خستهکننده است. بیشتر از یکساعت ماندن در اورژانس پدر آدم را درمیآورد. باید آشنا داشته باشی که زود به بخش منتقل شوی.»
این در حالی است که یکی از مفاد منشور حقوق بیمار به این شرح است: بیمار حق دارد در اسرع وقت درمان و مراقبت مطلوب موثر و همراه با احترام کامل را بدون توجه به عوامل نژادی، فرهنگی و مذهبی از گروه درمان انتظار داشته باشد. همچنین بیمار حق دارد محل بستری، پزشک، پرستار و سایر اعضای گروه معالج خود را در صورت تمایل بشناسد. مردی که دوزانو نشسته و به دیوار تکیه داده، همراه بیماری است که نیمساعت پیش به اتاق عمل رفته. سرتاپا مشکی پوشیده و با تسبیحی که در دستش است ذکر میگوید. تسبیح را نصفهنیمه رها میکند و کلافه دستش را میان موهایش میبرد: «اگر پول داشتم هیچوقت برادرم را اینجا نمیآوردم. تعداد بیماران آنقدر زیاد است که پرستارها نمیدانند باید به کدامیک رسیدگی کنند. درست است که هیچ پولی از ما نمیگیرند ولی در قبالش هیچ امکاناتی هم در اختیار بیمار قرار نمیدهند.»
بخش رادیولوژی بیمارستان راهروی کوچکی را شامل میشود که در بخش اصلی قرار دارد. ابتدای راهرو تخت زهوار دررفتهای گذاشته بودند که رفتوآمد را مشکل میکرد. خانم حدودا 70سالهای روی تخت خوابیده بود و از شدت درد فریاد میزد. تنها صدایی که در جواب فریادهایش میشنید، نچنچ یکسری بیمار و همراهانشان بود. با توجه به منشور حقوق بیمار، ارایه خدمات سلامت باید بر اساس دانش روز، مبتنی بر برتری منافع بیمار و در مورد توزیع منابع سلامت براساس عدالت و اولویتهای درمانی بیماران باشد.
افزایش حقوق پرستاران، افزایش خدماترسانی رایگان
نگهبان بخش مردان که ورود و خروج بیماران را چک میکند از وضعیت پرستاران میگوید: «با توجه به اینکه تعداد پرستاران محدود است و بهدلیل رایگانبودن هزینههای بیمارستان، تعداد مراجعان هرروز بیشتر میشود، طبیعی است که پرستاران نتوانند لحظهبهلحظه حال بیمار را ارزیابی کنند. به همین دلیل بسیار مشاهده شده بیمارانی که حال وخیمی دارند و همراهشان نمیتواند شبانهروزی در کنارشان باشد، هزینه جداگانهای را بابت خدماترسانی بیشتر بیمار به پرستار میدهند. این در حالی است که اگر تعداد پرستاران بیشتر باشد و حقوق و کارانه آنها افزایش یابد انگیزه برای کار و خدماترسانی به بیماران چندبرابر میشود و شاهد اینگونه موارد نخواهیم بود.
شبها در بیمارستان ناامنی میشود
پرستار از اتاقی بیرون میآید و با سه پرونده در دست به قسمت پذیرش میرود، روی صندلی مینشیند و نفس عمیقی میکشد: «اکثر بیماران در اینجا توان مالی ندارند و بهخاطر رایگانبودن هزینههای درمان به اینجا مراجعه میکنند. البته بخش ارتوپد این بیمارستان از بهترین نیروی متخصص تشکیل شده است. ولی محیط ناامنی داریم. شبها همهجور خلافی هست. بسیاری از بیماران بهخاطر اعتیادی که دارند، مسکن جواب دردهایشان را نمیدهد و شیشه و کراک میکشند. شرایط طوری است که شبها هیچکدام از همراهها خانم نیستند، برای ما فرقی نمیکند ولی امنیت نیست. همراه بیمار باید 24ساعته بالای سرش باشد. علاوه بر اعتیاد بیماران، دزدی بسیار شایع است. شاید گفتن این حرفها نشاندهنده عملکرد و توانایی ضعیف ما باشد ولی واقعا کاری از دست ما ساخته نیست. اینها هفتخان رستم را رد کردهاند.»
نفس عمیق دیگری میکشد و ادامه میدهد: «چندروز پیش بیماری داشتیم که از سیسییو خارج شده بود و درد شدیدی داشت، همراه بیمار بهخاطر تسکین درد و از روی ناآگاهی به او متادون داده بود. اگر ما چند دقیقه دیرتر رسیده بودیم بیمار فوت کرده بود و مسوولیتش بر دوش ما بود.»
همراهان مریض، پرستاران اصلی
یکی از بیماران تصادفی که از ناحیه صورت آسیب دیده، به سختی از تخت پایین میآید و از متخصصان و پرستاران میگوید: «بیمارستان بدی نیست ولی به بیماران رسیدگی نمیکنند. همراه بیمار نمیتواند بعد از بستری رهایش کند و بگوید پرستاران به او رسیدگی میکنند و خیالش راحت باشد. تمیزی و کثیفی زیاد مهم نیست، غذا هم به موقع میآورند. مهمترین مشکل این است که باید شبانهروز همراه بیمار باشی، بیمارت آخ بگوید بروی سراغ پرستار. چون اگر بیمار درد داشته باشد، کسی نمیآید کمکش کند. پرستار فقط موقع دارو بالای سر بیمار میآید و سر میزند.» همراه بیمار تخت کناری که خانمی مسن است میان حرفش میپرد: «بیانصافی نکنید، داروها و غذاها را همیشه بهموقع میآورند و واقعا زحمت میکشند ولی خب بیمارستان دولتی است، نباید توقع بیشتری داشت.»
«تعداد پزشکان خیلی کم است، اکثرا رزیدنت هستند و دورههای آمورشی خود را میگذرانند. ما ناچار بودیم به این بیمارستان بیاییم چون دولتی است و فقط 10درصد هزینه را از ما میگیرند.» این را یکی از مراجعان بیمارستان میگوید و ادامه میدهد: «از هفت صبح بیرونمان میکنند و تا دو بعدازظهر باید اینجا معطل بمانیم که فیش همراه 28هزارتومانی را پرداخت کنیم تا بتوانیم برویم داخل. البته من که نمیدهم. سهروز است که میآیم و تا فیش میخواهند میگویم پول ندارم. اگر پول داشتم بیمارم را میبردم بیمارستان خصوصی.»
به همراهش اشاره میکند: «من رفتم فیش نگیریها. بگو پول ندارم. برای غذا هم دو، سه نفر وسواسی هستند که غذای اینجا را نخورند. اگر بخوای هفت، هشتهزارتومن پول غذا بدهی بیچارهای. والا ما قشر آسیبپذیر جامعهایم. باید یهجوری خودمان را...» حرفش را نصفهنیمه رها میکند و بلند میخندد. (فاطیما فردوس/شرق)
*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانههای داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر میشود.
ایرج حریرچی سخنگوی وزارت بهداشت در گفتوگو با جام جم آنلاین بیان کرد: وزارت بهداشت از نحوه رسیدگی به شکایات در مورد جامعه پزشکی گِلایه مند است که میتوان گفت یکی از اصلی ترین گِله های وزارت بهداشت طولانی بودن زمان در رابطه با رسیدگی به این شکایات است. شکایات پزشکی در سازمان نظام پزشکی، مراجع قضایی مانند دادگاه رسیدگی به جرایم پزشکی و پزشکی قانونی مورد بررسی قرار می گیرد. با اینکه ما در سایر پرونده های قضایی این زمان طولانی را داریم این مسئله از شدت مشکل نمیکاهد برای مثال در رابطه با پرونده کیارستمی که طرح شکایت 9ماه می گذرد هنوز هیچ حکم نهایی توسط نظام پزشکی و دادگاه صادر نشده است.
وی بنا به آمار های رسمی سازمان نظام پزشکی میزان شکایت در کشور را به نسبت کشورهای دیگر بسیار پایین دانست و گفت: برآوردهای اولیه نشان می دهد میزان خطاهای درمانی در کشور ما نسبت به کشور های در سطح خودمان تفاوت معنی داری ندارد.
خطاهای درمانی در کشور پایین است
حریرچی با تاکید بر اینکه خطاهای درمانی در کشور پایین است، گفت: برآوردهای اولیه این موضوع را خیلی نشان نمیدهد، این نشانگر ارتباط بسیار خوب بین مردم و جامعه پزشکی است. مردم به جامعه پزشکی اعتماد دارند و بنا به نظرسنجیهای مختلف، گروه پزشکی جز سه گروه اول مرجع مردم از نظر اعتماد است و این آمار درخشانی محسوب میشود.
به گفته حریرچی، گلایه دیگر وزارت بهداشت این است که در خیلی از موارد رضایت مندی و توجیح شکایت کننده حاصل نمیشود. البته جامعه پزشکی هم باید در مورد شکایات توجیح باشد چرا که این موضوع امری رایج به شمار میرود با این حال بسیار مشاهده می کنیم جامعه پزشکی با کوچک ترین شکایتی برافروخته می شوند. لازم به ذکر است وزارت بهداشت طبق قانون دخالت مستقیمی برای رسیدگی به شکایات ندارد.
سحنگوی وزارت بهداشت با بیان اینکه خطاهای درمانی در تمام کشورهای مختلف وجود دارد، گفت: سیستمهایی که عملکرد انسانی دارند بدون خطا حتی تصورش هم ممکن نیست ولی در موضوعاتی چون درمان باید این خطاها به حداقل برسند. رویکرد مهم در این زمینه پیشگیری، شفافیت و ایجاد یک چتر حمایتی برای پزشک خطاکننده است. حمایت از پزشکی که منجر به خطا شده یک رویکرد مناسب و مهم است چرا که در برخی از موارد خطا صورت می گیرد اما کسی متوجه نمیشود در این مسئله اگر پیشگیری، شفافیت و حمایت از پزشک صورت گیرد میتوان این خطاها را به حداقل رسانید.
82 درصد پزشکان دوشغله را به 43 درصد کاهش داده ایم
حریرچی در رابطه با موضوع 2 شغله بودن پزشکان به جام جم آنلاین، گفت: قبل از برنامه طرح تحول سلامت 18درصد پزشکان شاغل در وزارت بهداشت تمام وقت بودند اما در انتهای سال 95 حدود 57درصد پزشکان تمام وقت کار می کنند. به عبارتی دیگر 82 درصد پزشکان در وزارت بهداشت همزمان در 2 بخش خصوصی و دولتی مشغول بودند ما این 82 درصد را به 43 درصد کاهش دادهایم اما برای رسیدن این آمار به حداقل، مستلزم زیرساختهایی هستیم.
وی با بیان اینکه سیاستهای قبلی در این حوزه کار 2 گانه را امری قانونی و شرعی محسوب میشد، گفت: بالاخره پزشکانی که در بخش دولتی و خصوصی کار می کنند یک حقوق مکتسبهای دارند و تغییر این مسئله کار آسانی نیست.
وی افزود: نکته دیگر این است که باید زیر ساخت های لازم در بخش دولتی تامین شوند چرا که کمبودهای زیادی از قبیل کمبود تخت، کمبود درمانگاه، کمبود آزمایشگاه و کمبود کلینیک وجود دارد و پزشکان موجود را نمی توانیم برای فعالیت در همه موارد تامین کنیم به همین سبب در یکی از بسته های طرح تحول سلامت احداث 256کلینیک ویژه مشتمل بر 6440 مطب را داریم.
تعرفه های درمانی در بخش خصوصی و دولتی باید یکسان شوند
سخنگوی وزارت بهداشت اختلاف تعرفه ها در بخش دولتی و خصوصی را یکی از مشکلات اساسی در این مسئله عنوان کرد و ادامه داد: در یکی از بندهای سیاستهای کلی سلامت هم ذکر شده است تعرفه ها در بخش دولتی و خصوصی باید مبتنی بر شواهد، ارزش افزوده، قیمت تمام و واقعی باشد به طور کلی باید هزینهها در بخش دولتی و خصوصی یکسان شوند.
وی افزود: همچنین یکی از راه های حل 2شغله بودن پزشکان این است که تعرفه بخش خصوصی و دولتی را یکسان کنیم چرا که در حال حاضر بین هزینه ها اختلاف 4برابری وجود دارد علاوه بر آن باید مالیات ها در 2 بخش عادلانه قرار گیرند زیرا در حال حاضر پزشکان بخش دولتی مالیات بیشتری را نسبت به پزشکان بخش خصوصی پرداخت می کنند. این مسائل باید تصحیح شود تا بتوانیم معضل 2 شغله بودن را به حداقل برسانیم .
حریرچی با تاکید بر جهت گیری وزارت بهداشت به سوی افزایش تمام وقتی پزشکان در یک بخش ادامه داد: جهت گیری کلی وزارت بهداشت این بوده است که به طرف افزایش تمام وقت جغرافیایی برود اما اقدام یکطرفه، ضرب العجل و صد در صد ممکن نیست.
از عملکرد طب سنتی ناراضی هستیم
سخنگوی وزارت بهداشت با تاکید بر اعلام نارضایتی در حوزه طب سنتی بیان کرد: سیاست وزارت بهداشت در رابطه با طب سنتی، توسعه در این بخش است. در چارچوب کلی سیاست های کلی سلامت که به مقام معظم رهبری ابلاغ شده، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مناسب برای مردم است. لازم به ذکر است وزارت بهداشت از وضعیت عملکرد فعلی که در ارتقای طب سنتی به عمل آمده و نیز در یک، دو دهه گذشته شاهد آن بودیم بسیار ناراضی است.
حریرچی در رابطه با عملکرد طب سنتی به جام جم آنلاین گفت: به نظر من طب سنتی می تواند نقش کلیدی و مهم تری داشته باشد و در قسمتی از خدمات سرپایی مردم و خصوصا خدمات پیشگیری و اصلاح سبک زندگی مردم نقش به سزایی را ایفا کند. آنچه که ما از طب سنتی می شنویم بیشتر مبتنی بر پیشگیری و اصلاح سبک زندگی است در این زمینه در گسترش این موضوع متاسفانه عملکرد مناسبی دیده نشده است. نکته دیگر این است که طب سنتی به شدت مورد سوء استفاده قرار گرفته است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: افرادی هستند که ادعای علم طب سنتی را دارند و در درمان برخی از بیماری ها وارد می شوند که طبق نظر خود اطبای طب سنتی مربوط به این حوزه نمیشود علاوه بر آن بسیار در عطاری ها داروهای تقلبی و قاچاق را مشاهده می کنیم. این موضوع نیاز به جلوگیری دارد چرا که عوارض شدیدی از این موارد حاصل می شود در حال حاضر درصدی از مردم که ادعای این علم را دارند از بیماران هزینه های گزافی را می گیرند در صوتی که یکی از اهداف ما در رابطه با طب سنتی کاهش هزینه های درمانی مردم است همچنین طب سنتی در چارچوب پوشش همگانی سلامت است.
اگر از شغل خودتان راضی نیستید با دیدن این عکس ها متوجه میشوید که شغل شما یکی از بهترین شغل های دنیا است و شغل های زیادی هستند که شما حتی حاضر نیستید برای چند دقیقه جای آنها قرار بگیرید .
در این آلبوم نمونه هایی از این شغل ها آورده شده است.
کد مطلب: 408352
ناسازگاری مک بوک پرو با آیفون 7 کاربران را ناراضی کرد
بخش دانش و فناوری الف،9 آبان95
همزمان با عرضه مک بوک پروی جدید اپل اخباری در مورد ناسازگاری آن با برخی تولیدات دیگر این شرکت مانند آیفون 7 منتشر شده است.
تاریخ انتشار : یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۲
مک بوک پروی جدید اپل دارای چهار پرت یو اس بی است که همگی از نوع Thunderbolt 3 یا USB Type-Cهستند. آیفون 7 و 7 پلاس هم همراه با کابل USB Type A عرضه شده اند که بدان معناست که آیفون های نسل جدید را نمی توان به تازه ترین مدل مک بوک پرو وصل کرد.
اگر چه تولیدات شرکت اپل همیشه طرفداران زیادی دارند، اما عدم امکان متصل کردن راحت دو محصول جدید این شرکت بسیاری از کاربران را ناامید کرده است. کارشناسان رویدادهایی از این دست را نشانه برخی ناهماهنگی ها و مشکلات داخلی در اپل می دانند و هشدار می دهند که تداوم این مشکلات کاربران را به مهاجرت به آندروید و سیستم عامل ویندوز ترغیب می کند.
کاربران آیفون 7 و 7 پلاس برای متصل کردن این گوشی ها به مک بوک پرو تنها دو راه حل دارند. خریدن یک آداپتور یواس بی – سی به یو اس بی که 19 دلار هزینه در بر دارد یا خریدن یک کابل لایتینگ یو اس بی – سی که 25 دلار قیمت دارد.
کلمات کلیدی : دانش و فناوری+ آیفون 7
نظراتی که به تعمیق و گسترش بحث کمک کنند، پس از مدت کوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت دیگر بینندگان قرار می گیرد. نظرات حاوی توهین، افترا، تهمت و نیش به دیگران منتشر نمی شود.
نارضایتی از زندگی را در چهره و مکالمات بسیاری از افراد در جامعه به وضوح میتوان مشاهده نمود
نارضایتی از زندگی
افراد زیادی از زندگی کنونی خود خرسند و راضی هستند و در مقابل نیز بسیاری افراد همیشه از همه چیز وهمه کس احساس نارضایتی میکنند.
نارضایتی از زندگی را در چهره و مکالمات بسیاری از افراد در جامعه به وضوح میتوان مشاهده نمود گله و شکایت مداوم از اوضاع و شرایط اعم از اجتماعی، اقتصادی، شغلی و زندگی شخصی همراه با صورتهای افسرده و دلزده انسانهای بسیاری که حتی حوصله همصحبتی با یکدیگر را ندارند و ترجیح میدهند در تنهایی خود فرو روند و یا افرادی که مدام با خود و دنیای اطرافشان در جنگ بوده و ابراز ناراحتی میکنند که چرا؟ چرا من در جایی که میخواهم نیستم؟ چرا خانهای را که میخواهم ندارم؟ چرا در رشتهای درس میخوانم که دوست ندارم؟ چرا شغلم آزارم میدهد؟ و مهمتر از همه چرا من خوشحال و شاد نیستم عده بسیاری فارغ ازدغدغههای عامه مردم در رفاه کامل زندگی میکنند ولی برخی از آنان نیز بسیاری از این چراها را هر روز برای خود مطرح میکنند.
این همه نارضایتی از کجا میآید؟ شاید شما منشاء آن را، نداشتن شانس می دانید و فکر می کنید، شانس حتی آدرس خانه شما را نمی داند. اما غافلید از این موضوع که به دلیل رفتارهایتان، منفی نگری آدرس خانه شما را، خوب می شناسد و هر روز به سراغ تان می آید.
معمولا آدمهای ناراضی چند دلیل عمده در ذهنشان دارند و متأسفانه باید گفت اگر درمان نشوند، این امر درخت پربار زندگی شان را خشک می کند.
نادیده گرفتن توانایی ها
تفسیرهای مضطربکننده و جهتگیری سوء نسبت به آینده، اولین مشکل اسـت. جوانی20 ساله را فرض کنید که با خودش فکر میکند اگر ازدواج کردم و بچهدار شدم و بچهام دچار فلان مشکل شد، چه خاکی بر سرم بریزم؟ این فرد احتمالا مشکلات کودکی خود یا کودکان دیگر در فامیل را بهخاطر سپرده و تجربیات زندگی او را به سمت تفسیر مضطربکننده نسبت به آینده کشیده. این فرد روی تواناییهایش حساب نکرده، نقشی برای خود در تنظیم آیندهاش متصور نیست. جایگاه خدا را در زندگیاش فراموش کرده اسـت. اگر شما هم از این دسته آدمها هستید بهتر اسـت هرچه زودتر جلوی این افکار خودتان را بگیرید و به آنها اجازه جولان دادن ندهید.
در نظر گرفتن بدترین احتمالات
برخی افراد هر چیزی را که از آن اطلاع ندارند و نسبت به آن دچار ابهام هستند، به بدترین و خطرناکترین وجه ممکن تفسیر میکنند. مادری در خانه نشسته، شماره همراه فرزندش را میگیرد، اپراتور خاموش بودن گوشی را اعلام میکند، در همان 10دقیقه اول 2 حدسی که این مادر میزند: 1- فرزندم زیر تریلی رفته و تکهتکه شده. 2- او را بردهاند و کشتهاند. این یعنی بدترین احتمال نسبت به ابهامات. برای رسیدن به مثبتاندیشی و آرامش نیاز اسـت که ذهن خودتان را نسبت به ابهامات کنترل کنید و نگذارید به سمت بدترین احتمالات برود.
نشخوار شکست های قبلی
بدترین قسمت ماجرا نشخوار ذهنی اتفاقات گذشته اسـت. یک اتفاق نگرانکننده، یک شکست عاطفی، یک موقعیت اضطرابآور در گذشته اتفاق افتاده و تمام شده، ذهنی که دائم به بازسازی مسائل و مشکلات و شکستهای قبلی میاندیشد و دوباره آنها را نشخوار میکند نیاز به بازسازی و درمان دارد. این ذهن خوبیها و سفیدیها را بهزودی فراموش میکند اما به خاطرش میماند که چهل و اندی سال قبل، دوستش به او طعنه زده اسـت.
افراد زیادی از زندگی کنونی خود خرسند و راضی نیستند
راه برای ترک عادت ابراز نارضایتی
شناسایی دقیق زمان ابراز نارضایتی:
برای حل مشکل باید دقیقاً از زمان دقیق بروز نارضایتیها آگاه باشیم. حتی جزئیترین دغدغهها را نیز باید مشخص کرده و از زمان بروز واکنش منفی در مورد آن مطلع باشیم. آگاهی دقیق از تعداد دفعات ابراز نارضایتی، انگیزهی بیشتری برای برطرف کردن آن به ما میدهد.
تبدیل مسائل آزاردهنده به نکات مثبت:
در هرلحظهای که مشکلات و مسائل آزاردهنده به ذهن شما خطور میکند، فوراً با تمرکز بر نکات مثبت و شادیبخش افکار خود را منحرف کنید. در این مرحله نیز تعداد دفعاتی که مجبور شدهاید با تکیهبر افکار مثبت، مسائل ناخوشایند را از ذهن خارج کنید، دقیقاً به خاطر داشته باشید زیرا تنها راه برای مؤثر بودن این راهکار، ثبت این اعداد و سعی در کاهش آن اسـت.
شناسایی ماهیت مسائل ناخوشایند:
شناسایی دقیق علت نارضایتی بسیار مهم اسـت. ممکن اسـت راهی عملی برای حل کامل مشکل وجود داشته باشد و دیگر نیازی به مدیریت و کنترل عوارض آن نداشته باشید. بهعنوانمثال اگر بیدار شدن در صبح باعث بروز نارضایتی میشود، ممکن اسـت علت کمخوابی باشد و خوابیدن بهموقع و کافی طبیعتاً علت اصلی ناراحتی را برطرف خواهد کرد و دیگر دلیلی برای ابراز آن وجود نخواهد داشت.
دوری کردن از افراد منفیباف:
این افراد به معنای واقعی همهی انرژی مثبت شمارا گرفته و موجی از نارضایتی، نگرانی و ناخشنودی با خود به همراه میآورند. معاشرت با این افراد به معنای استقبال از احساسات منفی و بروز شرایط ناخوشایند اسـت.
استفاده از کلمات امیدبخش و مثبت:
کلماتی مثل اگر و اما زمینهساز نارضایتی هستند و بیشتر توسط افرادی به کار میروند که کنترلی بر زندگی خود ندارند. با به کار بردن این نوع کلمات خود را برای توجیه و پذیرش مسائل ناخوشایند آماده میکنید و دیگر هیچ تلاشی برای تغییر شرایط نخواهید کرد. افراد خوشبخت همیشه امیدوار هستند و سعی میکنند که کنترل همهی جنبههای زندگی را در دست بگیرند و این تلاش را با به کار بردن کلمات مثبت به نمایش میگذارند.
داشتن صبر و حوصله:
بهطورکلی تغییر هر عادتی به زمان زیادی نیاز دارد و اگر انتظار دارید که بعد از یک ماه عادت ابراز نارضایتی و گلایه کردن را کنار بگذارید، باید پشتکار زیادی داشته باشید و ناامید نشوید. اگر این کار مشکل به نظر میرسد میتوانید ابتدا این کار را در یک روز انجام دهید و بعد به بررسی تغییرات خود بپردازید. در مرحلهی بعد دور روز را بدون ابراز نارضایتی بگذرانید و بعدازآن یک هفته. بهمرورزمان و با مشاهده تغییرات مثبت به ادامهی این کار برای مدتهای طولانیتر ترغیب خواهید شد.
استفاده از کمک دیگران:
تلاش برای ترک عادت مانند هر کاری دیگری بهصورت گروهی موفقیت بیشتری به دنبال دارد. با شروع اقدام برای ترک عادت ابراز نارضایتی، به دوستان و خانوادهی خود اطلاع بدهید و از آنها بخواهید بر پیشرفتتان نظارت کنند. مطالعه بازخورد اطرافیان کمک بزرگی در این کار اسـت و به شما نشان خواهد داد که کدامیک از جنبههای منفی گلایههایتان، بیشترین تأثیر منفی را در اطرافیان دارد و شما میتوانید بر حل آن تمرکز بیشتری داشته باشید.
تبیان
اخبارمرتبط :
دلیل ناراضی بودن از زندگی
شما هم از رابطه جنسی خود ناراضی هستید؟
ویژگی های افراد همیشه ناراضی
از زندگی مشترک تان ناراضی هستید؟این مقاله را بخوانید!
چرا مردها ناراضی هستند
نارضایتی از زندگی را در چهره و مکالمات بسیاری از افراد در جامعه به وضوح میتوان مشاهده نمود
نارضایتی از زندگی
افراد زیادی از زندگی کنونی خود خرسند و راضی هستند و در مقابل نیز بسیاری افراد همیشه از همه چیز وهمه کس احساس نارضایتی میکنند.
نارضایتی از زندگی را در چهره و مکالمات بسیاری از افراد در جامعه به وضوح میتوان مشاهده نمود گله و شکایت مداوم از اوضاع و شرایط اعم از اجتماعی، اقتصادی، شغلی و زندگی شخصی همراه با صورتهای افسرده و دلزده انسانهای بسیاری که حتی حوصله همصحبتی با یکدیگر را ندارند و ترجیح میدهند در تنهایی خود فرو روند و یا افرادی که مدام با خود و دنیای اطرافشان در جنگ بوده و ابراز ناراحتی میکنند که چرا؟ چرا من در جایی که میخواهم نیستم؟ چرا خانهای را که میخواهم ندارم؟ چرا در رشتهای درس میخوانم که دوست ندارم؟ چرا شغلم آزارم میدهد؟ و مهمتر از همه چرا من خوشحال و شاد نیستم عده بسیاری فارغ ازدغدغههای عامه مردم در رفاه کامل زندگی میکنند ولی برخی از آنان نیز بسیاری از این چراها را هر روز برای خود مطرح میکنند.
این همه نارضایتی از کجا میآید؟ شاید شما منشاء آن را، نداشتن شانس می دانید و فکر می کنید، شانس حتی آدرس خانه شما را نمی داند. اما غافلید از این موضوع که به دلیل رفتارهایتان، منفی نگری آدرس خانه شما را، خوب می شناسد و هر روز به سراغ تان می آید.
معمولا آدمهای ناراضی چند دلیل عمده در ذهنشان دارند و متأسفانه باید گفت اگر درمان نشوند، این امر درخت پربار زندگی شان را خشک می کند.
نادیده گرفتن توانایی ها
تفسیرهای مضطربکننده و جهتگیری سوء نسبت به آینده، اولین مشکل اسـت. جوانی20 ساله را فرض کنید که با خودش فکر میکند اگر ازدواج کردم و بچهدار شدم و بچهام دچار فلان مشکل شد، چه خاکی بر سرم بریزم؟ این فرد احتمالا مشکلات کودکی خود یا کودکان دیگر در فامیل را بهخاطر سپرده و تجربیات زندگی او را به سمت تفسیر مضطربکننده نسبت به آینده کشیده. این فرد روی تواناییهایش حساب نکرده، نقشی برای خود در تنظیم آیندهاش متصور نیست. جایگاه خدا را در زندگیاش فراموش کرده اسـت. اگر شما هم از این دسته آدمها هستید بهتر اسـت هرچه زودتر جلوی این افکار خودتان را بگیرید و به آنها اجازه جولان دادن ندهید.
در نظر گرفتن بدترین احتمالات
برخی افراد هر چیزی را که از آن اطلاع ندارند و نسبت به آن دچار ابهام هستند، به بدترین و خطرناکترین وجه ممکن تفسیر میکنند. مادری در خانه نشسته، شماره همراه فرزندش را میگیرد، اپراتور خاموش بودن گوشی را اعلام میکند، در همان 10دقیقه اول 2 حدسی که این مادر میزند: 1- فرزندم زیر تریلی رفته و تکهتکه شده. 2- او را بردهاند و کشتهاند. این یعنی بدترین احتمال نسبت به ابهامات. برای رسیدن به مثبتاندیشی و آرامش نیاز اسـت که ذهن خودتان را نسبت به ابهامات کنترل کنید و نگذارید به سمت بدترین احتمالات برود.
نشخوار شکست های قبلی
بدترین قسمت ماجرا نشخوار ذهنی اتفاقات گذشته اسـت. یک اتفاق نگرانکننده، یک شکست عاطفی، یک موقعیت اضطرابآور در گذشته اتفاق افتاده و تمام شده، ذهنی که دائم به بازسازی مسائل و مشکلات و شکستهای قبلی میاندیشد و دوباره آنها را نشخوار میکند نیاز به بازسازی و درمان دارد. این ذهن خوبیها و سفیدیها را بهزودی فراموش میکند اما به خاطرش میماند که چهل و اندی سال قبل، دوستش به او طعنه زده اسـت.
افراد زیادی از زندگی کنونی خود خرسند و راضی نیستند
راه برای ترک عادت ابراز نارضایتی
شناسایی دقیق زمان ابراز نارضایتی:
برای حل مشکل باید دقیقاً از زمان دقیق بروز نارضایتیها آگاه باشیم. حتی جزئیترین دغدغهها را نیز باید مشخص کرده و از زمان بروز واکنش منفی در مورد آن مطلع باشیم. آگاهی دقیق از تعداد دفعات ابراز نارضایتی، انگیزهی بیشتری برای برطرف کردن آن به ما میدهد.
تبدیل مسائل آزاردهنده به نکات مثبت:
در هرلحظهای که مشکلات و مسائل آزاردهنده به ذهن شما خطور میکند، فوراً با تمرکز بر نکات مثبت و شادیبخش افکار خود را منحرف کنید. در این مرحله نیز تعداد دفعاتی که مجبور شدهاید با تکیهبر افکار مثبت، مسائل ناخوشایند را از ذهن خارج کنید، دقیقاً به خاطر داشته باشید زیرا تنها راه برای مؤثر بودن این راهکار، ثبت این اعداد و سعی در کاهش آن اسـت.
شناسایی ماهیت مسائل ناخوشایند:
شناسایی دقیق علت نارضایتی بسیار مهم اسـت. ممکن اسـت راهی عملی برای حل کامل مشکل وجود داشته باشد و دیگر نیازی به مدیریت و کنترل عوارض آن نداشته باشید. بهعنوانمثال اگر بیدار شدن در صبح باعث بروز نارضایتی میشود، ممکن اسـت علت کمخوابی باشد و خوابیدن بهموقع و کافی طبیعتاً علت اصلی ناراحتی را برطرف خواهد کرد و دیگر دلیلی برای ابراز آن وجود نخواهد داشت.
دوری کردن از افراد منفیباف:
این افراد به معنای واقعی همهی انرژی مثبت شمارا گرفته و موجی از نارضایتی، نگرانی و ناخشنودی با خود به همراه میآورند. معاشرت با این افراد به معنای استقبال از احساسات منفی و بروز شرایط ناخوشایند اسـت.
استفاده از کلمات امیدبخش و مثبت:
کلماتی مثل اگر و اما زمینهساز نارضایتی هستند و بیشتر توسط افرادی به کار میروند که کنترلی بر زندگی خود ندارند. با به کار بردن این نوع کلمات خود را برای توجیه و پذیرش مسائل ناخوشایند آماده میکنید و دیگر هیچ تلاشی برای تغییر شرایط نخواهید کرد. افراد خوشبخت همیشه امیدوار هستند و سعی میکنند که کنترل همهی جنبههای زندگی را در دست بگیرند و این تلاش را با به کار بردن کلمات مثبت به نمایش میگذارند.
داشتن صبر و حوصله:
بهطورکلی تغییر هر عادتی به زمان زیادی نیاز دارد و اگر انتظار دارید که بعد از یک ماه عادت ابراز نارضایتی و گلایه کردن را کنار بگذارید، باید پشتکار زیادی داشته باشید و ناامید نشوید. اگر این کار مشکل به نظر میرسد میتوانید ابتدا این کار را در یک روز انجام دهید و بعد به بررسی تغییرات خود بپردازید. در مرحلهی بعد دور روز را بدون ابراز نارضایتی بگذرانید و بعدازآن یک هفته. بهمرورزمان و با مشاهده تغییرات مثبت به ادامهی این کار برای مدتهای طولانیتر ترغیب خواهید شد.
استفاده از کمک دیگران:
تلاش برای ترک عادت مانند هر کاری دیگری بهصورت گروهی موفقیت بیشتری به دنبال دارد. با شروع اقدام برای ترک عادت ابراز نارضایتی، به دوستان و خانوادهی خود اطلاع بدهید و از آنها بخواهید بر پیشرفتتان نظارت کنند. مطالعه بازخورد اطرافیان کمک بزرگی در این کار اسـت و به شما نشان خواهد داد که کدامیک از جنبههای منفی گلایههایتان، بیشترین تأثیر منفی را در اطرافیان دارد و شما میتوانید بر حل آن تمرکز بیشتری داشته باشید.
تبیان
اخبارمرتبط :
دلیل ناراضی بودن از زندگی
شما هم از رابطه جنسی خود ناراضی هستید؟
ویژگی های افراد همیشه ناراضی
از زندگی مشترک تان ناراضی هستید؟این مقاله را بخوانید!
چرا مردها ناراضی هستند
بیمارستانهای دولتی آنقدر شلوغند که مردم با وجود دریافت خدمت، ناراضی از آن بیرون میروند، هیچ وقت هم در این بیمارستانها مسئول دولتی نمیبینی که برای بیماری مراجعه کند، مشکلی که سخنگوی وزارت بهداشت نیز تأیید میکند و دلایل و راهکار آن را نیز میگوید.