جام جم سرا: این میوه اگرچه طعم خوبی دارد اما باید بدانید که یکی از پرکالریترین به عبارتی چاقکنندهترین میوهها به شمار میرود. جالب است بدانید که وقتی مصرف شود، قند خون به یکباره افزایش پیدا میکند و موجب ترشح هورمون انسولین میشود. با ترشح این هورمون، قند به داخل سلولها وارد شده و دوباره افت پیدا میکند. به همین دلیل فرد دوباره احساس گرسنگی خواهد کرد و همین موضوع موجب زود به زود گرسنه شدن فرد و پرخوری او میشود.
میتوانید منافذ پوست صورت را که باعث بروز آکنه میشود با انبه پاک سازی کنید. برای این کار فقط کافی است برشهای نازک این میوه را به مدت ۱۵دقیقه روی پوستتان بگذارید و سپس پوستتان را با آب ولرم بشویید.
انبه همچنین میتواند به افراد مبتلا به دیابت در مقابله با این بیماری کمک کند. البته در این زمینه مصرف برگهای این میوه نیز به افراد توصیه میشود. اگر شما یا یکی از بستگانتان به این عارضه دچار هستید توصیه میکنم قبل از خواب ۱۰تا۱۵ برگ درخت انبه را در آب دم کنید و روز بعد ناشتا یک لیوان از آن بنوشید. البته این کار را باید به صورت منظم و روزانه انجام دهید.
انبه را باید جزو غذاهای عالی قرار داد. جالب است بدانید که محققان این میوه را در محیط آزمایشگاه روی سلولهای سرطانی روده بزرگ، سینه، ریه، خون و پروستات آزمایش کردند و دریافتند که انبه تاثیراتی روی سرطانهای ریه، خون و پروستات دارد، اما بر انواع این عارضه که مربوط به سینه و روده بزرگ میشود و شایعترین سرطانها به شمار میرود، بیشترین تاثیر را دارد. علاوه بر این زمانی که سلولهای سالم روده بزرگ در کنار سلولهای سرطانی روده بزرگ مورد آزمایش قرار گرفت، مشاهده شد که پلی فنولهای انبه به سلولهای طبیعی آسیب نمیرساند.
توضیح بیشتر اینکه مصرف انبه از بروز سرطان رحم پیش گیری میکند. این میوه به دلیل داشتن ویتامین C و بتاکاروتن، یک سیستم ایمنی بسیار قوی ایجاد میکند. به همین دلیل مصرف مرتب انبه در برنامه غذایی از بروز عفونتهای ویروسی و رشد تومورهای بدخیم در بدن جلوگیری میکند.
دریافت مقادیر بالای بتاکاروتن موجب فعالیت هرچه بیشتر سلولهای سیستم ایمنی میشود. به این دلیل متخصصان تغذیه، مصرف انبه را به گروههای سنی با سیستم ایمنی ضعیفتر مانند سالمندان، بچهها و زنان باردار توصیه میکنند.
انبه یکی از منابع غنی در تامین ویتامین A مورد نیاز بدن به شمار میرود، همچنین دارای مقادیر کافی ویتامین C، ویتامین B، پتاسیم، کلسیم و آهن است. درباره ویتامین A موجود در این میوه نیز باید گفت این ویتامین در تقویت بینایی چشم نقش مهمی دارد. بنابراین افرادی که استفاده از انبه را در سبد غذایی خود لحاظ میکنند میتوانند مطمئن باشند که توانستهاند بخش زیادی از نیاز بدن خود به این ماده را برطرف کنند. علاوه براین ویتامینA در حفظ سلامتی دندانها، پوست، استخوان، غشاهای مخاطی و بافتهای نرم بدن هم تاثیرگذار است.
به گزارش جام جم سرا، این میوه علاوه بر همه محسناتی که برای آن ذکر شد منبع غنی برای تامین پتاسیم مورد نیاز بدن است، تا به آنجا که مصرف آن به افراد مبتلا به فشار خون بالا هم توصیه میشود.
علاوه براین افرادی که دچار عارضه کم خونی هستند و نیاز دارند تا مواد غذایی حاوی آهن دریافت کنند هم میتوانند از این میوه کمک بگیرند زیرا در هر ۱۰۰ گرم از این میوه، ۳۷ میلی گرم ویتامین C و ۲۰۰۰ میکروگرم بتاکاروتن وجود دارد که مطالعات نشان دادهاند دریافت هم زمان این مواد مغذی با آهن، جذب رودهای این ماده معدنی را افزایش میدهد. به عبارتی انبه جزو میوههایی است که میتوان آن را به همراه منابع گیاهی آهن دار مورد استفاده قرار داد. بنابراین پیشنهاد میشود افرادی که از کم خونی رنج میبرند، انبه را همراه با شام مصرف کنند.
برای آن که بتوانید مدت بیشتری انبه را نگهداری کنید توجه داشته باشید که اگر لکههای سبز تیره روی این میوه باشد، یعنی این میوه هنوز بخوبی نرسیده است و میتوان آن را در دمای اتاق قرار داد تا با گذشت چند روز بخوبی برسد |
به نقل از حمایت، اگر معتقدید حافظهتان در مواردی آنگونه که باید و شاید یاریتان نمیکند باید بدانید که انبه میوهای حــــاوی اسید گلوتامین است که نقش مهمی در تقویت حافظه و فعال نگه داشتن سلولهای مغز دارد. شاید به همین دلیل است که مصرف آن به دانش آموزان توصیه میشود.
راهنمای خرید
اگر با خواندن این موارد تشویق شدهاید تا سهم بیشتری را به مصرف این میوه در سبد غذایی خود اختصاص دهید بد نیست که اطلاعات خود درباره خرید آن را نیز کمی افزایش دهید. اینکه در هنگام مراجعه به بازار خرید آن توجه داشته باشید که این بیضیهای خوش طعم باید پوست یکنواختی داشته باشند، البته ممکن است قسمتهایی روی این میوه به رنگ سبز تیره، زرد و قرمز در آمده باشد.
به علاوه، هنگامی که آن را فشار میدهید، باید پوست این میوه نرم باشد.
برای آن که بتوانید مدت بیشتری انبه را نگهداری کنید توجه داشته باشید که اگر لکههای سبز تیره روی این میوه باشد، یعنی این میوه هنوز بخوبی نرسیده است و میتوان آن را در دمای اتاق قرار داد تا با گذشت چند روز بخوبی برسد و به محض آنکه به طور کامل رسید، آن را به مدت دو هفته در یخچال نگهداری کرد.
برای تسریع در رسیدن این میوه میتوانید آن را داخل پاکت کاغذی و در دمای اتاق قرار دهید. با این کار سرعت فرایند رسیدن این میوه افزایش پیدا میکند. (الهام صادقی)
جام جم سرا: حسین نوابی ساکن خرمآباد به دنبال مصرف پودر بدنسازی به کما میرود و در حال حاضر نزدیک به سه هفته است که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان دولتی شهید رحیمی خرمآباد بستری است. استفاده از لولههای تنفسی از طریق دهان، باعث شده شرایط این بیمار بحرانی شود با این حال، بعد از گذشت پنج روز از درخواست پزشکان معالج بیمار برای انجام جراحی، هنوز این جراحی انجام نشده است. حال آن که، به گفته خانواده و پزشک معالج این بیمار، جراح مذکور هر روز دو-سه جراحی زیبایی بینی انجام میدهد.
با اجرای طرح تحول نظام سلامت در بیمارستانهای دولتی و دانشگاهی سراسر کشور ارتقای کیفیت خدمات، در بیمارستانهای کشور مورد توجه جدی قرار گرفته است. در همین باره با محسن خلیلی، قائممقام معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی درمورد عواقب عدم رسیدگی به بیماران گفتوگو کردهایم.
اتفاقاتی از این دست چه عقوبتی برای پزشک به همراه دارد؟
درباره این شکایت، الان نمیشود اظهار نظری کرد. باید این پرونده مورد بررسی دقیق قرار گیرد و در صورتی که قصور پزشک در آن ثابت شد اقدامات انتظامی لازم درباره آن صورت گیرد. هر شکایتی که از پزشک بشود اگر پزشک کمیسیون کارشناسی تایید کند که قصوری شدهاست با آن برخورد میشود. عدم رسیدگی به موقع به بیمار، خود یک تخلف است که میتواند عواقب کیفری را به همراه داشته باشد. در این مورد که در خرمآباد اتفاق افتاده است، ابتدا دادسرای خرمآباد و لرستان دادگاه بدوی و تجدیدنظر خواهند داشت و هیات عالی دادگاه در تهران برگزار میشود.
معمولا اگر حادثه ناگواری به دلیل قصور پزشکی صورت گیرد، امکان جلب و بازداشت پزشک وجود دارد؟
چندی پیش قانون مجازات تخلفات پزشکی مشمول زندان نیز میشد که این قانون سر و صدای زیادی بهپا کرد، به همین دلیل رئیس قوه قضائیه در این باره دستور دادند تا قضات در این مورد اقدامی نکنند و رسما هم اعلام کردند تا جلوی زندان رفتن طبیبان به دلیل اتفاقات پزشکی گرفته شود.
پس در اتفاقاتی از این دست با پزشک چه برخوردی میشود؟
در احکامی که قانونگذار تصویب کرده است بسته به نوع تخلف و نوع قصور و مشکلی که برای بیمار ایجاد میکند، برخوردها از تذکر شفاهی آغاز میشود تا محرومیت موقت و دائمی از کار طبابت.
آیا کسانی بابت قصور پزشکی بهطور دائمی از طبابت محروم شدهاند؟
بله، هر سال چند مورد وجود دارد، اما آمار دقیقی از این محرومیتها نداریم.
بیشتر این محرومیتها به چه دلیل رخ میدهد، یعنی چه عواملی حکم را شدیدتر میکند؟
تکرار قصور و تعدد شکایاتی که عواقب سنگینی برای بیمار به دنبال دارد، جرم را سنگینتر میکند.
برای یک مورد تخلف، محرومیت به چه صورت خواهد بود؟
میتواند از سه تا شش ماه محرومیت از کار و جریمه نقدی به همراه داشته باشد.
ازآنجایی که رسیدگی به این تخلفات علاوهبر بار حقوقی نیاز به تخصص در حرفه پزشکی نیز دارد، رسیدگی به این پروندهها در کجا انجام میشود؟
ابتدا در دادسرای اسلامی پرونده تشکیل میشود بعد برای صدور رای به هیات بدوی میرود و آنها رایش را صادر میکنند و اگر اعتراضی به این رای وجود داشته باشد به هیات تجدید نظر میرود. اگر رای به محرومیت باشد قابل رسیدگی در هیات عالی است اما اگر پزشک کار خود را درست انجام ندهد، از لحاظ کیفری بحث دیه هم از طریق دادگستری و هم از طریق بخش انتظامی نظام پزشکی دنبال خواهد شد. (فرهیختگان)
جام جم سرا: یک دفعه خدمه لیبر با یک مژده بزرگ به طرفمان آمد: بیاین خانم دکتر. این جفت همون مریضه. هنوز نبردم تو چاه مخصوص جفت بندازم. از خوشحالی میخواستم ببوسمش. جفت را مانند یک شیء گران بها بغل کردم و توی سطل فرمالین انداختم.»
این یکی از روایتهای مستند «دکتر زویا طاووسیان» است؛ او دکترای تخصصی جراحی زنان و زایمان دارد و مانند خیلی از همکارانش مقدمات ورود هزاران کودک را به این دنیا فراهم کرده؛ اما این تنها مهارت او نیست. این پزشک متخصص بجز درمان بیماری و جراحی، توانایی دیگری هم دارد که او را از بقیه متمایز کرده: دستش با نوشتن آشناست و ذهنش جزئیترین خاطرات سالهای طبابت را به یاد میسپارد؛ بجز زبان تیغ، زبان قلم را هم میشناسد و خیلی وقتها خودش میشود راوی اتفاقهایی که بین او و بیمارانش رخ دادهاند. اتفاقهایی که شماری از آنها نوشته شده و خیلی هایشان جایی گوشه ذهن این خانم دکتر نویسنده پنهان شدهاند.
اگر اهل کتاب و مطالعه باشید شک نکنید که خانم دکتر از همان صفحههای کاغذی کتاب هم میتواند دست شما را بگیرد و تا کنار تخت زایمان، همراهیتان کند تا از دریچه چشمان یک پزشک شاهد شگفتانگیزترین صحنه آفرینش باشید؛ لحظه تولد یک انسان.
یک صبح زیبای پائیزی پای صحبتهای دکتر زویا طاووسیان مینشینیم و تقویم خاطراتش را ورق میزنیم؛ از روزهایی که یک دختر دبستانی بوده میگوییم، از روزهای سخت رزیدنتی تخصصی عبور میکنیم و میرسیم به امروز؛ همین لحظهای که او پشت میز طبابتش نشسته و سومین کتابش روی میز مقابل ماست.
بله دقیقاً همین طور بود. اصلاً یکی از دلایل علاقه من به پزشکی این بود که وقتی بچه بودم خیلی مریض میشدم؛ از نظر جسمی بچه خیلی ضعیفی بودم مخصوصاً در دوران دبستان. بعد چون آن موقع ساکن شهرستان دماوند بودیم و دماوند جزو مناطق خیلی محروم حساب میشد، درمانگاههای زیادی نداشت و در همان درمانگاههای کم هم پزشک همزبان نداشتیم. بیشتر پزشکها پاکستانی و هندی بودند و ارتباط برقرار کردن با آنها کار راحتی نبود. همین موضوع باعث میشد که خیلی وقتها برای درمان به تهران مراجعه کنیم؛ حالا اگر زمستان بود، برف و سرما هم سد راهمان میشد و دردسرهای زیادی درست میکرد. به خاطر همین از همان روزهای بچگی در رؤیاهایم خودم را در لباس سفید پزشکها میدیدم.
دلایل زیادی داشت یکی اینکه پدرم خیلی دوست داشت این تخصص را بگیرم. دلیل دیگر علاقه شخصی خودم بود. علاقهای که در دوران تحصیل در رشته پزشکی عمومی در من زنده شده بود. ببینید در این دوره فضا طوری است که دانشجویان پزشکی وارد محیط بیمارستان میشوند، در بخشهای مختلف درگیر کار میشوند و علائقشان را پیدا میکنند. البته چون در بخش زنان یک سیستم نظامی خیلی سفت و سخت حاکم است و بیشتر دانشجوهای پزشکی خاطره خوبی از دوران دوماههای که برای کارورزی یا کارآموزی به بخش زنان میروند ندارند اما من جذب این رشته و این فضای خاص شدم.
لحظه تولد بچهها و کمک به مادرانی که قرار بود برای نخستین بار کودکشان را بعد از 9 ماه انتظار در آغوش بگیرند. به این ترتیب علاوه بر آن دوره هفت ساله پزشکی عمومی، چهار سال هم دوره تخصصی و جراحی زنان و زایمان را گذراندم. بعد از آن هم روال این است که باید به تعهدهایی که زمان دانشگاه دادیم عمل کنیم. آن زمان دوره تخصص ضریب K برای ما نصف دوران تحصیل بود، من این دوسال را در یکی از شهرهای کوچک اراک گذراندم؛ شهرستان شازند.
بله؛ اتفاقاً مادر دوتا دختر دوقلو هم بودم. من در 20 سالگی ازدواج کردم و در 23 سالگی مادر شدم. یعنی بیشتر دوران تحصیلم را درحالی که مادر بودم گذراندم. هنوز یادم نرفته که 20 روز مانده به امتحان «پره انترنتی» که در واقع امتحان انترن شدن برای دانشجوهای پزشکی است، دختران من به دنیا آمدند. وقتی تخصصم را شروع کردم بچهها دوسال و نیمه بودند، دوره تخصص مخصوصاً سال اول تخصص دوره خیلی سختی است، حالا این وسط بچه هاهم کوچک بودند، کشیکها زیاد و طولانی بود، خیلی وقتها من 36 ساعت کشیک بودم و فقط 10- 12 ساعت به خانه و زندگیام میرسیدم. حتی بچهها را مدتی در مهد کودک شبانه روزی میگذاشتم.دوره خیلی سختی بود اما خوشبختانه همسرم و خانوادههایمان خیلی کمک کردند و هوایمان را داشتند.
احساس کردم باید مردم را با زندگی دانشجویان پزشکی آشنا کنم؛ با مشکلات، سختیها و اتفاقهای تلخ و شیرین کارشان. دوست داشتم خاطراتی که در طول 4 سال رزیدنتی بر من گذشته بود در جایی ثبت شود. از آنجایی که نوشتن را هم دوست داشتم، به این فکر افتادم که این اتفاقها را مستند کنم. البته یکی از دلایل دیگر این کار، تماشای سریال روزگار قریب بود که بر اساس خاطرات دکتر قریب ساخته شده بود و برای من خیلی جالب بود که بخشی از خاطرات پزشکی ما در آن سالها از طریق این خاطرات مستند شده است.
بله شاید قبل از نوشتن، قصه گفتن را دوست داشتم. قبل از اینکه مدرسه بروم یکی از بهترین تفریحات و بازی هایم این بود که در یک اتاق در بسته و به تنهایی برای خودم با صدای بلند قصه بگویم. قصههایی که هیچوقت ننوشتم اما حتی بعضی وقتها تک تک آنها را با جزئیات به یادم میآورم. بعد که مدرسه رفتم این علاقه در کلاس انشا جهت گرفت و پرورش پیدا کرد. تا دوره دانشگاه که من به نوشتن به صورت جدیتری نگاه کردم چون در دانشگاه فضای بیشتری برای نوشتن بود.کانونهای مختلف فرهنگی وجود داشت، کانون شعر و داستان و... اما وقتی دوره تخصصیام شروع شد، نوشتن را عملاً برای مدت زیادی رها کردم. فقط گاهی اتفاقهای مهم آن دوران را به صورت یادداشتهایی کوچک گوشه سررسیدم مینوشتم. از احساساتم که بیشتر تلخ بودند مینوشتم. چون دوره تخصص برخلاف دوره پزشک عمومی فضای سرد و سنگینی داشت. مجموعه آن یادداشتها را سالها بعد یعنی بعد از 9 سال و بعد از بارها بازنویسی با عنوان «مورتالیته و جیغ سیاه» منتشر کردم.
نه قبل از آن کتابی به اسم «ندای درون» منتشر کرده بودم تقریباً اواخر سال 89 که مجموعه داستان بود. شخصیتهای این کتاب هم از فضای پزشکی دور نبودند. در حقیقت خیلی وقتها دغدغههایم و چیزهایی که دیدهام خود به خود تبدیل به داستان میشوند.
این کتاب هم یک رمان بلند است که باز هم در فضای پزشکی میگذرد و درباره جراحی است که خودش دچار مشکل شده و برای حل مشکلش با یک سری قوانین دست و پاگیر مواجه میشود. شخصیتهای اصلی همه این داستانها زن هستند. شاید چون بیشتر خاطراتم با زنان است و در این سالها در فضای زنانه کار کرده ام. البته من اصراری ندارم که در فضای کاری خودم داستان بنویسم، اما انکار نمیکنم که محیط زندگی پیرامون من جنبههای داستانی زیادی دارد و بسیار پرکشش است. از طرف دیگر مخاطب با این محیط کاری چندان آشنا نیست و سختیها و مرارتهای دنیای پزشکی را نمیداند و به نظرم این کتابها توانسته تا اندازهای این موضوع را برای آنها روشن کند.
همیشه چه در دوره تحصیل و چه در حال حاضر خیلی موافق سزارین نبوده و نیستم؛ مخصوصاً سزارینهای امروز که بیشتر در شرایط غیرضروری یا به دلخواه پزشک و بیمار صورت میگیرند اما آمارشان کم هم نیست. علتهای مختلفی هم میتواند داشته باشد. شاید چون پزشکها وقت و انرژی کمتری در این نوع زایمان میگذارند ولی در زایمان طبیعی هم پزشک و هم مادر باید صبور باشند. البته من نمیگویم زایمان طبیعی به هر قیمتی؛ چون بعضی وقتها بچه خیلی درشت است یا لگن مادر خیلی کوچک است و نمیتوان این کار را انجام داد. اما در کل 70 درصد زنان میتوانند طبیعی زایمان کنند و این کار را نمیکنند.
سعی کردم طبیعی زایمان کنم اما چون بچهها دوقلو بودند و یک هفته هم از وقت زایمانم گذشته بود و هنوز درد نداشتم و سلامتی بچهها هم در خطر بود مجبور به سزارین شدم.
بله دقیقاً. نخستین بچه دختر بود که آبان 81 وقتی رزیدنت سال اولی بودم به دنیا آوردم. تازه دو ماه از تخصصم گذشته بود. رزیدنت سال بالایی کنارم ایستاده بود. من تا قبل از آن، زایمان دیده بودم اما این بچه را خودم به دنیا آوردم به تنهایی. بچه مانند یک ماهی کوچولو سرخورد توی دست من. البته خیلی هم راحت نبود استرس زیادی داشتم، همکارم هم مدام داد و بیداد میکرد و اشتباهاتم را میگفت. بعد از تولد بچه، من هم پابه پای مادر و بچه تازه به دنیا آمده گریه میکردم.
الان نه. اما یک موقعی داشتم. مثلاً همان دوره رزیدنتی تخصصی بیشتر از 2000 بچه به دنیا آوردم. حالا خودتان حساب کنید که چند سال گذشته و چند تا بچه دیگر به جمع آن 2000 تا اضافه شدهاند.
جزئیات تک تک اتفاقها در خاطرم است. مثلاً نخستین نوزادی که مرده بود، یک پسر بود. مادرش سه پسر دیگر به دنیا آورده بود و همه داخل شکم مادر مرده بودند. من سال اولی بودم. بچه را از شکم مادر خارج کرده بودم اما مادر نمیگذاشت بچه را ببرند. او را بغل کرده بود و با گریه میگفت بگذارید برایش لالایی بخوانم. آنقدر فضا تلخ و سنگین بود که من و رزیدنت سال بالاییام شدیدتر از خود مادر گریه میکردیم |
نه هیچوقت. این فرآیند تولد آنقدر جالب است که هیچوقت تکراری نمیشود. بگذارید خاطرهای را تعریف کنم. یک بار در همان دوران رزیدنتی من ساعت 7 شب رفتم اتاق عمل که یک مریض را سزارین کنم و ساعت 7 صبح از اتاق عمل آمدم بیرون. چون آن شب تعداد سزارینهای اورژانسی خیلی خیلی زیاد بود و فقط 12 مریض را من سزارین کردم. آنقدر با عجله این کار را انجام میدادم که در فاصله جراحی دو مریض، فقط فرصت داشتم لباس جدید بپوشم و دستهایم را بشویم. نماز نخواندم، شام نخوردم و نخوابیدم. صبح دیگر اصلاً نمیدیدم که دارم چکار میکنم!
یک بار وقتی که هنوز دانشجوی پزشکی عمومی بودم با همسرم در قطار بندرعباس- تهران، این اتفاق برایم افتاد. نزدیکیهای سیرجان بود که صدای داد و فریاد را از یکی از کوپهها شنیدیم و متوجه شدیم که پسربچه سه سالهای از بالای تخت افتاده و سرش آسیب دیده. من کارهایی که بلد بودم را انجام دادم تا موقعی که قطار به ایستگاه بعدی رسید و بچه را به بیمارستان منتقل کردند.
بله متأسفانه. هم مادر و هم نوزاد. که خیلی اتفاق تلخی است. جزئیات تک تک این اتفاقها همیشه در خاطرم است. مثلاً نخستین نوزادی که مرده بود، یک پسر بود. مادرش قبل از او سه پسر دیگر به دنیا آورده بود و همه در ماه 9 داخل شکم مادر مرده بودند. این پسر هم همان سرنوشت را داشت. آن موقع من سال اولی بودم. بچه را از شکم مادر خارج کرده بودم اما مادر نمیگذاشت بچه را ببرند. او را بغل کرده بود و با گریه میگفت بگذارید من برایش لالایی بخوانم. حسرت لالایی خواندن برای بچهام در دلم مانده. آنقدر فضا تلخ و سنگین بود که من و رزیدنت سال بالاییام حتی شدیدتر از خود مادر گریه میکردیم.
بله یک بار در همان دوران رزیدنتی، شب خیلی پرحادثهای در بیمارستان داشتیم و کلاً همه از نظر روحی و جسمی خسته و به هم ریخته بودند. وسط این شلوغیها، خانم جوان 20 سالهای را روی ویلچر به پذیرش آوردند که نا نداشت راه برود. چهارماهه باردار بود و در شرایط جسمی واقعاً بدی قرار داشت. معاینات اولیه مشخص کرد که خونریزی داخل شکمی دارد. بعد از سونوگرافی اورژانسی هم متوجه شدیم که مقدار زیادی خون و مایع داخل شکم جمع شده و قلب جنین هم دیده نمیشود. در آن شرایط، استادی که اتفاقاً مدیر گروه ما هم بودند از روی تجربهای که داشتند تشخیص پارگی رحم را برای این زن جوان دادند. در بیشتر موارد پارگی رحم باید رحم را خارج کرد. چون آن شب بیمارستان شلوغ بود و سال بالاییها سر عملهای دیگری بودند، من همراه ایشان به اتاق عمل رفتم. حالا باید این موضوع را با خانوادهاش در میان میگذاشتیم و از آنها رضایت میگرفتیم. اما هیچکدام از اعضای خانوادهاش یعنی پدر و مادرش و همسرش راضی به خارج کردن رحم نبودند. لحظه به تندی میگذشت بیمار در وضعیت خیلی بدی قرار داشت. بالاخره استادم موفق شد همسر این خانم را راضی کند و عمل را شروع کردیم. وقتی شکم زن باز شد با مورد عجیبی مواجه شدیم. رحم زن یک رحم غیر طبیعی بود و دوتا شاخ داشت که یکی از شاخهایش که کوچکتر بود پاره شده بود. جنین در این شاخه لانه گزینی کرده بود ولی چون کم کم بزرگتر شده بود و دیگر فضا برای رشد نداشت رحم پاره شده بود. ما این شاخ اضافه را برداشتیم و بقیه رحم را حفظ کردیم. خوشبختانه زن زنده ماند و سال بعد دوباره به بیمارستان ما مراجعه کرد البته این بار برای زایمان یک بچه دیگر. (ایران بانو)
جام جم سرا: دکتر ابراهیم رزمپا گفت: تنفس از طریق بینی ۲ تا ۳ ماه پس از جراحی بینی به علت التهاب شدید مخاط در مجاری هوایی دچار مشکل میشود، اما این مشکل کوتاه مدت است. پرهیز از مصرف غذاهای جویدنی در روزهای اول پس از عمل الزامی است و هنگام خواب نیز زیر سر بیمار باید بلند باشد.
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: گچ بینی از جنس فایبرگلاس است و ۷ روز پس از عمل توسط پزشک برداشته شده و بخیهها کشیده میشوند. بیمار باید هنگام برداشتن گچ و کشیدن بخیهها به علت اندک درد احتمالی قبل از مراجعه به پزشک حمام کند تا گچ صورت خیس بخورد و راحتتر برداشته شود.
وی با اشاره به اینکه در روز دوم تامپونها از بینی توسط پزشک جراح خارج میشوند و بینی باید پس از آن با سرم شستوشو شود، اظهار کرد: بیمار باید از سرنگ پنج سیسی بدون سوزن آن استفاده کند و ابتدا سرم را بکشد و در وضعیت ایستاده یا خوابیده از کنار چسبها، سرم شستوشو را به داخل بینی بریزد که انجام این کار در چند روز از نکات ضروری است.
این متخصص گوش، گلو وبینی در ادامه یادآور شد: هنگام شستوشو نباید فشاری به بینی وارد شود. بنابراین قسمتی از سرم شستوشو از سوراخهای جلوی بینی خارج و قسمتی از آن نیز از انتهای حلق وارد دهان میشود.
وی خاطرنشان کرد: مصرف آنتی بیوتیک، مسکن در صورت درد، داروی ضد التهاب طبق دستور پزشک و استحمام بیمار پس از مدت ۳ روز بعد از ترخیص از دستورهایی است که پزشک بعد از عمل جراحی بینی به وی یادآوری میکند، اما خیس نشدن صورت و گچ بینی هنگام حمام الزامی است.
رزمپا با تاکید به اینکه برخی از پزشکان برای شستوشو از قطرههای بینی استفاده میکنند که به علت حجم کم قطرهها این روش موثر نیست، اظهار کرد: پس از برداشتن گچ لازم است روی بینی چسب زده شود.
وی با اشاره به اینکه تعویض چسب بینی به صورت یک نوبت در هفته و هنگام شل شدن الزامی است، تصریح کرد: چسب بینی تا یک ماه پس از عمل در مطب توسط پزشک جراح شما هفتهای یک نوبت تعویض میشود. توصیه میشود پس از عمل جراحی بینی تا شش هفته از عینک آفتابی استفاده نشود.
وی با تاکید بر اینکه چسب بینی باید پس از ۲ تا ۳ ماه بعد از عمل جراحی استفاده شود، یادآور شد: پس از عمل جراحی بینی به شدت متورم میشود و شکل نهایی آن پس از حدود یک سال به دست میآید، اما سرعت کاهش ورم در طول هفتهها و ماههای اول سریعتر است. بنابراین پس از ۳ ماه تقریبا ۸۰ درصد ورم بینی کاهش مییابد.
وی تصریح کرد: در برخی از موارد ورم بینی به صورت مورد انتظار کاهش نمییابد که ممکن است پزشک پس از ۳ هفته بعد از عمل از تزریق موضعی آمپول تریامسینولون استفاده کند که استفاده از این آمپول برای بینیهای گوشتی یا بینیهایی که حین عمل خیلی کوچک شدهاند، میتواند مفید باشد.
رزم پا در پایان خاطرنشان کرد: این بیماران میتوانند پس از سه تا شش هفته پس از عمل ورزشهای سبک انجام دهند و انجام ورزشهای سنگین نیز پس از ۸ تا ۱۲ هفته مشکلی را برای بیماران ایجاد نمیکند. (ایسنا)
۱- دکتر مهندس مدیر کارخانه صنعتی: ۶۰۰ میلیون تومان
۲- دکتر فوق تخصص جراحی پلاستیک و قلب ۸ میلیارد تومان
۳- دندانپزشک فوق تخصص جراحی فک و صورت ۱٫۲ میلیارد تومان
۴- فوتبالیست و مربی فوتبال ۳ میلیارد تومان
۵- استاد تمام ممتاز ۱۵۰ میلیون تومان
۶- معلم کنکور درس زیست شناسی ۱٫۲ میلیارد تومان
۷- معلم خصوصی کنکور رشته های ارشد ۶۰۰ میلیون تومان
۸- دکترای عمومی پزشکی ۱۲۰ میلیون تومان
۹- معلم ابتدایی با مدرک کارشناسی ۲۵ میلیون تومان
۱۰- کارگر حرفه ای جوشکار برج ها ۸۰ میلیون تومان
۱۱- سرآشپز حرفه ای ۲۵۰ میلیون تومان
۱۲- خلبان کاپیتان پایه۱ جهانی ۳۰۰ میلیون تومان
۱۳- دندانپزشک عمومی ۴۰۰ میلیون تومان
۱۴- آرایشگر زنانه ۳۰۰ میلیون تومان
۱۵- طراح لباس عروس ۱٫۲ میلیارد تومان
۱۶- استادیار دانشگاه ۵۰ میلیون تومان
۱۷- نصاب ماهواره ۲۰۰ میلیون تومان
۱۸- نویسنده مشهور ۲۵۰ میلیون تومان
۱۹- بازیگر مشهور سینما ۸۰۰ میلیون تومان
۲۰- برنامه نویس کامپیوتر ۳۰۰ میلیون تومان
۲۱- مجری مشهور اخبار ۱۵۰ میلیون تومان
۲۲- تعمیرکار اتومبیل ۶۰۰ میلیون تومان
(پارسینه)
به گزارش جام جم آنلاین، محراب مرزبان به مناسبت برگزاری پنجمین کنگره بین المللی قلب و عروق ایران اظهار کرد: امروزه از بیماری های قلبی به عنوان اپیدمی قرن نام برده می شود و علت اصلی مرگ و میر در دنیا به شمار می رود؛ در ایران نیز شمار مبتلایان به این بیماری ها و همچنین مرگ و میر ناشی از آن بسیار قابل توجه است.
وی افزود: همچنین با توجه به جمعیت رو به رشد سالمندان در کشور و همچنین افزایش شمار مبتلایان به بیماری های قلبی در بین جوانان، لازم است به تربیت نیروی متخصص در رشته جراحی قلب توجه بیشتری شود.
مرزبان ادامه داد: درحال حاضر 240 متخصص جراحی قلب در کشور داریم که این تعداد با توجه به جمعیت کنونی کشور جوابگوی نیاز بیماران هستند؛ اما اگر سالانه 8 تا 10 جراح قلب بازنشسته شوند، با این حجم افزایش بیماری ها در آینده ای نه چندان دور با مشکل کمبود متخصص جراحی قلب مواجه خواهیم بود.
وی با اشاره به این که امسال تنها 2 نفر وارد رشته تخصصی جراحی قلب شده اند، گفت: با توجه به این که تحصیل در رشته جراحی قلب بسیار سخت و زمان بر است، باید برنامه های مدونی در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای جذب جراحان داخلی به تحصیل در این رشته تدوین شود.
مرزبان ادامه داد: همچنین لازم است امکانات و تجهیزات مراکز درمانی به روز شوند، سیستم آموزشی اصلاح شود و برنامه های انگیزشی برای جذب بیشتر در این رشته اتخاذ شود؛ که در غیر این صورت در آینده با مشکلات زیادی در خصوص جراح متخصص قلب مواجه خواهیم بود.
وی گفت: انجمن جراحان قلب ایران پیش بینی کرده است که اگر به همین منوال سالانه تنها 2 نفر وارد این رشته شوند، طی 5 تا 10 سال آینده با مشکل کمبود جراح قلب در کشور مواجه خواهیم شد و این مساله را به وزارت بهداشت اعلام کرده است که در این زمینه اندیشیده شود.
دبیر علمی پنجمین کنگره بین المللی قلب و عروق ایران همچنین به لزوم کار گروهی در حوزه پزشکی تاکید کرد و افزود: در کشورهای پیشرفته درمان بیماران به صورت گروهی انجام می شود و این روش نشان داده است که نتیجه بهتری در درمان بیماران حاصل می شود.
مرزبان اظهار کرد: درمان بیماران به صورت تیمی که در حوزه قلب شامل جراح قلب و متخصص داخلی قلب می شود، بهترین نتیجه را داشته است و ما موظفیم بهترین درمان را به بیماران ارایه دهیم که لزوم آن کار تیمی است.
پنجمین کنگره بین المللی مشترک قلب و عروق ایران از سوم تا ششم اسفند ماه در مرکز همایش های دانشگاه شهید بهشتی برگزار می شود.
اگر تصور می کنید که بالا رفتن سن می تواند شما را از حرکت باز دارد حتما درباره آلا لیفوشکینا تا کنون چیزی نشنیده اید. او پزشک جراح بیمارستانی در شهر ریازان در نزدیکی مسکو است و با وجود این که نزدیک به 90 سال دارد روزانه می تواند 4 عمل جراحی انجام دهد.
آلا 89 سال دارد و همراه با برادرزاده معلول و 8 گربه زندگی می کند. او 67 سال است که در تخصص خود مشغول به کار است و تا کنون بیش از 10 هزار جراحی داشته است و با وجود سن بالایی که دارد هیچ چیزی نتوانسته او را از این کار متوقف کند. وقتی از او پرسیده شد که آیا تصمیم به استعفا دارد در جواب پاسخ داد دکتر بودن فقط یک حرفه نیست بلکه نوعی سبک زندگی است. او به عنوان مسن ترین پزشک جراح دنیا شناخته شده است اما راز طول عمر او در زندگی چیست؟ آلا می گوید: هیچ رازی در طول عمر من وجود ندارد. من فقط غذا می خورم، زیاد می خندم و زیاد گریه می کنم. در ادامه عکس های این خانم جراح را مشاهده می کنید:
/ بدونیم
مشهد- ایرنا- دکتر محمدرضا صفایی کشتگر پزشک برنده اسکار پزشکی جهان در سال 1388 به منظور ارائه تازه ترین روشهای جراحی سرطان پستان روز پنجشنبه در مرکز پرتو درمانی حین عمل جراحی IORT بیمارستان پاستور مشهد حضور یافت.
* دومین مرکز پرتودرمانی نوین ایران بیماران شمال شرق کشور را پوشش می دهد
رئیس بیمارستان پاستور مشهد نیز به خبرنگار گفت: به دنبال سفر دکتر کشتگر به ایران و گفت و گوها و اقدامات انجام شده پس از هشت سال تیر ماه امسال نخستین مرکز رادیوتراپی در حین عمل جراحی شرق کشور در بیمارستان پاستور مشهد راه اندازی شد.
دکتر علی انجم شعاع افزود: این مرکز بیماران را از استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان، گیلان، مازندران و کرمان و همچنین کشورهای آسیای میانه پذیرش می کند.
وی گفت: تجهیزات مورد نیاز رادیوتراپی بعد از عمل جراحی سرطان در بیمارستان پاستور مشهد با هزینه 30 میلیارد ریال انجام شده است.
او افزود: در روشهای رایج بعد از عمل جراحی چندین نوبت برای بیمار پرتودرمانی تجویز می شود اما در روش جدید که دارای مزایای زیادی بوده و مبدع آن دکتر کشتگر جراح معروف سرطان پستان جهان است، این اقدام حین جراحی پرتودرمانی انجام می شود.
* 100 جراحی سرطان پستان به روش پرتودرمانی نوین در مشهد
پزشک جراح سرطان پستان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز گفت: تاکنون بیش از 100 عمل جراحی سرطان پستان به روش پرتو درمانی حین عمل جراحی در بیمارستان پاستور مشهد در قالب کار تیمی متشکل از جراح، رادیوتراپی و فیزیک هسته ای انجام شده است.
دکتر محمدناصر فرقانی افزود: پرتو درمانی حین عمل جراحی به جز سرطان پستان برای درمان سرطانهای دیگر مانند شکم، لوزالمعده، سرطانهای خلف تحتحانی و روده بزرگ کاربرد دارد.
وی بیان کرد: پرتودرمانی حین عمل جراحی تنها برای سرطان پستان در بیمارستان پاستور مشهد انجام می شود و به زودی این روش جدید برای درمان سرطانهای دیگر نیز راه اندازی می شود.
او از مزایای روش پرتودرمانی در حین عمل جراحی سرطان را شامل کاهش هزینه ها و صرفه جویی در وقت بیمار، اثربخشی بالا و پیشگیری از ضایعات سوختگی ایجاد شده بر روی پوست بیمار عنوان کرد.
خبرنگار: مریم انجیدنی **منتشرکننده: حسین کریم زاده
3027/1858
محل جراحی روی پوست پس از جراحی با روبات سینا
محل جراحی زیر پوست پس از عمل جراحی
محل قرارگیری کیسه صفرا روی کبد 3 ماه بعد از عمل