حسادت یک حس آزاردهنده است که آثار روانی، رفتاری و اجتماعی تخریب کنندهای برای خود فرد و دیگران دارد و بهتر است روش کنترل کردنش را بیاموزیم.
حسادت احساسی است که در درون همه افراد وجود دارد ولی برخی آن را به سطح آورده و به آن بها میدهند تا جایی که گاهی رفتار فرد را تحت کنترل خود میگیرد. هر چیزی چه مادی و چه غیر مادی میتواند این حس را در انسان برانگیزد؛ از سرنوشت فردی دیگر و علاقه و محبتی که دریافت میکند تا داشتن یک اتومبیل. اما هر فرد به آن چیزی حسادت میورزد که برایش ارزشمند باشد و از این رو افراد مختلف به مسایل متفاوتی حسادت میکنند. هر چه باشد این حسی است که خود فرد را بیش از همه آزار میدهد.
حسادت یک احساس مطلق نیست بلکه مخلوطی است از خشونت و شکست، خشونتی که فرد حسود احساس میکند مانع از رنج بیشتر او از شکست میشود.
رولف هوبل متخصص روانشناسی معتقد است که این حس زمانی به وجود میآید که شخص احساس کند آنچه که دارد کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. حسادت در هر جامعه معنای خاص خودش را دارد چرا که در هر جامعه چیز به خصوصی ارزشمند به حساب میآید. جامعه سرمایه دار از این حس مردم در جهت منفعت بیشتر استفاده میکند. در جامعه امروز حتی تبلیغات رسانهای سعی میکنند با توجه به این ضعف بشر آنان را به سوی استفاده از یک کالای خاص یا انجام عملی تشویق کنند.
حسود بودن هیچ دلیل بیولوژیکی ندارد بلکه شخصیت حسود به مرور زمان و در اثر تجربیاتی که در زندگی به دست میآورد شکل میگیرد. شخصیت حسود معمولا در اثر شناخت فردی غلط به وجود میآید. اغلب این افراد در محیطی بزرگ شدهاند که انجام خواستههای دیگران و علاقه آنها مهمتر از علایق فردی خودشان بوده است. آنها اغلب موقعیتی نداشتند تا علایق خود را بشناسند و به دنبال آن بروند. این افراد معمولا دروغ میگویند و به دنبال خوش آمد دیگران هستند. در واقع عوامل محیطی از دوران کودکی و در مراحل رشد باعث آن میشوند.
از لحاظ ذهنی افراد حسود مفروضات مبالغه آمیزی درباره زندگی و شرایط دیگران میسازند، خوبیها و شادکامیهای آنان را بزرگ نمایی میکنند و مشکلات و سختیهای زندگی آنها را نادیده میگیرند. آنها تصویری صحیح و واقعی از زندگی خود و دیگران ندارند و اطلاعات دریافتی از موقعیت را تحریف میکنند.
این حس اگر ملایم باشد به رقابت سالم بدل شود و میتواند حتی با ایجاد انگیزه به پیشرفت فرد کمک کند اما گاهی شدید بوده و به جای ایجاد انگیزه برای داشتن چیزی که دیگری دارد به حسی تبدیل میشود که با تمام قدرت سعی میکند دیگری را از رسیدن به موفقیت باز دارد و سعی در تصاحب چیزی دارد که متعلق به او نیست.
بر خلاف آنچه که بین عموم رایج است حقیقت این است که مردان از زنان حسودترند اما مردان بسترهای اجتماعی برای رقابت جلوه دادن این حس خود دارند. مثلا اگر مردی اتومبیلاش را عوض کند، میتواند بگوید که اتومبیل جدید امکاناتش بهتر از اتومبیل قبلی است اما اگر زنی گردنبندش را عوض کند، معمولا اطرافیان انگیزهاش را چشم و همچشمی با دیگران میدانند.
دیوید باس معتقد است که حسادت در مرد در امور جنسی نقش بازی میکند ولی در زن نقش مرد به عنوان تامین کننده معاش بیشترین اولویت را دارد. بیشتر زنان خیانتی را که بدون دخالت احساسات عاطفی صورت گیرد میبخشند زیرا زنان تحمل ندارند که رقیب تمام محبت، زمان و توجه مردشان را به خود متمرکز کند.
با توجه به آثار روانی، رفتاری و اجتماعی آن، ضروریست که برای آن چارهای اندیشیده شود.
خودتان و مواردی که حس حسادت شما را بر میانگیزند بیشتر بشناسید
یادبگیرید خود را کنترل کنید و واکنش منفی از خود نشان ندهید
باورهای غلط ذهنی خود را اصلاح کنید
اعتماد بنفس خود را افزایش دهید
خود را با دیگران مقایسه نکنید
خودخواه نباشید
خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکنید
با همسرتان در مورد موقعیتهای حساس صحبت کنید
اعتماد کنید
مثبت باشید
نگرشتان را تغییر داده و اثرات منفی این حس را به خود یادآوری کند و بدانید نبود این حس ما را به آسایش در زندگی نزدیک میکند. زشتی این ضعف و رفتارهای ناشی از آن را مرتبا به یاد آورید و به خودتان تلقین کنید که هرگز نسبت به هیچکس حسادت نخواهید کرد. به نعمتها و امتیازها و نقاط مثبت خودمان بیشتر توجه کرده و روی ارزشهایتان فکر کنید. تواناییهای خود را شناخته و در جهت آن حرکت کنید و اگر نتیجهای حاصل نشد، از روانشناس کمک بگیرید.
گردآوری: مجله اینترنتی ستاره
به گزارش آلامتو و به نقل از آی بانو؛ یکی از بدترین احساساتی که طرفین در رابطه متحمل میشوند، حس حسادت است. هنگامی که به طرف مقابل حسادت میکنید، شبها خوابتان نمیبرد و حتی گاهی منجر به رفتارهای غیرمنطقی از سوی شما میشود.
وقتی همه چیز را کنار بگذاریم، درمییابیم که حسادت فقط از علائم عدم امنیت و ترس است. این حس نه تنها حس ناخوشایندی برای شما، که موجب اضطراب طرف مقابل نیز میگردد و میتواند در نهایت یک رابطه سالم را ویران کند. موارد زیر رفتارهای معمول و عادات مقتدرانهایی است که شامل زوجهایی میشود که رابطهایی استوار و امن دارند، حال آنکه خصایص زوجهای حسود را در بر نمیگیرد. اگر سردرگم هستید که آیا رابطه شما پایدار و امن است یا خیر، سوالات زیر را از خود بپرسید.
زوجهایی که رابطه امنی دارند، مشکلی با دوستان جنس مخالف طرف مقابل خود ندارند. داشتن دوستان مونث برای مردان و دوستان مذکر برای زنان خللی بر رابطه آنها وارد نمیکند.
زوجهایی که رابطه سالمی دارند، اگر دیگران از طرف مقابلشان تعریف و تمجید کنند، احساس تهدید نمیکنند. در واقع، آنها عاشق یادآوری طعمه فوقالعادهایی که آنها به دست آوردهاند، هستند.
زوجهایی که رابطه محکمی دارند از بیان واقعیتها که منجر به وضعیتهای بغرنج کوچک میشود، اذیت نمیشوند. آنها میتوانند آزادانه عقاید خود را اظهار کنند و از قضاوت نترسند.
زوجهایی که رابطه استواری دارند، با انجام فعالیتهای مختلف بدون یکدیگر مشکلی ندارند. اگر هر یک از طرفین تصمیم بگیرد با دوستان خود بیرون برود، رنجشی پیش نخواهد آورد. بعلاوه، اگر از یکدیگر دور شوند، اضطرابی از اینکه طرف مقابل کجاست یا با چه کسانی است، به خود راه نمیدهند.
جام جم سرا: 22 مردادماه امسال، فردی با مراجعه به کلانتری 122 دربند گفت: برادرم کامران که 31 ساله است از یک هفته گذشته با خودرواش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.
با تشکیل پرونده قضایی و بهدستور بازپرس، پرونده برای رسیدگی در اختیار پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
کارآگاهان در نخستین اقدام به ردیابی خودروی پژو 207 متعلق به مرد گمشده دست زدند و در کمتر از 24 ساعت خودرو به صورت بلاصاحب در شهرستان ساوه و بدون چهار حلقه لاستیک پیدا شد. همزمان با پیدا شدن خودرو، مشخصات «کامران» نیز در سیستم جامع پلیس ثبت و مشخص شد جسد وی یک روز پس از ناپدید شدن، بدون هیچگونه مدارک شناسایی در شهرستان آبسرد دماوند، داخل یک ساختمان متروکه پیدا شده است.
با شناسایی جسد از سوی خانواده مقتول، بررسی تیم پزشکی قانونی «اصابت سه تیر به ناحیه سر» و همچنین«اصابت جسم تیز به ناحیه گردن، کتف و پهلو» را نشان داد.
با تشکیل پرونده با موضوع «قتل عمد» و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. با آغاز تحقیقات، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند مقتول به قصد ملاقات با دو نفر از دوستانش بهنامهای «سینا» 26 ساله و «سهراب» 22 ساله از خانه خارج شده است، بلافاصله سینا و سهراب 18 شهریورماه- 33 روز پس از جنایت- دستگیر و برای انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل شدند.
به نقل از ایران، سینا و سهراب در تحقیقات نخست منکر هرگونه اطلاع از مرگ کامران شده و خود را بی گناه معرفی کردند، اما با توجه به اقدامهای پلیسی بهعمل آمده، ناچار لب به اعتراف گشوده و ضمن اعتراف به ارتکاب جنایت، انگیزه خود از این جنایت را «حسادت خود به وضعیت خوب مالی مقتول و خانواده اش» عنوان کردند.
متهمان در اعترافهای خود به کارآگاهان گفتند: کامران از دوستان صمیمی ما بود اما چون وضعیت مالی خوبی داشت و خودروی پژو 207 سوار میشد، همیشه به او حسادت میکردیم تا اینکه پس از چند باری که وضعیت مالی خودش را نزد ما برجسته و پررنگ کرد، ما نیز برای انتقامجویی تصمیم به سرقت خودروی پژو 207 و قتل کامران گرفتیم.
به گزارش جام جم سرا، سهراب درباره شب جنایت گفت: «عصر 15 مردادماه با کامران در یک پیتزافروشی در منطقه ولنجک قرار ملاقات گذاشتیم، کامران با خودروی پژو 207 به محل آمد و تا ساعت 10 شب در خیابانهای تهران مشغول دور زدن بودیم؛ نیم ساعت بعد طبق نقشه قبلی، به باغ یکی از بستگانم که از قبل کلید آنجا را به امانت گرفته بودم رفتیم. روبهروی باغ و در حالی که من در صندلی شاگرد راننده نشسته بودم، بدون هیچ بهانهای با کامران درگیر شدم و با کلت کمری که از قبل خریداری کرده بودم، سه تیر به سر کامران شلیک کردم و پس از برداشتن تمامی مدارک شناسایی، او را از ماشین بیرون انداخته و چند ضربه نیز با چاقو به او زدم.
سهراب در ادامه اعترافهایش به کارآگاهان گفت: هنگام درگیری، سینا را برای نگهبانی به سر کوچه فرستاده بودم؛ زمانی که کامران را از ماشین به بیرون پرتاب کردم، سینا را صدا زده و او را با سلاح تهدید کردم تا با چاقو چند ضربه به کامران بزند. سپس جسد را همان جا رها کردیم و با سرقت خودرو از محل متواری شدیم. برای پانسمان دستم که هنگام درگیری زخمی شده بود به درمانگاهی در غرب تهران رفتم و پس از درمان به خانه رفتیم. مدتی با خودرو دور میزدم تا اینکه همراه سینا خودرو را به شهر «نوبران» از توابع شهرستان ساوه برده و بعد از بازکردن لاستیکهای آن، خودرو را رها کردیم و سرانجام لاستیکها را در تهران فروختیم، گوشی تلفن همراه کامران را فروخته و مدارک شناسایی وی را نیز داخل سطل آشغال انداختیم.
گزارش جام جم سرا حاکی است که با اعتراف متهمان به مخفی کردن سلاح کمری استفاده شده در جنایت، داخل خودروی متعلق به سینا، خودروی 206 وی مورد بازرسی دقیق قرار گرفت و علاوه بر یک قبضه سلاح کمری، مبلغ 10 هزار دلار نیز پیدا شد. متهمان در ادامه تحقیقات با اعتراف به مسروقه بودن دلارها از داخل خودرو اعلام کردند مبلغ 10 هزار دلار را از یکی از دوستانشان سرقت کردهاند.
سرهنگ کارآگاه «آریا حاجی زاده» معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: «با توجه به اعتراف صریح متهمان به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس پرونده صادر شد و هر دو متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.»
جام جم سرا به نقل از بانی فیلم، شهاب حسینی که این روزها اولین فیلم خود در مقام کارگردان با نام «ساکن طبقه وسط» را روی پرده دارد به لحاظ شخصیتی آدمی است بشدت دوستدار خانواده، همواره سعی کرده زندگی متعادلی را برای همسر و دو فرزند پسرش فراهم کند.
پریچهر حسینی در گفتوگویی با ساناز صفایی در «ریتم زندگی» گفته است: گاهی اوقات شده که به طرفداران شهاب حسودیام میشود اما هم رفتارهای شایسته شهاب و هم برخوردهای او نسبت به طرفدارانش دلگرمم میکند؛ امیدوارم که خداوند همواره کمکش کند.
وی ادامه داده است: خدا را شکر عشقی بین من و شهاب بوده است که نگذاشته اتفاق خاصی بین ما بیفتد. البته که همه زندگیها سختیهای خاص خودش را هم دارد.
جام جم سرا به نقل از بیتوته: مادران سالم و نرمال به فرزندانشان افتخار کرده و دوست دارند شاهد پیشرفت آنها باشند. اما یک مادر خودشیفته دخترش را تهدیدی برای خودش میبیند. اگر توجه از روی مادر برداشته شده و به دختر معطوف شود، مطمئناً مورد تنبیه و سرکوفت از جانب مادر قرار خواهد گرفت.
مادر ممکن است به دلایل مختلف به دختر خودش حسادت کند: بخاطر ظاهر او، جوانیاش، مسائل مادی، موفقیتهایش، تحصیلات و حتی رابطه دختر با پدرش. این حسادت برای دختر بسیار دشوار است و پیامی دوگانه برای او دارد: «سعی کن کارهایت را درست انجام بدی که مادرت به تو افتخار کنه اما نباید خیلی خوب کار کنی چون ممکنه به تو حسادت کنه.»
- سارا کوچکترین فرد خانواده است. میگوید که بیشتر نزدیکان او از جمله مادرش چاق هستند و اضافه وزن دارند. وقتی سارا ۲۲ ساله بود مادرش با عصبانیت همه لباسهایش را از کمدش بیرون و کف اتاق ریخته و داد زده بود که «چطور این لباس اندازه تو میشود؟»
- فرانک میگوید، «مادرم همیشه میخواست که من زیبا به نظر برسم اما نه خیلی زیبا»
- مریم با ناراحتی میگوید، «مامانم به من میگوید که زشتم این در حالی است که بیرون از خانه همه از زیباییام تعریف میکنند.»
بااینکه خیلیها میگویند اینکه کسی به شما حسادت کند تجربهای خوشایند و قوی است، در واقعیت مورد حسادت واقع شدن، مخصوصاً توسط مادر، واقعاً بد است. حس اعتماد به نفس دختر با انتقادات مداوم مادرش کاملاً تخریب میشود. خوبی او همیشه زیر سوال بوده و موفقیتهایش دستکم گرفته میشود. وقتی دختر میفهمد که مادرش به چه چیز او حسادت میکند، احساس بیارزش بودن میکند. برای دختر واقعاً بیمفهوم است که مادرش این احساسات ناخوشایند را درمورد او داشته باشد. دختر نهایت تلاش خود را میکند که بفهمد ماجرا چیست و بخاطر همین ممکن است تصور کند که اشکال از خودش است.
برای دخترانی که مادرانی چنین حسود و خودشیفته دارند خیلی سخت است که درمورد حسادت مادر خودشان حرف بزنند و کنار آمدن با این موضوع هم برایشان خیلی سخت است. آنها هیچوقت نمیتوانند خوبی خودشان را به درستی ببینند تا بفهمند که حسادت مادرشان به چه دلیل است. درمقابل تصور میکنند که کار اشتباهی انجام دادهاند که موجب چنین رفتاری از طرف مادرشان شده است. این موقعیت واقعاً موقعیت سختی برای دختر است و او را سردرگم خواهد کرد.
اما برای مادر چه اتفاقی میافتد؟
حسادت به مادری که فقدان اعتمادبهنفس دارد، اجازه میدهد که موقتاً احساس بهتری به خود پیدا کند. وقتی او به دخترش حسادت کرده و بعد از او انتقاد کرده و بیارزشش میکند، تهدیدی که به سمت اعتمادبهنفس ضعیف خودش بوده است را از بین میبرد.
حسادت برای خودشیفتگان ابزاری بسیار قدرتمند است و میتوانید این مسئله را در برخورد مادر با افراد دیگر هم ببینید. اما وقتی این رفتار متوجه دختر میشود، نوعی حس درماندگی و بیاعتمادی به خود ایجاد میکند.
حسادت مادر برای دختر به روشهای مختلف ممکن است برای دختر مشکلشاز شود اما در زیر به نمونههایی از آن اشاره میکنیم.
اختلال در رشد طبیعی:
دختر جوان در زمان رشد مادر خود را نمونهای از چیزی میبیند که باید به آن تبدیل شود. اگر همین مادر او را خوار و خفیف کند و به موفقیتهایش حسادت کند، دختر نه تنها سردرگم و گیج میشود، خیلی وقتها هم دلسرد و ناامید شده و دست از تلاش برمیدارد. ازآنجاکه این وظیفه والدین است که هر مرحله از رشد بچهها را با عشق، محبت، حمایت و تشویق کنترل کنند، دختر دچار خلائی میشود که توضیحی برای آن نمیبیند. بیشتر بچههای دوست دارند والدین خودشان را خوشنود و راضی کنند و اگر چنین پیام گیجکنندهای از طرف آنها درافت کنند، برایشان خیلی راحتتر خواهد بود که هیچکاری انجام ندهند تا در معرض انتقاد آنها قرار نگیرند. پیام مادر به آنها این است: «اگر همان اول موفق نشدی، از آن کار دست بکش»!
اختلال در ارتباط با پدر:
بچهها باید هم با پدر و هم با مادر خود رابطه سالمی داشته باشند اما اگر مادر به ارتباط دختر خود با پدرش حسادت کند، دختر باید چه کند؟ دختر دوست دارد هم پدر و هم مادرش او را دوست داشته باشند. او باید کدامشان را راضی کند؟ چطور باید این تعادل ظریف را برقرار کند؟ سوال پیچیدهتر این است که پدر در چنین شرایطی چه باید بکند؟
معمولاً مردان در ارتباط با زنان خودشیفته سعی میکنند که به اندازه کافی به زن توجه کنند تا ارتباطشان حفظ شود. همین مسئله باعث میشود که نتوانند با دخترشان ارتباط برقرار کند و این موجب ایجاد فقدان ارتباط احساسی خوب با هر دو والدین در دختر میشود.
درد دوست نداشته شدن:
در کلیه موارد حسادت مادر به دختر، دختر تحت هیچ حمایتی قرار نمیگیرد. احساس خواهد کرد که کسی او را دوست نداشته و احساس تنهایی خواهد کرد. حسادت مثل خشمی است که میتواند به یک دختر در حال رشد به شدت آسیب بزند و برای کودک در هر سنی وحشتآور است.
با مرور تحقیقات و مطالعات مختلفی که روی این موضوع انجام گرفته است میبینیم که خیلی عقیده دارند حسادت مادر به دختر چندان مسئله شایعی نیست و در بیشتر مواقع با سوءتعبیر همراه است. خیلی هم عقیده دارند که تا حدی نرمال و طبیعی است. بیشتر مادران وقتی دخترانشان در سن بلوغ و رشد هستند، نزدیک به سن یائسگی قرار دارند و بعضی میگویند که طبیعی است که بعضی مادران کمی حس حسادت پیدا کنند.
خیلی مهم است که درک کنید این حس حسادت مسموم و مخرب که مادر خودشیفته احساس میکند به هیچ عنوان طبیعی نیست بلکه بسیار مخرب بوده و دشواری ایجاد شده برای دختر این است که بفهمد چطور آن را تشخیص داده و با آن کنار بیاید.
یکی از شایعترین الگوهایی که در چنین خانوادههایی وجود دارد مقایسه کردن مداوم با دیگران است. حسادت سر زشت خود را در بسیاری از موقعیتها نمایان میکند: «خانواده ما در مقایسه با خانوادههای دیگر چه وضعیتی دارد و آیا از دید دنیای بیرون به اندازه کافی خوب به نظر میآید؟» بچهها در چنین خانوادههایی این را یاد میگیرند و تبدیل به بزرگسالانی میشوند که مدام نگران مقایسه هستند.
اگر وضعیت شما هم این طور است و توسط والدینی خودشیفته تربیت شدهاید، بخشی از روند بهبودی شما این است که یاد بگیرید چطور با آن کنار آمده و برخورد کنید. مقابله با آن هیچ سودی برایتان نخواهد داشت. باید خودتان را از سردرگمی که دارید آسوده کنید و آن حسادت را همان طور که هست ببینید. برای این منظور باید بتوانید نقاط قوت و تواناییهای خودتان را خوب بشناسید. به هیچ عنوان نباید کینه ورزی کنید چون وضعیتتان را بدتر خواهد کرد. این حسادت متعلق به شما نیست، بخشی از اختلال شخصیت یک مادر است.
روند بازیابی و ریکاوری به شما کمک میکند خودتان را طوری بشناسید که دیگر کسی نتواند آن را برایتان تعریف کند. مطمئن باشید که زمان و انرژی که برای این تغییرات میگذارید ارزشش را خواهد داشت و هرچه کمکتان کند به زنی تبدیل شوید که مادرتان مانع از آن شده بود، احساس فوقالعادهتری به خودتان پیدا خواهید کرد و زندگیتان لذتبخشتر خواهد شد.
به نقل از حوزه معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان فارس، فرمانده انتظامی شهرستان کازرون این استان با بیان این خبر اظهار داشت: در پی شکایت دختری جوان مبنی بر اینکه فردی در یکی از شبکههای مجازی اجتماعی صفحهای ایجاد و در آن تصاویر شخصی وی را همراه با مطالب غیر اخلاقی درج کرده است، بررسی موضوع در دستور کار پلیس قرار گرفت.
سرهنگ مهرداد مشوق افزود: کارشناسان پلیس فتا با بررسی پروفایل ایجادشده و انجام اقدامات فنی و تخصصی موفق به شناسایی و دستگیری متهم شدند. متهم که از دوستان و همکلاسیهای شاکیه است در مواجهه با مدارک و مستندات به بزه انتسابی اقرار کرد و انگیزه خود را حسادت و انتقامجویی عنوان داشت.
فرمانده انتظامی کازرون با اشاره به اینکه متهم مذکور به دادسرا معرفی شده، به شهروندان توصیه کرد که عکس و فیلمهای خصوصی خود را بههیچعنوان در اختیار دیگران حتی نزدیکان و اقوام قرار ندهند و همچنین اجازه فیلمبرداری و عکسبرداری از مجالس خصوصی خود را به دیگران نداده و از ذخیره کردن اطلاعات خصوصی نظیر فیلم و عکس بر روی تلفن همراه، تبلت و لپتاپ پرهیز کنید. (دولت بهار)
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از روزنامه ایران، کمی حسادت یا حسادت شدید هر دو آسیب زننده و خطرناک است و اصلاً اینطور نیست که حسادت در طول رابطه یا به مرور زمان بیشتر شود چون این چیزی است که در عمق وجود یک نفر ریشه دارد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید حسادت بیشتر از اینکه یک خصلت باشد یک واکنش عاطفی است در برابر نگرانی واقعی یا غیر واقعی که فرد گمان میکند رابطهاش را در معرض تهدید قرار داده است یا موقعیتاش را خراب خواهد کرد.
آیا حسادت طبیعی است؟
حسادت برآمده از احساسات است؛ یک احساس منفی است و با غبطه خوردن فرق دارد. ممکن است شما زیبایی، موفقیت و جایگاه شریک زندگیتان را ببینید و دوست داشته باشید شما همچنین موقعیتی را تجربه کنید. تا زمانی که جایگاه دیگری را تحسین میکنید و برایش خوشحال هستید و بخشی از این موفقیت را سهم خودتان میدانید شما حسود نیستید. وقتی دیگری انگیزهای را در شما تقویت میکند تا تغییری ایجاد کنید شما حسود نیستید. اما زمانی که تحمل موقعیت دیگری را ندارید، دچار احساس خود کم بینی میشوید، گمان میکنید موقعیتتان متزلزل شده است و تهدید شدهاید شما آدم حسودی هستید و معمولاً برای نشان دادن این احساس هر رفتار نامعقول و نامتناسبی را از خود نشان میدهید. کمتر پیش میآید که آدم حسود خوددار باشد. آدم ها حسادت را با لحن کلام، نوع نگاه و رفتارهای تند و عصبی نشان میدهند و دیگران هم بخوبی متوجه این رفتارها میشوند.
چیزی که باعث حسادت میشود
حسادت به دلایل متفاوتی تحریک میشود. گاهی انتظارات غیر معقول و ناممکن از یک رابطه باعث ایجاد حسادت میشود. ممکن است از همسرتان در رابطه انتظارات نامتعارف یا نامعقولی داشته باشید یا احساس مالکیت و سلطه به دیگری حسادت را در وجودتان برانگیزد. تجربههای آزاردهنده در گذشته و ناکامیهای قبلی، احساس نبود امنیت در رابطه، ترس از خیانت یا کنار گذاشته شدن، ترس از دست دادن کسی که دوستش دارید، حس مالکیت شدید، غیرت و تعصب و تمایل به کنترل دیگری همگی میتوانند حسادت را تحریک کنند. معمولاً عدم تحمل موفقیت دیگری و تمایل به سلطهگری در رابطه و کنترل فرد با عنوان غیرت و تعصب دو عامل مهم برانگیزاننده حسادت هستند.
حسادت با رابطه چه میکند؟
حسادت شما را از احترام، توجه و محبت تهی میکند. اگر در رابطهای هستید که دیگری به شما حسادت میکند حتماً بخوبی متوجه شدهاید که چقدر گاهی خودتان را تهی از عشق و علاقه میبینید و چقدر از اینکه در معرض تهدیدهای فرد حسود هستید رنجیدهاید. با وجود حسادت رابطه پر از گلایهمندی، خشم، جنگ و درگیری، بحثهای بیپایان، بیاعتمادی، افسردگی، حس انتقامجویی متقابل، جوابگوییهای غیر لازم، واکنشهای جسمی، تغییرات خلقی شدید دو طرف و رنجشهای بیپایان است. به مرور زمان احساس میکنید بیخواب شدهاید، علاقهمندیهایتان را از دست دادهاید و حتی ذائقه غذاییتان تغییر کرده است. بهعنوان کسی که به او حسادت میشود شاید مجبور شوید برخی از روابطتان را محدود کنید، کارتان را رها کنید، موفقیتها و علاقهمندیهایتان را دنبال نکنید فقط به این دلیل که حسادت برانگیز نباشید. این یعنی قرار گرفتن در یک موقعیت خشونتآمیز و پایان رابطه.
راههای غلبه بر احساس ناراحتی و حسادت ، درمان حسادت
من همیشه میدانستم که میخواهم یک نویسنده شوم، بخاطر همین وقتی از دانشگاه فارغالتحصیل شدم، آماده بودم که کارم را شروع کنم.
موفقیت یکشبه من آنطور که برنامهریزی شده بود پیش نرفت و تقریباً یک دهه در تلاش برای چاپ شدن نوشتههایم بودم.
بااینکه مطمئن بودم که این تجربه کاملاً طبیعی است ولی واقعیت ناراحتکننده ای روبهرویم بود:
افراد دیگری بودند، که خیلیهایشان را هم میشناختم، که بدون هیچ مشکلی پیشرفت کردند.
هر روز خبر موفقیت فروش کتاب یک زن را میشنیدم. آیا این زنها به اندازه من نگاه دقیقی به زندگی داشتند؟
آیا به اندازه من بامزه، جذاب و متواضع بودند؟
نه نبودند! البته من اصلاً نمیدانم که این زنها چطور آدمهایی بودند. فقط می دانستم که از آنها متنفرم.
اینطور بود که سالهای شکنجهام شروع شد، یادتان باشد که این شکنجهها بخاطر این نبود که اتفاق بدی برایم افتاده بود.
اینکه دست رد به سینهات بزنند مطمئناً درد جسمانی به دنبال ندارد.
هیچکس هیچوقت امنیت من یا خانوادهام را به خطر نینداخت.
درواقع، متن رد شدن نوشتههایم حتی یکی دو جمله تحسینآمیز هم در خودشان داشتند و برایم آرزوی موفقیت هم میکردند.
دلیل عصبانیت و ناراحتی من اتفاقات خوبی بود که برای دیگران میافتاد.
من مطمئن بودم که باهوشتر، خوشگلتر و مستحقتر برای موفقیت هستم.
من سختکوش بودم و برای موفق شدن آمادگی بیشتری داشتم.
دلم میخواست آنهایی که کتابهایشان چاپ میشد را در دریا بیندازم تا غرق شوند، دلم میخواست آنها را شکنجه کنم.
خیلی حس زشتی است – اینکه از موفقیت کسی ناراحت شوید – ولی آدمها اغلب زشت هستند.
و مطمئن هستم که شما هم تا بحال حس مشابهی را تجربه کردهاید.
وقتی این اتفاقها برای کسانی غیر از شما میافتد، حتی ممکن است دیوانه شوید: همسر پیدا کردن.
نمره بالا گرفتن در کلاس، قبول شدن درد انشگاه، داشتن والدین باحال، خوشهیکل بودن، گرفتن ترفیع کاری، و …
شما هم از فکر کردن به این چیزها خسته شدهاید؟
خشمگین بودن نسبت به آدمها انرژی زیادی از آدم میگیرد، مخصوصاً اگر بدی در حق شما نکرده باشند. پس با این احساسات چه باید بکنید؟ چطور میتوانید یکی از آن آدمهای بدبختی که مدام از وضعیت خودشان شکایت میکنند و به وضعیت دیگران حسادت میکنند نباشید؟ من یک برنامه چهار مرحلهای دارم که توانست من را از آن وضعیت بیرون بکشد. امیدوارم بتواند به شما هم کمک کند.
یک راه برای کنار آمدن با همه خستگیتان این است که یک قدم به عقب بردارید و به این فکر کنید که چه کردهاید. من وقتی در ابتدای دهه بیستسالگیام بودم، شاید هیچکدام از کتابهایم چاپ نشده بود، ولی نامزد خیلی مهربانی داشتم که در همه کارها به من کمک میکرد. سلامت بودم و رابطه فوقالعادهای هم با پدر و مادرم داشتم. دفعه بعدی که متوجه شدید بخاطر موفقیت یک نفر میخواهید خودخوری کنید، به چیزهایی مثل این فکر کنید: او والدین مهربان و حمایتگری مثل من ندارد، من خیلی خوششانس بودهام که در همچنین خانوادهای هستم. قدر چیزهایی که دارید را بدانید، مخصوصاً چیزهایی که شما دارید و دیگران ندارند. شاید باز هم از خشمتان برای موفقیت دیگران کم نکند ولی برای شروع بد نیست. به این فکر کنید این چیزی که آن فرد الان به دست آورده است، تنها چیزی نیست که شما در زندگی میخواهید و تنها چیزی هم نیست که در دنیا اهمیت دارد. زندگی بسیار پیچیده است و همین است که جالبش میکند.
حاضرم شرط ببندم که بیشتر آنها افراد همسن و سال خودتان هستند – حتی دوستانتان. یک نکته خیلی عالی درمورد دوستان این است که با هم بزرگ شدهاید و پیر میشوید. من در سن ۳۲ سالگی چندین دوست دارم که با خیلی از آنها از دوران دبیرستان دوست بودهام و خیلیها هم به قبل از دوران دبیرستان تعلق دارند. مطمئنم که طی بیست سال گذشته به هر کدام از آنها در یک نقطه از زندگیام حسادت کردهام. و این هیچ اشکالی ندارد. همه ما بزرگ و بالغ میشویم و با سرعت خودمان رشد میکنیم. سعی کنید همیشه به خاطر داشته باشید که همه ما دلمان میخواهد دوستانمان موفق باشند چون یک روز پیر میشویم و دلمان میخواهد وقتی در جشن تولدمان به اطرافمان نگاه میکنیم به تکتک کسانی که اطرافمان هستند افتخار کنیم. و از طرف دیگر، داشتن دوستان موفق احتمال موفقیت شما را هم بیشتر میکند چون شما از آنها حمایت میکنید و آنها هم درمقابل از شما حمایت خواهند کرد. موفقیت یک کار گروهی است. پس عضو یک گروه باشید!
وقتی همه چیز با شکست مواجه میشود و از عصبانیت و حسادت خسته شدهاید فریاد بزنید
کار دیگری که واقعاً برای کنار آمدن با این وضعیت به من کمک کرد، انجام یوگا بود. من همیشه در مغزم زندگی میکردم و بدنم را درواقع دشمن مغزم میدانستم. یادم میآید که وقتی دبیرستانی بودم، گفته فیلسوف فرانسوی معروف دکارت را شنیده بودم که میگفت، ذهن و جسم دو موجودیت جداگانه هستند، حتی اگر بر هم تاثیر داشته باشند و این بدترین شکل تفسیر یک فلسفه بود. با خودم فکر میکردم چرا همه طوری رفتار میکنند که انگار خیلی عجیب است ذهن و جسم از هم جدا باشند؟ اینطور است دیگر! البته به استثنای اینکه به آن سادگیها که من فکر میکردم هم نبود. جسم ما به شدت به مغز و احساسات ما مرتبط است. وقتی احساس بدبختی و حسادت میکنید و دلتان میخواهد با مشت توی صورت کسی بزنید، حرکت دادن بدنتان میتوانید خیلی مفید باشد. من در سن ۱۲ تا ۲۴ سالگی به این ایده میخندیدم ولی واقعیت این است که آن زمان بیشتری احساس ناراحتی را در زندگیام داشتم. چه دویدن باشد چه یوگا یا انجام هر ورزش دیگری کنار دوستانتان، حرکت دادن بدنتان میتواند تاثیر فوقالعادهای بر وضعیت ذهنیتان داشته باشد. من خودم به این دلیل یوگا را دوست دارم که یک معلم عالی پیدا کردم که همیشه قبل از کلاس کمی درمورد اینکه کاری که ما روی زیرانداز یوگایمان انجام میدهیم با زندگی آن زیرانداز در ارتباط است، برایمان حرف میزند. یوگا با مجبور کردن من برای کندتر کردن تنفسم و برخورد با بدنم بعنوان قسمتی از خودم، به من کمک کرد بتوانم چیزهایی که در کنترلم نیستند را رها کنم و به هیچچیز وابسته نشوم.
وقتی همه چیز با شکست مواجه میشود و از عصبانیت و حسادت و انواع و اقسام احساسات زشت و ناراحتکننده خسته شدهاید، فریاد بزنید. همه نیرویتان را جمع کنید و جیغ بزنید – بیصدا. از آنجایی که من در یک محله بسیار ساکت زندگی میکنم، جیغ بلند کشیدن عصبیام میکند ولی اگر شما دوست دارید که سر و صدا کنید، میتوانید یک جیغ بلند بکشید! میدانم شاید به نظرتان احمقانه بیاید ولی مطمئن باشید که اثر دارد. گاهیوقتها باید به خودتان یک لحظه خشم کامل بدهید، حتی اگر آن خشم و عصبانیت کاملاً بدون دلیل و بیهدف باشد. شما کامل نیستید. من هم نیستم. هیچکس نیست. وقتی کسی که میشناسم یک جایزه میبرد یا در لیستی که من دوست داشتم باشم قرار میگیرد، هنوز هم یک لحظه با خودم میگویم «چرا من نه؟» این کاملاً طبیعی است. شما ربات نیستید، آدمید. به خودتان اجازه دهید گاهی حسادت کنید و دیوانه شوید ولی بعد هر کاری از دستتان برمیآید برای بیرون آمدن از این حالت انجام دهید.
من چطور پیش رفتم؟ توانستم پیش روم چون واقعیت را قبول کرده بودم، اینکه خوشاقبالی فردی دیگر تاثیری بر شانس و خوشاقبالی من ندارد. این احتمال هست که یک روز هم اقبال شما برگردد و شما برنده میدان باشید. نه من مرکز جهان هستم و نه شما. اشکالی ندارد که برای خودتان بخاطر اینکه نتوانستهاید چیزی که میخواستید را به دست آورید، متاسف باشید، مخصوصاً اگر خیلی برای آن تلاش کرده بودید،. ولی بعد باید از آن بگذرید و زندگیتان را جلو ببرید. شما تلاشتان را کردهاید و هر کاری از دستتان برمیآمده را انجام دادهاید و برای رسیدن آن روز طلایی فقط باید صبر کنید. همین. مطمئن باشید یک روز میآید.
هر چقدر هم که شایسته و مستحق موفقیت باشید، دنیا خارج از دستان شماست. همه آن آدمهایی که در یک لحظه تصور میکنید همه چیز دارند، واقعیت این است که اینطور نیستند. آنها مشکلاتی دارند که شما از آنها بیخبرید و آنها هم به بقیه حسادت میکنند (حتی به خود شما). خشمگین بودن نسبت به دیگران و کینه ورزیدن انرژی زیادی از شما میگیرد. درعوض باید سعی کنید از این انرژی برای انگیزه دادن به خودتان برای سختتر تلاش کردن استفاده کنید. چون تنها چیزی که میتوانید واقعاً کنترلش کنید، خودتان هستید. شاد و راضی بودن برای آنچه که هستم بود که من را از گرداب حسادت نجات داد. شما هم چیزی را پیدا کنید که خوشحالتان میکند و آن را انجام دهید. مطمئن باشید با ادامه دادن مسیرتان بالاخره موفقیت به سمتتان میآید و خودتان و همه اطرافیانتان را خوشحال خواهد کرد. البته ممکن است بعضی از آنها بخواهند شبها مخفیانه بخاطر این موفقیت شما در تحتخوابشان گریه کنند ولی اگر دوست واقعی باشند، خیلی زود به سمتتان برمیگردند و از این هم که هستید بالاتر میبرندتان.
منبع: مردمان
حسادت های عاشقانه مشکلی رایج میان زوج های امروزی اسـت و رتبه دوم را در میان مشکلات زناشویی دارد. وقتی صحبت از حسادت به میان می آید، اغلب آن را احساسی منفی می پندارند؛ در صورتی که این حس جزو آن دسته از احساساتی اسـت که نه مطلقا مثبت و نه کاملا منفی اسـت.
حسادت عاشقانه
وجود این حس تجربه ای مهم در زندگی افراد به حساب می آید و بدون شک حاکی از نیازهای اساسی آنان اسـت اما آن چیزی که اغلب افراد را در مورد این حس نگران می کند، اخلاق بیمارگونه، خشونت و عصبانیتی اسـت که از این احساس نشأت می گیرد. حسادت نوعی نارضایتی و احساس ناامنی اسـت که می تواند منجر به رفتارهای مخرب شود و پایه های یک رابطه را متزلزل کند و در مقابل، موجب برانگیختن تمام قوای شخص برای حل مشکلات شخصی یا زناشویی او شود.
برای بررسی این موضوع ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا عشق بدون حسادت ممکن اسـت؟ بدان سبب که زوجین در ابتدای پیوند خود علاقه دارند بیشتر اوقاتشان را با یکدیگر بگذرانند، بیشتر تلاش می کنند تا نشان دهند با یکدیگر تفاهم دارند و از آنجایی که فقط در قالب این پیوند می توانند به برخی از نیازهای خود پاسخ گویند، به نظر می رسد که فرد مقابل را دوست دارند.
این علاقه منجر به ایجاد نوعی وابستگی به طرف مقابل می شود و در نتیجه ممکن اسـت احساس حسادت در هر یک از طرفین به وجود آید؛ بنابراین عشق و حسادت دو احساس لاینفک به حساب می آیند. حسادت به خودی خود یک مشکل تلقی نمی شود و تنها شاخصی از وجود یک مشکل اسـت.
حتما همه ما این جملات را میان افراد مختلف شنیده ایم:
- نسبت به اینکه همسرم در جمع خاصی با فرد دیگری غیر از من صحبت کند، حساسم.
- نمی توانم نگاه فرد دیگری را به همسرم تحمل کنم.
- تمام رفت و آمدهای همسرم را کنترل می کنم.
- نمی توانم تحمل کنم که همسرم بدون من به تفریحات خودش بپردازد.
- نمی توانم یک لحظه از او دور شوم و ...
این جملات می تواند وجود حسادت را در یک فرد ثابت کند.
حسادت چیست؟
حسادت عاشقانه با معنای عام این واژه که در ذهن عموم افراد اسـت، متفاوت اسـت. این نوع حسادت، ترکیبی از ترس و عصبانیت و همراه با احساس ناامنی اسـت. در اینگونه حسادت، بارزترین عکس العملی که از فرد حسود دیده می شود، عصبانیت نسبت به کسی اسـت که او را دچار این حس کرده اسـت. همانطور که گفته شد، حسادت عاشقانه نشان دهنده ترس فرد برای از دست دادن منفعتی بزرگ و مهم اسـت و هرگونه جلب توجهی از سوی همسر فرد حسود نوعی تهدید برای او محسوب می شود.
این نوع حسادت را حسادتی بیمارگونه می نامند که سال ها دوام می یابد و مسلما با خشونت فرد حسود نیز همراه خواهد بود. از آنجایی که این خشم برای مدت کوتاهی به فرد احساس سرزندگی می بخشد، او دائما و به شکل ناخودآگاه خشمگین می شود اما بلافاصله شرمنده شده و پشیمانی خود را ابراز می کند.
بنابراین حسادت موضوعی اسـت که اگر به آن توجه نشود، نتایج منفی به بار خواهد آورد اما به علت وجود شور و هیجان در ابتدای پیوند، کمتر دیده و بدان توجه می شود. زوجین در ابتدای امر اغلب اینگونه جملات را به زبان می آورند که «ما همدیگر را دوست داریم و همانند یک روح در دو بدن هستیم»؛ در حالی که روزمرگی موجود در زندگی، به تدریج از شدت این هیجانات می کاهد و ارتباطی معمولی میان آنها به وجود می آورد؛ در نتیجه به مرور زمان کمتر جملاتی از این دست بین زوجین رد و بدل می شود. این فاصله ممکن اسـت باعث به وجود آمدن نوعی حس ناامنی برای هر یک از زوجین شود. در این زمان اسـت که فرد غرق در خیالات خود می شود و معمولا این جملات و پرسش ها در ذهنش شکل می گیرد:
«چطور می تواند بدون من زندگی کند؟»
«چرا به سرگرمی ها و اوقات فراغت خود بیشتر از من اهمیت می دهد؟»
«نمی خواهم او را از دست دهم! دیگر مرا دوست ندارد.»
کمبودهای دوران کودکی
برخی از روانکاوان معتقدند حسادت از دوران کودکی سرچشمه می گیرد و می تواند نتیجه عدم توجه یکی از والدین نسبت به فرزندشان باشد و حتی ممکن اسـت این احساس، در نتیجه فقدان اعتماد به نفس و امنیت در دوران کودکی به وجود آید؛ مانند کودکی که می ترسد از اینکه فاقد ویژگی هایی باشد که دیگران از او انتظار دارند یا می ترسد از اینکه به اندازه کافی مورد پسند دیگران واقع نشود و توانایی جذب دیگران را نداشته باشد. تمام این تجربه ها در دوران کودکی می تواند در بزرگسالی، فرد را درگیر احساسی به نام «حسادت عاشقانه» کند.
بی وفایی
افرادی هم هستند که در حسادت فرافکنی می کنند؛ تا آنجایی که همسر خود را بی وفا می نامند، فقط به این دلیل که خودشان گاهی دچار بی وفایی می شوند که این موضوع دقیقا مصداق این ضرب المثل «کافر همه را به کیش خود پندارد» اسـت.
ترس
حسادت در آقایان بیشتر حول محور ترس از دست دادن قدرت و برای خانم ها بیشتر ترس از طرد شدن اسـت؛ به طوری که می اندیشد همسرش دیگر او را دوست ندارد. به همین دلیل اسـت که خانم ها اغلب احساسات عاشقانه خود را ابراز می کنند.
راه حل های پیشنهادی برای افراد درگیر حسادت
مشکل را قبول کنید
اولین گام برای حل این مشکل درک مسئله ای اسـت که تمام آرامش تان را تحت الشعاع خود قرار داده و بعد از آن، یافتن علت آن به تنهایی اسـت؛ نه اینکه طرف مقابلتان را با خشونت وادار به انجام کارهایی کنید که دوست ندارد. با خودتان خلوت کنید و این سوال ها را از خودتان بپرسید و برایشان پاسخی منطقی پیدا کنید:
آیا مشکل از من اسـت؟
چرا نمی توانم همسرم را به خود جذب کنم؟
آیا رفتار من اشکالی دارد که همسرم را از من دور کرده اسـت؟
چرا نسبت به همسرم حس حسادت دارم؟
چه چیزی بیشتر از همه مرا در این رابطه آزار می دهد؟
با همسرتان صحبت کنید
فضایی آرام و دنج را برای گفتگویی دو نفره و صمیمی به وجود آورید. درباره احساسات و ناراحتی هایی که اخیرا شما را آزرده اسـت با او صحبت کنید و از وی کمک بخواهید. مطمئن باشید وقتی شما را اینچنین صادق ببیند، برای بهبودی حالتان قدمی برخواهد داشت.
مشورت کنید
داشتن یک حامی درمانی وقتی که از نظر روحی دچار مشکل شده اید، بسیار مهم اسـت. روانشناسی باتجربه و خبره می تواند شما را به سادگی راهنمایی کرده و راه حل هایی باورنکردنی جهت مقابله با هیجاناتی که رابطه شما و همسرتان را دچار آسیب کرده اسـت، پیشنهاد کند.
خودتان را سرگرم کنید
خودتان را با فعالیت ها و سرگرمی های مورد علاقه تان مشغول کنید تا پرنده خیالتان به سوی کنکاش در رفتارهای همسرتان پر نزند. این را بدانید که همسرتان احتیاج به آزادی دارد.
به تصورات ذهنی خود پایان دهید
از خیالبافی دست بکشید؛ یعنی چیزی که باعث به وجود آمدن سناریوهایی می شود که در واقعیت وجود ندارند. بدانید که تن دادن به این تخیلات باعث می شود به سمتی پیش بروید که تلفن همراه یا ایمیل های همسرتان را چک کنید و در این میان مسلما به دنبال بهانه ای خواهید بود که تخیلات خود را اثبات کنید و به همسرتان نشان دهید که دلیلی منطقی برای نگرانی و ترس شما وجود دارد.
مطمئن باشید که بازجویی همسرتان فقط او را به ستوه می آورد. این کنجکاوی های بی مورد هیچ کمکی به روند بهبودی شما نمی کند و در ضمن بدانید که اگر هدف او فریفتن شما باشد، از روش هایی استفاده خواهد کرد که شما بویی از ماجرا نبرید. هیچ انسانی دوست ندارد مانند یک زندانی باشد و دائما از او بازجویی شود. هر کس خودش مسئول حریم شخصی و وجدانش اسـت، پس هیچ لزومی ندارد بدانید با چه کسی تماس می گیرد.
اعتماد به نفس خود را بازیابید
به خودتان متکی باشید و بدانید که رابطه عاطفی شما و همسرتان رابطه ای اسـت که هیچ کس نمی تواند در این حریم خصوصی وارد شود و همسرتان نیز هیچگاه اجازه ورود به هیچ غریبه ای را نخواهد داد.
راه حل های پیشنهادی برای فرد قربانی حسادت
به فرد حسود اطمینان بدهید
اگر شما قربانی این حسادت هستید، با اطمینان بخشیدن به طرف مقابلتان و پاسخ به سوال های فرسایشی وی می توانید کمک بسیاری به او بکنید. برعکس اگر در برابر سوال های او بی محلی کنید، با این کار به او می فهمانید که او دیگر قدرت خود را از دست داده اسـت؛ در نتیجه با مشکل جدیدی روبرو خواهید شد. خود را مقصر ندانید؛ زیرا افراد حسود عادت دارند دیگران را مقصر این حسادت بدانند. در مواجهه با این افراد فقط باید صبور باشید و شرایطی را مهیا کنید که اعتماد اولیه خود را به شما برگردانند.
فعالیت های دو نفره انجام دهید
فعالیت هایی را ترتیب دهید که به مشارکت هر دوی شما احتیاج داشته باشد؛ زیرا این دسته از فعالیت ها اعتماد، همبستگی و تفاهم ایجاد می کنند.
از فردی مطمئن کمک بخواهید
اگر به مرحله ای رسیده اید که خشم و حسادت همسرتان آنچنان زیاد شده که زندگی تان را دچار آسیبی جدی کرده اسـت، حتما از یک فرد قابل اعتماد کمک بگیرید. مسلما یک روانشناس می تواند بهترین کمک را به بهبود اوضاع بکند.
مجله موفقیت
اخبارمرتبط :
حسادت کردن به دیگران را در 6 روز کنار بگذارید!
این گونه حسادت نکنید!
فواید حسادت
خنثی کردن حسادت همکاران حسود