اصطلاحی در دانش روانشناسی وجود دارد که آن را «اختلال شخصیتی خودشیفتگی» مینامند و به معنای آن است که ادامه ...
کارکردها معمولاً در جهت هدفها هستند و نوعی تعامل و دادوستد میان آنها وجود دارد. کارکردهای قدرت نامطلوب ادامه ...
با توجه به کارکردهای مشترکی که برای قدرت نام بردیم، در ادامه اشاره خواهیم کرد قدرت مطلوب از آنجا که دارای ادامه ...
شعر «کارِ شبپای» نیما در سال 1325/ 1946 سروده شده است. اخوان تجدد ادبی در سنّت شعری ایران را با نگرشی ادامه ...
«مرغ آمین» یکی از مشهورترین شعرهای نیما است. این شعر در سال 1330/1952 سروده شده است. در این شعر پرندهای ادامه ...
یکی از نخستین نمونههای قابل توجه رویکرد تفسیری تازه را در مقدمهی منتقدی نه چندان معروف بر شعر نه چندان ادامه ...
در سرتاسر تاریخ شعر فارسی هیچ شخصیتی به اندازهی نیما آثار خودش را با ملاحظات نظری، شرحها، توضیحها ادامه ...
برای عموم خوانندگان شعر فارسی عصر مشروطه نوع تازهای از شعر نخستین بار در آثار محمدرضا میرزادهی عشقی ادامه ...
پروین اعتصامی (1320-1285/ 1941-1907)، نخستین شاعر بزرگ زن در ایران عصر جدید، معمولاً هنرمندی به حساب ادامه ...
کوکا :هنگامی که عکاس خلاق و دوست دار حیوانات آیزا لیسون به روستایی کوچک در لهستان می رود با یک روباه قرمز اهلی آشنا می شود و پرتره هایی زیبا از وی در طبیعت زیبا زمستانی می گیرد.
مردم در ابتدا با او برخورد خوبی نداشتند اما بعد از بیماری به او علاقمند شده و به او کمک می کنند. عکس هایی که از او گرفته شد این واقعیت را برای ما آشکار کرد که روباه ها رفتاری حد وسط سگ و گربه دارند. او در هر صورت کار خودش را می کرد و به ما اهمیت نمی داد اما بعد مدتی آشنایی حرف شنو شده بود و ژست های جالبی برای عکس به خود می گرفت.
فریا یک روباه است که در آوریل سال 2015 متولد شده و به عنوان یک حیوان اهلی و خانگی در یکی از روستاهای جنوب لهستان زندگی می کند.
جالب توجه این است که رنگ این روباه قرمز زیبا متناسب با محیط اطرافش تغییر کرده است.
داستانی از لتونی
گربهای بود که غالباً از صاحبش کتک میخورد، زیرا گاهی ظرف شیر را میانداخت و بعضی اوقات هم کارهای دیگری میکرد که اسباب ناراحتی پیرزن میگردید.خروسی بود بال و پرش رنگ طلـا ، انگاری پیرهنی از طلـا، به تن کرده بود ، تاج قرمز سرش مثل تاج شاهان خودنمایی می کرد .
خروس ما اینقدر قشنگ بود که اونو خروس زری پیرهن پری صدا می کردند .
خروس از بس مغرور و خوش باور بود همیشه بلـا سرش می آمد، برای همین
سگ همیشه مواظبش بود تا اتفاقی برای اون نیافته
یک روز سگ آمد پیش خروس زری پیرهن پری ،
بهش گفت : خروس زری جون .
خروسه گفت : جون خروس زری
سگ گفت : پیرهن پری جون
خروس : جون پیرهن پری
سگ : می خوام برم به کوه دشت ، برو تو لـانه ، نکنه بازم گول بخوری ، درو روی کسی باز نکنی؟
خروس گفت : خیالت جمع باشه ، من مواظب خودم هستم .
سگ رفت ، بی خبر از اینکه روباه منتظر دور شدن اون بود . همینکه سگ حسابی دور شد ،
روباه ناقلـا جلوی لـانه خروس زری آمد تا نقشه اش را عملی کند ،
جلوی پنجره ایستاد و شروع کرد به آواز خواندن :
ای خروس سحری
چشم نخود سینه زری
شنیدم بال و پرت ریخته
نذاشتن ببینم
نکنه تاج سرت ریخته
نذاشتن ببینم
خروس زری که به خوشگلی خودش افتخار میکرد خیلی بهش بر خورد ، داد زد:
نه بال و پرم ریخته ، نه تاج سرم ریخته .
روباه گفت اگه راست میگی ، بیا پنجره رو بازکن تا ببینمت .
خروس مغرور پنجره رو باز کرد و جلوی پنجره نشست و گفت :
بیا این بال و پرم ، اینم تاج سرم .
و همینکه خروس سرش رو خم کرد که تاجش و نشون بده ، روباه پرید و گردن خروس را گرفت .
خروس داد و فریاد زد کمک ، کمک که بلکه سگ به دادش برسه .
سگ با گوشهای تیزش صدای خروس را شنید و به طرف صدا دوید .
دوید و دوید تا به روباه رسید .
از روباه پرسید: آی روباه حقه باز خروس زری را ندیدی ؟
روباه که دهان خروس رو بسته بود و اونو توی کوله پشتی انداخته بود ،
شروع کرد به قسم خوردن که والـا ندیدم ، من از همه چیز بی خبرم ،
و پشت سر هم قسم می خورد . یکدفعه چشم سگ به کوله پشتی افتاد و گفت :
قسم روباه و باور کنم یا دم خروس را ؟
روباه تازه متوجه شد که دم خروس از کوله پشتی اش بیرون آمده ،
پس کوله پشتی رو انداخت و تا می توانست دوید تا از دست سگ نجات پیدا کند .
و خروس زری پیرهن پری هم همراه سگ به خانه برگشتند .
وقتی کسی دروغی میگه ، ولی نشانه ایی وجود داشته باشه
که حرف او را نقض کنه از این ضرب المثل استفاده می شود .
این مطلب مفید بود ؟ |
داستانی از لتونی
گربهای بود که غالباً از صاحبش کتک میخورد، زیرا گاهی ظرف شیر را میانداخت و بعضی اوقات هم کارهای دیگری میکرد که اسباب ناراحتی پیرزن میگردید.
دانش > محیط زیست جهان - همشهری آنلاین:
یک قالب یخ که درونش یک روباه غرقشده در رودخانه دانوب در چهار روز پیش دیده میشود، روز جمعه ۱۳ ژانویه (۲۴ دی) ۲۰۱۷ در کنار رودخانه دانوب در فریدینگن در جنوب آلمان افتاده است.
Johannes Stehle/AP
اصطلاحی در دانش روانشناسی وجود دارد که آن را «اختلال شخصیتی خودشیفتگی» مینامند و به معنای آن است که ادامه ...
کارکردها معمولاً در جهت هدفها هستند و نوعی تعامل و دادوستد میان آنها وجود دارد. کارکردهای قدرت نامطلوب ادامه ...
با توجه به کارکردهای مشترکی که برای قدرت نام بردیم، در ادامه اشاره خواهیم کرد قدرت مطلوب از آنجا که دارای ادامه ...
شعر «کارِ شبپای» نیما در سال 1325/ 1946 سروده شده است. اخوان تجدد ادبی در سنّت شعری ایران را با نگرشی ادامه ...
«مرغ آمین» یکی از مشهورترین شعرهای نیما است. این شعر در سال 1330/1952 سروده شده است. در این شعر پرندهای ادامه ...
یکی از نخستین نمونههای قابل توجه رویکرد تفسیری تازه را در مقدمهی منتقدی نه چندان معروف بر شعر نه چندان ادامه ...
در سرتاسر تاریخ شعر فارسی هیچ شخصیتی به اندازهی نیما آثار خودش را با ملاحظات نظری، شرحها، توضیحها ادامه ...
برای عموم خوانندگان شعر فارسی عصر مشروطه نوع تازهای از شعر نخستین بار در آثار محمدرضا میرزادهی عشقی ادامه ...
پروین اعتصامی (1320-1285/ 1941-1907)، نخستین شاعر بزرگ زن در ایران عصر جدید، معمولاً هنرمندی به حساب ادامه ...
عکس روز نشنال جئوگرافیک
در سال 1930 دو برادر اولین رادیوى ماشین را ساخته و نامش را موتورایزد ویکترولا گذاشتند
صعبالعبورترین مدرسه جهان
در کوهستانهای جنوب غربی استان سیچوآن چین گروهی از کودکان برای اینکه به مدرسه بروند باید از صخرهای 800 متری پایین بیایند
این مکان در اکوادور است، محل عبور خط استوا، فقط کافیست میدان را دور بزنی اونوقت از یک نیمکره زمین به نیم کره دیگر می روید
زیباترین روباه فنسی صحرای آفریقا که گوشهای بلندش زندگی در صحرا و فرار از دست صیادانش را میسر میکند
نوزاد پاندا به اندازهای کوچک است که به راحتی در دهان مادر قرار میگیرند؛ مادر پاندا این کار را برای محافظت از آنها انجام میدهد
خروسی بود بال و پرش رنگ طلـا ، انگاری پیرهنی از طلـا، به تن کرده بود ، تاج قرمز سرش مثل تاج شاهان خودنمایی می کرد .
خروس ما اینقدر قشنگ بود که اونو خروس زری پیرهن پری صدا می کردند .
خروس از بس مغرور و خوش باور بود همیشه بلـا سرش می آمد، برای همین
سگ همیشه مواظبش بود تا اتفاقی برای اون نیافته
یک روز سگ آمد پیش خروس زری پیرهن پری ،
بهش گفت : خروس زری جون .
خروسه گفت : جون خروس زری
سگ گفت : پیرهن پری جون
خروس : جون پیرهن پری
سگ : می خوام برم به کوه دشت ، برو تو لـانه ، نکنه بازم گول بخوری ، درو روی کسی باز نکنی؟
خروس گفت : خیالت جمع باشه ، من مواظب خودم هستم .
سگ رفت ، بی خبر از اینکه روباه منتظر دور شدن اون بود . همینکه سگ حسابی دور شد ،
روباه ناقلـا جلوی لـانه خروس زری آمد تا نقشه اش را عملی کند ،
جلوی پنجره ایستاد و شروع کرد به آواز خواندن :
ای خروس سحری
چشم نخود سینه زری
شنیدم بال و پرت ریخته
نذاشتن ببینم
نکنه تاج سرت ریخته
نذاشتن ببینم
خروس زری که به خوشگلی خودش افتخار میکرد خیلی بهش بر خورد ، داد زد:
نه بال و پرم ریخته ، نه تاج سرم ریخته .
روباه گفت اگه راست میگی ، بیا پنجره رو بازکن تا ببینمت .
خروس مغرور پنجره رو باز کرد و جلوی پنجره نشست و گفت :
بیا این بال و پرم ، اینم تاج سرم .
و همینکه خروس سرش رو خم کرد که تاجش و نشون بده ، روباه پرید و گردن خروس را گرفت .
خروس داد و فریاد زد کمک ، کمک که بلکه سگ به دادش برسه .
سگ با گوشهای تیزش صدای خروس را شنید و به طرف صدا دوید .
دوید و دوید تا به روباه رسید .
از روباه پرسید: آی روباه حقه باز خروس زری را ندیدی ؟
روباه که دهان خروس رو بسته بود و اونو توی کوله پشتی انداخته بود ،
شروع کرد به قسم خوردن که والـا ندیدم ، من از همه چیز بی خبرم ،
و پشت سر هم قسم می خورد . یکدفعه چشم سگ به کوله پشتی افتاد و گفت :
قسم روباه و باور کنم یا دم خروس را ؟
روباه تازه متوجه شد که دم خروس از کوله پشتی اش بیرون آمده ،
پس کوله پشتی رو انداخت و تا می توانست دوید تا از دست سگ نجات پیدا کند .
و خروس زری پیرهن پری هم همراه سگ به خانه برگشتند .
وقتی کسی دروغی میگه ، ولی نشانه ایی وجود داشته باشه
که حرف او را نقض کنه از این ضرب المثل استفاده می شود .
این مطلب مفید بود ؟ |