مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

شهرداری تمام وسایل سیمین و جلال را برد

جام جم سرا:
رد انگشت همسایه‌ها هنوز در کوچه هست؛ همسایه‌هایی که تنها شاهدان اسباب‌کشی اجباری بودند. در سکوت، ماموران شهرداری منطقه یک از راه رسیدند و هرچه در خانه بود را بردند و دم در، ماموری را به پاسبانی گذاشتند؛ ماموری که ساکت است و به هیچ سوالی جواب نمی‌دهد.

روز ورود ماموران شهرداری به خانه سیمین و جلال، همسایه‌ها با علی خلاقی تماس می‌گیرند تا به او بگویند، خانه‌ای که همسرش وصی قانونی صاحب آن بوده در حال تخلیه است و معلوم نیست چه بر سر اموال سیمین می‌آید. بر سر کتاب گمشده «کوه سرگردان»، برسر دیگر دست‌نوشته‌های یادگاری سیمین و جلال. همسایه‌ها از روی حق همسایگی تماس گرفته بودند اما شهرداری چطور توانسته حق مالکیت به انجام نرسیده خود را این‌طور کف دست خانه بگذارد؟ برای یافتن دلیل این اسباب‌کشی ناگهان و در سکوت، باید کمی به عقب برگشت. کادو تولد سیمین دانشور امسال تلخ بود. در روز تولدش ناگهان خبر رسید که شهرداری منطقه یک بدون اطلاع دخترخوانده و وصی قانونی سیمین، خانه را از ویکتوریا دانشور- خواهر سیمین- خریده و چک آن را هم صادر کرده است. اما در واکنش به این اتفاق، علی خلاقی، همسر و وکیل لیلی ریاحی فرزندخوانده سیمین دانشور و جلال آل‌احمد گفت که به این موضوع اعتراض خواهد کرد: «خانم ویکتوریا دانشور به‌صورت یک‌طرفه اقدام به فروش منزل این دو نویسنده به شهرداری کرده. من با متن وصیتنامه و حکم دادگاه بدوی مبنی بر تملک ثلث اموال و تملک تمامی آثار مکتوب سیمین دانشور به شهرداری مراجعه کردم و مدیرکل املاک شهرداری منطقه یک پس از مشاهده مدارک من با تایید آنها و اظهار تعجب از عمل غیرقانونی ویکتوریا دانشور به بنده اعلام کرد ماجرای فروش این خانه به حالت تعلیق درخواهد آمد تا زمانی که دادگاه در مورد این وصیتنامه، نتیجه قطعی را اعلام کند.»

اما داودی، مسوول روابط عمومی شهرداری منطقه یک نگاه دیگری به ماجرا دارد: «این خانه خریداری شده و به زودی به‌عنوان «خانه ادبیات» آغاز به کار خواهد کرد.» وقتی از او می‌پرسم که شهرداری برای مرمت و احیای خانه سیمین و جلال با میراث فرهنگی همکاری می‌کند؟ جوابش منفی است و دلیلش هم اینکه سازمان میراث فرهنگی تنها می‌تواند در بحث حفاظت فیزیکی با شهرداری همکاری کند. اما غریب اینکه خانه امید این دو نویسنده به ثبت سازمان درآمده و حالا که خالی از آدم‌ها و وسایل و کتاب‌هایش شده، خدا می‌داند نگهدارنده آن چطور قرار است ستون‌های لرزانش را سرپا نگه دارد؟ حالا باید «به کی سلام کنم؟» کجا باید دنبال دست‌نوشته‌های آخرین رمان سیمین دانشور و متن نامه‌های شخصی جلال بگردم/بگردیم؟ کسی چه می‌داند. خانه‌ای که قرار بود خانه سیمین و جلال باشد، قرار است خانه ادبیات نام بگیرد. آن هم با پنج‌میلیاردتومانی که شهرداری منطقه یک بابتش هزینه کرده و سه‌میلیاردتومانش را هم به ویکتوریا دانشور چک داده است.

صبح جمعه در برنامه‌های تهران‌گردی رییس شورای شهر، ماجرا به اطلاع احمد مسجدجامعی هم رسید. اول باور نکرد و پرسید: «حتی آن پرتره سیمین که آیدین آغداشلو کشیده بود را هم بردند؟» و وقتی که خلاقی تایید کرد و گفت: «کل خانه را جارو کرده‌اند» موضوع نگران‌کننده‌تر از قبل شد. مسجدجامعی قول پیگیری از شهرداری منطقه یک را داد اما نگرانی‌ها هنوز بر سر جای خود باقی است. شاید خلاقی و همسرش بتوانند با رای دادگاه، مانع از فروش خانه به شهرداری شوند. شاید در روی پاشنه همیشگی نچرخد و برای یک‌بار هم که شده، خانه امید ادبیات معاصر، چراغش خاموش نشود اما تکلیف آن‌همه که از این خانه رفته چه خواهد شد؟ اسباب‌کشی مرکز باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی که کاملا تحت نظر دولت انجام شد، آن همه خسارت و از دست رفته روی دست‌ها گذاشت، حالا معلوم نیست که در پایان این قصه، چقدر از آنچه در خانه این مرد و زن داستان‌نویس بوده سالم به‌جای خود برگردد. هر تکه از اسباب خانه سیمین و جلال، کلید قفلی است که تا به حال گشوده نشده و چون رازی در خانه مانده و بعید نیست این اسباب‌کشی اجباری و خاموش، بعضی از قفل‌ها را برای همیشه قفل نگه دارد و تا سال‌ها، عابران کوچه ارض، از خود بپرسند: «به کی سلام کنم؟» به خانه‌ای که به‌جای «سیمین و جلال» عنوان «ادبیات» را بر پیشانی گذاشته یا به مکانی که از خاطره، خالی شده و به جایی برای جدال وراث بدل شده است؟(سعید برآبادی/شرق)

*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوما به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.

Share


ادامه مطلب ...

راز موفقیت جلال سجادی ،مخترع جوان ایرانی (مهمان ماه عسل)

سید جلال الدین سجادی متولد ۱۳۶۶ در شهرستان ایذه.

جوانی که ۱۶ اختراع ثبت کرده است: درخشش ایرانی بـا اختـراعـات جـهـانـی

جوانی که در نمایشگاه بین المللی اختراعات ۲۰۰۸ ژنو به خاطر اختراعش مدال طلاگرفت و نامش را در عرصه جهانی ثبت کند.

مخترعان ایران راز موفقیت بیوگرافی جلال سجادی اختراعات جلال سجادی آموزش پولدار شدن

مخترع دستگاه شاخص و رفلکتور در زمینه نقشه برداری.
مخترع ویلچر بالابرند از پله ها،
اختراعات دیگروی هم مربوط به کنترل عبور و مرور ماشین های نظامی، پرده هوشمند الکترونیکی، جا نمازی قبله ثابت، چند طرح نظامی پدافند، سطح طراز شونده زیر هلی کوپتر نظامی، سطح طراز شونده زیر دوربین های نقشه برداری و نظامی، سیستم خاک گیر خانه که در زابل به علت این مشکل مردم در معرض بیماری های خطرناک قرار دارند، عرشه متحرک هواپیمای نظامی روی کشتی و …
از اختراعات وی ۱۶ اختراع به ثبت رسیده و تاییده آنها را نیز ایشان گرفته اند ولی به گفته ایشان تعداد متعدد دیگری از اختراعات وی هنوز به ثبت نرسیده.
پیشنهاد های کشور های خارجی به ایشان ،  از سوئیس، اتریش و دانشگاهی از آمریکا پیشنهاد برای دستگاه شاخص و رفلکتور داشته اند.

برای کسب پول و تجربه به عنوان یک شاگرد بنا و گچ کار شروع به کار کردم و به مرور با فراگرفتن مهارت های مکانیکی در انجام کارهای پیشرفته تر ورود کردم. نمی دانم چرا در کشور ما که کشور جوانی است توجهی به جوانان نمی شود. من به عنوان یک جوان با کلی ایده ثبت شده، برای شرکت در مسابقات جهانی و تولید انبوه نیاز به حمایت داشتم. چون اینجا به من اجازه نمی دادند خودم را ثابت کنم. مهاجرت کردم و در ترکیه بودم که مادرم تماس گرفت و گفت اگر برنگردی حلالت نمی کنم. برگشتم و ماندم.

بیست و ششمین برنامه “ماه عسل” میزبان جوانی بود که با تکیه بر دانش و مهارت خود امروز به عنوان یکی از برترین مخترعین ایران شناخته می شود.جلال سجادی جوانی است که به واسطه افتخاراتی که کسب کرده روز گذشته روی صندلی “ماه عسل” تکیه زد. جلال در سال ۱۳۶۶ در روستای سادات حسینی در شهرستان ایذه استان خوزستان متولد شد و ۸ سال است که در تهران زندگی می کند. جلال از زیبایی، طراوت، سرسبزی و خنکای روستایش تعریف کرد. پدرش بازنشسته سازمان شهرداری و مادرش خانه دار است. ۶ خواهر و برادر دارد و فرزند دوم خانواده است. کودکی پر شیطنتی داشته و از نوجوانی فکر اقتصادی و یاری گر داشته و پس از بازنشستگی پدرش در کار به او کمک می کرده است. جلال اذعان داشت: در دوران دبیرستان برای انجام کارهای ساختمانی به اصفهان می رفتم، این را می گویم تا جوان ها بدانند که هم کار نشد ندارد و هم نباید در خوشان این تفکر را ایجاد کنند که دست به هیچ کاری نزنند. برای کسب پول و تجربه به عنوان یک شاگرد بنا و گچ کار شروع به کار کردم و به مرور با فراگرفتن مهارت های مکانیکی در انجام کارهای پیشرفته تر ورود کردم. وی افزود: تمام وقت خود را صرف درس خواندن نمی کردم اما حتما بعد از آمدن به خانه  درس می خواندم و هر روز مرور می کردم.

دوست داشتم مفید باشم

جلال از آرزوهایش گفت: همیشه دوست داشتم در زندگی یک فرد مفید باشم و بتوانم ۲ نفر را مشغول کنم. چه خلبان، چه پزشک و یا در هر کار دیگری باید مفید بود. جوی که آن زمان وجود داشت با الان خیلی متفاوت بود. آن روزها زجر و نیاز مردم را می دیدی و دوست داشتی مفید باشی و مفید بودن آنجا سرافرازی داشت. در آن منطقه روستایی این امکان وجود نداشت که هر رشته ای که دوست داری درس بخوانی. من در ایذه و در رشته ریاضی تحصیل کردم. اما از میان شغل ها همیشه به دندان پزشکی علاقه داشتم و در آینده یک دندان پزشک خواهم شد. در یکی از قوی ترین دبیرستان ها تحصیل کردم و همیشه شاگرد اول بودم. وی اظهار کرد: ۱۷ ساله بودم که مسئله بیماری پدرم پیش آمد و نیاز بود به اصفهان بروم، کار کنم و درآمد داشته باشم. کارهایی را انجام می دادم که در باور و توان خیلی از دوستانم نمی گنجید، کار هرگز برایم عار نبود. بدون هیچ معلم و کلاس خصوصی درس خواندم و در کنکور شرکت و رتبه خوبی کسب کردم. از همان دوران دبیرستان کارهای مکانیکی می کردم، مثلا سیستم سرمایش و خنک کننده برای اتاقم ساختم. مثلا از کودکی به دنبال اختراع و فکر برای آبیاری متفاوت باغچه بودم اما کسی نبود که حمایت و یا راهنمایی کند. جلال افزود: در یک مقطعی شرایطی پیش می آید که باید خودت را از آن نجات بدهی، شرایط بدی نبود، اما این را می گویم تا دیگران فکر نکنند برای اینکه اتفاقی در زندگی کسی بیافتد و یا به جایی برسد باید همه شرایط در زندگی اش فراهم شده باشد. این طور نیست. مهم این است که یک فکر بزرگ، یک دل بزرگ، و پشتکار داشته باشد. وی تصورش از یک مخترع را این گونه عنوان نمود: در نوجوانی تصور می کردم که مخترع یک آدم خارق العاده و غیر عادی است که دسترسی به او امکان ندارد و فرازمینی است.

تبریک و تسلیت احسان علیخانی به مناسبت دو اتفاق

احسان علیخانی اعلام کرد: جلال سجادی مخترع جوانی است که کلی عنوان و مدال و اختراع دارد و دعوت از جوان های موفق ایرانی که خود را به اثبات رسانده اند و کارهای بزرگی کرده اند، یکی از مطالبات جدی مخاطبین از ما بود. وی همچنین دریافت جایزه بهترین بازیگر و بهترین فیلم جشنواره فیلم مسکو را به فرهاد اصلانی و رضا میرکریمی برای فیلم “دختر” تبریک گفت. وی همچنین با اشاره به ۱۲ تیر سالگرد سقوط هواپیمای ایرباس در آب های خلیج فارس را تسلیت گفت و یادآور شد: هیچ گاه نفهمیدیم چرا این اتفاق افتاد و چرا به فرمانده آن ناو آمریکایی مدال افتخار داده و تشویق و تشکر شد. اما باید به یاد داشته باشیم که برای ماجرایی مثل هیروشیما هر ساله به صورت نمادین و سمبولیک مراسم یادبود برگزار می کنند چون یک پیام بزرگی به دنیا دارد و این که اگر کسی چنین خبط و خطایی بکند تا نوه و نتیجه و ندیده اش باید به تاریخ و بشریت جواب بدهد. پس ساده ترین کاری که می شود کرد این است که حواس مان به چنین روزی باشد، چرا که آن همه زن و مرد و بچه در آن پرواز بودند و بی گناه از بین  رفتند. در ادامه آیتم مراسم یادبود شهادت مسافران پرواز ۱۲ تیر و رهاسازی کبوتران به آسمان با حضور هنرمندانی نظیر پرویز پرستویی، علی نصیریان، حسن پورشیرازی، مهتاب کرامتی، پرویز شیخ طادی و سعید راد پخش شد.

اولین اختراع در ۱۹ سالگی

علیخانی از جلال سجادی پرسید: چگونه از پس شیطنت های دوران کودکی و نوجوانی توانستی به آن جایگاه فرازمینی یک مخترع که در ذهن خود ساخته بودی برسی؟ جلال در پاسخ به این سؤال تصریح کرد: اینکه چگونه می توان ایده های ذهنی را تبدیل به اختراع کرد نکته جالبی است. من معتقدم بهترین و با ارزش ترین اختراع، اختراعی است که بتواند مشکلی را حل کند. بر اساس دسته بند شخصی خودم اگر سطوح تکنولوژی را از ۱ تا ۱۰ در نظر بگیریم، در کشور نیاز داریم که اختراعات مان در سطح ۵ قرار داشته باشد. سطح علمی بچه های ایرانی خیلی بالا است و اختراعات شان همه در سطح ۱۰ است و در دنیا حرف برای گفتن دارند. وی افزود: سال اول دانشگاه در کار با دوربین های نقشه برداری ایراداتی مشاهده کردم و متوجه شدم که در ثبت مختصات خطا به وجود می آید. آن زمان برای خودم یک فضای علمی ایجاد کرده بودم و اکثر اختراعاتم همان زمان بود.

خواستم… توانستم

علیخانی با طرح این سؤال که چه اتفاقی باعث شد تصمیم بگیری خلق و اختراع کنی از جلال خواست تا راجع به انتخاب مسیر خود و انگیزه برای اختراع توضیح دهد. جلال پاسخ داد: این موضوع هیچ ارتباطی به پذیرش دانشگاه و سطح کیفیت آن ندارد. فقط کسی می خواهد این کار را انجام بدهد باید این نکته را در نظر بگیرد که من می خواهم این کار را کنم. چون الان معمولا همه منتظر هستیم که یک اتفاق خاص برای مان رقم بخورد. قرار نیست درس های دانشگاه خود به خود ما را منقلب بکنند، ما باید درس بخوانیم، راه را استاد نشان می دهد و به کیفیت آموزشی دانشگاه نباید کار داشته باشیم. پس انتخاب مسیر یک تصمیم کاملا فردی است و خودت باید عمل کنی. احسان علیخانی از جلال خواست تا درباره تفاوت خودش با دیگران در انتخاب مسیر برای آینده صحبت کند. جلال اظهار کرد: من می توانم به این فکر کنم که دانشگاه بروم یا نروم تأمین هستم و نیازی به ایجاد تغییر و تحول در جایی نیستم، از مؤثر واقع شدن ناامید و یا فقط به دنبال کسب مدرک باشم. یا اینکه بگوید من عمرم را در دانشگاه صرف می کنم و باید انگیزه داشته باشم.

انگیزه برای موفقیت

وی افزود: وقتی برای انجام یک کار بزرگ انگیزه داشته باشی، اما هیچ آشنا و پشتوانه ای نداشته باشی، به این نتیجه می رسی که خودت باید کار را انجام بدهی و نباید هرگز ناامید بشوی. تا زمانی که خودم را ثابت نکرده بودم کسی من را تحویل نمی گرفت. از زمانی که در مسابقات جهانی اختراع شرکت کردم و به عنوان مخترع برتر دنیا شناخته شدم ۸ سال می گذرد و هر سال برای من به اندازه ۶۰ سال تجربه بود. بارها به در بسته خوردم ولی آنقدر پررو بودم که ناامید نشدم. من را یک پسر ۱۸ ساله می دیدند و به هیچ وجه اعتماد نمی کردند و با این بهانه که این کار قانونی نیست من را رد می کردند. خیلی ها هنوز هم من را باور نمی کنند. در مواجهه با هر نهاد و ارگانی با قانون های بسته برخورد می کردم. من در مسابقات استانی و کشوری شرکت کردم. در جشنواره شیخ بهایی به عنوان جوان ترین طرح برگزیده کسب و کار از وزیر کار جایزه گرفتم. علیخانی عنوان کرد: در این جشنواره صاحبان ایده و اختراع با سرمایه گذاران و صاحبین کسب و کار برخورد می کردند و ممکن بود توسط آنها جذب بشوند و این نکته متمایزی است.

مخترعان ایران راز موفقیت بیوگرافی جلال سجادی اختراعات جلال سجادی آموزش پولدار شدن

مهاجرت کردم تا خودم را ثابت کنم

جلال اذعان داشت: نمی دانم چرا در کشور ما که کشور جوانی است توجهی به جوانان نمی شود. من به عنوان یک جوان با کلی ایده ثبت شده، برای شرکت در مسابقات جهانی و تولید انبوه نیاز به حمایت داشتم. من را از استان داری به سازمان جوانان، از آنجا به فرمانداری فرستادند. جلساتی تشکیل شد و در نهایت به هیچ نتیجه ای نرسیدم. فکر می کردم به محض ثبت اختراع کل دنیا به دنبالم می آید و این فکر اشتباهی بود. نا امید نشدم اما تصمیم گرفتم از ایران بروم تا خودم را ثابت کنم. چون اینجا به من اجازه نمی دادند خودم را ثابت کنم. مهاجرت کردم و در ترکیه بودم که مادرم تماس گرفت و گفت با این حال و روز پدرت رفتی، اگر برنگردی حلالت نمی کنم. برگشتم و ماندم. من مشاوری نداشتم و خیلی از نخبه های ما در مسیرشان مشاور نداشتند.

حمایت بسیج سیستان از آقای مخترع

احسان علیخانی از پدر و مادر جلال دعوت کرد تا وارد قاب “ماه عسل” شوند. مادر جلال گفت: من به حضور جلال احتیاج داشتم و حتی در صورت موفقیت و پول بیشتر در خارج از کشور دوست نداشتم برود. جلال گفت: من به خوزستان رفتم، اما تحویلم نگرفتند و ۳ میلیون تومان پول شرکت در مسابقات را برای من تأمین نکردند. استان دار سیستان و بلوچستان و بچه های دانشگاه زابل و آقای دکتر ده مرده به من پول دادند و پدرم ۱۵ میلیون وصیغه برای سربازی را از طریق یکی از دوستانش تأمین کرد. من در مسابقات شرکت کردم و مدال طلا گرفتم. حاج آقا حسین طائب و بچه های یکی از شرکت های دانش بنیان که من را جذب کردند و در تهران خانه و ماشین در اختیارم قرار دادند. امکان تحصیل خواهرانم را در تهران فراهم کردند. مرکز نخبگان آزمایشگاه بسیج تازه راه افتاده بود و تنها از طریق بسیج حمایت شدم و در نهایت مدال هایم را به شهدای تاسوکه در سیستان و بلوچستان اهدا کردم.

مخترعان ایران راز موفقیت بیوگرافی جلال سجادی اختراعات جلال سجادی آموزش پولدار شدن
اختراعی که مشکل را حل می کند

علیخانی از جلال خواست تا راجع به اختراع پهکواد توضیح دهد. جلال سجادی عنوان کرد: ما کوادراتور و پهپاد داریم. جلال با اشاره به اولین اختراعش گفت: یکی از بچه های ما برای بالارفتن از پله با ویلچر اذیت می شد و من به این فکر کردم که چه کمکی می توانم به او بکنم و ویلچر بالارو از پله را اختراع کردم. اختراعات من راجع به علمی بوده که من داشتم و نیازی که در جامعه وجود داشت. به نظرم با اختراع باید مشکلات را حل کرد. پهکواد هم همین است. شناسایی و کارهای امداد و نجات از جمله کارهایی است که به وسیله پهپاد انجام می شود. باندی برای پریدن و باندی برای نشستن می خواهد. برای جلوگیری از زمین خوردن سرعتش باید از یک حدی بیشتر باشد. اما کوادراتور یک پرنده عمودپرواز است که مداومت پروازی نداشته است. من پهکواد را به گونه ای طراحی کردم که بدون نیاز به باند پرواز می کند و این امکان را دارد که در نقطه دلخواه در آسمان ثابت بماند. و مداومت پروازی این پرنده ها بیشتر از ۲۰ دقیقه نبود که من به ۱۰ ساعت رساندم. وی افزود: در حال حاضر روی طرح شیرین کردن آب های شور کار می کنیم تا دستگاه مربوطه را سازگار با محیط کنیم.

بدون سهمیه به دانشگاه رفتم

احسان علیخانی از پدر جلال پرسید: فکر می کردید پسرتان روزی تبدیل به چنین مخترع بزرگی بشود که کشور به او افتخار کند؟ آقای سجادی بیان کرد: از اول چنین فکری نمی کردیم. تا اینکه در مسابقات جهانی شرکت کرد و  مدال و تشویق و عنوان جوان ترین مخترع را کسب کرد. با وجود اینکه پدر و مادر جلال تا کلاس نهم درس خواندند تمام فرزندانشان در رشته های پزشکی تحصیل کرده و به جز جلال دو برادر دیگر او نیز مخترع هستند. جلال اعلام کرد: پدرم تا به حال دو بار پیوند کلیه انجام داده است. امروز، بعد از اینکه ما تحصیلات مان را تمام کردیم، پدرم آزمایش انجام داد و مشخص شده شیمیایی است و به همین دلیل هر بار کلیه اش را از دست داده است. ولی ما از سهمیه استفاده نکردیم. علیخانی گفت: کسی مشکلی با این موضوع ندارد، این یک بحث قدیمی است کسی بخواهد معامله هم بکند هیچ وقت حاضر نمی شود در ازای تحصیل رایگان و بدون کنکور در دانشگاه از جان و سلامتی پدرش بگذرد. وی به عنوان سؤال پایانی پرسید: با توجه به بحث جدی مهاجرت معکوس که می تواند درد کشور ما را درمان کند، تو بعد از جدایی از روستایی که در آن متولد شدی، برای روستا و شهر و خطه ات چه کاری حاضری انجام بدهی؟ جلال پاسخ داد: دوست دارم برگردم و کاری کنم که تمام جوان های آنجا مشغول به کار بشوند. وی همچنین از حاج آقا سام، مهندس رازدشت، آقای حسنی و دکتر زمانی که در این راه به او کمک کرده بودند تشکر کردند. جلال حسینی اذعان داشت: من یک پارتی خیلی قوی داشتم که همه ما می توانیم داشته باشیم. پارتی من خدا بود. با خدا معامله می کردم و پشتوانه من خدا است.

دانلود فیلم ۹۴ مگابایت

مخترعان ایران راز موفقیت بیوگرافی جلال سجادی اختراعات جلال سجادی آموزش پولدار شدن

سمت راست: جلال سجادی،مهمان امروز ماه عسل ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺨﺘﺮﻋﺎﻥ ﺑﺮﺗﺮ ﮐﺸﻮﺭ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۱۶ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﮐﺴﺐ ﻣﺪﺍﻝ ﻃﻼ ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﻭ ﻣﺪﺍﻝ ﻧﻘﺮﻩ ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺕ ﻋﻠﻤﯽ ﮊﻧﻮ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﺷﺪ.

سمت چپ : سید صفدر حسینی، رییس برکنارشده صندوق توسعه ملی هر دو اهل روستای سادات حسینی از توابع دهدز و ایذه خوزستان

 


ادامه مطلب ...