مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

عاشق شده‌ام؛ اما خانم ۴ سال بزرگ‌تر از من است

جام جم سرا: پیش از هر چیز باید موضوع بلوغ را در نظر گرفت.‌‌ همان طور که می‌دانید برای موفقیت در ازدواج لازم است که دختر و پسر به بلوغ عاطفی، اجتماعی و‌شناختی رسیده باشند. بنابراین اولین گام بررسی این مسئله در هر دو طرف است؛ آنچه برای داشتن زندگی مشترک مناسب مطرح است، ازدواج دختر و پسر بعد از رسیدن به بلوغ عاطفی و اجتماعی است.


بررسی دغدغه‌هایی که در آینده به وجود می‌آید

باتوجه به اینکه شما ۲۶ ساله هستید و دختر مورد علاقه‌تان ۳۰ ساله است، در نظر داشته باشید که ازدواج با لحاظ کردن اختلاف سنی شما ممکن است در آینده، دغدغه‌های‌ خاصی را برای شما و همسرتان به وجود بیاورد. به طور مثال در چنین ازدواج‌هایی ممکن است زن نگران خیانت شوهرش باشد یا در زمینه زمان فرزندآوری با هم توافق نظر نداشته باشند؛ بنابراین در نظر گرفتن تفاوت‌های‌ زیستی و جنسیتی زن و مرد و احساس امنیت در آینده چنین رابطه‌هایی بسیار مهم است که قبل از تصمیم نهایی برای ازدواج توصیه می‌شود، یک بار دیگر به آن‌ها فکر کنید.


نگاه متفاوت دیگران را بپذیرید

فراموش نکنید که متفاوت بودن میزان پذیرش خانواده‌های‌ طرفین و وجود افکار و نگاه‌های‌ متفاوت دیگران به این نوع ازدواج نیز غیر قابل انکار است و همچنین می‌تواند تاثیرات منفی را در روند و ادامه ارتباط زناشویی داشته باشد؛ پس به این موضوع هم از همین الان فکر کنید تا در آینده دچار مشکل نشوید.


ریشه‌های‌ این انتخاب را بررسی کنید

موضوع دیگری که باید در خودتان بررسی کنید، ریشه‌ها و دلایل این انتخاب است. شما می‌توانید با کمک یک روان‌شناس ارتباط خود را با مادرتان بررسی کنید چراکه با توجه به علم روان‌شناسی، نوع ارتباط شما با والدینتان می‌تواند بر شما برای انتخاب دوستان و حتی همسرتان تاثیرگذار باشد.


خود‌شناسی از اهمیت ویژه‌ای‌ برخوردار است

برای چنین ازدواج‌هایی، بررسی زندگی گذشته و تجاربتان در طول زندگی یا اصطلاحا خودکاوی و خود‌شناسی، اهمیت بسیار ویژه‌ای‌ دارد. نمی‌توان گفت این نوع ازدواج که در آن زن از شوهرش بزرگ‌تر است، موفق است یا ناموفق چراکه نگرش افراد به زندگی بسیار متفاوت است و نمی‌توان بُعد منحصر به فرد بودن افراد را نادیده گرفت.
علاوه بر این به غیر از اختلاف سنی بحث هم‌کفو بودن از نظر اعتقادی، اقتصادی، فرهنگی و... نیز بسیار مهم است و شما باید در این زمینه‌ها نیز از کفویت خود و همسر آینده‌تان مطمئن شوید. (سیمین قربانی - کار‌شناس ارشد مشاوره خانواده/خراسان)


ادامه مطلب ...

اول عاشق شویم، یا اول ازدواج کنیم؟

قدیم‌تر‌ها ازدواج با این شیوه کاملا طبیعی بود و این خانواده‌ها بودند که برای فرزندانشان همسر انتخاب می‌کردند و به تنها چیزی که فکر نمی‌کردند، عشق و علاقه فرزندشان بود. آن‌ها معتقد بودند علاقه بعد از ازدواج به وجود می‌آید، اما امروز بسیاری از جوان‌ها تا عاشق نشوند، به ازدواج فکر هم نمی‌کنند! واقعا کدام شیوه برای تشکیل زندگی درست‌تر است؛ شروع یک زندگی عاشقانه یا شروع زندگی به امید عاشقانه شدن؟


برای ازدواج، حتما باید عاشق بود؟

اجازه بدهید ابتدا مشخص کنیم «عشق» چیست. نمی‌خواهم وارد بحث‌های فلسفی و ادبی بشوم، اما باید توجه داشت مردم این واژه را به معناهای متفاوتی به کار می‌برند.
گفته می‌شود «عشق» ریشه اوستایی دارد و به‌ معنی «خواستن» است، اما در زبان عربی، به پیچک صحرایی یا نیلوفر «عَشَقه» می‌گویند، چون به درختی می‌پیچد و از آن بالا می‌رود و آنقدر رشد می‌کند تا آن گیاه را بخشکاند.
می‌توان عشق را به‌شکلی ساده، دوست داشتن تعریف کرد یا آن را نوعی محبت شدید و حتی اغراق‌آمیز دانست که نشانه بی‌ثباتی خلق و اشکال در شناخت و تفکر است. پس اگر از معنای اول صحبت کنیم، عشق برای ازدواج لازم است و اگر از معنای دوم سخن بگوییم، عشق برای ازدواج مضر است:
مطالعات غربی‌ها نشان داده زوج‌های متاهل یکی از تفاوت‌های اساسی خود را با افراد مجردی که یک شریک جنسی ثابت دارند، عشق بزرگ‌تر و رابطه عاشقانه متقابل یا دوطرفه می‌دانند و در رابطه عاشقانه پیش از ازدواج خود ناامیدی کمتری را احساس کرده‌اند. عشق شدید‌تر لزوما با خوشحالی و رضایت بیشتر پس از ازدواج همراه نیست، اما با پایدار ماندن این رابطه مرتبط است. البته ممکن است هرچه افراد عشق بیشتری را تجربه کنند، احساس شادمانی بیشتری هم داشته باشند. پس عاشق بودن و عاشقانه زندگی کردن اثر مطلوب و شناخته‌شده‌ای بر ازدواج دارد.


عشق ضامن خوشبختی است؟

رابرت استرنبرگ، روان‌شناس آمریکایی، در یکی از نظریه‌های معروف خود که به نام «مثلث عشق» مشهور است، برای عشق سه رأس معرفی می‌کند که «صمیمیت»، «کشش جنسی» و «تعهد» هستند. هر نوع ترکیبی از این سه رأس را می‌توان یک رابطه عاشقانه دانست.
به‌شکلی قراردادی، ما رابطه‌ای را که فقط صمیمیت داشته باشد (و نه کشش و تعهد)، «دوستی» ساده می‌دانیم. کشش جنسی به‌تنهایی نوعی عشق را پدید می‌آورد که معادل «شیدایی و نابخردی» است و تعهد تنها «عشق پوچ» نام دارد.
پس برای ازدواج که یک رابطه طولانی‌مدت است، به چیزی بیش از یک یا دو جزء فقط نیاز داریم. «عشق‌های رمانتیک» فاقد جزء تعهد هستند و احتمالا دوام نمی‌آورند. «عشق‌های ترحم‌آمیز» جزء شهوت را ندارند و در نتیجه ممکن است در آینده با رضایت چندانی در ازدواج همراه نباشند. «عشق‌های سراب‌گونه» هم فاقد جزء صمیمیت هستند و به خواستگاری یا نامزدی عجولانه‌ای منجر می‌شود که در آن‌ها تصور بر این است که تعهد بر پایه شور و کشش جنسی بنا خواهد شد و نیازی به صمیمیت نیست.

از سوی دیگر، عشق‌های شورانگیز پیش از ازدواج ممکن است به‌جای آنکه یک رابطه صمیمانه را نشان دهند و تعهد آینده را پیشگویی کنند، نشان‌دهنده آشفتگی‌های روانی مانند اختلالات خلقی، اختلال انطباقی (برقراری یک رابطه جدید برای جبران فقدان یا ناخشنودی پیش‌آمده که در آن صمیمیت ابرازشده از سوی طرف مقابل به‌صورت اغراق‌آمیزی تصور می‌شود) و اختلالات شخصیت (مانند اختلالات شخصیت مرزی که از جمله با رفتارهای ناگهانی، فکر نشده اما زودگذر و ناپایدار مشخص می‌شود) باشند. عشقی که نمایانگر «آرمانی‌سازی» معشوق است و در آن عاشق به معشوق معنایی خداگونه می‌دهد، به احتمال بسیار با فرایند مخرب «ارزش‌زدایی» دنبال می‌شود. فرد عاشق، معشوق خود را کامل و بی‌نقص می‌داند و او را تنها کسی تصور می‌کند که قرار است بدبختی‌های زندگی را بزداید و او را به خوشبختی و سعادت برساند.

نسل امروز باید تعادلی بین زندگی سنتی و دنیای مدرن پیدا کند. خانواده‌ها نیز باید بدانند آن که قرار است زندگی مشترک جدید را تاب بیاورد و احساس خشنودی، خوشحالی و رضایت کند، فرزند آنهاست، نه خود آن‌ها

با اولین اشتباه معشوق، این مقام مقدس و معصومانه از او گرفته می‌شود و معشوق گرگی دانسته می‌شود که در لباس گوسفند نمایان می‌شود و تنها هدف او تصاحب عواطف و دارایی‌های عاشق بوده است! به این معنی باید روی عشق‌های شدید پیش از ازدواج تامل کرد. من توصیه می‌کنم در چنین مواردی با یک روان‌پزشک یا روان‌شناس مجرب مشاوره شود.


«عشق» بتنهایی کافی نیست

همان‌طور که گفتم، عشق پیش از ازدواج به هیچ‌وجه سلامت ازدواج و خوشبختی زوج را تضمین نمی‌کند اما در عین حال، اگر کور و افراطی نباشد، می‌تواند به احساس شادی و رضایتمندی در ازدواج منجر شود.
از طرف دیگر، ازدواج با کسی که فرد او را دوست ندارد، خطرناک است و تضمینی وجود ندارد که پس از ورود به زندگی مشترک «عاشق» همسر خود شود. ممکن است کسی به شریک زندگی خود عادت کند، اما لزوما او را دوست نخواهد داشت. از سوی دیگر، باید بدانیم برای یک ازدواج موفق عشق کافی نیست و خصوصیات متعدد دیگری مانند توافق خصوصیات شخصیتی، توانایی‌های جسمی، روانی، عقلی، مالی و شغلی، سازگاری خانواده‌ها از نظر فرهنگ، تحصیلات و طبقه اجتماعی-اقتصادی، نیاز‌ها و اهداف مشترک یا هم‌راستا و حتی تفریحات مشترک باید در نظر گرفته شود.


نه سنتی، نه مدرن!

نسل امروز باید تعادلی بین زندگی سنتی و دنیای مدرن پیدا کند و دستیابی به این تعادل‌ گاه بسیار دشوار است. خانواده‌ها باید بدانند آنکه قرار است این زندگی مشترک جدید را تاب بیاورد و فرا‌تر از آن، احساس خشنودی، خوشحالی و رضایت کند، فرزند آنهاست، نه خود آن‌ها. جوانان هم باید بدانند از تجربه و صلاحدید پدران و مادران بی‌نیاز نیستند و قرار نیست به‌ خاطر یک رابطه هیجانی و احساس به تمام قداست و پشتوانه خانوادگی که هویت آن‌ها را دربردارد و تضمین‌کننده حمایت‌های آینده است، پشت کنند.
متاسفانه گاهی شاهد تهدیدهای والدین یا فرزندان در مقابل یکدیگر هستیم. چنین مسائلی نتیجه‌ای جز نارضایتی هر دو طرف (هم والدین و هم فرزندان) را دربرندارد و محبت، صمیمیت و یکپارچگی خانواده را تهدید می‌کند. شاید افراد تصور کنند دلیل ندارد عاشق همسرشان باشند و همین‌که احترام و علاقه‌ای نسبی بینشان باشد، کافی خواهدبود! اما همان‌طور که عشق برای خوشبختی و رضایت از رابطه زناشویی کافی نیست، نمی‌توان امید داشت رابطه‌ای که فقط بر پایه احترام و علایق سطحی است، دوام داشته باشد. اگرچه ممکن است به‌دلیل برخی ملاحظات مانند تابوی خانوادگی، اجتماعی و سنتی طلاق یا ترس از تنها ماندن یا احساس ناتوانی در اداره زندگی به‌تنهایی و‌گاه به‌خاطر وجود فرزندان، چنین روابطی «تحمل» شود.


مثل دوستم خوشبخت می‌شوم؟

گاهی دو نفر به توصیه والدین یا دوستان و اطرافیان با هم ازدواج می‌کنند؛ مثلا وقتی یک زوج با هم خوشبختند و خانم و آقا، هرکدام یک دوست صمیمی مجرد دارند، فکر می‌کنند خوب است دوستانشان هم با هم ازدواج کنند و مطمئن هستند آن‌ها نیز با هم خوشبخت می‌شوند! حتی اگر علاقه‌ای به هم ندارند، به دو طرف اطمینان می‌دهند که بعد عاشق هم خواهند شد! اما باید دو نفر با صرف فرصت کافی با هم آشنا شوند و به احساس خود از طرف مقابل واقف شوند.
البته فراموش نشود که روابط دوره نامزدی باید با رعایت سیستم ارزشی، مذهبی و فرهنگی جامعه و خانواده باشد. بهتر است تکلیف این موضع را پیش از ازدواج روشن کرد و نه پس از آن. نباید برای شروع ازدواج به‌شکلی نامناسب تعجیل کرد و البته این به‌معنای سختگیری‌های افراطی هم نیست. در چنین مواردی مشاوره با یک روان‌پزشک یا روان‌شناس که ضمن ارزیابی خصوصیات فردی و رابطه بین دو نفر، آن‌ها را در تصمیم‌گیری مناسب کمک کند، مفید خواهد بود. (دکتر کاوه علوی - استادیار گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران/زندگی مثبت)


ادامه مطلب ...

دوباره عاشق شوید: پایانی گرم برای رابطه‌ای سرد

این مشکل عموما برای زوج‌های جوان رخ می‌دهد، اما گاهی دیده می‌شود که زندگی زن و شوهرانی که حتی سه دهه از ازدواجشان می‌گذرد هم به این مسیر کشیده می‌شود.

براستی چه باید کرد؟ ازدواجی که با علاقه و چشمان باز صورت می‌گیرد، باید زیبایی عاطفی خود را حفظ کند. به‌طور منطقی، یک دختر و پسر با دنیایی از امید و آرزو پیوند زناشویی می‌بندند و در دل می‌پندارند که این عشق قرار است با ازدواج و زندگی در کنار هم به اوج برسد، پس چرا گذشت ثانیه‌ها و ساعت‌ها، زندگی آنها را دستخوش عادت و یکنواختی می‌کند، به نحوی که یک روز چشمانشان را باز می‌کنند و می‌بینند نسبت به شریک زندگی‌شان حسی ندارند و ماتم‌زده با خود می‌گویند: واویلا! قرار است من یک عمر در کنار این آدم زندگی کنم؟

چرا نسبت به همسر خود بی‌احساس شده‌اید؟ آیا فکر می‌کنید در انتخابتان اشتباه کرده‌اید و این فرد نمی‌تواند نیازهای عاطفی شما را در حد توقع‌تان برآورده کند؟ اگر چنین انتظاری از همسرتان دارید، آیا هیچ وقت کلاهتان را قاضی کرده‌اید که اگر او پاسخگوی نیازهای روحی شما نیست، آیا شما همسری ایده‌آل برای او بوده‌اید؟ اختیارات هر زندگی مشترک در دستان دو نفر تقسیم می‌شود؛ پس متناسب با مرد یا زن بودنتان، نیمی از وظایف به عهده شماست و نیم دیگر بر دوش او خواهد بود. حال بگویید که کارنامه خود را از وظایفتان به چه نحو ارزیابی می‌کنید؟ همه چیز صحیح و سالم و عالی است و پیکان تقصیرات را تنها باید به سمت همسرتان نشانه بگیرید؟

ازدواج به خودی خود نباید هدف باشد. بسیاری از دختران و پسران، نهایت هدف خود را در پیوند زناشویی با فرد محبوبشان می‌بینند و کمال آرزویشان، شب جشن عروسی با همان فرد رویایی است تا چندی پس از ازدواج هم هنوز در سایه وصال به سر می‌برند، اما کم‌کم مشکلات چنگ و دندان نشان می‌دهند و این زوج جوان که آمادگی رویارویی با سختی در زندگی با همسر محبوبشان را نداشته‌اند، هر روز به نحوی دلشکسته و سرخورده می‌شوند. پس از گذشت چند ماه یا چندسال، دیگر از آن گرمای روز اول خبری نیست و سردی و بی‌علاقگی بین آن دو جریان خواهد یافت.

هرگز اجازه ندهید زندگی متاهلی‌تان به این مسیر برود و حتی اگر به یکدیگر دلسرد شده‌اید، مطمئن باشید که با تلاش می‌توانید گرمایی شدیدتر از روز اول را به زندگی‌تان برگردانید، اگر زمانی نسبت به همسرتان حس داشته‌اید، بدانید که این فرد همان محبوب روز اول شماست و این رفتارهای اشتباه دو نفره‌تان بوده که مسیر عشق‌تان را انحراف بخشیده است. با به کار بستن این نکات، به نجات زندگی مشترک‌تان کمک کنید:

ریشه‌یابی کنید

اگر معتقدید که زمانی همسرتان را دوست داشته‌اید و مانند الان، نسبت به او بی‌حس نبوده‌اید، پس دلیلی برای این سردی رابطه وجود دارد. همان‌طور که روزی او را دیدید و در اولین نگاه شیفته‌اش شده‌اید، یا این‌که بر اثر اتفاقی به او علاقه پیدا کرده‌اید، این بی‌احساسی کنونی‌تان نسبت به او هم باید از یک زمانی و در اثر وقوع حادثه‌ای شروع شده باشد. شاید از او بی‌مسئولیتی دیده‌اید، احساس کردید که نسبت به شما بی‌توجه است، خانواده‌اش را به شما ترجیح داده و یا با شما بداخلاقی کرده است. در هر صورت علتی وجود دارد که باعث شده علاقه‌ای که روزی نسبت به همسرتان داشتید، حالا نداشته باشید. به گذشته برگردید و مساله را ریشه‌یابی کنید و ببینید اگر او کار اشتباهی کرده، شما باید چه عکس‌العمل درستی انجام می‌دادید که نداده‌اید. پس از بررسی شرایط آن زمان و اکنون، به جبران همه چیز و درست کردنشان مبادرت بورزید. راه اشتباه را یک‌بار رفته‌اید و نتیجه‌اش را هم دیده‌اید. اکنون نوبت هموار کردن مسیرهای کج و معوجی است که طی کرده‌اید. به یاد آورید که آیا اشتباه نخست از او سر زده یا شما؟ اگر شما اشتباه کرده‌اید، باید همه چیز را جبران کنید و اگر هم او اشتباه کرده، فکر کنید و ببینید که شما چه عکس‌العمل درستی می‌توانسته‌اید از خود نشان دهید. آستین‌ها را بالا بزنید که بیش از این جایز نیست درنگ کنید.

اتفاقات خوب را به یاد آورید

چه شد که روزی عاشقش شدید؟ از او چه دیدید که به‌عنوان شریک زندگی خود انتخابش کردید؟ دیدارهای شاد و لذتبخشی که دفعات اول باهم داشتید را در ذهنتان مرور کنید. او چه گفت و شما چه جوابی دادید؟ چه هدایایی بین‌تان رد و بدل شد؟ کدام پیامکش را بارها با عشق خواندید؟ حس و حال خود را در آن روزهایی که قرار بود او را ببینید به یاد آورید. ماه عسل چه اتفاقاتی افتاد؟ روزهای اول زندگی مشترکتان را به یاد می‌آورید. وقتی قرار بود شامگاه، پس از یک روز کاری همدیگر را ببینید چه احساسی داشتید؟ او چه کارهایی برای شما کرد که زمانی توانسته بود تا آن اندازه در دلتان جا باز کند؟ سعی کنید تمامی خاطرات شیرین‌تان را در ذهن خویش مانند یک سریال تصویر کنید. تاثیر بسیار عمیقی خواهد داشت. دوباره علاقه پیدا می‌کنید که همان روزها و حس‌ها را بین خودتان به وجود آورید. در این میان، هرگونه خاطره بد را ممنوع نمایید.

تکرار کنید

آری، آن اتفاقات شیرین را دوباره تکرار کنید. شما دیگر حق اشتباه کردن ندارید. روزی دانه عشق بین شما دو نفر جوانه زده و قرار بوده این دانه با پیوند زناشویی بستن شما دو نفر به نهالی در حال رشد تبدیل شود، اما ریشه نهال چندان قوی نیست و بادها آن را می‌شکنند و طوفان‌ها براحتی آن را از جای درمی‌آورند. با خود عهد کنید این‌بار آنقدر به این نهال رسیدگی می‌کنید تا تبدیل به درختی تناور با ریشه‌های قوی در دل خاک شود و بتواند تا نهایت در این دنیا به حیات خود ادامه دهد.

لیلا رعیت / چاردیواری (ضمیمه دوشنبه روزنامه جام جم)


ادامه مطلب ...

دختر ۲۰ ساله سنگ‌تراش: من عاشق سنگم!

پلاستیک را روی سنگی که زیر دستش قرار گرفته، می‌گذارد. توری‌های سفید را روی آن می‌کشد، چسب را با قلمو روی توری پهن می‌کند و سنگ‌های خرد شده را مثل تکه‌های پازل با دقت روی صفحه می‌چیند. قالب‌ها را به صورت منظم در قفسه می‌گذارد و سنگ‌های تزیینی آماده شده روز قبل را در کارتن‌ها بسته بندی می‌کند.

سرش پایین است و تمام حواسش جمع چسابندن تکه سنگ‌ها. رنگ شیری مانتو و مقنعه‌اش شبیه سنگ‌هایی است که آخرین مرحله ظریف‌کاری را طی می‌کنند. خاک‌های روی لباس‌ها و اطرافش را جزئی از کارش می‌بیند یا اصلا نمی‌بیند. ساعت دیواری که رویش پلاستیک کشیده‌اند تنها وسیله‌ای است که خاکی نیست. میز کارش خیلی شلوغ به نظر می‌رسد، تکه‌های سنگ در اندازه‌های متفاوت، چند جعبه چسب و قالب‌های مختلف که روی هم چیده‌اند دکور نامنظم میزش را تشکیل می‌دهند. کارهایی که آماده کرده و سنگ‌های برش داده شده‌ای که باید خشک شوند را روی قفسه‌ پشت سرش کنار هم چیده است. یک شعله گاز هم نزدیک قفسه دیده می‌شود. می‌گویند برای خشک کردن سنگ‌ها از آن استفاده می‌کنند. سرت را که می‌چرخانی، اولین چیزی که می‌بینی، جعبه‌های پر از تکه سنگ‌های برش داده شده است که در گوشه اتاق بیست متری قرار گرفته‌اند.

دیدن دختری در یک کارگاه سنگ‌تراشی عجیب است. قبل از رسیدن انتظار دیدن چند زن جا افتاده را داشتم اما حالا با مریم ۲۰ ساله که مشغول چیدن سنگ‌هاست مواجه شده‌ام. او غرق کار است و وقتی صاحبکارش صدایش می کند، تازه متوجه ما می‌شود.


عاشق سنگ‌ها هستم

موقع حرف زدن مدام می‌خندد و تیکه‌های بامزه چاشنی کلامش می کند. وقتی از نحوه کارش می پرسم، هیجان خاصی در صدایش موج می زند. معلوم است که کاملا به کارش اشراف دارد و با همان دقتی که کار می کند، درمورد کارش توضیح می دهد.
می گوید: « کار که زیاد باشد، خودم می‌روم پای دستگاه فرز و سنگ‌ها را خرد می‌کنم.»
با خنده ادامه می‌ دهد:« اگر دوست دارید، پای دستگاه بایستید تا کار کردنم را ببینید.»
در همین زمان، مادرش وارد اتاق می شود. خانم چادری، بسیار خوش برخورد و مهربانی که مثل مریم خیلی هم خوش صحبت است. مادر به محض ورود برایمان تعریف می‌کند که قبل از کار در این سنگ تراشی در یک کارگاه دیگر کار کرده است: «وقتی مریم همراه من آمد، گفت که دوست دارد خودش روی دستگاه کار کند اما من و صاحبکار به او می‌گفتیم که سنگ تراشی کار مردهاست. وقتی کار روی دستگاه را شروع کرد، صاحبکارمان گفت که بعد از سی سال کار با سنگ، اولین‌بار است که می‌بیند، یک زن روی دستگاه فرز (سنگ خردکن) کار می‌کند.»

مریم وسط حرف‌های مادرش با ذوق می‌گوید: «من از یک مرد افغانی کار با دستگاه را یاد گرفتم. وقتی به صاحبکارم می‌گفتم سنگ‌هایی که می‌چسبانم را خودم می‌خواهم خرد کنم. می گفت برایت سخت است، نمی‌توانی، کار مردهاست، ببین مردها فقط این کار را انجام می‌دهند اما من از مرد افغانی که کار خردکردن سنگ‌ها را انجام می‌داد، خواستم که کار را به من یاد دهد. بعد از چند روز که مادر و صاحبکار فهمیدند که کار را یاد گرفته ام، تشویقم کردند و از آن زمان مادرم هم با من روی دستگاه کار می‌کند.»

مریم و مادرش هر دو کارشان را دوست دارند. حاضر نیستند کار دیگری انجام دهند. مریم معتقد است سختی کار با دستگاه فقط در زمستان است، وقتی هوا سرد می‌شود، آب دستگاه خیلی خیلی سرد است. مادر دستهایش را نشانم می دهد که به خاطر حساسیت قرمز شده‌اند.

مریم حاضر نیست پشت میز کار کند و یا منشی شود. او عاشق کارش است و می‌خواهد در کارش موفق باشد. او بهترین روزهای زندگیش را روزهایی می‌داند که کارش زیاد باشد. او عید را نه به خاطر خرید لباس و مهمانی بلکه به خاطر سفارش‌های فراوانی که به دستشان می رسد، دوست دارد. هرچند باید تا ۱۲ شب در کارگاه بماند.

آنطور که می‌گوید، فقط یک بار کارش را عوض کرده: «به خاطر اینکه کارش خیلی راحت بود، دوام نیاوردم و نتوانستم دور بودن از کارم (سنگ‌تراشی) را تحمل کنم. مطمئنم که هیچ کاری را به اندازه سنگبری دوست ندارم.»

می‌رود پشت دستگاه تا سنگ‌ها را خرد کند. پیشبند آبی برایش بلند است. وقتی عکاس، عکس می‌گیرد با خنده به مادر و صاحبکارش می‌گوید: «حتما باید پیشبند داشته باشم؟»
ابروهایش را بالا می برد و با طنازی می‌گوید: «عکس‌هایم خراب می‌شوند.»
خنده‌هایش واقعا جذاب است. فکر می‌کنم این همه انرژی در وجودش از علاقه به کارش نشات می‌گیرد. وقتی سنگ‌ها را برش می زند، تمام حواسش به کارش است.
صاحبکار مریم ویژگی خاص او را جدیت و دقت در زندگی و کارش می داند. شاید به دلیل سختی‌ها و خطرات کار است. تیغه تیز دستگاه فرز با کوچک‌ترین بی‌احتیاطی می‌تواند باعث قطع انگشت شود.

مریم چنان به مادرش حس اعتماد داده که مادر وقتی نگرانی مرا می‌بیند، با آرامش می‌گوید که جای نگرانی نیست: «اتفاقی نمی افتد، اگر حواس کسی نباشد خطرناک است ولی برای ما اتفاقی نمی افتد.»


سنگ‌های رویایی

وقتی از مریم درباره آینده‌اش، رویاهایش و آرزوهایش می‌پرسم. مرا می برد به سوی جعبه‌های بسته‌بندی شده سنگ‌های تزئینی که در کنار دیوار کارگاه چیده شده اند: «۱۱ سال پیش پدرم فوت کرد، من اول دبیرستان مجبور شدم درسم را ول کنم. پا به پای مادرم کار کردم، کاری که دوست دارم و خودم انتخاب کردم. وقتی می خواستم پشت دستگاه کار کنم، گفتند که کار مردانه است. هنوز هم می گویند، ولی من دوست داشتم تکه سنگ‌هایی که کنار هم می‌چینم را خودم برش بزنم و این کار را کردم. الان وضعیت کار بهتر شده، تقریبا همه کارهای سنگ‌های تزئینی را خودم انجام می‌دهم، از سنگ‌بری تا چسباندن؛ در این کار متخصص شده‌ام، طوری که صاحبکارم، نظرات مرا می‌پرسد، پیشنهاداتم را عملی می‌کند و نتیجه خوبی هم می‌گیرد. من دوست دارم خودم کارگاه سنگ بری بزنم اما در کارگاه من، هم مردها کار می‌کنند و هم زن‌ها. البته بیشتر از زن‌ها و دخترها استفاده می‌کنم. چون با سلیقه‌ترند و می‌توانند با خلاقیت طراحی کنند.به نظر من هر کس که مهارت و علاقه داشته باشد، می‌تواند روی دستگاه یا هر قسمت دیگر کار کند.»

با دست سمت سنگ‌های تزئینی بسته بندی شده اشاره می‌کند و می‌گوید: «این‌ها جنس‌های انبار است. من در کارگاه خودم، همیشه دوبرابر سفارشم انبار می‌کنم تا چند برابر سود داشته باشم. بیشتر کار می‌کنم و بیشتر تولید می‌کنم و همیشه بیشتر از سفارشم در انبار جنس خواهم داشت.»

می‌پرسم اگر فرصتی برای ادامه تحصیل داشته باشی درست را ادامه می‌دهی؟ جواب می‌دهد: «علاقه‌ای به ادامه تحصیل ندارم ولی در اولین فرصت می‌خواهم بروم کلاس زبان.»

نگاهی به وانت آبی رنگی که کنارش پارک شده، می‌اندازد. لبخندی گوشه لبش می‌نشیند: «البته فعلا باید پولهایم را جمع کنم تا خودم وانت بخرم و کارهایی که خودم انجام می دهم را به مشتری‌ها برسانم.»

وقتی از آرزوهایش حرف می زند، چشمهایش برق خاصی دارند، برقی که تو را مطمئن می‌کند این دختر روزی به تمام خواسته‌هایش می‌رسد. (لیلا یوسف مدد/برنا)

396


ادامه مطلب ...

عاشق دختر همسایه‌مان شده‌ام؛ چه کار کنم؟!

پاسخ مشاور: باید قبول کنید که نسبت به دهه‌های قبل تشخیص احساسات و عواطف دیگران سخت‌تر وپیچیده‌تر شده است و به راحتی نمی‌توان رفتار، خواسته‌ها وعملکرد کسی را به دوست داشتن یا نداشتن او تعبیر کرد؛ به عبارت دیگر از روی رفتارهای یک فرد نمی‌شود به حس درونی او پی برد.


مستقیماً وارد عمل نشوید

مهم‌ترین نکته این است که ما جز پرسیدن و مطرح کردن موضوع به صورت مستقیم، با هیچ روش دیگری نمی‌توانیم حس واقعی یک فرد را نسبت به خود کشف کنیم. البته این کار برای شما اصلاً مناسب نیست و وجهه خوبی ندارد. شما در سنی هستید که بیشتر هیجان و احساس شما را هدایت می‌کند تا منطق و عقل. لذا اگر قرار باشد که با احساس خود پیش بروید، آسیب‌های زیادی خواهید دید. پس بهتر است به جای احساسات با عقل خود تصمیم بگیرید.


اول کسب شرایط، بعد اقدام عملی

فرض کنید همین امروز متوجه احساس او به خود شدید، بعد از آنچه اقداماتی انجام می‌دهید؟ بهترین راهکار برای شما این است که ابتدا شرایط کاری و مالی خود را سروسامان دهید، سپس از خانواده بخواهید که به صورت رسمی از او خواستگاری کنند. اگر نظر او درباره شما مساعد و سن وی برای ازدواج با شما مطلوب باشد، جواب مناسب و معقولی خواهید شنید. بعد از آن با نظارت خانواده‌ها با هم به گفت‌و‌گو بنشینید و علایق و خواسته‌های خود را بررسی کنید. مطمئن باشید که راهکارهای دیگر برای شما مناسب نیست و صرفاً برایتان درد سر خانوادگی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد.
چنانچه خانواده‌های شما با هم در ارتباط هستند، می‌توانید از مادر یا خواهر خود بخواهید که به صورت غیر مستقیم نظر او را درباره شما بپرسند؛ به طور مثال یکی از کارهای شما را مطرح و عکس العمل وی را بررسی کنند و یا نظر او را درباره رفتار شما جویا شوند.

چنانچه خانواده آن‌ها به خانه شما رفت و آمد داشته باشند نیز می‌توانید با دقت در سبک گفت‌و‌گوی وی با اعضای خانواده خود و همچنین خانواده شما به میزان تمایلش پی ببرید. همچنین زمانی که از علایق خود می‌گوید می‌توانید وی را بیشتر بشناسید و میزان تناسب خود را با او بسنجید.


آشنایی با زبان بدن

چنانچه پیش از هر اقدامی فقط به این مسئله اصرار دارید که بدانید طرف مقابل نیز به شما علاقه‌مند است یا خیر به جای ارتباط مستقیم می‌توانید با شناخت زبان بدن و حرکاتش، بخشی از احساس او را نسبت به خود بفهمید. البته تاکید می‌کنم که تنها بخشی از احساس با این روش قابل دریافت است.


* حالات چهره:
آیا زمانی که شما را می‌بیند، اخم می‌کند؟ اخم کردن یعنی از بودن شما در آن مکان حس خوبی ندارد.

* راه رفتن:
وقتی شما را می‌بیند آیا قدم‌های خود را تند می‌کند و ترجیح می‌دهد که موقعیت را زود‌تر ترک کند یا اینکه راه رفتن خود را کند و به رفتارهای شما دقت می‌کند.

با بررسی این مسائل می‌توانید به صورت نامحسوس از علاقه نداشتن یا علاقه داشتن او مطلع شوید و سپس با کسب شرایط مناسب، از طریق خانواده دست به اقدام عملی بزنید. (راهله فارسی - کار‌شناس ارشد مشاوره/خراسان)


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.

293


ادامه مطلب ...

خانمی ۲۳ ساله‌ام و عاشق مردی ۴۰ ساله شده‌ام

پاسخ مشاور: یکی از اتفاقات مهم در زندگی هر انسانی، ازدواج و تشکیل زندگی متاهلی است و فرد باید با دقت لازم بدون وابستگی احساسی شریک زندگی خود را انتخاب کند. شما گفته‌اید از همسرتان جدا شده‌اید، ولی نگفته‌اید که چند وقت پیش طلاق گرفته‌اید. به نظر می‌رسد که مدت زمان زیادی از آن نگذشته باشد چراکه هنوز در سن جوانی هستید. با این حال توجه به نکات زیر به شما کمک می‌کند تا تصمیم بهتری برای آینده زندگی مشترکتان بگیرید.


دلیلتان را برای ازدواج مجدد بررسی کنید

تصمیم گیری برای ازدواج مجدد در افراد مطلقه باید عاقلانه و آگاهانه‌تر انجام شود؛ بنابراین شما باید پیش از ازدواج دوباره به خود‌شناسی و شناسایی نیاز‌هایتان بپردازید و مشکلات و چالش‌های پیش روی خود را در ازدواج پیشین و زندگی آینده شناسایی کنید تا علل فروپاشی زندگی گذشته مانعی بر سر راه آینده نباشد.
بسیاری از افراد در ازدواج دوم برای فرار از تنهایی، فشارهای خانوادگی و اجتماعی یا رفع نیازهای عاطفی و مالی و... بدون درنظر گرفتن معیارهای مناسب و فقط برای فرار از شرایط موجود تن به ازدواج مجدد می‌دهند و به احتمال زیاد باز هم با شکست مواجه خواهند شد.


مرد مورد علاقه‌تان را بیشتر بررسی کنید

اشاره نکرده‌اید که چه مدت از فوت همسر مرد مورد علاقه‌تان گذشته است. اگر این مدت بسیار کم است، باید کمی بیشتر منتظر بمانید چراکه به احتمال زیاد هنوز مرد مورد علاقه‌تان به آمادگی‌های کافی برای ازدواج مجدد نرسیده است. همچنین درخور ذکر است که فاصله سنی شما و مرد مورد علاقه‌تان ۱۷ سال است که زیاد به نظر می‌رسد.
بنابراین در بررسی منطقی درباره اینکه با مرد مورد علاقه‌تان هم کفو هستید، این نکته را حتما در نظر داشته باشید که عشق و علاقه یکطرفه هیچ‌گاه به نتیجه نخواهد رسید، لذا قبل از اینکه اقدامی انجام دهید و فکرتان رابیش از حد به آن مرد مشغول سازید به نحوی از علاقه متقابل او به خودتان نیز آگاه شوید، البته در فرهنگ ما معمولا مرد‌ها اگر قصد ازدواج با فردی را داشته باشند، آن را به نحوی به گوش طرف مقابل می‌رسانند پس سعی کنید احترام خود و استقلال شخصیتی خود را حفظ کنید و نیازهای درونی و خواسته‌هایی را که در روان شما باعث بروز چنین وابستگی‌هایی شده است شناسایی، مدیریت و کنترل کنید.
همچنین نقاط مثبت و خوبی‌های خودتان را شناسایی و مرور کنید، برای خودتان ارزش قائل شوید و سعی کنید شخصیت خودتان را تحقیر نکنید. همچنین و در شرایطی که خواستگارهای دیگری دارید به بررسی آن موارد برای ازدواج بپردازید چراکه سن شما همچنان برای ازدواج مناسب است و نباید شانس خودتان را برای خوشبختی با یک تصمیم کاملا احساسی از خودتان بگیرید. (دکتر مسعود خاکپور، کار‌شناس و مشاور خانواده/خراسان)


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.

1084


ادامه مطلب ...

عاشق دختری بزرگ‌تر از خودم شده‌ام

پاسخ مشاور: گفته‌اید که محترم بودن خانواده دختری که می‌خواهید برای همسری برگزینید، برای شما اهمیت دارد. برداشت شما از این ویژگی در دختر مورد علاقه‌تان باعث شده او برای شما جاذبه شخصیتی داشته باشد. با این حال دغدغه شما این است که دختر مورد علاقه‌تان ۶ سال بزرگ‌تر از شماست. از این رو، در ادامه عواملی را که می‌تواند برای شما چرایی گرایش و تردید درباره این ازدواج را روشن کند مطرح می‌کنم و امیدوارم پاسخ سوالتان را نیز که نمی‌دانید چرا عاشق دختری بزرگ‌تر از خودم شده‌اید دریافت کنید.


شاید فقط به جذابیت‌های جسمی فکر می‌کنید

شما ۲۵ ساله‌‌اید و باید بدانید که یکی از عوامل گرایش به ازدواج با دختر بزرگ‌تر از خودتان این است که شاید جذابیت‌های جسمی برای شما اهمیت وافری دارد، البته چون مردان بصری هستند، تحریک غریزی آن‌ها بیشتر از طریق دیدن اتفاق می‌افتد؛ بنابراین زنان زیبا‌تر برایشان جاذبه زیادی دارند و اگر در این زمینه، خانم، سن بالاتری داشته باشد ولی از جاذبه جسمی برخوردار باشد، اهمیت پایین‌تر بودن سن پسر نسبت به دختر، کم یا ناپدید می‌شود.


البته احتمالا دیدگاه عامه مردم به موضوع تفاوت سنی دختر و پسر برای ازدواج هم برای شما مهم بوده که شما را بر سر دو راهی قرار داده است.


شاید از طرد شدن می‌ترسید

دوران کودکی و ارتباط عاطفی اولیه با مادر، نقش اساسی در کیفیت رابطه عاطفی در بزرگسالی دارد بدین معنا که کودک در ۳ سال اول بعد از تولد نیازمند توجه کامل از سمت مادر است. اگر در این دوره مادر به دلیل بیماری یا شاغل بودن، نتواند به کودک رسیدگی کافی داشته باشد کودک دچار دلبستگی نا‌ایمن می‌شود و به صورت ناخودآگاه بی‌توجهی یا کم توجهی مادرش را به نزدیک‌ترین رابطه عاطفی‌اش تعمیم می‌دهد. در نتیجه در سنین بزرگسالی ترجیح می‌دهد فردی را برای ازدواج انتخاب کند که بزرگ‌تر باشد تا بتواند نقش مادر را برای وی ایفا کند؛ یا فردی را انتخاب کند که احتمال طرد و‌‌ رهاشدگی از سمت وی کمتر باشد. بنابراین فردی را انتخاب می‌کند که یا جاذبه جسمی ندارد یا سن بالایی دارد. با این انتخاب‌ها، ناخودآگاه احساس امنیت می‌کند که هم احتمال‌‌ رهاشدگی از سمت همسر کمتر می‌شود هم اینکه توجه بیشتری دریافت خواهد کرد.
در این مواقع برای پسر‌ها از طرفی تمایل به ازدواج با خانم بزرگ‌تر هست از طرفی هم تردید و دودلی.


شاید به دنبال جایگاه اقتصادی بهتری هستید

برخی مواقع هم جایگاه اقتصادی و اجتماعی خانم یا خانواده خانم سبب انتخاب دخترهایی بزرگ‌تر از پسر می‌شود که پایداری این نوع ازدواج‌ها با چنین اهدافی زیر سوال می‌رود. با توجه به اینکه گفته‌اید برای آشنایی بیشتر خیلی با او صحبت کرده‌ام، باید بدانید گاهی مواقع برقراری ارتباط‌های خارج از چارچوب با جنس مخالف ولو به قصد ازدواج، سبب وابستگی یا دلبستگی شدید خواهد شد که در صورت ازدواج یا قطع رابطه آسیب‌های جدی برای دو طرف به همراه دارد. پیشنهاد می‌شود اگر تصمیم جدی برای ازدواج دارید، ادامه گفت‌و‌گو‌هایتان تحت جلسات رسمی خواستگاری و با اطلاع خانواده‌های دو طرف انجام شود. (زهرا وفایی جهان، کار‌شناس ارشد روان‌شناسی/ خراسان)


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.

194


ادامه مطلب ...

راه و رسم عاشق شدن: ۸ نوع عشق از نظر «اشتنبرگ»

اشتنبرگ و سه ضلع مثلث عشق

عشق چیست؟ یعنی همین نخ مرئی و نامرئی که از وسط قصه‌ها و غزل‌ها می‌گذرد. هر کسی از زاویه خود به این اتفاق نگاه می‌کند و سعی می‌کند تعریفی از قلمرو و ماهیت و انواع آن به دست دهد. در این میان عشق برای روان‌شناسان هم جذابیت خاص خود را دارد. از جمله روانشناسانی که کوشیده به ماهیت و محتوای عشق نزدیک شود، اشتنبرگ است.
طبق نظر اشتنبرگ، عشق مثلثی است که از سه ضلع «صمیمیت، تعهد و اشتیاق» تشکیل شده است. قدرت و تأثیر هر یک از این اضلاع و تعامل آن‌ها با یکدیگر باعث ایجاد انواع مختلف عشق می‌شود.


سه مؤلفه زیر ذره‌بین

صمیمیت به عنوان اولین مؤلفه چیزی شبیه یک گرمای ملایم و دائمی است. باور عشقی که در آن صمیمیت نباشد دشوار است. صمیمیت دری است که به سمت تفاهم باز می‌شود.
ما وقتی وارد خانه می‌شویم رفتارهای ما هم با ما وارد خانه می‌شود. اجزای مثلث عشق از ما دور نیست. من وقتی پا به خانه می‌گذارم، گرما یا سرمای درونم را با خود به خانه می‌آورم. مرد جوانی که به طور مستمر این پیام را در آغاز زندگی مشترک به همسرش می‌فرستد که من در حد توان تلاشم را به کار خواهم بست تا تو را به زندگیمان مشتاق نگه دارم، پایه مهمی از عشق را در ذهن همسرش پررنگ می‌کند. این‌‌‌ همان صمیمیتی است که دو فرد را به یکدیگر نزدیک می‌کند.

مؤلفه دوم، اشتیاق یا شور است. اشتیاقی که باعث می‌شود دو نفر برای هم جذاب به نظر برسند. یادمان باشد کسی که صمیمی باشد لزوماً دارای اشتیاق نیست، عکس آن نیز صدق می‌کند. اما حضور هر یک از این مؤلفه‌ها می‌تواند تقویت کننده مؤلفه دیگر نیز باشد.

مؤلفه سوم تعهد است. همان‌طور که از نام آن برمی‌آید، تعهد مسئولیتی است که باعث می‌شود فرد در طولانی مدت برای نگهداری و پایداری عشق خود تلاش کند و در کوتاه مدت باعث برگزیدن یک نفر و دوست داشتن او در میان دیگران شود. تعهد کوتاه مدت و دراز مدت الزاماً با یکدیگر همراه نیستند. مثلاً ممکن است زوجی برای نگهداری زندگی و عشق خود تلاش کند، اما آن گرما و دوست داشتن اولیه را دیگر نداشته باشد.


عشقی که نیازمند مراقبت است

بهترین نوع عشق، عشق کامل است که طبق نظر اشتنبرگ، حفظ و نگهداری از این عشق بسیار مشکل است. اگر می‌خواهید در زندگی، هم برای خود و هم برای همسرتان ایده‌آل باشید، تلاش خود را به کار بگیرید تا این سه مؤلفه را کنار هم داشته باشید. البته حفظ توازن میان سه ضلع از این مثلث، نیازمند مراقبت‌های دائمی است.


نکته مهم اینجاست که دختر و پسرهای جوان، عموماً و ناخودآگاه به حفظ این سه ضلع مثلث چندان توجهی ندارند، اما وقتی اخبار ناگوار می‌شنویم شاخک‌هایمان برای مراقبت از عشق و نگاه باغبانانه و نه نگاه خودرو و خود جلو رونده به عشق تیز‌تر می‌شود.


یک عشق و هشت سر

طبق نظر رابرت اشتنبرگ، روان‌شناس امریکایی، ما هشت نوع عشق داریم که هر کدام از آن‌ها بر اساس قدرت مؤلفه‌های مختلف با نام‌های متفاوتی شناخته می‌شود.
۱-فقدان عشق:
اولین عشق «فقدان عشق» نامگذاری شده است. همان طور که از نام آن برمی‌آید، به ارتباطی که هیچ یک از مؤلفه‌های مثلث عشق را در خود جای نداده باشد گفته می‌شود. این نوع رابطه را ما به طور معمول با مردم در خیابان و کوچه برقرار می‌کنیم. از آنجا که ما با افراد مختلف آشنایی و ارتباط نزدیکی نداریم، پس لزومی به داشتن صمیمیت و اشتیاق نخواهیم داشت.
۲-عشق دوستانه:
عشق دوم، عشق دوستانه است. برای اینکه بتوانید این نوع عشق را بهتر لمس کنید، به یاد ارتباط خود با دوستتان بیفتید. نوع رابطه خود را با او چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در این نوع ارتباط، صمیمیت بالا، ولی اشتیاق و تعهد پایین‌تر است، بنابراین عشق ما از نوع دوستانه است.
۳-جذابیت فیزیکی:
در عشق نوع سوم، دو نفر، بیشتر به واسطه جذابیت‌های فیزیکی جذب یکدیگر می‌شوند، نه احترام متقابل. در این نوع رابطه‌ها، صمیمیت و تعهد بسیار ضعیف است.
۴-عشق پوچ:
عشق چهارم، عشق پوچ است. زوجینی که در ارتباط خود، اشتیاق و صمیمیتی احساس نمی‌کنند هر چقدر هم تعهد بینشان بالا باشد، باز زندگی خود را بی‌معنا و پوچ می‌انگارند. یعنی مؤلفه تعهد، بالا، ولی صمیمیت و اشتیاق در سطح پایین است یا اصلا وجود ندارد. این نوع روابط بیشتر در زندگی زوجینی دیده می‌شود که بر این باورند که زندگی خود را فقط به خاطر فرزندان یا یک هدف ویژه دنبال می‌کنند. اما در عمق زندگی هیچ احساس شادکامی و لذتی را از در کنار یکدیگر بودن نمی‌برند.
۵-عشق‌های خیال‌انگیز:
عشق پنجم، عشق خیال انگیز است. عشق خیالی معمولاً در دوران نامزدی زوجین بیشتر دیده می‌شود. دوره‌ای که زن و مرد هنوز با هم زیر یک سقف نرفته‌اند بنابراین نسبت به یکدیگر تعهد بالایی ندارند. اما این رابطه از صمیمیت و اشتیاق بالایی برخوردار است و همین عامل باعث می‌شود دو نفر تمایل داشته باشند که هر روز همدیگر را به مدت زمان زیادی ملاقات و از آرزو‌ها و خواسته‌های مشترک و غیر مشترک خود صحبت کنند. به همین دلیل است که به این نوع عشق‌ها، عشق خیال انگیز گفته می‌شود.
۶-عشق مشفقانه:
عشق ششم، عشق مشفقانه است. در این مورد مؤلفه‌های صمیمیت و تعهد بالا، ولی اشتیاق و شور پایین است. این نوع رابطه معمولاً بین زوجینی دیده می‌شود که مدت طولانی از ازدواج آن‌ها گذشته است. آنان همچنان برای یکدیگر ارزش قائل هستند و از کنار یکدیگر بودن احساس آرامش و رضایت دارند، هرچند برخی از جذابیت‌های زندگی مشترک کم شده است.
۷-عشق‌های ابلهانه:
عشق هفتم، عشق ابلهانه است. شاید جالب به نظر آید در این نوع عشق، تعهد و اشتیاق دو نفر بالا، اما صمیمیت بسیار کمرنگ است. مردی که همسرش را به بهانه‌های مختلف کتک می‌زند، اما همچنان به همسر و زندگی خود پایبند است. در این نوع رابطه‌ها دو نفر از لحاظ ارتباط با یکدیگر نیز دچار مشکل نیستند اما آنچه در این بین جایش بسیار خالی دیده می‌شود، حرمتی است که دو نفر باید در یک رابطه برای هم قائل شوند.
۸-عشق کامل:
عشق هشتم، عشق کامل است. همچنان که قابل حدس است در این نوع عشق مؤلفه صمیمیت، تعهد و اشتیاق در حد معقول و خوبی دیده می‌شود. (شکوفه شیبانی/ ایران جوان)

636


ادامه مطلب ...

ما فقط دو هفته عاشق همدیگر بودیم!

پاسخ مشاور: برای آن‌که درک روشن‌تری از وضعیت خود به دست آورید، توجهتان را به چند نکته جلب می‌کنم:


جمع مسائل ازدواج با سربازی

ازدواج یکی از مهم‌ترین اتفاقات زندگی هر فرد است که مسائل و ظرافت‌های خاص خود را می‌طلبد. از طرفی، رفتن به خدمت سربازی نیز یکی از مهم‌ترین مسائل در زندگی آقایان قلمداد می‌شود که آن هم مسلماً مسائل مخصوص به خود را دارد و دارای نکات مثبت و احتمالاً مشکلاتی نیز هست که باید به درستی مدیریت شود؛ اما وقتی این دو رویداد با یکدیگر همراه شود می‌توان انتظار داشت که وضعیت زندگی کمی دشوارتر از حالت عمومی و معمول آن شود و بالطبع، رفع مشکلات آن نیز نیازمند صرف انرژی بیشتری است.


وقتی سن همسر کم است

سن شما و همسرتان برای ازدواج با توجه به متوسط سن ازدواج در جامعه پایین است. همین امر موجب می‌شود تا به گفته خودتان، دور شدن از وابستگی‌ها، کودکی کردن‌ها، دنبال کردن افکار و رفتار ناپخته، لجبازی کردن‌ها و رفتارهایی از این قبیل، دیرتر و با آهنگ کندتری انجام گیرد که خود این عامل، باعث به وجود آمدن مشکلاتی خواهد شد که صبوری زیادی را می‌طلبد. از طرفی دیگر، هر چه همسران کم‌سن‌تر باشند، قدرت سازگاری آن‌ها با مسائل و مشکلات، صبر، تحمل و انعطاف پذیری در آن‌ها پایین‌تر است. همچنین، انتظارات آن‌ها از یکدیگر بیشتر مبتنی بر احساسات است تا مبتنی بر منطق. البته باز هم تاکید می‌کنم که این مسائل به سن شما مربوط بوده و وقوع آن‌ها کاملاً طبیعی است.


همسرتان را از عشق لبریز کنید

بروشنی می‌توان درک کرد که دوری شما از همسرتان (بخصوص وقتی او را دوست دارید)، دلتنگی برای او و خانواده، انتظار از همسرتان که در نبود شما اوضاع خانواده را بخوبی به دست گیرد و مسائلی از این قبیل، شما را تا چه حد آشفته کرده و باعث شده احساس کنید کنترل امور زندگی از دستتان خارج شده است. به همین دلیل نیاز است که شما و همسرتان طی این مدت دوری، همدیگر را از عشق و محبت لبریز کنید؛ طوری که او در نبود شما از عشقتان لبریز باشد و شما در نبود او با اطمینان خاطر و انرژی بالا این دوری را تحمل کنید.
سعی کنید این بار که همسرتان را دیدید، یا با او صحبت کردید، با وجود دلخوری‌های موجود، صمیمیت و علاقه خود را بیش از پیش به او نشان دهید. با این کار طوری او را پایبند به تعهدات و عشق خود خواهید کرد که با علاقه و میل شخصی، در نبودتان، شما را در جریان امور قرار خواهد داد. (پریسا غفوریان - دانشجوی دکترای روانشناسی/ خراسان)


ادامه مطلب ...

عاشق همدیگریم اما... اختلاف سلیقه پدرمان را درآورده!

پاسخ مشاور: هیچ زن و شوهری نیستند که بینشان اختلاف نظر به وجود نیاید. اولین مهارتی که لازم است زوجین کسب کنند تا زندگی آرامی داشته باشند مهارت گفت‌وگوست. همسرانی که مهارت گفت‌وگو با یکدیگر را ندارند بیشتر می‌خواهند با هم بحث کنند و نتیجه این است که یک مسئله کوچک را به مسئله‌ای پیچیده تبدیل می‌کنند. از این رو در ادامه نکاتی را متذکر می‌شوم تا با بهره گرفتن از آن بتوانید گفت‌وگوی سازنده و موثری با همسر خود بر سر اختلافاتتان داشته باشید.


بحث یا گفت‌وگو

نکته اول این است که توجه داشته باشید بحث کردن با گفت‌وگو کردن متفاوت است؛ در بحث کردن فرد می‌خواهد بگوید حرف من درست است و به جای این که خوب بشنود می‌خواهد جواب بدهد و طرف مقابل را هرطور شده زیر سؤال ببرد و خودش را ثابت کند. در حالی که در گفت‌وگو هر دو نفر می‌خواهند به موضوع مشترکشان فکر و به صورتی صحبت کنند که به نتیجه ای برسند و از یکدیگر چیزی یاد بگیرند و به این فکر نمی‌کنند که حرف کدام طرف درست است و کدام طرف، صحبت ناعادلانه یا غیر معقولی دارد.


روش گفت‌وگوی سازنده

۱ – شنونده خوبی باشید:
تا وقتی کسی یاد نگیرد خوب بشنود نمی‌تواند خوب مسئله را حل کند.
۲ -خشم خود را کنترل کنید:
هر وقت عصبانی و ناراحت هستید درباره موضوعی با هم صحبت نکنید. زمانی با هم گفت‌وگو کنید که فضا آرام باشد و وقت مناسبی را برای گفت‌وگو با هم در نظر گرفته باشید؛ یعنی این‌که به محض به وجود آمدن مشکل، سعی نکنید هر طور شده درباره آن حرف بزنید بلکه زمانی مناسب را تعیین کنید تا با آرامش درباره آن صحبت و گفت‌وگو کنید.
۳ -از موضع قدرت با هم حرف نزنید:
از دستور دادن، باید و نباید کردن، توهین و تحقیر طرف گفت و گوی خود بپرهیزید.
۴-درباره موضوع واحد حرف بزنید:
هر وقت تصمیم گرفتید گفت‌وگو کنید فقط درباره یک موضوع حرف بزنید و چند مسئله را مطرح نکنید.


گفت‌وگو به علاوه نتیجه گیری

آگر در بیشتر مواقع صرفاً گفت‌وگو درباره یک مشکل، هرچند اصولی انجام شود، کارساز نخواهد بود. سعی کنید بعد از اتمام گفت‌وگو، با همفکری به نتیجه برسید و گفت‌وگوی خود را جمع بندی کنید. این را به یاد داشته باشید که گفت‌وگوی سازنده گفت‌وگویی است که در آن علاوه بر بحث، پیشنهادهایی برای حل موضوع مورد مناقشه نیز داده شود. (حمید شیرازی - کارشناس ارشد روانشناسی/ خراسان)


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.


ادامه مطلب ...