بسیار از افراد برایشان سوالی پیش آماده که آیا در زمستان امکان پرورش گل وجود دارد؟آماده نمودن باغچه یکی از روزهای آفتابی را انتخاب کنید. مقداری کود پوسیده حیوانی یا خاکبرگ تهیه نموده و به زمین اضافه نمایید. سپس خاک باغچه را با بیلچه زیر و رو کنید.
دو یا سه روز بعد زمین را صاف و یکنواخت نموده و گلها را (چه به صورت نشا و یا پیاز) به خاک بنشانید. گلکاری در جعبه اگر خانه شما باغچه ندارد و آپارتمان نشین هستید، باز هم جای نگرانی نیست یک جعبه مناسب مشکل شما را حل می کند. کف جعبه قدری شن بریزید و به قطر سه سانتی متر روی آن را با ذغال بپوشانید.
ارتفاع ۵ سانتی متر از این جعبه باید به وسیله خاک پر شود، خاک مناسب مخلوطی است از خاک باغچه، ماسه و کود برگ در صورتی که مقصود شما کاشت گلهای پیازی باشد، بهتر است از ماسه بیشتر و کود برگ کمتری استفاده کنید. این جعبه ها باید روی تراس یا هر محل آفتابگیر دیگری در خارج از ساختمان قرار بگیرند.
هر قدر هوا گرم و آفتابی باشد، پیازها زودتر سبز می شوند. برای اینکه پیازها دیرتر سبز شوند روی آنها گلدانی را به شکل وارونه قرار دهید و فقط در روزهای آفتابی گلدان را بردارید و جعبه را آبیاری کنید. اواخر زمستان شاهد گلهای زیبای لاله، نرگس و سنبل خواهید بود. زمان لازم برای اینکه پیازها در محل خنک و کم نور قرار داشته باشند،
شش هفته است. در این مدت مناسب ترین درجه حرارت، دمایی معادل ۱۲ درجه سانتی گراد است. بعد از شش هفته جعبه را به محلی پر نور با دمایی معادل ۱۵ درجه سانتی گراد منتقل کنید. وقتی گیاهان شما به گل نشستند هر هفته دو روز به آنها آب بدهید. ضمنا حالا زمان مناسبی است تا گلهایی که در برابر سرما مقاومند و باید در بهار به گل بروند،
تهیه کنیم؛ گلهایی مثل بنفشه، اما برای چنین گلهایی نیز بهتر است زمین را با اضافه نمودن کود پوسیده حیوانی زیر و رو کنیم. چون فرصت کافی برای بنفشه داریم، پس عجله نکنید زمین را برای مدت چند روز به حال خود رها کنید تا هوای کافی وارد خاک شود. سپس نشاء بنفشه را به خاک بنشانید.
1- تعلیم مفاهیم اساسی:
در حدود 7 یا 8 سالگی، شاگرد رفته رفته خواندن و نوشتن و حساب کردن را یاد میگیرد پس از شروع تعلیم این مواد که در حکم وسیلهاند و پایهی مطالعات دیگر به شمار میروید، میتوان برای ممارست دادن فکر خاص این دوره و به مدد موادی که برای این منظور انتخاب شده اسـت به تنظیم برنامه پرداخت.الف- آموزش مفهوم عدد
مفهوم عدد پیش از سنین دبستانی پیدا میشود. نخست این مفهوم به صورت تشخیص «یک» از «چند» یا واحد از کثیر ظاهر میگردد. سپس از دو تا پنج سالگی علم به عدد هر ساله بطور متوسط به صورت یاد گرفتن یک واحد صورت میگیرد و این وضع تا پنج سالگی ادامه دارد. آنگاه، چه مربی توجه داشته باشد و چه نداشته باشد، ناگهان ذهن کودک خود در این زمینه به راه میافتد. مع هذا در ظرف ماهها تنها اعداد اصلی را بازگو میکند. در مرحلهی نخستین، عدد هنوز نمودار ذهنی (1) نیست و به همهی اشیاء تعلق میگیرد یعنی کودک آن را در مورد گروهی از اشیاء به هر صورت که باشند به کار میبرد. عملیات اولیه یعنی جمع و تفریق در مواردی که عدد به طور عینی به کار میرود قابل اعمال اسـت. بر اثر عملیات مجرد ضرب و تقسیم رفته رفته ولی به سرعت، عدد از صورت عینی خارج میشود. شاگرد دبستانی در این دوره به مدد حساب مرحلهی بازی کارکردی (فونکسیونی) با عدد را پشت سر میگذارد. چابکی و مهارت وی رسیدن او به مرحلهی جدید را آسان میسازد. در این مرحله، عدد علامتی اسـت که به یاری آن کودک میتواند حساب و استدلال کند. مرحلهی جبر بعد از این مرحله پیش میآید و مرحلهی اخیر با آغاز دورهی نوجوانی هم زمان اسـت.ب- آموزش مفهوم مکان
مفهوم فضا یا مکان نیز زود ظاهر میشود. کودکان بسیار زود از جای اشیاء و وسعت و فاصلهی آنها تصوری به دست میآورند. دست زدن به اشیاء و راه رفتن و تمرین حواس به یاری اصطلاحات خاص، مانند چپ و راست و بالا و پائین و مانند آن، وضع اشیاء را در فضا روشن تر میسازد. در این جا منظور، فضای عینی یعنی بصری و لمسی و حرکتی اسـت نه فضای ریاضی مجرد و متجانس که چندی بعد، به مدد هندسه تصور آن میسر میگردد.ج- آموزش مفهوم زمان
مفهوم زمان به مفهوم مکان وابسته اسـت اما تحول این مفهوم در ذهن کودک کندتر صورت میگیرد و این تفاوت نتایج تربیتی مهمی به بار میآورد. اگر به نخستین خاطرات خود ببندیشیم، خواهیم دید که مفهوم زمان نیز بسیار زود ظاهر میشود. در واقع ، کودک شیرخوار و کودک کودکستانی در حال زندگانی و فکر میکنند. این کودکان متوجه زمانی که میگذرد و خلاصه مدت رویدادها نیستند و گذشته را از حال درست باز نمی شناسند و نسبت به شدن یا صیرورت با آن که خود مظهر آنند، بیگانهاند. طفل ماهها پیش از آن که تصور روشنی از زمان داشته باشد ساعت را میخواند و تاریخها را تکرار میکند. این اختلاط زمانی، در طی کودکی سوم رفته رفته از میان میرود و زمان تاریخی از این پس به صورت توالی حوادث در فکر کودک ایجاد میشود. این مقدمهی زمان شناسی اسـت. همچنین تصور پیری نیز ظاهر میشود. لکن تا دورهی نوجوانی هنوز ابهام ریشه داری دیده میشود و کودک به دشواری میتواند بدون دستیاری دیگران رویدادها را درست در زمان جای دهد.د- آموزش مفهوم علت
کلمهی علت معانی مختلف دارد: یک معنی آن باعث عمل بودن اسـت یعنی وقایع به وسیلهی آنچه که گاهی علت روانی نامیده میشود به هم مربوط میشوند (علت روانی). رابطهی ضروری و پایدار میان دو پدیده نیز یکی دیگر از معانی علت اسـت (علت علمی). علیت نوع اول بر فکر به هم آمیختهی کودک دورهی قبل حاکم اسـت. علیت نوع دوم از 9 یا 10 سالگی در ذهن کودک دبستانی پیدا میشود. اما همان طور که میشو (2) نشان داده ممکن اسـت بقایای خودمداری تا دورهی نوجوانی نیز باقی بماند. تلقین اجتماعی نیز ممکن اسـت باعث ابهامهای عجیبی بشود: یکی از این نمونهها، کلاس هفتم یکی از دبیرستانهای دخترانه اسـت که در زیر زمین آن که انبار کاغذ بود آتش سوزی آغاز شد و دختران آن دبیرستان جداً عقیده داشتند که حریق در نتیجهی ترکیدن لولهی آب داغ به وقوع پیوسته اسـت.2- تربیت ذوق:
بیداری ذوق، به تعلیم ادبیات و کارهای هنری در مدرسه بستگی بسیار دارد. در اینجا باید اثر عمده تدریس زبان مادری به معنی وسیع کلمه یعنی آموختن زبان و قرائتی که با توضیح همراه باشد و نیز نگارش را در تربیت یادآور شد.الف- آموزش زبان و ادبیات
زبان در واقع ابزار فرهنگ یا تمدن و وسیلهی آن به شمار میرود. اثر زبان تنها در زمینهی زیبائی و مسائل ذوقی آشکار نیست، وسیلهی تربیتی مهمی نیز هست.ب- آموزش هنرها
موسیقی و نقاشی دو وسیلهی تربیت ذوق اسـت که غالباً مورد غفلت قرار میگیرد. تعلیم موسیقی در واقع در این دوره منابع جدیدی را در اختیار مربی قرار میدهد. مثلاً آموزش سولفژ که زبان موسیقی نوشته را به شاگرد میشناساند یا به کار بردن یکی از آلات موسیقی و مخصوصاً آواز گروهی از وسائل بسیار مؤثر به شمار میروند. آواز جمعی علاوه بر این که شاگرد را از لذائذ موسیقی بهره مند میسازد در تربیت اجتماعی او نیز بسیار مؤثر اسـت. از این رو، انسان از دیدن این که مقام کوچک مسخره آمیزی در اغلب مدارس ما بدان میدهند متأثر میشود و حال آن که میبایستی تا سنین بلوغ لااقل هر روز یک ساعت درس به این موضوع اختصاص داده شود. البته به نقاشی اهمیت بیشتری داده میشود اما هرچه کودک بزرگتر میشود نقاشی از صورت وسیلهی بیان آزادانه یا طبیعی خارج میگردد و دیگر وسیلهی تربیت ذوق نیست. امروز درس نقاشی غالباً ساعت آزادی و بیکاری و استراحت بدون فایده اسـت و یا صورت تمرین کسل کنندهای دارد. شاگردان غالباً از روی اشیائی که در آن هیچ گونه جنبهی خیال انگیز و شخصیت وجود ندارد نقاشی میکنند. تنها برخی از معلمان و شاگردان با استعداد این تمرین را از بیهودگی و فرومایگی میرهانند و به آن معنی ذوقی و جمالی میبخشند. خوشبختانه فنون زندگانی جدید وسائل جدیدی را در اختیار ما میگذارد که با اشاعهی آثار هنری میتوانند به ایجاد ذوق مدد کنند. به همین دلیل جعبهی آواز (فونوگراف) و رادیو و سینما باید در مدرسه جائی داشته باشد. تزیین کلاس با نسخهی دوم از نگارهها (تابلو)های مشهور نیز میتواند در ضمن این که شاگردان را با زیبائی در تماس دائم میگذارد اثر عمیقی در حساسیت آنان داشته باشد. اغلب نتیجهی این تربیت با توقع ما مطابقت ندارد. ذوق کودک 12 ساله را هر چند با دقت تربیت کرده باشیم طبعاً میان بیمزگی و خستگی و مبالغه در آرایش نوسان دارد.3- تربیت شخصیت:
تربیت منش با حیات اجتماعی بستگی بسیار نزدیک دارد. کودک دبستانی رفته رفته در خانه خود را عضو گروهی میبیند که هیأتی مخصوص به خود دارد. احساس تعلق که در حیات انفعالی فرد مانند حیات اجتماعی بسیار بسیار مؤثر اسـت، نخست در دامان خانواده پرورش مییابد. این احساس که در کودک سالم عنصر ثبات و اعتماد و امن اسـت، غالباً در کودکی فرزند خوانده (3) دستخوش اختلالاتی میشود. شاگرد نباید عادت کند که خانواده خود را از هر خانواده دیگر بالاتر بداند زیرا این امر سبب تحقیر دیگران و حسادت و خصومت نسبت به کسانی میشود که عضو خانوادهی او نیستند- ضمناً امید آن اسـت که وی تعلق خانوادگی را احساس کند و این احساس را محبت و حرکات و سکنات احترام آمیز و شرکت در شادیها و غمها در وی نگاه دارد.نتیجه
رویهمرفته، یک امر اساسی در این دوره از تربیت تفوق دارد و امور دیگر را تحت الشعاع خود قرار میدهد و آن عادت دادن کودک به مدرسه و درس و تحصیل اسـت. هم چنان که سالهای نخستین را میتوان سنین آشنا شدن با خانواده نامید.پینوشتها:
1- Symbole.
2- Michaud.
3- Enfant adoptif.
4- G. Mélinad.
5- René Hubert.
6- Franz Hals.
7- Lucca della Robbia.
پرورش کودکانی منضبط مهارت مهمی اسـت که تمام والدین باید آن را فرابگیرند. انضباط مترادف با مجازات نیست برعکس انضباط یعنی نشان دادن راه درست، احترام به حقوق دیگران اسـت.
شخصیت و قدرت یادگیری کودکان با یکدیگر تفاوت دارد و باید در مقابل هر کدام از آنها به روش خاصی متوسل شد. باید بدانید طریقه رفتار شما بر رفتار کودکتان تأثیر زیادی دارد. اگر در مقابل رفتار پرخاشگرانه فرزند خود تسلیم شوید او دست از رفتارش برنمی دارد؛ زیرا می داند شما سرانجام تسلیم او خواهید شد (حتی اگر به ندرت تسلیم شده باشید) در عوض اگر قاطعیت و ثبات داشته باشید کودکتان متوجه می شود که مقاومت فایده ای ندارد؛ زیرا سرانجام باید کار مورد نظر را انجام دهد. هر چند برخی از کودکان در صورت طفره رفتن از انجام دستورات- حتی برای چند دقیقه هم که شده- احساس پیروزی می کنند.
▪ ثبات داشته باشید
در رفتارخود ثابت قدم باشید. تمام کسانی که به نحوی با کودکان سروکار دارند باید این نکته را رعایت کنند.
کاملا طبیعی اسـت که کودکان در برابر محدودیت ها مقاومت به خرج دهند ولی اگر شما ثبات نداشته باشید آنها برای ادامه رفتارهای ناهنجار خود ترغیب می شوند.
▪ آرامش خود را حفظ کنید
آرامش خود را حفظ کرده و در برابر رفتار ناهنجار کودک خود از کوره در نروید. از فریاد کشیدن خودداری کنید؛ زیرا با این کار کودک یاد می گیرد که در صورت نرسیدن به اهداف خود به این شیوه متوسل شود.
اگر احساس کردید که مشکل پیش آمده بسیار ناراحت کننده اسـت برای بازیافتن آرامش خود چند نفس عمیق بکشید و مدتی صبر کنید.
▪ از انتقاد بیش از حد بپرهیزید
طوری رفتار کنید که کودکتان بفهمد هر چند از رفتار بد او ناراحت هستید ولی همچنان به وی علاقه زیادی دارید.
لزومی ندارد کودک خود را مدام مورد تحسین قرار دهید به خصوص برای انجام کارهای روزانه؛ زیرا این کار از تأثیر حرف های شما می کاهد.
▪ بر روی نکات منفی تمرکز نکنید
بر روی نکات منفی تأکید نداشته باشید. به عنوان مثال به جای گفتن: «دلم می خواهد برای یک بار هم که شده بدون اینکه من حرفی بزنم لباس هایت را مرتب کنی» خیلی بهتر اسـت که از این جمله استفاده کنید: «دلم می خواهد تمام لباس های خودت را مرتب کنی.»
▪ تنبیه بدنی هرگز
یادمان باشد کتک زدن هرگز نتیجه مثبتی نداشته و موجب عصبانیت و پرخاشگری کودکتان می شود.
▪ جایزه فراموش نشود
فراموش نکنید به خاطر رفتار خوب فرزندتان او را مورد تمجید قرار داده و به وی جایزه بدهید.
▪ جایزه بله، رشوه هرگز
جایزه هدیه ای اسـت که کودک شما پس از انجام کار خوب می گیرد، درحالی که رشوه قبل از انجام کار داده می شود تا او انگیزه لازم را به دست آورد.
از دادن رشوه به کودکتان جدا خودداری کنید.
▪ الگو
برای فرزند خود الگوی مناسبی باشید و با رفتار خود به او درس های لازم را بیاموزید.
و مهمتر از همه اینکه محیطی فراهم کنید که کودکتان در آن احساس امنیت و محبوب بودن کند.
منبع:روزنامه کیهان
الگوى رنزولى
رنزولی (1993) نظریه جالبی را در رابطه با عوامل مؤثّر در پرورش خلاّقیت در مدرسه ارائه میدهد. سه عنصر اصلی نظریه او عبارتند از: معلم، دانش آموز، برنامهی درسی.معلّم
شناخت نسبت به رشته
معلم باید به محتوای رشتهی خود تسلط داشته باشد. البته معلّمان ابتدایی که چند موضوع درسی را آموزش میدهند نه یک زمینهی خاص، نمیتوانند در همه زمینهها متخصص باشند، امّا میتوانند در موضوعات مورد نیاز شناخت بالائی داشته باشند تا بچّهها را هدایت کنند. امّا معلّمان سطوح بالاتر باید شایستگیشان را در رشتهی تخصصی توسعه ببخشند و این حداقل الزامی اسـت که برای آموزش جوانان مستعد وجود دارد. هر چند این مسأله تضمین کنندهی تدریس با کیفیت بالا نیست. چنان که بسیاری از افراد متخصص شایسته، هنوز بر اساس شیوههای مبتنی بر محفوظات آموزش میدهند.شیوههای آموزش
برای آموزش کودکان مستعد وجود یک مجموعهای از ویژگیها برای معلّمان ضروری اسـت، مانند انعطاف پذیری، استقبال از تجربه و ایدههای تازه، انرژی زیاد و شور شوق برای زندگی. این ویژگیها به عنوان اصل مقدماتی که معلّمان باید قبل از تربیت کودکان به آن توجه نمایند. امّا شیوههای آموزش نیز دارای اهمیّت زیادی اسـت. شیوههای متعددی برای تدریس وجود دارد که معلمان باید از آنها آگاه بوده و از آنها بهره گیرند.علاقه به رشته
تمایز اساسی معلّمانی که دارای قدرت شهودی و خلاّقیت هستند عشق آنها به رشتهای که تدریس مینمایند. آنها خودشان را جزئی از رشته میدانند تا این که شخصی باشند که فقط دربارهی آن مطالعه کنند و به دیگران آموزش دهند. معلمانی که ارتباط عاشقانهای با رشته دارند اغلب دانش آموزان توانا و خلاّقی را پرورش میدهند.چگونگی نگرش معلّم
یکی از عوامل اساسی در پرورش خلاّقیت دانش آموزان نوع نگرش معلّمان آنها به خلاّقیت و دانش آموزان خلاّق اسـت. با توجه به این که اغلب دانش آموزان خلاّق کمتر مطیع و هماهنگ با جمع هستند و رفتارشان قابل پیش بینی نیست، بعضی از معلّمان فکر میکنند آنها دانش آموزان دردسرآفرینی هستند. سؤالات متعدد و غیرمنتظره راه حلی ابداعی برای مسائل، قوهی تخیل قوی باعث میشود دانش آموزان خلاّق کمتر مورد استقبال معلّمان واقع میشود. معلّمان معمولاً شاگردان باهوش و کمتر خلاّق را دوست دارند. تحقیقات گتزلز و جکسون (1962) و تورنس (1965) این نکته را نشان میدهد.نقش الگویی معلّم
نقش الگویی معلّم نیز در بالا بودن قدرت خلاّقیت دانش آموزان دارای اهمیّت بسزایی اسـت. تحقیقات نشان دادهاند افراد خلاّق خیلی بیشتر از افراد غیرخلاّق در پرورش خلاّقیت موفقترند. معلّمی که از انگیزه خلاّق برخوردار اسـت هم خود الگویی برای خلاّق بودن اسـت و هم فرایند خلاّقیت را تقویت میکند. آنها به واسطه نگرشی که دارند از دانش آموزان اطلاعات و پیروی محض نمیخواهند، بلکه به آنها آزادی لازم را خواهند داد تا بتوانند خود کشف و ابداع کنند. از سؤالات غیرمنتظره و حتی به ظاهر نامعقول و عجیب آنها استقبال میکنند و به بحث و گفتگو پیرامون آن میپردازند و با فراهم آوردن محیط مناسب به دانش آموزان فرصت میدهند، توانائی بالقوهی خویش را محقق سازند و در نهایت تلاش میکنند آنچه موجب توسعهی خلاّقیت هم در دانش آموزان و هم خودشان میگردد را بشناسند و به کار بگیرند. آمابیل (1989) معتقد اسـت معلمان با بیان آزاد احساس خود مانند عشق و شادی، کنجکاوی به امور میتوانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند.روابط عاطفی معلم و شاگرد
ایجاد شرایط مساعد برای رشد خلاّقیت مستلزم وجود جوّی صمیمی و مطمئن در کلاس درس اسـت. دانش آموز باید بتواند با آسودگی در کلاس به اظهارنظر بپردازد و بدون نگرانی هر سؤالی را که در ذهن دارد، مطرح نماید.روابط آموزشی معلم و شاگرد
شیوههای آموزشی و یاددهی با رشد خلاّقیت دانش آموزان ارتباط مستقیم دارد. معلم میتواند با ایجاد موقعیتهای پویا و برانگیزاننده در یادگیری دانش آموزان را یاری کند تا با توجّه به علایق و توانائیهای خویش دست به تجربه و یادگیری بزنند و بدین ترتیب زمینهی لازمه برای ظهور خلاّقیت را در آنها فراهم آورد. یا با شیوههای سنتی آموزش که در آن دانش آموز نقش منفعل دارد، انگیزهی خلاّقیت دانش آموزان را از بین ببرد.
مراحل فرایند خلاّق |
قالب مورد انتظار |
عمل فکری اصلی |
عامل شخصیت یا نگرش |
آماده سازی |
مرتب، به خوبی سازمان یافته |
حافظه شناختی |
سخت کوشی، توجه مداوم |
نهفتگی و اشراق |
نامرتب، نامنسجم، مغشوش |
تفکّر واگرا |
آزادی فکر، ریسک کردن، تحمل شکت و ابهام |
اثبات تحقیقی |
مرتب، به خوبی سازمان یافته |
تفکّر همگرا ارزشیاب |
انضباط فکری |
پینوشتها:
1. Bloom
2. Ren Zulli
3. Bell Wallce
1- تفکّر خلاّق را با ارزش بدانید
هر مربی در هر مقطع باید به عقاید جدیدی که توسط کودکان و نوجوانان طرح میشود، توجّه نماید و این افراد را تشویق کند تا استعداد خلاقشان را توسعه دهند. هر مربی باید به این مسأله بیش از آموزش اطلاعات اهمیّت دهد. تفکّر خلاّق در کسب اطلاعات جایگاه مهمی دارد.2- بچّهها را به محرکهای محیطی حساستر سازیم
تقریباً همهی مطالعات اخیر از افراد بسیار خلاّق در رشتههای مختلف بر اهمیّت حساسیت به انواع محرکهای محیطی تأکید داشتند. نوع حساسیّت بنا به موضوع فرق میکند. مثلاً کسی میتواند در روابط اجتماعی خلاّق باشد که به احساسات، نیازها و روحیات انسانی و مانند آن حساس باشد. در حالی که نیاز به حساسیّت به پدیدههای شیمیائی نیست. لکن یک شیمیدان خلاّق به حساسیت زیادی نسبت به پدیدههای شیمیائی نیازمند اســت ولی لازم نیست به پدیدههای اجتماعی حداقل در حوزهای که مربوط به تحقیقات شیمی اســت بپردازد. لازم اســت بچّهها را به طبقهی وسیعی از محرکهای طبیعی حساستر کنیم.3- دستکاری اشیا و عقاید را تشویق کنید
بچهها اغلب مایلند به دستکاری و بررسی اشیاء بپردازند که مربوط به کنجکاوی آنهاست. مطالعات ما در تفکّر خلاّق در دانش آموزان دبستانی نشان داد بین درجهی دستکاری و کیفیت و کمیّت پاسخهای ابتکاری همبستگی زیادی وجود دارد.4- چگونگی آزمایش منظم عقاید را یاد دهید
یکی از هدفهای کاملاً پذیرفته شدهی تربیتی این اســت که به بچهها آزمون واقعیتها را آموزش دهیم تا آنها تصویر واقعی از دنیایی که در آن زندگی میکنند به دست آورند. معلمان باید از کلاسهای ابتدائی شروع کنند و به بچّهها نشان دهند چگونه برای مشخص کردن مسأله هر پیشنهاد را بطور منظم آزمون میکنند. بطور مثال در یک مسأله معلّم یا کلاس راههای مختلفی که ممکن اســت مسأله حل شود را مشخص کنند و سپس دانش آموزان را تشویق کنند که راههای متفاوتی بیابند. بعد از تلاش برای یافتن راههای مختلف به آنها اجازه دهند که راجع به بهترین راه تصمیم بگیرند. به عقیدهی تورنس این روش میتواند از سطوح پائین خلاّق بطور مثال کلاس سوم انجام شود.5- تحمل عقاید تازه را توسعه دهید
یکی از مهمترین عیوب نظام تربیتی امروزی تأکید زیاد بر برقراری هنجارهای رفتاری اســت تا تولید کارهای تازه و اصیل (ابتکاری). حتّی بعضی از معلّمان دانش آموزی که جواب تازه و اصیلی (ابتکاری) داده که بر خلاف انتظار اســت را اذیت میکنند. در حالیکه مربیان باید عقاید تازهی افراد خلاّق را حمایت و بچّهها را تشویق به این عمل کنند.6- از تحمیل یک الگوی خاص اجتناب کنید
آزادی، یک اصل اساسی در کار خلاّق اســت. راههای زیادی برای انجام کارهاست. بنابراین مقید نمودن افراد برای تبعیت از یک الگوی خاص اثرات منفی به بار میآورد.7- در کلاس جوّی خلاّق ایجاد کنید
کلاسی دارای جو خلاّق اســت که فضایی آزاد داشته باشد. لازمهی این امر موجب فقدان ترس و احساس امنیّت اســت. برای ایجاد تفکّر خلاّق در بچهها ایجاد گروههای کلاسی نقش مؤثری دارد بچههای گروه با شرکت در ایجاد افکار خلاّق احساس لذت و رضایت میکنند.8- به کودک یاد بدهید تفکّر خلاّق خویش را ارزشمند بداند
بچهها باید یاد بگیرند به عقایدشان اهمیت بدهند. یک روش این اســت که بچهها عادت کنند افکارشان را یادداشت کنند. تهیه یک دفتر مخصوص برای این امر مفید اســت. اغلب ما بسیاری از ایدههای خوب را از دست میدهیم چون آنها را فراموش میکنیم. پس بهتر اســت افکارمان را روی کاغذ بنویسیم حتی اگر در ارزش ایدهای تردید کنیم بهتر اســت ثبت نمائیم. آن ایده ممکن اســت در زمانی دیگر مورد بررسی، انتقاد و تغییر قرار گیرد یا ایده مهم دیگری را در ما برانگیزد.9- مهارتهائی را به منظور اجتناب از بد آموزی همسالان آموزش دهیم
بچههای خلاّق گاهی ویژگیهایی دارند که میتواند اثرات نامطلوبی بر روی کلاس بگذارد مانند مستقل عمل کردن و عدم هماهنگی و اعتنا به جمع و هدفهای گروه. مربیان باید مهارتهای لازم برای شناخت احساسات دیگران را به او بیاموزند و اجازه دهند منفرد کار کند اما نه آن گونه که خود را از جمع جدا سازد.10- اطلاعات لازم راجع به فرایند خلاّق را ارائه دهیم
کودکان را به فرایند خلاّق آشنا کنیم. برنامههای آموزشی خلاّقیت را مانند روش اسبورن تمرین کنیم.11- احساس ضعف در برابر شاهکارها را دور کنید
احساس ضعف در برابر شاهکارها مانع رشد استعداد خلاّق میشود. اگر معلّم وقت بگذارد و جزئیات روشی که هنرمند یا نویسنده استفاده میکند را برای دانش آموز توضیح دهد، این احساس ضعف کاهش مییابد.12- یادگیری خودانگیز را تشویق و ارزیابی کنید
کنجکاوی بچهها موجب خودانگیزی آنها میگردد. معلمان و والدین میتوانند آن را زنده نگه دارند، سازمان بندی زیاد و برنامه ریزی مانع خودانگیزی که عامل مهمیدر ایجاد خلاّقیت اســت، میشود. چگونگی ارزیابی نیز در خودانگیزی دارای اهمیت اســت. اگر ما حفظ جزئیات را ارزیابی کنیم، دانش آموزان به حفظ مطالب میپردازند. امّا اگر ارزیابی براساس توانائی تکمیل و کاربرد اصول باشد آنها تلاش خواهند کرد چنین کنند.13- خار در پای ایجاد کنید
(یعنی توجهشان را به یافتههای بحث برانگیز جلب کنید)14- برای تفکّر خلاّق ضرورتهایی ایجاد نمائیم
معلّمان میتوانند فرصتهایی ایجاد کنند تا نیاز باشد که دانش آموزان به تفکّر خلاّق بپردازند به طور مثال استفاده از مسایلی که تا حدّی مشکل باشد و به راحتی به جواب نرسد.15- موقعیتهایی برای فعّالیت و فرصتهایی برای آرامش ایجاد کنید
تقسیم اوقات به فعّال و آرام، در ایجاد ایدههای تازه مهم اســت. ایدههای مهم برای بعضی افراد ناگهانی و در انواع فعالیتهای متنوع پیش میآید. تاریخ نشان داده گاهی ابداعات و اکتشافات در دورههای آرامش و سکوت به وجود آمده اســت.16- برای رسیدن به عقاید، منابع قابل دسترسی فراهم کنید
واضح اســت برای این که بچهها به عقاید دیگران پی ببرند. باید به منابع دسترسی داشته باشند.17- عادت رسیدن به کاربرد کامل عقاید را تشویق کنیم
غالب افرادی که به مضامین کامل عقاید نمیپردازند، نمیتوانند به کشف مهمّی نایل آیند زیرا به اندازه کافی به مغزشان برای رسیدن به نتایج ورای نتایج منطقی فشار وارد نمیکنند.18- انتقاد سازنده را توسعه دهید نه فقط انتقاد کردن را
با هر موضوعی که تدریس میشود، باید فرصتهایی برای تقویت و توسعه عادت و مهارت انتقاد سازنده به وجود آورد.19- کسب شناخت در رشتههای مختلف را تقویت کنید
شناخت، ورای رشتهی تخصصی، در ایجاد عقاید بنیادی مفید اســت. بسیاری از عقاید و روشهایی که در یک رشته طرح میشود از رشتهی تخصصی دیگری گرفته شده و در آن رشته به کار میرود.20- معلمانی با روح حادثه جویی باشید
بچههای بسیار خلاّق روحیهی حادثه جویی دارند و معلمانی که به این روحیه توجّه میکنند در توسعهی این روحیه کمک میکنند. معلمانی که خود روحیهی حادثه جویی دارند این روحیه در دانش آموزان تقویت میکنند و در خلاّقتر شدن آنها تأثیر دارند.الگوی پرورش خلاقیت ویلیامز
در این جا الگویی ارائه میگردد که علیرغم آن که مدت زمان نسبتاً طولانی از طرح آن میگذرد هنوز هم از ارزش آن کاسته نشده و محققان و متخصصان خلاّقیت آن را همچنان مورد بحث و مطالعه قرار میدهند.1- از مغایرتها (2) استفاده کنید.
ارائه مطالبی که خلاف باورهای عمومی باشد. مثلاً در درس علوم از دانش آموزان بخواهید نظریات قدیمی را رد کنند و بدین ترتیب دانش آموزان را برانگیزانید تا چیزها را ارزیابی کنند و راههای جالبی برای آزمودن و اثبات کردن مسائل بیابند.2- از تمثیل(3) یا تعدادی موقعیتهای مشابه استفاده کنید.
به دانش آموزان کمک کنید با استفاده از چیزهایی که قبلاً میدانستید در موقعیتی مشابه اطلاعات، حقایق و اصول تازهای دست یابند. به آنها نشان دهید چگونه محصولات علمی براساس موقعیتهای مشابه شکل گرفتهاند.3- نواقص(4) و خلأ موجود در دانش را نشان دهید.
از دانش آموزان بخواهید به جای آنکه به دانستنیهای انسان بپردازند آنچه برای انسان مجهول مانده اسـت را بررسی کنند.4- اجازه بدهند دربارهی امکانات(5)، احتمالات، حدسیات یا فرضیات فکر شود.
فرصتهایی ایجاد کنید تا سؤالاتی مانند چطور اگر؟ یا از چه راههایی دیگر؟ پاسخ داده شود. به بچهها نشان دهید چگونه یک چیز به امر دیگری منجر میشود. هنگام ارائهی مسأله به دانش آموزان فرصت دهید به امکانات مختلف حل مسأله بیندیشند.5- از روش سؤالهای محرک (6) استفاده کنید.
به تفاوت سؤالات پرسش مانند چه، چقدر، چه کسی؟ و سؤالاتی که نیاز به درک عمیق دارد مانند چگونه، آیا شما؟ در چه راههای دیگر؟ چطور اگر، چگونه دیگری؟ توجه کنید. و از سؤالاتی که نیاز به ترجمه، تفسیر، تعریف، اکتشاف، تجزیه و تحلیل دارد استفاده کنید.6- از روش فهرست صفات(7) استفاده کنید.
در مواردی مانند تجزیه کلمات یک جمله، اسم، فعل، غیره، یا حروف یک کلمه میتوان از این روش استفاده کرد.7- فرصتهایی برای دانش آموزان ایجادکنید تا رمز(8) هرچیز را جستجوکنند.
از روشهایی که بر رموز طبیعت، علوم، و علوم اجتماعی کار قیاسی میکنند، استفاده کنید. در این چنین جستجویی به دانش آموزان اجازه دهیم که مراحل بعدی را قیاس کنند. از فیلم برای ارائه رموز علمی یا پدیدههای اجتماعی استفاده کنید.8- تفکّر ابتکاری (12) (اصیل) را تقویت کنید.
ایجاد فرصت برای اینکه دانش آموزان به چیزها به شیوهی متفاوتی از آنچه قبلاً فکر کردند نگاه کنند. خوب اسـت هنگا میکه دانش آموز جوابهای متفاوت از آنچه در کتابشان هست میدهد او را تقویت کنید.9- اهمیت تغییر(10) را گوشزد کنید و از مثالهای متغیر استفاده نمایید.
آموزش مهارت برای تغییر چیزها بر قضاوت پیرامون آن امور ترجیح دارد. از داستانها و فیلمهایی که تغییر در طبیعت و انسان را ارائه میدهند، استفاده کنید.10- جستجوی تصادفی سازمان یافتهای (11) را طراحی کنید.
به دانش آموزان اجازه دهید به طور تصادفی آنچه میتواند به حل مسأله منجر شود را تحقیق کنند. مسائل اجتماعی یا علمی حل نشدهای ارائه دهید و از دانش آموزان بخواهید در زمینههای ناشناخته اطلاعات و راه حلهایی جستجو کنند.11- دربارهی دقّت، تثبیت و عادت(12) آموزش دهید.
مثالهایی از اصول و روشها در هر دو زمینهی هنر و علوم ارائه دهید که به علّت عادت تغییری نکردند و پیشرفتی نداشتند. چنین مثالی در علوم نظیر حرکت موتور که به وسیلهی چینیها قبل از میلاد مسیح و نوآوریها در هنر ارتباطات میتواند مورد استفاده قرار گیرد.12- مهارتهای تحقیق را به عنوان راههایی که انسان برای یافتن حقایق جستجو میکند، آموزش دهید.
فرایندهای روش علمی را درکنار زمینههای اساسی تحقیق آموزش دهید. توسعهی مهارتها در:13- با قرار دادن موانع با هدف در فرایند یادگیری، تحمّل ابهام را به وجود آورید.
همه میدانند دانش آموزان زمانی یاد میگیرند که با موقعیتهای حل مسأله مواجه باشند. بنابراین موقعیت یادگیری را با بیان نکتهای آغاز کنید و سپس دست نگه دارید و اجازه دهید دانش آموزان خود با اطلاعات بازی کنند، گیج شوند و درگیر گردند. این روش خوبی اسـت که منجر به یادگیری خود هدایتی میشود.14- فرصتهایی برای حالت شهودی ایجاد کنید.
از دانش آموزان بخواهید احساساتشان، ظن، شهود خویش را بنویسند، بگویند یا نمایش دهند. فرصتهایی در اختیار دانش آموزان برای بیان احساس در عرض سایر حواس قرار دهید. از همهی حواس نیز برای بیان احساس استفاده کنید.15- فرایند ابداع و نوآوری را با استفاده از تجربههای برنامه ریزی شده مناسب یادگیری آموزش دهید.
نشان دهید چگونه ابداعات و اختراعات از طریق تفکّر ابتکاری و تلاش کافی و کار سخت و دانش لازم شکل میگیرد.16- با توسعه هماهنگی به عمل آورید.
به جای قضاوت مثالهایی از پیشرفت ارائه دهید. نشان دهید چگونه شکستها، اشتباهات و حوادث منجر به توسعهی چیزهای ارزشمند میگردد.17- زندگی افراد خلاّق و فرایند خلاّق مطالعه شود.
تحلیل ویژگی و شخصیت افراد خلاّق با مطالعه بیوگرافی آنها از زمانی که به خلق اثری پرداختهاند لازم اسـت. همچنین مطالعه فرآیند تعامل افراد خلاّق به افراد دیگر یا خلاّقیت اجتماعی و مطالعه فرایند رشد محصول خلاّق نیز مفید اسـت.18- اجازه دهید دانش آموزان با اطلاعات قبلی تعامل داشته باشند.
ایجاد فرصتهایی برای آنها تا با اطلاعاتی که دارند بازی کنند به جای آن که از آنها انتظار داشته باشیم اطلاعات تازهای کسب کنند به آنها مهارتهایی را بیاموزیم که با ارتباط مسائل تازه به آنچه قبلاً میدانستند به ایدههای تازهای دست پیدا کنند.19- راه حلها و جوابها را برحسب نتایج و کاربردهای آن ارزیابی(13) کنید.
معمولاً سؤال «چه آیا» فرصتهایی برای فهرست کردن آنچه ممکن اسـت به عنوان نتیجه چیزی اتفاق بیفتد ایجاد میکند.20- مهارتها، پذیرش پاسخها، عقاید، راه حلهای غیرمنتظره و شگفت انگیز(14) را با هشیاری به اهمیت آنها توسعه دهید.
از مثالهایی برای ایجاد نارضایتی سازنده استفاده کنید. یعنی صرفاً نارضایتی ایجاد نکنید بلکه ایدههای سازندهای دربارهی چگونگی امکان اثبات چیزها ارائه دهید. نشان دهید، چطور چیزهای قدیمی میتوانند در راههای جدیدی با افزودن حرکت، رنگ نور مورد بهره برداری قرار گیرند. معلمان پا به پای دانش آموزان باید یاد بگیرند که پاسخهای شگفت انگیز را دستکاری کنند. اهمیّت پاسخهای غیرمعمول و جدید را متذکر شوید.21- مهارتهای مطالعهی خلاّق(15) را توسعه دهید.
از دانش آموزان بخواهید به جای آنکه بگویند چه خواندهاند، عقایدی که در نتیجهی خواندن به دست آوردهاند را بیان کنند. به اختلاف بین خواندن برای کسب اطلاعات و خواندنی که منجر به ایجاد و رشد عقیدهای میگردد، توجه کنید. نوع دوم دانش آموزان را برمیانگیزاند که عقاید و اطلاعات تازهای بیابند.22- مهارتهای گوش کردن خلاّق را توسعه دهید.(16)
گوش کردن خلاّق صرفاً شنیدن نیست، بلکه گوش کردن به مطالب اسـت که منجر به چیزهایی دیگر میشود.23- بر مهارت ادراکی(17) تأکید نمایید.
به شکلها، رنگها، وزنها، بافتها، صداها، و بوها توجّه را جلب کنید. برای دانش آموزان فرصتهایی فراهم کنید تا بسیاری از محتواها را خود ببینند و دریافت نمایند. فرصتی که دانش آموز بتواند لذت درک دنیایی که در آن زندگی میکند را بچشد.پینوشتها:
1. Frank , Williams
2. Pradoxes
3. Analagics
4. deficiencies
5. possible
6. provocative questions
7. attribute liting
8. mystery
9. originality
10- change
11- organizedrandom search
12- habit
13-evaluate situations
14- receptive
15- creative reading skill
16- creative listening skill
17- visualization skill
به گزارش ایران ناز دیدن به بار نشستن بوته ای که به دست خودتان از یک بذر پرورش داده اید بسیار لذت بخش اســت. اگر شما هم چنین عقیده و علاقه به گوجه فرنگی دارید بعد از خواندن این مطلب دست به کار شوید و بعد از مدت کوتاهی از نوش جان کردن گوجه فرنگی های پرورشی خودتان لذت ببرید
مواد مورد نیاز :
بذر یا نشاء گوجه فرنگی
خاک
گلدان
کود مایع
در صورتی که بذر گوجه فرنگی داشته باشید، برای پرورش نشاء خاک باغچه یا گلدان را شیار دهید و بذر را بریزید و به اندازه دو برابر حجم بذر روی آن ها خاک بپاشید. هر روز به بذرها آب دهید. با آبپاش آبیاری کنید تا بذرها جابجا نشوند.کاشتن بذر در عمق بیشتر، دو ایراد دارد، اول اینکه امکان خفگی بذر وجود دارد
و دیگری دیرتر سبز شدن بذرهاست. بعد از جوانه زدن بذرها، صبر کنید تا قد آن ها به ۵ تا ۱۰ سانتی متر برسد. این جوانه های بلند شده نشاء هستند.نشاء ها را با ریشه به آرامی از خاک بیرون آورید و هر نشاء را در یک گلدان بکارید. اگر بخواهید آن ها را در باغچه بکاری بهتر اســت
فاصله هر نشاء تقریبا بین 40 تا 60 سانتی متر باشد.اگر به اندازه کافی جا ندارید سعی کنید تعداد زیادی نشاء تولید نکنید؛ که مجبور شوید آن ها را در مساحت کمی جا دهید.بهتر اســت خاک کمی سبک باشد که آبیاری به خوبی انجام شود.مثلا می توانید مخلوطی از کوکو پیت و خاک باغچه را استفاده کنید.
به این گیاه دست نزنید تا به ارتفاع ۳۰ سانتی متر برسد. سپس اگر پاجوش داشت جدا کنید. کمی که بلندتر شد برگ های پائینی را هرس کنید و ساقه را به کمک یک طناب نازک ببندید و سر دیگه طناب را به بالا وصل کنید تا بوته بتواند دور این طناب بالا رفته و روی زمین نیافتد.
گوجه فرنگی نیاز به خاک همیشه مرطوب دارد؛ اما نه خیس!نکته دیگر در مورد آبیاری اینکه گوجه فرنگی دوست ندارد از غروب به بعد آبیاری شود. پس در طول روز آبیاری را انجام بدهید. و در فصول گرم سال به آب بیشتری نیاز دارد.هر دو هفته یک بار هم می توانید
از کودهای مایع استفاده کنید.سه عنصر اصلی برای گوجه فرنگی، فسفر، پتاسیم و ازت اســت.هر وقت گیاهتان گل داد شاخه را کمی تکان دهید تا گرده ها پخش شوند؛ به این ترتیب قدرت باروری گیاه را بالا می برید.برخی اطلاعات کلی در مورد گوجه فرنگی
ارقام خوب گوجه فرنگی:
کلاستر، چری (گیلاسی)، کالیبرا، کنزو، باربارا بهترین PH خاک برای کشت گوجه فرنگی 5/5 تا 8/6 متوسط جوانه زنی بذر گوجه فرنگی: 6-4 روز بهترین درجه حرارت برای جوانهزنی: 30-25 سانتیگراددرجه حرارت مناسب برای رشد و گلدهی گوجه فرنگی در روز 25-21 درجه سانتیگراد و در شب 19-17 درجه سانتیگراد اســت.
پرورش کودک دو زبانه ،بعضی از والدین فکر می کنند که اگر کودکشان در معرض یاد گرفتن دو زبان به طور همزمان قرار گیرد ، کودک گیج خواهد شد و فرق بین دو زبان را نخواهد فهمید . « فقط چند روز بعد از تولد نوزاد ، تمام آنها می توانند فرق بین بسیاری از زبان ها را درک کنند » ،این را « باربارا زورر » نویسنده مقاله رشد کودک دو زبانه می گوید: « این موضوع مخصوصاً وقتی که زبان ها کاملاً با هم متفاوت هستند صدق می کند، مثلا تفاوتی مثل تفاوت زبان فرانسوی و عربی».
در مورد پرورش کودک دو زبانه او همچنین می گوید : « در سالهای کودکی ، آنها هنوز در گفتن لغات دو زبان مشابه مثل انگلیسی و هلندی مشکل دارند اما در حدود 6 ماهگی ، آنها قادر به انجام آن هم خواهند بود ». به هم ریختگی در داستان ها و افسانه ها ممکن اســت به خاطر نتایج تحقیق های قبلی باشد که یک نگاه ضعیف به مطالعات دارد و دریافت این نتیجه ای که در بالا ذکر شد را به دنبال داشته باشد که یادگیری کودکان با دو زبان به طور همزمان باعث گیجی آنها می شود .
این تحقیق انگیزه معلم و مربی ها را بر این نکته که افراد مهاجر باید میراث زبان خود را به کناری بگذارند و کودکان خود را در مسیری قرار دهند که به طور تخصصی به یادگیری زبان انگلیسی بپردازند ، بیان می دارد .
برخی از کودکانی که پرورش کودک دو زبانه میابند برای شروع به صحبت کردن زمان بیشتری نیاز دارند به نسبت کودکانی که یک زبانه می باشند. این تاخیر البته موقتی اســت. در هر صورت طبق نظریه کارشناسان ، این را نمی توان یک قانون کلی ذکر کرد .
متاسفانه ، به والدینی که در مورد تاخیر صحبت کردن فرزندان دو زبانه خود نگران هستند ، گفته می شود که فقط به یک زبان اهمیت دهند و با یک زبان با فرزندان خود صحبت کنند . این کار و توصیه در گذشته به این خاطر بود که استعمال دو زبان ، به عنوان مقصر اصلی مشکل داشتن در یادگیری و صحبت کردن ، در نظر گرفته می شد.
«کستر» می گوید : مطالعات جدید ثابت می کند بچه هایی که در یک زمان دو زبان یاد می گیرند و تاخیر در تکلم دارند از محیط همان چیزهایی را به عنوان زبان کسب می کنند که کودکان تک زبانه و فرقی با یکدیگر ندارند.
3- بچه های دو زبانه در نهایت دو زبان را با هم میکس می کنند
میکس کردن دو زبان با هم اجتناب ناپذیر و بدون آسیب اســت ، اما در بعضی از زبان های بسیار غریب و دور از هم ، این قضیه به اثبات رسیده اســت که کودکان واقعاً نمی توانند بعضی از لغات یک زبان را ادا کنند. بیشتر کودکانی که دو زبانه هستند، معمولاً قسمتهایی از دو زبان را در ذهن خود ذخیره می کنند و وقتی می خواهند از آنها استفاده کنند ، آن دو زبان را با هم میکس می کنند. در ضمن ،یکی از این دو زبان ممکن اســت تاثیر قوی تری روی کودک داشته باشد. کودکانی که دایره لغات کمتری از یک زبانی که کمتر از آن استفاده می شود و در اقلیت قرار گرفته اســت دارند ، ممکن اســت از لغات آن زبانی که بیشتر از آن استفاده می کنند وقتی که نیاز به آن لغت دارند از زبان اصلی ، عاریه بگیرند.
کارشناسان موافق این قضیه هستند که میکس کردن دو زبان ، موقتی اســت . در نهایت یکی از زبان ها به کناری گذاشته خواهد شد وقتی که دامنه لغات کودک در دو زبان بزرگ تر شود او یکی از دو زبان را بیشتر استفاده خواهد نمود . در حقیقت ، افراد دو زبانه در هر سنی ، زبان را با هم میکس می کنند . بهترین مثال که خیلی شایع اســت ، استفاده از اسپانگلیش (مخلوطی از انگلیسی و اسپانیولی ) با زبان لاتین در ایالات متحده می باشد. گاهی افراد زبان را با هم میکس می کنند به این خاطر که در آن زبانی که صحبت می کنند ، لغتی که مورد نیاز آنها باشد را پیدا نمی کنند و نمی دانند. گاهی مردم عمداً زبان را با هم میکس می کنند به خاطر اینکه یک زبان را بهتر از زبان دیگر می دانند.
درنتیجه کودکان آنچه را که می بینند و می شنوند ، برای خود مدل قرار می دهند، بنابراین کودک شما در محیطی زندگی می کند که دو زبان با هم میکس شده اســت، این یک مساله نرمال محسوب می شود و نباید از او انتظار داشته باشید که او این کار را انجام ندهد چون این انتظار خیلی غیر واقعی به نظر می رسد.
4-برای پرورش کودک تان با دو زبان ، بسیار دیر شده اســت ؟
یادگیری زبان دوم برای کودکان زیر 10 سال راحتتر اســت ، حتی یادگیری زیر 5 سال راحت تر از 10 سالگی؛ حال این را با تلاشی که برای یادگیری زبان دوم در بزرگسالی اتفاق می افتد ، مقایسه کنید. بهترین زمان ، طبق نظریه کارشناسان ، از بدو تولد تا 3 سالگی به نظر می رسد ، درست زمانی که کودک اولین لغات زندگی خود را یاد می گیرد و ذهن او هنوز خالی و قابل انعطاف می باشد.
دومین زمان مناسب و خوب برای یادگیری زبان دوم در کودکان بین 4 تا 7 سالگی اســت زیرا آنها هنوز می توانند چند زبانه بودن را به بهترین نحو ، در یک مسیر موازی پردازش کنند. به عبارت دیگر ، کودکان بین 4 تا 7 ساله می توانند دومین سیستم زبان خود را در کنار زبان اولی بسازند و زبان دوم را همانند افراد بومی یادبگیرند و صحبت کنند.
اگر فرزندان شما بزرگتر از 7 سال هستند و شما در مورد یادگیری زبان دوم آنها فکر می کنید ، هنوز خیلی دیر نیست. سومین زمان مناسب برای یادگیری زبان دوم از حدود 8 سالگی تا زمان بلوغ اســت . مطالعات نشان می دهد بعد از سن بلوغ ، زبان جدید در یک قسمت جداگانه از مغز ذخیره می شود ، بنابراین کودکان باید ترجمه کنند یا با زبان بومی خود به عنوان یک مسیر به زبان جدید دست پیدا کنند.
5-بچه ها مثل اسفنج هستند و آنها می توانند بدون هیچ تلاشی دو زبانه شوند
اگرچه برای بچه های کوچک یادگرفتن زبان دوم راحت تر اســت به شرط اینکه زودتر در معرض یادگیری آن قرار گیرند، ولی آن بدون مقدمات اتفاق نمی افتد . این قضیه غیر واقعی به نظر می رسد اگر از فرزند خود انتظار داشته باشید که فقط با دیدن یک اپیزود از تلویزیون بدون اینکه آن دیدن ادامه پیدا کند ، او بتواند زبان دوم را یاد گیرد.
با یادگرفتن یک زبان شما نباید به یک سردسته تبدیل شوید . اما معرفی زبان دوم به فرزندتان احتیاج به مقدمات و دستورات خاصی دارد و مهمترین آن پیوستگی و ادامه دار بودن آن اســت ؛ اگر چه از طریق گفتگوی روزانه و دستورات رسمی باشد. بهترین عقیده آن اســت که کودکان را بیشتر در معرض یادگیری زبان دوم از طریق راه های جالب و پر معنی که مربوط به زندگی واقعی باشد ، قرار دهید .
استراتژی و روشی را برای یادگیری زبان دوم کودکان به کار گیرید که آنها دوست داشته باشند و بهتر یاد بگیرند مثل کارهای خنده دار،جالب ،موزیک و بازی.
خبرگزاری آریا - بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا عملیات اجرایی احداث نخستین مرکز پرورش استارت آپ های خود را در شهر پاریس و در محل یکی از ایستگاه های قدیمی قطار آغاز کرده است.
نام این مکان «گاراژ استارت آپ ها» (Startup Garage) یا «ایستگاه F» است و پس از تکمیل بزرگترین نمونه از این دست مراکز در دنیا لقب خواهد گرفت. قرار است در این مکان فیسبوک امکانات بازاریابی، قابلیت های فنی و تجربه های خود در زمینه تجربه کاربری (UX) و رابط کاربری (UI) محصولات را در دوره های 6 ماهه به طور همزمان در اختیار 10 تا 15 استارت آپ قرار بدهد.
«ایستگاه F» مساحتی در حدود 43 هزار متر مربع را شامل می شود و پس از تکمیل دارای یک پردیس آموزشی به ظرفیت 3000 صندلی، 10 برنامه استارت آپ بین المللی، رستوران، 4 آشپزخانه، کافه، بار و 8 سالن همایش خواهد بود. همچنین فیسبوک در نظر دارد تا سال 2018 خوابگاه هایی را نیز برای کارآفرینان جوان تحت پرورش خود بنا کند.
این شرکت از همین حالا لیست بلند بالایی از استارت آپ ها را برای پرورش در این مرکز تهیه نموده است. از جمله آنها می توان به نام هایی چون Mapstr ،Chekk ،Fabulous و Karos اشاره کرد.
محبوب ترین شبکه اجتماعی دنیا همواره حامی کسب و کارهای نو و ایده های تازه بوده و تا کنون در قالب برنامه های مختلف به حمایت های مالی و فنی از استارت آپ ها پرداخته است، اما برنامه «گاراژ استارت آپ ها» اولین اقدام این کمپانی برای بسترسازی فیزیکی برای کارآفرینان به شمار می آید.
استارت آپ ها از سرتاسر دنیا می توانند برای حضور در ایستگاه F نام نویسی نمایند. ضمن این که صفحه اختصاصی این گاراژ در شبکه اجتماعی فیسبوک نیز در این آدرس راه اندازی شده که علاقه مندان می توانند با مراجعه به آن اطلاعات بیشتری را در این زمینه به دست بیاورند.
خبرگزاری آریا - بدون شک پیوند اعضا یکی از سخت ترین انواع جراحی هایی است که پزشکان انجام می دهند. چیزی که این جراحی ها را پیچیده تر می کند، این است که معمولا تعداد اهدا کنندگان کم است و از طرفی خطر زیادی مبنی بر پس زدن عضو پیوندی توسط دستگاه ایمنی بدن وجود دارد. در واقع واکنش دستگاه ایمنی به پیوند عضو جدید از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. یکی از سخت ترین و پر خطر ترین جراحی های پیوند عضو، جراحی مربوط به پیوند قلب است.
به گزارش خبرگزاری آریا، دانشمندان تاکنون تحقیقات و مطالعات زیادی در زمینه جراحی قلب انجام داده اند که هرکدام توانسته است راه گشای بخشی از معضلات مربوط به جراحی این عضو حیاتی در بدن انسان باشد. اخیراً گروهی از دانشمندان بیمارستان عمومی ماساچوست و دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد راه حل جالبی برای غلبه بر مشکلات ناشی از پیوند قلب یافته اند. آن ها از پوست بدن افراد بزرگسال برای احیا بافت قلب انسان که به خوبی می تواند کار کند استفاده کرده اند. این مطالعه که نتایج آن در ژورنال ها و مجلات معتبر چاپ شده است نشان داده است که دانشمندان در پروش قلب زنده انسان موفق عمل کرده اند. دانشمندان امیدوارند که به زودی یک قلب املا زنده و جدید را از بافت بدن بیماری پروش دهند.
به عقیده بسیاری از دانشمندان اعضا بدن انسان دارای ساختار پیچیده ای است که کپی برداری از این ساختار بسیار سخت است. اما تولید بافتی که سلول های قابلیت رشد را دارند در آزمایشگاه بسیار ساده و راحت است. در این روش دانشمندان سلول های ارگان شخص دهنده را که می تواند با سیستم ایمنی بدن مطابقت داشته باشد را می گیرند. این تحقیق ابتدا بر روی موش های آزمایشگاهی انجام شده است و بعد از آن همان روش برای قلب انسان انجام شده است. این مطالعه بر روی قلب 73 اهدا کننده انجام شده است. دانشمندان از سلول های پوست افراد بزرگسال و تکنیک RNA برای تبدیل این سلول ها به پرتوان بنیادی استفاده کرده اند. این سلول ها دو نوع سلول پایه قلبی را تشکیل می دهند.
به محض اینکه بستر آماده شد دانشمندان باید مطمئن شوند که این بستر قابلیت تبدیل شدن به سلول های جدید را دارد. این سلول های تشکیل شده قلبی بر روی بستر قرار داده می شود. در طول هفته قلب با تزریق نوعی محلول غذایی تغذیه می شود و تحت موقعیت های بخصوص و خاص که قلب ممکن است در طول چرخه حیات خود با آن ها مواجه شود قرار داده می شود. بعد از گذشت این دو هفته بافت قلب به منظور سالم بودن بافت آن و شباهت آن به قلب کامل انسان مورد بررسی قرار می گیرد. در صورت سالم بودن قلب و طی شدن روند به درستی قلب پرورش یافته به محض دریافت شوک الکتریکی شروع به تپیدن می کند.
شاید جالب باشد که بدانید این اولین باری نیست که دانشمندان اقدام به پرورش و رشد قلب تپنده در آزمایشگاه کرده اند. اما می توان گفت در هیچ یک از اقداماتی که تاکنون انجام شده است، هرگز دانشمندان تا این موفق نبوده اند. البته دانشمندان بر این باورند که هنوز تا رسیدن به نتیجه نهایی راه زیادی وجود دارد. به عقیده اعضای این گروه تحقیقاتی هنوز باید مطالعات بیشتری در خصوص بالابردن مدت زمان چرخه حیات این قلب پرورش یافته و از طرفی بالاتر بردن سرعت رشد سلول ها در آن انجام شود.