پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 08:55
خبرگزاریها اعلام کردهاند یک عروس 60 ساله در اردن مهریه خود را به عنوان موافقت برای ازدواج با داماد، آوردن سر بریده 65 سرباز سوری قرار داده است. کاریکاتوری که در ادامه میبینید در همین زمینه است.
جام جم سرا: بر اساس آنچه ریتم زندگی منتشر کرده، شنبه گذشته خبرنگار این رسانه در دادگاه خانواده مجتمع قضایی ونک باخبر شده که نامداری، با به اجرا گذاشتن مهریهاش، مُهر توقیف اموال را بر خانه و کارت بانکی همسر سابقش نیز زده است. این حکم در شعبه ۲۶۳ دادگاه خانواده مجتمع قضایی خانواده صادر شده است.
گویا تعداد سکههای مهریه وی ۱۱۴ سکه بوده است که ۱۰ سکه را بخشیده و ۱۰۴ سکه دیگر را مطالبه کرده است و طبق حکم دادگاه، منزل مسکونی و کارت بانکی همسر سابقش نیز توقیف شده است.
طبق اطلاعات نشر یافته که جام جم سرا به صورت مستقل نمیتواند آن را تایید یا رد کند و تنها به قصد اطلاع رسانی آن را نشر میدهد، گویا نامداری و وکیلش بشدت اصرار دارند که حسنی مهریه را بدون کم و کاست و به صورت یکجا به حسابشان واریز کند و دادگاه این رقم را قسط بندی نکند. از سوی دیگر، بر طبق همین مطلب، حسنی نیز در حال جمع کردن وسایل خانهاش است تا با پرداخت بدهی به طلبکارش (مجری زن)، اجاره نشینی را تجربه کند!
به گزارش جام جم سرا و به نقل از تی وی پلاس که گویا در این باره با فرزاد حسنی مکالمه ای تلفنی برقرار کرده، این مجری مرد که تاکنون در این زمینه سکوت اختیار کرده یا به طور غیر مستقیم اشاراتی به لزوم آبروداری و عدم دخالت در مسائل خصوصی زندگی دیگران بر زبان آورده در برابر نشر خبر مذکور گفته است: «هیس! آبرودارها فریاد نمیزنند. خداوند آدمهای صبور را دوست دارد. این روزها مردمان زیادی از کشورم (مرد و زن) با صبر و توکل در حال سر کردن مشکلاتشان هستند. من همیشه به صراحت و رک گویی معروف بودهام، حال میخواهم به صبوری معروف شوم. این روزها حال خوشی دارم چراکه خودم را به خدا نزدیک میدانم، خدا نیز فرموده است: من صابران را دوست دارم.»
جام جم سرا: متن پرسش و پاسخ این مرجع تقلید به نقل از ایسنا به شرح زیر است:
«بسمه تعالی
مرجع بزرگوار حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانی مدظلهالشریف
با سلام و احترام؛
به استحضار مبارک میرساند متأسفانه مهریههای سنگین در جامعه رواج پیدا کرده که خود باعث بر همریختن کانونهای گرم خانواده شده است. در برخی از همین خانوادهها که زوج به علّت سنگینی مهریه، توان پرداخت آن را ندارد، زوجه مهریه را به اجرا میگذارد و باعث بازداشت و حبس زوج میگردد. بفرمایید آیا از نظر اسلام، مجازات حبس در صورتی که زوج استطاعت در پرداخت مهریه را نداشته باشد، شرعی و جایز است؟
جمعی از مقلدان»
***
«بسم الله الرحمن الرحیم
علیکم السلام و رحمةالله
به طور کلّی چنانچه مدیون (بدهکار)، قادر بر اداء بدهی خود نیست؛ مهریه باشد یا غیر آن، باید به او مهلت داده شود، و حبس او شرعاً جایز نیست.
لطفالله صافی»
جام جم سرا: آیت الله علی خاتمی افزود: تعیین مقدار مهریه حقی است که خداوند بر عهده دختر و پسری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، گذاشته است. آینده هیچ زندگی مشترکی مشخص و روشن نیست و از این رو مهریه میتواند به عنوان تضمینی برای آینده زن محسوب شود.
وی تاکید کرد: مهریه بالا برای تضمین آینده زندگی زن به این معنا نیست که دختران به فکر ساختن زندگی مشترک خوب نبوده و فقط معیارهای مادی را ملاک خوشخبتی قرار دهند. نباید در تعیین مقدار مهریه به صورت احساسی عمل کرد و مردان باید متوجه باشند که پس از عقد مهریه به عنوان طلب به حق زن و بدهی واجب مرد مطرح خواهد بود.
نماینده ولی فقیه دراستان و امام جمعه زنجان با بیان اینکه پرداخت مهریه از سوی مردان حتی در صورتی که زنان آن را مطالبه نکنند، ضروری است، تصریح کرد: در صورتی که مردی به آن میزان دارایی داشته باشد که بتواند مهریه همسر خود را بپردازد و چنین کاری را انجام ندهد در حق زن ظلم کرده است. دختران و پسران باید با تعقل در توانمندی و توقعات خود، میزان مهریه را تعیین کنند و بویژه دختران باید متوجه باشند که تعیین مهریه بالا شاید در ابتدا موجب مباهات وی در میان همسن و سالان خود باشد، اما بین وی و همسرش کدورتی پنهان ایجاد میکند که در آینده میتواند زمینه ساز مشکلات بسیاری باشد.
آیت الله خاتمی اظهار کرد: از سوی دیگر زمانی که زندگی به کام زوجین نبوده و اختلاف نظری پیش بیاید، بعید به نظر نمیرسد که دختر مهریه کلان خود را برای رهایی از چنین زندگی تلخی بخشیده و شیرینی آرامش را به تلخی همراهی با همسر ترجیح دهد.
نماینده ولی فقیه مهریه کم را موجب ایجاد برکت در زندگی و مهریه بالا را زمینه ساز شر و کدورت برشمرد. (ایرنا)
جام جم سرا: از نکات جالب و زیبای این قبالهها میتوان به سبک تزئین و تذهیب قبالهها و نحوه کتابت آنها اشاره کرد که همگی خاص این بازه زمانی هستند. آراستگی این اسناد به خطوط ثلث، تعلیق و نستعلیق و برخورداری از هنر صفحه آرایی است.
میزان و نوع مهریه در سند بالا مشخص است
نکته قابل توجه دیگر، صداقیه در این قبالهها است که اغلب شامل یک جلد کلام الله مجید، مقداری پول رایج، پارچه و طلاجات بوده است.
این نمایشگاه که از ششم مهر برپا شده، تا دوازدهم مهر در تالار خانه لاریها واقع در بافت تاریخی شهر یزد پذیرای بازدیدکنندگان است. تصویری که میبینید یکی از اسناد به نمایش گذاشته شده درباره مهریه زنان یزدی است.
جام جم سرا به نقل از مثلث: «ستاره» در برابر قاضی شعبه ۲۵۵ دادگاه خانواده مدعی شد به دلیل ناسزاگویی و بدرفتاری همسرش سه سال است با بچههایش در خانه پدری زندگی میکند و در این مدت «مهرداد» هیچ تلاشی برای اصلاح خود و بازگشت به زندگی نشان نداده است.
او ادامه داد: ۱۷ سال پیش از طریق یکی از آشنایان با خانواده «مهرداد» آشنا شدم. او از نظر موقعیت اجتماعی و خانوادگی در شرایط خوبی بود. شغل مناسبی داشت و خود را اهل زندگی نشان میداد. با موافقت خانوادهام سرسفره عقد نشستم اما زندگی رویایی من چند ماهی بیشتر طول نکشید. مهرداد عصبی و پرخاشگر بود و من باید تلاش میکردم کاری نکنم که برخلاف میل او باشد زیرا کوچکترین اشتباه کافی بود تا روزگارم را سیاه کند. ناسزاگوییها و بددهنیهای مهرداد آنقدر زیاد شده بود که من از روبهرو شدن با همسایهها خجالت میکشیدم.
این زن افزود: در همه سالهای زندگی با وی رفتارها و پرخاشگریهایش را تحمل کردم اما حمله او به بچههایم و آزارهایش برایم قابل تحمل نبود و همیشه ترس آن را داشتم که به فرزندانم آسیب برساند. یک روز که پسرم را بشدت کتک زد، آنها را برداشتم و از خانه فرار کردم اما در مدتی که ما از او جدا زندگی کردیم او هیچ اقدامی برای بازگشت ما انجام نداد حتی وقتی برایش پیغام فرستادم که اگر رفتارش را اصلاح کند به خانه بازخواهم گشت، پاسخی از وی نگرفتم. وقتی درخواست طلاق را مطرح کردم امیدوار بودم بازگردد اما او در جلسات دادگاه هم حضور پیدا نکرد. احضارهای پیدرپی دادگاه هم نتوانست او را وادار کند در دادگاه حضور بیابد و از خودش دفاع کند. من وقتی بیتفاوتیهای وی را دیدم پذیرفتم که تلاشهایم برای حفظ زندگی مشترک بیفایده است و ادامه این زندگی امکانپذیر نیست و حتی ممکن است بچههایم در زندگی با پدر تندخو و عصبی آسیب ببینند.
وی افزود: قاضی دادگاه خانواده وقتی شوهرم در دادگاه حاضر شد حکم طلاق را صادر کرد اما حضانت بچههایم را به پدرشان سپرد. به همین دلیل امروز آمدهام تا از دادگاه بخواهم در ازای بخشش مهریه و حق و حقوقم حضانت بچههایم را به من بدهد.
پس از حرفهای این زن رنجدیده مرد، خشمگین که در جلسه دادگاه هم به همسرش ناسزا میگفت با صحبتهای قاضی آرام شد و اعلام کرد در صورت چشمپوشی همسرش از حق و حقوق قانونی حاضر است حضانت بچهها را به او بدهد.
بنابر این گزارش، زن جوان در حالی که با رأی دادگاه حضانت بچههایش را گرفته بود دادگاه را ترک کرد.
جام جم سرا: تا قبل از تصویب این قانون، مهریههای بسیار سنگین که از عهده قریب به اتفاق مردان خارج بود، رواج داشت و پیرو طرح دعوای مطالبه مهریه از طرف زوجه، زوج تا اثبات اعسار (ناتوانی مالی) یا صدور حکم تقسیط مهریه بازداشت میشد.
اما این روند باعث ازدیاد زندانیان مهریه میشد که مطلوب دستگاه قضا و حاکمیت نبود، بنابراین اوایل سال 91 در اقدامی قابل انتقاد، بند ج از ماده 18 آییننامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی از سوی رئیس قوه قضاییه اصلاح شد.
این اصلاحیه میگفت: «چنانچه ملائت محکوم علیه (توانایی مالی مرد) نزد قاضی دادگاه ثابت شده نباشد، از حبس وی خودداری و چنانچه در حبس باشد آزاد میشود.»
البته این اصلاحیه با حکم صریح قانون مغایرت داشت و هر چند با حسن نیت برای مساعدت نسبت به زندانیان دیه و مهریه وضع شده بود، ولی محملی برای اعمال سلیقه قضات شد و رویه قضایی در این باره بسیار مشوش شد، بهطوری که ضمانت اجرای مهریه زنان به کلی لغو شد.
بنابر این چندی بعد اداره حقوقی قوه قضاییه در اظهار نظری مشورتی کوشش کرد آثار این اصلاحیه را تعدیل کند که البته این نظریه مشورتی نیز برای وصول طلب ممتاز زنان (مهریه) مشکلگشا نبود، تا این که قانونگذار در ماده 22 قانون حمایت خانواده به اغتشاش حقوقی حاکم بر این موضوع خاتمه داد و بصراحت مقرر داشت مهریه زوجه تا 110 سکه دارای ضمانت اجرای حبس است یعنی همان مجازاتی که در ماده2 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی پیشبینی شده است.
به این ترتیب از یک طرف حق زنان احیا شد و از دیگر سو، زمینه کاهش میزان مهریهها بین مردم فراهم شد، هرچند چالش جدی دیگری پس از تصویب این قانون دامنگیر زنان شد.
آنچه در محاکم دیده میشد و همچنان میشود، سلایق مختلف قضات در نحوه تقسیط 110 سکه از مهریه زوجه است به نحوی که در مواردی پیشقسط و اقساط ماهانه مهریه ناچیز تعیین میشود. از اینروست که اهل فن معتقدند به صواب نزدیک است اگر قانونگذار با درج تبصرهای ذیل ماده 22 قانون حمایت خانواده، حداقلی برای پیش قسط و اقساط ماهانه مهریه زوجه تعیین کند تا زنان از نظر اقتصادی در مخاطره قرار نگیرند.
در مقررات فعلی، اعسار زوج به صرف ادای شهادت شهود پذیرفته میشود حال آن که مرد باید موظف به اعلام دقیق اموال و درآمد خویش باشد تا صدورحکم اعسار در محاکم، محملی برای سوءاستفاده بدهکاران نباشد.
معضل دیگری که زنان بستانکار با آنان دست به گریبانند، ممکن نبودن شناسایی اموال محکوم علیه (شوهر) به سبب خلأ قانونی است. اکنون براساس قانون اجرای احکام مدنی، محکوم له مکلف است اموال قابل توقیف بدهکار را به دادگاه معرفی کند، در حالی که این تکلیف در بیشتر پروندهها قابلیت اجرا ندارد، زیرا پس از بروز اختلاف، مدیون (بدهکار) همه اموال خویش را مخفی کرده یا به غیر انتقال میدهد، بهطوری که ردیابی مایملک (دارایی) و معاملات صوری محکوم علیه بدون همکاری و مساعدت مراجع قضایی، تقریبا محال است، آن هم در شرایطی که در اغلب موارد از این مساعدت و همکاری دریغ میشود.
البته این مشکلات در قانون جدید نحوه اجرای محکومیتهای مالی تا حد بسیار زیادی مرتفع شده، ولی این قانون سالهاست به علل نامعلوم در رفت و آمد میان قوه مقننه و شورای نگهبان قرار دارد و اجرای آن معلق مانده که ضروری است برای رفع این بلاتکلیفی، مجلس شورای اسلامی اقدامات لازم را برای تسریع در اجرای قانون انجام دهد تا احقاق حقوق ضایع شده بستانکاران از جمله زنان تسهیل شود.
آرش دولتشاهی / وکیل دادگستری
جام جم سرا: اکنون این سوال مطرح میشود، با توجه به اینکه مرد و زن هر دو از ازدواج به طور یکسان بهره میگیرند و ازدواج پیوندی است بر اساس منافع متقابل دوطرف، با این حال چه دلیلی دارد که مرد مبلغ کم یا زیادی به عنوان مهر به زن بپردازد؟ آیا این موضوع، شکل خرید و فروش به ازدواج نمیدهد؟
حجتالاسلام علی فروتن کارشناس ارشد روانشناسی، در پاسخ به این سوال میگوید: مرد و زن هر دو از زندگی مشترک به طور یکسان سود میبرند ولی باید قبول کرد که در صورت جدایی زن و شوهر، زن متحمل خسارت بیشتری خواهد شد. همچنین با توجه به اینکه معمولا مردها کسب درآمد میکنند، مهریه برای خانمها نوعی پشتوانه برای جلوگیری از تضییع حقوق آنهاست.
وی در ادامه درباره چرایی پرداخت مهریه و میزان مناسب آن بیشتر توضیح میدهد:
مهریه مانع تضییع حقوق زن میشود
از نظر فقهی، خانمها مالک مهریهشان هستند و مردها هم موظف به پرداخت مهریه هستند. در خور یادآوری است که در صورت طلاق، مردها برای انتخاب همسر مجدد بخت بیشتری دارند ولی زنان به ویژه با افزایش سنشان، بخت کمتری برای ازدواج مجدد خواهند داشت. بنابراین در حقیقت مهریه چیزی است به عنوان جبران خسارت برای زن و وسیلهای برای تامین زندگی آینده او تا در صورت طلاق از حقوق زن، چیزی تضییع نشود.
مهریه نباید خیلی کم و خیلی زیاد باشد
متاسفانه بعضی دخترها تصور میکنند که مهریه بالا، اهرم فشاری برای شوهر است تا از طلاق منصرف شود. در دستورهای دینی درباره مهریه بر این نکته تاکید شده است که میزان مهریه نباید خیلی کم یا خیلی زیاد باشد. همچنین میزان مهریه باید با توافق مرد و زن باشد هرچند گاهی مرد یا زن بدون رضایت و از روی اجبار، میزان مهریه را قبول میکنند که این درست نیست. میزان مهریه به هیچ وجه نباید از توان مالی مرد بیشتر باشد به عبارت دیگر میزان مهریه نباید آن اندازه باشد که مرد توان پرداخت آن را نداشته باشد.
مهریه مناسب باعث خوش بینی میشود
مهریه مناسب باعث خوش بینی و اعتماد بیشتر زن و شوهر به یکدیگر میشود. زمانی که در جلسات خواستگاری، دخترها و خانوادهشان درخواست مهریه بالایی داشته باشند مردها هم درخواست جهیزیه بهتری خواهند داشت در نتیجه نگاه پسر و دختر به ازدواج، نگاه معاملهگری میشود. در چنین وضعیتی، آرامش و آسایش در زندگی کمرنگتر میشود چراکه مردها مدام نگران این هستند که مبادا روزی همسرشان مهریهاش را به اجرا بگذارد و نتوانند پول آن را فراهم کنند.
تعیین مهریه بالا به جای تحقیق از داماد
همچنین یکی دیگر از علتهای اصلی که دخترها و خانوادههایشان مهریهها را بالا قرار میدهند این است که بدرستی درباره داماد تحقیق نمیکنند. به دلیل همین کمکاری، بعضی خانوادهها مهریه دخترشان را بالا مطرح میکنند تا خیالشان از خوشبختی او در آینده مطمئنتر شود و توجه نمیکنند که شاید روزی برسد که حاضر شوند برای گرفتن طلاق دخترشان، تمام مهریهاش را به داماد ببخشند تا زودتر طلاق بگیرند. بنابراین تحقیق از داماد و خانوادهاش اهمیت بسیار زیادی دارد و باعث میشود تا داماد مجبور نباشد مهریه بالایی که پرداخت آن در توان مالیاش نیست را قبول کند.
مهریه بالا مانع احساس رضایت مالی
یک عامل دیگر در بالا رفتن میزان مهریهها، قرار گرفتن دخترها و خانوادههایشان در یک رقابت ناصحیح به نام چشم و هم چشمی است. زندگی در چنین وضعیتهایی باعث میشود که زن و شوهر در آینده هم درگیر چشم و هم چشمی شوند و معمولا در زندگیشان طعم رضایت مالی را نخواهند چشید. (مجید حسین زاده/خراسان)
در توضیح این مطلب باید اذعان کرد که هر چند اخذ وکیل لزوما به معنای توانایی مالی محکوم به پرداخت آنچه که محکوم شده است، نیست، اصولا با توجه به اینکه حقالزحمهای بابت پیگیری دعوا توسط وکیل به وی داده میشود، در اغلب اوقات قضات محترم این موضوع را دلیلی بر تمکن مالی محکوم میدانند.
به این ترتیب شخص محکوم با وجود استفاده از وکیل در سایر دعاوی خود نظیر طلاق یا تمکین ممکن است به قصد فریب دادگاه محترم در دعوای مطالبه مهریه، از وکیل استفاده نکند. در این موارد باید طرف مقابل به این موضوع در جلسه رسیدگی به اعسار اشاره کند؛ یعنی به قاضی دادگاه اطلاع دهد که محکومعلیه در پروندههای دیگری مبادرت به اخذ وکیل کرده است.
نکته دوم این است که ممکن است پروندهای دارای بار مالی بالا باشد و در این موارد شخصی که اقامهکننده دعواست، ممکن است اعسار خود را از پرداخت هزینه دادرسی کلان اعلام کند. در این موارد بسیاری از قضات عدم توانایی مالی خواهان را نمیپذیرند، زیرا معتقدند طرح چنین دعوای با بار مالی فراوان خود حکایت از تمکن و توانایی مالی خواهان دعوا در پرداخت هزینه دادرسی دارد. در قالب بازخوانی یک پرونده به بررسی موضوع پرداختهایم.
آغاز اختلاف
خواهان آقای کریم... توسط دادگاه محکوم به پرداخت مهریه زوجه، خانم زهرا... شده است. عنوان دادخواست تقاضای اعسار از پرداخت مهریه است. وی برای اثبات صحت ادعای خود فتوکپی مصدق استشهادیه تنظیمی توسط اطرافیان خود، رای دادگاه، تحقیقات محلی و قباله رسمی نکاحیه را ضمیمه دادخواست کرده است. وی در دادخواست اظهار کرده است که اینجانب مطابق عقدنامه رسمی با خوانده ازدواج کردم. از مدتی قبل ایشان بدون دلیل موجه قانونی مبادرت به ترک خانه کرده، به نحوی که تلاشهای مکرر بنده برای باز گرداندن ایشان فایدهای نداشته است. به همین سبب اینجانب ادامه وضع موجود را به صلاح خود ندیدم و ناگزیر از تقدیم دادخواست طلاق در مراجع قضایی شدم.
من و همسرم دارای یک فرزند هستیم. به موجب رای دادگاه محکوم به پرداخت تعداد 114 سکه بهار آزادی در حق خوانده شدم. اکنون با توجه به تنگدستی خود هیچگونه مالی در اختیار ندارم و توانایی پرداخت محکومبه را به طور یکجا ندارم. به این ترتیب با تقدیم این دادخواست به استناد ماده 504 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده277 قانون مدنی، صدور حکم بر اعسار از پرداخت هزینه دادرسی از محضر دادگاه محترم را تقاضا دارم.
در ضمن استشهادیهای ضمیمه پرونده است که در آن چهار نفر از مطلعین از وضع معیشتی اینجانب اظهار داشتهاند که بنده از نظر مالی با مشکلات بسیاری مواجه بوده و توانایی پرداخت این مبلغ بابت محکومبه را ندارم.
روند رسیدگی
با تکمیل پرونده و ضمایم پیوست آن، قاضی دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی را به دفتر خود میدهد. در ادامه مدیر دفتر دادگاه زمانی را به عنوان وقت جلسه رسیدگی به این پرونده اعلام و آن را به صورت یک اخطاریه به طرفین ابلاغ میکند. جلسه دادگاه در وقت مقرر تشکیل میشود و دو طرف دعوا در دادگاه حضور مییابند.
در این جلسه خواهان مجددا درخواست خود را بر ناتوانی در پرداخت یکجای سکههای موضوع محکومبه را مطرح و شهود خود را نیز برای ادای شهادت در دادگاه حاضر میکند، شهود در محضر دادگاه حاضر میشوند و در خصوص ناتوانی مالی ایشان شهادت میدهند. در ادامه خوانده پرونده خانم زهرا... اظهار میکند که وی نیز به دلیل خانهدار بودن توانایی پرداخت خرج و مخارج و گذراندن امور زندگی خود را ندارد و به این مبلغ به عنوان مهریه خود نیاز مبرم دارد.
رای دادگاه
دادگاه با توجه به اظهارات دو طرف دعوا و نیز شهادت شهود و دیگر مستندات پرونده اقدام به صدور رای به این شرح کرد:
«در خصوص دادخواست آقای کریم.. فرزند میرمحمد به طرفیت خانم زهرا... فرزند محمدرضا به خواسته اعسار از پرداخت مهریه به عنوان محکومبه دادنامه پیوست پرونده و نیز تقاضای تقسیط آن، با توجه به شهادت شهود و اظهارات خواهان و خوانده دعوا و جامع محتویات و اوراق پرونده و با توجه به اینکه فرزند مشترک خواهان و خوانده پرونده نزد پدر خود یعنی خواهان دعوا زندگی میکند، مستندا به مواد 504 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1378 و ماده 207 قانون مدنی و قواعد لاحرج فی الدین و نفی عسر و حرج، حکم به پرداخت ماهیانه یک عدد سکه تمام بهار آزادی در حق خوانده دعوا صادر و اعلام میشود. رای صادر شده حضوری بوده و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران میباشد.»
آشنایی با اصطلاحات حقوقی
قبل از اشاره به روند دادرسی در این پرونده، لازم است تا برخی از اصطلاحات و عبارات خاص حقوقی برای خوانندگان شرح داده شود تا آنها بهتر بتوانند از محتویات پرونده حاضر آگاهی پیدا کنند.
منقول و غیرمنقول:
اصولا اموال به دو دسته کلی تقسیم میشود. اموال منقول و غیرمنقول این دو دسته هستند. این تقسیمبندی از حیث امکان یا عدم امکان جابهجایی اموال است. مال منقول به طور کلی مالی است که به سهولت قابل جابهجایی است. این اموال در صورت جابهجایی خراب نمیشوند. اما در مقابل اموال غیرمنقول غیر قابل جابهجایی هستند. برای نمونه میز و صندلی جزو اموال منقول و خانه و درخت جزو اموال غیرمنقول هستند. البته به عنوان مثال شاخه یک درخت تا زمانی که قطع نشده و بر روی درخت است، غیرمنقول است و زمانی که قطع میشود، تبدیل به یک مال منقول میشود.
معسر:
معسر از عبارت عسر و حرج گرفته شده است. کسی که عسر و حرج دارد، یعنی در سختی و تنگنا قرار دارد. یکی از موارد سختی و تنگنا میتواند مالی باشد. بنابراین کسی که از نظر اقتصادی در وضعبدی قرار دارد، دچار عسر و حرج و سختی از لحاظ مادی است. بر این اساس اصطلاحا در دادگاههای ما شخصی را که توانایی مالی نسبت به پرداخت وجوه قانونی ندارد، معسر است.
تحلیل پرونده
نکته اول در خصوص این پرونده این است که بر طبق ماده 506 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، در صورتی که دلیل اعسار، شهادت شهود باشد، باید شهادت کتبی حداقل دو نفر از اشخاصی که از وضع مالی و زندگانی او مطلع هستند، به دادخواست ضمیمه شود و در شهادتنامه نیز مشخصات، شغل و وسیله امرار معاش مدعی اعسار و عدم تمکن مالی او در پرداخت محکومبه باید تصریح شود.
همانطور که مشاهده میشود، در پرونده فوق شهادت چهار نفر از مطلعین صحیحا استماع شده است و قبلا هم به طور کتبی تقدیم دادگاه شده است و از این جهات کامل است.
نکته دومی که در این پرونده دیده میشود، این است که برخلاف قانون تجارت که متعهدله، یعنی شخصی که تعهد به نفع او شده است،
در خصوص قسطبندی شدن وجه مورد پرداخت باید رضایت داشته باشد، در قانون مدنی طبق ماده 277، حاکم میتواند با توجه به وضع مدیون که در پرونده فوق زوج است، مهلت عادلانه یا قرار اقساط دهد و نیازی به رضایت متعهدله به آن مفهوم که در حقوق تجارت آمده است، نیست.
نکته بعدی در این دعوا، این است که استناد قاضی پرونده فوق به قواعد فقهی لا حرج فیالدین و نفی عسر و حرج صحیح است. در نهایت باید گفت که با توجه به اینکه فرزند مشترک دو طرف دعوا نزد زوج زندگی میکند همچنین با توجه به افزایش قیمت سکه طلا و وضعیت بد معیشتی زوج و شغل کمدرآمد وی حکم صادرشده منصفانه و بر طبق موازین قانونی به صورت صحیح صادر شده است. (حمایت)
به گزارش جام جم آنلاین ، آتنا فقیه نصیری با بازی در این سریال شخصیت سارای مهربان و مقاوم در برابر سختیها و مصائب زندگی را بخوبی به تصویرکشید و از آن شاهکاری عاطفی و تاثیرگذار به وجود آورد. امروز پای صحبت آتنه فقیه نصیری نشستیم تا بیشتر با روحیات او آشنا شویم.
کی و کجا به دنیا آمدید؟
23 آبان سال 1347. در شناسنامهام نوشته شده تهران، اما حقیقتش من در شهر آقاجاری استان خوزستان به دنیا آمدم. پدرم اصالتا اهل کلاردشت مازندران و افسر شهربانی بود. بهدلیل ماموریت پدرم، خانواده ما تا دوسالگی من در خوزستان سکونت داشتند. من آنجا به دنیا آمدم اما شناسنامهام متولد و صادره از تهران به ثبت رسیده است.
کجا بزرگ شدید؟
در تهران بزرگ شدم و فقط سال 58 به مدت یک سال و نیم در چالوس زندگی کردیم. پدرم در آن هنگام بازنشسته شده بود و تصمیم گرفته بود مدتی را در آنجا بگذرانیم. به جز آن یک سال و نیم که در چالوس گذراندیم بیشتر دوران کودکی و نوجوانیام در خیابان قیطریه گذشت.
کمی راجع به خلق و خوی والدینتان صحبت کنید:
معمولا هرکسی پدر و مادر خود را بهترین پدرومادر دنیا میداند و نظر من هم همین است. والدین من دو انسان واقعی و بزرگوار بودند و من همواره خود را مدیون آنها میدانم. پدرم نسبت به همه بخشش و مهربانی داشت و براستی به ما درس محبت و انسانیت آموخت. مادرم هم مهربان بود و در عین حال نظم و مقررات را در منزل ما حاکم کرده بود، به طوری که ما بیشتر حرف او را گوش میکردیم. آن دو درسهای خوبی به من یاددادهاند و خاطرات قشنگی از خود به یادگار گذاشتهاند.
چند خواهر و برادر دارید؟ روابط شما با آنها چگونه است؟
یک خواهر به نام سارا دارم که نزدیک پنج سال از من کوچکتر است. معمولا خواهرها در دوران کودکی با هم تفاهم زیادی ندارند. من هم در آن دوران خواهرم را بهدلیل آن که از من کوچکتر بود چندان جدی نمیگرفتم، اما در عوض در حال حاضر او را با یک دنیا عوض نمیکنم. خواهرم برای من به بهترین دوست و کمک حالم تبدیل شده و ارزش بسیار بالایی در زندگی من پیداکرده است.
به نظر شما دوران کودکی نسلهای قبل با کودکان امروز چه تفاوتی داشته است؟
نوع زندگی ما در دوران قدیم برخلاف این دوره کاملا دسته جمعی بود. ما در آن دوران دیدارهای مکرری با اقوام خود داشتیم و مرتب یکدیگر را در منزلهای مختلف بهخصوص خانه مادربزرگ ملاقات میکردیم. منزل مادربزرگم بزرگ بود و گاهی خانوداهها به همراه ده نوه در آنجا جمع میشدند. این برای بچهها بهترین فرصت بود که با هم به بازی و شورونشاط بپردازند و انرژی انباشته دوران طفولیت را در بهترین مکان که همان خانه پرمهر مادربزرگ بود تخلیه کنند. در آن زمان بزرگترها هم به خوبی با شیطنت بچهها کنار میآمدند و سروصداها را تحمل میکردند. این محدود به منزل مادربزرگ نمیشد و ما زمان زیادی را در منزل دیگر اقوام سر میکردیم و حتی با دوست و آشنا به مسافرت میرفتیم. به راستی آن دوران خوشترین دوران زندگی بود و ما بچهها روزگار بسیار شیرینی داشتیم. ما انواع و اقسام بازیهای دسته جمعی را انجام میدادیم و به شدت از این کار مشعوف میشدیم. یکی از بازیهای محبوب دوران کودکی من کش بازی بود که در مدرسه از بچهها یادگرفته بودم. تابستانها را هم به شنا و ورزشهای تابستانی میگذراندیم. یادآوری هرکدام از این خاطرات برای من سرشار از لطف و لذت است. اما بچههای این زمانه بیشتر وقت خود را در تنهایی به سر میبرند و مجبورند پای بازیهای کامپیوتری در انزوا به سر ببرند. ما در نسلهای قبلی فرهنگ اجتماعی شدن را از همان هنگام کودکی یاد میگرفتیم اما بچههای این نسل به دلیل کم شدن رفت و آمد خانوادهها با یکدیگر از این نعمات محرومند.
چه شد که به دنیای بازیگری کشیده شدید؟ از چهزمانی احساس کردید که به این حرفه علاقه دارید؟
من به بازیگری فکر نمیکردم و خیلی اتفاقی وارد این عرصه شدم. اولین بار سال 69 بود که آقای بیضایی نقشی را برای فیلم مسافران به من پیشنهاد کردند. البته من در آن فیلم بازی نکردم، اما بعد از آن آقای ابوالحسن داوودی به من پیشنهاد بازی در فیلم جیببرها به بهشت نمیروند را دادند و من قبول کردم. به همین راحتی سر از دنیای بازیگری درآوردم و در این حرفه باقی ماندم.
به نظر شما پیشرفت فرهنگی مردم در دورههای اخیر چه بوده است؟
به نظر من مردم نسبت به امتیازها و سجایای وجود خود آگاهتر شدهاند. دیگر مثل دورههای قبلی لازم نیست یک دختر فکرکند حتما باید در سن بیست سالگی ازدواج کند و بلافاصله بچهدار شود. شاید پیشتر این اصول که به طرزی بسته و خشک بین مردم جاافتاده بود همه را ملزم به اطاعت میکرد و به همین دلیل همه اصرارداشتند برطبق همان اصول از پیش تعیین شده عمل کند. خوشبختانه الان طرزفکر مردم باز و روشنتر از گذشته شده و انسانها میتوانند خودشان برای زندگی خویش تصمیمگیری کنند و من بابت این مساله خرسندم.
در روابط زناشویی زن و مردی که کنار یکدیگر قرار میگیرند، چگونه میتوانند زندگی بهتری داشته باشند و برای هم، همسران بهتری باشند؟
سوال سختی است. اما به نظر من زن و مرد درعین حال که به یکدیگر علاقه دارند نباید بیش از وابسته شوند. هرکدام باید برای حریم شخصی همسر خود و فضایی که به طور معقول هر انسانی برای خود لازم دارد ارزش قائل شوند. درست است که زن و مرد درکنار هم از من به ما تبدیل میشوند اما نمیتوان فرد را به دلیل ازدواج به طورکلی از استقلال محروم کرد. زوجین باید به این استقلال احترام بگذارند.
در زندگیتان تا چهاندازه فرد هدفمندی هستید؟ آیا از شکست میترسید؟
هدفمند هستم اما احساس میکنم باید پشتکار بیشتری داشته باشم. راستش را بخواهید از شکست کمی میترسم اما این را دلیل آن نمیدانم که از زندگی دست بکشم و هیچ کاری را از ترس شکست خوردن انجام ندهم. اگر در راهی شکست بخورم بلافاصله به راهی دیگر میاندیشم و چیزی را جایگزین آن عملکرد قبلی مینمایم. این شیوه کمک میکند که بتوانم خط سیر زندگی ام را در مسیری درست ادامه دهم.
برای شاد شدن خود چه میکنید؟
به معاشرت کردن با خانواده و دوستان اهمیت میدهم و از بودن با آنها لذت میبرم. از این گذشته، فیلم میبینم، موسیقی گوش میکنم، کتاب مطالعه میکنم و با دیگر سرگرمیهای سالم و لذتبخش روحیه ام را تقویت میکنم.
تا چه اندازه اهل محبت کردن به دیگرانید و حد و مرز آن چیست؟
تا جایی که از دستم بربیاید به دیگران محبت میکنم اما چیزی که در این زمینه برایم اهمیت دارد این است که آیا طرف مقابل این محبت را درک میکند یا نه. مطمئنا به فردی مهرمی ورزم و محبت میکنم که توان درک محبت را داشته باشد. اما به طورکلی مهر و عاطفه دیگران در قلبم وجود دارد و دوست دارم به آنها خوبی کنم و مهرورزی نمایم. در این میان، خانواده برایم ارزشی بسیاربالاتر دارد و من اوج عشق قلبیام را به خانواده عزیز و دوست داشتنیام تقدیم مینمایم.
ولی معتقد هستم افراط در هر کاری خوب نیست، در برخورد با آدمهای اطرافمان هم نباید بیش از اندازه محبت کنیم، به قول معروف اندازه نگهدار که اندازه نکوست.
زن بودن را معجزه خواندهاند، نظر شما چیست؟
زن توانایی مادر شدن، زایش و متولدکردن یک موجود دیگر را دارد و از این رو، معجزهای بزرگ در عالم هستی محسوب میشود. این که میتواند یک انسان دیگر را در قالب کودکی خرد به دنیا بیاورد، در دامان پرمهر خود رشددهد و به سامان برساند اعجازی بینظیر است و موهبتی بزرگ برای او بهشمار میرود. و همه زنان باید قدر ارزش مادری خود را بدانند و بدانند ارزشی اسمانی است.
حال که به موضوع اعجاز زن بودن رسیدیم بحث راجع به مهریههای گزاف را هم مطرح کنیم. آیا مهریه سنگین به زن ارزش میبخشد یا موجب استحکام زندگی او درکنار شوهرش است؟
من این مساله را قبول دارم که زن به تامین مالی و امنیت احتیاج دارد اما گمان نمیکنم این امنیت با یک نوشته در کاغذ تضمین شود. مرد باید قول مبلغی را بدهد که توان پرداختش را داشته باشد و موضوع عندالمطالبه را رعایت کند، اما خانمها هم نباید مبالغ گزاف را درخواست کنند و میبایست با این مساله کاملا معقول رفتارکنند. یک یادداشت برروی برگه مهریه ضامن امنیت هیچ زنی نیست و به نظر من اگر مردی میخواهد حس فراغ خاطر را به همسر خود هدیه کند باید در همان ابتدای ازدواج مبلغ مهریه را به او تقدیم نماید.
بعضی از والدین بیش از حد خرج فرزند خود میکنند. مثلا چند سال است که برخی از پدر و مادرها ماشینهای لوکس گرانقیمت برای دختر یا پسر خود میخرند و به این ترتیب جوان بیست ساله سوار خودرو صد میلیونی ویراژ میدهد و حسرت بر دل همسن و سالان خود میگذارد، بیآنکه حتی ریالی از پول آن را خود پرداخت کرده باشد. در این باره چه نظری دارید؟
بچههایی که از سوی والدین بیش از حد تامین میشوند و در اوج جوانی بدون هیچ کاروتلاشی به هررفاهی دست مییابند بعدها از لحاظ شخصیتی دچار مشکل میشوند و دستخوش تخریب قرارمی گیرند. اما من این را قبول ندارم که یک نفر نباید داشته باشد چون دیگران به دارایی او غبطه میخورند. ما در دنیایی زندگی میکنیم که انسانهای آن با هم متفاوتند و هرکس باید اختیار زندگی خودش را داشته باشد تا آنگونه که میخواهد زندگی کند. اگر کسی میخواهد برای فرزند خود گرانترین خودرو را تهیه کند جوانهای دیگر نباید به او غبطه بخورند و باید یاد بگیرند که با این تفاوتها کنار بیایند. اما با این موافقم که رفاه بیش از حد موجب تخریب جوان است.
شما بیشتر به قناعت و ساده زیستی گرایش دارید یا تجملگرایی و مخارج فراوان؟
من به هیچ وجه اهل تجملگرایی نیستم و در منزلی ساده با یکسری وسایل ساده زندگی میکنم. مثلا تلویزیونی که دارم مدل قدیمی است و السیدی یا الایدی نگرفتهام. خیلیها به من میگویند تلویزیونت را با یک مدل جدید عوض کن اما من پاسخ میدهم این تلویزیون جوابگوی نیاز من است و هر وقت سوخت یک تلویزیون جدید میگیرم. بهطورکلی به ساده زیستی علاقه دارم و از این سبک زندگی راضی ام. اما گاهی اوقات در بعضی موارد که احساس میکنم روحم احتیاج دارد برای خودم خرج میکنم تا شادابی روحم حفظ شود مثلا به مسافرت میروم تا خوشحال و بانشاط شوم.
رمز محبوبیت را در چه میدانید و به باور شما چرا بعضی از انسانها به طورکلی فردی عزیز و دوستداشتنی برای اکثر افراد محسوب میشوند؟
من اصلیترین راز جذابیت و محبوبیت را در راستگویی و صداقت میدانم. این هنر زیبایی است که یک نفر بتواند خودش باشد و به دور از هر دورویی و تقلب و تزویر، هر آنچه را در وجودش است بدون هیچ رنگ آمیزی به دیگران تقدیم نماید و هرکس اینگونه زندگی کند در قلب دیگران از جایگاه ویژهای برخوردار میشود.
کدام خصلت آدمها شما را ناراحت میکند؟
پشت سر هم حرفهای نادرست زدن و غیبت کردن مرا خیلی ناراحت میکند. مثلا چندی پیش با شیطنت یک آشنا در فضای مجازی و اینترنت نوشتند که من با کارگردانی انگلیسی ـ آمریکایی ازدواج کردم، در حالی که اصلا چنین چیزی واقعیت ندارد و من در تعجبم که چرا برخی از ما آدمها از حاشیه درست کردن برای دیگران لذت میبریم. همینجا اعلام میکنم من هرگز با این شخص ازدواج نکردهام و آن شخص هم حتما از این خبر کذب ناراحت میشود و نادرست است که ما همنوعان خود را آزار دهیم.
غیبت کردن و حرف درآوردن برای دیگران خیلی خیلی ناشایست است و همه باید این خصلت را از خود دور کنیم.
نظرتان راجع به عمل جراحیهای زیبایی فراوانی که در این دوره زیاد انجام میشود، چیست؟ بعضی از خانمها انواع و اقسام عملها را انجام میدهند و باز هم بهدنبال روشهایی نو برای زیباتر شدنند. آیا با این کار موافقید؟
این طبیعی است که هرکسی دوست داشته باشد زیباتر شود و چهرهای قشنگتر داشته باشد. اما دلیل این عملهای جراحی زیبایی چیز دیگری است. مدت زمانی است که یک سری رسانهها تبلیغ اعمال خاصی برای زیبایی را میکنند و روشهای خاصی را برای زیباتر شدن به صورت اپیدمی درآوردهاند؛ گویی استانداردهای زیبایی همین است که اینها تعیین میکنند. به طور طبیعی هرکسی هم میخواهد زیبا باشد و این باعث میشود تا عمل جراحیهای مد روز طرفداران فراوانی پیداکنند. البته این کار درست نیست و الزاما اجرای روشی که مد است چهرهای قشنگ به همراه نمیآورد. اما ما هم نمیتوانیم خانمها را از انجام این کارها منع کنیم. آنها وقتی از این و آن میشنوند که فلان خانم بینیاش را عمل کرده و گونه و لبهایش را برجسته کرده و خیلی چهره خوبی پیدا کرده، گمان میکنند که همین روش میتواند به آنها هم زیبایی ببخشد. در واقع یک جوان باید خیلی اعتماد بهنفس داشته باشد تا بتواند اسیر این استانداردهای کلیشهای نشود و همه هم به این اعتماد به نفس دست نیافتهاند.
بعضی افراد بهخصوص خانمها در مقام مدیر و مدبر خانواده به حفظ اسرار داخلی زندگی اهمیت میدهند، اما عدهای دیگر براحتی جزئیات خصوصیترین مسائل زندگیشان را در اختیار دیگران قرار میدهند و به بهانه درددل کردن چیزی از زندگی شخصی خود و اعضای خانوادهشان را برای دیگران نامکشوف نمیگذارند. با این دسته افراد مشکلی ندارید؟
من با آبروداری موافقم و به هیچ وجه روش افرادی که اسرار زندگیشان را برای دیگران بازگو میکنند نمیپسندم. خودم مسائل زندگی خصوصیام را بهراحتی برای دیگران بازگو نمیکنم و بر این باورم که دلیلی ندارد دیگران همه چیز را راجع به من بدانند. به طور قطع در هر زندگی اسرار خصوصی نهفته است که ممکن است دانستنش برای عدهای انسانهای کنجکاو شیرین باشد اما آن اسرار باید در صندوقچهای حفظ شوند و کلید آن نباید به دست هیچ محرم و نامحرمی بیفتد.
بیماری ام اس که خودتان از ابتلا به آن خبر دادید، هوادارانتان را نارحت کرد، چگونه متوجه این بیماری شدید؟
دو سال پیش هنگام بازی در سریال «شمعدونی» به بیماریام پی بردم و البته در حال درمانم و خیلی نگران نیستم. خوشبختانه بیماریام پیشرفته نیست و میتوانم کارهای شخصیام را انجام دهم. به هر حال چندان این بیماری را برای خودم بزرگ نکردهام، با آن کنار آمدهام و تعجب هم میکنم که چرا بیماری من اینقدر برای دیگران مهم است.
خوب چون مردم شما را دوست دارند.
مردم لطف دارند ولی جای نگرانی نیست.
این روزها در فیلم یا سریالی هم مشغول بازی هستید؟
نه، ترجیح میدهم فعلا کار نکنم. با آمپولهایی که به خاطر بیماریام تزریق میکنم تا 24 ساعت دچار تب و لرز میشوم و به همین خاطر پیشنهادی را نپذیرفتهام تا کمی استراحت کنم.
با توجه به بیماریتان آیا در نوع تغذیهتان تغییری ایجاد شده است؟
نه، چیزی تغییر نکرده و همه چیز مثل سابق است.
پزشکان برایتان ورزش یا کار خاصی تجویز نکردهاند؟
فقط پیادهروی سبک و ملایم. و این برایم خیلی خوب است و آرامم میکند.
چقدر مراقب تغذیهتان هستید؟
من آدم خوش خوراکی هستم و هر چیزی را که دوست داشته باشم میخورم و از آن لذت میبرم. پرهیز خاصی هم که ندارم.
مصرف سرخ کردنیها را کم نکردهاید؟
نه، بیماری من پرهیز غذایی ندارد و همه چیز میخورم.
در زندگیتان بیشتر اهل عجله هستید یا آرامش؟
عجله، عجله، عجله! (با خنده)
به چه نوع موسیقی بیشتر علاقه دارید؟
بیشتر موسیقی خارجی گوش میدهم، اما به موسیقی سنتی ایران علاقه زیادی دارم.
به شعرا علاقه دارید؟
بله علاقه دارم. نیما یوشیج و شفیعی کدکنی شعرای محبوب من هستند.
چه کتابهایی مطالعه میکنید؟
کتابهای گوناگون مطالعه میکنم و در عالم ادبیات از هر باغی گلی میچینم. به رمان خیلی علاقه دارم، و از کتابهای روانشناسی، جامعهشناسی و تاریخی هم بهشدت استقبال میکنم. یکی از کتابهایی که خیلی دوست داشتهام و از مطالعهاش لذت بردهام کتاب مرشد و مارگاریتا اثر بولگاکف نویسنده روس بوده است.
عضو شبکههای اجتماعی هستید؟
نه نیستم. حقیقتش علاقه چندانی به این شبکهها ندارم و آنها را جذاب نمیدانم. مدتی پیش به دلیل تشویق دیگران صفحه اینستاگرام بازکردم. در این صفحات برای من پیام زیاد میآمد و به خصوص یکی از خانمها خیلی سریع برای من پیامهای پیدرپی میفرستاد. من برای او نوشتم که خانم شما به من لطف دارید که مرتب پیغام میفرستید اما من در ساعتهای مختلف روز این فرصت و روحیه را ندارم که لحظه به لحظه به شما پاسخ بدهم و جوابگوی تمام کامنتهای شما باشم. متاسفانه برداشت این خانم از حرف من بد بود و با نفرین و ناسزا به من پاسخ داد. من چنان از این عکسالعمل ناراحت شدم که تصمیم گرفتم صفحه اینستاگرامم را خصوصی کنم. همین عوامل باعث میشود حس کنم شبکههای اجتماعی زیاد جذاب و کارگشا نیستند و کمتر سراغشان بروم.
در میان سریالهای قدیمی و جدید به کدامها بیشتر علاقه دارید؟
محبوبترین سریال زندگی من دایی جان ناپلئون بوده است، اما در سالهای اخیر هم سریالهای خیلی خوبی ساخته شدهاند. از تماشای سریالهای پشتبام تهران و بیمار استاندارد لذت فراوانی بردهام.
در میان کارهایی که خودتان انجام دادهاید، کدام را بیشتر دوست داشتهاید؟
داستان یک شهر و مدار صفر درجه. به این دو کار بسیار علاقه دارم و به هردو افتخار میکنم.
آشپزیتان چطور است؟
خوب است. در حد نیاز میتوانم آشپزی کنم.
سایر هنرها چطور؟ تا چه حد اهل دیگر هنرها هستید؟
اعتراف میکنم که جز بازیگری با هنرهای دیگر آشنایی چندانی ندارم. اما در عوض خواهر عزیزم هزارویک هنر دارد. او گرافیست و نقاش است، مجسمهسازی و سفالگری میکند، چاپ روی پارچه انجام میدهد و انواع لوازم زینتی را میسازد. به نظر میرسد که او بخش عمده هنر را به ارث برده و چیزی برای من باقی نگذارده است!
شما بازیگری توانا هستید و در این عرصه قابلیت هنری خود را ثابت کردهاید. حال کلام آخر خود را با هموطنان و خوانندگان روزنامه جامجم بفرمایید.
دوستشان دارم و آرزو میکنم که همه آنها قدر زندگی خودشان را بدانند تا بتوانند در فضایی شاد و دور از هر نوع غم و اندوه روزگارشان را بگذرانند. با بهترین آمال و آرزوهای من برای تمامیشان.
چاردیواری