مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

حقایق ویکی‌ پدیا براساس زبان فرق می‌کنند!

[ad_1]
خبرگزاری ایسنا: افراد در زمان خواندن یک مطلب در ویکی‌پدیا به زبان‌های مختلف ممکن است با نسخه‌های بسیار متفاوتی از حقیقت مواجه شوند.

 

سایت ویکی‌پدیا مانند فیس‌بوک و توئیتر از حباب‌های فیلتر خاص خود برخوردار است.


ویکی‌پدیا یک دانشنامه آزاد است که همه می‌توانند آن را ویرایش کنند. این سایت نیز مانند سایت‌های دیگر به شخصی‌سازی اطلاعات برای جذب مخاطب خاص خود می‌پردازد.

شخصی‌سازی به فرآیند جمع‌آوری، ذخیره‌سازی و تجزیه‌وتحلیل اطلاعات بازدیدکنندگان یک سایت برای ارائه‌ اطلاعات صحیح و در زمان مناسب به وی گفته می‌شود. این حباب‌های فیلتر فقط به ارائه محتوایی می‌پردازند که بر اساس رفتارهای فرد آنلاین می‌توان حدس زد مطابق میل‌ وی باشد. با این کار فردی که به محتوای علمی بیشتر علاقه‌مند است، مقالات علمی را بیشتر از محتوای زرد اینترنت مشاهده خواهد کرد.

اکنون یک سایت اینترنتی به شما اجازه می‌دهد با ردیابی جایی که سردبیران دارای زبان‌های مختلف به ذکر منبع اطلاعات خود پرداخته‌اند، پایه‌های جغرافیایی مقالات ویکی‌پدیا را شناسایی کنید.

برای این کار می‌توانید آدرس هر صفحه از ویکی‌پدیا را در سایت Wikiwhere جستجو کنید تا الگوریتم‌های آن به بررسی منشا مرجع ذکر شده در مطلب بپردازد.

این ابزار توسط محققان دانشگاه کوبلنتس لانداو در آلمان ساخته شده تا این مساله را که چگونه ممکن است مقالات ویکی‌پدیا در مورد یک موضوع در زبان‌های مختلف توسط منابع مختلف تحت تاثیر قرار بگیرد، مورد مقایسه قرار دهد.

برای مثال آن‌ها در نسخه انگلیسی مطلب الحاق کریمه به روسیه دریافتند که 24 درصد مرجع‌ها از منابع جدید اوکراینی نشات گرفته و نزدیک به 20 درصد آن دارای منبع روسی بودند. در نسخه آلمانی همین مطلب اما تعادل بهم ریخته، بطوری که منابع روسی به ارائه 10 درصد مجموع استنادها پرداخته و سهم منابع اوکراینی تنها سه درصد است.

این تفاوت‌ها بدان معنی است که افراد در زمان خواندن یک مطلب در زبان‌های مختلف ممکن است با نسخه‌های بسیار متفاوت از حقیقت مواجه شوند.

ویکی‌پدیا از ربات‌ها برای خنثی‌سازی ویرایش‌های مخرب و پرچم‌دار کردن کلمات با پتانسیل نفرت استفاده می‌کند، اما وایراستارهای داوطلب برای ذکر منبع برای مطلب خود از هر جایی آزاد هستند.

اگرچه در برخی موارد این مساله به دلیل کمبود مرجع در زبان‌های خاص رخ می‌دهد، اما هیچ دلیل مشخصی برای کمبود مراجع اوکراینی در نسخه آلمانی مثال کریمه وجود ندارد.

ابزار ویکی‌ور برای پیگیری محل مرجع، به بررسی زبان، آدرس IP و دامنه سطح بالای URL ذکر شده می‌پردازد. این ابزار می‌تواند یک نقطه شروع را برای تحلیل کامل اعتبار سیر منابع اطلاعاتی ارائه کند.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

علی شریعتی ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزادعلیشریعتیعلی شریعتی مَزینانی، مشهور به دکتر علی شریعتی ‏ زادهٔ ۲ آذر ۱۳۱۲ در روستای کاهک حجت بن الحسن ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزادحجتبنالحسنبنابر اعتقاد شیعیانِ دوازده‌امامی، محمد بن الحسن العسکری معروف به حجت بن الحسن نوشته های خواندنی روح‌اله شنبه ‏ ‏ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف زبان و ادبیات فارسی زبانوادبیاتفارسیمجموعه مقالاتی از موافقان و مخالفان تغییر خط جلد دوم کاظم استادی فهرست مطالب شاملپشتون یا افغان کدام یک تقریبا از مدت بیست سال بدینسو در ارتباط با واژه های افغان یا اوغان در افغآن جنگل و محیط زیستشهرت ساختمان‌های سبز به خاطر ذخیره منابع طبیعی و استفاده از مواد جایگزین و کاهش جنگهای ایرانیانساسانیان با ترکان تمدن ماساسانیانجنگهای بین ایران و ترکان به دو بخش تقسیم می‌شود بخش نخست جنگها، جنگ بین ترکان آسیای فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو …قصه چیست ؟ ادبیات کودک شامل قصه ، شعر ، نمایش ، افسانه و داستان و است ادبیات کودکان منظور شما از ترک چیست؟ وب سایت خبری تحلیلی …توضیح یکی از ویژگیهای آینانیوز که با لطف مخاطبین فهیم و صاحب ذوق آن تا به امروز سبب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیانضد تب های خانگی تب از آن دست مشکلاتی است که همه در طول زندگی خود تجربه می کنند یادتان علی شریعتی ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد علیشریعتی علی شریعتی زادروز ۲ آذر ۱۳۱۲ ایران، سبزوار، کاهک درگذشت ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ انگلستان، ساوت حجت بن الحسن ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد حجتبنالحسن بنابر اعتقاد شیعیانِ دوازده‌امامی، محمد بن الحسن العسکری معروف به حجت بن الحسن فرزند حسن نوشته های خواندنی روح‌اله شنبه ‏ ‏ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به زبان و ادبیات فارسی زبانوادبیات تاریخچه تغییر خط فارسی کاظم استادی فهرست مطالب، شامل پیشگفتار بخش اول اندیشه تغییر پشتون یا افغان کدام یک کلمه افغانستان ازنام اش پیداست که مربوط به تمام افغانها است ولو که از هر قوم ساکن در کشور جنگل و محیط زیست به گزارش بی بی سی، تغییر در مدار گردش زمین به دور خورشید باعث شد قطب شمال چندین قرن سردتر شود جنگهای ایرانیانساسانیان با ترکان تمدن ما ساسانیان جنگهای بین ایران و ترکان به دو بخش تقسیم می‌شود بخش نخست جنگها، جنگ بین ترکان آسیای میانه و فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو روش ها و فنون فن بیان،اصول سخنرانی و هنرگویندگی وگفتگو آشنائی با فن خطابه ، اصول مخاطب شناسی ، مناظره منظور شما از ترک چیست؟ وب سایت خبری تحلیلی آینانیوز نمیدونم منظور آینا نیوز از انتشار این مطلب چیست نمیدونم چه کسى این رو نوشته نمیدونم مخاطبش چهار ستاره مانده به صبح عنوان کتاب این مگسِ وزوزو نویسنده عبّاس تَربُن تصویرگر رضا مکتبی تعداد صفحه ۲۴ صفحه


ادامه مطلب ...

براساس یک پرونده قضایی: توهم شیشه‌ای

جام جم سرا: زن ۳۴ساله که هنوز از شوک این حادثه تلخ و تاسف بار بیرون نیامده بود به مقام قضایی گفت: روزی که سر سفره عقد به چشمان «عباس» می‌نگریستم رویای یک زندگی شیرین را در ذهنم می‌پروراندم و تصور می‌کردم که در کنار او به خوشبختی خواهم رسید، اما هنوز چند ماه از ازدواجمان نگذشته بود که یک روز به طور ناگهانی او را در حال استعمال موادمخدر دیدم و این‌‌ همان نقطه انحرافی در مسیر سعادت و خوشبختی بود که زندگی شیرینم را تغییر داد و از آن روز به بعد دیگر طعم مهربانی و شادی را نچشیدم.

آن روز عباس در حالی که دست و پایش را گم کرده بود و بساط استعمال مواد را جمع می‌کرد قول داد که دیگر از این بلای خانمانسوز دوری کند ولی او نه تنها به قول خودش عمل نکرد بلکه هر روز بیشتر درگرداب مواد افیونی فرو رفت.

دیگر کار او به جایی رسیده بود که هرچیزی را سرقت می‌کرد تا بتواند مخارج سنگین اعتیادش را تامین کند او حتی به گوشواره‌های دخترم هم رحم نکرد و آن‌ها را فروخت. دیگر وقتی شیشه می‌کشید حالت «توهم» می‌گرفت و به من می‌گفت تو چرا بدون حجاب از خانه بیرون می‌روی؟
توهم‌های او هر روز بیشتر می‌شد و من نگران از آینده فرزندم، نمی‌دانستم با او چه رفتاری بکنم از سوی دیگر هم بین دوستان و فامیل خجالت می‌کشیدم و سعی می‌کردم با جرو بحث و ایجاد سروصدا او را از این کار منع کنم.
عباس، دیگر چیزی در خانه برای فروش پیدا نمی‌کرد چون همه آن‌ها را به دور از چشم من فروخته بود. امروز که به خاطر همین موضوع با هم درگیر شدیم من دست فرزندم را گرفتم و او را به پارک بردم تا لحظه‌ای آرامش داشته باشم اما وقتی به خانه برگشتم پیکر حلق آویز شوهرم را در چارچوب در اتاق دیدم.
با سروصدای من همسایگان او را پایین آوردند ولی ماموران اورژانس مرگ او را تایید کردند. حالا نمی‌دانم با این وضعیت چه کنم؟ آینده تنها فرزندم چه خواهد شد؟ کاش به جای جر و بحث با او، به یک مرکز مشاوره می‌رفتم تا بتوانم چگونگی رفتار با یک معتاد «توهمی» را فرابگیرم.
مواد مخدر صنعتی نه تنها همسرم و زندگی‌ام را به نابودی کشاند بلکه دیگر در این شرایط آینده فرزندم نیز در تاریکی قرار گرفته است. (خراسان)


ادامه مطلب ...

انتخاب رنگ لباس براساس شخصیت، رنگ پوست، مو و چشم + تصاویر

رنگی که شما انتخاب کرده و می‌پوشید، بیانگر شخصیت شماست. به خصوص در دنیای کار.
برای این که فردی قدرتمند و توانا به نظر برسید، رنگ‌های تیره بپوشید، مانند مشکی و آبی تیره.
برای آن که فردی مهربان، صمیمی و آرام به نظر برسید، رنگ‌های ملایم بپوشید، مانند بنفش و سبز.

برای این که فردی خلاق به نظر برسید رنگ‌ها را با هم ترکیب کنید. باید یاد بگیرید که کدام رنگ‌ها را می‌شود با هم به کار برد. برای مثال بنفش و قرمز ترکیب خوبی‌ست.

به گزارش مد آنلاین، قرمز بپوشید و شخصیت خود را به نمایش بگذارید. تن‌های متفاوت رنگ قرمز، پیغام‌های متفاوتی را به دیگران منتقل می‌کنند. رنگ شرابی پیچیدگی خاصی به نمایش می‌گذارد. زرشکی اعتماد به نفس شما را نشان می‌دهد و قرمزی که توناژ نارنجی دارد، شما را انسانی پرشور و نشاط می‌کند.

رنگ های صورتی شما را دوست‌داشتنی می‌سازد. هر جنسیتی که داشته باشید، با رنگ صورتی، انسانی خوش قلب خواهید بود که آماده عشق ورزی به دیگران است.

رنگ سفید نشان دهنده شروعی تازه است. رنگ‌هایی که تن سفید دارند، پاکی و حضوری درخشان و سرزنده را به نمایش می‌گذارند.

زرد بیانگر اشتیاق و محبت شماست. ما از خورشید گرما و نور می‌گیریم، شما هم در لباس زرد همین خصوصیت را خواهید داشت: حضوری پر از گرما و خوش‌بینی.

نارنجی نمایانگر انرژی است و این رنگ شاد، شما را خوش خلق می‌کند. نارنجی رنگی است که احساسات همسر شما را نسبت به شما برمی‌انگیزد!

رنگ‌ها و فصل‌ها

اگر سبزه هستید، رنگ‌های زمستانی یعنی رنگ‌های سیر و پر رنگ بپوشید.

اگر سفید و رنگ پریده هستید، لباس‌هایی با رنگ های بهاری بپوشید، یعنی رنگ‌های شاد و زنده.

اگر موهای بلوند دارید، لباس‌هایی با رنگ‌های تابستانی، یعنی رنگ‌های ساده و کم رنگ بپوشید.

اگر رنگی سرخ دارید، لباس‌هایی با رنگ‌های پاییزی بپوشید، یعنی رنگ‌های خرمایی، نارنجی و زیتونی.

رنگ مو یا چشم‌تان را بگویید، تا بگویم لباس چه رنگی بپوشید.

اگر موهایی بلوند و چشم‌هایی آبی یا با تن آبی مانند سبزآبی دارید، سبز روشن و فیروزه ای رنگ‌های مناسبی برای شماست.

اگر موهایی بلوند و چشمانی سبز دارید، رنگ‌های سبز، آبی و نارنجی عالی خواهد بود.

اگر موهایی بلوند و چشمانی فندقی یا بلوطی دارید، بلوطی، بنفش، قرمز، صورتی و نارنجی را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

اگر موهای بلوند و چشمان خاکستری دارید، همه رنگ‌ها برای شما عالی‌ست به جز رنگ زرد.

اگر موهایی قهوه‌ای و چشمانی آبی دارید، قرمز نارنجی، صورتی و زرد بپوشید.

اگر موی قهوه‌ای و چشم سبز دارید، سبز، قرمز، نارنجی و زرد برای شما عالی‌ست.

اگر موهای قهوه‌ای و چشمانی فندقی یا بلوطی دارید، رنگ‌های تیره به ویژه رنگ‌هایی با تن خاکی، و همچنین آبی روشن بپوشید.

اگر موهای قهوه‌ای و چشمان طوسی دارید، آبی، بنفش و خاکستری بپوشید.

اگر موهای حنایی و چشمان آبی یا طوسی دارید، نارنجی روشن، و تن‌های بنفش، مشکی و سبز به شما می‌آید.

اگر موهای حنایی و چشمان سبز، فندقی یا بلوطی دارید، تن‌های بنفش، سبز روشن یا تیره، سیاه یا رنگ‌های خاکی بپوشید.

اگر موهای مشکی دارید، همه چیز به شما می‌آید.


ادامه مطلب ...

خواص میوه‎ها و سبزیجات براساس رنگ‌هایشان

به گزارش جام جم سرا به نقل از آرمان، اما توصیه اخیر بر آن است که برای به دست آوردن حداکثر فایده، مصرف میوه ها وسبزیجات را گسترش داده وتا جایی که امکان دارد از تمامی میوه ها و سبزیجات با رنگها و طعم های مختلف استفاده کنیم. مصرف میوه ها و سبزیجات، سبب تقویت سلامت عمومی بدن شده و به طور طبیعی حاوی ترکیبات مغذی و مفید فراوانی می باشند. دانشمندان با تحقیق بر روی ترکیبات موجود در میوه ها و سبزیجات، به رنگ آنها پی برده اند.

میوه‌ها و سبزیجات قرمز رنگ

میوه ها و سبزیجات قرمز رنگ حاوی ترکیباتی به نام آنتوسیانین و لیکوپن(رنگدانه های طبیعی گیاهی) می باشند که رنگ قرمز آنها در نتیجه همین ترکیبات می باشد.مواد غذایی حاوی لیکوپن مانند گوجه فرنگی و هندوانه حاوی ترکیبات ضد پیری و هم چنین پیشگیری کننده از سرطان مانند سرطان پروستات می باشد. محصولات حاصل از گوجه فرنگی پخته شده مانند رب گوجه فرنگی، سس گوجه فرنگی، آب گوجه فرنگی، سس کچاپ و سوپ گوجه فرنگی حاوی بالاترین میزان لیکوپن قابل جذب می باشند که سریعا توسط بدن جذب می شوند.آنتوسیانین موجود در برخی میوه ها مانند: توت فرنگی، انگور قرمز، گیلاس، تمشک و سیب قرمز یک آنتی اکسیدان قوی می باشد که از سلولها در برابر هر آسیبی جلوگیری می کند.این میوه ها هم چنین خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش داده و در کنترل فشار خون موثرند.

تحقیقات اخیر حاکی از آن است که آنتوسیانین موجود در گیلاس دارای خاصیت ضد التهابی بوده و برای افرادی که از نقرس رنج می برند مفید است. سایر مواد غذایی قرمز رنگ مانند: گیلاس، انگور قرمز، گلابی قرمز، هندوانه، گریپ فروت، توت فرنگی وانارو تمشک.

میوه‌ها و سبزیجات بنفش یا آبی

حاوی ترکیبات شیمیایی هستند به نام آنتو سیانین( مانند تمشک آبی، انگور های بنفش رنگ، و انگور بی دانه) و ترکیبات فنولیک (مانند بادمجان، آلو، و انواع کشمش). ترکیبات موجود در این نوع میوه ها و سبزیجات مانند آنتی اکسیدانی قوی عمل کرده و خطر ابتلا به بیماری‌های سرطانی، قلبی، وآلزایمر را کاهش داده، حتی می توانند روند پیری را به تاخیر اندازند.محققان معتقدند مصرف بلوبری(تمشک آبی) می تواند عملکرد حافظه را تقویت کرده و با تقویت برقراری ارتباط بین سلول‌های مغزی، روند پیری آن را به تاخیر اندازد. سایر مواد غذایی این نوع ترکیبات: کلم قرمز، بلوبری، بادمجان، انجیر بنفش، انگور بنفش، آلو خشک، کشمش(مویز) و غیره.

میوه‌ها و سبزیجات سبز رنگ

رنگ سبز میوه ها و سبزیجات سبز رنگ ناشی از وجود رنگدانه های گیاهی به نام کلروفیل می باشد.لوتئین و اگزانتین دو نوع کاروتنوئید زرد رنگ می باشند که در گیاهانی مانندانواع لوبیا، اسفناج، و سایر سبزیجات دارای برگ‌های پهن و سبز تیره وجود دارند. این دو نوع ترکیبات با عملکرد خود سبب تقویت سلامت بینایی و کاهش بیماری‌های چشمی از جمله آب مروارید و آب سیاه می شوند. ایندولس یک نوع فیتوکمیکال می باشد که در کلم بروکلی، وکلم وجود داشته و می تواند از بدن در برابر برخی بیماری‌ها از جمله سرطان محافظت نماید. سبزیجات دارای برگهای پهن وسبز تیره مانند اسفناج، کلم بروکلی از کالری کمی برخوردار بوده ولی دارای مواد مغذی و فیبر فراوان بوده و منبع غنی از پتاسیم، منیزیم، و فولیت(خطر سقط جنین را کاهش می دهد) می باشند.سایر مواد غذایی حاوی این نوع ترکیبات : اسفناج، بروکلی،آووکادو، نخود سبز، لوبیا سبز، فلفل سبز، کلم سبز، خیار، کدو سبز،ومارچوبه.

میوه هاو سبزیجات نارنجی

میوه هاو سبزیجات نارنجی/زرد رنگ حاوی بتاکاروتن، پتاسیم و ویتامین (C)می باشند. بتاکاروتن که در سبزیجاتی مانند:هویج، انبه، کدو تنبل، و خربزه وجود دارد یک آنتی اکسیدان قوی بوده و نه تنها برای سلامت چشم مفید می باشد بلکه می تواند پیری سلول‌های مغزی (شناختی- ادراکی) را به تاخیر انداخته و هم چنین از پوست در برابر اشعه های مضر خورشید، محافظت می کند.از آن جایی که بتاکاروتن در بدن تبدیل به ویتامین (A)می شود بنابراین وجود آن در بدن بسیار ضروری به نظر می رسد زیرا ویتامین (A)می‌تواند سبب افزایش و تقویت دید چشم به‌ویژه در شب شده و هم چنین سبب تقویت سیستم ایمنی بدن می گردد.

انواع مرکبات مانند پرتقال منبع عالی از ویتامین (C) می باشند.و ویتامین (C) یک آنتی اکسیدان قوی بوده که علاوه بر تقویت سیستم ایمنی بدن، سبب محافظت از قلب در برابر بیماری‌های قلبی و عروقی شده و هم چنین به ساخت مجدد کلاژن در بافت های پوست کمک می کند.ویتامین (C) هم چنین به جذب آهن در بدن کمک می کند.سایر مواد غذایی حاوی ویتامین (C) عبارت اند از:پرتقال، هویج، طالبی، انبه، کدو تنبل، سیب زمینی، گریپ فروت، لیمو ترش، هلو، خربزه،وآناناس.

میوه هاو سبزیجات سفید رنگ

رنگ سفید برخی میوه ها و سبزیجات در اثر وجود ترکیبات خاصی به نام آنتواگزانتین می باشد که خیلی شبیه به یک آنتی اکسیدان عمل می کند.محصولات سفید رنگ مانند: سیر و پیاز حاوی ماده ای به نام آلیسین می باشند که درکاهش فشار خون و کلسترول موثرند. این ماده هم چنین در کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات موثر می باشد. میوه ها و سبزیجات سفید رنگ هم چنین حاوی ترکیبات مغذی هستند که سبب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود و علاوه بر آن منبع غنی از ماده آلی پتاسیم می باشند.سایر مواد غذایی حاوی این ترکیبات عبارتند از:سیر، انواع پیاز ( قرمز، سفید)،موز، قارچ، سیب زمینی، وگل کلم.


ادامه مطلب ...

« رنگ سال جدید » – دکوراسیون داخلی خانه براساس رنگ ۲۰۱۷

« رنگ سبز »: “سبز، این رنگ با طراوت بهاری و زندگی بخش، به عنوان نمادی از شروعی تازه!”

مؤسسه رنگ پانتون طبق روند هرساله که اندکی قبل از شروع سال میلادی جدید، «رنگ سال» را معرفی می کند،

اخیرا رنگ سال ۲۰۱۷ را نیز رونمایی کرد. رنگ سبز شماره ۰۳۴۳-۱۵ سایه ای با طراوت و خوش رنگ از زرد-سبز است

که تداعی کننده اولین روزهای بهار می باشد، زمانی که سبزی های طبیعت از نو زنده می شوند و جانی تازه می گیرند.

این رنگ با یادآوری فصل شکوفایی و سرسبزی، تماشاکنندگان را دعوت به کشیدن نفسی عمیق و گرفتنی نیرویی تازه می کند.

 

پیشنهادهای ما به شما برای آوردن رنگ سال ۲۰۱۷ در فضاهای داخلی منزل:

 

دکوراسیون آشپزخانه به رنگ سال 2017,دکوراسیون و چیدمان خانه به رنگ 2017

رنگ سبز در «دکوراسیون نشیمن»

بسیاری از عناصر در “دکوراسیون” پذیرایی و نشیمن شما این قابلیت را دارند که رنگ سبز را مهمان این فضاها کنید.

حتی اگر قصد خرید مبلمان جدید ندارید، تعویض روکش های مبل می تواند راه حل خوبی باشد.

 

دکوراسیون و چیدمان خانه به رنگ سال 2017, خانه به رنگ 2017

«رنگ سال ۲۰۱۷ در اتاق غذاخوری»

برای آوردن رنگ سال ۲۰۱۷ به فضای غذاخوری خود نیز می توانید، از دیوارپوش های دکوراتیو استفاده کنید یا روکش صندلی ها را به رنگ سبز در نظر بگیرید.

 

رنگ سال 2017,دکوراسیون خانه به رنگ سال 2017

 

رنگ سبز در اتاق خواب

شاید برایتان جالب نباشد سرویس خواب یا حتی روتختی سبز داشته باشید،

اما استفاده از کاغذ دیواری با طرح های سبز می تواند شما را با مد سال ۲۰۱۷ همراه کند.

 

دکوراسیون اتاق خواب به رنگ سال 2017,دکوراسیون آشپزخانه به رنگ سال 2017

رنگ سال ۲۰۱۷ در دکوراسیون آشپزخانه

اگر برای بخشی از کابینت های خود از های گلاس سبز رنگ استفاده کنید،

علاوه بر ایجاد نقطه کانونی جذاب، طراوت و انرژی وصف ناپذیری به دکوراسیون آشپزخانه خود می بخشید.

 

دکوراسیون و چیدمان خانه به رنگ 2017,استفاده از رنگ 2017 در دکوراسیون خانه

رنگ سبز در حمام و سرویس بهداشتی

انتخاب شیشه های سبز رنگ برای حمام و سرویس بهداشتی می تواند از بهترین ایده های وارد کردن مد سال ۲۰۱۷ به این فضاها باشد

که در عین حال ظاهری بسیار مدرن به این فضا می بخشد.

 

خانه به رنگ 2017, رنگ سبز در دکوراسیون نشیمن

رنگ سال ۲۰۱۷ در اتاق کودک

حضور رنگ ها در اتاق کودک باید هوشمندانه باشد. یکی از این رنگ ها که به شکوفایی ذهن فرزند کمک زیادی می کند، رنگ سبز است.

 

رنگ سال ۲۰۱۷ در اتاق غذاخوری, دکوراسیون اتاق خواب به رنگ سال 2017

منبع : chidaneh.com


ادامه مطلب ...

بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد

[ad_1]

برترین ها: هر فردی ذائقه مخصوص به خود را دارد، به همین دلیل اگر به وعده های غذایی افراد مختلف نگاه کنید، خواهید دید که مواد غذایی مصرفی شان چقدر از هم متفاوت است.

 

صبحانه نیز مهمترین وعده غذایی است که باید به آن اهمیت زیادی داد. اگر می خواهید بدانید که هر فرد چه نوع صبحانه ای را با توجه به ماه تولدش می پسندد، ما را در این مطلب همراهی کنید.

فروردین : تست آواکادو

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

از آنجا که شما همیشه تمایل به تجربه چیزهای جدید دارید، تست آواکادو می تواند گزینه مناسبی برایتان باشد. اگر چه دوستان تان مثل همیشه نان و پنیر می خورند، اما چیزی که شما انتخاب می کنید، با صبحانه دیگران کاملا متفاوت است.  شما فردی فعال هستید و این ماده مغذی می تواند انرژی شما را در طول روز حفظ کند، بی آنکه بر وزن بدن تان بیافزاید.

 

اردیبهشت: تخم مرغ

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

اگر دیر از خواب بیدار می شوید و می خواهید صبحانه و ناهارتان را یکی کنید، تخم مرغ نیمرو یکی از بهترین گزینه های برای شما می باشد، به این جهت که هم کالری و انرژی مورد نظر را به بدن شما می رساند و هم شما را برای شروع یک روز کاری خوب آماده می کند.

 

خرداد: پیراشکی

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

شما فردی اجتماعی هستید، به همین دلیل همیشه دورتان شلوغ است. از آنجا که وقت کافی برای درست کردن صبحانه ندارید، پیراشکی یکی از بهترین گزینه ها برای شما خواهد بود. حتی گاهی تعداد بیشتری برای همکاران تان نیز می خرید و به شرکت می برید. از آنجا که پیراشکی ها تنوع زیادی دارند، دلتان را نیز نخواهند زد.

 

تیر: جو دو سر

 

 متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟

تیر ماهی ها افرادی قانون مدار و وابسته به سنت هستند. جو دو سر، از این جهت که یک صبحانه کلاسیک و مقوی است و مواد مغذی مورد نیاز را به بدن تان خواهد رساند، گزینه مناسبی برای شما خواهد بود. اگر نمی خواهید که از خوردن هر روزه آن خسته شوید، مواد دیگری را که با ذائقه شما جور در می آید، به آن اضافه کنید.

 

مرداد: پنکک 

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

شما جزو آن دسته از افرادی هستید که دوست دارید در روزهای تعطیل برای خودتان آشپزی کنید و از دست پخت تان لذت ببرید. از آن طرف هم عاشق میهمانی و غذا خوردن در بیرون از خانه هستید. با توجه به شخیصتی که دارید، پنکک می تواند صبحانه مورد علاقه تان باشد. از آنجا که خوردن پنکک خوشحال تان می کند، هر موقع احساس ناراحتی و افسردگی کردید، برای درست کردن آن دست به کار شوید.

 

شهریور: اسموتی

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

شما فردی هستید که به مواد غذایی مصرفی خود اهمیت زیادی می دهید. پس با خوردن اسموتی می توانید ویتامین های مورد نیاز بدن تان را از اولین ساعات روز به بدن تان برسانید. از آنجا که شما فردی کمال گرا نیز  هستید، پس حوصله کافی برای تکه کردن میوه و تزیین بشقاب تان را نیز خواهید داشت.

 

مهر: تخم مرغ و بیکن

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

تعادل در تمام جنبه های زندگی شما موج می زند، به همین دلیل داشتن یک وعده غذایی کامل شامل پروتئین می تواند نظر شما را به خود جلب کند. این صبحانه، یکی از صبحانه های مورد علاقه اکثر مردم جهان است اما با ذائقه متولدین مهر بیشتر از همه جور در می آید.

 

آبان: شیرینی دارچینی

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

شما عاشق اسانس های تند و تیز هستید. اگر چه مقدار زیاد شیرینی دارچینی دل دیگران را خواهد زد اما شما از خوردن آن سیر نمی شوید. پس بهترین صبحانه که برای شما شیرینی دارچینی خواهد بود، اما یادتان باشد که در خوردن آن زیاده روی نکنید.

 

آذر: وافل 

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

شما عاشق سفر کردن هستید. به هر جایی که هم که سفر کنید، مطمئنا غذاهای سنتی آنجا را امتحان خواهید کرد. وافل هم یکی از آن مواد غذایی است که همیشه دوست دارید امتحان اش کنید. خوبی وافل این است که می توانید روی آن را با مواد گوناگون از عسل گرفته تا میوه و شکلات، تزیین کنید و به ظرف تان تنوع دهید.

 

دی: املت

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

متولدین ماه دی افرادی هستند که از چالش لذت می برند. واقع گرایی آنها باعث شده که در هر کاری، بهترین باشند. املت درست کردن هم اگر چه ساده به نظر می رسد اما یک املت خوشمزه، کار هر کسی نیست. از آنجا که شما به خوبی می دانید که درست کردن یک صبحانه خوب و مقوی زمان بر است، املت را بیش از دیگر غذاها ترجیح می دهید.

 

بهمن: قهوه و گرانولا

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

زمانی که صحبت از انسان دوستی می شود، شما در صدر جدول قرار دارید. شما نه تنها به دیگران، بلکه به خودتان نیز اهمیت زیادی می دهید. به همین دلیل صبحانه ای را انتخاب می کنید که ارزش غذایی بالایی داشته باشد. از آن جهت که صبحانه مهمترین وعده غذایی هر فرد است، گرانولا برایتان بهترین انتخاب خواهد بود.

 

اسفند: دوتات

 

متولدین ماههای مختلف صبحانه چه بخورند؟ 

شما عاشق زیبایی هستید. از سورپرایز هم لذت می برید و دونات، به این علت که در طعم ها و رنگ های متفاوت موجود است، می تواند شما را کاملا راضی نگه دارد. پس اگر می خواهید روزتان را به شادی آغاز کنید، به نزدیک ترین کافی شاپ خانه تان بروید و یک فنجان قهوه به همراه یک دونات سفارش دهید.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

هرلحظه، بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولدسلامتبهترینومناسبترینبالای یک میلیون و ۳۰۰ هزار معلول در ایران داریم طلاق برای مردان سخت‌تر است یا زنان؟بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد …فال و طالع بینیفهرست اخبار اخبار گوناگون سینما و تئاتر اخبار حوادثبهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد …بهترینومناسبترینبهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد آرمال استاین، کسی که مو بر اندام بچه ها بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولدبهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد چکیده هر فردی ذائقه اخبار صبحانه‌ …بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد وای فای و صبحانه رایگان مهم‌ترین بهترین صبحانه را براساس ماه تولد خودتان بخوریدبهترینصبحانهماهبهترین صبحانه را براساس ماه تولد خودتان بخورید بهترین صبحانه ماه تولد بهترین صبحانه ایرانی، بهترین الگوی صبحانه صبحانه براساس ماه تولدجگر بهترین و های مناسب برای صبحانه آشنایی با بهترین گزینه‌های صبحانه برای دیابتی‌ها …وعده صبحانه بهترین وعده برای افزایش بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد تولد و نام‌گذارى تولد و نام‌گذارى بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه عروس و انتخاب بهترین مدل انتخاب رنگ مناسب لباس بر اساس سال تولد سال چینی رنگ مناسب لباسجدول عناصر و رنگهاطالع ماه تولد حتی اگر ترین قیمت از هرلحظه، بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد سلامتبهترینومناسب عجیب‌ترین و باورنکردنی‌ترین رنگ پوست‌ها در بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد زبان فارسی بهترینومناسبت بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد نویسد و به قول خودش بزرگ ترین و هفت سالگی بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد صبحانهماه تولدانواع صبحانه صبحانهماه تولدانواع صبحانه صبحانهماه تولدانواع صبحانه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه اخبار سلامت صبحانه بهترین صبحانه اخبار سلامت صبحانه بهترین صبحانه اخبار سلامت صبحانه بهترین صبحانه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تیر ماهی ها افرادی قانون مدار و وابسته تیر ماهی ها افرادی قانون مدار و وابسته تیر ماهی ها افرادی قانون مدار و وابسته ماههای مختلف صبحانه چه بخورند ماههای مختلف صبحانه چه بخورند ماههای مختلف صبحانه چه بخورند بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد بهترین و مناسب ترین صبحانه پس بهترین صبحانه که برای شما متولدین ماه دی افرادی بهترین صبحانه را براساس ماه تولد خودتان بخورید بهترینصبحانه بهترین صبحانه را براساس ماه تولد خودتان بخورید بهترین صبحانه ماه تولد بهترین صبحانه ماه بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد دیس میس فال و طالع بینی فهرست اخبار اخبار گوناگون سینما و تئاتر اخبار حوادث بهترین ماه تولد برای ازدواج چیست در مورد خانمها؟ بهترین ماه تولد مناسب ترین زن برای شما متولد اردیبهشت و نا مناسب ترین فرد اخبار صبحانه‌ بهترین و مناسب ترین صبحانه براساس ماه تولد فال ماه تولد طالع بینی ماهانه فال ماه تولددر تحقیقات جدید ثابت شده است که فصل و ماه تولد بر روی آینده کودک تاثیرگذار است و انتخاب رنگ مناسب لباس بر اساس سال تولد سال چینی رنگ مناسب لباسجدول عناصر و رنگهاطالع ماه تولد حتی اگر بهترین راه صبحانه سالم برای فرزند شما کودکصبحانه کودکصبحانه غذای حاضری و توراهی بسیار مناسب بهترین و بدترین


ادامه مطلب ...

استان‌ها باید براساس ظرفیت‌های بومی توسعه یابند

[ad_1]

معاون علمی و فناوری رییس‌جمهوری اعلام کرد: بسیاری از استان‌هایی که با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و بدون در نظر گرفتن الزامات زیست‌محیطی و ظرفیت‌های بومی در مسیر توسعه قرار گرفتند با مشکلات زیادی از جمله آلودگی‌های زیست محیطی و محدودیت منابع مواجه هستند.

سورنا ستاری

به گزارش ایسنا سورنا ستاری در نشست بررسی جایگاه شرکت‌های دانش‌بنیان در اقتصاد مقاومتی در اتاق بازرگانی، صنایع و معادن استان کهگیلویه و بویراحمد اصلاح بنیادین فرهنگی برای شکل‌گیری زیست بوم کارآفرینی را مهمترین ضرورت تحقق اقتصاد دانش‌بنیان استان‌ها عنوان کرد و افزود: باید با فرهنگ سازی مناسب و زیست‌بوم کارآفرینی در استان شکل بگیرد؛ زیرا شکل‌گیری زیست‌ بوم کارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز توسعه اقتصاد دانش بنیان و حل مشکلات استان باشد.

وی با تاکید بر اینکه استان‌ها ‌باید بر اساس ظرفیت‌های ذاتی خود توسعه یابند، خاطر نشان کرد: پیشرفت اقتصاد دانش‌بنیان بر پایه توانمندی ذاتی هر استان‌ و بر بستر زیست‌بوم کارآفرینی فناورانه ممکن می‌شود و امروزه بسیاری از استان‌هایی که با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت اما بدون در نظر گرفتن الزامات زیست‌محیطی و ظرفیت‌های بومی تحت توسعه قرار گرفتند با مشکلات زیادی از جمله آلودگی‌های زیست محیطی، نبود اشتغال و محدودیت منابع مواجه هستند.

ستاری بیش از  1700 عضو هیات علمی و 50 هزار دانشجو را از مزیت‌های استان‌ کهگیلویه و بویراحمد برشمرد و ادامه داد: یکی دیگر از شانش‌های این استان قرار نگرفتن در مسیر توسعه نامتناسب دهه‌های 60 و 70 کشور است. استان‌هایی که در جریان این توسعه صنعتی قرار گرفتند دچار مشکلات گوناگون زیست محیطی، اقتصادی و مهمتر از همه اشتغال هستند.

معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری با بیان اینکه اراده شرکت‌های دانش‌بنیان در حل مشکلات استان زمینه‌ساز تحقق اقتصاد مقاومتی بر پایه اقتصاد دانش‌بنیان است، اظهار کرد: شرکت‌های دانش‌بنیان با اراده جدی ایجاد تحول، می‌توانند پیشرفت استان در عرصه اقتصاد و اشتغال استان را ممکن کنند.

ستاری با بیان اینکه این تلقی که توسعه کارآفرینی در اختیار دولت‌ها است، تصوری نادرست است، یاد آور شد: توسعه کارآفرینی به دست مردم استان محقق می‌شود و دولت‌ها در این مسیر وظیفه دارند با ایجاد زیرساخت و فضای مناسب کارآفرین از طریق شکل دادن زیست‌بوم مناسب آن از این روند حمایت کنند.

جانشین رییس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در استان کهگیلویه و بویر احمد، گونه‌های متنوع گیاهان دارویی و تنوع آب و هوایی کشور در کنار  ظرفیت نیروی انسانی جوان و تحصیل‌کرده را از دیگر مزیت‌های این استان، ذکر کرد و ادامه داد: امروزه در عرصه اقتصادی فروش ماده خام جایگاهی ندارد و با همراه شدن دانشی که از خلاقیت و نوآوری شرکت‌های دانش‌بنیان نشأت می‌گیرد، تا چندین برابر نسبت به ماده خام اولیه ارزش افزوده ایجاد می‌شود. این استان دارای ظرفیت‌های متعددی از جمله تنوع گیاهان دارویی منحصر به‌ فردی است که می‌تواند با آمیخته شدن با نوآوری شرکت‌های دانش‌بنیان، اشتغال پایدار و ارزش افزوده را ایجاد کند.

ستاری حل مشکلات استان بر پایه نوآوری و توجه به ایجاد ارزش افزوده، رسالت اساسی دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها دانست و آمادگی این معاونت برای حمایت از پروژه‌های فناورانه و پژوهشی که با محصول یا خدمت مشکلی از استان را حل ‌کنند اعلام  کرد.

وی اضافه کرد: در حال حاضر بیش از 2 هزار و 700 شرکت‌ دانش‌بنیان در اقتصاد کشور نقش دارند که برخی از آنها شرکت‌های دانش‌بنیانی هستند که در فضایی بسیار کم توانسته‌اند داروهایی تولید کنند که هر ویال آن برابر با 5هزار دلار ارزش افزوده تولید می‌کند.

رییس بنیاد ملی نخبگان با بیان اینکه بزرگترین آسیب برای مخترعان و کارآفرینان ارائه وام و تسهیلات  مالی بدون در نظر گرفتن شرایط بازار و تجاری‌سازی آن است، اظهار کرد: تولید محصول صرفاً بخشی از فعالیت دانش‌بنیان است و بخش اصلی و لازمه موفقیت در این اقتصاد، تجاری‌سازی، در نظر گرفتن شرایط بازار و زمینه تامین نیاز داخلی در عین توجه به صادرات و نیز  مؤلفه‌های مختلف دیگری است که می‌بایست مورد توجه قرار بگیرند.

معاون علمی و فناوری رییس جمهوری با بیان اینکه حمایت صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر باید به عنوان جایگزین اعطای وام و تسهیلات بدون آینده ‌نگری به کمک فعالان نوپای اقتصاد دانش‌بنیان بیایند، افزود: فرهنگ سرمایه‌گذاری خطرپذیر، دارای فرهنگی ریشه دار در عرصه کارآفرینی کشور ما است و به عنوان یک شیوه کارآمد از دیرباز یاری‌کننده توسعه کارآفرینی کشور بوده و امروزه باید با نگاهی متناسب شرایط اقتصادی و با شیوه‌ای نو مبتنی بر زیست‌بوم کارآفرینی در عرصه کارآفرینی نقش‌آفرینی کند.

ستاری با تاکید بر ضرورت آغاز به کار پارک علم و فناوری این استان افزود: زمینه نرم‌افزاری فعالیت پارک علم و فناوری استان باید آغاز شود تا با حمایت و رشد فناوری و نوآوری فعالان در همین استان شکل بگیرد.

وی با اشاره به ضرورت عزم جدی برای تسریع روند توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان کهگیلویه و بویراحمد گفت: با حضور مستمر به صورت ماهانه، تسریع روند توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، تحقق اقتصاد مقاومتی بر مبنای توسعه اقتصاد دانش‌بنیان در این استان پیگیری می‌شود.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط


2 ساعت قبل ... معاون علمی رییسجمهور تاکید کرد: استانها باید براساس ظرفیتهای بومی توسعه یابند. دكتر سورنا ستاري. معاون علمی و فناوری رییسجمهوری اعلام کرد: ...3 ساعت قبل ... معاون علمی و فناوری رییس جمهوری اعلام کرد: بسیاری از استان هایی که با سرمایه گذاری های هنگفت و بدون در نظر گرفت.معاون علمی و فناوری رییس جمهوری اعلام کرد: بسیاری از استان هایی که با سرمایه ... الزامات زیست محیطی و ظرفیت های بومی در مسیر توسعه قرار گرفتند با مشکلات ...2 ساعت قبل ... معاون علمی و فناوری رییس جمهوری اعلام کرد: بسیاری از استان هایی که با سرمایه گذاری های هنگفت و بدون در نظر گرفتن الزامات زیست محیطی و ظرفیت ...2 ساعت قبل ... معاون علمی و فناوری رییس جمهوری اعلام کرد بسیاری از استان هایی که با سرمایه گذاری های ... استانها باید براساس ظرفیتهای بومی توسعه یابند.2 ساعت قبل ... استان ها باید براساس ظرفیت های بومی توسعه یابند. خلاصه خبر. به گزارش ایسنا سورنا ستاری در نشست بررسی جایگاه شرکت های دانش بنیان در ...استانها باید براساس ظرفیتهای بومی توسعه یابند - هدانا | خبرپو.معاون علمی و فناوری رییسجمهوری اعلام کرد: بسیاری از استانهایی که با سرمایهگذاریهای هنگفت و بدون در نظر گرفتن الزامات زیستمحیطی و ظرفیتهای بومی در مسیر ...1 ساعت قبل ... معاون علمی و فناوری رییسجمهوری اعلام کرد: بسیاری از استانهایی که با سرمایهگذاریهای هنگفت و بدون در نظر گرفتن الزامات زیستمحیطی و ظرفیتهای ...3 ساعت قبل ... معاون علمی و فناوری رییسجمهوری در استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: ... اما بدون در نظر گرفتن الزامات زیستمحیطی و ظرفیتهای بومی تحت توسعه قرار گرفتند ... بر اینکه استانها باید بر اساس ظرفیتهای ذاتی خود توسعه یابند گفت: ...


کلماتی برای این موضوع

قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران – آرشیو اخبار استخدام آموزش و پرورش استخدامآرشیواخباراستخدامآموزشآخرین خبر ها استخدام کارگر ساده جهت کار در لوازم خانگی در هرمزگان استخدام برنامه آخرین اخبار استخدامی آموزش و پرورش سال ۹۵ مرجع …آخریناخباراستخدامیمحمد بطحایی‌ معاون توسعه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌و گو با خبرنگار حوزه استخدام سازمان بهزیستی در سال ای استخداماستخدامسازمانبهزیستیاستخدام سازمان بهزیستی برای دریافت اخبار و اطلاع از آگهی های استخدام بانک ها و مدیریت منابع آب در ایران و جهان آکااهمیت آب و آبیاری در کشاورزی بر کسی پوشیده نیستمخصوصا در کشاورزی ایرانآب سر منشاء استخدام سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور …استخدامسازمانآموزشفنیو۲۸ شهریور ۹۵ – لزوم شناسایی ظرفیت‌های مؤثر در ایجاد اشتغال در شهرستان‌ها خبرگزاری جزیره قشم معرفی جاذبه های گردشگری ایرانجزیرهقشمقشم افزون بر هزار جمعیت بومی دارد که در آبادی و پنج شهر بزرگ و کوچک قشم ، درگهان استخدام سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در سال …استخدامسازمانثبتاسناداستخدام سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سال ۹۴ برای مشاهده تجربیات کاربران در زمینه تالشان نیوزشهید کلاه چرمینه تالشان سپه سالار دولت صفوی ایران فرمانده لشکر شاه اسمعیل صفوی با اخبار امروز خبرگزاری فارس اخبار،آخرین خبرها،خبر فوریثبت نام هزار زائر اربعینی گیلان در سایت سماح سازمان رسانه ای هنری اوج همکاری با میل استان جیرفت به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دقیانوسیکی از افتخارات جنوب کرمان شهید حمید رضا رهبری استان شدن سبزوار ، نیشابور و تربت حیدریه با رمز …چنین است که امروز مشاهده می کنیم شهرهای بزرگی چون سبزوار ، تربت حیدریه و نیشابور و اخبار آموزش و پرورش تمدید زمان ثبت نام آزمون سراسری به سوی فهم قرآن زمان ثبت نام در آزمون سراسری به سوی مازندشورا مدیریت شهری و شوراهای اسلامی استان … واحد در سوادکوه تسهیلات رونق تولید دریافت کردند طرح های دانش بنیان بامزیت بومی صدای مردم مجله اینترنتی اسرارنامهبا سلام متن زیر نوشته شده توسسط دهیار مظفرآباد است در صورت امکان ان را پخش کنید


ادامه مطلب ...

بازی درمانی براساس روش رفتارگرایی با کودکان

[ad_1]

رفتار درمانی یکی از امیدوار کننده‌ترین تحولات برای درمان مشکلات کودکان اســت. (1) این تکنیک می‌تواند به بهترین وجه در محل مسکونی جایی که شرایط برای یادگیری قابل کنترل‌تر باشد مورد استفاده قرار گیرد. این تکنیک در مورد هر دو نوع درمان، چه آن‌هایی که درصدد بوجود آوردن الگوی رفتاری مطلوب با استفاده از عامل تقویت هستند و چه درمان‌هایی که درصدد خاموش سازی رفتار نامطلوب هستند، به کار برده می‌شود. بسیاری از مشکلات هیجانی کودکان به صورت دوره‌ای اســت. مانند بی‌اختیاری ادرار- بی‌اختیاری مدفوع، بی‌اشتهایی، دزدی، گریز از مدرسه و ترس مرضی از مدرسه که اغلب در طول دیدار هفتگی از مراکز مشاوره کودک ظاهر نمی‌گردد و به همین دلیل نیز نمی‌توان به طور مستقیم روی آن‌ها کار کرد. هر چند گزارشاتی وجود دارد از مشکلاتی مانند هراس از حشره (منبع 1)، و هراس از مدرسه (منبع 3) و دیگر رفتارهای دوره‌ای که به طور موفقیت‌آمیزی در کلینیک‌های سرپایی مورد درمان قرار گرفته‌اند. به نظر می‌رسد آن علایم رفتاری که مستمرتر وجود دارد مانند فعالیت زیاد، تیک، خجالتی بودن در کلینیک‌ها نیز مانند خانه و مدرسه خود را ظاهر می‌نماید و بنابراین درمانگر فرصت می‌یابد که به طور مستقیم بعضی از فرم‌های شرطی شدن را در مورد آن‌ها به کار گیرد. از آنجایی که بسیاری از کودکان به خاطر آشفتگی‌های هیجانی خود شانس مراجعه به بیمارستان را ندارند، بعضی از کلینیک‌ها برای بسیاری از درمان‌ها به مادران و معلمان تکیه می‌کنند. تعداد زیادی کلینیک‌های مشاوره کودک وجود دارد که شیوه انحرافی را در درمان به کار می‌برند و هرگز نظر خود را مستقیماً متوجه نشانه‌ها و علایم نمی‌کنند. آن‌ها انتظار دارند که از طریق درمان کل شخصیت، بهبود خویشتن پنداری (2) مریض و یا تقویت خود (3) او به نتیجه برسند. و بر رشد این نکته تکیه می‌کنند که کودک قادر به حل مشکلاتی که سبب آمدن او به کلینیک شده اســت بشود.
کلینیک‌هایی که سعی می‌کنند مشکلات کودکان را به طور مستقیم از طریق یادگیری عامل (4) درمان نمایند، نیاز فراوانی به رشد و توسعه تکنیک‌هایی دارند تا به وسیله‌ی آن بتوانند به والدین و معلمانی که دعوت به همکاری شده‌اند کمک نمایند؛ تا آن‌ها نیز بتوانند رفتار درمانی با کودکان را که طرح‌ریزی و شروع آن در کلینیک‌ها بوده اســت ادامه دهند. معدودی از تجربیات اخیر در درمان گزارش شده اســت. این تجربیات در مورد والدینی اســت که در خانه عمل شرطی شدن فرموله شده را در مورد کودک انجام داده‌اند. (منبع 4 و 5 و 2) اما در مورد آموزشی که این والدین برای انجام این کار دیده‌اند، کمتر صحبت شده اســت. این مقاله براساس دو تجربه‌ای اســت که در کلینیک سنتی راهنمایی کودک این نوع فعالیت‌ها را به والدین می‌آموزد.
بسیاری از مشکلاتی که به کلینیک‌ها ارجاع داده می‌شود، در مورد عدم توانایی والدین و کودک جهت ایجاد رابطه با یکدیگر اســت. روش متداول برخورد با این وضعیت، ملاقات هر یک به تنهایی اســت. دیدن کودک برای مطالعه تشخیصی و بعد از آن احتمالاً بازی درمانی و دیدن والدین برای مشاوره یا درمان. این یک روند تربیتی برای والدین و کودک اســت که هر یک در مورد افکار، احساسات و طرز عمل خود اطلاعات بیشتری بدست آورند. کاربرد این دانش و مهارت در منزل و یادگیری چگونگی سازگاری با یکدیگر به خود اعضای خانواده واگذار می‌گردد. آن‌ها باید آنچه را که جداگانه در کلینیک باد گرفته‌اند، در مورد یکدیگر به کار برند.
بسیاری از والدین از این شکایت دارند که دستیابی به این کار بسیار مشکل اســت. آنچه که آن‌ها بدان نیاز دارند، تنها سرپرستی از راه دور نیست، بلکه یک تجربه واقعی تحت یک سرپرستی مستقیم اســت. آن‌ها احتیاج دارند، آنچه را که می‌بایست در خانه انجام دهند، قبلاً در کلینیک تمرین نموده باشند. همان‌طوری که یک مادر می‌گوید: «در اینجا زمانی که با تو صحبت می‌کنم، همیشه می‌دانم که در منزل می‌بایست چکار می‌کردم. اما در منزل و در داخل آشپزخانه، همان جایی که دارد حادثه‌ای اتفاق می‌افتد من به تو نیاز دارم.» او راست می‌گوید. میان تئوری و عمل و میان یک وضع خطرناک و یک مسأله کوچک تفاوت وجود دارد. بحث و گفتگو در مورد وضعیت مربوط به گذشته در دفتر کلینیک تنها یک راه حل کلامی ارائه می‌دهد. در یک وضع خطرناک، از یک نفر خواسته شد که بلافاصله کاری در این مورد انجام دهد، راه حل آن کاملاً مشخص و آن نوعی اقدام عملی اســت. به یکی می‌توان به عنوان یک بحران آشکار در زندگی نگاه کرد و به دیگری به عنوان تنها یک بحث داخل کلینیک، حال تا چه حد این مطلب می‌تواند مربوط و بجا باشد.
به دلیل تفاوت بین تئوری و عمل و دانش و کردار، ما روش جدیدی را تجربه کرده‌ایم و آن این اســت که هم والدین و هم کودک، رفتاری را که از آن‌ها انتظار می‌رود در خانه انجام دهند، در کلینیک و تحت سرپرستی فردی متخصص تجربه کنند. بعد از مقداری بحث مقدماتی بر اساس اهداف و روش‌های ما، کودک و والدین هردو به اتاق بازی درمانی هدایت می‌شوند. در جلسات اولیه والدین تنها یک تماشاگر بوده و آنچه را که کودک و درمانگر انجام می‌دادند، نظاره می‌کردند. بزودی والدین شروع به شرکت در فعالیت نمودند و تعامل سه جانبه را ایجاد نمودند.
در حالی که این روند به خوبی ادامه داشت، درمانگر شروع به کناره‌گیری از فعالیت نمود تا بدانجا که به صورت یک تماشاچی درآمد و والدین و کودک جهت تعامل با یکدیگر تنها گذاشته شدند. تنها در مواقع غیرطبیعی درمانگر در فعالیت شرکت می‌کرد.
درمانگر بعد از هر جلسه، کنفرانسی با والدین داشت، اولین قسمت بحث در مورد فعالیت اتاق بازی بود. احساسات و فعالیت‌ها چه معنایی داشتند و چگونه می‌توان در آینده به بهترین وجه از عهده آن‌ها برآمد. دومین قسمت کنفرانس مربوط به فعالیت‌های داخل خانه و مدرسه بود که به نظر مناسب و مهم می‌رسید. این روش به والدین و کودک فرصت تمرین و تجربه (در مورد هر آنچه که برای یادگیری آن آمده بودند) را داد و ثابت کرد که کاملاً مؤثر بوده اســت. درمان سارا (5)، شش ساله، نمونه‌ای از این نوع درمان اســت.
والدین سارا او را به کلینیک آوردند، زیرا با او رابطه بدی پیدا کرده بودند و اعمال سارا آن قدر آزاردهنده و ناامیدکننده بود که مادرش از تنبیه او خودداری می‌کرد، زیرا می‌ترسید که از کوره دربرود و به او آسیب برساند. سارا از زمان طفولیت یک کودک دشوار بود. نفس خود را حبس و اوقات تلخی می‌کرد. بچه‌ای درشت و قوی بود و برای پیش بردن کارش از زور استفاده می‌کرد. او با برادر و خواهر بزرگتر از خود معمولاً دعوا کرده و بی‌اجازه وارد اتاق آن‌ها می‌شده و اسباب بازی‌های آن‌ها را از بین می‌برد. سارا دندان‌های خود را به هم می‌فشرد و رختخواب خود را خیس می‌نمود. او از توجه مادرش به دیگر اعضای خانواده آزرده بود. در مواقع دیگر به خصوص هنگام مواجهه با غریبه‌ها لباس مسخره‌ای می‌پوشید، پوزخند ناراحت کننده‌ای می‌زد، ساکت بود و مقاومت می‌کرد و درباره خودش و یا فعالیت‌هایش صحبتی نمی‌کرد. سارا در مدرسه خیلی خوب رفتار می‌کرد. با دیگر بچه‌ها به خوبی کنار می‌آمد. کارهایش را آگاهانه انجام می‌داد. از معلم اطاعت کرده، برایش علاقه و احترام خاصی قایل بود.
از آنجا که او در مدرسه دختر ایده آلی بود و تنها در منزل و با نزدیکانش رفتار نامناسبی داشت، کاملاً آشکار بود که مشکل او به مجموعه خانواده و رفتار آن‌ها با کودک مربوط می‌شود. ظاهراً کارهای عجیب و مضحکش توسط دیگران با مزه تلقی می‌گردید و سبب شادی دیگران می‌شد تا اینکه آن‌قدر بزرگ و قدرتمند گردید که خواهرانش را اذیت می‌کرد و رفتار با او مشکل شد. کوشش‌هایی که برای منضبط کردن او صورت می‌گرفت، با شکست مواجه می‌گردید و به علت ناراحتی که خواهران و والدینش برای او ایجاد نموده بودند، امکان داشت که او همچنان به راه خود ادامه دهد.
مادر سارا زن شایسته و لایقی بود. او به خوبی با شوهر و بچه‌هایش کنار می‌آمد و زندگی اجتماعی مناسبی داشت و در فعالیت‌های کلیسا و امور مدرسه و پیش آهنگی دختران مسئولیت‌هایی را به عهده داشت.
سارا در طول جلسات اولیه درمان، در مورد مادرش منفی باف و پرخاشگر بود. مادر ابتدا برای ارتباط با دخترش بی‌میل به نظر می‌رسید و برای واکنش نشان دادن به رفتار دخترش که معمولاً ریاست طلب، آشوبگر و پرخاشگر بود سردرگم بود. هر یک از آن‌ها مخالفت خود را نسبت به دیگری از راه‌های مختلفی ابراز می‌داشت.
درمان سارا مثالی اســت از تقویت ساده رفتار مطلوب و خاموش‌سازی رفتار نامطلوب به وسیله فقدان تقویت. طغیان خشونت‌آمیز، گستاخی، داد و فریادهایش و حالت‌های تهاجمی او در منزل تحمل می‌گردید. حالا دیگر والدینش او را به خاطر انجام این کارها محکوم و تنبیه نمی‌کردند. سارا متوجه شد که رفتار نامطلوبش هیچگونه واکنش قابل ملاحظه‌ای را ایجاد ننمود؛ در حالی که همکاری، معاشرت و رفتار دوستانه و از سوی دیگر شفاهاً مورد توجه قرار می‌گرفت، و از طریق رفتارهای باز همچون مشارکت در فعالیت‌هایش و ابراز خرسندی تشویق می‌گردید.
در ابتدا زمانی که به نظر می‌رسید رفتارش دیگر اثر قبلی خود را ندارد، بهت زده بود، زود عصبانی می‌شد، گریه می‌کرد، خود را مخفی می‌نمود و به والدینش به سختی پرخاش می‌کرد بالأخره رفتار ناسازگار او کمتر شد، زیرا دیگر نمی‌توانست توجه والدین را جلب نماید و رفتار مطلوب او به دلیل پاداش گرفتن بیشتر می‌شد. سارا در مواقع مختلف به حقه‌های قدیمی جهت جلب توجه متوسل می‌گردید، اما وقتی که به طور متوالی شکست می‌خورد، همه‌ی آن‌ها را رها می‌کرد. او متوجه شد که تنها زمانی می‌تواند جلب توجه نماید که رفتار مطلوب نشان دهد.
والدین او ابتدا نمی‌توانستند این برنامه را در خانه، برای معالجه دخترشان دنبال کنند. زیرا که تصور می‌کردند این کار خلاف عقل اســت. آن‌ها این‌طور اعتقاد داشتند که به رفتار خوب باید پاداش داد و در مقابل رفتار بد باید واکنش تند نشان داد. آن‌ها متوجه نبودند که ناآگاهان به رفتار ضد اجتماعی دخترشان از طریق برچسب زدن، تنبیه نمودن و یا نشان دادن عدم موافقت خود کمک می‌کردند. بنابراین بدیهی بود که دخترشان آن‌ها را ناراحت و مأیوس نماید. آن‌ها چون اعتقاد داشتند که این کار خلاف عقل اســت، لذا می‌بایست به طور مستمر با او رفتار درمانی را تمرین می‌کردند تا این کار برای آن‌ها طبیعی شود و در این مرحله بود که آن‌ها کمک درمانگر بودند.
پرونده‌ی سارا بعد از 9 ماه بسته شد. او بسیاری از رفتارهای آزاردهنده‌ی خود را دیگر انجام نمی‌داد و به فردی رام و خوشحال تبدیل شده بود که همکاری می‌کرد. زندگی در داخل خانه به طور قابل ملاحظه‌ای بهتر شد و والدین احساس می‌کردند که حالا دیگر آن‌ها می‌توانند در منزل با دخترشان بدون دریافت هیچ کمکی کنار بیایند. به این نکته اشاره می‌کنیم که تقریباً در یک سوم جلسات درمان، پدر با دخترش همراه بود و همه خواهرها در اوقات مختلف برای تعامل با سارا به اتاق بازی آمده بودند.
به نظر می‌رسد این فرم مستقیم درمان، برای خانواده‌هایی که ارتباط و همدلی بین آن‌ها ضعیف اســت و همچنین ممکن اســت برای موارد آشفته‌تری که انواع مختلف مشکلات در آن واحد وجود دارد، یک ایده‌آل باشد. در زیر مورد پیچیده‌ی دیگری را مطرح می‌کنیم.
«مایک» (6) پسر هشت ساله لاغراندام و رنگ پریده‌ای بود که سریع و پرهیاهو صحبت می‌کرد؛ به گونه‌ای که نامفهوم به نظر می‌رسید. او بسیار پرجنب و جوش، ناآرام، هردمی، بی‌طاقت و مضطرب همراه با علامت تیک در صورتش بود. او بسیار باهوش اما در مدرسه ناموفق بود.
مایک ابتدا به دلیل ناسازگاری در منزل به کلینیک ارجاع داده شد. او با سه خواهرش بدرفتاری می‌کرد؛ یکی را از تاب هل داد، دیگری را به ته استخر فرو برد و سومی را از روی دوچرخه به پایین انداخت. با حیوانات بی‌رحمانه رفتار می‌کرد و خسارات قابل ملاحظه‌ای در اطراف خانه بوجود آورد. پزشکان قانع شده بودند که او از ضایعه‌ی مغزی رنج می‌برد. یک روان‌شناس او را به عنوان فردی دارای وسواس فکری، عملی (7) توصیف کرد و یک روانپزشک مشکل او را به عنوان حالت خود مرزی (8) با ویژگی سایکوتیک تشخیص داد.
طرح ما شامل ملاقات با مادر و پسر در داخل کلینیک برای مدت 15 دقیقه بود تا در مورد رفتارش در خلال هفته گذشته در منزل صحبت شود. سپس به مدت چهل و پنج دقیقه با یکدیگر در بازی درمانی عملی شرکت می‌کردند و در آخر یک کنفرانس سی دقیقه‌ای با مادر برگزار می‌گردید که در این مدت مایک در اتاق انتظار منتظر نشسته بود. مادر، زنی پرانرژی و کاردان بود که بلافاصله در بازی شرکت کرد و بزودی قادر شد که جلسات بازی را بدون کمک سپری نماید. درمانگر کناری ایستاده و تماشا می‌کرد. در فرصتی که از او خواسته می‌شد به بازی ملحق می‌گردید و یا حتی گاهگاهی اتاق بازی را ترک می‌کرد. زمانی که «مایک» به گونه‌ای مورد پسند رفتار می‌نمود، مادرش مشتاقانه در فعالیت شرکت می‌کرد. زمانی که «مایک» قوانین را می‌شکست، آن وقت مادر همان‌طوری که برنامه‌ریزی شده بود پسرش را نادیده می‌گرفت، سیگاری روشن می‌کرد، پشتش را به او کرده، با درمانگر مشغول صحبت می‌شد، با درمانگر بازی می‌کرد و یا برنامه خاصی را برای خود ترتیب می‌داد. بنابراین تنها رفتار مورد پسند اجتماعی تقویت می‌گردید. این کار سبب عکس‌العمل کلامی خشونت‌آمیز انتقاد و جلسات پرهیاهویی می‌شد. بتدریج او آموخت که به گونه‌ای رفتار نماید که موافقت و مشارکت مادرش را بدست آورد. گاهی درمانگر در مورد فعالیت‌های در حال پیشرفت اظهارنظر می‌کرد و مفهوم فعالیت‌های بازی را منعکس می‌نمود.
«مایک» در اتاق بازی سعی نمود که تقلب کند، به میل خود مقررات را تغییر دهد، موافقت‌های قبلی خود را انکار نماید و محدوده را از طریق مختلف امتحان نماید و مادرش را طوری رهبری کند که او مانند یک مستخدم اوامرش را انجام دهد. او همیشه مایل بود که راه خودش را برود و بازی و فعالیت دلخواهش را انتخاب نماید. این رفتار بسیار شبیه به رفتارش در خانه بود. زمانی این رفتار نمایشی فروکش کرد و او قادر بود که در بازی برای مدت زمان طولانی همکاری کند. او به مادر خود بیشتر به عنوان یک شریک نگاه می‌کرد، نه یکی از والدین. او را دوست صدا می‌زد و به طور کامل از جلسات لذت می‌برد.
در طول بعضی از جلسات، پدر به جای مادر می‌آمد و همان روش مورد استفاده قرار می‌گرفت. به مناسبت‌های مختلف خواهران نیز هریک به تنهایی به اتاق بازی آورده می‌شدند. کاملاً آشکار بود که دختران به خودشان به عنوان کودکان انتخاب شده و به «مایک» به عنوان گوسفند سیاه خانواده نگاه می‌کردند. نگرش خشمگینانه آن‌ها در مقابل بدرفتاری مایک در اتاق بازی سهم بسزایی داشت. درست همان‌گونه که در خانه انجام می‌شد.
درمان بعد از بیست جلسه پایان یافت، زیرا درمانگر تصمیم داشت که کلینیک را ترک نماید مایک خیلی بهتر شده بود، خصومت او به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته بود و احساسات او به صورت راه‌های مورد پسند اجتماع بیان می‌گردید. اذیت او نیز کمتر شده بود و در منزل آرام بود. احساسات خود را با حالت اعتدال بیان می‌نمود، و از خود و وسایلش بهتر مواظبت می‌کرد. با وجود اینکه معلم او زیاد دلسوز نبود، در مدرسه نیز پیشرفت نمود.
والدین او نیز از نظر عاطفی آرامش بیشتری پیدا کردند. به خاطر تشخیص ضایعه مغزی در«مایک»، آن‌ها عصبی و مضطرب بودند و قادر نبودند که یک موضع قوی اتخاذ کرده، یا مقررات را اجرا نمایند. وقتی که گفتیم بیشتر مشکلات «مایک» روانی و نتیجه یادگیری اشتباه اســت، آن‌ها کاملاً تسلی یافتند. این حقه او (که هنگامی که با تهدید تنبیه شدن مواجه می‌شد صورت خود را مثل مرده رنگ پریده می‌کرد) در واقع یک شیوه آموخته شده بود تا یک عارضه مغزی، و همان‌طور که پیش‌بینی می‌کردیم از بین رفت.
«مایک» در پرتو پیشرفت‌های قابل توجه‌ای که داشت، به نظر می‌رسید اگر چنانچه درمان ادامه می‌یافت، او بسیاری از اشتباهاتش را از یاد می‌برد و پسر بسیار مقبولی می‌گشت.

خلاصه و نتیجه

از آنجا که هیچ‌کس نمی‌تواند از متغیرها در کلینیک آن‌گونه که در لابراتوار حیوانات صورت می‌گیرد کنترل دقیقی به عمل آورد، باید اعتراف کرد که به جز رفتار عملی عوامل بسیاری در محل کار وجود دارد؛ درست شبیه آنچه که در هر کلینیک سرپایی در مورد هر نوع درمان می‌تواند وجود داشته باشد. این روش درمان با روش‌های دیگر از دو جهت متفاوت اســت:
(1) شرطی شدن عامل (9) تکنیک اصلی مورد استفاده اســت (منبع 2) والدین اکثر شرطی شدن‌های لازم برای درمان را انجام می‌دهند.
نمونه‌ی سارا و مایک به منظور نشان دادن این نکته ذکر گردید که در رفتار درمانی، به معنای دقیق یا نزدیک به آن، لازم اســت که والدین و معلمان مواردی را که درمانگر تجویز می‌کند انجام دهند که در این رابطه برای آماده‌سازی آن‌ها تجربه مستقیم یا آموزش مفید می‌باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1- مقاله‌ای از Salvatore Russo
2- Selfconcept
3- Ego
4- Operant learning
5- Sarah
6- Mike
7- Obsessive Compulsive
8- Borderline ego State

کتابنامه :
1. Eysenck, H. J., and Rachman, S. The application of learning theory to child psychiatry. 1963, in press.
2. Lovibond, S. H. The mechanism of conditioning treatment of enuresis. Behav Res Ther, 1963, 1, 17-21.
3. Talbot, M. Panic in school phobia. Am J Orthopsychiat, 1957, 27, 286-295.
4. White, J. G. The use of learning theory in the psychological treatment of children. J. Clin Psychol, 1957, 15, 229-233.
5. Williams, C. D. The elimination of tantrum behavior by extinction procedures: Case report. J Abnorm (Soc) Psychol, 1959, 59, 269.

منبع مقاله :
لندرث، گاری.ل؛ (1390)، بازی درمانی (دینامیسم مشاوره با کودکان)، ترجمه‌ی خدیجه آرین، تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ نهم

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط




کلماتی برای این موضوع

وبلاگ روانشناسی شفای درون آشنائی با …وبلاگ روانشناسی شفای درون آشنائی با روانشناسان بزرگ جهان وبلاگ روانشناسی شفای درونپژوهشی مقالات علمی مواد درسی پایه اول تعداد صحفه پایه دوم تعداد صحفه پایه سوم تعداد صحفه پایه چهارم کارل راجرز کارل رانسوم راجرز پدر جنبش استعدادهای بالقوه بشر و یکی از سه روان – د رمانگر معتبر و فلسفه کودک صفحه کارگروهی ارسال مطالب آموزش …کارشناسان تعلیم و تربیت بر این باورند که آشناسازی کودکان با تفکر می‌تواند تأثیرات عشق ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزادعشقعشق از مسائل بنیادین عرفان و تصوف اسلامی است، چندانکه بدون در نظر گرفتن آن، عرفان و علل خودکشی مردان و زنان جامعه شناسی خودکشی کیورد خودکشی ، علل خودکشی ، آمار خودکشی ، ، خودکشی زنان ، جامعه شناسی خودکشی


ادامه مطلب ...

تکنیک بازی براساس نظریه روانکاوی

[ad_1]

در این مقاله اجمالاً رئوس مطالبی که بدان وسیله تکنیک بازی براساس نظریه روانکاوی رشد و توسعه یافت، به اختصار ذکر می‌گردد. (1) در سال 1919 زمانی که من کار خود را با اولین مورد شروع نمودم، معدودی کار روانکاوی با کودکان انجام گرفته بود، بخصوص توسط خانم دکتر هلموث (2). البته او عهده‌دار روانکاوی با کودکان زیر شش سال نبود، گرچه از نقاشی و گاهی بازی به عنوان وسیله استفاده می‌کرد، اما آن‌ها را به عنوان تکنیک بخصوصی رشد و توسعه نداده بود.
زمانی که کار خود را شروع نمودم، اصلی وجود داشت که بر آن اساس تعبیر و تفسیر (3) می‌بایست به دقت انجام می‌گرفت. گرچه روانکاوان سعی در کشف ناخودآگاه داشتند اما به استثنای معدودی بقیه عمیقاً به درون آن نفوذ نکردند. همه‌ی این موارد به ویژه در مورد کودکان نیز به کار گرفته شد. بعلاوه در آن زمان و سال‌های بعد از آن تنها کودکان دوره‌ی نهفتگی (4) به بعد برای روانکاوی مناسب تشخیص داده می‌شدند.

توسعه تکنیک بازی براساس نظریه روانکاوی

اولین بیمار من یک پسر پنج ساله بود که او را با نام فریتز (5) در اولین مقاله منتشره خود معرفی نمودم، (منبع 3) فکر کردم برای شروع بهتر اســت از نفوذ مادرش استفاده کنم. پیشنهاد کردم که مادر، کودک را تشویق کند که آزادانه با او بسیاری از سؤالات بیان نشده را که به طور وضوح در قسمت عقب ذهنش وجود داشت و مانع از رشد عقلانی او می‌گردید، در میان بگذارد. این کار اثر خوبی داشت. اما مشکلات نوروتیک (روان رنجوری) او کاملاً برطرف نگشت و بزودی تصمیم گرفته شد که او را روانکاوی نمایم. برای این کار از بعضی از مقرراتی که تاکنون وجود داشت سرپیچی نمودم. بر این اساس من آنچه را در مورد مطالبی که کودک به من ارائه می‌کرد، ضروری تشخیص می‌دادم، تعبیر و تفسیر می‌کردم. اضطراب‌ها و دفاع‌های کودک در مورد آن مطالب توجه مرا جلب نمود.
درمان در منزل کودک و با اسباب بازی‌های او انجام گرفت. تجزیه و تحلیل (6) شروع تکنیک بازی در روانکاوی اســت. «فریتز» خیالبافی‌ها، اضطراب‌ها و دفاع‌های خود را عمدتاً توسط بازی بیان داشت و من هم به طور مداوم پیش آگاه (7) و ناخودآگاه (8) او را برایش تعبیر و تفسیر می‌کردم، با این امید که مطالب بیشتری در بازی او آشکار خواهد شد. باید اذعان کرد که من عمدتاً از روش تعبیر و تفسیر در مورد این بیمار استفاده کرده‌ام و این کار وجه مشخصه تکنیک من اســت. این شیوه مطابق با اصول بنیادی روانکاوی یعنی تداعی آزاد (9) اســت. در تعبیر و تفسیر نه فقط دنیای کودک، بلکه حرکات او با اسباب بازی‌هایش نیز، این اصل اساسی را به کار بردم. بازی و فعالیت‌های مختلف کودک و در حقیقت تمام رفتارش وسیله‌ای اســت برای بیان آن چیزی که بزرگترها غالباً آن را توسط کلمات عرضه می‌دارند. ضمناً من از ابتدا توسط دو اصل روانکاوی هدایت شدم؛ یکی کشف ناخودآگاه به عنوان وظیفه‌ی اصلی جریان روانکاوی و دیگر تحلیل پدیده انتقال (10) به عنوان وسیله‌ی دستیابی بدان. در اینجا به یکی از کشفیات بنیادی فروید اشاره می‌کنم و آن این اســت که مریض، تجربیات و احساسات و افکار خود را ابتدا در ارتباط با والدین و سپس در ارتباط با افراد دیگر به درمانگر منتقل می‌کند و با تجزیه و تحلیل این انتقال، بخش ناخودآگاه ذهن و همچنین گذشته فرد کشف می‌گردد.
بین سال‌های 1920 و 1923 ضمن کار با جمع دیگری از کودکان تجربیات بیشتری بدست آوردم. اما گام نهایی در توسعه تکنیک بازی، درمان یک دختر بچه دوسال و نه ماهه بود که در سال 1923 او را روانکاوی نمودم. من در کتاب خود به نام روانکاوی کودکان (منبع 7) جزئیاتی در مورد این کودک تحت نام ریتا (11) بیان نمودم. ریتا از وحشت شبانه و ترس مرضی از حیوانات رنج می‌برد. او در مورد مادرش بسیار دمدمی مزاج بود. گاهی چنان به مادر خود می‌چسبید که به سختی می‌شد او را جدا کرد. او اختلال روانی مشخصی از نوع وسواس داشت. گاه بسیار افسرده می‌گشت و از بازی خودداری می‌کرد و ناتوانی او برای تحمل درماندگی سبب بوجود آمدن مشکلات فزاینده‌ای گشت. نگران بودم که آیا می‌توانم از عهده‌ی این مورد برآیم، زیرا تجزیه و تحلیل یک بچه کوچک تجربه کاملاً جدیدی بود.
اولین جلسه نگرانی مرا تأیید کرد. زمانی که ریتا در مهد کودک با من تنها گذاشته شد، بلافاصله علائمی را نشان داد که از آن‌ها به عنوان انتقال منفی برداشت کردم. او ساکت و مشتاق بود و بلافاصله از من درخواست کرد که به باغ برویم. موافقت کردم و با او بیرون رفتیم. برای مادر و عمه‌ی کودک که مراقب ما بودند این کار به عنوان نشانه‌ای از شکست تلقی گردید. وقتی که بعد از گذشت ده یا پانزده دقیقه به مهد کودک مراجعه کردیم، آن‌ها از اینکه دیدند ریتا نسبت به من کاملاً دوستانه رفتار می‌کند بسیار تعجب کردند. در توضیح این تغییر رفتار باید گفت که زمانی که ما از مهد کودک خارج شدیم من انتقال منفی (12) او را از میان مطالبی که گفت و این واقعیت که او کمتر می‌ترسید تجزیه و تحلیل کردم (این کار خلاف روش متداول بود). وقتی که صریح و بی‌پرده صحبت می‌کردیم، به این نتیجه رسیدم که ممکن اســت او بخصوص از این ترسی داشته باشد که من در حالی که با او در اتاق تنها هستم، آسیبی به او وارد سازم. آن را تعبیر و تفسیر نمودم و به وحشت شبانه او اشاره کردم. من ظن او را نسبت به خودم به عنوان یک دشمن ناشناس به ترس او ارتباط دادم. ترس از یک زن بد که شب‌ها وقتی که در اتاق تنهاست به او حمله می‌کند. چند دقیقه بعد از این تعبیر و تفسیر پیشنهاد نمودم که به مهد کودک برگردیم و او در حالی که آماده بود موافقت کرد. همان‌طور که گفتم خودداری ریتا از بازی کردن مشخص بود. او هر کاری را به سختی شروع می‌کرد. لباس عروسک خود را با وسواس درمی‌آورد و دوباره می‌پوشاند. به زودی متوجه شدم اضطرابی در پشت وسواس او وجود دارد. آن‌ها را تعبیر و تفسیر نمودم. مورد ریتا عقیده در حال رشد مرا نیرومندتر ساخت؛ اینکه پیش شرط روانکاوی کودک این اســت که خیالبافی‌ها، احساسات، اضطراب‌ها و تجربیات بیان شده توسط بازی را درک و تعبیر و تفسیر نماییم و چنانچه از بازی کردن خودداری ورزید، علت‌های خودداری، درک و تعبیر و تفسیر شود.
به عنوان مثال در مورد فریتز من عهده‌دار تجزیه و تحلیل او در منزل به وسیله اسباب بازی‌های خود کودک شدم. اما در طول مدت درمان که تنها چند ماه به طول انجامید متوجه گردیدم که روانکاوی نباید در منزل کودک انجام شود، زیرا که پی بردم گرچه فریتز نیاز فراوانی به کمک داشت و والدین او تصمیم گرفته بودند که من روانکاوی را در مورد او امتحان کنم، اما نگرش مادر در مورد من بسیار دمدمی و جوّ درمان کاملاً خصومت‌آمیز بود. مهمتر از آن دریافتم که موقعیت انتقال (یعنی ستون فقرات جریان روانکاوی) تنها زمانی می‌تواند ایجاد گردد و ادامه یابد که بیمار احساس کند، اتاق مشاوره یا اتاق بازی یا در واقع تمام این تجزیه و تحلیل‌ها چیزی جدای از زندگی معمولی او در خانه اســت. تحت چنین شرایطی او قادر خواهد بود بر مقاومت‌های خود غلبه کند؛ مقاومت در برابر تجربه اندوختن و بیان افکار، احساسات و آرزوهایی که مرسوم نیست. احساس می‌شد که در مورد کودکان این کار مغایر با آن چیزی بود که تصور می‌کردند.
در سال 1923 نیز مشاهدات بیشتری در مورد روانکاوی یک دختر هفت ساله انجام دادم. مشکلات نوروتیک او ظاهراً جدی نبود، اما والدین او برای مدتی نگران رشد عقلانی او شده بودند. او مطابق با گروه سنی خود رفتار نمی‌کرد. مدرسه را دوست نداشت و گاهی از رفتن به مدرسه طفره می‌رفت. از زمانی که مدرسه را شروع کرد، ارتباط او با مادرش که قبلاً بسیار گرم و صمیمی بود تغییر یافت. او محتاط و ساکت شده بود. من چندین جلسه را با او بدون اینکه ارتباط زیادی داشته باشیم سپری نمودم. برایم روشن گردید که او مدرسه را دوست ندارد. از میان آنچه که او با کم‌رویی بیان داشت و همچنین دیگر نشانه‌ها، قادر گردیدم که مقداری تعبیر و تفسیر انجام دهم، که خود موجب بیان مطالب بیشتری شد. اما احساس می‌کردم که از این طریق مطالب زیادی بدست نخواهم آورد.
در جلسه‌ای دیگر زمانی که مجدداً بی‌توجهی و کناره‌گیری را در کودک مشاهده کردم، به او گفتم که زود برمی‌گردم. و او را تنها گذاشتم. به مهد کودک بچه‌های خودم رفتم، چند اسباب بازی را جمع آوری کردم که شامل چند آدمک، چند آجر و یک قطار بود. همه را در یک جعبه گذاشتم و نزد بیمار بردم، او که علاقمند به نقاشی و دیگر فعالیت‌ها نبود به اسباب بازی‌های کوچک علاقمند گردید و بلافاصله شروع به بازی کرد. از طریق بازی او متوجه گردیدم که یکی از آدمک‌ها معرف خود او و دیگری معرف پسر بچه کوچکی اســت که همکلاسی او می‌باشد، که البته قبلاً چیزهایی در مورد او شنیده بودم. به نظر می‌رسید که در فعالیت‌های این دو آدمک چیز اسرارآمیزی وجود دارد. دیگر آدمک‌ها به خاطر مراقبت و مداخله در بازی مورد خشم قرار گرفته و به کناری گذاشته شدند. در بازی این دو آدمک اتفاقاتی نظیر افتادن و تصادف با ماشین وجود داشت. این کار همراه با علایمی از اضطراب تکرار می‌گردید. در این لحظه من با استناد به جزئیات بازی او که بنظر می‌رسید فعالیت جنسی بین او و دوستش اتفاق افتاده اســت به تعبیر و تفسیر پرداختم. او از کشف این ماجرا بسیار وحشت‌زده بود و در نتیجه به دیگر افراد اعتماد نداشت.
کودک هنگام بازی مضطرب می‌شد و به نظر می‌رسید، در حالتی اســت که می‌خواهد بازی را متوقف نماید. او را متوجه عدم علاقه‌اش به مدرسه نمودم و اینکه این عدم علاقه ممکن اســت با ترس او از معلم ارتباطی داشته باشد. ترس از اینکه معلم ممکن اســت رابطه‌اش را با همکلاسی‌اش کشف نماید و در نتیجه او را تنبیه کند. مهمتر از همه او وحشت‌زده بود و بنابراین به مادرش اعتماد نداشت و ممکن بود همان احساس را در مورد من هم داشته باشد. اثر این تعبیر و تفسیر در مورد کودک بسیار برجسته بود، اضطراب و عدم اعتماد او ابتدا شدت یافت، اما بزودی جای خود را به تخلیه آشکار آن‌ها داد. حالت چهره او تغییر کرد. گرچه او آنچه را که تعبیر و تفسیر نمودم نه پذیرفت و نه رد کرد اما متعاقباً از طریق عرضه مطالب جدید، صریح‌تر بودن در بازی و صحبت‌ها، موافقت خود را با آن مطلب نشان داد. همچنین نگرش او نسبت به من دوستانه گردید و کمتر ظنین بود. البته تعبیر و تفسیر منفی جای خود را به تعبیر و تفسیر مثبت داد و من به طور متناوب از هردوی آن‌ها استفاده می‌کردم. از این جلسه به بعد تجزیه و تحلیل بخوبی پیشرفت می‌کرد. متقارن آن همان‌طور که اشاره کردم تغییرات مطلوبی در روابطش با خانواده و به خصوص با مادرش به وجود آمد. عدم علاقه او به مدرسه کاهش یافت. او به درسش علاقمند شد، اما خودداری او از یادگیری که ریشه در اضطراب‌های عمیق او داشت به تدریج در یک دوره از درمانش مرتفع گردید.

وسایل بازی

قبلاً در این مورد توضیح داده و ثابت شد که اسباب بازی‌هایی را که مخصوص کودک بیمار در جعبه گذاشته و برای او برده بودم تا چه حد برای تجزیه و تحلیل او ضروری بود. این تجربه و دیگر تجارب به من کمک نمود تا در مورد انتخاب اسباب بازی تصمیم بگیرم، اینکه کدام اسباب بازی برای تکنیک بازی در روانکاوی مناسب‌تر اســت. اسباب بازی‌ها عمدتاً شامل مردان و زنان کوچک چوبی؛ معمولاً در دو اندازه، اتومبیل، فرقان (چرخ‌های دستی حمل خاک) تاب، قطار، هواپیما، حیوانات، درختان، آجر، خانه، نرده، کاغذ، قیچی، یک چاقوی کند، مداد، گچ، رنگ، چسپ توپ، تیله، مواد قابل انعطاف پلاستیکی و همچنین چیزهایی برای به نخ کشیدن اســت. اندازه‌ی کوچک این اسباب بازی‌ها، تعداد و تنوعشان کودک را قادر می‌سازد که خیالبافی‌ها و تجارب خود را در سطح وسیعی بیان نماید. برای نیل به این هدف بهتر اســت که اسباب بازی‌ها از نوع مکانیکی نباشد. و تنها در رنگ و اندازه با یکدیگر متفاوت باشد. ضمناً نباید نشانگر شغل و حرفه‌ی بخصوصی باشد. درست همین سادگی وسایل اســت که کودک را قادر می‌سازد، از آن‌ها در شرایط مختلف و براساس مطالبی که در بازی او خواهد آمد، به صورت خیالی یا واقعی استفاده نماید. این واقعیت که کودک می‌تواند به صورت همزمان انواع مختلف تجربه و شرایط را ارائه نماید، به ما امکان می‌دهد که به تصویر منسجم‌تری از عملکرد فکرش دست یابیم.
مطابق با سادگی اسباب بازی‌ها، باید تجهیزات اتاق بازی نیز ساده باشد. اتاق نباید محتوی همه نوع چیزی باشد، مگر آن چیزهایی که برای روانکاوی مورد نیاز اســت که شامل زمین قابل شستشو، آب جاری، یک میز، چند صندلی، یک سوفای کوچک (مبل قابل تبدیل به تختخواب)، مقداری بالش، یک کمد کشودار می‌شود. اسباب بازی‌های هر کودک در یکی از کشوهای بخصوص نگهداری و قفل می‌شود و بنابراین او می‌داند که از اسباب بازی و بازی با آن‌ها که مشابه اجتماع بزرگترهاست تنها خود او و درمانگر اطلاع دارند. جعبه‌ای که اسباب بازی‌های داخل آن را (که قبلاً از آن صحبت نمودم) به دختر کوچک ارائه کردم به صورت نمونه‌ای از یک کشوی انفرادی درآمد. این کشوی انفرادی، بخشی از رابطه صمیمانه و خصوصی بین تحلیل گر و بیمار اســت و خود نمونه‌ای از موقعیت انتقال در روانکاوی می‌باشد.
من ادعا نمی‌کنم که تکنیک بازی در روانکاوی کاملاً به انتخاب وسایل بازی بخصوصی بستگی دارد. به هر حال اغلب کودکان به صورت خودبخود، اسباب بازی‌های خود را می‌آورند و بازی با آن‌ها به عنوان یک کار تحلیلی قرار می‌گیرد. من معتقدم که اسباب بازی‌هایی که توسط روانکاو تهیه می‌گردد، باید از نوعی باشد که قبلاً توضیح داده‌ام، یعنی ساده و کوچک بوده و از نوع مکانیکی نباشد.
اسباب بازی‌ها، تنها وسیله‌ی ضروری جهت تجزیه و تحلیل بازی نیستند. من اشاره‌ای به آب جاری نمودم (شیرآب). بسیاری از فعالیت‌ها و رفتار کودک زمانی در اطراف دستشویی که شامل دو لگن کوچک و لیوان‌ها و قاشق‌هاست متمرکز می‌باشد. فعالیت‌های دیگری نیز وجود دارد از قبیل طراحی، نقاشی، برای نوشتن، تعمیر اسباب بازی‌های شکسته. گاه کودک در بازی خود نقش خودش و روانکاو را معین می‌کند. به عنوان مثال بازی فروشنده و خریدار، دکتر و بیمار، مدرسه و مادر یا کودک. در چنین بازی‌هایی او گاهی نقش یک بزرگسال را به عهده می‌گیرد نتیجه نه تنها با این کار علاقه‌ی خود را برای تغییر نقش بیان می‌کند، بلکه چگونگی احساس را در مورد رفتار والدین و دیگر مسئولین در مورد خودش و اینکه به چه صورت باید باشد را نشان می‌دهد. گاهی کودک از طریق رفتار سادیسمی (بی‌رحمی یا لذت بردن از آزار دیگران) در نقش والدین نسبت به فرزند، روزنه‌ای را جهت تخلیه پرخاشگری و خشم به وجود می‌آورد. خیالبافی‌ها چه به وسیله‌ی اسباب بازی‌ها بیان گردند و یا توسط به نمایش درآوردن، در هر صورت مقررات تعبیر و تفسیر در مورد آن‌ها یکسان خواهد بود. لازم اســت که قوانین روانکاوی که زیر بنای تکنیک روانکاوی اســت، در مورد استفاده از هر نوع وسیله بازی به کار گرفته شود. (قبلاً در مورد بازی با اسباب بازی و سرگرمی‌های دیگر مثال زده‌ایم.) (منبع 4 و 5 و 7).

اهمیت پرخاشگری (13)

پرخاشگری از طرق مختلف چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم در بازی کودک بیان می‌گردد. وقتی که کودک بیش از حد پرخاشگر می‌شود، اغلب اوقات اسباب بازی را می‌شکند به وسیله‌ی چاقو یا قیچی به میز و تکه‌های چوب حمله می‌کند، آب یا رنگ را بر روی زمین می‌پاشد و اتاق را به طور کلی به یک میدان جنگ تبدیل می‌کند. لازم اســت که به کودک کمک شود تا پرخاشگری خود را تخلیه کند. اما مهمتر از همه درک این مطلب اســت که چرا در این لحظه بخصوص در موقعیت انتقال، انگیزه‌های تخریب پدیدار گشته‌اند و ضمناً باید نتایج آن‌ها را بر روی فکر کودک بررسی نمود. احساس گناه معمولاً بلافاصله بعد از اینکه کودک چیزی را می‌شکند، بوجود می‌آید (مثلاً یک آدمک کوچک را). این احساس گناه تنها به خسارت وارده بستگی ندارد، بلکه به جایگاهی که آن اسباب بازی در ناخودآگاه کودک دارد نیز مربوط می‌شود (به عنوان مثال اسباب بازی معرف یک برادر یا خواهر کوچک و یا یکی از والدین). بنابراین تعبیر و تفسیر با سطوح عمیق‌تری سروکار دارد. گاهی از طریق رفتار کودک نسبت به روانکاو متوجه می‌شویم که به دنبال انگیزه‌های مخربِ او نه تنها احساس گناه بلکه اضطراب آزاردهنده نیز بوجود می‌آید و کودک از اینکه کار او را تلافی کنند می‌ترسد.
من معمولاً قادر به فهماندن این نکته به کودک بوده‌ام که تحمل حمله‌ی فیزیکی او را نسبت به خود ندارم. این نگرش نه تنها موجب حمایت از روانکاو می‌شود، بلکه برای تجزیه و تحلیل نیز حائز اهمیت زیادی اســت. چنانچه چنین تجاوزی را محدود نکنیم، بسبب تحریک احساس گناه مفرط و اضطراب آزاردهنده می‌گردد، و در نتیجه به مشکلات درمان افزوده می‌شود. یک بار از من سؤال شد که با استفاده از چه روشی از حمله فیزیکی کودک جلوگیری می‌کنم. تصور می‌کنم جواب این سؤال این اســت که من در مورد جلوگیری از خیالبافی‌های پرخاشگرانه‌ی کودک بسیار با احتیاط عمل می‌کنم. در حقیقت به او فرصت می‌دهم که آن‌ها را از راه‌های دیگری بیرون بریزد، که این کار شامل حمله شفاهی به من نیز می‌شود. بعلاوه من عدم موافقت یا دلخوری خود را نسبت به امیال پرخاشگرانه کودک نشان نمی‌دهم و اغلب قادر به تعبیر و تفسیر انگیزه‌های عمیق‌تری می‌باشم و بنابراین می‌توانم شرایط را تحت کنترل خود داشته باشم. البته همیشه وضع این چنین نیست. در مورد بعضی از کودکان «سایکوتیک» یا «روان پریش» بسیار مشکل بود که بتوانم از خود بر علیه پرخاشگری آن‌ها حمایت نمایم.
من متوجه گردیدم که نگرش کودک نسبت به آن اسباب بازی که بدان صدمه وارد کرده اســت، آشکار کننده بعضی از مسائل اســت. او اغلب اسباب بازیی را که معرف یکی از اعضای خانواده‌اش اســت به کناری نهاده و برای مدتی آن را نادیده می‌گیرد. این کار نشان دهنده‌ی عدم علاقه به آن شیء صدمه دیده اســت. زیرا از آن می‌ترسد که شخص مورد حمله قرار گرفته شده (که آدمک معرف اوست) به صورت یک فرد تلافی‌گر و خطرناک درآید. احساس اذیت و آزار ممکن اســت آنچنان قوی باشد که احساس گناه و افسردگی ناشی از تخریب وسایل را بپوشاند و یا احساس گناه یا افسردگی ممکن اســت آنچنان قوی باشد که منجر به تقویت احساس آزاردهنده شود. در هر صورت ممکن اســت روزی کودک در کشوی خود به دنبال اسباب بازی آسیب دیده بگردد. این کار نشان دهنده‌ی آن اســت که روانکاو قادر به تقلیل احساسات آزاردهنده بوده اســت. بدین معنی که امکان تجربه احساس گناه و یا اصلاح آن را فراهم آورده اســت. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، متوجه می‌شویم که در رفتار کودک نسبت به برادر و خواهر بخصوصش (که عروسک معرف اوست) و یا در ارتباطات کلی او تغییراتی ایجاد شده اســت؛ این مطلب ثابت می‌کند که اضطراب آزاردهنده او به همراه احساس گناه و تمایل به اصلاح کاهش یافته و جای خود را به احساس عشق که قبلاً به خاطر اضطراب مفرط از بین رفته بود می‌دهد. در مراحل بعدی روانکاوی با همین کودک و یا کودکی دیگر ممکن اســت احساس گناه یا تمایل به اصلاح بلافاصله پس از عمل پرخاشگری ظاهر گردد و همچنین ممکن اســت عطوفت و مهربانی نسبت به خواهر و برادر (که در خیال صدمه دیده‌اند) نیز آشکار گردد. اهمیت چنین تغییراتی برای شکل گیری شخصیت و ارتباط با انسان‌های دیگر و همچنین جهت ثبات ذهن نمی‌تواند نادیده گرفته شود.
بخش اصلی کار تعبیر و تفسیر این اســت که می‌باید خود را با نوسان بین عشق و نفرت، خوشحالی و رضایت از یک طرف و اضطراب آزاردهنده و افسردگی از طرف دیگر هماهنگ نماید. این مطلب اشاره به این نکته دارد که روانکاو نباید عدم موافقت و بی‌میلی خود را در مورد شکستن اسباب بازی توسط کودک نشان دهد. او به هر حال نه باید کودک را تشویق به بیان پرخاشگری خود نماید و نه به او پیشنهاد تعمیر اسباب بازی را کند. به عبارت دیگر او باید کودک را قادر سازد که احساسات و خیالبافی‌های خود را همچنانکه بروز می‌کند، تجربه نماید. بخشی از تکنیک من همیشه این بوده که تأثیر تربیتی و اخلاقی نداشته باشم و فقط طبق روش روانکاوی رفتار نمایم. به طور مختصر روش روانکاوی شامل درک فکر بیمار و متقاعد کردن او در مورد آنچه که در جریان اســت می‌باشد.

تعبیر و تفسیر

حالا بهتر اســت چند مثال جزئی‌تر از تکنیک بازی در روانکاوی بیان نمایم. در اینجا نمونه‌ای از آن را ذکر می‌کنم: یک پسر بچه کوچک ممکن اســت در اولین جلسه تحلیل چند آدمک اسباب بازی را در کناری گذاشته و اطراف آن‌ها را حصاری بکشد، بهتر اســت بگویم با آجرها حصاری درست کند. من از این کار او این گونه نتیجه گیری و تعبیر و تفسیر می‌کنم که آدمک‌ها معرف انسان‌ها هستند و حصار اطراف آن‌ها نشان دهنده‌ی یک اتاق اســت. یک چنین تعبیر و تفسیری بر روی اولین برخورد با ناخودآگاه کودک اثر می‌گذارد. می‌توان از طریق تعبیر و تفسیر کودک دریافت که اسباب بازی‌ها در فکر او معرف انسان‌ها هستند، و احساساتی را که او در مورد اسباب بازی‌ها بیان می‌کند در واقع به انسان‌ها مرتبط می‌گردد. او قبل از تعبیر و تفسیر، از این مطلب آگاه نبوده اســت. او بتدریج در مورد این واقعیت که بخشی از فکرش برای خود او ناشناخته می‌باشد، شروع به کسب بینش و بصیرت نمود. به عبارت دیگر این گونه استنباط کرد که ناخودآگاه وجود دارد و بعلاوه آنچه را که درمانگر با او انجام می‌دهد برای خود او روشن گردید.
مطالب بالا بر این نکته اشاره دارد که شرایط تحلیل پایه گذاری گردیده اســت. البته این بدان معنی نیست که کودک لزوماً می‌تواند همه‌ی آنچه را که اظهار می‌دارد به صورت منطقی بیان نماید.
برگردیم به مثال خودم در مورد آدمک‌های کوچکی که انسان‌های داخل اتاق را تصویر می‌کنند. در مرحله‌ی بعدی روانکاو سعی می‌کند که بفهمد این انسان‌ها معرف چه کسانی هستند، چه ارتباطی با یکدیگر دارند و قرار اســت در آن اتاق چکار بکنند. تصور کنیم که کودک به تعداد افراد خانواده‌اش، آدملک بردارد. (که در مورد این مثال چهار نفر خواهد بود.) به او اشاره می‌کنم که این آدمک‌ها معرف خود او و والدین و برادر کوچکترش هستند. کودک ممکن اســت یکی از این آدمک‌ها را برداشته و از مکانی که دورش را حصار کشیده اســت خارج نماید. تصور کنیم که آن آدمک معرف برادر کوچکترش باشد. این کار باعث می‌شود که مرحله‌ی بعدی روشن‌تر شود. برای مثال درک این نکته مهم اســت که چرا در این لحظه بخصوص برادرش را مجبور به ترک اتاق کرد. قبل از اینکه شروع به تجزیه و تحلیل کنم، باید از علایم، مشکلات کودک، سرگذشت او و همچنین از رابطه‌ی بیمار و برادرش اطلاع داشته باشم. اگر از بازی کودک نتیجه بگیرم که سه نفر باقیمانده در اتاق معرف پدر و مادر و خود بیمار اســت، آن وقت این‌گونه تعبیر و تفسیر خواهم کرد که او با این کار نشان می‌دهد که می‌خواهد برادر کوچکش آنجا نباشد و مایل اســت که به عنوان تنها بچه خانواده با پدر و مادرش تنها باشد، همان طوری که قبل از تولد برادر کوچکش تنها بود. این کار ممکن اســت منجر به خارج کردن یک آدمک دیگر از اتاق گردد (آدمکی که معرف پدرش اســت). بر این اساس این گونه تعبیر و تفسیر می‌نمایم که اوقاتی در زندگی کودک وجود دارد که احساس می‌کند پدرش مزاحم اســت و کودک می‌خواهد که مادرش را دربست در اختیار خود داشته باشد. در لحظات مختلف این جریان- شاید در همان ابتدا- می‌توانیم به چهره‌ی کودک نگاه کنیم، که آن چهره به طور وضوح گویای آن اســت که کودک بخوبی چیزی را درباره خود دریافته که احساس می‌کند. این بینش برای او مفید و با ارزش اســت.
بسیار محتمل اســت که کودک در خلال بازی چیزی گفته باشد که باعث شود تحلیل‌گر نتیجه خود را از بازی بگیرد. ضمناً کودک ممکن اســت عدم موافقت خود را نیز بیان نماید. او خصوصاً در پاسخ به تعبیر و تفسیر درمانگر در مورد پرخاشگری خود در رابطه با برادر یا پدرش، ممکن اســت حتی اسباب بازی را به کناری انداخته و دست از بازی بکشد. روانکاو تا آن موقع به محتوای اضطراب تحریک شده او توجه کرده و دلایل قطع بازی توسط کودک را تعبیر و تفسیر خواهد کرد. او همچنین انتقال منفی را تعبیر و تفسیر می‌کند، که بر اساس آن روانکاو خود نقش فردی مانند پدر عصبانی یا مادر ناامید را بازی می‌کرد. همان‌گونه که اغلب اتفاق می‌افتد، آیا کودک می‌تواند بعد از این تعبیر و تفسیر به بازی خود ادامه دهد؟ در اینجا او ممکن اســت همان مطالب را از طرق مختلف بیان نماید. این کار کودک می‌تواند به عنوان تأیید تعبیر و تفسیر انجام شده تلقی گردد.
کودک به عنوان مثال ممکن اســت با آجرها چیزی بسازد؛ اگر چنانچه اتاق توسط نرده یا هر شیء دیگری مشخص گردیده باشد، آنوقت آجرها ممکن اســت معرف انسان‌ها باشند. و یا ممکن اســت که او با اتومبیل‌ها و هر نوع اسباب بازی دیگری بازی کند که با توجه به محتوای بازی، آن وسایل می‌توانند معرف انسان‌ها باشند. او ممکن اســت بازیی را شروع کند که در آن به صورت سمبلیک نقش یکی از افراد فامیل را به روانکاو واگذار کرده باشد. بنابراین احساسات او در مورد آن‌ها به سمت ارتباط با درمانگر انتقال می‌یابد. او ممکن اســت در طول بازی، به پاره‌ای از خوشی‌های زندگی روزمره خود اشاره نماید که این کار سبب روشن‌تر شدن بازی قبلی او با آدمک‌ها می‌شود. همه‌ی این فعالیت‌ها و تداعی‌ها ممکن اســت نمایانگر یک مطلب مشخص اما از طرق مختلف باشد. اضطراب و احساس گناه که در بعضی موارد منجر به قطع بازی یا تغییر آن می‌گردد. گاه معرف موقعیت کاملاً متفاوتی می‌باشد. شاید کودک در کشوی خود به دنبال یک اسباب بازی که کثیف یا صدمه دیده اســت بگردد و آن را در میان دستشویی تمیز کند. بر آن اساس درمانگر این گونه استنباط و تعبیر و تفسیر می‌کند که کودک اشتیاق خود را برای نظافت و اصلاح برادر کوچکترش که به وسیله‌ی انگیزه‌های خصمانه او کثیف و خراب شده اســت، بیان می‌کند.

معنای بازی

این مثال‌ها مطمئناً شامل کلیه موقعیت‌ها و تجربیاتی که کودک ممکن اســت در بازی خود نشان دهد نمی‌شود. احساساتی از قبیل ناکامی، طرد شدگی، حسادت نسبت به پدر و همچنین مادر و برادرها و خواهرها، پرخاشگری همراه با حسادت، شادی ناشی از داشتن یک همبازی، متحد شدن بر علیه والدین، احساس عشق و نفرت نسبت به کودک تازه متولد شده و یا کودکی که هنوز به دنیا نیامده و همچنین اضطراب حاصله از آن و احساس گناه یا اصرار در جبران آن از جمله شرایط عاطفی هستند، که احتمالاً می‌توانند بیان گردند. ما همچنین در بازی کودک متوجه تکرار تجربیات واقعی و جزئیاتی از زندگی روزانه او می‌شویم که اغلب آمیخته با خیالیافی‌هاست، بدیهی اســت که اغلب اوقات اتفاقات و حوادث واقعی و مهم زندگی کودک جهت وارد شدن به بازی یا در ارتباط‌های او با شکست مواجه می‌شود و در نتیجه تأکیدها گاهی ظاهراً بر روی اتفاقات جزئی اســت اما همین اتفاقات جزئی اهمیت زیادی برای کودک دارد، زیرا سبب تحریک عواطف و خیالبافی‌های او شده اســت.
من در مورد مشکل کودکانی که از بازی کردن خودداری می‌کنند بحث کرده‌ام. این خودداری همیشه مانع از شروع بازی کودکان نمی‌شود، بلکه ممکن اســت ناگهان سبب قطع بازی کودک گردد. برای مثال پسر بچه‌ی کوچکی را فقط برای یک بار مصاحبه نزد من آوردند. (احتمال تجزیه و تحلیل در آینده وجود داشت، اما والدین در نظر داشتند که با کودک به خارج از کشور بروند.) من مقداری اسباب بازی بر روی میز خود داشتم، او نشست و شروع به بازی کرد. و طولی نکشید که بازی او منجر به حادثه، تصادف و افتادن آدم‌ها از بالا به پایین شد، در حالی که او سعی داشت آن‌ها را دوباره سرپا نگه دارد. او در همه‌ی این فعالیت‌ها اضطراب زیادی را ظاهر ساخت. اما از آنجا که انجام هیچ درمانی در نظر گرفته نشده بود، از تعبیر و تفسیر خودداری نمودم. بعد از چند دقیقه او به سرعت از روی صندلی خود سرخورد و گفت: «دیگه بازی بسه» و بیرون رفت. من براساس تجربیات خود اعتقاد دارم که اگر این جلسه شروع یک درمان بود آن وقت من اضطرابی را که عملاً در رابطه با اسباب بازی‌ها بیان گردید و انتقال منفی حاصله نسبت به خودم را تعبیر و تفسیر می‌نمودم و قادر بودم که اضطراب او را به صورتی حل نمایم که بتواند بازی خود را ادامه بدهد.
مثال بعدی ممکن اســت به من کمک نماید تا بتوانم علت‌های خودداری از بازی را توضیح دهم. یک پسر سه سال و نه ماهه که او را با نام پیتر (14) معرفی می‌نمایم (منبع 7)، بسیار عصبی بود. به نظر می‌رسید که نتواند بازی کند، تحمل ناکامی را نداشت، ترسو و محزون بود و شبیه پسرها نبود. در آن زمان پرخاشگر و کم طاقت و نسبت به خانواده‌اش به خصوص در مورد مادرش دمدمی مزاج بود. مادرش به من گفت که پیتر بعد از تعطیلات تابستانی شدیداً تغییر کرده اســت. به این صورت که در سن هجده ماهگی در تخت والدینش می‌خوابید و در نتیجه فرصت مشاهده رابطه جنسی بین پدر و مادرش را یافت. در طول تعطیلات تابستان، کنترل او بسیار مشکل گشت، بد می‌خوابید و دوباره به حالت قبلی خود یعنی شب اداری بازگشت نمود؛ که البته چندین ماه بود که آن را انجام نداده بود. پیتر تا آن زمان آزادانه بازی می‌کرد، اما از تابستان به بعد او دیگر بازی نکرد، به اسباب بازی‌ها آسیب می‌رساند و جز شکستن آن‌ها هیچ کار دیگری نمی‌توانست با اسباب بازی‌ها انجام بدهد. بزودی بعد از این جریان برادرش متولد شد و این موضوع سبب افزایش مشکلاتش گردید.
پیتر در اولین جلسه شروع به بازی کرد. او بزودی دو اسب اسباب بازی را به یکدیگر زد این کار را با اسباب بازی‌های مختلف تکرار کرد. او ضمناً از برادر کوچکش نیز نام برد. من به هم خوردن اسب‌ها و بقیه چیزها را این گونه تعبیر و تفسیر نمودم که این‌ها معرف انسان‌ها هستند. او ابتدا این تفسیر مرا نپذیرفت اما بعداً آن را قبول کرد. او دوباره اسب‌ها را به یکدیگر می‌زد می‌گفت که این‌ها می‌روند که بخوابند. آن‌ها را با آجر پوشاند و اضافه کرد که «حالا آن‌ها کاملاً مرده‌اند و من آن‌ها را دفن کرده‌ام» او ماشین‌ها را پشت یکدیگر گذاشته و آن‌ها را به سرعت در اطراف حرکت می‌داد. ناگهان از کوره در رفت و آن‌ها را به اطراف اتاق پرتاب کرد و گفت که «ما همیشه هدیه‌های کریسمس را بلافاصله خرد می‌کنیم، ما هیچ چیز نمی‌خواهیم». از بین بردن اسباب بازی‌ها، یعنی از بین بردن پدرش. او در حقیقت در همان اولین ساعت، چندی اسباب بازی را از بین برد.
در ساعت بعد او بعضی از حرکات ساعت قبل، به خصوص به هم خوردن ماشین‌ها و اسب‌ها بقیه چیزها را تکرار کرد. دوباره در مورد برادر کوچکش صحبت کرد که در نتیجه من آن را این گونه تعبیر و تفسیر کردم که او می‌خواهد روابط جنسی بین پدر و مادرش را به من نشان بدهد (البته از اصطلاحات خود کودک استفاده کردم)، و او فکر می‌کند که این کار آن‌ها باعث به دنیا آمدن بچه شده اســت. این تعبیر و تفسیر مطالب بیشتری را در مورد روابط متغیر او با برادر کوچکتر و پدرش روشن نمود. او یک آدمک را روی آجر (که آن را تختخواب می‌نامید) گذاشت؛ بعد آدمک را به پایین پرت کرده و گفت «او مرده و تمام کرده اســت.» او دوباره همان کار را با دو آدمک مرد دیگر که قبلاً به آن‌ها آسیب رسانده بود نمایش داد. من این کار او را این‌گونه تعبیر و تفسیر کردم که اولین آدمک مرد نمایانگر پدرش بود که کودک دلش می‌خواهد او را از تخت مادرش به بیرون پرت کند و بکُشد. در نمایش بعدی یکی از آن دو مرد پدرش بود و دیگری خودش که همان کار را پدرش با او انجام می‌دهد (یعنی پرت کردن او از تخت به بیرون)؛ علتی که او دو آدمک آسیب دیده را انتخاب کرد این بود که در صورتی که به پدرش حمله کند هم خودش و هم پدرش آسیب خواهند دید.
این مطالب نشان دهنده‌ی نکات زیادی اســت که من تنها به یک یا دو مورد آن اشاره می‌کنم. مشاهده‌ی روابط جنسی بین پدر و مادر اثر بسیار شدیدی بر ذهن کودک داشت، و هیجانات شدیدی از جمله حسادت، پرخاشگری و اضطراب را بوجود آورد و این تقریباً اولین چیزى بود که پیتر در بازی خود بیان داشت. بی‌شک تجربه‌ای که تنها بیان سمبلیک آن برای کودک امکان‌پذیر اســت دیگر به صورت آگاهانه نیست. من دلایلی برای اعتقاد به این مطلب دارم که اگر من آن اسباب بازی‌هایی را که به هم می‌خوردند به عنوان انسان‌ها تعبیر و تفسیر نمی‌کردم آن وقت کودک هرگز آن مطالب را در ساعت دوم بیان نمی‌نمود. مهم‌تر از همه چنانچه آسیب‌هایی را که او به اسباب بازی‌ها وارد ساخته بود تعبیر و تفسیر نمی‌کردم، مطمئناً نمی‌توانستم به او نشان بدهم که چرا از بازی کردن خودداری می‌کند. آن وقت او احتمالاً پس از شکستن اسباب بازی‌ها بازی را متوقف می‌کرد (همان‌طوری که در زندگی روزانه خود این کار را انجام می‌دهد).
کودکانی وجود دارند که در ابتدای درمان ممکن اســت شبیه به بازی پیتر یا آن پسر بچه کوچکی که تنها برای یک بار مصاحبه نزد من آورده بودند بازی نکنند، اما کمتر اتفاق می‌افتد که کودک کاملاً بازی با اسباب بازی‌های روی میز را رد نماید. حتی اگر روی خود را از آن‌ها برگرداند اغلب این کار نیز می‌تواند به تحلیل‌گر کمک نماید که در مورد انگیزه‌های بازی نکردن نیز اطلاعاتی کسب نماید. در موارد دیگر نیز تحلیل‌گر می‌تواند مطالبی را برای تعبیر و تفسیر جمع‌آوری نماید. هر نوع فعالیتی اعم از استفاده از کاغذ برای نوشتن یا پاره کردن آن، هر نوع جزئیاتی از رفتار مانند تغییر وضع یا تغییر حالات چهره می‌تواند نشانه‌ای از آنچه که در ذهن کودک می‌گذرد و یا احتمالاً در ارتباط با آنچه که روانکاو از والدین در مورد مشکلات کودک شنیده اســت باشد.

توانایی کودکان جهت درک

من در مورد اهمیت تعبیر و تفسیر در تکنیک بازی مطالب زیادی گفته‌ام و چندین مثال نیز برای روشن شدن محتوایش آورده‌ام. در اینجا سؤالی مطرح می‌شود که در واقع از من هم پرسیده شد و آن این اســت که: آیا کودکان خردسال از نظر عقلانی قادر به درک این تعبیر و تفسیرها هستند؟ تجربه‌ی من و دیگر همکارانم این اســت که چنانچه تعبیر و تفسیرها در مورد نکات برجسته مطالب بیان شده باشد، کاملاً فهمیده و درک می‌شوند. البته تحلیل‌گر می‌باید تعبیر و تفسیر خود را تا آنجا که ممکن اســت مختصرتر و واضح‌تر بیان دارد و همچنین باید از اصطلاحات کودک در این مورد استفاده کند. لیکن اگر نکات اساسی مطالب عرضه شده را به صورت کلمات ساده ترجمه نماید آن وقت می‌تواند با آن عواطف و اضطراب‌هایی که در آن لحظه فعال‌تر هستند تماس برقرار نماید. خودآگاه کودک و درک عقلانی او اغلب در مرحله بعدی این روند اســت. یکی از جالب‌ترین و شگفت‌انگیزترین تجربه‌ی ابتدایی تحلیل کودک این اســت که حتی در کودکان خردسال توانایی درک و بینش اغلب بسیار بیشتر از بزرگسالان مشاهده می‌گردد. این مطلب را تا حدی می‌توان این گونه توجیه کرد که ارتباط بین خودآگاه و ناخودآگاه در کودکان خردسال بسیار نزدیک‌تر از بزرگسالان اســت و سرکوبی‌های بچه‌گانه نیز نیروی کمتری دارند. من همچنین اعتقاد دارم که توانایی‌های عقلانی کودک اغلب دستکم گرفته می‌شود و در واقع کودک بیشتر از آنچه که تصور می‌شود درک می‌کند.
اکنون می‌خواهم آنچه را که من از طریق جواب یک کودک خردسال به تعبیر و تفسیرها گفته‌ام در اینجا نشان بدهم. پیتر (کسی که در مورد جزئیات تجزیه و تحلیل او قبلاً صحبت کرده‌ام) شدیداً به تعبیر و تفسیر من اعتراض کرد. اعتراض به اینکه گفته بودم که آدمک مردی که او از تخت به پایین پرتاب کرد (آنکه «مرده و تمام کرده بود») نمایانگر پدرش اســت (تعبیر و تفسیر آرزوی مرگ برای فردی که به او عشق ورزیده می‌شود معمولاً هم برای کودک و هم برای بزرگسال مقاومت شدیدی را ایجاد می‌نماید). در ساعت سوم پیتر دوباره مطالب مشابه‌ای را بیان داشت اما حالا تعبیر و تفسیر مرا پذیرفت و گفت که درست اســت. «اگر من جای پدر بودم و یکی می‌خواست که مرا از تخت به پایین پرت کند و بکشد، در مورد آنچه فکری می‌کردم؟» این مطلب نشان می‌دهد که او نه فقط تعبیر و تفسیر مرا درک و قبول کرده اســت، بلکه چیزی بیشتر از آن را نیز تشخیص داده اســت. او درک نمود که احساسات تهاجمی او نسبت به پدرش در ترسش از او دخالت داشته اســت و ضمناً او خود انگیزه‌هایش را نسبت به پدرش فرافکنی نمود.
مورد بعدی را یکی از شاگردانم تعریف کرد. پسر بچه چهارساله‌ی کوچکی در یکی از جلسات تحلیل شدیداً به برخی از تعبیر و تفسیرهای تحلیلگر (در مورد بازی خودش) اعتراض نمود. در شروع جلسه بعدی او دوباره همان بازی روز قبل را تکرار کرد. سپس به تحلیل‌گر گفت «حالا صحبت کنیم» و به سؤال درمانگر که پرسید: «در مورد چه چیزی صحبت کنیم؟» جواب داد «در مورد آنچه که تو دیروز به من گفتی» روانکاو مطالب روز قبل را مرور نمود. به طور مشروح تعبیر و تفسیرها را تکرار کرد تا بدانجا که کودک با دقت بسیار زیادی بدان گوش می‌داد و ظاهراً آن را قبول نمود. همان کودک در جلسات بعدی پس از چند تعبیر و تفسیر از اضطرابش (که موجب تسکینش گردید) در حالی که متفکرانه می‌گفت: «تو با ترس‌هام چیکار می‌تونی بکنی؟» مرحله جدیدی را برای ترس‌هایش آغاز نمود.

زبان سمبلیک و ناخودآگاه

در مقدمه این مقاله تقریباً به این مطلب اشاره کرده‌ام که توجه من از همان ابتدا بر روی اضطراب‌های کودک متمرکز بود و به همین خاطر از طریق تعبیر و تفسیر محتویات آن‌ها قادر گردیدم که اضطراب او را تقلیل دهم. برای انجام این کار از زبان دیرینه سمبلیک استفاده کامل نمودم و تشخیص دادم که این زبان بخش عمده‌ای از نحوه‌ی بیان کودک را تشکیل می‌دهد. همان‌طور که مشاهده کردیم آجر، اتومبیل، آدمک‌ها، نه تنها نمایانگر چیزهایی هستند که کودک بدان‌ها علاقمند اســت، بلکه آن‌ها در بازی، انواع مختلف معانی سمبلیک را نیز دارا می‌باشند که توسط خیالبافی‌ها، آرزوها و تجربیات واقعی او محصور گشته‌اند. این نحوه بیان دیرینه همان زبانی اســت که ما در رؤیاهایمان با آن آشنا هستیم و از طریق نزدیکی به بازی کودک با روشی شبیه به تعبیر و تفسیر فروید از رؤیاهاست که می‌توانیم به ناخودآگاه کودک دسترسی یابیم. ما باید نحوه‌ی استفاده هر کودک از سمبل‌ها را در ارتباط با عواطف و اضطراب‌های مخصوص به خودش و همچنین در ارتباط با کل شرایطی که در تحلیل هویدا می‌باشد، مورد توجه و رسیدگی قرار دهیم و صرف ترجمه کلی سمبل‌ها کار بی‌فایده‌ای می‌باشد.
اهمیتی که به سمبلیزم دادم، با گذشت زمان منجر به نتایج تئوریک در مورد جریان تشکیل سمبل‌ها گردید. تجزیه و تحلیل بازی نشان داد که توانایی استفاده از سمبل‌ها کودک را قادر می‌سازد که نه تنها علایق، بلکه خیالبافی‌ها، اضطراب‌ها و احساس گناه خود را به جای انسان‌ها به اشیا منتقل نماید. بر این اساس فرد در بازی به مقدار زیادی تسکین یافتن را تجربه می‌کند، و این یکی از عواملی اســت که برای کودک بسیار ضروری می‌باشد. به عنوان مثال زمانی که من خرابکاری پیتر کوچولو (که قبلاً در موردش صحبت کردم) را نسبت به آدمکی که معرف برادرش بود تعبیر و تفسیر نمودم، او به این نکته اشاره کرد که این کار را با برادر حقیقی‌اش نمی‌کند، فقط این کار را با برادر اسباب بازی‌اش انجام می‌دهد. تعبیر و تفسیر من البته این نکته را برایش واضح نمود که او واقعاً همان برادر کوچکش بود که آرزوی حمله به او را داشت. اما این مثال نشان می‌دهد که او تنها با استفاده از ابزار سمبلیک، قادر گردید میل به ویرانگری خود را در تجزیه و تحلیل بیان نماید.
من همچنین به این عقیده رسیده‌ام که جلوگیری شدید از توانایی ساختن سمبل‌ها و استفاده از آن‌ها و همچنین جلوگیری از رشد دنیای خیال در کودکان نشان دهنده‌ی یک ناراحتی جدی اســت و یادآور می‌شوم که این‌گونه منع‌ها و بازداشتن‌ها و ناراحتی‌های حاصله از آن در ارتباط با دنیای خارج و واقعیت‌ها مشخصه‌ی «اسکیزوفرنی» (15) می‌باشد. (منبع 6 و 8) نتیجه‌ی بدست آمده در درک نحوه‌ی ارتباط اسکیزوفرنی اثر گذاشت و جای خود را در درمان اسیکزوفرنی باز نمود.
یکی از نکات مهم تکنیک من همیشه تجزیه و تحلیل انتقال بوده اســت. بر اساس تجربه‌ای که بدست آوردم، ما قادر هستیم به بیمار به صورت بنیادی و اساسی کمک نماییم. این کمک می‌تواند از طریق تعبیر و تفسیرهای انتقال با استفاده از آرزوها و اضطراب‌های مربوط به گذشته- جایی که از آن سرچشمه گرفته‌اند- باشد، مثلاً مربوط به دوران نوزادی و یا در ارتباط با اولین موضوعات. زیرا او با تجربه مجدد عواطف اولیه و خیالبافی‌ها و در آن‌ها در رابطه با ارتباطات اولیه‌اش (نسبت به مادر و پدر) اســت که می‌تواند این ارتباطات اولیه خود را از ریشه مورد تجدیدنظر قرار داده و بر آن اساس اضطراب‌های خود را به صورت مؤثر تقلیل دهد.

خلاصه

من قبلاً به این مطلب اشاره کرده‌ام که از همان اولین موردم توجه من بر روی اضطراب‌ها دفاع کودک در مقابل این اضطراب‌ها متمرکز گردید. این تأکید بر روی اضطراب مرا عمیقاً به درون ناخودآگاه و دنیای خیالی کودک هدایت نمود، شیوه من با عقیده رایج روانکاوی در آن زمان مغایرت داشت؛ اینکه برای مدت طولانی تعبیر و تفسیرها نمی‌بایست به صورت مداوم صورت می‌گرفت. بنابراین این شیوه سبب یک تغییر ریشه‌ای در تکنیک گردید. من ضمناً از یک زاویه‌ی دیگر در قلمرو جدیدی وارد شدم. محتویات خیالبافی‌ها و دفاع‌هایی که در کودکان خردسال کشف نمودم، برای خود آن‌ها تعبیر و تفسیر کردم که در آن زمان به مقدار زیادی کشف نشده باقی مانده بود. من در استفاده از این تکنیک جدید با مشکلاتی جدی و اساسی روبرو گردیدم. اضطراب‌هایی که در اولین تجزیه و تحلیل مورد مطالعه با آن‌ها مواجه شدم، بسیار شدید بود و اگرچه معتقد بودم که دارم در مسیر درستی حرکت می‌کنم و از طریق تعبیر و تفسیرها می‌توان مرتباً تسکین را ایجاد نمود، اما شدت اضطراب‌هایی که در حال آشکار شدن بودند بسیار مختل کننده بود و در این زمان از دکتر کارل آبراهام (16) تقاضای راهنمایی نمودم. او گفت، از آنجا که تعبیر و تفسیرهای من تا آن زمان موجبات تسکین یافتن را فراهم آوردند و تجزیه و تحلیل‌ها نیز ظاهراً پیشرفت کننده بودند، در نتیجه او دلیلی نمی‌بیند که من شیوه و روش برخورد خود را تغییر دهم. حمایت او باعث تشویق من گردید و چند روز بعد، اضطراب کودک که به منتهی درجه خود رسیده بود به مقدار زیادی کاهش یافت و این موجبات پیشرفت بعدی را فراهم کرد، عقیده‌ای که براساس این تجزیه و تحلیل بدست آمد، بر روی کل جریان کار تحلیلی من اثر گذاشت.
من در شروع این مقاله اشاره نمودم که چگونه درگیر تکنیک بازی روانکاوی شدم. بعد از پنج سال و نیم کار در برلین، دعوت آقای دکتر ارنست جونز (17) را پذیرفته و در سال 1926 در لندن اقامت گزیدم. او همیشه علاقه‌ی خاصی به کار من داشت. حمایت او و همکاری تعدادی از دوستان بریتانیایی من موجب گردید که یک تکنیک بازی براساس روش روانکاوی را در لندن پایه‌گذاری نمایم و این بخشی از آنچه که امروز به نام «مکتب انگلیسی روانکاوی» (18) معروف اســت گردید.
اکنون مایلم که در خصوص پیشرفت تجزیه و تحلیل کودک به طور کلی مطلبی را عنوان نمایم. در طول سه دهه گذشته، اهمیت روانکاوی کودکان رشد یافت و به تدریج جهانگیر شد. در این مسیر رشد کار آنا فروید (19) به مقدار زیادی دخالت داشت. او در دهه‌ی بیست کار خود را از وین آغاز کرد و از سال 1938 در لندن کار و تدریس خود را ادامه داد. شیوه کار او از نظر چند اصل بنیادی با روش من تفاوت دارد. اما هر دو خط فکری عمیقاً بر روی کار روانکاوی با کودکان (در هر کجا که اجرا گردیدند) اثر گذاشت.
در این زمینه این نکته جالب اســت که اصول تکنیک بازی از زمانی که من آن را در کتاب روانکاوی کودکان مطرح نمودم تغییر نکرده اســت. البته من دیگر چندین سال اســت که خودم کودکان را روانکاوی نمی‌کنم اما تماس نزدیک خود را با شاگردان و همکارانم که در ح

کلماتی برای این موضوع

نظریه آلبرت آلیس شرح حال آلبرت الیس آلبرت الیس تاریخ تولد ، درگذشت یک روانشناس وبلاگ روانشناسی شفای درون آشنائی با …لو ویگوتسکی در نوامبر در شهر اورشا در ناحیه غربی امپراطوری روسیه به دنیا آمدمیگنا آشنایی با بازی درمانی بازی جوهر زندگی و پنجره ای به دنیای کودک است ما در این بازی همه بازیگریم میگنا گشتالت و مفاهیم اساسی گشتالت درمانیریشه های فلسفی و تجربی گشتالت درمانی این بخش ما مروری بر ریشه های فلسفی و تجربی گشتالت کارل راجرز کارل رانسوم راجرز پدر جنبش استعدادهای بالقوه بشر و یکی از سه روان – د رمانگر معتبر و متافیزیک در غرب کارشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران شمال، ساختمان ادبیات و علوم هفته سوم آذر بهترین های اجتماعی و فرهنگیبعید است در قیاس با دیالکتیک روشنگری، اثر عمده فلسفی‌تاریخی نظریه انتقادی، جستاری مطالب قدیمی‌تر روش تحقیقهو العالم موضوعات ۱علت عدم نظریه پردازی در کشور در رشته های علوم انسانی علارغم مشاوره و روانشناسی خانواده درمانیمقدمه خانواده به عنوان یک سیستم اجتماعی شامل گروهی از افراد است که از طریق ازدواج مجله ادبی پیاده رومحمود معتقدی، ٢۶ مهر سال ١٣٢۵ در شهر آمل به دنیا آمد دوران دبستان را در مدرسه مهر و


ادامه مطلب ...

بازی درمانی براساس روش رفتارگرایی با کودکان

[ad_1]

رفتار درمانی یکی از امیدوار کننده‌ترین تحولات برای درمان مشکلات کودکان اســت. (1) این تکنیک می‌تواند به بهترین وجه در محل مسکونی جایی که شرایط برای یادگیری قابل کنترل‌تر باشد مورد استفاده قرار گیرد. این تکنیک در مورد هر دو نوع درمان، چه آن‌هایی که درصدد بوجود آوردن الگوی رفتاری مطلوب با استفاده از عامل تقویت هستند و چه درمان‌هایی که درصدد خاموش سازی رفتار نامطلوب هستند، به کار برده می‌شود. بسیاری از مشکلات هیجانی کودکان به صورت دوره‌ای اســت. مانند بی‌اختیاری ادرار- بی‌اختیاری مدفوع، بی‌اشتهایی، دزدی، گریز از مدرسه و ترس مرضی از مدرسه که اغلب در طول دیدار هفتگی از مراکز مشاوره کودک ظاهر نمی‌گردد و به همین دلیل نیز نمی‌توان به طور مستقیم روی آن‌ها کار کرد. هر چند گزارشاتی وجود دارد از مشکلاتی مانند هراس از حشره (منبع 1)، و هراس از مدرسه (منبع 3) و دیگر رفتارهای دوره‌ای که به طور موفقیت‌آمیزی در کلینیک‌های سرپایی مورد درمان قرار گرفته‌اند. به نظر می‌رسد آن علایم رفتاری که مستمرتر وجود دارد مانند فعالیت زیاد، تیک، خجالتی بودن در کلینیک‌ها نیز مانند خانه و مدرسه خود را ظاهر می‌نماید و بنابراین درمانگر فرصت می‌یابد که به طور مستقیم بعضی از فرم‌های شرطی شدن را در مورد آن‌ها به کار گیرد. از آنجایی که بسیاری از کودکان به خاطر آشفتگی‌های هیجانی خود شانس مراجعه به بیمارستان را ندارند، بعضی از کلینیک‌ها برای بسیاری از درمان‌ها به مادران و معلمان تکیه می‌کنند. تعداد زیادی کلینیک‌های مشاوره کودک وجود دارد که شیوه انحرافی را در درمان به کار می‌برند و هرگز نظر خود را مستقیماً متوجه نشانه‌ها و علایم نمی‌کنند. آن‌ها انتظار دارند که از طریق درمان کل شخصیت، بهبود خویشتن پنداری (2) مریض و یا تقویت خود (3) او به نتیجه برسند. و بر رشد این نکته تکیه می‌کنند که کودک قادر به حل مشکلاتی که سبب آمدن او به کلینیک شده اســت بشود.
کلینیک‌هایی که سعی می‌کنند مشکلات کودکان را به طور مستقیم از طریق یادگیری عامل (4) درمان نمایند، نیاز فراوانی به رشد و توسعه تکنیک‌هایی دارند تا به وسیله‌ی آن بتوانند به والدین و معلمانی که دعوت به همکاری شده‌اند کمک نمایند؛ تا آن‌ها نیز بتوانند رفتار درمانی با کودکان را که طرح‌ریزی و شروع آن در کلینیک‌ها بوده اســت ادامه دهند. معدودی از تجربیات اخیر در درمان گزارش شده اســت. این تجربیات در مورد والدینی اســت که در خانه عمل شرطی شدن فرموله شده را در مورد کودک انجام داده‌اند. (منبع 4 و 5 و 2) اما در مورد آموزشی که این والدین برای انجام این کار دیده‌اند، کمتر صحبت شده اســت. این مقاله براساس دو تجربه‌ای اســت که در کلینیک سنتی راهنمایی کودک این نوع فعالیت‌ها را به والدین می‌آموزد.
بسیاری از مشکلاتی که به کلینیک‌ها ارجاع داده می‌شود، در مورد عدم توانایی والدین و کودک جهت ایجاد رابطه با یکدیگر اســت. روش متداول برخورد با این وضعیت، ملاقات هر یک به تنهایی اســت. دیدن کودک برای مطالعه تشخیصی و بعد از آن احتمالاً بازی درمانی و دیدن والدین برای مشاوره یا درمان. این یک روند تربیتی برای والدین و کودک اســت که هر یک در مورد افکار، احساسات و طرز عمل خود اطلاعات بیشتری بدست آورند. کاربرد این دانش و مهارت در منزل و یادگیری چگونگی سازگاری با یکدیگر به خود اعضای خانواده واگذار می‌گردد. آن‌ها باید آنچه را که جداگانه در کلینیک باد گرفته‌اند، در مورد یکدیگر به کار برند.
بسیاری از والدین از این شکایت دارند که دستیابی به این کار بسیار مشکل اســت. آنچه که آن‌ها بدان نیاز دارند، تنها سرپرستی از راه دور نیست، بلکه یک تجربه واقعی تحت یک سرپرستی مستقیم اســت. آن‌ها احتیاج دارند، آنچه را که می‌بایست در خانه انجام دهند، قبلاً در کلینیک تمرین نموده باشند. همان‌طوری که یک مادر می‌گوید: «در اینجا زمانی که با تو صحبت می‌کنم، همیشه می‌دانم که در منزل می‌بایست چکار می‌کردم. اما در منزل و در داخل آشپزخانه، همان جایی که دارد حادثه‌ای اتفاق می‌افتد من به تو نیاز دارم.» او راست می‌گوید. میان تئوری و عمل و میان یک وضع خطرناک و یک مسأله کوچک تفاوت وجود دارد. بحث و گفتگو در مورد وضعیت مربوط به گذشته در دفتر کلینیک تنها یک راه حل کلامی ارائه می‌دهد. در یک وضع خطرناک، از یک نفر خواسته شد که بلافاصله کاری در این مورد انجام دهد، راه حل آن کاملاً مشخص و آن نوعی اقدام عملی اســت. به یکی می‌توان به عنوان یک بحران آشکار در زندگی نگاه کرد و به دیگری به عنوان تنها یک بحث داخل کلینیک، حال تا چه حد این مطلب می‌تواند مربوط و بجا باشد.
به دلیل تفاوت بین تئوری و عمل و دانش و کردار، ما روش جدیدی را تجربه کرده‌ایم و آن این اســت که هم والدین و هم کودک، رفتاری را که از آن‌ها انتظار می‌رود در خانه انجام دهند، در کلینیک و تحت سرپرستی فردی متخصص تجربه کنند. بعد از مقداری بحث مقدماتی بر اساس اهداف و روش‌های ما، کودک و والدین هردو به اتاق بازی درمانی هدایت می‌شوند. در جلسات اولیه والدین تنها یک تماشاگر بوده و آنچه را که کودک و درمانگر انجام می‌دادند، نظاره می‌کردند. بزودی والدین شروع به شرکت در فعالیت نمودند و تعامل سه جانبه را ایجاد نمودند.
در حالی که این روند به خوبی ادامه داشت، درمانگر شروع به کناره‌گیری از فعالیت نمود تا بدانجا که به صورت یک تماشاچی درآمد و والدین و کودک جهت تعامل با یکدیگر تنها گذاشته شدند. تنها در مواقع غیرطبیعی درمانگر در فعالیت شرکت می‌کرد.
درمانگر بعد از هر جلسه، کنفرانسی با والدین داشت، اولین قسمت بحث در مورد فعالیت اتاق بازی بود. احساسات و فعالیت‌ها چه معنایی داشتند و چگونه می‌توان در آینده به بهترین وجه از عهده آن‌ها برآمد. دومین قسمت کنفرانس مربوط به فعالیت‌های داخل خانه و مدرسه بود که به نظر مناسب و مهم می‌رسید. این روش به والدین و کودک فرصت تمرین و تجربه (در مورد هر آنچه که برای یادگیری آن آمده بودند) را داد و ثابت کرد که کاملاً مؤثر بوده اســت. درمان سارا (5)، شش ساله، نمونه‌ای از این نوع درمان اســت.
والدین سارا او را به کلینیک آوردند، زیرا با او رابطه بدی پیدا کرده بودند و اعمال سارا آن قدر آزاردهنده و ناامیدکننده بود که مادرش از تنبیه او خودداری می‌کرد، زیرا می‌ترسید که از کوره دربرود و به او آسیب برساند. سارا از زمان طفولیت یک کودک دشوار بود. نفس خود را حبس و اوقات تلخی می‌کرد. بچه‌ای درشت و قوی بود و برای پیش بردن کارش از زور استفاده می‌کرد. او با برادر و خواهر بزرگتر از خود معمولاً دعوا کرده و بی‌اجازه وارد اتاق آن‌ها می‌شده و اسباب بازی‌های آن‌ها را از بین می‌برد. سارا دندان‌های خود را به هم می‌فشرد و رختخواب خود را خیس می‌نمود. او از توجه مادرش به دیگر اعضای خانواده آزرده بود. در مواقع دیگر به خصوص هنگام مواجهه با غریبه‌ها لباس مسخره‌ای می‌پوشید، پوزخند ناراحت کننده‌ای می‌زد، ساکت بود و مقاومت می‌کرد و درباره خودش و یا فعالیت‌هایش صحبتی نمی‌کرد. سارا در مدرسه خیلی خوب رفتار می‌کرد. با دیگر بچه‌ها به خوبی کنار می‌آمد. کارهایش را آگاهانه انجام می‌داد. از معلم اطاعت کرده، برایش علاقه و احترام خاصی قایل بود.
از آنجا که او در مدرسه دختر ایده آلی بود و تنها در منزل و با نزدیکانش رفتار نامناسبی داشت، کاملاً آشکار بود که مشکل او به مجموعه خانواده و رفتار آن‌ها با کودک مربوط می‌شود. ظاهراً کارهای عجیب و مضحکش توسط دیگران با مزه تلقی می‌گردید و سبب شادی دیگران می‌شد تا اینکه آن‌قدر بزرگ و قدرتمند گردید که خواهرانش را اذیت می‌کرد و رفتار با او مشکل شد. کوشش‌هایی که برای منضبط کردن او صورت می‌گرفت، با شکست مواجه می‌گردید و به علت ناراحتی که خواهران و والدینش برای او ایجاد نموده بودند، امکان داشت که او همچنان به راه خود ادامه دهد.
مادر سارا زن شایسته و لایقی بود. او به خوبی با شوهر و بچه‌هایش کنار می‌آمد و زندگی اجتماعی مناسبی داشت و در فعالیت‌های کلیسا و امور مدرسه و پیش آهنگی دختران مسئولیت‌هایی را به عهده داشت.
سارا در طول جلسات اولیه درمان، در مورد مادرش منفی باف و پرخاشگر بود. مادر ابتدا برای ارتباط با دخترش بی‌میل به نظر می‌رسید و برای واکنش نشان دادن به رفتار دخترش که معمولاً ریاست طلب، آشوبگر و پرخاشگر بود سردرگم بود. هر یک از آن‌ها مخالفت خود را نسبت به دیگری از راه‌های مختلفی ابراز می‌داشت.
درمان سارا مثالی اســت از تقویت ساده رفتار مطلوب و خاموش‌سازی رفتار نامطلوب به وسیله فقدان تقویت. طغیان خشونت‌آمیز، گستاخی، داد و فریادهایش و حالت‌های تهاجمی او در منزل تحمل می‌گردید. حالا دیگر والدینش او را به خاطر انجام این کارها محکوم و تنبیه نمی‌کردند. سارا متوجه شد که رفتار نامطلوبش هیچگونه واکنش قابل ملاحظه‌ای را ایجاد ننمود؛ در حالی که همکاری، معاشرت و رفتار دوستانه و از سوی دیگر شفاهاً مورد توجه قرار می‌گرفت، و از طریق رفتارهای باز همچون مشارکت در فعالیت‌هایش و ابراز خرسندی تشویق می‌گردید.
در ابتدا زمانی که به نظر می‌رسید رفتارش دیگر اثر قبلی خود را ندارد، بهت زده بود، زود عصبانی می‌شد، گریه می‌کرد، خود را مخفی می‌نمود و به والدینش به سختی پرخاش می‌کرد بالأخره رفتار ناسازگار او کمتر شد، زیرا دیگر نمی‌توانست توجه والدین را جلب نماید و رفتار مطلوب او به دلیل پاداش گرفتن بیشتر می‌شد. سارا در مواقع مختلف به حقه‌های قدیمی جهت جلب توجه متوسل می‌گردید، اما وقتی که به طور متوالی شکست می‌خورد، همه‌ی آن‌ها را رها می‌کرد. او متوجه شد که تنها زمانی می‌تواند جلب توجه نماید که رفتار مطلوب نشان دهد.
والدین او ابتدا نمی‌توانستند این برنامه را در خانه، برای معالجه دخترشان دنبال کنند. زیرا که تصور می‌کردند این کار خلاف عقل اســت. آن‌ها این‌طور اعتقاد داشتند که به رفتار خوب باید پاداش داد و در مقابل رفتار بد باید واکنش تند نشان داد. آن‌ها متوجه نبودند که ناآگاهان به رفتار ضد اجتماعی دخترشان از طریق برچسب زدن، تنبیه نمودن و یا نشان دادن عدم موافقت خود کمک می‌کردند. بنابراین بدیهی بود که دخترشان آن‌ها را ناراحت و مأیوس نماید. آن‌ها چون اعتقاد داشتند که این کار خلاف عقل اســت، لذا می‌بایست به طور مستمر با او رفتار درمانی را تمرین می‌کردند تا این کار برای آن‌ها طبیعی شود و در این مرحله بود که آن‌ها کمک درمانگر بودند.
پرونده‌ی سارا بعد از 9 ماه بسته شد. او بسیاری از رفتارهای آزاردهنده‌ی خود را دیگر انجام نمی‌داد و به فردی رام و خوشحال تبدیل شده بود که همکاری می‌کرد. زندگی در داخل خانه به طور قابل ملاحظه‌ای بهتر شد و والدین احساس می‌کردند که حالا دیگر آن‌ها می‌توانند در منزل با دخترشان بدون دریافت هیچ کمکی کنار بیایند. به این نکته اشاره می‌کنیم که تقریباً در یک سوم جلسات درمان، پدر با دخترش همراه بود و همه خواهرها در اوقات مختلف برای تعامل با سارا به اتاق بازی آمده بودند.
به نظر می‌رسد این فرم مستقیم درمان، برای خانواده‌هایی که ارتباط و همدلی بین آن‌ها ضعیف اســت و همچنین ممکن اســت برای موارد آشفته‌تری که انواع مختلف مشکلات در آن واحد وجود دارد، یک ایده‌آل باشد. در زیر مورد پیچیده‌ی دیگری را مطرح می‌کنیم.
«مایک» (6) پسر هشت ساله لاغراندام و رنگ پریده‌ای بود که سریع و پرهیاهو صحبت می‌کرد؛ به گونه‌ای که نامفهوم به نظر می‌رسید. او بسیار پرجنب و جوش، ناآرام، هردمی، بی‌طاقت و مضطرب همراه با علامت تیک در صورتش بود. او بسیار باهوش اما در مدرسه ناموفق بود.
مایک ابتدا به دلیل ناسازگاری در منزل به کلینیک ارجاع داده شد. او با سه خواهرش بدرفتاری می‌کرد؛ یکی را از تاب هل داد، دیگری را به ته استخر فرو برد و سومی را از روی دوچرخه به پایین انداخت. با حیوانات بی‌رحمانه رفتار می‌کرد و خسارات قابل ملاحظه‌ای در اطراف خانه بوجود آورد. پزشکان قانع شده بودند که او از ضایعه‌ی مغزی رنج می‌برد. یک روان‌شناس او را به عنوان فردی دارای وسواس فکری، عملی (7) توصیف کرد و یک روانپزشک مشکل او را به عنوان حالت خود مرزی (8) با ویژگی سایکوتیک تشخیص داد.
طرح ما شامل ملاقات با مادر و پسر در داخل کلینیک برای مدت 15 دقیقه بود تا در مورد رفتارش در خلال هفته گذشته در منزل صحبت شود. سپس به مدت چهل و پنج دقیقه با یکدیگر در بازی درمانی عملی شرکت می‌کردند و در آخر یک کنفرانس سی دقیقه‌ای با مادر برگزار می‌گردید که در این مدت مایک در اتاق انتظار منتظر نشسته بود. مادر، زنی پرانرژی و کاردان بود که بلافاصله در بازی شرکت کرد و بزودی قادر شد که جلسات بازی را بدون کمک سپری نماید. درمانگر کناری ایستاده و تماشا می‌کرد. در فرصتی که از او خواسته می‌شد به بازی ملحق می‌گردید و یا حتی گاهگاهی اتاق بازی را ترک می‌کرد. زمانی که «مایک» به گونه‌ای مورد پسند رفتار می‌نمود، مادرش مشتاقانه در فعالیت شرکت می‌کرد. زمانی که «مایک» قوانین را می‌شکست، آن وقت مادر همان‌طوری که برنامه‌ریزی شده بود پسرش را نادیده می‌گرفت، سیگاری روشن می‌کرد، پشتش را به او کرده، با درمانگر مشغول صحبت می‌شد، با درمانگر بازی می‌کرد و یا برنامه خاصی را برای خود ترتیب می‌داد. بنابراین تنها رفتار مورد پسند اجتماعی تقویت می‌گردید. این کار سبب عکس‌العمل کلامی خشونت‌آمیز انتقاد و جلسات پرهیاهویی می‌شد. بتدریج او آموخت که به گونه‌ای رفتار نماید که موافقت و مشارکت مادرش را بدست آورد. گاهی درمانگر در مورد فعالیت‌های در حال پیشرفت اظهارنظر می‌کرد و مفهوم فعالیت‌های بازی را منعکس می‌نمود.
«مایک» در اتاق بازی سعی نمود که تقلب کند، به میل خود مقررات را تغییر دهد، موافقت‌های قبلی خود را انکار نماید و محدوده را از طریق مختلف امتحان نماید و مادرش را طوری رهبری کند که او مانند یک مستخدم اوامرش را انجام دهد. او همیشه مایل بود که راه خودش را برود و بازی و فعالیت دلخواهش را انتخاب نماید. این رفتار بسیار شبیه به رفتارش در خانه بود. زمانی این رفتار نمایشی فروکش کرد و او قادر بود که در بازی برای مدت زمان طولانی همکاری کند. او به مادر خود بیشتر به عنوان یک شریک نگاه می‌کرد، نه یکی از والدین. او را دوست صدا می‌زد و به طور کامل از جلسات لذت می‌برد.
در طول بعضی از جلسات، پدر به جای مادر می‌آمد و همان روش مورد استفاده قرار می‌گرفت. به مناسبت‌های مختلف خواهران نیز هریک به تنهایی به اتاق بازی آورده می‌شدند. کاملاً آشکار بود که دختران به خودشان به عنوان کودکان انتخاب شده و به «مایک» به عنوان گوسفند سیاه خانواده نگاه می‌کردند. نگرش خشمگینانه آن‌ها در مقابل بدرفتاری مایک در اتاق بازی سهم بسزایی داشت. درست همان‌گونه که در خانه انجام می‌شد.
درمان بعد از بیست جلسه پایان یافت، زیرا درمانگر تصمیم داشت که کلینیک را ترک نماید مایک خیلی بهتر شده بود، خصومت او به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته بود و احساسات او به صورت راه‌های مورد پسند اجتماع بیان می‌گردید. اذیت او نیز کمتر شده بود و در منزل آرام بود. احساسات خود را با حالت اعتدال بیان می‌نمود، و از خود و وسایلش بهتر مواظبت می‌کرد. با وجود اینکه معلم او زیاد دلسوز نبود، در مدرسه نیز پیشرفت نمود.
والدین او نیز از نظر عاطفی آرامش بیشتری پیدا کردند. به خاطر تشخیص ضایعه مغزی در«مایک»، آن‌ها عصبی و مضطرب بودند و قادر نبودند که یک موضع قوی اتخاذ کرده، یا مقررات را اجرا نمایند. وقتی که گفتیم بیشتر مشکلات «مایک» روانی و نتیجه یادگیری اشتباه اســت، آن‌ها کاملاً تسلی یافتند. این حقه او (که هنگامی که با تهدید تنبیه شدن مواجه می‌شد صورت خود را مثل مرده رنگ پریده می‌کرد) در واقع یک شیوه آموخته شده بود تا یک عارضه مغزی، و همان‌طور که پیش‌بینی می‌کردیم از بین رفت.
«مایک» در پرتو پیشرفت‌های قابل توجه‌ای که داشت، به نظر می‌رسید اگر چنانچه درمان ادامه می‌یافت، او بسیاری از اشتباهاتش را از یاد می‌برد و پسر بسیار مقبولی می‌گشت.

خلاصه و نتیجه

از آنجا که هیچ‌کس نمی‌تواند از متغیرها در کلینیک آن‌گونه که در لابراتوار حیوانات صورت می‌گیرد کنترل دقیقی به عمل آورد، باید اعتراف کرد که به جز رفتار عملی عوامل بسیاری در محل کار وجود دارد؛ درست شبیه آنچه که در هر کلینیک سرپایی در مورد هر نوع درمان می‌تواند وجود داشته باشد. این روش درمان با روش‌های دیگر از دو جهت متفاوت اســت:
(1) شرطی شدن عامل (9) تکنیک اصلی مورد استفاده اســت (منبع 2) والدین اکثر شرطی شدن‌های لازم برای درمان را انجام می‌دهند.
نمونه‌ی سارا و مایک به منظور نشان دادن این نکته ذکر گردید که در رفتار درمانی، به معنای دقیق یا نزدیک به آن، لازم اســت که والدین و معلمان مواردی را که درمانگر تجویز می‌کند انجام دهند که در این رابطه برای آماده‌سازی آن‌ها تجربه مستقیم یا آموزش مفید می‌باشد.

پی‌نوشت‌ها:

1- مقاله‌ای از Salvatore Russo
2- Selfconcept
3- Ego
4- Operant learning
5- Sarah
6- Mike
7- Obsessive Compulsive
8- Borderline ego State

کتابنامه :
1. Eysenck, H. J., and Rachman, S. The application of learning theory to child psychiatry. 1963, in press.
2. Lovibond, S. H. The mechanism of conditioning treatment of enuresis. Behav Res Ther, 1963, 1, 17-21.
3. Talbot, M. Panic in school phobia. Am J Orthopsychiat, 1957, 27, 286-295.
4. White, J. G. The use of learning theory in the psychological treatment of children. J. Clin Psychol, 1957, 15, 229-233.
5. Williams, C. D. The elimination of tantrum behavior by extinction procedures: Case report. J Abnorm (Soc) Psychol, 1959, 59, 269.

منبع مقاله :
لندرث، گاری.ل؛ (1390)، بازی درمانی (دینامیسم مشاوره با کودکان)، ترجمه‌ی خدیجه آرین، تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ نهم

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط




کلماتی برای این موضوع

وبلاگ روانشناسی شفای درون آشنائی با …وبلاگ روانشناسی شفای درون آشنائی با روانشناسان بزرگ جهان وبلاگ روانشناسی شفای درونپژوهشی مقالات علمی مواد درسی پایه اول تعداد صحفه پایه دوم تعداد صحفه پایه سوم تعداد صحفه پایه چهارم کارل راجرز کارل رانسوم راجرز پدر جنبش استعدادهای بالقوه بشر و یکی از سه روان – د رمانگر معتبر و فلسفه کودک صفحه کارگروهی ارسال مطالب آموزش …کارشناسان تعلیم و تربیت بر این باورند که آشناسازی کودکان با تفکر می‌تواند تأثیرات عشق ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزادعشقعشق از مسائل بنیادین عرفان و تصوف اسلامی است، چندانکه بدون در نظر گرفتن آن، عرفان و علل خودکشی مردان و زنان جامعه شناسی خودکشی کیورد خودکشی ، علل خودکشی ، آمار خودکشی ، ، خودکشی زنان ، جامعه شناسی خودکشی


ادامه مطلب ...