مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مسافرکشی با بنز گرانقیمت سرقتی در حومه تهران!

جام جم سرا به نقل از ایران: عصر ۳۱ مردادماه سال جاری مأموران کلانتری ۱۳۴ شهرک غرب تهران در جریان سرقت خودرو گرانقیمتی در مسیر جنوب به شمال بزرگراه یادگار امام (ره) قرار گرفتند.
پلیس با حضور در محل سرقت با مرد شیک‌پوشی که با وضعیت نامناسبی روی چمن‌های کنار بزرگراه نشسته بود، روبه‌رو شد. مرد شیک‌پوش به پلیس گفت: قصد فروش خودرو بنزم را داشتم و آن را در روزنامه آگهی دادم که از امروز تماس‌هایی برای خرید خودرویم گرفته شد. در این تماس‌ها مردی چرب‌زبان خواست برای دیدن خودرویم با هم قرار ملاقات بگذاریم و ساعت ۴ ظهر بود که وی به در خانه‌ام مراجعه کرد.
وی افزود: خریدار خودرویم مردی کت و شلواری بود و پس از توافق درباره قیمت خودرو پیشنهاد داد برای اطمینان از بی‌رنگ بودن بنز به مغازه صافکاری و نقاشی برویم.
این مرد ادامه داد: به مرد شیک‌پوش اعتماد کرده بودم و با هم سوار بنز شدیم که ناگهان در مسیر ماسکی را روی صورتم گذاشت و همین کافی بود تا بی‌حس شوم، نمی‌توانستم هیچ حرکتی کنم.
قدرت دفاع از خودم را هم نداشتم تا اینکه دزد خودرویم، با تهدید مرا مجبور به توقف کرد و سپس مرا از خودرو پیاده و روی چمن‌ها گذاشت و از آن زمان به بعد روی چمن‌ها بیهوش بودم و زمانی که بهوش آمدم تنها توانستم از پلیس کمک بگیرم.


با ادعاهای مرد شیک‌پوش مأموران اجرای طرح مهار در بزرگراه‌ها بویژه مسیرهای خروجی شهر را در دستور کار خود قرار دادند که این عملیات بی‌نتیجه بود.
تجسس‌های پلیسی ادامه داشت تا اینکه با گذشت سه روز مأموران گشت کلانتری پردیس به رفتارهای سه جوان بنز سوار مشکوک شدند و با بررسی شماره پلاک این خودروی لوکس متوجه شدند پلاک مربوط به خودروی دیگری است.
مأموران در بررسی خودرو دو پلاک دیگر را در صندوق عقب بنز پیدا کردند و متوجه شدند بنز نقره‌ای همان است که در بزرگراه یادگار امام (ره) به سرقت رفته است.
بازجویی‌های پلیسی از سه جوان که احتمال می‌رفت اعضای یک باند حرفه‌ای باشند کلید زده شد ولی بجز دزد اصلی خودرو، دو مرد دیگر اصرار بر بی‌گناهی داشتند و ادعا می‌کردند از آژانس برای آمدن به پردیس خودرویی اجاره کردند و نمی‌دانستند بنز لوکس دزدی و راننده آژانس یک تبهکار است.
با وجود این مأموران همزمان با تحقیق از دزد جوان و شنیدن اعترافات وی در زمینه چگونگی سرقت تجسس‌های خود را روی ادعای بی‌گناهی دو سرنشین دیگر متمرکز کردند.
در نهایت، فرمانده انتظامی شهر پردیس گفت: بررسی‌های قضایی پلیس نشان داد دو جوانی که در زمان دستگیری دزد خودروی بنز بازداشت شده بودند ناآگاهانه و بدون اطلاع از سرقتی بودن بنز و نیت دزد که به عنوان راننده در آژانس تاکسی مشغول به کار شده بود، مورد اتهام قرار گرفته‌اند و پس از بررسی‌های پلیسی قضایی تبرئه شدند.


ادامه مطلب ...

مسافرکشی به سبک زنانه!

۷ سالی می‌شود؛ قبل از آن مربی تعلیم رانندگی بوده. می‌گوید: «دیگر حوصله‌اش را نداشتم، ۱۰ سال مربی بودم، کم نیست. سر و کله زدن با هنرجوها اعصاب می‌خواهد البته کارم را دوست داشتم اما خوب، سخت بود دیگر؛ این طوری راحت ترم، اختیار کارم دست خودم است.»
نگاهم می‌افتد به دستکش پارچه‌ای سفید که دستش کرده. می‌پرسم: «فقط مسافر خانم سوار می‌کنید؟» می‌گوید: «بیشتر خانم البته این‌طوری نیست که فقط خانم‌ها را سوار کنم. مسافر مرد هم سوار می‌کنم اما مواقعی که مسافر خانم هم در ماشین باشد. خدا را شکر تا به حال مشکلی پیش نیامده، اوایل که کار می‌کردم برای بیشتر مسافرها جالب بود که راننده، خانم است. می‌دانید، به هر حال هنوز تاکسی بانوان و راننده خانم، چندان باب نبود؛ حالا هم البته با وجود اینکه تعداد مسافرکش‌های خانم بیشتر شده، اما هنوز هم به نظر مردم جالب است. همه انتظار دارند مردها راننده تاکسی باشند. با دیدن یک خانم پشت فرمان، تعجب می‌کنند. البته رانندگی خانم‌ها کلاً مسأله جا‌افتاده‌ای است اما مسافرکشی خانم‌ها هنوز آن‌طور که باید جا‌نیفتاده. بعضی مسافرها هنوز هم وقتی می‌بینند راننده، زن است، کمی تردید می‌کنند و بعد سوار می‌شوند.»
خانم راننده انگار که یاد خاطره‌ای افتاده باشد، لبخند می‌زند و ادامه می‌دهد: «یک بار جلوی پای یک خانم که با دختر کوچکش منتظر تاکسی بود، ترمز کردم. توجهی نکرد. پرسیدم، مسیرتان کجاست خانم؟ گفت، خیلی ممنون. گفتم، من مسافرکشم. جواب داد، بله مشخص است، اما من جانم را دوست دارم. به رانندگی خانم‌ها اعتمادی نیست!»
خنده‌ام می‌گیرد، تصور اینکه به کسی که خودش مربی تعلیم رانندگی بوده، بگویند به رانندگی ات اعتمادی نیست، عجیب و تاحدودی خنده دار به نظر می‌رسد.
می‌گوید: «خلاصه که از خیر آن مشتری گذشتم اما بعدش با خودم فکر کردم، وقتی خود خانم‌ها همدیگر را قبول ندارند، چطور می‌شود از مردها انتظار داشت رانندگی خانم‌ها را جدی بگیرند؟!» و بعد باز هم با خنده ادامه می‌دهد: «آقایون همین‌جوری کلی ما را اذیت می‌کنند و از رانندگی مان ایراد می‌گیرند. خدا نکند اشتباهی از یک خانم سر بزند! دیگر می‌شود واویلا! حرف زیاد شنیده‌ام از راننده‌های مرد اما به نظرم مهم نیست. گاهی از شوخی هایشان خنده‌ام هم می‌گیرد. ناراحت نمی‌شوم ولی بعضی وقت‌ها هم واقعاً زورم می‌گیرد. زمانی که کسی بخواهد از موقعیت سوءاستفاده کند، به هرحال مهم نیست بالاخره این جور مسائل حل می‌شود.»
دو تا خانم مسافر می‌خواهند پیاده شوند، کرایه را می‌پرسند. خانم راننده با لبخند می‌گوید: «قابلی ندارد، هزار تومان! اگر دارید، خرد بدهید لطفاً» مسافرها داخل کیف‌شان دنبال پول خرد می‌گردند. آخر سر اسکناس سبز هزاری پیدا می‌شود، پول را می‌گیرد و می‌گوید: «خدا برکت!» این را یک جور خوبی می‌گوید، از ته دلش. مسافرها که پیاده می‌شوند، می‌پرسم: «کم نگرفته‌اید؟ این مسیر را نفری هزار تومان هم می‌گیرند، شما دو نفر را هزار تومان گرفتید!» می‌گوید: «خوب است همین قدر، ترافیک نبود، زود رسیدیم. البته درستش 700 تومان بود اما خرد هم نداشتم بقیه‌اش را بدهم. اشکال ندارد، خدا برکت بدهد.» زیر لب می‌گویم: «آمین.»
می‌گوید: «راستی، این دریاچه که می‌گویند، می‌دانید کجاست؟ بچه‌ها توی مدرسه شنیده‌اند. خیلی دوست دارند بروند، گفتم این جمعه ببرمشان. حالا جای خوبی هست؟ ارزش رفتن دارد؟»
آدرس دریاچه را می‌دهم. می‌گویم: «خوب است حتماً خوششان می‌آید،چند سال‌شان است؟» «یکی شان دوم راهنمایی، آن یکی پنجم است؛ ملیسا و مهسا.» و بعد دست می‌کند توی داشبرد و یک جاکارتی مشمایی درمی‌آورد و می‌گیرد طرفم که عکس دخترها در آن است. «خدا برایتان نگهشان دارد. چقدرهم خوشگل هستند، به خودتان رفته‌اند.»
از این تعریف، بی‌اختیار لبخند می‌زند ومی‌گوید: «نه بابا! من که قیافه‌ای ندارم، به پدرشان رفته‌اند» و بعد انگار که دلش ناگهان بگیرد، صورتش حالت غمزده پیدا می‌کند، چیزی نمی‌پرسم از اینکه پدر بچه‌ها کجاست؟
آنقدر گرم حرف زدن شده‌ایم که اصلاً نمی‌فهمم کی رسیده ایم. اسکناس هزار تومانی را می‌گیرم طرف اش، با دستکش سفیدش، دنبال پول خرد می‌گردد، می‌گویم: «باشد.» با تعارف زیاد، قبول می‌کند. می‌گوید: «خدا برکت بدهد.» یک جور خوبی می‌گوید، از ته دلش. (روزنامه ایران)

729


ادامه مطلب ...

حکم شرعی مسافرکشی با خودرو شخصی درآمد رانندگان متخلف

یکی از اموری که علی رغم تبلیغات فراوان در سال های اخیر کماکان در کشور ما کمتر به آن توجه می شود رعایت قوانین در همه امور و علی الخصوص در زمینه راهنمایی و رانندگی است. از طرفی با توجه به عدم همخوانی دخل و خرج در زندگی های امروزی خیلی از افراد به مسافرکشی با ماشین شخصی می پردازند. برخی رانندگان تاکسی هم از اینکه ماشی های شخصی جایشان را تنگ می کنند یا باعث کم شدن مسافرها می شوند ناراحتند. سوال اینجاست که آیا با توجه به ناراحتی تاکسی داران، درآمد مسافرکشی برای رانندگان ماشین های شخصی شبهه دار نیست؟ آیا این درآمد حلال است؟

پاسخ:
اجمالا باید بدانیم که درآمد حاصل از این نوع مسافرکشی شبهه و اشکالی ندارد و حلال است. هرچند تخلف از قانون چه در اینجا و چه در هر کار دیگری جایز نیست. پس اگر قانونی موجود باشد که بگوید مسافرکشی در مکان یا شهر خاصی برای ماشین های غیر تاکسی قانونی نیست لذا خلاف آن عمل کردن جایز نیست ولی در هر صورت درآمد حرام نمی شود.

پاسخ دفتر مراجع تقلید:
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):
فی نفسه اشکال ندارد، ولی اگر در این زمینه مقرراتی وجود دارد باید مراعات شود. و اگر چنین عملى خلاف مقررات باشد گرچه جایز نیست، ولى پول بدست آمده حلال است و مانع ندارد.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
حلال است.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
در آمد او اشکال ندارد ولی از قوانین و مقررات حکومت اسلامی تخلف نکنید.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
مانعی ندارد.
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
در صورتی که تخلف از قوانین نباشد اشکال ندارد.

***
سه نکته:
* کار حلال با تخلف حرام نمی شود
باید توجه داشت که لزوماً تخلف از قانون موجب حرام شدن درآمد نخواهد شد. زیرا کار رانندگی از نظر شرع کاری صحیح و حلال و درآمدش هم حلال است. پس کار حلال با تخلف حرام نمی شود.
** چگونه درآمد حرام می شود؟
بله اگر خود کار از لحاظ شرعی ایراد داشت درآمدش نیز دچار مشکل می شد مانند درآمد حاصل از فروش آلات قمار.
*** حکم شرعی درآمد رانندگان متخلف
مطابق فتاوای فوق متوجه خواهیم شد درآمد رانندگانی هم که در حین رانندگی مرتکب خلاف های متعدد رانندگی می شوند حرام نخواهد شد. هرچند از یاد نبریم به فتوای فقها خلاف قانون مساوی است با خلاف شرع و معصیت.


ادامه مطلب ...