مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

نرخ‌های جدید برای معاینه؛ هم مردم ناراضی‌اند هم پزشکان

نارضایتی پزشک‌ها، بیش از همه از قیمت ویزیت هاست. ویزیتی که هر سال همین موقع‌ها، از سوی دولت تعیین می‌شود و یک سالِشان را تعیین تکلیف می‌کند. آن‌ها این قیمت‌ها را قبول ندارند، می‌گویند کم است، واقعی نیست و با نرخ تورم جور در نمی‌آید؛ اما بیماران در طرف مقابل قرار می‌گیرند. آن‌ها هم ناراضی‌اند و در عین حال معترض. آن‌ها از گرانی ویزیت‌ها در بخش خصوصی، از تعرفه‌های که به دلخواه برخی پزشکان بالا می‌رود، از خطاهای پزشکی، از تشخیص‌های نادرست و... ناراضی‌اند و اعتراض دارند. در کنارشان، گروهی هستند که شاید بیمار نباشند، بیمارستان نروند، با مراکز درمانی و مطب پزشکان، درگیری مالی و... نداشته باشند، اما بدبین شده‌اند. بددلی آن‌ها به قشری است که تا پیش از این، دردشان را درمان بودند و گرفتاری جسمی و روحیشان را مداوا می‌کردند اما حالا همین گروه را بشدت به باد انتقاد می‌گیرند و اعتراض می‌کنند؛ آن‌ها بی‌کیفیت بودن تجهیزات پزشکی چینی، تقلبی بودن برخی از دارو‌ها، عوارض دارویی و... را هم به پای پزشکان می‌نویسند. حالا فضاهای مجازی بیش از گذشته فضا را برای اعتراض این گروه باز کرده است.
اردیبهشت ماه هر سال، وزارت بهداشت، تعرفه‌های پزشکی را اعلام می‌کند. امسال هم به رسم سال‌های قبل، محمد آقاجانی، معاون درمان وزارت بهداشت از افزایش ١۵ درصدی تعرفه‌ها خبر داد. اعتراض مردم و پزشکان به همین تعرفه‌ها، تا جایی رفت که به موضوع گفت‌و‌گوی ویژه خبری پنجشنبه شب گذشته تلویزیون تبدیل شد. معاون درمان وزارت بهداشت، علی نوبخت، دبیر مجمع انجمن‌های علمی پزشکی کشور به صورت حضوری و محمد جهانگیری، معاون سازمان نظام پزشکی نیز به صورت تلفنی در بحث شرکت کردند.
معاون درمان وزارت بهداشت در این گفت‌وگوی تلویزیونی، بر کار‌شناسی بودن تعرفه‌ها تأکید کرد و گفت که تصمیم دولت مناسب بوده. او ویرایش کتاب ارزش‌های سلامت را قدم بزرگی برای درست کردن تعرفه‌ها دانست.
پاییز‌ سال گذشته بود که وزارت بهداشت برای واقعی کردن تعرفه‌های پزشکی، کتاب ارزش‌گذاری خدمات سلامت را اجرا کرد، آن زمان مسئولان وزارت بهداشت خط بطلانی بر تعرفه‌های نامتعارف کشیدند و در راستای از میان برداشتن زیر می‌زی‌ها و تخلفات برخی گروه‌های پزشکی، بر اجرای این کتاب تأکید کردند.
نزدیک به ۵ ماه گذشت، این بار با تعیین تعرفه‌های جدید، پزشکان باز هم راضی نشدند. این درحالی بود که دو بار افزایش تعرفه‌ها در‌ سال گذشته، قیمت خدمات درمانی را بالا برد. معاون درمان وزارت بهداشت اما این اعتراض‌ها را نپذیرفت: «این تعرفه‌گذاری براساس توازن است، ادعا نیست. قیمت‌ها واقعی است.»
محمد جهانگیری معاون سازمان نظام پزشکی هم در این میزگرد اظهارنظر کرد. او تأکید کرد که به شورای عالی بیمه، افزایش تعرفه از ١۵ تا بالای ۴٠‌درصد پیشنهاد داده شد که متوسط افزایش در بخش خصوصی ١۴‌درصد بود.
در این میان بیشتر از همه مردم نگران هستند، نگرانند که تعرفه‌های بیشتری پرداخت نکنند؛ اما معاون درمان وزارت بهداشت این اطمینان خاطر را داد که «در طراحی تعرفه‌ها، هیأت وزیران تعادل بین منابع بیمه و تعرفه‌ها را به وجود آورده و رشد منابع بیمه ١۴‌درصد و رشد تعرفه‌ها ٩‌درصد است. مردم در بیمارستان‌های دولتی شهر‌ها، ۶‌درصد و در روستا‌ها ٣‌درصد پرداخت می‌کنند مابقی را بیمه می‌دهد.»
او اما اشاره‌ای به وضع تعرفه‌های بخش خصوصی نکرد.‌‌ همان بخشی که مردم حالا پس از مواجهه با صف‌های طولانی بیمارستان‌های دولتی به بخش خصوصی رفته‌اند اما آنجا توانایی پرداخت ندارند.
معاون سازمان نظام پزشکی به این موضوع اشاره کرد و گفت: «با این تعرفه‌های جدید هنوز فاصله بین تعرفه بخش دولتی و خصوصی باقی مانده. در بخش خصوصی، بیماران از جیب خود پرداختی زیادی دارند و هنوز تعیین تکلیف نشده‌اند.»


مردم چه می‌گویند

اما این‌ها حرف‌های پزشکان است، آن‌ها در میزگرد‌ها، گزارش‌ها و مصاحبه‌های تلویزیونی حرف‌هایشان را می‌زنند، مردم اما، این روز‌ها، در فضای مجازی حرف‌هایشان را می‌زنند. هر کجا محلی برای نظردهی داشته باشد، آن‌ها از گلایه‌هایشان می‌نویسند.
علی یکی از آنهاست. او در بخش نظردهی سایت خبرآنلاین در واکنش به صحبت‌هایی که در این میزگرد تلویزیونی شد، می‌نویسد: «متاسفانه پزشکی در ایران به یک تجارت تبدیل شده، پزشکان بیش از آنکه نگران سلامت بیماران خود باشند نگران پروژه‌های ساخت‌وساز و... هستند.»
یکی دیگر به نقش بیمه‌ها اشاره می‌کند: «وقتی دولت ٨٠‌درصد بیمه را می‌دهد دیگر چه لزومی دارد تعرفه بالا برود.»
او این را هم می‌نویسد که: «در درمانگاه‌ها پزشکان عمومی و متخصص با کمترین توقع به بیماران خدمات می‌دهند، حق ویزیت هم متناسب با معیشت مردم است.»
یکی دیگر هم که نامش را ننوشته، به مقایسه درآمد‌ها اشاره می‌کند: «درحالی‌که دریافتی متوسط کارمندان دولت یک و نیم تا دو تومان است پزشکان متخصص بالای صد‌میلیون تومن می‌گیرند و ناراضی‌اند. چرا یک پزشک متخصص ده برابر یک قاضی عالیرتبه و استاد تمام دانشگاه حقوق می‌گیرد؟»
شخص دیگری که به نظر می‌رسد پزشک است، نوشته: «نمی‌دانم این چه کینه‌ای است که مردم به پزشکان پیدا کرده‌اند و فقط به حقوق این قشر اعتراض می‌کنند، همه شغل‌ها چه مستقیم چه غیرمستقیم به گونه‌ای با جان مردم سر و کار دارند.»
البته گروهی هم در دفاع از پزشکان نوشته‌اند که این تعرفه‌ها با توجه به تورم بسیار ناعادلانه است و مردم به راحتی برای سیگار و قلیان و فست‌فود پول می‌دهند اما نوبت به ویزیت پزشک می‌شود، زورشان می‌آید. با این همه محمد صاحب‌الزمانی، دبیر شورای عالی سازمان نظام پزشکی یک راه‌حل را برای از میان بردن نارضایتی مردم و پزشک پیشنهاد می‌کند؛ آن هم برداشتن ارتباط مالی میان این دو گروه است.
او می‌گوید: «مردم مالیات می‌دهند، بنابراین دیگر برای بخش سلامت هم نباید پول بیشتری از جیبشان بدهند، دولت باید این اختلاف‌ها را پرداخت کند.» او نارضایتی پزشکان را محدود به گروه خاصی می‌داند. «برخی پزشکان هر کاری کنید، راضی نمی‌شوند، این‌ها جزو حداقل‌ها هستند، راه پزشکان زیاده طلب از بقیه جداست.»


نگرشی که باید ترمیم شود

اما ماجرای این اعتراض‌ها و نارضایتی‌ها چیست. مردم در سال‌های اخیر، اظهار نظرهای صریح و شفاف تری درباره جامعه پزشکی می‌کنند، انتقاد‌هایشان تند است و بیش از همه هم به درآمد‌ها اعتراض دارند. مقایسه درآمد یک تا دو‌میلیون تومانی خودشان با چند ده میلیونی پزشکان، بیش از همه گلایه‌مندی را افزایش داده. آن‌ها افزایش ویزیت را حق پزشکان نمی‌دانند.
اردشیر گراوند، جامعه‌شناس، به همین موضوع اشاره می‌کند. او با این‌که معتقد است که مردم هنوز به جامعه پزشکی اعتماد دارند، می‌گوید: «گاهی شرایطی پیش می‌آید که خودآگاه یا ناخودآگاه یک قشر در مقابل مردم قرار می‌گیرند، این شرایط گاهی به مسأله غذا و معیشت، گاهی به امنیت و گاهی هم به سلامت مردم مربوط می‌شود، پزشکان قشری هستند که همیشه تأمین‌کننده سلامت مردم بوده و مردم هم به آن‌ها احترام گذاشته‌اند.» به اعتقاد او، قشر پزشک هم مانند خیلی از قشر‌ها که دچار فساد می‌شوند، با این موضوع مواجه شده و باعث شده تا اعتماد مردم نسبت به آن‌ها کم شود، این موضوع هم به دلیل ارتباط مستقیم بیمار و پزشک است.
او در توضیح این موضوع ادامه می‌دهد: «گرفتن زیرمیزی، خطاهای پزشکی و... منجر شده تا چنین دیدگاهی در میان مردم ایجاد شود، به‌هرحال پزشکان همیشه گروه تحصیلکرده پولداری بودند که حالا به خاطر فسادی که در میان بخشی از آن‌ها ایجاد شده، مردم در مقابلشان قرار گرفته‌اند.»
این جامعه‌شناس، دفاع‌های نابجا از پزشکان در پی پخش برنامه طنز یا تکذیب مکرر برخی خبر‌ها را در ایجاد واکنش تند از سوی مردم بی‌تأثیر نمی‌داند: «زمانی که تعداد یک قشر زیاد می‌شود، احتمال وجود افراد ضعیف و ناتوان در میانشان بالا می‌رود، به همین خاطر هم ممکن است خطاهای پزشکی روند صعودی بگیرد و با انتشار این خبر‌ها که بازتاب‌های زیادی هم دارد، بدبینی نسبت به آن‌ها ایجاد شود.»
گراوند معتقد است که اگر مردم به سیستم بهداشت و درمان جامعه بی‌اعتماد شوند، سلامت آن جامعه به خطر می‌افتد: «مردم این روز‌ها هر خطای پزشکی را به پای پزشکان می‌نویسند، اگر این نگرش مردم هرچه سریع‌تر ترمیم نشود، باید نگران وضع بهداشت و درمان کشور شد.»
با این حال او تأکید می‌کند که مردم وجدان جمعی جامعه هستند و قضاوتشان دروغ نیست. اگر آن‌ها به قشر خاصی بدبین شده‌اند، اظهار نظرهای تند می‌کنند و معترضند، باید اطمینان داشت که اتفاقی در جامعه پزشکی رخ داده. به همین خاطر نظام مدیریت سلامت کشور باید به این موضوع رسیدگی کند.


جامعه نظام گفت‌و‌گو ندارد

اسماعیل قدیمی، استاد ارتباطات، اما معتقد است که بدبینی مردم از آنجایی نشأت می‌گیرد که جامعه فاقد یک نظام گفت‌و‌گوست.
او می‌گوید: «به خاطر نبود همین نظام گفت‌وگو، مردم به قشرهای مختلف دچار بدبینی شده‌اند، چون ارتباطی برای حل مسائل وجود ندارد، خودخواهی و نبود فضای انتقاد به این بدبینی و بی‌اعتمادی دامن می‌زند. زمانی که این موضوع به قشری مربوط می‌شود که تحصیلکرده هستند، واکنش‌ها شدت بیشتری به خود می‌گیرد.»
او بر این نظر است که: «واکنش مردم به قشر خاصی مانند پزشکان، حلقه مفقوده روابط اجتماعی در کشور است.»
این استاد ارتباطات به موضوع کلان‌تری اشاره می‌کند. به اعتقاد او، روابط اجتماعی در جامعه ما از پایه دچار مشکل است، نظام کار، حقوق و مزایا و دستمزد‌ها همه ایراد دارد، همین هم می‌شود تا مردم نسبت به گروهی که حقوق بیشتری می‌گیرد، واکنش نشان دهند و اعتراض کنند.
او می‌گوید: «جامعه ما تحول عمیقی را پشت سر گذاشته، اما نتوانسته این موضوع را مدیریت کند.»
قدیمی، یکی از ایرادهای نظام سلامت را بکارگیری پزشکان در پست‌های مدیریتی می‌داند: «پزشک، پزشک است، نباید در جایگاه مدیریت حضور داشته باشد، رئیس بیمارستان و معاون و... باید در زمینه مدیریت تخصص داشته باشد، این موضوع هم تنها به وزارت بهداشت محدود نمی‌شود، همه سیستم‌ها با این مشکل مواجهند». (شهروند)


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.


ادامه مطلب ...

چرا همیشه متاهلها از ازدواج ناراضی‌اند و مجردها را منع‌ می‌کنند؟

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرآنلاین، این بار حرف از تجرد و دلایل ازدواج نیست. این بار می‌خواهیم از موضوع دیگری حرف بزنیم. از موضوعی که شاید مخاطبانش دختران و پسران مجرد نباشند اما بارها و بارها زمانی که حرف از ازدواج به میان آمده جملاتی را از کسانی شنیده‌اند که خود زندگی متاهلی را تجربه کرده‌اند.


این بار روی سخن ما به سوی ۱۱ میلیون و ۲۴۰ هزار نفر مجردی که ۵ میلیون و ۵۷۰ هزار نفر آن را مردان و ۵ میلیون و ۶۷۰ هزار نفر آن را زنان تشکیل می‌دهند، نیست. این بار مخاطبان ما هزار و ۸۹۵ زوجی است که در هر شبانه روز در ایران پای سفره عقد می‌نشینند و به زندگی مشترک زیر یک سقف پاسخ مثبت می‌دهند. مردان و زنانی که برای رسیدن به این مرحله شیرین زندگی از هفت‌خوان سخت ازدواج گرچه تن خسته ولی به سلامتی گذشته‌اند و توانسته‌اند رویای خود را به حقیقت بدل کنند.

نگاهی به ازدواج‌ در سال ۹۵ از دید آمار و ارقام

آخرین آمارهای ثبت شده در سازمان ثبت احوال کشور در دی ماه سال جاری نشان می‌دهد که 53 هزار و 313 ازدواج در طول این ماه در کشور به ثبت رسیده است. براساس این آمار استان تهران با ثبت ۸ هزار و 426 ازدواج رتبه اول ازدواج‌ها و استان سمنان با ثبت ۴۱۶ ازدواج کمترین آمار را به خود اختصاص داده‌ است. پس از تهران اما خراسان رضوی، خوزستان و فارس از جمله استان‌هایی بوده‌اند که بیشترین آمار ازدواج را به ثبت رسانده‌اند. اما از آنجایی که سال ۹۵ همچنان ادامه دارد آمار دقیق و جامعی از کل ازدواج‌ها در کشور ارائه نشده است. با این حال می‌توان از جمع کل ازدواج‌ها از ابتدای سال تا دی ماه فهمید که ۵۸۸ هزار و ۹۸۶ ازدواج در طول ۱۰ ماه در ایران به ثبت رسیده است که مرداد ما با ثبت 9۲هزار و 704 ازدواج بیشترین آمار ثبت شده را به خود اختصاص داده است.

براساس آمار سازمان ثبت احوال در سال ۹۴ اما در کل کشور 685 هزار و 352 ازدواج به ثبت رسیده که از این تعداد 562 هزار و 671 ازدواج در شهرها و 122هزار و 681 ازدواج در روستاها به ثبت رسیده است. تهران همچنان در این سال با ثبت 86 هزار و 883 بالاترین آمار و استان سمنان با ثبت 4هزار و 705 ازدواج پایین‌ترین آمار را به خود اختصاص داده‌اند.

ازدواج۴۵


ناراضی یا پشیمان اما طلاق نه!

فکر نوشتن این گزارش از آنجا آغاز شد که خبرآنلاین با موجی از اظهارنظرهای کاربران در رابطه با علل و عوامل افزایش تجرد جوانان مواجه شد که حکایت از یک واقعیت تلخ داشت. واقعیتی که تنها مختص به فضای مجازی نبود. واقعیتی که شاید به چالش کشیدن آن بتواند پرده از ماجرای طلاق در ایران بردارد یا شاید به کاهش آن کمک کند. واقعیتی به نام «رضایت در عین نارضایتی».

ناراضایتی از ویژگی‌های انسان است حتی اگر در اوج باشد. نارضایتی از زندگی مشترک موضوع مختص به زوج‌های در آستانه طلاق و جدایی نیست، حتی مختص به مرد و زن. این‌ روزها بسیاری از زوج‌هایی ایرانی که زندگی آرام یا نیمه‌ آرامی دارند در عین حال که علاقه‌ای به جدایی از همسر خود را ندارند اما از زندگی زناشویی خود ناراضیند و به افراد مجرد توصیه می‌کنند که اشتباه آنان را تکرار نکنند. شاید دلیل این امر بار سنگین مسئولیت زندگی مشترک باشد یا شاید آزاد زیستن در دوران مجردی. با این حال اما این ناراضایتی که شاید پشیمانی از ازدواج را در پی داشته باشد می‌تواند ساحل آرام زندگی مشترک را متلاطم و پریشان کند.

سن ازدواج


نظر متاهلان درباره ازدواج

آنچه خواهید خواند بخشی از نظراتی است که کاربران خبرآنلاین درباره ازدواج در گزارش‌های مختلف بیان کرده‌اند. نظراتی که حکایت از توصیه آنها به مجردانی دارد که ازدواج دغدغه اصلی آنها به حساب می‌آید.

کوروش یکی از کاربرانی است که گرچه طنز را دست مایه سخن خود قرار داده اما خلاصه کلامش این است که ازدواج پشیمانی به همراه دارد. او می‌گوید: «بچه ها قدر مجردی رو بدونید ازدواج نکنید پشیمون می‌شید بدبخت می‌شید بیچاره می‌شید آخرش می‌شید مث من. نوکر همتونم ازدواج نکنیدددددد.»

کاربر دیگری به نام آرش در تایید حرف کوروش نوشته است: «اشتباه‌ترین اتفاق در زندگی ازدواجههههه، فقط زندگی به سبک اروپایی‌ها و امریکایی‌ها خوبه»

البته مخالفت با زندگی مشترک واکنش بسیاری از کاربران را به همراه داشته است. کاربری به نام علی در موافقت با ازدواج خطاب به کوروش نوشته است: «آقا کوروش باید بگم که لکه دار کردی نام کوروش بزرگ رو با این پیام بی ارزشی که برای مجردها فرستادی واقعا متاسفم برات.چطور میتونی یه همچین نسخه ای برای جوونها بپیچی؟عزیزم تو خودت شکست خوردی و تو زندگیت درست انتخاب نکردی دلیل نمیشه که همه جوونها مثل تو اشتباه انتخاب کنن. من هم این دوران مجردی و همه سوالهایی که جوونها تو سرشونه رو گذروندم و از مجردیم هم واقعا لذت بردم و بسیار تردید داشتم برای ازدواج ولی با کمک خدای بزرگ و پشتکار بسیار زیاد خودم همسر ایده آلم رو پیدا کردم و بعد از شیش سال هر روز که میگذره خدا رو برای این انتخاب شکر میکنم.این هم بهتون بگم که فرق خوشبختی مجردی در مقابل خوشبختی زندگی مشترک مثل فرق بازی فیفا و فوتبال واقعی میمونه درسته که زندگی مجردی راحتتره ولی زندگی واقعی یه چیزدیگس»

مشکلات اقتصادی علت پیشیمانی است؟!

با این حال اما آن طور که از نظرات کاربران می‌توان نتیجه گرفت مشکلات اقتصادی بیشترین عاملی است که متاهلان به ویژه مردان را از ازدواج پشیمان کرده است.

کاربری به اسم روین در واکنش به دفاع علی با بیانی طنز نوشته است: «داداشم یزار یکی دو سال از ازدواجت بگذره، اونوقت بهت میگم همراه یعنی چی؟ بهترین کار رو کردی همینجور پر قدرت به راهت ادامه بده. یکی دو سال دیگه بیا اینجا کامنت بزار بگو چقدر زندگی داره بهت حال میده ....»

کاربری به اسم علی در پاسخ به کسانی که از زندگی مشترک دفاع کرده‌اند، نوشته است: سلام دوستان چه بخواییم چه نخواییم شرایط فعلی ما همینه اکثرا مشکل اقتصادی داریم ولی وقتی ازدواج کنیم وضعیتمون از اینی که هست بدتر نمیشه. توکل به خدا داشته باشیم که خودش گفته در ازدواج از فقر نترسید. من دوماهه عقد کردم خداروشکر داره خوب پیش میره البته همراهم خیلی مهمه خیلی یعنی ی دختری باشه که بفهمه و درکش بالا باشه اینم برمیگرده به سن و سال طرف اگر سن بین 26 تا 30 داشته باشه منطقی تره. ما مگه چندبار بدنیا میاییم. اونایی که میترسین از مشکلات مالی ازدواج ، یک یاعلی بگید و ازدواج کنید خدا هواتونو داره از اونایی که ازدواج کردن بپرسید.»

کاربر به نام محمد شایگان تمام قد از زندگی مجردی دفاع کرده و نوشته است: «آقا زن نگیرید. من گرفتم اینقدر زندگی فشار اورده اینقدر بی پولی فشار اورده هر نوع مریضی که بگی گرفتم، از زخم معده گرفته تا قلب و عروق، پولم ندارم برم دکتر، 27 سال بیشتر ندارم ولی آنچنان ضعف اعصاب دارم که حد ونصاب نداره. نگیر آقا نگیر، منم غلط کردم گرفتم.»

پس رفت به جای پیشرفت بعد از ازدواج

وضعیت اقتصادی، افزایش بار مالی، قسط و قرض‌ و کاهش درآمد از جمله دلایلی است که مردان متاهل را از ازدواج پشمیان کرده است.

کاربری نوشته است: «من ده سال پیش ازدواج کردم و زود هم پشیمون شدم قبل از ازدواج درآمد خوب بنز صفر احترام داشتم چند نفری هم دورم نون می خوردند بعد از ازدواج زود پشیمون شدم به خاطر بچم تحمل کردم لطمه نخوره الان کار درستی ندارم ماشین و پولامو زنم گرفت چیزی تو دستم نمونده الان دیگه تحملشو ندارم خونمو میفروشم مهرشو بدم طلاقش بدم همشون مثل همند چیزایی که یه عمر و خونه باباش نمیدید یه شبه صاحب شد چه حرفهایی میزد الان همه زندگیم شده مالش و ... نکنید جوونا زیر بار مهر سنگین نرین شرط کنید اموالتون مال مرده پشتوانه مرده اگه اومد قبول کرد میخواد زندگی کنه خودتو میخواد اگه نه که میخواد بکنه ازت و سواری بگیره و پشیمون میشی.»

کاربر دیگری به اسم حسین نوشته است: «ای کسانی که تصمیم دارید ازدواج کنید یا در شرف ازدواج هستید، بدانید و آگاه باشید، تمام عمرتان را صرف قسط و بدبختی خواهید کرد. جامعه امروز ما جامعه ای نیست که دیگه بشه توش "عاشق واقعی" پیدا کرد. همه چی تصنعی و ریا. یه سلامی هم بکنم به مسئولین که واقعا جامعه خوبی ساختند. داریم به نقطه ای میرسیم که دخترها و پسرها دارن از هم متنفر میشند.»

امیر که از سخنانش پیداس یکی از کسانی است که زندگی مشترک خود را دوست دارد اما از بار و فشار مالی شکایت کرده و نوشته است: «پیشنهاد من به جوانان به عنوان کسی که هشت سال است ازدواج کرده این است که پول بسیار مهم است باید یک طرف قضیه پول داشته باشه با اینکه بسیار با همسرم تفاهم دارم ولی وقتی نه جرات بچه دار شدن دارم نه آینده روشنی می بینم کم کم دارم به این نتیجه می رسم که یک جای کار اشتباه کردم با ماهی سه چهار میلیون تومان به جایی نمی رسم پس کی باید از زندگی لذت ببرم...شاید خیلیها بگویند همین که زیر یک سقف بدون تنش زندگی می کنی خوشبختی ولی در جواب می گویم خوب است ولی کافی نیست در یک کلام حداقل یک خانه و ماشین داشته باشید بعد ازدواج کنید بخدا دارم زیر چرخ زندگی له می شوم با فکر ازدواج کنید نه با عشق»

رضایت از زندگی به شرط انتخاب درست

می‌گویند نمی‌شود عشق را سر سفره گذاشت و با آن شکم را سیر کرد. پول و نان نیاز است که آرامش روان نیز در زندگی حاکم باشد. مخصوصا وقتی که پای زندگی فرد دیگری در میان باشد و بعد هم فرزندان پا به دنیا دو نفره زن و شوهر بگذارند. زندگی مشترک مسئولیت بیشتری را به زن و مرد تحمیل می‌کند و همین بار زیاد می‌تواند آنها را از زندگی پشیمان کند اما چطور می‌توان زندگی رضایتمندی را تجربه کرد؟ برخی از کاربران انتخاب همسر را مهمترین عامل می‌دانند.

علی نوشته است: «من پنج سال پیش ازدواج کردم. همه صراحتا بهم می‌گفتن حماقت می‌کنی. ولی خداییش به معیارهام و انتخابم و روش زندگیم مطمئن بودم. حالا پنج سال می گذره، از هر لحاظ فکر می‌کنم کیفیت زندگی و روح و روانم خیلی بهتر از رفیقای مجردم. ازدواج که می‌کنی مشکلات زیادتر می شه ولی آدم خیلی قوی تر می شه. البته همو طور که گفتم باید تو زندگی معیارها و روش درستی انتخاب کنی.»

کاربر دیگری به نام رضا نوشته است: «سال 90 ازدواج کردم هیچی بجز چند دفترچه قسط نداشتم. خیلی مواقع قسط ها عقب می افتاد و از اطرافیان قرض می کردم. ماشین نداشتیم. پول تاکسی هم نداشتیم با اتوبوس همه جا می رفتیم. یه جایی تو پایین شهر شیراز خونه اجاره کردیم خدا رو شکر آروم آروم کارم رونق گرفت و دو سال پیش فسطام تموم شد. سه ماه پیش که پراید کارکرده نسبتا تمیز خریدم. با همسرم الان احساس خیلی خوبی داریم خدا رو شکر می‌کنم.»

با این تفاسیر اما به راستی دلیل اصلی نارضایتی و پیشیمانی زوج‌ها در عین علاقه به زندگی مشترک چه می‌تواند باشد؟ آیا دلایل اقتصادی و فشارهای مالی تنها دلیل مردان برای پشیمانی از ازدواج است؟ زنان چه دلایلی برای نارضایتی دارند؟


ادامه مطلب ...