مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

نیما کرمی در کنار همسرش زینب زارع و دخترش “نیل” + عکس

نیما کرمی در کنار همسرش زینب زارع و دخترش “نیل” + عکس

نیما کرمی و زینب زارع هر دو از مجریان توانای کشور به شمار می روند. آنها ۸ سال از زندگی مشترک شان را پشت سر گذاشتند.

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع

نیما کرمی می گوید: «چون من و همسرم از قبل همدیگر را می شناختیم و پیرامون بسیاری از مسائل با یکدیگر به توافق رسیده بودیم در نتیجه در روز خواستگاری استرس چندانی نداشتیم و این مراسم به ما چندان سخت نگذشت و بیشتر جنبه معارفه خانواده ها با یکدیگر را داشت چون مادر بسیاری از زمینه ها با یکدیگر هم فکر بودیم، در نتیجه مراسم خواستگاری با خیر و خوشی گذشت و اصلا در آن از سختگیری های رایج خبر نبود.»

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع

نیما کرمی و همسرش زینب زارع، این زن و شوهر آرام و هنرمند به گفته خودشان اجازه نمی‌دهند حواشی به سمت‌شان بیاید و تا حد امکان از این ماجرا فرار می‌کند.

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع

این روزها مجری‌های صدا و سیما بیش از بازیگران مطرح سینما در صدر اخبار قرار می‌گیرند. روزی نیست که خبری در موردشان نشنویم و نخوانیم؛ از اخبار ممنوع‌التصویری گرفته تا حواشی شخصی زندگی‌شان که در رسانه‌ها قرار می‌گیرد. خلاصه اینکه مجری‌های مشهور و محبوب برنامه‌های تلویزیونی به فهرست سلبریتی‌های وطنی اضافه شده‌اند.

نیما کرمی و همسرش زینب زارع از استثنا‌ها هستند. این زن و شوهر آرام و هنرمند به گفته خودشان اجازه نمی‌دهند حواشی به سمت‌شان بیاید و تا حد امکان از این ماجرا فرار می‌کند. کرمی و زارع علاوه بر اجراهای تلویزیونی کارگاه کوچکی نیز دارند و در این کارگاه که خورشید نام دارد وسایل چوبی دستی می‌سازند. زینب زارع همچنین به‌تازگی فعالیت در زمینه طراحی مانتو را هم شروع کرده و نام برند مانتوهای طراحی شده خود را نیز میس سان (بانوی خورشید) گذاشته است.

در یک روز مهمان این زوج جوان و هنرمند شدیم و با آنها درباره اجراهای مشترک تلویزیونی، حاشیه‌های دنیای اجرا در این روزها، فعالیت‌های هنری، تجربه شیرین پدر و مادر شدن و برنامه‌ها‌ی‌شان برای آینده شغلی‌شان گپ و گفتی مفصل و خواندنی داشتیم.

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع

وقتی پنج ساله بودم برای اولین‌بار جلوی میکروفن رفتم
نیما کرمی: پدر من از گوینده‌ها و تهیه‌کنندگان قدیمی رادیوست و من هم همیشه این شغل را دوست داشتم. اولین‌بار که جلوی میکروفن قرار گرفتم فقط پنج سال داشتم. خوب به یاد دارم قرار بود تیزری رادیویی درباره واکسیناسیون بسازند و نیاز به صدایی کودکانه داشتند و این اولین باری بود که صدایم ضبط و در رادیو پخش شد. در دوران دبیرستان برنامه‌های صبحگاهی  را اجرا می‌کردم؛ تا اینکه فرصتی برایم پیش آمد تا بازیگری را تجربه کنم و در سریالی برای مرکز اصفهان بازی کردم.

بعد از آن دوباره به سمت اجرا رفتم تا اینکه در سال ۷۴ به تهران آمدیم و من گویندگی برای واحد دوبلاژ شبکه پنج را شروع کردم. بچه‌های رادیو صدای مرا در این برنامه‌ها که مستند بود شنیدند و از آنجا که صدایم خیلی شبیه به پدرم بود، صدای مرا با ایشان اشتباه گرفتند و به پدرم گفتند که چقدر فلان برنامه جالب بود و پدرم هم گفته بود: «گوینده آن برنامه‌ها نیما بود نه من.» به این ترتیب دوستان رادیویی هم از پدرم خواستند تا مرا به رادیو معرفی کند. خلاصه من به رادیو رفتم و پس از آن هم اجراهای تلویزیونی‌ام شروع شد.

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع
زینب زارع: در دوران دانشجویی معمولا همه دوست دارند به استقلال مالی برسند و این موضوع هیچ ربطی به این ندارد که شما خانواده‌ای متمول یا بی‌پول داشته باشید. در‌واقع این یک جور اشتیاق دوران جوانی است. سال ۸۲ من دانشجوی تئاتر بودم و یکی از دوستانم به من گفت که برای گروه نیمرخ تست اجرا می‌گیرند. استودیوی این برنامه نزدیک دانشگاه ما بود، برنامه مربوط به نوجوانان و مجری برنامه هم مژده لواسانی بود. برای این برنامه مجری دوم می‌خواستند و اجرای من مورد قبول‌شان واقع شد که پس از آن به رادیو رفتم و کار اجرا را ادامه دادم تا به امروز.

بازیگری را دوست داریم
نیما کرمی: در این سال‌ها جسته و گریخته کار بازیگری را ادامه دادم. در چند تئاتر حرفه‌ای و یک تله‌فیلم بازی کردم. در مورد تئاتر که باید بگویم برایم خیلی لذت‌بخش است و درواقع کاری دلی محسوب می‌شود اما در مورد سینما و تلویزیون به دنبال یک موقعیت بسیار خوب هستم. برای من که موقعیتم در حیطه اجرا تثبیت شده چندان مناسب نیست که در زمینه‌ای دیگر و در کاری ضعیف ظاهر شوم. دوست دارم اگر قرار است در فیلم یا سریالی بازی کنم، آنقدر خوب باشد که دیده شود و از اینکه در حیطه‌ای دیگر کار می‌کنم لذت ببرم و یک کار موفق باشد؛ نه اینکه صرفا حضور داشته باشم.

زینب زارع: من کارگردانی تئاتر خوانده‌‌ام، در دانشکده هم بازی ‌کرده‌ام اما خب، خیلی سال است از این فضا دور شده‌ام. شاید اگر در همان حال و هوا می‌ماندم می‌توانستم بازی کنم. بازیگری هم مانند خلق کردن است و شما خالق نقش‌تان هستید. انسان دوست دارد خالق باشد و اصلا به همین خاطر است که برخی از آدم‌ها به سمت هنر می‌روند چون در این حیطه می‌توانند با خلاقیت خود دست به خلق آثار مختلف بزنند.

در اجراهای‌مان خودمان هستیم و نقش بازی نمی‌کنیم
زینب زارع: اجرا کاری سخت و سنگین است؛ به‌خصوص اگر روی آنتن زنده باشید. من شخصا اجراهای دونفره‌مان را دوست دارم و فکر می‌کنم خوب از آب درمی‌آید چون رابطه‌مان در این اجراها همانی است که در واقعیت هم وجود دارد و دوست نداریم برای مردم نقش بازی کنیم. ما در این اجراها از فضای همیشگی‌مان دور نمی‌شویم و فقط سعی می‌کنیم کارمان به اصطلاح کادربندی شده باشد چون مردم برنامه‌هایی را می‌پسندند که حواشی بی‌جهت نداشته باشد. خدا را شکر بازخوردی که از مردم گرفته‌ایم خوب است.

نیما کرمی: در اجرای دو نفره احترام حرف اول را می‌زند. اگر در این اجراها  یک نفر بخواهد دوربین یا میکروفن را مال خودش کند و به اصطلاح بدزدد، توی حرف پارتنر خود بپرد، همکارش را جلوی مردم خراب کند و. . . هم برنامه خراب می‌شود و هم مردم این موضوع را به خوبی درک می‌کنند و از تماشای برنامه لذت نمی‌برند. اگر این اجراها توسط یک زن و شوهر اجرا شود به این نکات باید بسیار بیشتر هم توجه داشت.

منظور من این نیست که نباید بین ما شوخی باشد؛ اتفاقا من و زینب در اجراهای‌مان با هم شوخی هم می‌کنیم اما این شوخی‌ها باید از جنس احترام و ادب باشد نه از جنس تخریب شخصیت؛ یعنی من هرگز زینب، خانواده‌اش، مدل حرف زدنش و. . . را مورد شوخی قرار نمی‌دهم. تاکید من و زینب این است که جلوی دوربین خودمان باشیم و رابطه‌مان درست همان شکلی باشد که همیشه با هم داریم. بازی و ادا و اطوار خیلی سریع لو می‌رود و مردم می‌فهمند چه کسی خودش است و چه کسی نقش بازی می‌کند. قربان صدقه الکی رفتن زود مشخص می‌شود یا اگر طرف مقابل‌تان را تخریب شخصیت کنید، مشخص می‌شود که عقده‌گشایی دعوای شب قبل را آورده‌اید روی آنتن!

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع

کارگاه خورشید
نیما کرمی: ایده اولیه کارگاه مشترک من و همسرم با آینه‌ و شمعدان عروسی‌مان شروع شد. دوستی که فامیل‌مان هم بود آینه و شمعدان عروسی ما را ساخت و کلی طرفدار پیدا کرد و این منجر به قرار کاری بین ما شد. در ابتدا کار با شیشه‌های رنگی را شروع کردیم و نام برندمان را خورشید گذاشتیم. الان اما کارمان تلفیق کاشی و چوب یا فلز و چوب است.

زینب زارع: درواقع ما همان کاری را می‌کنیم که گذشتگان‌مان هم انجام می‌دادند اما در حال حاضر به خاطر کم کردن هزینه‌ها به فوم و‌ ام‌دی‌اف روی آورده‌ایم. ما در کارهای‌مان چرم، کاشی و فلز را با چوب تلفیق می‌کنیم و محصولاتی برای طراحی داخلی منزل و محل کار می‌سازیم. درواقع ما همان راه گذشتگان را ادامه می‌دهیم و البته حس و حال، ذوق و حال خوب‌مان را به کارها تزریق می‌کنیم. جالب اینکه ایده اغلب این کارها از جمع‌های دوستانه به دست می‌آید؛ مثلا دوستان‌مان می‌گویند به فلان وسیله نیاز داریم اما در بازار چیز خوبی پیدا نمی‌شود و همین موضوع انگیزه‌ای می‌شود تا تلاش کنیم آن چیزی را بسازیم که دوستان‌مان نیاز دارند و شبیه‌اش در بازار وجود ندارد.

نیما کرمی: از صفر تا صد وسایلی که در کارگاه ما تولید می‌شود، کار دست است و به قول قدیمی‌ها نفس هنرمند به آن خورده است؛ حتی نقاشی‌هایی که روی چوب می‌بینید کار دست یک هنرمند است. این نقاشی‌ها را همسر آقای نیما رئیسی می‌کشد.

«میس سان» برند طراحی مانتوی ما
زینب زارع: خواهر من طراحی پارچه و لباس خوانده است. کار ما فعلا طراحی و دوخت محدود برای آدم‌هایی است که به ما سفارش می‌دهند و لباس‌های خاص دوست دارند. راستش من شخصا لباس‌هایی که دوست دارم را در بازار پیدا نمی‌کنم؛ لباس‌هایی که در عین سادگی شیک، زیبا و پوشیده باشند.

نیما کرمی: با کار چوب برند خورشید تولید شد با نام «سان وود» و حالا طراحی مانتو و لباس‌مان «میس سان» یا بانوی خورشید نام گرفته است. خوشبختانه دوستان هنرمند از این لباس‌ها استقبال کرده‌اند. همکاران‌مان خانم‌ها شبنم مقدی، لیندا کیانی، هانا کامکار و. . . از مانتوهای طراحی ما استقبال کرده‌اند.

شهرت همراه با محبوبیت لذت‌بخش است
نیما کرمی: شهرت به تنهایی شاید آزار‌دهنده باشد اما وقتی همراه با محبوبیت باشد لذت‌بخش است. فرد مشهور موظف است با همه افرادی که به سمتش می‌آید با خوشرویی و احترام برخورد کند و خب این کمی کار را سخت می‌کند اما در عین حال محبت گرفتن از مردم لذت‌بخش است. ما هم مثل همه مردم درگیری، مشکل، دعوا، اوقات تلخی، بیماری و. . . داریم اما این حق را نداریم که ناراحتی‌های‌مان را در مواجهه با مردم نشان دهیم.

زینب زارع: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که شهرت خیلی اهمیت دارد و حتی آدم‌ها شغل‌های‌شان را بر این اساس انتخاب می‌کنند که مشهور شوند. در همه عرصه‌ها دیده شدن به نفع آدم‌ها تمام می‌شود و دنیای مجازی هم به این موضوع دامن زده است و به طی کردن مسیر شهرت کمک می‌کند؛ مثلا تا همین چند سال پیش ما ترانه‌سراها، موزیسین‌ها، شعرا، نویسنده‌ها و. . . را تنها از روی اسم‌شان می‌شناختیم و هرگز ندیده بودیم‌شان اما الان به لطف دنیای مجازی همه را به چهره می‌شناسیم و این دیده شدن خیلی برای همه مهم شده است. الان شهرت مختص مجریان، بازیگران و ورزشکاران نیست. دنیای شهرت جذاب است؛ البته من آدم مشهوری نیستم اما نیما را همه می‌شناسند و خوشبختانه همسرم در این مورد خیلی باحوصله است.

نیل مدیر برنامه ماست
نیما کرمی: با پدر و مادر شدن جنس زندگی عوض می‌شود و شما باید این تغییرات را دوست داشته باشید تا از پدر و مادر شدن‌تان لذت ببرید. آنهایی که از بچه‌دار شدن می‌نالند که «بابا بچه خیلی اذیت می‌کند و…» اصلا دوست نداشته‌اند که بچه‌دار شوند. ما هشت سال است ازدواج کرده‌ایم از سال چهارم به بچه‌دار شدن فکر کردیم و در سال ششم بچه‌دار شدیم. همه این روند هم از قبل فکر شده و برنامه‌ریزی شده بود به همین خاطر تغییرات برای‌مان لذت‌بخش بود و می‌دانستیم جنس زندگی‌مان عوض می‌شود و مثلا شبی باید چند بار از خواب بپریم. (می‌خندد) البته من که فقط از خواب بیدار می‌شوم و می‌پرسم: «چی شده؟» و زینب می‌گوید: «هیچی بخواب» خلاصه همراهی من در این حد است. (می‌خندد)

پس از بچه‌دار شدن شما باید همه برنامه‌های‌تان را با خواب و بیداری، سلامت و بیماری، تفریحات و بازی و حتی دستشویی رفتن بچه هماهنگ کنید. (می‌خندد) خلاصه بچه می‌شود مدیر برنامه زندگی.

زینب زارع: من همیشه در زندگی‌ام برای همه‌چیز تصویر ذهنی داشتم؛ مثلا در دوره نوجوانی از ازدواج، کار کردن، خانه دارم ؛ در ذهنم تصور داشتیم اما هرگز از بچه‌دار شدن هیچ تصوری نداشتم، (می‌خندد) ولی حالا که مادر شدن را تجربه کردم می‌گویم خیلی شیرین و دلنشین است.

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع

نیل یعنی آبی
نیما کرمی: دوست داشتیم اسم بچه‌مان خاص باشد اما مثل بعضی‌ها دنبال این ادا نبودیم که اسم ویژه یا عجیب و غریب روی بچه‌مان بگذاریم. هفته آخر بارداری با مشورت همسرم به این اسم رسیدیم.

زینب زارع: من هم دوست داشتم اسم دخترم خاص باشد؛ نیل یعنی آبی. به نظرم این اسم خوش‌آهنگ و زیباست و بار معنایی خوبی دارد. می‌دانستیم که در کشورهای انگلیسی‌زبان اسم نیل را روی پسرها می‌گذارند مثل نیل آرمسترانگ ولی ترک‌های آذربایجان خودمان و ترک‌های کشور ترکیه این اسم را روی دختر می‌گذارند. بعدها دوستان‌مان در سریال‌های ترکیه‌ای این اسم را روی شخصیت‌های زن داستان شنیدند و به ما گفتند نیل اسم فلان شخصیت در یک سریال ترکیه‌ای است.

تلفظ اسم‌های تک‌سیلابی در فرهنگ ما سخت است. پدر من هنوز دخترم را نیلی یا نیل جان صدا می‌زند یا پدر همسرم او را نیل خانم جان صدا می‌کند. اوایل سخت بود ولی الان دیگر همه این نام را پذیرفته‌اند.

دوست داریم آقای ظریف مهمان برنامه‌مان شوند
نیما کرمی: اگر قرار باشد برنامه‌ای داشته باشیم و مهمان آن را خودم انتخاب کنم دوست دارم میزبان آقای محمدجواد ظریف باشم. دوست دارم در بخشی از برنامه خانواده‌شان هم حضور داشته باشند و از همسرشان سوال کنم «داشتن چنین همسری که مرتب در سفر هستند با این همه دردسر چطور است؟» (می‌خندد)

زینب زارع: من هم خیلی دوست دارم در برنامه‌ای با اجرای مشترک میزبان آقای ظریف باشیم. مهمان دیگری که دوست دارم به برنامه‌مان دعوت کنم علی دایی است. به نظرم شخصیت موفق و جالبی دارد. من از چالش‌ها و حواشی اطرافش هم خوشم می‌آید.(می‌خندد) مهمانان دیگری که دوست دارم با آنها صحبت کنم همایون شجریان، وحید جلیلوند و اصغر فرهادی هستند.

نیما کرمی: بدمان نمی‌آید در یک برنامه هم میزبان بابک زنجانی باشیم! (می‌خندد) دوست دارم از او بپرسم: «چطور شد تبدیل به یک غول در شرکت‌های نفتی شده؟ چطور این همه سال با این بدهی‌ها زندگی کرده و اصلا این همه شرکت، ثروت و. . . را از کجا به دست آورده.»
همچنین خیلی دوست دارم در یک برنامه میزبان خودرو‌سازان وطنی باشم و از آنها بپرسم: «شما به چی فکر می‌کنید که این ماشین‌ها را می‌سازید؟» (می‌خندد)

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع
برنامه‌های مخصوص نوروز و سال تحویل به تکرار افتاده‌اند
زینب زارع: برنامه‌های نوروز ما مخصوصا برنامه سال تحویل به تکرار افتاده؛ طوری‌که اگر بهترین ‌مهمانان هم در این برنامه‌ها دعوت شوند برای مخاطب جذابیت ندارد چون شکل و فرم کلی این برنامه‌ها روندی تکراری دارد.

نیما کرمی: برنامه مخصوص امسال می‌تواند مثلا با گروه «خندوانه» باشد. این برنامه می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد؛ البته ما هم طرحی به یکی از شبکه‌ها داده‌ایم و شاید مهمان نوروزی مردم باشیم.

زینب زارع: در برنامه‌های مخصوص نوروز یا مناسبت‌های دیگر همه شبکه‌ها به یک شکل عمل می‌کنند و فقط دکور‌ها فرق دارد. من فکر می‌کنم نیاز است نگاهی نو و ایده‌هایی جدید به برنامه‌های مناسبتی تزریق شود؛ مثلا همین ایده «خندوانه» که نیما اشاره کرد، جالب است.

تاک‌شوهای شبکه‌های خارجی را می‌بینیم
نیما کرمی: تاک‌شوهای شبکه‌های خارجی را گاهی می‌بینیم. زینب بیشتر از من این برنامه‌ها را دنبال می‌کند. بعضی از این برنامه‌ها واقعا جذابند اما خب باید توجه داشته باشیم که هر رسانه قوانین خود را دارد و ما نمی‌توانیم مانند مجری‌های آن برنامه‌ها عمل کنیم؛ یعنی اصلا فرهنگ و عرف جامعه ما این اجازه را به ما نمی‌دهد؛ مثلا نمی‌توانیم برنامه‌ای مانند اُپرا در ایران داشته باشیم و هرکس هم تلاشی در این مورد کرده شکست خورده است.

زینب زارع: دیدن این برنامه‌ها کمک می‌کند تا از استاندارد تعریف شده‌ای که وجود دارد کمی دور شویم و فراتر فکر کنیم.

همسر نیما کرمی همسر زینب زارع شوهر زینب زارع زندگینامه نیما کرمی بیوگرافی نیما کرمی بیوگرافی زینب زارع

مجری باید خوش‌لباس و خوش‌چهره باشد
نیما کرمی: در هر برنامه تلویزیونی باید یک طراح لباس و یک طراح گریم وجود داشته باشد. خوشبختانه الان دیگر در برنامه‌ها طراح گریم وجود دارد در حالی که سابقا به ما می‌گفتند «خودتان قبل از برنامه فوم بزنید به صورت‌تان بس است!» اما هنوز در حیطه طراح لباس هیچ برنامه مشخصی وجود ندارد در حالی که با ۱۰طراح و متخصص لباس می‌توان کل برنامه‌های صدا و سیما را پوشش داد.

من که از جیب خودم لباس می‌خرم پس چه بهتر که یک طراح به من بگوید برای هر برنامه بهتر است از چه نوع لباسی استفاده کنم. بخشی از پوشش‌های بی‌سلیقه‌ای که در تلویزیون می‌بینیم به همین خاطر است که هنوز به مقوله حضور طراح لباس در کنار عوامل برنامه‌ها دیدگاه حرفه‌ای وجود ندارد.

زینب زارع: من فکر می‌کنم ما باید به چشم مخاطب و دید بصری او احترام بگذاریم. برنامه‌ها باید دکور زیبا داشته باشند و مجری‌ها باید لباس‌های زیبا بپوشند. به نظر من حتی یک مجری یا گوینده خبر در کنار داشتن صدای زیبا باید چهره مناسبی هم داشته باشد. نمی‌خواهم بگویم حتما باید شبیه محمدرضا گلزار باشد (می‌خندد) اما باید چهره‌اش طوری باشد که مخاطب آن را بپذیرد.

حاشیه های اجرا …
نیما کرمی: اینکه می‌گویید زندگی برای مجریان تلویزیونی سخت است را قبول ندارم. هر رسانه‌ای خطوط قرمز خود را دارد. وقتی شما در یک رسانه کار می‌کنید باید در چارچوب همان رسانه زندگی کنید و اگر این موضوع را دوست ندارید می‌توانید شغل‌تان را عوض کنید.

زینب زارع: من فکر می‌کنم آدم‌هایی که زندگی کاری و شخصی‌شان با هم تداخل پیدا می‌کند و زندگی برای‌شان سخت می‌شود دو حالت دارند؛ اول اینکه خودشان به دنبال حاشیه می‌روند و دوم اینکه آدم‌های بدشانسی هستند؛ مثلا اینکه اتفاقی که ممکن است برای همه آدم‌های دنیا بیفتد برای یک مجری هم رخ می‌دهد اما در همان حال کسی از او فیلمبرداری می‌کند و از بدشانسی این فیلم رسانه‌ای می‌شود و. . .. بعضی وقت‌ها به اتفاق‌های اینچنینی که نگاه می‌کنم می‌بینم واقعا فقط می‌توان اسم بدشانسی را رویش گذاشت؛ اینکه یک شوخی، یک جمله ساده یا یک اتفاق شخصی ناگهان بدون خواست آن فرد رسانه‌ای شود دیگر فقط باید اسمش را بدشانسی گذاشت.

نیما کرمی: با زینب موافقم. ما باید در چارچوب‌هایی که رسانه‌مان مشخص می‌کند حرکت کنیم اما ممکن است این اتفاق‌ها برای هر کسی بیفتد و خیلی‌ها ناخواسته قربانی همین بدشانسی‌ها شوند. ما در مرحله گذار هجوم اپلیکیشن‌های رسانه‌ای هستیم که هنوز فرهنگ استفاده‌شان را بلد نیستیم؛ مثلا اگر من در یک کافی‌شاپ با دوستانم بگویم و بخندم مگر چه می‌شود؟ مگر دیگران چنین معاشرت‌هایی در زندگی‌شان ندارند؟

درست است که من نباید کارهایی برخلاف عرف و شرع انجام دهم و به عنوان یک مجری مراقبت بیشتری از رفتارم داشته باشم اما همه آن آدم‌هایی که لوله تفنگ‌شان را طرف مجری‌هایی می‌گیرند که چنین مشکلاتی برای‌شان به وجود آمده اگر تنها به ۲۴ ساعت گذشته خود نگاه کنند، دیگر به این راحتی‌ها قضاوت نمی‌کنند یا همان‌هایی که به برنامه‌ای که یک لهجه در آن به کار برده شده حمله و آتش آن را تند می‌کنند اگر با خودشان فکر کرده و به حجم جوک‌های قومیتی که ارسال کرده‌اند فکر کنند دیگر به این راحتی‌ها اجازه توهین به خودشان نمی‌دهند. به یاد داشته باشیم کسی را قضاوت می‌کنیم که قبلا کلی کار خیر کرده و تنها به خاطر یک اشتباه نباید او را حذف کرد.

منبع: برترین ها
بیوگرافی زینب زارع بیوگرافی نیما کرمی زندگینامه نیما کرمی شوهر زینب زارع همسر زینب زارع همسر نیما کرمی


ادامه مطلب ...

گفتگو با نیما محسنی موسس سایت همگردی Hamgardi

سایت همگردی Hamgardi از شهریور سال ۱۳۹۳ راه اندازی شد.این سایت اکنون یکی از برترین و موفق ترین استارتاپهای حوزه گردشگری می باشد. نیما محسنی، صاحب و مدیر همگردی به عنوان مهمان مصاحبه ما انتخاب شده که دعوت می کنم نظرات و تجریبات ارزشمند ایشان را مطالعه نمایید.

لطفاً خودتان را معرفی کرده و در صورت تمایل، سوابق و سمت های کاری خودتان را بیان کنید.

نیما محسنی مدیر و پدیدآورنده همگردی هستم. دکتری مدیریت کسب و کار دارم و نزدیک به ۱۰ سال در حوزه تهیه اسناد بالادستی فناوری اطلاعات ملی و سرمایه­ گذاری بخصوص در کسب و کارهای نوین فعال هستم.

همگردی کسب درآمد از سایت کارآفرینی اینترنتی صاحب و موسس سایت همگردی بیوگرافی نیما محسنی بیوگرافی ثروتمندان ایران برترین و موفق ترین استارت ها استارت آپ چیست Hamgardi

در مورد سایت تان توضیح دهید.سایت شما با چه مدل کسب و کاری فعالیت کرده و چه خدمتی را ارائه می دهد.

سایت همگردی با هدف ارزش آفرینی برای مخاطبان حوزه گردشگری و تفریح ایجاد شده و در ابتدا با ارایه محتوای کاربردی سعی در شناساندن جاذبه های تفریحی – گردشگری ایران و جهان دارد. هدف کمک به مخاطبان در هر جای ایران و جهان است تا بتوانند با استفاده از این پلتفرم، جاذبه­های گردشگری، رستوران­ها و کافه ها، مراکز خرید، مراکز اقامتی و سایر نقاط و رویدادهای جذاب اطراف خود را پیدا کنند و از تجربیات و محتواهای تولید شده توسط کاربران جهت انتخاب بهتر استفاده کنند. در حقیقت همگردی یک شبکه اجتماعی است که به کاربران این امکان را می دهد تا با به اشتراک گذاری تجربیات خود به دوستانشان کمک کنند تا انتخاب بهتری داشته باشند.مدل کسب و کار محصول بسته به مراحل بلوغ آن طراحی شده است و گستره متنوعی از مدل­های درآمدزایی را پوشش می دهد.

قبل از راه اندازی سایتتان، چه مراحل تحقیقاتی و امکان سنجی را انجام دادید؟ چه نتایجی از آن تحقیقات به دست آورده که نسبت به راه اندازی سایت مطمئن شدید؟

ایده اولیه محصول در شرکت و توسط همکاران به صورت خام مطرح شده بود. همچنین بنده این محصول را به عنوان یک مورد مطالعاتی زیر مجموعه تز دکترا انتخاب کردم. تز دکترای من در مورد رفتارشناسی کاربران شبکه اجتماعی در ایران و کسب و کارهای مبتنی بر آن بود که پس از مطالعه بر روی این طرح و به بلوغ رسیدن آن طی مراحل اجرا به شکل فعلی درآمد.مهمترین علل انتخاب این موضوع، علاقه ایرانیان به مقوله سفر و تفریح و نبودن محتوای مناسب برای آنها بود که ما را ترغیب کرد تا سعی کنیم  به عنوان اولین مجموعه منسجم به این حوزه ورود پیدا کنیم.

در صورت تمایل بفرمایید هزینه های راه اندازی، مدیریت و توسعه کسب و کار اینترنتی خود را از چه روشهایی تامین کردید؟

پس از تهیه چارچوب­های اجرای طرح، دوستان ما در شرکت پیک برتر برای ورود به عنوان سرمایه­گذار ابراز تمایل کردند و به ما کمک کردند تا به این مرحله برسیم و لازم است در اینجا از آنها بخاطر اعتماد و صبرشان تشکر کنم.

مهم ترین موانع و مشکلاتی که بر سر راه اندازی و توسعه کسب و کار اینترنتی شما بوجود آمد چه بودند و آنها را چطور پشت سر گذاشتید؟

قطعا همه استارت آپ ها در زمان راه اندازی تا رسیدن به مرحله بلوغ محصول دچار مشکلات فراوانی می­شوند. شاید در این حوزه، بیش ترین مشکلات و ظرافت ها در تهیه چارچوب های فنی، طراحی تجربه کاربری مناسب و انتخاب ارزش های جذاب برای مشتریان باشد که حل و فصل آنها جز با داشتن یک تیم مناسب و توانمند انجام شدنی نیست و خوشبختانه ما از این شانس برخوردار بودیم که تیم خوبی داشته باشیم. نکته بعدی هم عدم بلوغ گردشگری آنلاین در ایران بود که کار ما را برای ارایه محصول مناسب و ایده برداری سخت می­کرد. محصولات خارجی معروف در این بخش هم به علت مشکلات زیر ساختی کشور قابلیت پیاده سازی نداشتند و ما مجبور بودیم طی فرآیندهای پیچیده تحقیق و توسعه و شناخت دقیق مخاطب به چارچوب های مناسب محصول دست پیدا کنیم. قطعا همچنان در این راه باید مسیر توسعه و بهبود را طی کنیم تا بتوانیم نیاز مخاطبان خود را بهتر رفع کنیم.

همگردی کسب درآمد از سایت کارآفرینی اینترنتی صاحب و موسس سایت همگردی بیوگرافی نیما محسنی بیوگرافی ثروتمندان ایران برترین و موفق ترین استارت ها استارت آپ چیست Hamgardi

در ابتدای راه اندازی کسب و کار اینترنتی خود، پیش بینی شما برای رسیدن به نقطه سر به سر مالی چند ماه / سال بود؟ آیا این پیش بینی محقق شد؟

در زمان تدوین بیزنس مدل فکر می کردیم زمان سربسری یکساله باشد اما پس از اجرای طرح به سبب به تعویق انداختن اجرای برخی از لاین های کسب و کار تعریف شده این زمان قدری بیشتر شد.

 

در ارتباط با نحوه نظارت بر عملکرد رقیبان خود و نحوه رقابت با آنها توضیح بدید.

ما به صورت منظم کار همه فعالان این حوزه را بررسی می کنیم. البته پلت فرم گردشگری آنلاین در یک قالب منسجم و جامع و به صورت شبکه اجتماعی برای اولین بار توسط همگردی پیاده سازی شد ولی ما همچنان از فعالین این حوزه و رقبای نوظهور در حال آموختن هستیم و امیدواریم این رقابت در نهایت به نفع گردشگری ملی و مخاطبین تمام شود.

مهم ترین نتایج و تجاربی که از برنامه های بازاریابی اینترنتی خود کسب نمودید چه مواردی هستند؟(در صورت تمایل پاسخ دهید)

رشد و فراگیر شدن شبکه­ های اجتماعی اهمیت بازاریابی دیجیتال به خصوص در شبکه های اجتماعی را افزایش داده است. همگردی از روز های ابتدایی حضور فعال در این حوزه را مد نظر قرار داد و به صورت منظم در فیس بوک و اینستاگرام حضور داشت. امروز صفحات ما در شبکه های اجتماعی جزو پربیننده ترین صفحات گردشگری محسوب می شوند و همچنین هشتگ همگردی نیز در اینستاگرام کاملا بین افراد علاقه مند به این حوزه شناخته شده است به طوریکه طی یکسال گذشته نزدیک به ۶۰ هزار عکس فقط در اینستاگرام با هشتگ همگردی منتشر شده که بازخورد بسیار خوبی محسوب می شود.

فشارهای روانی ناشی از مشکلات و سختی های کار، هزینه های نگهداری و توسعه، عدم سوددهی و … چه تاثیری بر شما می گذاشت و چگونه بر آنها غلبه می کردید؟

ما با علم این مشکلات و فشارها وارد کار شدیم و تمام ریسک های مادی و معنوی راه اندازی یک استارت آپ را پذیرفته بودیم. هرچند هنوز هم در ابتدای راه قرار داریم و قطعا مشکلات و چالش های بیشتری پیش روی ما خواهد بود اما تلاش داریم همچنان پرقدرت به مسیر ادامه بدهیم.

 

چگونه از نیازها و تقاضاهای جدید کاربرانتان آگاه می شوید و رویکرد شما برای برآورده کردن این نیازهای جدید چیست؟

ما یک سیستم جمع آوری و داده کاوی داده از کاربران در داخل سایت و سایر رسانه های مرتبط داریم و براساس آن تصمیم می گیریم که رویکردهای توسعه را بر چه مبنایی طراحی کنیم. همچنین اقبال کاربران به محصولات فعال در حوزه گردشگری آنلاین هم از دیگر شاخص­های تعیین کننده محسوب می­شود.

شما به عنوان یک فعال تجارت آنلاین، برای کسانی که می خواهند وارد کسب و کارهای اینترنتی شوند اما تجربه، دانش و سرمایه مالی اندکی دارند چه توصیه ای دارید؟

احساس می کنم مهمترین موضوع تولید محصول یا خدمتی است که زندگی را برای مشتری یا مخاطب ساده تر و شیرین تر کند. تجربه و دانش موضوعاتی اکتسابی است و افراد باید خودشان در امر یادگیری تلاش کنند. طبیعتا استفاده از کتاب های مناسب، کسب دانش فنی مورد نیاز و استفاده از تجربیات افرادی که این مسیر را رفته اند حایز اهمیت و زیرساخت کار محسوب می­شود. در مورد جذب منابع مالی هم توصیه میکنم حتما از اکوسیستم های جدید تامین مالی استارت­آپ ها که اخیرا در کشور گروه های متعددی در آن فعال شده­اند استفاده کنند و تا بتوانند با عرضه مناسب طرح خود به آنها منابع اولیه مورد نیاز خود را تامین کنند و همچنین از تجارب آنها در بخش­های مدیریتی بهره ببرند.

منبع : آیتی سلام


ادامه مطلب ...

بیوگرافی نیما کیوانی معمار و کارآفرین برنامه پایش +سوابق

نیما کیوانی ،کارشناس ارشد معماری، کارشناس مرمت و احیا بناهای تاریخی، مدرس دانشگاه در رشته های معماری و مرمت ابنیه، مدیر دفتر معماری کیوانی و همکاران، رئیس هیئت مدیره شرکت ساختمانی “اهورا نقش آریا

کارآفرین برنامه پایش شاهکار معماری زیباترین طرح معماری زندگینامه کارآفرینان رازهای معماری بیوگرافی نیما کیوانی بیوگرافی سینا کیوانی ارسی خانه

سوابق کاری

۱- موسس استودیو معماری ، کیوانی و همکاران ، در ۱۳۸۸ – تهران

سوابق تحصیلی

۱- معماری ، معماری ، کارشناس ارشد – ۸۸

۲- معماری ، مرمت ، کارشناسی – ۸۳

در سال ۱۳۸۸ توسط دو برادر معمار، نیما کیوانی و سینا کیوانی تشکیل شد. پروژه های طراحی شده توسط آنها در طیف های متفاوت معماری از جمله ساختمانهای مسکونی و تجاری و مرمت آثار باستانی بوده است. توجه به زیبایی شناسی و عملکرد و حس فضای خلق شده همراه با در نظر گرفتن معماری بومی همواره اساس تفکر شکل گیری معماری این استودیو بوده است.

ساختمان مسکونی اُرسی‌ خانه اثر استودیوی معماری کیوانی

مسابقه‌ی A’ Design Award  یکی از معتبرترین مسابقات بین‌المللی طراحی دنیاست که هر ساله، طراحان خلاق بسیاری از کشورهای جهان را گرد هم می‌آورد تا برای کسب مقام در رشته‌های مختلف این چالش جهانی با هم رقابت کنند.

آنچه اعتبار این مسابقه را از سایر مسابقات بین‌المللی طراحی متمایز می‌کند، پروسه‌ی داوری آثار است؛ داوری این مسابقه در چندین مرحله و با مشارکت بیش از ۸۰ داور از میان کارشناسان حرفه‌ای سراسر جهان اعم از؛ چهره‌های آکادمیک، مدیران شرکت‌های بزرگ، مهندسین و تکنسین‌های اجرا، برندگان جوایز دوره‌های گذشته و مدیران برندهای معتبر جهان انجام می‌شود.

امسال(۲۰۱۶ میلادی) پروژه‌ی « ساختمان مسکونی اُرسی‌خانه » از ایران، کار مشترک دو برادر معمار به نام های « نیما کیوانی » و « سینا کیوانی » ، برنده‌ی مدال برنز این مسابقه در بخش معماری، ساختمان و سازه شده است.

و همچنین این پروژه امسال فینالیست و نامزد دریافت جایزه معمار در بخش ساختمان های مسکونی بود.

ساختمان مسکونی اُرسی خانه – استودیو معماری کیوانی و همکاران برنده مدال برنز جایزه بین المللی طراحی A Design Award

کارآفرین برنامه پایش شاهکار معماری زیباترین طرح معماری زندگینامه کارآفرینان رازهای معماری بیوگرافی نیما کیوانی بیوگرافی سینا کیوانی ارسی خانه

کارآفرین برنامه پایش شاهکار معماری زیباترین طرح معماری زندگینامه کارآفرینان رازهای معماری بیوگرافی نیما کیوانی بیوگرافی سینا کیوانی ارسی خانه

نیما کیوانی یاد گرفته است که زندگی‌اش را بر اساس پنل‌ها و برنامه‌های مشخصی که دارد، بگذراند. برادرش، سینا هم او را در این مسیر همراهی می ‌کند.

نیما کیوانی تلفن‌های مربوط به ساختمان «ارسی‌خانه» را که تازگی‌ها حسابی معروف شده، جواب می‌دهد و‌‌ همان اول کار در پاسخ می‌گوید: «من متولد سال ۶۰ هستم.

دیگر جوان نیستم اما برادرم که اتفاقا پسر آرام و ساکتی است، سال ۶۶ به دنیا آمده و ما کار را با هم انجام دادیم، دقیقا هشت سال پیش من به شوخی به دوستانم گفتم تا قبل از سی‌وپنج‌سالگی یک جایزه‌ی بین‌المللی می‌‌برم و همه به من خندیدند. حالا من برنده شده‌ام.

آن موقع‌ها واقعا جوان بودم. اگر تمام اینها را به جوانی قبول دارید، صحبت کنیم.» و همین‌جا بود که صحبت ما با نیما شروع شد.

او ماجرای کار‌ها و زندگی‌اش را از‌‌ همان کودکی تا امروز برایمان تعریف کرد تا بدانیم چطور می‌شود دو برادر دهه‌ی شصتی، به خاطر ساختمان «ارسی‌خانه» که در نزدیکی پل گیشاست

جایزه‌ی «آ دیزاین» (A Design Award) را که بزرگ‌ترین و مطرح‌ترین جایزه‌ی بین‌المللی طراحی در دنیاست، به دست بیاورندماجرای زندگی متفاوت نیما به‌‌ همان سال‌هایی برمی‌گردد که او در آستارا به دنیا آمده بود و تمام کودکی‌هایش در یک خانه‌باغ چندهزار متری سپری شده بود.

اصلا دویدن و بازی کردن و کلی کشف‌های مختلف در این باغ موجب شده بود، روحیات او با افرادی که در آپارتمان بزرگ شده‌اند، تفاوت اساسی پیدا کند.

او کم‌کم شیفته‌ی شعرهای سهراب سپهری می‌شود. همین بوده که گاهی کنار پدربزرگش می‌نشسته و با هم شعر می‌خوانده‌اند. وقتی درخت و چلچله و شعر هست، طبیعی است که نیما دستی هم به ساز ببرد و نوازندگی سنتی و خصوصا ضرب زدن را هم شروع ‌کند (حالا بماند که بعد‌ها آن را خیلی رسمی ادامه نمی‌دهد). راستی «نیما» بودنش هم در کل این ماجرا بی‌تأثیر نبوده است.

خودش که می‌گوید: «اسم من را به خاطر نیمایوشیج، نیما گذاشته‌اند چون زمانی نیمایوشیج در آستارا دبیر ادبیات بوده و اتفاقا مادرم هم به شعرهای نیما علاقه داشت. مادرم شیفته‌ی ادبیات است و بعد‌تر من هم این را به ارث بردم.» البته این علاقه در خانواده‌ی ما موروثی است.

نیما در مدرسه‌ی حکیم نظامی که دومین مدرسه‌ی ایران به سبک مدرن مانند دارالفنون است و در سال۱۲۸۷ ساخته شده، درس ‌خوانده. حرف به اینجا که می‌رسد، حسابی پز آستارا را می‌دهد و می‌گوید: «حتما می‌دانید که آستارا اولین شهری بوده که ریشه‌کن شدن بی‌سوادی در آن اعلام شده. از طرفی، آستارا یا اولین یا جزء اولین شهرهایی بوده که مدرسه‌ی دخترانه داشته اما بگذریم… اصلا همین اولین‌ها و‌‌ همان مدرسه‌ی حکیم نظامی، افتخار زادگاه من است.»

  • سردرگمی شیرین انتخاب

تمام کودکی‌های نیما که پر از هیجان و یادگرفتن‌های متنوع بود، سپری می‌شود تا وقتی که مثل خیلی‌های دیگر به آن دوران عجیب سردرگمی می‌رسد؛ روزگاری که سراغ استعداد‌هایش می‌رود تا بداند جواب آن موضوع انشای قدیمی «در آینده می‌خواهید چه کاره شوید؟» برای او چه می‌شود.

اتفاقا از همین‌جا هم یک‌سری از اختلاف‌ نظرهای او اطرافیانش شروع می‌شود. نیما شاگرد زرنگ و درسخوان مدرسه بوده که همه کلی آرزوی دکتری و مهندسی برایش داشته‌اند ولی او در کمال ناباوری همگان، رشته‌ی هنر را انتخاب می‌کند.

از‌‌ همان اول هم دور رشته‌های پزشکی را خط می‌کشد چون مطمئن بوده که نمی‌تواند با خون و خونریزی هیچ ارتباطی برقرار کند.

خلاصه، نیما سر حرفش می‌ایستد و جا خالی نمی‌کند و در دانشگاه سوره، لیسانس مرمت و احیای ابنیه‌ی تاریخی را می‌خواند.

بماند که از‌‌ همان موقع هم خودش خوب می‌دانسته که چقدر معماری را دوست دارد و بعد‌ها می‌خواهد طرحی نو در این رشته دراندازد. پس تمام زندگی‌اش را براساس همین اهداف می‌چیند و بعد از آن کار‌شناسی ارشد رشته‌ی معماری را می‌خواند.

برادرش سینا هم در همین گیرودار‌ به رشته‌ی او علاقه‌مند می‌شود و کم‌کم به همپای جدی او در تمام پروژه‌هایش تبدیل می‌شود. ‌

  • فیلم‌هایی که نیامده، رفتند

به لیست علاقه‌مندی‌های نیما باید کارتئا‌تر، سینما و کارگردانی را هم اضافه کرد. او وقتی هفده یا هجده ساله بوده، دوست داشته که در دانشگاه در یکی از رشته‌های مربوط به این حوزه، درس بخواند اما این کار را نکرده و امروز از تصمیمش خوشحال است چون معتقد است که می‌توان این حوزه را با مطالعات جانبی و کار تجربی هم امتحان کرد.

اتفاقا در‌‌ همان سال‌هایی هم که در دانشگاه سوره بوده، بیشتر اوقات کار تئا‌تر و فیلمسازی می‌کرده و در جشنواره‌ی بین‌المللی تهران حاضر می‌شود و «کانون فیلم و عکس آستارا» را راه‌اندازی می‌کند، البته چند NGOدیگر هم در همین حوزه‌ی فیلم و عکس و تئا‌تر تاسیس می‌کند که چون بیشترشان یا به نتیجه نمی‌‌رسند یا بعد از مدتی منحل می‌شوند، بی‌خیال توضیح دادن درباره‌شان می‌شود.

در کنار اینها، با صدا و سیمای استانی هم کار می‌کند و مدتی هم در رادیوی استانی کار گویندگی انجام می‌دهد اما بخش تلخ ماجرا اینجاست که آن‌قدر برای فیلمسازی سنگ جلوی پای او می‌اندازند که دیگر عطایش را به لقایش می‌بخشد و می‌چسبد به‌‌ همان کار معماری.

راستی در تمام فعالیت‌های هنری نیما، سینا، برادرش هم حضور داشته است. اصلا هر جا و در هر هنری که نیما وارد می‌شده، سینا هم همراه او بوده است. تنها تفاوتشان در این است که سینا کمی ساکت‌تر و آرام‌تر است.

  • تجربه‌ی مدیریت

اینها همه‌ی ماجرای‌‌ همان چند سال پرشور جوانی است که دانشگاه رفتن هم هیجان‌های فعالیت‌های متفاوت را زیاد‌تر می‌کند.

بعد از مدتی نیما کم‌کم سرش گرم حساب و کتاب زندگی می‌شود و با خودش می‌گوید زندگی هم خرج دارد و باید همه چیز را خیلی واقعی‌تر از گذشته ببینم.‌‌ همان موقع ابتدا در شهرداری آستارا مشغول کار می‌شود و سپس سربازی‌اش را در یک شرکت مشاور می‌گذراند.

سال۸۴ ستاد «بزرگداشت روز معماری و هفته‌ی معماری کشور» تشکیل می‌شود و نیما در سال۸۵ مشاور دبیرکل این ستاد و مدیر هماهنگی و پیگیری‌های ستاد می‌شود.

همین ماجرا، نقطه‌ی عطف زندگی او می‌شود که برای سخنرانی بین آن همه استاد معماری و هماهنگ کردن برنامه‌های سنگین ستاد، باید اعتماد به نفسش را بیشتر می‌کرده و اطلاعاتش را بالا‌تر می‌برده و خلاصه دنیای جدیدتری را تجربه می‌کرده است.

همان روز‌ها بود که دیگر آن سمت‌های پرطمطراق قبلی مثل «مسئول کانون‌های فرهنگی هنری دانشگاه سوره» یا «مسئول کانون نمایش سوره» چندان برایش رنگی نداشت و دلخوشی ایجاد نمی‌کرد ولی تجربه‌های خوبی در آن سال‌ها اندوخته بود

مثل اینکه دانشگاه جایی نیست که در آن فقط باید درس خواند؛ اتفاقا فضایی است که باید نحوه‌ی تعامل با دیگران و مدیریت کردن را در آن یاد گرفت.

بعد حضور در‌‌ همان ستاد، فرصتی شد تا تجربه‌های قبلی‌اش را عملی کند و حسابی از آنها یاد بگیرد.

  • زندگی بدون توهم

نیما کیوانی یاد گرفته است که زندگی‌اش را بر اساس پنل‌ها و برنامه‌های مشخصی که دارد، بگذراند؛ مثلا او شعر می‌گوید و داستان می‌نویسد و اتفاقا همیشه آنلاین است و سریع آنها را منتشر می‌کند ولی هنوز زمان چاپ نوشته‌هایش نرسیده است.

یکی از ریشه‌های این تجربه به روزهایی برمی‌گردد که او هم مثل خیلی از آدم‌های دیگر، کلی کلاس می‌رفته و دوره‌های آموزشی متفاوتی می‌دیده و بعد فهمیده، این همه یادگرفتن، قابلیت ایجاد توهم را هم دارد.

پس هیچ وقت به دست آوردن یک موفقیت او را بی‌‌‌نهایت خوشحال نمی‌کند.

شکست‌های مختلف هم موجب نمی‌شود که به شدت احساس خسران و زیان کند چون تمام آن کارهای گروهی یا شخصی به او ثابت کرده که همیشه وقتی در زندگی‌اش شکست‌های بزرگ رخ داده، بعد‌تر موفقیت‌های بزرگ‌تری نصیبش شده است.

او برای خودش قواعدی هم تنظیم کرده؛ قواعدی نظیر اینکه: «لذت بردن از زندگی، یکی از وظایف مهم ماست.» یا «موفقیت باید به صورت درونی به ما لذت بدهد.» خودش هم مثل عقیده‌هایش زندگی می‌کند و حتی به دوستانش هم می‌گوید: «باید به کارتان ایمان داشته باشید و تلاشتان را بکنید.‌‌

همان‌طور که من این کار را کردم. شاید برایتان جالب باشد بدانید، هشت سال پیش در جمعی دوستانه من به شوخی (البته در دلم جدی بودم) گفتم که من تا قبل از سی‌وپنج‌سالگی یک جایزه‌ی بین‌المللی می‌‌گیرم.

همه به من خندیدند ولی من به کارم ایمان داشتم و به نتیجه هم رسیدم. آرزویم هم این است که یک آرشیتکت بین‌المللی شوم».


ادامه مطلب ...

نیما مسیحا در کنار همسرش مریم مسیحا +عکس و بیوگرافی

نیما مسیحا در کنار همسرش مریم مسیحا +عکس و بیوگرافی

نیما مسیحا nima masiha در ۱۳ دی ۱۳۵۳ در تهران متولد شد. علاقه او به موسیقی و خواندن از همان دوران کودکی شکل گرفت. خانواده و پدرش که صدای خوبی هم دارد مشوق اصلی وی بودند، او فارغ التحصیل رشته ادبیات در مقطع لیسانس است و در سال ۸۲ با مریم مسیحا ازدواج کرده است. البته فیلم عروسی نیما مسیحا لو رفت و در کل ایران پخش شد.

همسر نیما مسیحا همسر خوانندگان مریم مسیحا بیوگرافی نیما مسیحا اینستاگرام نیما مسیحا

نیما مسیحا درسال ۶۹ و در پی یک فراخوان در روزنامه همشهری که تالار وحدت برای تکمیل گروه کر هنرجو می‌پذیرفت، شرکت کرد و بعنوان وکالیست تنوز شروع به خواندن کرد. او تا سال ۷۰ با گروه کر تالار وحدت بود و در این سال از این گروه جدا شد ولی تا سال ۷۸ تمرینات خود را شخصاً و انفرادی ادامه داد.

مسیحا زیر نظر حسین سرشار آواز و از گرگین موسیسیان تئوری موسیقی را آموخت، وی در پی آشنایی با بابک بیات در سال ۷۷، کار در زمینه‌ی موسیقی پاپ را آغاز کرد و با خواندن پروانگی در فیلم دست‌های آلوده‌ی سیروس الوند در سال ۷۸ کار را به طور رسمی دنبال کرد و این آهنگ باعث دیده شدن و شهرت وی شد.

همسر نیما مسیحا همسر خوانندگان مریم مسیحا بیوگرافی نیما مسیحا اینستاگرام نیما مسیحا

مسیحا با آهنگسازان مطرحی چون مجید انتظامی ،شهرداد روحانی، بابک بیات و … کار کرده است.

گرایش نیما مسیحا و جنس صدای او به موسیقی کلاسیک برمی‌گردد و موسیقی پاپ را با کلاسیک تلفیق کرده است.

بیماری نیما مسیحا

نیما مسیحا در برنامه‌ی دورهمی مهران مدیری بیان کرد که به علت ازدواج فامیلی مادر و پدر دچار بیماری چشمی مادرزادی فوندوس فلاوی ماکولاتوس است.

همسر نیما مسیحا همسر خوانندگان مریم مسیحا بیوگرافی نیما مسیحا اینستاگرام نیما مسیحا

آلبوم‌های نیما مسیحا

شب سربی

نام ترانهترانه سراآهنگسازتنظیم
شب سربیاکبر آزاداکبر آزادبهنام ابطحی
سبد سبدجهانگیر صبریجهانگیر صبریبهنام ابطحی
عاشقانهبابک روزبهعباس لطیفیعباس لطیفی
باغ خاکسترایرج جنتی عطاییعلی موثقیعلی موثقی
دریغجهانگیر صبریجهانگیر صبریپدرام مرندیز
غربتپیام پارساعلی موثقیعلی موثقی
نوبت عاشقیاکبر آزاداکبر آزادفیروز ویسانلو
مهتابجهانگیر صبریجهانگیر صبریپدرام مرندیز

توهم

نام ترانهترانه سراآهنگسازتنظیم
توهمبابک صحراییپوریا حیدریپوریا حیدری
بارون دلتنگیبابک صحراییامین قبادپوریا حیدری
احساسبابک صحرایینیکاننیکان
رگباربابک صحراییبابک بیاتباربد بیات
دلم گرفتهبابک صحراییمیلاد اکبریپوریا حیدری
بومیبابک صحراییامین قبادپوریا حیدری
گل مریمبابک صحراییامین قبادپوریا حیدری
دلواپسم نباشبابک صحراییامیرعباس حسن‌زادهپوریا حیدری
نازنینم خداحافظبابک صحراییبابک بیاتباربد بیات

تک آهنگها

نام ترانهترانه سراآهنگسازتنظیم
شب کویرآزیتا قاسمیداریوش تقی پورداریوش تقی پور
رگباربابک صحراییبابک بیاتباربد بیات
پروانگیپیام پارسابابک بیاتبابک بیات
احساس دل بستنداوود رحمت‌الهیعلیرضا افکاریمعین راهبر
رویاپویان بوترابیعلیرضا افکاریمعین راهبر
روایت عاشقانهمیثم یوسفیرامین عبدالهیرامین عبدالهی
یه لحظه از توافشین مقدمعلیرضا افکاریعلیرضا افکاری
اتفاقافشین مقدمفواد حجازیفواد حجازی
پرواز ممنوع با (حامی)بابک صحراییستار اورکیستار اورکی
کولاکبابک صحرایینیکاننیکان
از کی بپرسمبابک صحراییفرزاد فتاحیفرزاد فتاحی
بر فراز آسمانها (بازخوانی)؟شهرداد روحانیرضا تاجبخش
آذرخشبابک صحراییحمیدرضا یراقچیانحمیدرضا یراقچیان

همسر نیما مسیحا همسر خوانندگان مریم مسیحا بیوگرافی نیما مسیحا اینستاگرام نیما مسیحا

instagram nimamasihamusicofficial

اینستاگرام نیما مسیحا بیوگرافی نیما مسیحا مریم مسیحا همسر خوانندگان همسر نیما مسیحا


ادامه مطلب ...