مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

زنان ایران صاحب رتبه اول خودسوزی در خاورمیانه

این نشست با موضوع «خودسوزی زنان متاثر از نظام پدرسالار یا فرودستی جنسیتی» و توسط انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد و در آغاز آن با مطرح شدن این سوال که «چه شرایطی در جامعه ایران مهیا شده که استعداد خودکشی را- به خصوص در دانشجویان به عنوان نسل آگاه- افزایش داده است؟» شرکت‌کنندگان به وجود آنومی و ازهم‌گسیختگی فرهنگی در جامعه پرداختند. همچنین این سوالات مطرح شد که «در جامعه‌ای که به آنومی دچار می‌شود، افراد به نابودی حیات خود دست می‌زنند اما چرا در کشور ما خودسوزی به عنوان یکی از راه‌های خودکشی در بین زنان ما اتفاق می‌افتد؟ آیا آنها روش دیگری بلد نیستند یا اینکه از این راه دردناک تلاش می‌کنند اعتراض خود را به گوش جامعه برسانند؟»

دکتر زهرا حضرتی، استاد جامعه‌شناسی با ارایه تعاریفی از خودکشی، انواع خودکشی را از نگاه دورکیم بیان کرد و گفت: «یکی از عوامل وقوع خودکشی، تحت تاثیر قرار دادن جامعه است. فردی که دست به خودسوزی می‌زند، اگر موفق شود، از دنیا می‌رود و اگر نه، چندین بار در زندگی خود مرگ را تجربه خواهد کرد. او از جامعه و خانواده طرد خواهد شد، برچسب خواهد خورد و بدون وجود مراقبت‌های ویژه رها خواهد شد.»
به گفته وی، نگاه پدرسالاری و پدرسری تنها در خانه وجود ندارد بلکه درگاه‌های مختلفی برای پیاده کردن نظام مردسالاری وجود دارد و این نگاه، نظام گسترده‌ای است که بر تمام دوره‌های تاریخی سایه افکنده و ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد.

فرودستی جنسیتی


حضرتی فرودستی جنسیتی را نکته دیگر بروز خودسوزی دانست و گفت: «فرودستی جنسیتی به لحاظ سابقه تاریخی از نظام طبقاتی قدمت بیشتری دارد و ریشه‌دار‌تر است. در جامعه شکارگر مردان از موقعیت برتری برخوردارند. البته باید برای دو مفهوم تفکیک قائل شد؛ یکی جنس و دیگری جنسیت. جنس، تفاوت‌های بیولوژیکی مردان را از زنان متمایز می‌کند در حالی که در جنسیت انتظارات اجتماعی از زنان و مردان مطرح است؛ انتظاراتی که براساس آنها مرد و زن را در فرآیند جامعه‌پذیری تربیت می‌کند.»
وی خانواده، مدرسه، گروه‌های هم‌سن، رسانه‌های جمعی و محیط کار را به عنوان عوامل مهم و موثر در جامعه‌پذیری معرفی کرد و گفت: «دختر و پسر با قرار گرفتن در این فرآیند، نگاه خاص جنسیتی پیدا می‌کنند که می‌شود از این نگاه‌ها با عنوان کلیشه‌های جنسیتی یاد کرد. در واقع باورهای القاشده به افراد باعث می‌شود که اگر دختر باشند، بیاموزند که مهربان باشند، صدایشان را بلند نکنند و خشمگین نباشند و این تربیت درباره پسر‌ها به شکل دیگری اعمال می‌شود. این کلیشه‌ها بر ظاهر افراد، نقش‌ها و روابط اجتماعی افراد تاثیر می‌گذارد و آنها را به سمت مشاغل خاص سوق می‌دهد.»
به گفته وی، این کلیشه‌ها مدام در جامعه بازتولید می‌شود و فرد با نقش‌ها، جایگاه‌ها و نگاه‌های فرودستی جنسیتی مواجه می‌شود، مشاغل زنانه و مردانه می‌شود و در نهایت مردان احساس فرادستی و زنان احساس فرودستی جنسیتی می‌کنند.
حضرتی سپس عوامل منجر به خودسوزی در زنان را برشمرد و گفت: «عدم آگاهی یا پایین بودن سطح آگاهی زنان، ازدواج اجباری یا پیش از موعد، فقر، تجاوزات جنسی و مشکلات روانی منجر به خودسوزی می‌شود و در یک دسته‌بندی می‌توان این عوامل را سطح عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مذهبی برشمرد.»

وی افزود: «خودسوزی از یکسری الگوهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبعیت می‌کند. در واقع پدیده اجتماعی پیچیده‌ای است که نمی‌توان عامل مشخصی را برای آن نام برد. ممکن است در گروه‌های اجتماعی مختلف، نگاه‌های مختلفی به این پدیده وجود داشته باشد. برای نمونه زنان بیوه در یکی از فرقه‌های دینی هندوستان، همراه با جسد همسر خود سوزانده می‌شوند یا اینکه ممکن است نگاهی سیاسی وجود داشته باشد به طوری که جمعی از فعالان سیاسی برای اعتراض دست به خودسوزی بزنند یا حتی اعتراضی جنسیتی باشد و تعدادی از زنان با توجه به نگاه فرودستی جنسیتی این عمل را انجام دهند.»
حضرتی سپس یادآور شد: «بیشتر خودسوزی‌ها در آسیا و خاورمیانه اتفاق می‌افتد در حالی که در جوامع غربی به این شکل نیست و تنها در مواردی نادر رخ می‌دهد. یکی دیگر از دلایل وقوع این پدیده تغییرات اجتماعی بسیار سریع است که در آن، جامعه با پس‌افتادگی مواجه می‌شود. ما در بعد مادی فرهنگ رشد داشته‌ایم اما در بعد غیرمادی آن نه. در ظواهر زندگی رشد خوبی داشته‌ایم اما آیا تفکرات ما هم دچار تغییر شده یا اینکه هنوز تفکرات چند قرن پیش را با خود یدک می‌کشیم؟»


خودکشی در ایران

وی با بیان اینکه میزان خودکشی در خاورمیانه و شرق آسیا از مناطق دیگر بسیار بیشتر از بیان آماری است، گفت: «40 درصد از علل این خودکشی‌ها به خودسوزی تعلق دارد و این رقم نگران‌کننده است. اگرچه در کشورهای توسعه‌یافته میزان خودکشی بالاست و ایران در این میان رتبه 39 را به خود اختصاص داده اما خودکشی زنان ایران در خاورمیانه رتبه اول را دارد و همچنین ایران، سومین کشوری است که آمار خودکشی در آن به سرعت در حال افزایش است.»
این استاد جامعه‌شناسی خودسوزی‌هایی را یادآور شد که در استان‌های ایلام، کردستان، خوزستان و چهار‌محال‌وبختیاری رخ می‌داد و گفت: «خودکشی تا مدت‌ها در جوامع ایلیاتی رخ می‌داد یعنی جایی که ساختار آن مردسالاری بود اما امروز چه شده است که این پدیده در جوامع شهری و میان قشر تحصیلکرده رخ می‌دهد؟ افرادی که به خودسوزی دست می‌زنند، به طور معمول سطح تحصیلات پایینی دارند اما چرا حالا دانشجو این روش را برای حذف خود انتخاب می‌کند؟»


آمار دقیقی از خودسوزی زنان موجود نیست

حضرتی با بیان اینکه از نگاه دین خودکشی حرام عنوان شده و آیه 29 سوره نسا نیز به این مساله اشاره کرده است و فردی که دست به خودکشی می‌زند به گناه کبیره دست زده است، ادامه داد: «همه افراد در طول زندگی خود دچار ناکامی می‌شود و احساس تنهایی خواهند کرد. این ناکامی‌ها به عاملی نیاز دارد که فرد بتواند مهارت‌های لازم را برای مبارزه با این ناکامی‌ها کسب کند.»
به گفته وی، آمارهای سال 92 نسبت به سال 91 نشان می‌دهد که میزان خودکشی 11 درصد افزایش داشته است که البته درباره خودسوزی آمار خیلی دقیقی وجود ندارد چرا که خانواده‌ها میلی به اطلاع‌رسانی در این رابطه ندارند، مگر اینکه به مرگ منتهی شود.


تحقیقی درباره خودسوزی

وی به بیان بحث نظری خودکشی و نگاه نظریه‌پردازان مختلف به این پدیده پرداخت و یادآور شد: «نمونه تجربی این پدیده مطالعه تفسیری پدیده خودسوزی در بین زنان اقدام‌کننده به خودسوزی در شهر شیروان ایلام، یکی از دانشجویان است. در این تحقیق که از پاییز 89 تا خرداد 91 به طول انجامیده، روی 52 نفر مطالعه صورت گرفته است. در نمونه‌های این تحقیق از یک دختر 11 ساله تا یک پیرزن وجود داشته که دست به خودسوزی زده است. براساس این تحقیق 53 درصد افراد متاهل دست به خودکشی زده‌اند که از این میان 33 درصد مجرد و 14 درصد مطلقه هستند. همچنین 60 درصد از این افراد زیر دیپلم بوده‌اند. در نتیجه این تحقیق عنوان شده است که وابستگی زنان به مردان، ساختار مردسالاری حاکم در جامعه و غیرفعال بودن زنان در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از عوامل بروز خودکشی در افراد بوده است.»


ایلام بیشترین میزان خودکشی

حضرتی ادامه داد: «ایلام بیشترین میزان خودکشی را دارد اما چراخودکشی به شهرها کشیده می‌شود و افراد تحصیلکرده به این کار اقدام می‌کنند؟ آیا تاسیس خانه‌های سلامت، راه‌اندازی خط بحران، مراکز مشاوره خانوادگی و اورژانس اجتماعی توانست جلوی خودسوزی را بگیرد؟ مساله این است که خیلی از این برنامه‌ها در حد طرح یا کاری نمادین بوده در نتیجه کاری از پیش نبرده است.»


نیاز به پژوهش دقیق درباره خودسوزی

در ادامه دکتر عالیه شکربیگی، استاد دانشگاه و عضو انجمن جامعه‌شناسان ایران با بیان اینکه بررسی دقیق روی خودکشی دانشجوی شیرازی باعث شد آمارهای خودکشی در سال‌های پیشین نمایان شود، گفت: «ممکن است یک دلیل خودکشی، نداشتن توانمندی در مقابله با مشکلات باشد اما جامعه‌پذیری دختران و پسران ما چگونه باید باشد که بتواند کمک کند که این افراد با بحران‌های زندگی خود مقابله کنند؟»
شکربیگی ادامه داد: «بنا به دلایل زیاد در نظام مردسالاری زندگی می‌کنیم که آمار خودکشی هم در آن منتشر نمی‌شود و حتی رسانه‌ها به درستی به آن نمی‌پردازند و راهکاری ارایه نمی‌کنند. در این شرایط وظیفه جامعه‌شناسان این است که این مسایل را موشکافی کنند.»


برای ورود به دنیای مدرن آماده نبودیم

دکتر محمد‌باقر تاج‌الدین، عضو هیات علمی و استاد دانشگاه تهران مرکزی و عضو انجمن جامعه‌شناسان ایران در ادامه با بیان اینکه درباره موضوعی که پژوهش‌های عمیق و جدی درباره آن صورت گرفته، نمی‌توان اظهار نظر محکمی داشت، گفت: «یکی از گرفتاری‌های اصلی ما این است که با مدرنیته عجول و سریع مواجهیم که بی‌تدبیر وارد زندگی‌مان شده است. ریشه‌های مدرنیته که عقلانیت، خردورزی و دانش است، به زندگی ما وارد نشده و تنها از میوه‌های آن یعنی برق و تکنولوژی بهره برده‌ایم و این درست نیست.»
تاج‌الدین ادامه داد: «ما آمادگی ورود به این اجتماع را نداشتیم. بر اثر همین مدرنیته نارس با شهرنشینی ناقص‌الخلقه و ناهمگون مواجه شدیم. اما اتفاق دیگری نیز افتاد و ما با خلاء‌های اجتماعی مواجه شدیم. عنصر سومی که باید شکل می‌دادیم که نام آن قانون، جامعه مدنی و سازمان‌های حمایتی است در این میان کم است.»
وی گفت: «در اثر خلاء اجتماعی است که فرد دچار تنهایی اجتماعی شده و بی‌یاور و بی‌پناه می‌ماند در حالی که سیستم درست این حفره‌ها و خلا‌ءها را پر و تلاش می‌کند دو نسل و دو گروه صدای یکدیگر را بشنوند. در واقع گروه سوم مددکار اجتماعی، وزارت رفاه یا چیزی است که کمک می‌کند این خلاء پر شود. در این شرایط باید بتوانیم بخش سوم که جامعه مدنی و سازمان‌های حمایتی است را فعال کنیم.»
او به ارایه راهکار پرداخت و گفت: «در واقع راهکار چیزی نیست جز تقویت بخش سوم، در جایی که خانواده‌ها چه سنتی و چه مدرن و دولت هم به دلایل مختلف- از جمله نبودن ساختار لازم- توانمندی و پاسخگویی لازم را ندارد. باید دولت بخش مدنی را یاری کند یعنی به انجمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی بودجه بدهد تا آنها این ساختار را درست کنند و با پر کردن این خلاءها از مشکلات بکاهند.» (سارا پناهی/ جهان صنعت)


*انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در «جام جم سرا» لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفاً به قصد اطلاع کاربران بازنشر می‌شود.


ادامه مطلب ...

خودسوزی سلول های مغز عامل اصلی پارکینسون

مطالعات این محققان نشان می دهد که بیماری پارکینسون به دلیل برافروختن و خودسوزی سلول های مغز بوجود می آید.این آزمایش ها که به مدت سه سال به طول انجامیده نشان می دهد که میتوکندری موجود در نواحی از مغز که به پارکینسون مرتبط هستند، بیش از اندازه داغ است.میتوکندری موتورخانه سلول است.

به گزارش ایرنا،مطالعات بیشتر نشان داد که این بخش از مغز بسیار پیچیده است و برای عملکرد به سطح بالای انرژی نیاز دارد و دلیل خودسوزی سلول ها نیز کمبود انرژی است.
این مطالعه راهکارهای ارزشمندی را برای پیشگیری و درمان پارکینسون در اختیار محققان قرار می دهد.

پارکینسون پس از آلزایمر شایع ترین بیماری سیستم اعصاب است که بر اثر کاهش دوپامین و اختلال جسم سیاه مغز ایجاد می شود. روش های رایج کنترل این بیماری، داروی هایی هستند که با تحریک مغز، به ترشح دوپامین کمک می کنند. این روش ها بیماری را درمان نمی کنند، بلکه علایم را کاهش می دهد و پاسخ آن روی افراد مختلف، متفاوت است.

جسم سیاه پیام های عصبی را از طریق نخاع به عضلات مختلف ارسال می کند و این فرآیند از طریق ماده شیمیایی دوپامین صورت می گیرد و باعث اختلال در تعادل و کنترل عضلات می شود.
بیماری پارکینسون معمولا با لرزش یک دست آغاز می شود و به تدریج اکثر اندام را درگیر می کند.حدود 10 میلیون نفر در سراسر جهان به این اختلال مبتلا هستند.

به گزارش مرکز پیشگری و کنترل بیماری آمریکا، در این کشور از هر 500 نفر یک نفر به این بیماری مبتلا است. احتمال ابتلا به پارکینسون در مردان 1.5 برابر زنان است.نتایج این تحقیقات در نشریه Current Biology منتشر شده است.


ادامه مطلب ...

زنان ایرانی، رتبه یک خودسوزی در خاورمیانه

زنان ایرانی، رتبه یک خودسوزی در خاورمیانه

خودکشی‌هایی که در میان دانشجویان به خصوص دانشجویان دختر در شهرهای مختلف در چند دهه اخیر رخ داد و همچنین خودسوزی اخیر دانشجویی در دانشگاه آزاد شیراز سبب شد نشست علمی با موضوع «خودسوزی زنان متاثر از نظام پدرسالار یا فرودستی جنسیتی» توسط انجمن جامعه‌شناسی ایران با حضور استادان و دانشجویان در دانشکده علوم اجتماعی تهران برگزار شود.
عکس خودکشی عکس خودسوزی عکس تجاوز جنسی خودکشی دختر اخبار خودکشی
به گزارش جهان صنعت، در آغاز این نشست با مطرح شدن این سوال که «چه شرایطی در جامعه ایران مهیا شده که استعداد خودکشی را- به خصوص در دانشجویان به عنوان نسل آگاه- افزایش داده است؟» به وجود آنومی و ازهم‌گسیختگی فرهنگی در جامعه پرداخته و این سوالات مطرح شد که: «در جامعه‌ای که به آنومی دچار می‌شود، افراد به نابودی حیات خود دست می‌زنند اما چرا در کشور ما خودسوزی به عنوان یکی از راه‌های خودکشی در بین زنان ما اتفاق می‌افتد؟ آیا آنها روش دیگری بلد نیستند یا اینکه از این راه دردناک تلاش می‌کنند اعتراض خود را به گوش جامعه برسانند؟»

دکتر زهرا حضرتی، استاد جامعه‌شناسی با ارایه تعاریفی از خودکشی، انواع خودکشی را از نگاه دورکیم بیان کرد و گفت: «یکی از عوامل وقوع خودکشی، تحت تاثیر قرار دادن جامعه است. فردی که دست به خودسوزی می‌زند، اگر موفق شود، از دنیا می‌رود و اگر نه، چندین بار در زندگی خود مرگ را تجربه خواهد کرد. او از جامعه و خانواده طرد خواهد شد، برچسب خواهد خورد و بدون وجود مراقبت‌های ویژه رها خواهد شد.»

به گفته وی، نگاه پدرسالاری و پدرسری تنها در خانه وجود ندارد بلکه درگاه‌های مختلفی برای پیاده کردن نظام مردسالاری وجود دارد و این نگاه، نظام گسترده‌ای است که بر تمام دوره‌های تاریخی سایه افکنده و ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد.

حضرتی فرودستی جنسیتی را نکته دیگر بروز خودسوزی دانست و گفت: «فرودستی جنسیتی به لحاظ سابقه تاریخی از نظام طبقاتی قدمت بیشتری دارد و ریشه‌دار‌تر است. در جامعه شکارگر مردان از موقعیت برتری برخوردارند. البته باید برای دو مفهوم تفکیک قائل شد؛ یکی جنس و دیگری جنسیت. جنس، تفاوت‌های بیولوژیکی مردان را از زنان متمایز می‌کند در حالی که در جنسیت انتظارات اجتماعی از زنان و مردان مطرح است؛ انتظاراتی که براساس آنها مرد و زن را در فرآیند جامعه‌پذیری تربیت می‌کند.»

وی خانواده، مدرسه، گروه‌های هم‌سن، رسانه‌های جمعی و محیط کار را به عنوان عوامل مهم و موثر در جامعه‌پذیری معرفی کرد و گفت: «دختر و پسر با قرار گرفتن در این فرآیند، نگاه خاص جنسیتی پیدا می‌کنند که می‌شود از این نگاه‌ها با عنوان کلیشه‌های جنسیتی یاد کرد. در واقع باورهای القاشده به افراد باعث می‌شود که اگر دختر باشند، بیاموزند که مهربان باشند، صدایشان را بلند نکنند و خشمگین نباشند و این تربیت درباره پسر‌ها به شکل دیگری اعمال می‌شود. این کلیشه‌ها بر ظاهر افراد، نقش‌ها و روابط اجتماعی افراد تاثیر می‌گذارد و آنها را به سمت مشاغل خاص سوق می‌دهد.»

به گفته وی، این کلیشه‌ها مدام در جامعه بازتولید می‌شود و فرد با نقش‌ها، جایگاه‌ها و نگاه‌های فرودستی جنسیتی مواجه می‌شود، مشاغل زنانه و مردانه می‌شود و در نهایت مردان احساس فرادستی و زنان احساس فرودستی جنسیتی می‌کنند.

عکس خودکشی عکس خودسوزی عکس تجاوز جنسی خودکشی دختر اخبار خودکشی
حضرتی سپس عوامل منجر به خودسوزی در زنان را برشمرد و گفت: «عدم آگاهی یا پایین بودن سطح آگاهی زنان، ازدواج اجباری یا پیش از موعد، فقر، تجاوزات جنسی و مشکلات روانی منجر به خودسوزی می‌شود و در یک دسته‌بندی می‌توان این عوامل را سطح عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مذهبی برشمرد.»

وی افزود: «خودسوزی از یکسری الگوهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبعیت می‌کند. در واقع پدیده اجتماعی پیچیده‌ای است که نمی‌توان عامل مشخصی را برای آن نام برد. ممکن است در گروه‌های اجتماعی مختلف، نگاه‌های مختلفی به این پدیده وجود داشته باشد. برای نمونه زنان بیوه در یکی از فرقه‌های دینی هندوستان، همراه با جسد همسر خود سوزانده می‌شوند یا اینکه ممکن است نگاهی سیاسی وجود داشته باشد به طوری که جمعی از فعالان سیاسی برای اعتراض دست به خودسوزی بزنند یا حتی اعتراضی جنسیتی باشد و تعدادی از زنان با توجه به نگاه فرودستی جنسیتی این عمل را انجام دهند.»

منبع : تابناک

اخبار خودکشی خودکشی دختر عکس تجاوز جنسی عکس خودسوزی عکس خودکشی


ادامه مطلب ...

پدرم با دخترخاله‌ام رابطه نامشروع داشت مادرم خودسوزی کرد من ایدز گرفتم!

پدرم با دخترخاله‌ام رابطه نامشروع داشت/ مادرم خودسوزی کرد/ من ایدز گرفتم!

دیگه حرفاتو باور نمی کنم “آرش”! تو یه دروغگوی تمام عیاری، تو یه بیماری، می فهمی! عقدّه داری که دیگران بهت توجّه کنند وآن وقت تو لذّت بری! هر وقت بهت گفتم برخی از دوستان و بستگانم تو رو با یه زن یا دختر جوون، درکافی شاپ و جاهای دیگه دیدن، قشقرقی به پا کردی و گفتی نه! همچین چیزی امکان نداره! اونایی که این حرفا رو بهت می زنند، چشم دیدن خوشبختی ما رو ندارند و برای همین این حرفا رو می زنند!

همسر روشنفکر مشاوره ازدواج شوهر عاشق زن جوان مطلقه رابطه نامشروع جنسی رابطه جنسی با دوست دختر دوست پسر یابی دختر فراری دختر ایدزی داستان واقعی داستان عشقی خودسوزی جلوگیری از ایدز تجاوز به دوست دختر بهترین شوهر ازدواج عاشقانه

به تماس های تلفنی وقت و بی وقتت با دیگران مشکوک شدم، اعتراض کردم اما به گونه ای باهام برخورد کردی که دیگه جرات نکردم درباره ش حرفی بزنم. من چهارده سال تو خونه تو، همه رفتارها واعمال تو رو دیده و تنها تحمّلت کردم.

تو شوهر من بودی  و من  با بی غیرتی تمام، همه چیزایی که دیگران درباره تو می گفتند رو نشنیده می گرفتم، امّا این بار خودم دیدمت، با چشمای خودم! این بار نمی تونی انکار کنی و بگی من نبودم. خودم دیدمت که ” گلی” رو سوار ماشینت کرده بودی و با هم می گفتید و می خندیدید! دیگه نمی تونم آرش! دیگه نمی تونم به این وضع ادامه بدم، من طلاق می خوام!

پدرم با حالتی عصبی، گفت: ” طلاق می خوای؟! پس اون همه عاشقی ها و دوستت دارم گفتن هات دروغ بود، آره؟! طلاق می خوای؟! دیر یادت افتاده جونم، بعد از چهارده سال زندگی، طلاقت بدم که چی بشه؟!”

مادرم همچون اسپند روی آتیش، گفت: ” طلاقم بده و برو با گلی ازدواج کن! می دونی آرش، من یه دختر بچّه دبیرستانی بودم که  تو سر راهم قرار گرفتی و آن قدر چونان عاشقان سینه چاک، از عشق و عاشقی گفتی که خام شده و تحت تاثیر قرار گرفته و حرفات رو باور کردم، من به خاطر رسیدن به تو بر خلاف میل باطنی، به خانواده ام پشت کرده و متاسفانه همون یکی، دوسال بعد از ازدواج، به حرف پدرهمیشه خیر خواه و مهربانم رسیدم که دلسوزانه به من می گفت:” نگاه به خوشگلی و قد و قامت آرش نکن! نگاه نکن که از دولتی سر پدرش شرکت داره و وضع مالیش خوبه! آرش مرد زندگی نیست، دخترم!

من به حرف پدرم رسیدم، امّا اون وقت دیگه دیر شده بود و متاسفانه ازت یه بچّه داشتم و فقط به خاطر دخترم کتایون تو این خونه موندم! موندم و عکس و نامه های عاشقانه دخترای جوون رو از جیب کتت پیدا کردم! موندم و جواب تلفن هایی رو دادم که تا من بر می داشتم و می گفتم الو، قطع می کردند!

موندم و از در و همسایه ها شنیدم که آرش خان، دوست دختر جدید پیدا کرده است! من همه اینا رو به خاطر کتایون تحمّل کردم، اما دیگه نمی تونم. آرش، گلی دختر خواهر منه! تو با دختر خواهر مطلقه من رابطه برقرار کردی  و آن وقت انتظار داری که به روی خودم نیارم؟!

می دونی البتّه خیلی هم خوب شد که گلی رو انتخاب کردی، چون اون مثل من و افراد دیگه نیست که سریع، رام حرفات شده و به آسونی فریب تورو بخوره! گلی پس از این که شوهر اوّلش رو حسابی دوشید، ازش طلاق گرفت! همه فامیل می دونند که گلی یک زن درست و حسابی نیست و به همین خاطر خواهرم هم بنده خدا از این که دختری مثل گلی داره، بسیار خجالت می کشه. خوب شد، خیلی خوب شد، خلایق هرچه لایق! حالا گلی یک پدری از روزگارت در میاره که اون سرش ناپیدا…”

پدر با شنیدن حرف های مامان، ناگهان از کوره در رفت  و به سمت مادر یورش برد و بعد از سیلی محکمی که به صورتش نواخت، چند بار پشت سر هم فریاد زد: ” خفه شو… خفه شو…” مادر که شاید انتظار چنین حرکتی را نداشت، چند ثانیه غضب آلود به پدر خیره شد و سپس با غیض آب دهانش را به صورت پدر پرتاب کرد و گفت: ” خیلی پستی آرش، تو یه حیوونی!” و پدر برای این که دعوایشان بیشتر از این ادامه پیدا نکند و همسایه ها سرو صدایشان را نشوند، کتش را برداشت و از خانه بیرون رفت.

من آن روزها سیزده سال بیشتر نداشته و در حالی که از شدت اضطراب ناخن هایم را می جویدم، به دعوای آن دو خیره شده بودم.

با همان سن و سال کمی که داشتم، خوب می دانستم این پدر است که مادر را آزار می دهد. همه چیز زندگی مان عالی بود، ماشین مدل بالا، آپارتمان، ویلای شمال و بهترین امکانات را داشتیم، امّا چه سود که دلمان خوش نبود! از وقتی یادم می آید همیشه ایّام، چشمان مادر را خیس، قرمز ، متورّم  و اشک آلود دیده بودم.

او به قول خودش تاوان عشق خود به پدر را پس می داد و به خاطر من، چاره یی جز سوختن و ساختن نداشت. راستش گاهی از این حرف مادرم که می گفت: ” مادرجان ، اگه تو نبودی من تا حالا صد باراز بابات طلاق گرفته بودم.” به شدت افسرده و غمگین شده و آرزو می کردم که ای کاش من هیچ وقت به دنیا نیامده بودم تا مادرم هرگزدرزندگی خود، اینچین مجبور به عذاب کشیدن نمی شد!

فردای همان شب بود که خاله- مادر گلی- گریه کنان به خانه مان آمد و به مادر گفت:” به خدا شرمنده تم آبجی. من اصلا فکر نمی کردم گلی بخواد قاپ شوهر تو رو بدزده!” و مادر در حالی که مانتوی خود را می پوشید، گفت:” خواهر جان، مقصر گلی نیست، مقصر شوهر نامرد منه! چندان مهم نیست چون آرش خیلی قبل تر از اینها برام مرده بود!”

مادر همان روز درخواست طلاق داد و وقتی پدر به خانه آمد به او گفت: ” من امروز رفتم دادگاه آرش، چاره ایی ندارم جز این که اینجا بمونم تا نوبت دادگاهمون بشه!” و پدرکه انگار در این سالها جز صبوری از مادر چیزی ندیده بود گفت: ” من طلاقت نمی دم. این پنبه رو از گوشت در بیارعزیزم، من طلاقت نمی دم! آره حق با توئه، من گلی رو دوست داشته و به عقد موقّت خودم درآورده ام امّا او هیچ وقت نمی تونه جای تو رو برام پر کنه، تو زن خونه منی و من هیچ وقت از تو جدا نخواهم شد!”

دادگاه رفتن های پدر و مادر چند ماهی کش و قوس پیدا کرد و از آنجایی که مادر نتوانست پدر را متّهم کند، رای طلاق صادر نشد امّا ای کاش پدر، مادر را طلاق می داد تا آن اتفاق نمی افتاد! چون مادرم ناباورانه صبرش لبریز شد ودر روزی از روزها، هنگامی که کسی در خانه نبود، در حیاط خانه پیت بنزین را روی خودش خالی کرده و کبریت را کشیده و جرقه های کوچک کبریت، ناگهان تبدیل به کوهی از آتش شده و همه وجود مادرم را در برگرفت و تا پدر و همسایه ها بتونند به داد مادر مهربان و مظلوم برسند، او سوخت و جا در جا، مرد و برای همیشه ایّام، دختر دلبندش را در برزخی از مشکلات تنها گذاشت.

من هرچند کوچک بودم امّا پیوسته خود را در مرگ مادرم مقصر دانسته و پیوسته شب و روز گریه می کردم. بعد از فوت مادر دیگر هرگز به مدرسه نرفته و خود را به تمامی در خانه حبس کردم. بعد از چهلم مادر، پدرم گلی را به خانه آورد و از همان بدو ورودش به خانه، جنگ و جدل بین من و او آغاز شد.

گلی زن بی بند و باری بود و هر کاری دلش می خواست، آزادانه انجام می داد و برایم جای سوال داشت که چرا پدر هیچگاه به هیچ کدام از رفتارهای او اعتراض نمی کند!  گلی هر روز ساعت ها پای تلفن می نشست و با دوست پسرهایش صحبت کرده و هنگامی که من جریان را به پدرم می گفتم، پدرنه تنها به گلی چیزی نمی گفت، بلکه به حمایت از او من را نیز کتک زده و می گفت:” هرگز تو کاری که به تو مربوط نیست، دخالت نکن!”  البتّه پیدا بود که پدر حقّ هیچ گونه اعتراضی به گلی نداشت، چون او خودش هم مرد بی قید و بندی بود و قادر نبود گلی را از کاری که خودش انجام می داد، منع کند.

من همیشه از گلی متنفّر بوده و آنقدر در دو سالی که با هم زندگی کردیم، آزارش دادم که یک شب، وقتی که پدر به خانه آمد، گلی با گریه سوزناک به او گفت: “من دیگه نمی تونم  کتایون رو تحمل کنم!” شاید باورش سخت باشد امّا پدر بعد از شنیدن حرفهای گلی و در حالی که ساعت نه و نیم شب بود، به حمایت از همسر روشنفکرش! و برای تنبیه کردن من، مرا از خانه بیرون کرد!
او می دانست من جایی برای رفتن ندارم و تصوّر می کرد که بعد از چند ساعت پشت در ماندن، دوباره به خانه بازگشته و به دست و پای او و گلی می افتم که مرا ببخشند، امّا  من هرگز این کار را نکردم.

گرچه ترسی وحشتناک، سراسر وجودم را آکنده بود، امّا آوارگی را به دوباره رفتن نزد پدر و گلی ، ترجیح می دادم. بی هدف در خیابان ها درحال قدم زدن بوده و حتی یک هزار تومانی هم در جبیم نداشته و بسیار کوچکتر و بی تجربه تر از آن بودم که دانسته و درک کنم  که همان یک شب، در بیرون از خانه ماندن، ممکن است که چه بلاهایی بر سرم آورده و چگونه، به تمامی، زندگی ام را بر باد فنا داده و در منجّلاب نیستی غوطه ورم کند.

نیمه های شب شده بود و من همچنان در یکی از خیابان های خلوت شهر درحال پرسه زدن بودم که ماشین مدل بالایی جلوی پایم ترمز کرد. راننده خودرو، زن میان سالی با ظاهری آراسته بود که با لبخند مهربانش از من خواست که سوار ماشینش بشوم.

حسابی سردم شده و پاهایم به دلیل پیاده روری  بسیار،  درد گرفته بود. به زن بودن راننده اعتماد کرده و سوار ماشینش شدم. او که نامش “طوبی” بود، خیلی زود توانست اعتماد مرا جلب کند، به گونه ای که دیری نگذشت که من سفره دلم را نزدش گشوده و تمامی اسرار زندگیم را برایش بازگوکردم.

طوبی آن شب مرا به خانه اش برد و شام مفصّلی برایم آورد و یکی از اتاق های خانه اش را نیز برایم آماده کرد تا  در آن بخوابم. او بسیار با من مهربان بود و می گفت مرا مانند دختر خودش دوست دارد و من نیز فریب حرف ها و ظاهر مهربانش را خورده و همانجا در خانه اش مانده و استراحت کردم!

پس از چند روز میهمانی  و در خانه طوبی خوردن و خوابیدن، فهمیدم که اوضاع از چه قرار است و طوبی در ازای آن همه مهربانی چه انتظاراتی از من دارد. من کسی را نداشتم و دلم هم نمی خواست که هرگز، بار دیگر نزد بابا و گلی که مسبّب مرگ مادرم شده بودند، برگردم، به همین دلیل مجبور بودم همانجا نزد طوبی مانده و غلام حلقه به گوش او شده و هر کاری که از من بخواهد، بدون هیچ چون و چرایی، انجام بدهم!

او دخترهای زیادی همچون من را در اختیار داشت  و از این طریق توانسته بود که برای خود پول و پله ای بهم بزند. طوبی دخترانی چون من را به انجام کارهای نامشروع  و دلخواه خود، وا داشته و درازای انجام آن کارها، مبلغ ناچیزی به ما می داد.

دو سال از بودن من در خانه طوبی می گذشت که در یکی از همان روزها به دلیل ضعف و سستی بسیار به پزشک مراجعه و پس انجام آزمایشات گوناگون، ناباورانه دریافتم  که  در اثر روابط نامشروع،  به بیماری ایدز مبتلا و ویروس آن، وارد خونم شده است!

طوبی همان روز که نتیجه آزمایش من را دید، در کمال شگفتی، مرا از خانه اش بیرون انداخت و من باز هم بی سرپناه شدم. مانده بودم که چه کنم! از یک طرف بیماری و از طرفی دیگر نیز بار دیگر بی سر پناهی، گریبان گیرم شده بود! به همین دلیل بی هدف به سوی پارکی روانه شده و چند روزی در آنجا در کنار معتادان کارتن خواب، شبها را به صبح رساندم تا این که سرانجام با عشوه های هدفمند و پنهان کردن بیماریم، توانستم با فردی به نام اشکان که درکار خرید و فروش مواد مخدّر بود آشنا و دلش را بدست آورده و راهی خانه او بشوم.

من در راستای جلب کردن اعتماد بیش از حد اشکان از هیچ کاری دریغ نکرده و حتّی در پخش مواد مخدر در پارکهای مختلف نیز به او کمک کرده و گاهی هم نیزهمدم بساط او شده و با یکدیگر شروع به مصرف مواد می کردیم.

با مرور زمان اشکان بسیار به من وابسته شد ، تا جایی که بارها از من  خواست تا با او ازدواج کنم، من نیز داستان زندگیم را برای او تعریف کرده و به او گفتم که شرط ازدواج با من تنها این است که با هر ترفنّدی که شده با گلی که بسیار به خود مغرور است و همواره خود را انسان بسیار بی گناه  و پاکی نسبت به دیگران می داند، طرح دوستی ریخته و با بر قراری رابطه با او، باطن کثیفش را برای همگان آشکار کند، تا طبل رسوایی او در همه جانواخته شده و من نیزبتوانم انتقام خود را از او بگیرم.

اشکان که مصرف شیشه، دیگر هیچ اراده ای برای او باقی نگذاشته بود و چندان به عاقبت اعمالی که انجام می داد، هیچ توجّهی نداشت، بدون هیچ قیدّ و بندی، شرط من را پذیرفت و از آن جا که گلی همواره زنی بوالهوس و خیانتکار بود، توانست به راحتی او را فریب داده و با او روابط نامشروع بر قرار کند.

آری، سرانجام نقشه من عملی شده و پس از اندک زمانی، اشکان  و گلی  نیز از طریق من به بیماری ایدز مبتّلا شدند و من نیز که در اثر افکار و اعمال شیطانی افرادی به مانند آنها به چنین سرنوشت شومی دچار شده بودم، بسیار خوشحال از این بودم که سرانجام همانگونه که سالیان پیش، مادرم به پدرم درباره فاسد بودن گلی، هشدار داده بود، توانسته بودم سخن او را عملی کرده و به پدرم ثابت کنم که گلی زنی خیانتکار و فاسد است.

چندی نگذشت که اشکان به دلیل توّهم ناشی از مصرف بیش از حد شیشه، ناباورانه از بام ساختمانی چندین طبقه به پرواز درآمده و به ناگاه بر زمین حماقت های ناپایان خود فرود آمده و جان سپرد ، پدر سنگ دل نیز در برابر خیانت های پی درپی گلی، تاب نیاورده و پس از به قتل رساندن او با ضربات بی رحم چاقو، خود نیز خودکش کرد!

من نیز بی نصیب از اثر گناهان خود نمانده و همچنان با بیماری ایدز سوخته و ساخته و در کابوس های شبانه خود به سر می برم تا چه زمان ناقوس مرگ به صدا درآمده  و خزان من را نیز به مانند دیگران، بر فرازحسرت های همیشگی، طنین انداز نماید.

نظر کارشناس روانشناسی، مشاوره و مدد کاری اجتماعی:
خیانت، زیان‌آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمه‌های غیرقابل جبران به طرفین شده، بلکه اعتماد و اطمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد.

خانواده همچون عمارتی است که زن و شوهر ستون‌های آن را تشکیل می‌دهند. فروریختن هر یک از این ستون‌ها استحکام و استواری این عمارت را دچار تزلزل می‌کند. طلاق واقعه‌ای ناگوار است و از آن رو که تاثیر منفی بسیاری بر پیکر خانواده و سازمان جامعه می‌گذارد، بسیارآسیب ‌زاست. به راستی که طلاق هنوز یکی از بحران‌های وحشتناک زندگی به شمار می‌آید که جوانب و عوارض آن از دید هیچ کس پنهان نیست.

دختران فرارى کسانى هستند که به دلایل مختلف و در اثر فشارهاى ناشى از شرایط سخت زندگى، غالباً على رغم میل باطنى اقدام به ترک خانه و کاشانه خود کرده و از کانون خانواده جدا مى شوند و عموماً در شهرى دیگر بدون داشتن مأمنى مناسب و خانه اى دائمى ساکن مى شوند.

این گروه از دختران عموماً به دلایلى نظیر فقر، خشونت، محدودیت هاى غیر منطقى، آزار دیدگى، رها شدن از سوى اطرافیان بخصوص خانواده و… روى به خیابان ها مى آورند و بیشتر آن ها به تدریج تبدیل به زنان خیابانى مى شوند که راهى تاریک در پیش رو دارند. دختران فرارى در بیشتر موارد براى زندگى و امرار معاش به کارهاى ناپسند و نامشروع روى مى آورند.

منبع: رکنا

ازدواج عاشقانه بهترین شوهر تجاوز به دوست دختر جلوگیری از ایدز خودسوزی داستان عشقی داستان واقعی دختر ایدزی دختر فراری دوست پسر یابی رابطه جنسی با دوست دختر رابطه نامشروع جنسی زن جوان مطلقه شوهر عاشق مشاوره ازدواج همسر روشنفکر


ادامه مطلب ...