سه شنبه 5 اسفند 1393 ساعت 09:42
جام جم سرا: در حالی که چند هفته بیشتر به آغاز بهار نمانده، با کاهش محسوس دما در برخی نقاط و ورود موج بارش به شیراز، ریزبرف اکثر مناطق این شهر را در بر گرفت. تصاویری از این نخستین برف زمستانی در شیراز را ببینید.
جمال کامیاب اظهار داشت: سازمان زیباسازی شهر تهران در راستای طرح استقبال از نوروز ۹۴، اقدامات گستردهای را در دستور کار دارد و بحث پیرایش شهری در مناطق ۲۲ گانه اجرایی میشود.
وی با بیان اینکه ۱۲۳ محور در ۱۲۳ ناحیه شهر تهران به طور ویژه پیرایش میشود، افزود: تمامی زواید بصری از جمله تابلوها، کانالهای کولر، برچسبها، بنرهایی که خارج از حیطه قانونی نصب شدهاند و سیما و منظر شهری را مخدوش میکنند، از این محورها حذف خواهد شد.
کامیاب با اشاره به اینکه دو محور ناصر خسرو و چهارراه جمالزاده تا ولیعصر (عج) نیز توسط سازمان زیباسازی به طور ویژه پیرایش میشود، تصریح کرد: جشنواره مبلمان خلاق تا ۲۰ اسفند ماه به کار خود پایان میدهد و ما بنا داریم ۲۲ نیمکت برتر این جشنواره را در یک محور خاص جانمایی کنیم. این نیمکتها با نگاهی خاص طراحی شده و نگاه هنری به این آثار بر نگاه کاربردی غلبه دارد.
مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران درخصوص نورپردازی بناهای شاخص شهر نیز گفت: سردر باغ ملی، تالار وحدت، عمارت ارباب هرمز، ساختمان گیو در خیابان انقلاب، ساختمانهای موزه نقاشی پشت شیشه، موزه صنعتی، میدان مشق چند نمای داخلی، پژوهشکده فرهنگ و هنر، سر در دانشگاه تهران و فاز دوم موزه موسیقی به طور کامل نورپردازی خواهد شد. نورپردازی پل سید خندان و بخشی از بزرگراه حکیم و چمران نیز در دستور کار است. (مهر)
90
خانم خانه میگوید: «تو داری کمک میکنی یا کاری به کارهای من اضافه میکنی، کی این مدلی کار میکند که تو انجام میدهی، اصلا نمیخواهم کمک کنی!» مرد هم عصبانی شده، میگوید: «خسته شدم، چند بار باید فرش را پارو بکشم، چقدر پنجرهها را بشویم و بسابم، عوض دستت درد نکنه است، اصلا منم از همین لحظه دست به سیاه و سفید نمیزنم تا دستت بیاد دنیا دست کیه.»
خانم خانه دستمال خیسی را که در دست داشت را با تمام قدرت به گوشهای پرت میکند و میگوید: «چه بهتر، خودم انجام میدم با سلیقه خودم، از شلختهکاریها و غرهای تو هم خلاص میشم»؛ مرد خشمگینتر میشود و میگوید: «اصلا تو نمکنشناسی، عوض دستت درد نکنه است؟! حالا ما رو باش که دلمون سوخت برات» و...
اینجاست که دعوا شروع میشود و ممکن است تا لحظه سال تحویل یا بعد از آن ادامه یابد، اما براستی در این روزهای پایانی سال، چه رازی در این دعواها نهفته استیا این که چه چیزی باعث میشود آرامش خانه بههم بریزد و زن و شوهرها در طول خانهتکانی، با هم دعوا کنند و قهر و آشتی راه بیندازند؟
یکضرب کار کردن
بسیاری از زوجها دوست دارند سریعتر و در کوتاهترین زمان ممکن، کار خانهتکانیشان را به پایان برسانند، به همین دلیل تصمیم میگیرند یکضرب و بدون هیچ استراحتی کار کنند. گرچه در ظاهر این روش بسیار عالی به نظر میرسد و باعث میشود این زوجها در مقایسه با آنهایی که آرامآرام پیش میروند و کار یکروزه را در چند روز انجام میدهند و در طول خانهتکانی نیز سعی میکنند به بدنشان احترام بگذارند و استراحت کردن را فدای عجله نکنند، پیش بیفتند، اما معمولا سرانجام داستان این مدل از خانهتکانی، به جر و بحث و مشاجره ختم میشود و اینچنین است که باز هم از بقیه عقبتر میمانند؛ درست مثل حکایت خرگوشی که با لاکپشت مسابقه داد، زمانی که در چند قدمی موفقیت و برنده شدن بود از فرط خستگی در گوشه جاده برای خواب ایستاد و لاکپشت از او جلو زد و برنده مسابقه شد.
گرچه میتوان با کار بیشتر، در روزهای کمتری به نتیجه رسید، اما نادیده گرفتن یا حذف استراحت و تفریح از برنامه روزانه، فقط به هوای زودتر به نتیجه رسیدن، هرگز مصلحت نیست. بیوقفه کار کردن باعث میشود شما از نظر روانی و جسمی خسته و فرسوده شوید و آستانه تحملتان کاهش یابد و به همین علت ساده، ممکن است با نخستین تحریک، هرچند مسالهای کوچک و جزئی، به جوش بیایید و عصبی شوید و با همسرتان درگیری و مشاجره داشته باشید. بله، درست متوجه شدهاید؛ خستگی مفرط از مهمترین دلایل دعوای زوجها در روزهای خانهتکانی است.
نکته اول:
اختصاص زمانهایی برای استراحت و خستگی رفع کردن، هرچند شاید، یکی دو ساعت یا چند روزی به زمان کاریتان اضافه کند، اما بسیار به نفعتان است. بهتر است متناسب با نوع و سختی کارتان، برای هر یکی دو ساعت کار کردن، استراحتی یک ربع تا نیم ساعتی در نظر بگیرید و این زمان را با خوردن چای و میوه، گفتوگو و خنده با همسرتان بگذرانید.
بدون برنامهریزی حرکت کردن
زن و شوهرها گاهی با هم دعوا و مشاجره میکنند، چون شیوه صحیح برنامهریزی را نمیدانند و نمیتوانند کارها را بین هم تقسیم کنند، به همین دلیل ناگهان احساس سردرگمی و حیرانی میکنند و ممکن است کار را به جر و بحث و دعوا بکشانند. شرایط زمانی بدتر میشود که آنها تصمیم میگیرند چند کار غیرمرتبط با هم را در یک زمان انجام دهند. برای مثال در حالی که پردهها را از میل پرده درمیآورند و گوشه اتاق قرار میدهند، چینیها و کریستالهای داخل ویترین را روی میز ناهارخوری و زمین پهن میکنند، همزمان با آن نیز سعی میکنند فرشها را لول کنند، چون باید آنها را به قالیشویی بفرستند، از سوی دیگر محتویات کابینت آشپرخانه را با هم بیرون میریزند، چون تصمیم دارند شیشهها را هم دستمال بکشند آب و کف حاضر میکنند، اما ناگهان به ذهنشان میرسد لوسترها فراموش شده است باید آنها را پایین بیاورند و گردگیریشان کنند...
در چنین آشفتهبازار بلبشو، حتی آرامترین و خونسردترین افراد هم احساس سردرگمی و نگرانی میکنند، چه برسد به کسانی که بالقوه عصبی هستند و مدام تلاش میکنند خودشان را کنترل کنند و... قطعا چنین شرایطی، دیر یا زود، بهانه دستشان میدهد تا روی اژدهاییشان را نشان دهند و صدا و فریادی بلند کنند!
نکته دوم:
پیش از شروع خانهتکانی، فهرستی از کارهای خانهتکانیتان تهیه کنید، از کلیترین تا جزئیترین کارها را یادداشت کنید. سعی کنید مکان به مکان خانه را در برنامهریزیتان مورد توجه کنید و کارهای مرتبط با آنجا را بنویسید. آشپزخانه، اتاقهای خواب، اتاق پذیرایی، سرویس بهداشتی و... در نهایت این که هر روز را فقط به انجام بخشی از برنامه تنظیمشدهتان بپردازید که صرفا آن روز را به تمیز کردن و انجام کارهای آن بخش اختصاص دادهاید.
امان از وسواس بیش از حد
وسواسی بودن یکی از همسران، بخصوص خانم خانه، از جمله دلایل دعوای زوجهاست. در چنین حالتی، یکی از دو طرف مدام مشغول شستن و سابیدن است و آن دیگری در نقش یک بازرس ریزبین و ایرادگیر به کارها سرک میکشد و اشکالات را کار میگیرد، گاه حتی دائم غر میزند که چرا خوب و به اندازه کافی تمیزکاری نشده و لازم است دوباره بیشتر اشیا گردگیری یا شسته شوند.
نکته سوم:
بر وسواستان غلبه کنید و سعی کنید بیش از حد، مته به خشخاش نگذارید. بپذیرید هر چقدر هم بشویید و بسابید و برق بیندازید ، با حساسیت بسیاری که دارید، هرگز دلتان گواهی نمیدهد که کارتان را بخوبی انجام داده و همه چیز را خوب تمیز کردهاید.
تلاش کنید شب عیدی، کمتر موجب آزار خود و همسرتان شوید و به یک یا حداکثر دو مرتبه انجام کاری، قناعت کرده تا بتوانید از بسیاری دلخوریها و ناراحتیها پیشگیری کنید.
وقتی همکاری معنایی ندارد
بسیاری از زوجها، فارغ از چند سال سابقه زندگی هنوز بلد نیستند و نمیدانند چگونه باید با مشارکت یکدیگر فعالیتی را انجام دهند، اما در عوض یاد گرفتهاند و جالبتر آن که بخوبی خبره این کار شدهاند؛ کاری را با تحمل تمام سختیهایش به تنهایی انجام دهند یا اینکه آن را به دوش دیگری بیندازند و بزن در رو ماجرا شوند؛ گویی هرگز نیاموختهاند که هر کدام میتوانند بخشی از مسئولیت را بپذیرند و در کنار هم آن را انجام دهند.
نکته چهارم:
با پذیرفتن مسئولیت بخشی از کارهای خانهتکانی، میتوانید در این رسم خوشایند نوروزی سهیم شوید، احساس خوش همبستگی و با هم بودن را به خود و همسرتان یا دیگر اعضای خانوادهتان القا کنید و در پرورش و تقویت حس زیبای همکاری و مشارکت، گامهای محکمتری را بردارید.
نادیده گرفتن کارهای مفید یکدیگر
زوجهایی هم وجود دارند که با یکدیگر در خانهتکانی مشارکت و همکاری میکنند، اما عاقبت کار آنها به دعوا و جر و بحث ختم میشود. این گروه معمولا افرادی هستند که کار یکدیگر را نادیده میگیرند یا ارزش آن را کم جلوه میدهند، اما در عوض کار خویش را بسیار بزرگ و ارزشمند قلمداد میکنند. برای مثال زن خانه، کابینتها را دستمال میکشد و کف آشپزخانه را میشوید و مرد خانه هم پاک کردن لوسترها را بهعهده میگیرد، اما همین که بر سر موضوعی حرف و نظرشان یکی نباشد، یکی از زوجین شروع به غرولند کردن میکند و میگوید: اصل همه کارها بهعهده من بوده است و کارهایی که دیگری انجام داده، نهتنها جدی و مهم نبوده، بلکه در پیشرفت کار، بیارزش و کماهمیت هم بوده است، همین چند جمله از سر عصبانیت کافی است که فرد احساس خشم و ناراحتی کند و برای تلافی هم شده در گوشه ذهنش پی جوابی باشد یا اوقات تلخی راه بیندازد و... .
نکته پنجم:
قبول کنید کار هر یک از شما هر چند کوچک و جزئی، باارزش و محترم است و هرکس متناسب با توان و شرایط خود وقتی باری از دوش این روزهای خانهتکانی برمیدارد، کار بسیار بزرگی انجام داده است.
تلاش کنید مسئولیتهای خود و دیگری را ارزشگذاری کنید و به دنبال برتریجویی و احیانا حقارت دیگری نباشید، چهبسا دود این کار اول از همه به چشم خودتان میرود.
یکی، زیادی بیخیال است
گاهی اوقات زوجها با هم بگو مگو میکنند، چون یکی از آنها به دلیل خونسردی و بیخیالی افراطی، تمایلی به کمک در کارها از خود نشان نمیدهد و حتی مانع انجام کارها هم میشود یا این که ممکن است به علت خوشخیالی و مثبتنگری بسیار تصور کند چون فرصت زیادی تا شروع لحظه تحویل سال نو مانده، بنابراین ضرورتی نیست که برای انجام همه کارها عجله کرد!
نکته ششم:
خونسردی و داشتن آرامش در انجام کارهای خانهتکانی مولفه بسیار مهمی است، اما زیادهروی در آن نه تنها خوب و مناسب نیست، بلکه ممکن است باعث نگرانی و تکدر خاطر دیگران شود.
اگر شما هم جزو آن همسران خونسرد هستید، توصیه میکنیم در این روزهای آخر سالی بر این خصیصهتان غلبه کنید و اندکی هم به فکر همسرتان باشید که مثل شما نیست و نگران انجام کارهاست.
تحملنکردن اشتباهات یکدیگر
ناتوانی در تحمل اشتباهات یکدیگر از مهمترین عوامل جرو بحث همسران در این روزهاست. مثلا اگر یکی از همسران در طول خانهتکانی مرتکب خطایی شود؛ مثلا چیزی را بشکند، آب کثیفی را روی زمین بریزد و... با حرفها و رفتارهایمان، دائم او را تنبیه و مواخذه کرده یا اشتباهش را گوشزد میکنیم؛ خلاصه این که آنچنان بد رفتار میکنیم که گویی او دست و پاچلفتی است و خرابکاریاش هرگز قابل جبران نیست.
نکته هفتم:
ارتکاب اشتباهات ممکن است کمی کارتان را به تعویق بیندازد، اما در کل تاثیری بر روند انجام کارهایتان نخواهد نداشت. گرچه عجله دارید و دوست دارید سریعتر از شر خانهتکانی خلاص شوید، اما بپذیرید این اشتباه، اتفاقی است که افتاده، حالا با گوشه و کنایه زدن، تحقیر کردن، بگو مگو کردن نه تنها مشکلی را حل نمیکنید، بلکه باعث میشوید اعصابتان به دلیل دعواهایتان که گاه ادامهدار هم میشود، بیش از ارتکاب آن اشتباه خرد شود، بنابراین عاقلانه است که به خود بقبولانید این اتفاقات در هر خانهتکانی امکان دارد پیش بیاید و نباید خودتان و دیگران را به علت وقوع آنها ناراحت و سرزنش کنید. (چاردیواری، ضمیمه دوشنبه روزنامه جام جم)
دوشنبه 25 اسفند 1393 ساعت 10:09
جام جم سرا: کمتر از یک هفته مانده به آغاز سال نو و رسیدن بهار، زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و حتی بیکار هم از این دگرگونی طبیعت بینصیب نیستند و اثری از آن در زندگی خود میبینند. بهار دارد میآید. چند قدم دیگر بیشتر با آن فاصله نداریم.
همه ناراحتیها و کینهها از زمانی شروع شد که قبل از فرارسیدن چهلم مادربزرگ خانواده یکی از اقوام برای پسرش جشن عروسی گرفت، البته با اجازه خانواده آن مرحوم، آنها هم با اکراه اجازه دادند، اما دلخور بودند و بهخاطر بیاحترامی با خانواده آنها قهر کردند... آن هم چه قهر طولانی و کلافهکنندهای...
کدورتها و دلخوریها همیشه بر سر مسائل مختلف کوچک یا بزرگ ایجاد میشود اما این ما هستیم که باید روش حل کردن این مسائل را بلد باشیم و نگذاریم به کینههای چند ساله و قهرهای طولانی مدت تبدیل شود که زندگی بسیار کوتاه است و شاید برای یکی از طرفین فرصت جبران و آشتی دیگر بهوجود نیاید و تا آخر عمر حسرت به دل بماند.
شروع سال نو بهترین زمان برای رفع این کدورتها و قدم پیش گذاشتن برای آشتی با افراد است. شاید حتی شما در این ناراحتی و قهر مقصر نباشید، اما اگر راههای آشتی کردن را فرابگیرید و بدانید با این کار چه لطف بزرگی در حق خودتان و دیگران میکنید، بهطور حتم به بهانه عید هم که شده برای این کار پیشقدم میشوید.
دلایل قهرهای خانوادگی و فامیلی
مدتهاست که با یکدیگر صحبت نکردهاند. با این که فامیل هستند، اما بهخاطر یک مساله جزئی و بیاهمیت مدتهاست که وقتی یکدیگر را میبینند، بی توجه و مثل دو غریبه از کنار هم رد میشوند. هر فردی هم که از آنها درباره دلیل این رفتارشان بپرسد، میگویند: «ما قهریم!»
قهر، نوعی خونریزی روانی و رفتاری کاملا کودکانه است و فرد قهرکننده با این عمل، طرف مقابل را از ابراز علاقه محروم میکند. در واقع قهر زمانی انجام میشود که فرد قادر به مطرح کردن خواستههای خود به شکل رفتاری بالغ محور نیست.
یکی از نشانههای تنبیه، قهر است که افراد در مقابل رفتارهای دیگران بهصورت یکی از شکلهای دیداری مثل ارتباط نداشتن چشمی و کلامی بهصورت قطع کلام، بروز میدهند که میتواند ریشه در زندگی بدوی یا اولیه افراد داشته باشد.
در بعضی از فامیلها حرف و حدیث زیاد است و در بعضیها کم. چون خیلیها ممکن است اهل حاشیهسازی و گله و قهر و دعوا نباشند و بعضیها هم فقط به دنبال بهانهای میگردند تا با هم قهر یا قطع رابطه کنند.
دکتر اصغر کیهاننیا، روانشناس و مشاور خانواده بهدلایل بهوجود آمدن قهر و کدورت در خانواده و فامیل اشاره میکند و میگوید: داشتن توقع بیجا از همدیگر یکی از دلایل عمده قهرها و دلخوریهاست، وقتی فردی خود را مستحق همه چیز میداند، به محض اینکه به خواسته خود نرسد به فکر نابودی و خراب کردن رابطه خود با فرد مقابل میافتد.
وی همچنین به ضعف شخصیت بهعنوان یکی دیگر از دلایل ایجاد کدورتها اشاره میکند و میافزاید: بیشتر اوقات افراد بهدلایل خودخواهی و اهمیت ندادن به احساسات دیگران و قضاوت بیجا که باعث سوءتفاهم میشود، با هم قهر یا قطع رابطه میکنند. اما دعواهای مادی بر سر ارث و میراث و شراکت یا دعواهای عروس و خانواده شوهر و یا داماد و خانواده همسر نیز از دلایل دیگر قهرهای خانوادگی و فامیلی است که ممکن است حتی به عدمارتباط والدین با فرزندانشان هم منجر شود که میتوان گفت بدترین نوع قهر و قطع رابطه است.
در بعضی موارد هم افرادی هستند که دائم قهر میکنند و زودتر از دیگران میرنجند و آزرده خاطر میشوند و این کمکم بهصورت ویژگی شخصیتی آنها شناخته میشود. شاید بتوان گفت افرادی که بیشتر قهر میکنند توانایی کلامی کمتری نسبت به دیگران دارند. شاید فکر میکنند دلیلی برای حرف زدن وجود ندارد یا اصلا فکر میکنند حرف زدن فایدهای ندارد. دلیل دیگر این است که معمولا این افراد چون وقتی در کودکی قهر میکردهاند و به چیزی که میخواستهاند، میرسیدهاند؛ همین موضوع کمکم باعث شده که قهر کردن بهعنوان بخشی از شیوههای رفتاری آنها تبدیل شود. اینها افرادی هستند که تصور میکنند بهترین کار برای تسلط روی افراد، این است که آنها را تحت کنترل درآورند. البته این شیوه برخورد، خودخواهانه بهنظر میرسد چون به اینترتیب فرصت حرف زدن را از طرف مقابل هم سلب میکنند.
آدمک مغزی خود را سامان دهیم
شاید اگر بدانیم کینه و کدورت و ناراحتی چقدر تاثیر منفی بر ذهن و روان و بدن ما میگذارد، تمام سعی خود را میکنیم تا کمترین کینه را نیز از دلمان بیرون کنیم.
روانشناسان با تحقیقات زیاد به این نتیجه رسیدهاند که قهر و عوامل ایجاد آن استرسزاست. اغلب افرادی که سعی میکنند با توسل به قهر به سمت خواسته خود قدمی مثبت بردارند استرسهای زیادی را تحمل میکنند.
دکتر معصومه حاتمی، روانشناس برای توضیح تاثیر کدورتها روی روان افراد یک نظریه جدید علمی با عنوان نظریه آدمک مغزی را بهطور ساده شرح میدهد و میگوید: در ذهن همه افراد یک آدمک شبیه خودشان تشکیل میشود که با فکر و احساس آدمها شکل این آدمک تغییر میکند؛ مثلا اگر فردی فکر کند از کسی ناراحت است یا از او خوشش نمیآید یک پیام به مغز فرستاده میشود و بعد از تحلیل، تنفر از آن فرد بیشتر میشود.
وی میافزاید: علم روز ثابت کرده باورهای ما، اندیشههایمان، ارزشهایمان و همه افکارمان درباره خودمان و دیگران در تغییر شکل آدمک مغزی نقش دارند مثل زمانی که شما دائم به خود میگویید من چقدر بدشانسم و باید منتظر باشید بدشانسیهای پشت سر هم برایتان اتفاق افتد، چون تکنیک آدمک مغزی میگوید که شما مسائل را به مغز خود دیکته میکنید و اصل این نظریه این است که این خود شما هستید که با افکار و بینش خود و تفکری که در زندگیتان دارید نوع زندگی خود را رقم میزنید و نباید با کینهها و حسرتها و حسادتها شکل آدمک مغزی خود را خراب کنید.
از بین بردن کامل کدورت
خاله و خواهرزاده با هم بر سر یک مساله خیلی کوچک بگو مگو کردند و مدتها با هم قهر بودند تا اینکه با پادرمیانی بزرگترها آشتی کردند اما دیگر مثل قبل نیستند علاقهشان کمتر شده و با وجود آشتی کردن خیلی دیر به دیر همدیگر را میبینند...
معمولا در این مرحله وقتی قهر به ظاهر پایان مییابد دیگران میگویند هر چه را که بوده فراموش کنید و کینهها را به دور بیندازید. ولی ایراد کار در همینجاست. قدمهای بعدی این آشتی را باید خود دو نفر بردارند و در موقعیتی مناسب ریشهها و عواملی را که باعث شده است تا رابطهشان به قهر برسد بررسی کنند. باید خودشان در خاطراتشان جستجو کنند و ببینند چه شد که همه لحظات خوب قبل را فراموش کردند.
درست است که بیشتر مواقع آشتیها بهصورت سنتی انجام میشود اما اگر یاد بگیریم بهصورت اصولی و عملی کدورت را از دل بیرون کنیم نتیجه بهتری میگیریم.
بهطور حتم با ناراحت شدن از کسی در همان لحظه از علاقه ما نسبت به آن فرد کم میشود اما واقعا باید خودمان برنامهای بریزیم و یاد بگیریم با بهوجود آمدن هر مسالهای کینه را در دلمان جمع نکنیم.
دکتر کیهاننیا، با اشاره به اینکه بعد از پادرمیانی مسنترها و آشتی کردن با کار کردن روی ذهن میتوانیم بهطور کامل کدورتها را دور بریزیم، میگوید: ویلیام جیمز، روانشناس معروف معتقد است با تمرکز روی فکر میتوانیم حتی احساس خود را نسبت به فردی تغییر دهیم یعنی وقتی از کسی دلخوریم ولی میخواهیم این دلخوری به پایان برسد و حتی ذرهای کینه از آن شخص در دلمان باقی نماند، میتوانیم با تمرکز و یادآوری کارهای خوب او و احساسات خوب خودمان نسبت به او یک حس خوب و به دور از کینه و کدورت بسازیم.
راه و رسم آشتی کردن
در زمان قدیم اگر کدورتی بین افراد خانواده یا فامیل بهوجود میآمد فقط این بزرگترها و ریش سفیدها بودند که با پادرمیانی خود به این ناراحتی پایان میدادند چرا که به حفظ استحکام خانواده معتقد بودند و به همین علت اجازه نمیدادند قهر میان بستگان، کهنه شود و به کینه و جدایی برسد.
اما حالا در بعضی مواقع میبینیم که حرف ریش سفیدهای فامیل دیگر اعتبار چندانی ندارد تا جایی که حتی با وجود پافشاری بزرگترها برای آشتی، گاهی جوانها ترجیح میدهند همچنان در قهر باقی بمانند.
از طرف دیگر امروز جوانترها هم وارد میدان شدهاند و اگر راه و رسم آشتی دادن را بلد باشند با وجود ریش سفید نبودن میتوانند این قدم خیر را بردارند و کدورت دو نفر را که با هم قهر هستند با تدبیر خود خاتمه دهند.
مریم 30 ساله است، اما همه، از فامیل گرفته تا دوست و آشنا او را بهعنوان میانجی قبول دارند چون همیشه با رفتار خود ثابت کرده است که با بیطرفی کامل فقط خیر دیگران را میخواهد و بهطور ذاتی دوست دارد همه با هم مهربان باشند و هیچ کدورتی بین هیچکس نباشد. او معتقد است بیشتر ناراحتیهای بین دو نفر یا دو خانواده از سوءتفاهم نشأت میگیرد و اینکه بیشتر ما یاد نگرفتهایم که چطور منظور خود را منتقل کنیم که باعث سوءتفاهم نشود.
او میگوید: تنها کاری که من انجام میدهم این است که یکبار حرفهای دو طرف را میشنوم و اگر لازم بود برای یکی منظور دیگری را توضیح میدهم، او میگوید در بیشتر موارد وقتی دو طرف متوجه میشوند که هیچکدام قصد ناراحت کردن همدیگر را نداشتهاند از رفتار خود پشیمان میشوند و از هم میگذرند.
تبدیل شدن به یک آشتیدهنده خوب آنقدرها هم کار سختی نیست. شما باید یکسری خصوصیات مثبت را در خود تقویت کنید تا از یکطرف تواناییهای لازم را برای مدیریت یک موقعیت پیچیده داشته باشید و از سوی دیگر همه شما را بهعنوان یک میانجی عادل، بیطرف و توانمند قبول کنند. همه اینها لازمهاش این است که شما چهره مثبتی از خود در میان خانواده برجا گذاشته باشید. در مهمانیهای فامیل حضور فعال داشته باشید. در مشکلات و سختیها، عزا و عروسی در کنار خانواده باشید. در گفتوگوهای فامیلی فرد فعالی باشید. فردی با محبت و حساس به نیازهای خانواده و اقوام باشید. در موقعیتهایی که پیش میآید تصمیمات منطقی بگیرید و در یک کلام اقوام و فامیل، شما را بهعنوان یک فرد منطقی، مهربان، با تدبیر و عادل بشناسند. با این حال باید بدانیم که آشتی دادن آدابی دارد و نکات ریزی که باید در آن رعایت شود تا به نتیجه برسد وگرنه مراسم آشتی کنان را به میدان جنگ سرد میان دو نفر یا حتی دعوا و مرافعه تبدیل میکند.
اول از همه شما باید با هر کدام از دو طرف اختلاف در یک زمان و مکان مناسب و در جلسهای خصوصی صحبت کنید و حرفهای آنها را بخوبی بشنوید. اینکه ریشه اختلاف از کجا بهوجود آمده و چرا طولانی شده؛ اینکه حساسیتهای هر کدام از طرفین روی چه موضوعاتی است؛ درباره اینکه چه چیزی بیشتر از همه ناراحتشان کرده و تا چه حد آمادگی بخشیدن طرف مقابل را دارند ازجمله چیزهایی است که شما باید در این جلسه طولانی از میان هزاران کلمه درددل و دلخوری و شکایت، با صبر و حوصله و گوشی شنوا کشف کنید.
از همه مهمتر این است که شما بتوانید یک فضای عاطفی بسازید تا در آن دو طرف بیشتر به گذشتن از یکدیگر تشویق شوند، صحبت از کوتاهی عمر و زودگذر بودن دنیا و فرصت کم برای با هم بودن هم یکی از راههای ایجاد یک موقعیت عاطفی است.
راه دیگر شما برای عاطفی کردن فضا، صحبت از خوبیهای طرف مقابل، ذکر مواردی از محبتهای احتمالی قبلی او، یادآوری خاطراتی از روزهای دوستی آنها و صحبت درباره مشکلات احتمالی او و مواردی از این دست است که میتواند محبت طرفین را نسبت به یکدیگر جلب کند.
فناوری و ابزارهای مدرن امروزی، وسیلهای برای آشتی
برای شروع مراسم آشتی و حتی عذرخواهی بابت کاری که کرده است، خجالت میکشد رودررو صحبت کند یا حتی تماس تلفنی بگیرد، اما فکری به ذهنش میرسد و آن فرستادن یک پست زیبا به مناسبت عید و بهدنبال آن عذرخواهی از طریق یکی از برنامههای تلفن همراه است، هرچه فکر میکند میبیند این میتواند بهترین کار باشد که هم به خود و هم به طرف مقابل فرصت فکر کردن و جواب دادن از این طریق را بدهد و بهدنبال آن وقتی جواب را از طریق پیامک دریافت میکند دلش برای یک تماس تلفنی و حتی برای دیدن او قرصتر میشود.
حتما شما هم بیشتر از اینکه درباره محاسن فناوری امروز چیزی شنیده باشید راجع به معایب و مضرات آن شنیدهاید و خواندهاید، اما واقعیت این است که اگر از هر وسیلهای بدرستی و به اندازه استفاده شود، بهطور حتم میتواند کارکردهای بسیار خوبی داشته باشد که فقط یکی از آنها استفاده برای زمانی است که شما به هر دلیلی نمیخواهید یا نمیتوانید با کسی تماس تلفنی برقرار کنید، در این زمان است که میتوانید از طریق یکی از برنامههای تلفن همراه یا حتی از طریق پیامک حرف دل خود را به کسی که میخواهید بزنید.
اما افراط در استفاده از این برنامهها یا جایگزین کردن آن در همه مواقع با دید و بازدید و احوالپرسی از فامیل و دوست و آشنا به هیچوجه توسط هیچ کارشناسی توصیه نمیشود همچنان که دکتر اصغر کیهاننیا، روانشناس نسبت به استفاده بیش از حد از این برنامهها هشدار میدهد و میگوید: باید در استفاده از ابزار فناوری بخصوص فناوریهای ارتباطی جدید تجدیدنظر کنیم و نگذاریم این ابزار جایگزین ارتباطات و صله رحم و دید و بازدید بزرگان فامیل شود یا حتی باعث شود که فرد فقط حضور فیزیکی در مهمانیها داشته باشد، طوری که اکنون تعداد زیادی از افراد را مشاهده میکنیم که هستند اما مدام به تلفن همراهشان خیره شدهاند یا به طور مرتب چیزی را در آن تایپ میکنند و به اطراف و دیگران توجه چندانی ندارند.
وی میافزاید: اگر به این مساله دقت کافی نشود و جلوی گسترش آن و استفاده بیش از حد از آن گرفته نشود بهطور حتم به تخریب ارتباطات بین افراد و اجتماع گریزی و بهوجود آمدن مسائل و مشکلات روانی افراد منجر میشود. (جام جم سرا/الهام طباطبایی/چاردیواری، ضمیمه دوشنبه روزنامه جام جم)
تقویم ما ایرانیان، بهترین مطلع را در تنظیمات خود دارد و سال نو را با فصل زیبای بهار آغاز میکند.
چهارشنبه 27 اسفند 1393 ساعت 08:11
جام جم سرا: در آستانه فرا رسیدن بهار و عید نوروز بازار خرید و فروش گل و گیاه رونقی تازه گرفته است و بسیاری از مردم با خرید گلهای بهاری حس تازه شدن را به خانههای خود میآورند.
چهارشنبه 27 اسفند 1393 ساعت 10:00
جام جم سرا: نوروزخوانی یا بهارخوانی یا نوروزی، گونهای آوازخوانی در استقبال از بهار و عید نوروز است که در گذشته میان برخی مردمان ایران زمین رواج داشته است. اکنون این آیین بیشتر در استانهای مازندران، گیلان و گلستان -اگرچه به صورتی بسیار محدود- همچنان برگزار میشود.
شوهر مدام دستش را جلوی دهانش به سمت گوش همسرش میگیرد و جملاتی را به همسرش میگوید. گاهی هم از روی صندلی بلند میشود و دستش را به سمت همسرش دراز میکند، اما زن نه تنها دست همسرش را نمیگیرد که هیچ عکس العملی هم از خودش نشان نمیدهد.
نزدیک آن دو مینشینم و خودم را معرفی میکنم. چند لحظهای به فکر فرو میروند، اما زن سکوتش را میشکند و میگوید: «هیچ وقت در زندگیام این قدر دودل نبودهام، واقعا نمیدانم که تصمیم درست چیست و باید چه تصمیمی بگیرم تا در آینده پشیمان نشوم.»
تنها ۱۱ ماه از شروع زندگی مشترکمان میگذرد
زن در حالی که روسریاش را کمی جلوتر میکشد، میگوید: ۱۱ ماه پیش بود که همسرم به خواستگاری من آمد. آن زمان من ۲۳ ساله بودم و او ۲۵ ساله بود و کارمند. من تنها فرزند خانوادهام هستم. در جلسات خواستگاری ۴ جلسه با یکدیگر درباره خودمان صحبت کردیم و در یک جلسه هم به بررسی هماهنگی خانوادههایمان از نظر فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی پرداختیم. بعد از این ۵ جلسه و تحقیقهایی که پدرم از محل کار و دوستان همسرم انجام داد، به این جمع بندی رسیدیم که میتوانیم برای خوشبخت شدن به یکدیگر اعتماد کنیم و با هم ازدواج کردیم.
از ترسو بودنت خسته شدهام
در حالی که زن مشغول صحبت کردن است، شوهرش خطاب به او میگوید: «سمیرا، ازت خواهش میکنم بیا برگردیم خونه.»
زن سرش را به سمت شوهرش بر میگرداند و میگوید: به خدا از رفتارهایت خسته شدهام. از لجبازیهایت خسته شدهام. از تصمیم گیریهای عجیب و غریبات میترسم. از اینکه در همه موضوعات من باید تصمیم نهایی را بگیرم، خسته شدهام. از ترسو بودنت بدم میآید. یادت هست آن روزی را که من پشت فرمان خودرو نشسته بودم و در خیابان با پیرمردی سر جای پارک بحثمان شد و تو به جای دفاع از من، گذاشتی و رفتی در حالی که حق با من بود؟ بگذار این زندگی مشترکمان را تمام کنیم تا حداقل با خیالی راحتتر زندگی کنیم.
حوصله جر و بحث ندارم
مرد که تا این لحظه سکوت کرده بود، دستش را به سمت من دراز میکند و دست من را میگیرد و میگوید: جان من شما بگویید حق با کیست؟ اگر من حرفی بزنم و تصمیمی بگیرم، میگوید تو لجبازی. اگر در تصمیمگیریها نظر ندهم، میگوید چرا نظر نمیدهی و توان تصمیم گیری نداری. به من میگوید ترسویی و میگوید از یک پیرمرد ترسیدم. راستش من حوصله جر و بحث ندارم و چون مطمئنم همسرم از پس خودش برمیآید، تصمیم گرفتم آن شرایط را ترک کنم و تنها به خانه بروم. هر ۲ نفر ما میدانیم که یکدیگر را خیلی دوست داریم، اما همسرم میگوید دوست داشتن بدون تفاهم، فایدهای ندارد و باید طلاق بگیریم.
راه حل بهتری از طلاق پیدا نکردم
زن در حالی که سرش را پایین میاندازد، میگوید: آن قدر با یکدیگر اختلاف سلیقه داریم که هیچ امیدی به خوشبختی ندارم، اما مطمئن هم نیستم که طلاق بهترین راه ممکن باشد. با این حال در ماه گذشته خیلی به این موضوع فکر کردم و راه حل بهتری پیدا نکردم.
تا حالا به خوبیهای همسرم فکر نکرده بودم
از زن و شوهر میخواهم که هر کدام از ویژگیهای مثبت همسرشان چند مورد برای من نام ببرند که هر ۲ رویشان را از یکدیگر بر میگردانند و چند لحظهای فکر میکنند. بعد از چند لحظه، زن در حالی که لبخند کمرنگی میزند، میگوید: تا حالا به خوبیهایش فکر نکرده بودم! وحید مهربان و وقتشناس است. او آن قدر روابط خوبی با خانواده من دارد که آنها راضی نشدند امروز به دادگاه خانواده بیایند و تکدخترشان را همراهی کنند. او مرد آرامی است و اهل جر و بحث نیست. البته خوبیهای دیگری هم دارد.
اختلاف سلیقههای ما کم نیست
مرد هم در حالی که کتش را مرتب میکند، میگوید: من اگر به خوبیهای همسرم تا به حال فکر نکرده بودم، این قدر به او اصرار نمیکردم که از این تصمیم منصرف شود. از نظر من او همسر مناسبی است البته واقعا اختلاف سلیقههای ما کم نیست، ولی به نظرم همه زوجها در زندگی خود مشکل دارند و باید این مسئله را تحمل کنند. البته من هم بدون عیب نیستم و باید تلاش کنم تا با رفع آنها، دل همسرم را به دست بیاورم.
اولین سال نو متاهلیمان را کنار یکدیگر تحویل میکنیم
در همین لحظات منشی دادگاه خانواده، شماره پرونده این زوج را صدا میزند تا برای درخواست طلاقشان توضیحاتی را به دادگاه ارائه دهند و به صورت توافقی از هم جدا شوند. این زن و شوهر در حالی که برای آخرین بار، پشت در دادگاه با هم چند کلمهای صحبت میکنند وارد دادگاه میشوند، خیلی زود و با خوشحالی از دادگاه بیرون میآیند. زن و شوهر جوان در حالی که احساس رضایت در چهرهشان دیده میشود، میگویند: پس از شنیدن حرفهای شما و آقای قاضی فعلاً از طلاق منصرف شدیم و تصمیم گرفتیم اولین سال نو متاهلیمان را کنار یکدیگر تحویل کنیم بنابراین باید از همین حالا به فکر چیدن سفره هفت سین باشیم! البته در سال جدید قصد داریم با کمک یک مشاور امین و متعهد مشکلات و نواقص زندگیمان را برطرف کنیم. (خراسان)
199
شنبه 1 فروردین 1394 ساعت 02:15
جام جم سرا: همین اکنون، لحظات هم نو شد و زندگی رنگ دیگری گرفت؛ رنگ نو شدن، تازه شدن، جان گرفتن دوباره طبیعت و آغاز سال ۱۳۹۴ بر شما مبارک باد.