به گفته یک کارشناس تغییر بازی کودکان و گرایش به انجام تفریحات رایانه ای باعث کاهش هوش کلامی در نسل جدید شده است.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از ایسنا، حسن فرهاد بیگی گفت: در حال حاضر شیری که در کارخانه تولید میشود به دو صورت پاستوریزه و استریلیزه ارائه شده و به دست مصرف کننده میرسد.
وی در توضیح شیر استریلیزه اظهار کرد: شیر پاستوریزه تنها سه روز ماندگاری داشته و جوشانده نمیشود ولی شیر استریلیزه در حرارت بسیار بالا جوشانده شده و در بستههای تتراپاک بستهبندی میشود و کاملا عاری از میکروب و دارای ماندگاری بسیار بالا است.
وی تاکید کرد: هیچ نگهدارندهای به این شیرها در کارخانهها افزوده نمیشود و مردم میتوانند با اطمینان کامل این فرآوردهها را مصرف کنند.
بیگی بیان کرد: کارخانهها در خرید شیر به چهار فاکتور مهم توجه کرده و با سنجش میزان بار میکروبی، آنتوبیوتیکها، افلاتوکسین و اسپور قارچ در شیر اقدام به خرید آن میکنند و اگر زمانی میزان این فاکتورها بیش از حد استاندارد بود، کارخانهها از خریدن شیر امتناع کرده و این شیر برگشتی از طرف کارخانهها در بازار آزاد و در لبنیاتیهای سنتی به فروش میرسد.
وی با بیان اینکه احتمال افزودن برخی مواد به منظور افزایش ماندگاری شیر توسط دامداران و لبنیات سنتی وجود دارد، گفت: یکی از افزودنیهایی که ممکن است به شیر غیر پاستوریزه افزوده شود، جوش شیرین است که با قلیایی کردن محیط، ماندگاری را بالا میبرد.
وی تاکید کرد: باید از دادن شیرهای غیرپاستوریزه و محلی به کودکان امتناع شود، چرا که احتمال آلودگی این شیرها در سطح وسیع وجود دارد که حتی با جوشیدن نیز از بین نمیروند.
بلوغ زودرس مسئله ای است که بسیاری از والدین در دنیای امروز با آن مواجه هستند.
با وجود فناوری های نوین و شبکه های متنوع ماهواره ای و رسانه های متعدد، کودکان امروز خیلی راحت تر از کودکان دیروز با برخی مسائل روبرو می شوند که برایشان مناسب نیست و عواقبی دارد که اغلب والدین را نگران می کند.
یکی از این عواقب، بلوغ زودرس است. با دکتر مریم رزاقی آذر، فوق تخصص بیماری های غدد و متابولیسم کودکان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشی تهران، درباره علائم و درمان بلوغ زودرس در کودکان گفتگو کرده ایم.
بلوغ زودرس چیست؟
-
بلوغ زودرس مسئله ای است که بسیاری از والدین در دنیای امروز با آن مواجه
هستند و به این معناست که علائم بلوغ کودک در سن خیلی پایین آشکار می شود.
این بلوغ معمولا با علائم جسمانی آغاز می شود. مثلا علائم در دختران ابتدا
با بزرگ شدن پستان به شکل یکطرفه یا دو طرفه ظاهر می شود و بعد از آن موهای
زهار و زیر بغل دیده می شوند و عادت ماهیانه شدن در مرحله انتهایی است،
دور نوک پستان تیره و ضخیم می شود و نوک پستان به جلو می آید. جوش نیز در
صورت دختران افزایش می یابد و در پسران بیضه ها زودتر از موعد رشد می کنند و
بزرگ می شوند.
علل بلوغ زودرس,علت بلوغ زودرس,
بلوغ زودرس یک مشکل غددی و جسمانی است
از چه سنی می توانیم بگوییم کودک دچار بلوغ زودرس شده است؟
-
ظاهر شدن علائم بلوغ از نظر فیزیکی و هورمونی در دختران قبل از 7 سالگی و
در پسران قبل از 9 سالگی، بلوغ زودرس نامیده می شود. ابتدا این کودکان
بلندتر و بزرگتر از همسن های خود به نظر می رسند ولی به دلیل بلوغ زودرس،
رشد استخوان ها زودتر از معمول متوقف می شود و استخوان ها و در نهایت قد
کوتاهتری در بزرگسالی خواهند داشت.
عوامل محیطی در ایجاد این مسئله تا چه حددخیل است؟
-
قطعا بی تاثیر نخواهد بود و هر عامل تحریک کننده ای اعم از شنیداری و
دیداری می تواند در ایجاد بلوغ زودرس، مخصوصا از جنبه روانشناختی در
کودکان، اثرگذار باشد. از عوامل ایجاد بلوغ زودرس می توان به نوع لباس،
معاشرت نادرست، ستایش جنس مخالف نزد کودک، تعقیب کنجکاوی و تجسس توسط کودک،
نیاز شدید به محبت، نقص اخلاق و شوخی های بی بند و بار و ... نام برد.
شما چه راهکارهایی را برای اینکه کودکان از این مسئله دور بمانند، پیشنهاد می کنید؟
-
بهتر است والدین هر عامل تحریک کننده ای را از کودکان شان دور کنند و با
ایجاد رابطه صادقانه و دوستانه با فرزندشان برای او پیدایش این تغییرات را
توضیح دهند و او را از مراقبت های ضروری آگاه کنند. از طرف دیگر، رعایت
مسائل و شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل کنترل برای تعدیل و کاستن از
عوارض و پیامدهای بلوغ زودرس در زندگی حال و آینده این کودکان نیز مهم است.
در نهایت، مراجعه به پزشک متخصص برای بررسی و درمان بلوغ زودرس در کودکان
برای پیشگیری از مشکلات استخوان بندی، رشد قدی و فیزیکی و انجام معاینات و
آزمایش های مداوم می تواند کمک بسزایی برای والدین در این خصوص باشد.
بلوغ زودرس از نظر روانی تا چه حد می تواند روی کودکان اثر منفی بگذارد؟
-
متاسفانه بلوغ زودرس باعث می شود کودکان خیلی زود در معرض استرس های دوران
نوجوانی قرار بگیرند. آنها از نظر جسمی تظاهرات بلوغ را دارند ولی تجربه
کافی ندارند. مثلا دختران با ظاهر شدن علائم بلوغ جنسی، ممکن است در معرض
آزارهای جنسی قرار گیرند و دچار وحشت و مشکلات روانی شوند.
دخترها بیشتر در معرض بلوغ زودرس هستند یا پسرها؟
-
معمولا بلوغ زودرس در دختران شایع تر از پسرهاست. در مواردی بیماری های
مهم دستگاه عصبی مرکزی می تواند این حالت را ایجاد کند. گاهی تولید هورمون
های جنسی زنانه نیز باعث بلوغ زودرس می شود.
بلوغ زودرس,علت بلوغ زودرس,بلوغ زودرس در دختران
بلوغ زودرس باعث می شود کودکان خیلی زود در معرض استرس های دوران نوجوانی قرار بگیرند
آیا می توان با راهکارهای تغذیه ای از بروز این مسئله در کودکان جلوگیری کرد؟
-
بله، برای مثال کودکان باید حتی الامکان از مصرف چربی هایی مانند پوست مرغ
یا دنبلان خودداری کنند زیرا ممکن است به مرغ ها هورمون استروژن تزریق
کرده باشند و چربی اشباع شده در پوست مرغ، بلوغ زودرس ایجاد خواهد کرد. به
هر حال، همانطور که در خلال این گفتگو نیز بارها اشاره کردم، عوامل متعددی
می توانند در شکل گیری بلوغ زودرس در کودکان تاثیرگذار باشند و والدین می
توانند با کسب آگاهی در این زمینه از بروز چنین مشکلی جلوگیری کند.
کودکانی که دچار بلوغ زودرس می شوند، دوست دارند مانند بزرگسالان رفتار کنند
بلوغ
زودرس یک مشکل غددی و جسمانی است و با مشکلات صرفا روانشناختی متفاوت است.
به این معنا که کودکی که دچار بلوغ زودرس می شود، به این دلیل که هورمون
های بدنش زودتر از موعد فعال شده اند. ممکن است از نظر قدی کوتاه بماند اما
از نظر روانشناختی، بلوغ زودرس زمانی در کودکان ایجاد می شود که پیش از
موعد با اطلاعات جنسی آشنا شوند و در این شرایط بهتر است متناسب با شناختی
که از کودک داریم، با او برخورد کنیم.
کدام کودکان در معرض بلوغ زودرسند؟
وقتی
کودکی دچار بلوغ زودرس می شود، دوست دارد مانند بزرگسالان نیز رفتار کند
در حالی که هنوز خیلی شناختی از محیط و دنیای بزرگسالان ندارد و این مسئله
حتی گاهی باعث می شود از او سوءاستفاده های جنسی شود و بعد احساس گناهی که
دارد، بیش از هر مورد دیگری برای کودک آزاردهنده است، بنابراین باید با
کودک مان ارتباط دوستانه برقرار کنیم؛ مثلا همان طور که می دانید سن آرایش
کردن در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر بسیار پایین است.
وقتی ما با دختر کم سن و سالی که آرایش کرده مواجه می شویم، او را یک دختر بی اخلاق و بد می دانیم و کودک ناخودآگاه با این حس همذات پنداری می کند و خود را گناهکار می پندارد یا در مورد پسران وقتی خیلی زود به بلوغ می رسند، این مسئله ابتدا به گونه ای برای آنها حس قدرت می آورد در حالی که این حس کاذب است.
موضوع دیگر این است که اگر بلوغ زودرس به موقع درمان نشود باعث می شود اضطراب و ناامنی های مکرر برای کودک و دلشوره هایی که برای او در عرصه زندگی حاصل می شود، او را در خود غرق کند.
در هر حال بلوغ زودرس یک معضل است به این علت که فرد از نظر عقلانی در شرایط سنی کودکان همسن خود است اما از نظر جسمی و تمایلات و خواسته های غریزی حس بزرگترها را دارد. مثلا کودک 9 ساله حس یک آدم 18 ساله را دارد و از اینکه بتواند در برابر آن خواسته ها موضع معقولی بگیرد، عاجز است. اینجاست که والدین باید به کودک خود کمک و او را حمایت کنند تا در آینده دچار معضل و مشکلات احتمالی نشود.
منبع: سلامت
اگر قرار باشد از دیدگاه خودمان به برخی از مسائل کودکان نگاه کنیم درک مشکل بسیار سخت خواهد شد چراکه کودکان دیدی کاملاً متفاوت دارند یکی از مسائل مهمی که باید از دید کودک مورد بررسی شود ترس های طبیعی اوست.
به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ اگر اندکی به کودکیمان فکر کنیم، به یاد میآوریم که در کودکی از خیلی از چیزها میترسیدیم: تاریکی، دزد، لولو، غول و… . سایه برگ درخت هیولایی بود که میآمد ما را بخورد. آری، همه ما در کودکی از برخی چیزها ترس و واهمه داشته و اکنون که بزرگ شدهایم، متوجه بیدلیل بودن این ترسها هستیم.
کودکان بیشتر از چیزهایی میترسند که بزرگترها و والدین آن را ترسناک نمیدانند. اما حقیقت این است که ترس در کودکان احساسی واقعی است و این تفکرات و احساسات آنهاست که موجب میشود بترسند. والدین باید متوجه باشند که ترس در کودکان احساسی واقعی است و ترسیدن جزئی از سلامت کودک است و حتی میتواند کمک کند. اگر ما ترس کودک را واقعی بدانیم و بپذیریم که ترس جزئی از زندگیاش است، از ترسیدن او آشفته و عصبی نمیشویم و میتوانیم در واکنش به ترس کودکمان برخوردی منطقی داشته باشیم و بهترین حامی و پشتیبان برای رفع ترس او باشیم.
اگر ترس روی فرایند رشد و فعالیتهای روزانه کودک تأثیر بگذارد و مدت زمان این احساس ترس طولانی شود، نیازمند توجه و شاید کمک گرفتن از یک متخصص است. ترسهای حل نشده دوران کودکی میتواند در آینده مشکلاتی را در رابطه با مقابله با استرسهای زندگی ایجاد کند و موجب مشکلات روحی و روانی در فرد شود.
پروفسور اولن دیک، روانشناس دانشگاه ویرجینیا، معتقد است که دخالت زودهنگام در ترسهای کودکان میتواند سلامت روانی کودک را بهبود بخشد.
تحقیقات نشان میدهد که از لحاظ بالینی، ترسهای قابل ملاحظهای که در ۵ درصد کودکان به وجود میآید، میتواند به اختلالات دیگر نظیر اضطراب و افسردگی منجر شود.
در یکی از روشهای درمانی، ابتدا فهرستی از سلسلهمراتب ترس کودک به کمک خود او تهیه شده و با موافقت خودش او را به هر مرتبه برده و با موقعیت روبهرو میکنند و اتفاقاتی که در هر مرحله برای کودک ممکن است رخ دهد، با کمک خودش پیشبینی میکنند. از جمله روشهای دیگر، استفاده از تکنیک نمونهسازی است. به این ترتیب که ابتدا فرد بزرگسال (درمانگر یا والدین) با موضوع ترس روبهرو میشود؛ بعد کودک به همراه ما و در نهایت به تنهایی با آن موقعیت ترسناک مواجه میشود.
اثربخشی درمان ترس البته به پیگیری والدین بستگی بسیاری دارد. والدین باید کودک را تشویق کنند تا مهارتهای جدیدِ کسبشده در برخورد با موقعیت ترسناک را به کار ببندد و او را مدام تشویق کنند، تا با آنچه میترسیده روبهرو شود.
آموزش مسائل جنسی به کودکان نیازمند این است که والدین بدانند که با توجه به سن کودک، چه زمانی و چگونه این اطلاعات را به کودکان خود منتقل کنند.
آموزش مسائل جنسی به کودکان یکی از کارهای دشوار برای مادر و پدرهاست. والدین اغلب از اینکه چه چیزی را باید بگویند و چه چیزی را نباید بگویند نگران هستند. برخی از والدین از این موضوع هراس دارند که اگر در باره مسائل جنسی به کودکان خود چیزی بگویند افکار جنسی را در ذهن آنها پرورش داده و آنان را به تجربه جنسی تشویق میکنند. ناآگاهی والدین و ناتوانی آنها در پاسخ به برخی از سوالات کودکان و عدم وجود منابع آموزشی کافی باعث میشود کودکان و نوجوانان در زمینه مسائل جنسی دچار سردرگمی شوند.
شما میتوانید هر یک از موقعیتهای زیر
را به یک موقعیت مناسب برای آموزش تبدیل کنید:
در مورد تغییرات بدنی پسرتان در زمان بلوغ توضیح بدهید. نکته مهم این است که فقط در مورد خطرها و بدیهای رابطه جنسی توضیح ندهید، چون فرزندتان باید یاد بگیرد که رابطه جنسی، بخشی از زندگی و یک رابطه خوب و مفید است هرچند روابط نامشروع میتواند عواقب بسیار ناخوشایندی مانند ابتلا به بیماریهای مقاربتی یا حاملگی ناخواسته داشته باشد. یک پسر یا دختر نوجوان باید بداند که لازم است این رابطه را تا زمانی که از نظر احساسی و شناختی به پختگی لازم برای ازدواج نرسیده به تعویق بیندازد.
گردآوری: مجله اینترنتی ستاره
برای اتاق خواب کودکان می توانیم بهترین ایده ها را عملی کنیم تا دکوراسیون عالی و زیبا داشته باشیم.دکوراسیون اتاق کودک تاثیر زیادی در روحیه او دارد. زمانی که قصد تغییر دکوراسیون اتاق کودکتان را دارید، نیازی نیست حتما سراغ بروشورهای شرکتهای بزرگ بروید و زیر و بم اتاق فرزند دلبندتان را تغییر دهید،
کافی است کمی خلاقیت به خرج داده و به سادگی و با جزییترین وسایل خالق طرحهای دکوراتیو و بامزه برای اتاق کودکتان باشید. اگر به دنبال یکی از این ایدههای خلاقانه هستید با این مطلب همراه باشید.وسایل مورد نیاز
پارچه سفید
پنبه
نخ بیرنگ
نخهای رنگی
مقوا
قیچی
مداد
1. در مرحله اول طرح یک تکه ابر را روی مقوا بکشید و دور آن را ببرید. حالا از این مقوا به عنوان شابلون استفاده کنید. پارچه را تا کنید و مقوا را روی پارچه قرار دهید و با مداد طرح ابر را روی پارچه بکشید و با کمک قیچی ببرید.2. حالا شما دو تکه ابر پارچهای دارید. روی تکه اول همانند تصویر با مداد شکل چشمها را بکشید و با نخ مشکی روی آن را کوک بزنید تا چشمهای آویز شما نمایان شود.
3. در این مرحله با نخ آبی دو تکه ابر را با کوک ساده به هم بدوزید. توجه داشته باشید قسمت کوچکی را باز نگه دارید و داخل ابر را با پنبه پر کنید و دوباره با کوکهای ساده آن را بدوزید. حالا ابر شما آماده است.
4. برای ساخت منگولههای رنگی همانند تصویر نخها را چندین بار به دور دست خود بپیچید و با یک نخ همرنگ یک طرف آن را ببندید و طرف دیگر را قیچی کنید.
5. پس از ساخت منگولهها آنها را از نخهای بیرنگ به سلیقه خود بهوسیله سوزن رد کنید و به قسمت پایین ابر بدوزید.
6. حالا آویز اتاق کودک شما آماده است!
مجله منزل
عصبانیت در هر سنی بروز می کند ، اما بیشتر
کودکان چهره ی خندانی دارند و زیاد دچار این موضوع نمی شوند. اما گاهی
اوقات علائمی مانند ، گرسنگی ، بیماری ، خستگی ، حسادت و … در کودک باعث
ایجاد عصبانیت می شود.
این کودکان به دلایل مختلف سر و صدا و قشقرق راه می اندازند یا سعی می کنند شما را عصبانی و تحریک کنند. همچنین ممکن است از شما نافرمانی کنند یا بشدت به شما بچسبند و با جار و جنجال از شما بخواهند همیشه در آغوش شما باشند. بدون شک تربیت کودکان، کار دشواری است.
برای مثال کودکی را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ شروع به بدرفتاری می کند و جسورانه به والدینش درشتی می کند. در چنین مواقعی حتی والدینی که در مورد تربیت فرزندشان خیلی به خود اطمینان دارند نیز مأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و کلمات مناسبی می گردند تا کودک خود را آرام کنند.
در این مقاله قصد داریم طی چند مرحله، نحوه رفتار مناسب والدین با این گونه کودکان را گوشزد کنیم تا از این طریق، بدخلقی این گونه کودکان تقلیل یابد و کودک و والدین احساس بهتری داشته باشند.
بسیاری از خانواده ها از کودک خشمگین خود گلایه دارند و بسیار تمایل دارند که علت این رفتارها را بدانند و راه های پیشگیری و اصلاح رفتار را در این زمینه به کار گیرند.
در واقع کودک با رفتار پرخاشگرانه خواستار به دست آوردن هدفی دیگر است و ابداً قصد حمله به دیگران یا اذیت کردن آنها را ندارد. البته ممکن است پرخاشگری جنبه انتقام گیری نیز داشته باشد؛ یعنی کودکی که مورد اذیت و آزار قرار گرفته و نتوانسته خشم خود را ابراز کند، اکنون با پرخاشگری به کاهش اضطراب خود می پردازد.
یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان ، یادگیری است؛ یعنی کودکانی که الگوهای رفتاری پرخاشگرانه داشته اند، همانند الگوهای خود رفتار می کنند. چنانچه کودک دارای پدر یا مادری با خلق وخویی عصبانی و پرخاشگر یا شاهد رفتارهای خشونت بار پدر و مادر خود با افراد دیگر باشد، مسلما او نیز پرخاشگر خواهد شد.
بنابراین کودکان از طریق مشاهده، رفتارهای والدین را می آموزند و الگوبرداری می کنند . کودکان مضطرب نیز نمی توانند کودکان آرامی باشند و رفتارهایی پرخاشگرانه از خود بروز می دهند، البته آنها بلافاصله پشیمان می شوند و از والدین خود عذرخواهی می کنند. اگر از کودک مضطرب بپرسیم که چرا عصبانی هستی؛ خواهد گفت نمی دانم؛ یا خواهد گفت دست خودم نیست. همچنین گاهی کودکان در مدرسه قربانی خشونت می شوند و همین باعث می شود خود آنها نیز عامل خشونت شوند. برای درمان پرخاشگری در کودکان اولین گام این است که نوع پرخاشگری آنها و علت آن را شناسایی و پرخاشگری را به صورت موردی برطرف کنیم. در مورد کودک پرخاشگری که الگوپذیری ، عامل این گونه رفتار او بوده، باید روی الگوی کودک کار کرد و راه های دیگری جز پرخاشگری را به آن الگو آموخت.
در مواردی که علت پرخاشگری ، اضطراب است، باید از نگرانی درونی و اضطراب کودک مطلع شویم. به کودکان مضطرب باید فرصت صحبت کردن بدهیم تا نگرانی خود را ابراز کنند و تا حد امکان سعی کنیم در جهت رفع نگرانی هایی که آنها را آزرده است، قدم برداریم. ورزش کردن برای این کودکان بسیار مؤثر است و باعث تخلیه هیجان می شود.
اما در مورد رفع پرخاشگری و شیطنت با مصرف دارو حتما با پزشک متخصص باید ارتباط داشته باشیم تا کودک از نزدیک معاینه شود. هنگامی که کودک قربانی خشونت در مدرسه شده است، باید با مسئولان مدرسه صحبت کنیم و لازم است که آنها طبق قانون و مقررات خاص با کودکان خشونت گرا برخورد کنند و نیز کودکانی را که قربانی خشونت شده اند، مطابق رفتارهای خوبشان مورد تشویق و تایید قرار دهند.
چنانچه نوع پرخاشگری کودک ، خصمانه است، باید کودک را از آزار و اذیت دور کنیم تا مجبور نباشد برای تلافی و انتقام، افراد دیگر را اذیت کند و اگر پرخاشگری وسیله جلب نظر دیگران است، باید راه های دیگری را برای مطرح کردن کودک برگزینیم تا او ناچار نباشد از روش خشونت برای جلب توجه استفاده کند.
جدا کردن محل خواب کودکان از والدین باید تا سن سه سالگی به خاطر راحتی طرفین صورت پذیرد. فرزند شما باید تا سنی در کنار شما بخوابد که نتواند نیازهای اولیه خود را برطرف نماید و از لحاظ روحی و عاطفی بشدت بوجود شما وابستگی دارد.
اگر کودک شما در سن ۵ سالگی به بالا قرار دارد و حاضر نمیشود به اتاق خودش برود، میتوانید با کمک روانشناس و بهرهگیری از مشاور او را به اتاق شخصی خود بفرستید.
قطعاً همه شما وابستگیهای بیشمار یک نوزاد به پدر و مادر و به خصوص مادر را درک خواهید کرد. وابستگی هایی که پدر و مادر را به گونهای عاطفی وادار میسازد تا از نوزاد مراقبت کرده و نیازهای او را مرتفع گردانند. اما گاهی اوقات با بکارگیری روشهایی خارج از اسلوب صحیح رفتاری، کودکان بیش از آنچه که باید به پدر و مادر وابسته میشوند و همین سبب میشود تا آنها مدت بیشتری در حریم پدر و مادر خود سکنی داشته باشند!
حضور بیش از اندازه فرزندان در اتاق خصوصی والدین، ممکن است باعث سردی میان پدر و مادر شده و حتی زمینه ساز بروز اختلافات و برخوردهای نامناسبی میان آنان گردد. از این روست که اهمیت جدا سازی محل خواب کودکان از اتاق والدین به یک ضرورت تبدیل خواهد شد.
آن چه که مسلم است؛ نوزاد در بدو تولد نیازهای بسیاری دارد که به طور ویژه ای مادر مسئولیت رسیدگی به آنها را دارد. شاید دلیل عمده حضور نوزادان در اتاق والدین رسیدگی به موقع به این دسته از نیازها باشد. تعویض به موقع و رفع گرسنگی نوزاد توسط مادر از بارزترین دلایل حضور نوزاد در نزدیک ترین مکان به مادر است. از طرف دیگر نوع تنفس نوزاد و چگونگی خوابیدن او و بسیاری از مسائل دیگر هستند که نیازمند دقت و رسیدگی میباشند.
پس با این حساب طبیعی است که نوزادی که تازه متولد شده تا چند ماه پس از تولدش در نزدیکترین مکان به مادر و یا به بیان دیگر در اتاق پدر و مادر حضور داشته باشد. مرز نوزادی تا هنگامی است که او بتواند واکنشهای اطرافیان را به خوبی متوجه شده و تا حدی بتواند با توان خودش بنشیند یا چهار دست و پا حرکت کند. پس از این زمان میتوان کودک را به اتاق دیگری منتقل کرد و هر چند ساعت یکبار به منظور سرکشی و بررسی حالات و شرایط به او سر زد .
سنین یک سالگی تا دو سال بهترین زمانی است که میتوان کودک را از اتاق پدر و مادر خارج و با اتاق مختص به خود آشنا کرد. در این سنین کودک به حدی رشد یافته که بتواند خوب بخوابد و هنگام گرسنگی تحمل کافی داشته باشد تا مادر به او برسد و از طرف دیگر هنوز وابسته به محیط پدر و مادر نشده و ترس از تنهایی و … برایش مفهومی ندارد و خیلی راحت با محیط جدیدش مانوس خواهد شد؛ بی آنکه پدر و مادر برای عادت دادن او به محیط جدید متحمل دردسری بشوند !
سنین یکسالگی تا دوسال بهترین زمانی است که میتوان کودک را از اتاق پدر و مادر خارج و با اتاق مختص به خود آشنا کرد. در این سن هنوز ترس از تنهایی و... برای کودک شما مفهومی ندارد. پس نگران نباشید!
والدینی وجود دارند که فرزندانشان را تا سنین بالاتر از ۳سال هنوز در اتاق شخصی خود نگهداری میکنند و مدام از سختیهای جدا کردن اتاق فرزندشان گله و شکایت میکنند!
طبیعی است که وقتی کودک با محیطی انس بگیرد و مفهوم ترس و تاریک و … را متوجه شود به سختی میشود او را به اتاقی فرستاد که در آن تنها باشد و تنها بخوابد!
کودکان بالای سه سال معمولاً در برابر جدا شدن جای خوابشان از کنار والدین واکنشهای طولانی مدت نشان میدهند و به یکباره نمیشود جای آنها را از اتاق والدین جدا ساخت!
ابتدا سعی کنید به اتاق کودک برسید و وسایل و اسباببازیهایی را که او دوست دارد در آن قرار دهید. ساعاتی در روز به همراه کودک در اتاق او بنشینید و سعی کنید تمام قسمتهای اتاق را به او نشان دهید و با او در اتاق بازی کنید. اگر اتاق کودک کمد دیواری یا قسمتهای ناشناختهای دارد، آنها را به کودک نشان داده و سعی کنید علاقهای بین کودک و اتاق شخصیاش برقرار کنید.
در طول روز برای بازی کردن، فرزندتان را به اتاق خودش هدایت کنید و به او بگویید که در همان اتاق میتواند بازی کند و نباید وسایل بازیاش را به خارج از اتاق بیاورد. در میان بازی و هنگامی که کودک خسته میشود او را در همان اتاق بخوابانید و در کنارش بمانید تا کامل به خواب رود. توجه داشته باشید که اتاق کودک هرگز نباید تاریک و بدون نور باشد تا او بتواند به راحتی و بدون ترس به اتاق شخصیاش علاقهمند شده و آنجا را بپذیرد.
برای انتقال کودک از اتاق شما به اتاق خودش هرگز از کلمات و عبارات امری مانند: باید به آنجا بروی و … استفاده نکنید!
کمی تحمل داشته باشید و با زبان رفتار او را قانع به حضور در اتاق خودش نمایید.
برای انتقال کودک از اتاق خودتان به اتاق خودش هرگز از کلمات و عبارات امری مانند: باید به آنجا بروی و … استفاده نکنید!
وقتی که کودک در اتاق شما و در کنار شما میخوابد سعی کنید چند شب به صورت هدفمند آسایش او را از بین ببرید. به عنوان مثال:
- اگر کودک بر روی تخت شما (والدین خود) میخوابد، میتوانید خود را به خواب زده و جای خواب او را تنگ کنید. در این هنگام اگر با اعتراض کودک مبنی بر تنگ بودن جای خوابش مواجه شدید میتوانید با خونسردی به او بگویید که یک تخت خالی در اتاقش منتظر اوست و او خودش این جای تنگ را انتخاب کرده است!
- اگر کودک در اتاق شما به خواب رفته است برق را روشن بگذارید و سعی کنید با صحبت کردن و سرو صداهای معمول او را بیدار کنید و زمانی که اعتراض او مبنی بر سرو صدا و نور را شنیدید به او بگویید که اتاق او در کمال آرامش و سکوت انتظارش را میکشد و میتواند بدون دغدغه آنجا راحت بخوابد!
- وقتی که کودک تا حدودی اتاق خود را پذیرفت و به آنجا رفت، سعی کنید شبها محیط اتاق را با یک چراغ خواب کوچک تا حدی روشن نگه دارید که او از ترس تاریکی دوباره به حریم خصوصی شما وارد نشود.
- اگر کودک شما در سن ۵ سالگی به بالا قرار دارد و حاضر نمیشود به اتاق خودش برود میتوانید با کمک روانشناس و بهرهگیری از مشاور او را به اتاق شخصی خود بفرستید.
گاهی ممکن است کودک با اینکه به اتاق خود انس گرفته و جدا از پدر و مادر میخوابد، اما بعضی از شبها نا آرامی کند و بخواهد که در کنار والدین بخوابد. این رفتار تا سن ۸ سالگی میتواند طبیعی باشد. در این مواقع پدر و مادر باید با قرار دادن قانون و قاعده او را در اتاق خود بپذیرند و از سویی دقت داشته باشند تا این بیقراریها به هر هفته و هر شب تکرار پیدا نکند. به عنوان مثال اگر در ماه دو شب کودک نا آرامی کند و به هر دلیلی بخواهد در کنار پدر و مادر باشد، آنها میتوانند با گفتن این عبارات که: اتاق ما به زیبایی و راحتی اتاق تو نیست / ما صبحها زود بیدار میشویم و تو نمیتوانی راحت بخوابی و … او را مجاب کنند که همین یکبار میتواند در جای دیگری غیر از اتاق خودش بخوابد.
اگر درخواستهای کودک مبنی بر خوابیدن در کنار والدین بصورت مکرر و پشت سر هم تکرار شود؛ قطعاً حاکی از علتی است که کودک را نا آرام ساخته. این عوامل میتواند انوع ترسها مانند ترس از تنهایی و ترس از تاریکی و … باشد.
همچنین تماشای برخی از برنامهها و فیلمهایی که برای سن کودکان تعریف نشده است باعث میشود که آنها در هنگام خواب شبانه دچار نگرانی و پریشانی شوند. از این رو لازم است والدین دقت داشته باشند تا فرزندان آنچه را که مناسب با سن و شرایط روحیشان نیست را تماشا نکنند. در نظر داشته باشید که جداسازی محل خواب کودکان یک نیاز دو طرفه است هم برای والدین و هم برای کودک! به همین دلیل لازم است تا والدین توجه کافی داشته باشند تا محل خواب کودک خود را از سن زیرسه سال جدا کنند.
اعتماد به نفس کودکان سد محکمی است در برابر پیشامدهایی که کودک شما در مسیر زندگی با آن رو به رو میشود. با پاسخ درست به احساسات کودکتان،میتوانید از به وجود آمدن بسیاری از مشکلات شخصیتی که از عدم اعتماد به نفس ناشی میشود، جلوگیری کنید.
وقتی نوزادی درمییابد که سیگنالهای او مورد تایید قرار گرفته است و پاسخ درستی به آنها داده میشود؛ وقتی ناراحت است او را آرام میکنند و خوشیهایش را تقویت مینمایند. کم کم حس میکند که احساسات و حالتهای چهره او مهم هستند و برای آنها ارزش قائلند. او درمی یابد که به او توجه میشود. این شالوده ایجاد اعتماد به نفس است. ترکیبی از اینکه چه کسی هستید، چه احساسی نسبت به خودتان دارید و چه تصوری از توانایی بالقوه خود در آینده دارید.
بسته به نحوه برخورد شما با سیگنالهای لذت، علاقه و خوشی، و ارزش قائل شدن و توجه به این سیگنالها برای پاسخ به آنها (آشفتگی، عصبانیت، ترس، شرمندگی، تنفر و بیزاری از بوهای ناخوشانید)، اعتماد به نفس ریشه گرفته یا پژمرده میشود.
شما به عنوان پدر و مادر مهمترین فرد دنیای نوزادتان هستید. شما اولین تعاریف او از خودش را برایش فراهم میکنید. از طریق تمامی کلمات، حالتهای چهره و اعمالتان به او میگویید که چقدر مهم است و دنیای خارج، او را چگونه میبیند.
در ماهها و سالهای آتی با بزرگتر شدن کودکتان و بالغ شدن او، اعتماد به نفس او شبکه پیچیدهای از احساسات و افکار درهم تنیدهای درباره خودش میشود و نیز اینکه دنیا را چگونه میبیند و دنیا او را چگونه میبیند. کودکان در حال رشد و نیز بزرگسالان به طور معمول در طول ماهها و سالها بین سطوح اعتماد به نفس بالا و پایین نوسان میکنند. اما بنیان محکم اعتماد به نفس که پاسخهای درست به سیگنالهای کودک آن را میسازد و در طول دوران کودکی تقویت میشود، به اکثر مردم کمک میکند تا در طول فراز و نشیبهای زندگی اساساً دیدگاه مثبتی از زندگی و آیندهشان داشته باشند.
اکنون هدف شما در مورد نوزادتان باید این باشد که به ایجاد احساسی محکم و پایدار از خودش کمک کنید. با این کار به او اجازه میدهید تا در حالی که بزرگ میشود، استعدادها و تواناییهایش را درست ببیند، واکنشهای انعطاف پذیری نسبت به زندگی داشته و نگاه واقع بینانهای به اهداف و ظرفیتهایش داشته باشد.
البته، کلید اصلی این است که به همین ماهیت و جوهره کودکتان عشق بورزید. کودک را به خاطر خودش، به خاطر کسی که هست دوست داشته باشید و برای او ارزش قائل شوید. البته سخن گفتن آسانتر از عمل کردن است. مخصوصاً اگر که والدین در کودکی مورد عشق و محبت قرار نگرفته و برایشان ارزش قائل نبوده باشند. اما درک این سیگنالها میتواند کمکتان کند: بیشتر ماهیت کودک در علائق و لذتهای او پیچیده شده است؛ درک و توجه به سیگنالهای منفی میتواند به جلوگیری از چرخههای ناامیدی، آزار و عصبانیت که میتواند رابطه والد و فرزندی را آلوده کرده و دنیای درونی کودک را فرسوده سازد، کمک کند.
از روزهای اول زندگی نوزادتان میتوانید بنیان اعتماد به نفس او را از طریق پاسخ درست به سیگنالهای کودکتان برای درخواست کمک (آشفتگی، نگرانی و..) و تفریح (علاقه و لذت) پیریزی کنید. بسیاری از کارشناسان معتقدند که یکی دیگر از شالوده های مهم اعتمادبهنفس، تجربه کودک از شایستگی است. شایستگی در ابتدا در نتیجه قابلیت مغز در نظم بخشیدن به تمامی محرکهای دریافتی آشفته و بینظم، حاصل میشود. توانایی ذاتی نوزاد در شایستگی یافتن، شالوده مهارت پیچیدهتر آینده یعنی مهارت در تعامل با دنیا و مردم را پیریزی میکند که به نوبه خود میتواند حس اعتماد به نفس را در کودک خلقکند. یک بخش از این تکامل این است که کودک در حالی که بزرگ میشود، بداند که قادر است بر رویدادهای خارجی تسلط یابد. بخش دیگر از این تکامل این است که کودک در حین تعامل با محیط یاد بگیرد که چگونه به شیوه سالمی خودش را با ملزومات و انتظارات زندگی اجتماعی دنیا تطبیقدهد.
نوزادان وقتی احساس میکنند که علاقه خاصی به آنها دارید و مرکز جهان شما هستند، خوشحال میشوند. آنها برای ابراز گستره کامل احساساتشان از سیگنالهای ۹ گانهشان استفاده میکنند. وقتی نوزادی گریه میکند یا نق میزند یا جیغجیغ میکند، از شما انتظار دارد که به اندازه همان جدیت و اضطراب او نسبت به آنچه برایش اتفاق میافتد، به او پاسخ دهید. چیزی که والدین گاهی اوقات فراموش میکنند این است که از نظر نوزادان واکنشهای اضطراب به موقعیت بستگی دارند. عدم توانایی گرفتن توپی که به گوشهای غلط میخورد، از نظر او بسیار ناراحت کننده است! و با زبان بیزبانی از شما میخواهد که به او توجه کنید. او خودش را قادر به اصلاح موقعیت نمییابد. هر کاری کند هرگز نمیتواند به آن توپ دست یابد. بنابراین وقتی ناامید میشود، به تنها شیوهای که میتواند از شما کمک میخواهد؛ که از طریق قشقرق به پا کردن است. اگر با این کار نتواند ترحم و توجه شما را جلب کند، اگر به او پاسخی نداده و برای حل این مشکل به او کمک نکنید، کم کم تصور میکند که مشکلات او اصلاً برای کسی اهمیتی ندارد. در عوض در صورتی که از این فرصت برای توجه کردن به او، تایید و تصدیق احساسات و ادراکاتش استفاده کنید، در ایجاد اعتماد به نفس در او کمک میکنید.
پاداش و تحسین به همراه توجه به او، لازمه اعتماد به نفس کوکتان است. هرگز نباید فراموش کنید که کودکتان چقدر دوست دارد مانند شما باشد و او را دوست داشته باشید. کودکان نیاز دارند که بشنوند که آنها را تایید میکنید و فکر میکنید که اعجوبهاند. آنها دوست دارند برق تحسین را که حاکی از عشق و تایید او است، در چشمانتان ببینند. نباید تصور کنید که آنها میدانند که چه احساسی دارید. آنها احساس شما را نمیدانند. باید احساستان را بارها و بارها به آنها بگویید. در بلند مدت، پاداش و تحسین بهتر از ایجاد ترس و شرمندگی در او ایجاد انگیزه میکنند. البته هنگام پرداختن به رفتار او، همچنین مهم است جوانب مثبت و منفی، دلیل و منطق هر موضوع مورد بحثی را به او توضیحدهید.
تحسین کردن کودکتان را بر زبان بیاورید! آنها نیاز دارند حس خوب شما نسبت به خودشان را بارها و بارها بشنوند. این امر در بلند مدت باعث افزایش اعتماد به نفس او میشود.
در صورتی که کودک دنیا را تهدید آمیز یا خطرناک ببیند، تقریباً غیر ممکن است که احساس شجاعت و قوی بودن کند و بداند که میتواند در کاری موفق شود. اما وقتی در پاسخ به سیگنالهای منفی اضطراب و عصبانیت کودکتان، به او اجازه میدهید که این سیگنالها را بیان کند و سپس این محرکها را حذف میکنید، ابزار رویارویی با دنیا را به او دادهاید. در مورد حس اعتماد به نفس، هیچ چیزی مانند علم به اینکه او میتواند در رهایی از خطر و آشفتگی به شما تکیه کند، به نوزاد درماندهتان کمک نمیکند.
برخی از والدین با دخالت کردن یا بها ندادن به سیگنالهای علاقه و لذت کودکانشان سهواً اعتماد به نفس آنها را به تحلیل میبرند. با این کار باعث تحریک واکنش درونی و خودکار شرمندگی میشوید و شرمساری اعتماد به نفس او را از بین میبرند. پزشکان در برخی آزمایشات بالینی، با خانوادههایی کار میکنند که در آنها هم والدین و هم کودکان دارای انواع مشکلات مربوط به حس ضعف نسبت به خود و کمبود اعتماد به نفس هستند. بزرگسالان این خانودهها اغلب اثرگذاری احساسات و عواطف را درک نمیکنند. در نتیجه خانواده به خاطر عدم همخوانی میان نیازهای عاطفی کودک و توانایی والدین در دادن پاسخ درست به این نیازها، به موقعیت مسموم کنندهای دچار میشود. در نتیجه آن کودکان اغلب قادر به ایجاد درک مجزایی از خود – اینکه چه کسی هستند، چه چیزی را دوست دارند و چه چیزی را دوست ندارند، اعتماد به ادراکاتشان، احساساتشان و... - نخواهند بود. تنشی که میان مادر و فرزند یا پدر و فرزند ایجاد میشود، میتواند به از بین رفتن اعتماد به نفس او کمک کند. کودک ممکن است برآشفته شده، حالت تدافعی داشته، ناشکیبا و غیر قابل انعطاف یا منزوی، خود ویرانگر، حسود و ترسو شود. در واقع، انواع ویژگیهای ناخوشایند شخصیتی را میتوان به طور مستقیم به عدم ایمان فرد به ارزشهای اصلی خود دانست. احساس قلدری میکند، احساس ترس میکند، احساس افسردگی، به انتهای خط رسیدن و فرسوده شدن می کند. بخشی از این صفات متفاوت از فقدان اعتماد به نفس ناشی میشود.
این نوع گامهای غلط در تربیت کودک میتواند نتایج بسیار تاسفآوری دربرداشتهباشد. اما تربیت درست نتایج بسیار چشمگیری دارد. در نتیجه چنین تربیتی، شما و کودکتان میتوانید از همراهی همدیگر و عمق دوستیتان لذت ببرید و شما میتوانید به شیوهای مخصوص و شاد دست یابید، همانطور که دنیا به فرزندتان مینگرد.
شما همگام با کودکتان میآموزید. به مهارتهای تربیتیتان مطمئن میشوید. با گذر زمان بیشتر قادر خواهید شد که کودکی با اعتماد به نفس و بینظیر تربیت کنید و از آنجا که درک ثابتی از خود دارد، قادر خواهد بود روابط رضایت بخشی ایجاد کرده و استقلال سالم خود را حفظ کند.
مترجم: نغمه خالقی
بامداد – سیناپرس/ برطبق آمار ارائه شده دیابت یکی از چهار عامل افزاینده آمار مرگ ومیر بر اثر بیماریهای غیرواگیردار در دنیا معرفی شده است.
شیوع دیابت در میان افراد، به دلیل عوارض وخیم آن بسیار نگران کننده بوده و از آن جهت که این بیماری ،در گروه بیماریهای خاموش قرار گرفته و مدتها پس از ابتلا بی علامت رو به وخامت میگذارد ،آشنایی با عوامل موجد آن وپیشگیری در ارتباط با آن بسیار حائز اهمیت است؛از طرفی شناخت عوامل افزاینده این بیماری در حال حاضر کمک بسیاری به کاهش آمار افراد مبتلا به آن خواهد کرد.
نقش پررنگ تغذیه در ابتلا به دیابت
دکتر سید ضیا الدین مظهری، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در خصوص نقش رژیم غذایی در ابتلا به دیابت گفت: تغذیه یکی از عوامل مهم در ابتلا یا عدم ابتلا به دیابت است. تغذیه نامتعادل منجر به تغییر در وزن افراد شده و ایجاد چاقی میکند. چاقی زمینه ساز بروز دیابت است و متأسفانه دیابت یک بیماری موذی است که در ایران بر طبق آمار پنج تا شش میلیون نفر را مبتلا کرده است ؛این در حالی است که عده زیادی از این افراد از بیماری خود خبر نداشته وبیماری در آنها رو به گسترش است. راه تشخیص بیماری تنها از طریق آزمایش خون ممکن است که بر طبق آن قند ناشتا و قند دو ساعته فرد بررسی میشود.در گذشته فرض بر این بود که عدد این تست بین ۶۵ تا ۱۰۵ نرمال است ولیکن در حال حاضر این عدد باید زیر ۱۰۰ میلی گرم در دسی لیتر باشد و افرادیکه از این میزان فراتر باشند، به پیش دیابت مبتلا هستند. اگر این عدد تا ۱۲۶ میلی گرم باشد میتوان با تغذیه و فعالیت بدنی و تغییر عادات بد غذایی از گسترش آن جلوگیری کرد و در همین مرحله پیش دیابت آن را کنترل کرد. مبتلا شدن به دیابت در زمانی است که قند خون ناشتا با دوبار کنترل از ۱۲۷ به بالا باشد و در این حالت لوزالمعده نمیتواند عمر طولانی داشته باشد و از کار افتادن گیرندههای انسولین و فشار روزمره جلوگیری کند.
افراد در معرض خطر
وی در ادامه افزود: به دلیل خاموش بودن بیماری و رشد و گسترش سریع آن کنترل دقیق بیماری ضرورت دارد. دیابت عوارض اجتناب ناپذیری دارد که همانطور که گفته شد در مراحل اولیه قابل پیشگیری است. این عوارض عبارتند از:تخریب مویگرها و شریانها، از کار افتادگی کلیه ،کم سویی و کوری چشم و بروز حمله های قلبی و مغزی.
لازم به ذکر است که افراد در معرض خطر کسانی هستند که در درجه نخست اضافه وزن دارند و خصوصا این اضافه وزن در ناحیه شکمی است. هرچه قطر شکم بیشتر از ۸۰ سانتیمتر در خانمها و در آقایان بیشتر از ۸۹ سانتیمتر باشد،میزان خطر شدیدتر است. دومین دسته از افراد در معرض خطر کسانی هستند که در سنین بالای ۴۵ سال هستند و در خانواده پدری و یا مادری آنها ژن دیابت وجود دارد. این افراد باید تا حد ممکن از سایر عوامل محیطی موجد دیابت دوری کنند.
استفاده از لب تاپ و کامپیوتر در کودکان و بروز دیابت
نایب رئیس انجمن علمی پیشگیری ودرمان چاقی ایران در پاسخ به این پرسش که مهمترین عامل افزاینده آمار مبتلایان به دیابت چیست عنوان کرد: یکی از اصلی ترین دلایل افزایش آمار دیابت تغییر در منش زندگی افراد و نوع تغذیه است. با پیشرفت تکنولوژی فعالیت بدنی افراد کمتر شده است وهراندازه فاصله ها به دلیل افزایش جمعیت بیشتر میشود،افراد برای انجام فعالیتهای اجتماعی اعم از کار و تحصیل فرصت پیاده روی پیدا نکرده و اغلب با وسایل نقلیه تردد میکنند.از طرف دیگر مواد غذایی مصرفی که در گذشته سرشار از چربیهای مفید و غلات و میوه جات و سبزیجات بود جای خود را به غذاهای فست فود که سرشار از چربی ،نمک و روغنهای اشباع شده و ترانس هستند داده اند. یکی دیگر از رفتارهای غلطی که پایه گذار بیماریهای گوناگون از جمله دیابت در افراد است کاهش فعالیتهای جسمی است بطوریکه اغلب کودکانی که در گذشته بازیهای پرتحرک داشتند این روزها سرگرم بازی های کامپیوتری هستند و هیچ گونه فعالیت جسمی ندارند.این عادت غلط از بدو زندگی زمینه ساز بروز بیماریهای پر عارضه در آنها میشود.علاوه بر این کودکان این روزها با مصرف تنقلات لطمه بزرگی به لحاظ سلامت خورده و متأسفانه مصرف شکلات و شیرینی و سایر تنقلات مضر گاهی به عنوان پاداشی از سوی بزرگترها در نظر گرفته میشود،بی آنکه متوجه عوارض نامطلوب آنها بر سلامت کودکان باشند واین درحال است که بردن کودکان به فضاهای باز و پرداختن به فعالیتهای بدنی بهترین تشویق برای آنها است.
یکی از اصلی ترین دلایل افزایش آمار دیابت تغییر در منش زندگی افراد و نوع تغذیه است. با پیشرفت تکنولوژی فعالیت بدنی افراد کمتر شده است
رژیم غذایی افراد دیابتی
دکتر مظهری در خصوص رژیم غذایی مبتلایان به دیابت گفت: اولین توصیه به مبتلایان رعایت نظم در خوردن،خوابیدن وحرکت است. استفاده بهینه از گروههای مختلف هرم غذایی نکته مهم دیگری است که باید در نظر گرفته شود. اگر چه در برنامه غذایی این افراد مصرف میوه درنظر گرفته شده است. لیکن توصیه بر این است که از مقدار معین فراتر نرود زیرا میوهها،گرچه ساکاروز کمی دارند و حتی برخی از آنها قند ندارند،لیکن در افراد مبتلا به دیابت باعث بالا رفتن تری گلیسرید شده و این مسأله باعث افزایش میل به مصرف آبیموه های صنعتی و غیر صنعتی را در آنها افزایش میدهد.افراد مبتلا به دیابت باید در چارچوب میزان انرژی خود از گروههای غذایی مصرف کنند. انرژی این افراد باید ۵۰ درصد از منابع کربوهیدراتها که شامل غلات و حبوبات وسبزیجات و میوهجات تأمین شود و نه قند و شکر معمولی و بین ۱۵ درصد از گروه پروتئینها خصوصا ماهی و مرغ استفاده کنند و مقدار قابل توجهی از سبزیجات در رژیم این افراد باید گنجانده شود.مصرف شیر لبنیات کم چرب به میزان کافی و تخم مرغ در هفته سه یا چهار عدد در صورتیکه مبتلا به کلسترول نباشند مشکلی ایجاد نمیکند.
چاقی مهمترین عامل ابتلا به دیابت
مدیر گروه تغدیه واحد علوم وتحقیقات در انتها افزود: مصرف زیاد منابع قندی علی رقم وجود نداشتن ژن دیابت احتمال ابتلا به دیابت را بالا میبرد. در این حالت توان تولید انسولین بالا میرود وهرچه مقدار انسولین زیادتر شود بدن نسبت به انسولین عکس العمل کمتری نشان میدهد و حتی افرادیکه ژن ابتلا را ندارند شرایط محیطی و عدم تحرک و زیاده روی در مصرف قند دیابت را در آنها ایجاد میکند.
در مورد نقش تحرک در ابتلا به دیابت باید گفت که اولین نیاز بشر برای زیستن انرژی است که این انرژی از راه مصرف درشت مغزیها،قندها و پروتئین تآمین میشود. مجموعه انرژی که فرد نیاز دارد باید بصورتی باشد که تمام ارگانهای بدن کار کنند .اگر فراتر از میزان انرژی مورد نیاز حتی ۱۰۰ کالری بیشتر مصرف کنیم این میزان بصورت چربی ذخیره میشود و میتواند ایجاد چاقی کند. این وضعیت نه تنها اندام را تغییر شکل میدهد بلکه قادر است بیماریهای گوناگونی بوجود آورد که دیابت تنها یکی از آنها است. پس برای پیشگیری از ابتلا به بیماریها افراد باید از تغذیهای پیروی کنند که سه اصل تنوع ،تعادل و تناسب در آن رعایت شده باشد.
نوشته بازی های کامپیوتری باعث افزایش کودکان دیابتی اولین بار در بامداد پدیدار شد.