مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

کشف نخستین ژن مرتبط با سفید شدن موها

[ad_1]

یک تیم بین‌المللی از دانشمندان برای نخستین بار موفق به شناسایی ژنی برای سفید شدن موها شده‌اند که تائید می‌کند این خصوصیت از یک ترکیب ژنتیکی برخوردار بوده و تنها عوامل محیطی باعث آن نمی‌شوند.

 به گزارش مشرق، این تحقیق به بررسی جمعیتی بالغ بر 6000 نفر با تبار متفاوت در سراسر آمریکای لاتین پرداخت تا ژن‌های جدید مرتبط با رنگ، سفید شدن، تراکم و شکل مو را شناسایی کند.

ژن IRF4 در رنگ موها ایفای نقش می‌کند اما این نخستین باری است که ارتباط آن با سفید شدن موها شناسایی شده است. این ژن در تنظیم کردن تولید و ذخیره رنگدانه ملانین رنگ مو، پوست و چشم دخیل است.

سفید شدن مو در اثر غیبت ملانین در موها روی می‌دهد از این رو می‌خواستند نقش IRF4 را در این فرآیند شناسایی کنند. درک چگونگی تاثیرگذاری این ژن بر سفید شدن موها می‌تواند به توسعه برنامه‌های لوازم آرایشی و بهداشتی کمک کند که ظاهر مو را با کند کردن یا متوقف کردن سفید شدن موها تغییر می‌دهند.

یک ژن دیگر موسوم به PRSS53 نیز که بر فر شدن موها تاثیر می‌گذارد، توسط مرکز علوم پوست دانشگاه برادفورد به عنوان بخشی از این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.

این محققان همچنین ژنهای مرتبط با موی دیگری از جمله EDAR را برای ضخامت ریش و شکل مو، ژن FOXL2 برای ضخامت ابروها و PAX3 را برای شیوع ابروی پیوسته شناسایی کردند.

این تحقیق در مجله Nature Communications منتشر شده است.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط



کلماتی برای این موضوع

پوست و مو پزشکان ایران بسیاری از خانم‌ها هنگام مراجعه به مطب‌های پوست و مو از ریزش مژه‌ها و کم ‌پشت شدن وبلاگ حقوقی راحله عزیزیپلیس علمی کشف علمی جرائم علومی که مرتبط به جرم و بزهکاری هستند و دستگاه قضائی را در زیست شناسی امواج مغزی، مانند سایر امواج، با فرکانس و دامنه شان اندازه گیری می شوند چهار گروه از اخبار،اخبار علمی،اخبار آموزشی،اخبار پزشکی،اخبار …نمونه رزومه کاریسوالات مصاحبه استخدامیاخبار روز اخباراخبار علمیاخبار آموزشی اطلاعات عمومی،دانستنیها،معلومات عمومی،آیا می دانید اطلاعات عمومیدانستنیهاآیا می دانید دانستنیهای طبیعتمقالات اطلاعات عمومی معلومات پوست و زیباییلبدهانجوشاکنهلکه … پونه را له کرده سپس آنرا با روغن زیتون مخلوط کرده و به مدت سه روز در مقابل نور خورشید دانستنیهای پزشکی مرکز اطلاعات فنی ایرانمرکز اطلاعات فنی ایران با بیش از سال سابقه در زمینه ارائه اطلاعات فنی شامل اخبار هماتولوژی ─≡Ξ║ علوم آزمایشگاهی ║Ξ≡─هماتولوژیفرآیند درمان لوسمی برای هر شخص معین با شرایط بیماری وی مرتبط است و الگوهای درمان مواد مخدر و مشروبات الکلی کلیۀ اخبار و بحث های مرتبط اثرات مخرب مصرف توام الکل و دارو برای چه با مصرف الکل زندگی را به خود تلخ کنیم از حیوانات …پیتون فرشی این مار استرالیایی ، در شب به شکار می پردازد او با کمین کردن بر روی زمین یا


ادامه مطلب ...

قدریان نخستین

[ad_1]

زمان پیدایش

مسئله‌ی قدر پیش از اسلام در میان قوم عرب مورد بحث بوده است. قول به قدر، که عقیده به نوعی جبر است، در میان طوایفی از این قوم رواج داشته است. آنها مرتکب فواحش و اعمال زشت می‌شدند و در مقام اعتذار آن اعمال را به خدا نسبت می‌دادند. آیه‌ی مبارکه‌ی «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»: (1) (و چون کار زشتی انجام می‌دادند، می‌گفتند ما پدران خود را بر آن یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است. بگو همانا خدا به کار زشت فرمان نمی‌دهد. آیا بر خدا می‌گویید آنچه نمی‌دانید) ناظر بدین معنی است. (2)
طبق برخی از روایات، بحث در قدر به بعد از اسلام نیز کشیده شده است. مثلاً مسلم و ابن باجه روایت می‌کنند: مشرکین قریش پیش پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) آمدند و درباره‌ی قدر با وی منازعه کردند. (3) تِرمِذی می‌نویسد: صحابه نیز در این مسئله با هم به مباحثه و منازعه پرداختند ولی آن حضرت شدیداً نهی فرمود. (4) البته به روایتی هم که چندان معتبر نمی‌نماید، پیامبر در میان ابوبکر و عمر، که در این مسئله با هم اختلاف داشتند، داوری فرموده و هدایتشان کرده که «اَلقَدرُ خیر و شرّه من الله تعالی»: (5) (قدر، خیر و شرّش از خدای متعال است). واللهُ اعلم.
امّا بحث در این مسئله، مانند سایر مسائل عقیدتی، در زمان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) معمول نشده و حتی به نظر می‌آید که در عصر خلفای راشدین و صحابه‌ی متقدّمین نیز معمول نبوده است. به طور کلّی، بر طبق اسانید معتبر اسلامی، بحث در مسایل عقیدتی در میان مسلمانان به ویژه با روش متداول کلامی در روزگار صحابه‌ی متأخّرین تداول یافته (6) و اولین خلاف، اختلاف در مسئله‌ی قدر الهی و قدرت و استطاعت انسان، یعنی جبر و اختیار بوده است. شهرستانی نوشته است: «و القدریّة ابتدؤا بدعتهم فی زمان الحسن (7) (حسن بصری، 20-110 هـ).» آقای فان اس نخستین سند حرکت قدریّه را نامه‌ی حسن بصری به عبدالملک مروان (26-83 هـ) شناخته و اظهار عقیده کرده است که: این نامه مسلّماً میان سال‌های 75 و 80 نگارش یافته است. (8) و بر طبق روایتی هم که بعداً مورد بحث قرار خواهد گرفت. عدّه‌ای از صحابه، از جمله ابوهریره (و: 57 هـ) عُقبة بن عامر (و: 58 هـ) و ابن عباس (و: 68 هـ) به مذمّت این فرقه پرداخته‌اند. بنابراین، می‌توان گفت که حرکت قدریّه حداقل در سال 57 که سال مرگ ابوهریره است، اتفاق افتاده، یعنی طرح و تداول مسئله‌ی قدر و پیدایش قدریّه به طور یقین از حوادث نیمه‌ی دوم قرن اول هجری است، اگرچه تعیین تاریخ دقیق آن مشکل است. خلاصه، در این زمان، به عللی که خواهیم گفت، عدّه‌ای از مسلمانان در برابر قول به قضا و قدر حتمی که مستلزم نوعی جبر برای انسان در برخی از اعمال او است، قایل به قدرت و استطاعت ایجاد فعل یعنی اختیار شدند و از سوی مخالفانشان به ناحق قدریّه نام گرفتند. ولی، آنها خود این نام را نپسندیدند، زیرا آن را نوعی توهین تلّقی کردند و شایسته‌ی مخالفان خود دانستند و آنها را به حق قدریّه نام نهادند.

مکان پیدایش

نخستین مکان پیدایش این فرقه یا به اصطلاح، منبع حرکت آنها به درستی معلوم نیست. این احتمال به نظر قوی می‌نماید که حرکت قدریّه اولین بار در عراق، در شهر بصره که در آن روزگار محلّ برخورد تمدّن‌ها و تلاقی افکار بوده پیدا شده و از آنجا به سایر نقاط راه یافته است؛ چه بنابر برخی از منابع، نخستین قدری سوسن نصرانی است که از عراق بوده است. کسانی هم که نخستین قدری را معبد جُهَنی می‌شناسند معتقدند که او قول به قدر را در بصره ظاهر ساخته است. امّا عدّه‌ای برآنند که این حرکت در شام پیدا شده و لاهوت مسیحیّت در پیدایش یا پرورش و گسترش آن مؤثر افتاده است. ولی این رأی، به نظر نادرست است. گفتنی است که آقای دکتر سامی نشار نیز منبع حرکت قدریّه را مدینه می‌داند و می‌نویسد: «حرکت قدریّه نخست در مدینه در مدرسه‌ی محمدبن حنفیه (21-81 هـ) پیدا شد، پس از آن به مدرسه‌ی حسن بصری در بصره و سپس به مدرسه‌ی غَیلان در دمشق انتقال یافت. (9) امّا ما در منابع معتبر برای این قول دلیل و سندی نیافتیم.
بنابه نوشته‌ی احمد امین، ابن تیمیه هم معتقد بوده است که «خوض در قدر، بیشتر در بصره و شام بوده و کمتر در مدینه». (10)

قدریان نخستین و مذهب اعتزال

فرقه‌ی قدریّه اگرچه اسلاف معتزله‌اند، ولی خود معتزلی نبودند. زیرا اولاً مؤسّس آنها به روایتی سوسن و به روایتی دیگر معبد است. معبد در سال 80 درگذشته و تاریخ مرگ سوسن به درستی معلوم نیست، ولی به احتمال قوی پیش از معبد مرده است، در صورتی که بنیانگذار معتزله (معتزله‌ی کلامی) (11) بنابر مشهور (12) واصل بن عطاست، که تولّدش در سال 81 و مرگش در سال 131 اتّفاق افتاده است. ثانیاً قدریان به اصل «منزلة بین المنزلتین» که ابداع واصل بن عطا و باعث تسمیه‌ی وی و پیروانش به اعتزال و خط فاصل آنها از سایر فرقه‌هاست معتقد نبوده‌اند و حتی غیلان، که از بزرگان این فرقه است، به نوعی ارجاء (قول به اینکه مرتکب معصیت کبیره مؤمن است و هیچ گناهی از ایمان نمی‌کاهد، همچنان که با وجود کفر هیچ طاعتی سود نمی‌رساند) عقیده داشته است. (13) ثالثاً تسمیه‌ی این فرقه به قدریّه خود دلیل روشنی است بر اینکه مسئله‌ی اساسی آنها قدر بوده، در صورتی که بنابر مشهور، (14) مسئله‌ی اساسی معتزله «اصل منزلة بین المنزلتین» است. علی هذا، برخلاف نظر برخی از اهل تحقیق، (15) به عقیده‌ی ما قدریّه زماناً متقدّم بر معتزله و غیر آنها هستند. عدّه‌ای از محقّقان مسلمان و غیر مسلمان، مثلاً اسفراینی، (16) شهرستانی، (17) دی بور، (18) گیوم (19) و مکدونالد (20) نیز بر همین عقیده‌اند. قنواتی هم قدریّه را نخستین کسانی می‌شناسد که فکر و نظر را به عالم اسلام وارد کردند. (21) امّا در عین حال چنان که عضدالدین ایجی توجه داده است به معتزله نیز قدریّه گفته می‌شود، زیرا آنها هم افعال بندگان را به قدرت خود آنها نسبت می‌دهند، (22) یعنی قایل به قضا و قدر به معنایی که مستلزم جبر باشد نیستند. بنابراین، باید گفت معتزله‌ی غیر قدریّه زماناً متأخّر از آنها، و به اصطلاح اخلاف آنها هستند، البته اخلافی صالح. لذا ما برای احتراز از التباس، عنوان مقاله را «قدریان نخستین» قرار دادیم. امّا در متن مقاله به لفظ قدریّه بسنده خواهیم کرد و هر جا قدریّه بگوییم مقصود همان‌ها خواهد بود، نه معتزله.

علت پیدایش

پیدایش قدریّه واکنشی در برابر پیدایش جبریّه است: عدّه‌ای از مسلمانان بر اثر توقف در ظواهر برخی از آیات قرآن و در نتیجه‌ی عقیده به قضای لازم و قدر حتمی، که در واقع التزام به نوعی جبر است، جامعه‌ی اسلامی را آماده‌ی تحمل ظلم به نام رضا به قضا و قدر الهی ساخته و به مسلمانان تلقین کرده بودند که خداوند تمام امور عالم، از جمله اعمال و افعال و سرنوشت بنی آدم را از خیر و شرّ از پیش تقدیر فرموده که، تغیّر و تبدّل نمی‌یابد و دگرگون نمی‌شود و جز تسلیم و رضا چاره‌ای نیست و هرگونه اظهار کراهت و شکایت حکایت از عدم رضا به قضا و قدر الهی است که نارواست. از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) نیز روایاتی نقل کردند که ایمان به قدر اعمّ از خیر و شرّ آن از شرایط اسلام است. (23) و چون معاویه به خلافت رسید از این عقیده و بینش دینی مسلمانان استفاده‌ی سیاسی کرد و آن را وسیله‌ی توجیه اعمال خود و پاسخ‌گویی به اعتراضات و انتقادات مردم قرار داد و تلقین و تأکید کرد که: باید به حکومت وی که قضای الهی است راضی باشند و شکوه و شکایت نکنند. قاضی عبدالجبار نوشته است: «رأی مجبّره از معاویه پیدا شد. معاویه وقتی که به حکومت رسید، دید مسلمانان امرش را نمی‌پذیرند، گفت اگر پروردگارم مرا شایسته‌ی این امر نمی‌دید آن را به من واگذار نمی‌کرد، و اگر به امارتم کراهت یابد آن را تغییر می‌دهد و چون بر مخالفانش غالب می‌آمد می‌گفت صنع خدا را چگونه دیدید؟ یعنی عمل خود را به خدا و اراده‌ی او نسبت می‌داد تا امر باطل خود را تقویت کند». (24)
سیوطی می‌نویسد: «معاویه روزی [ظاهراً در منبر] در پاسخ به شکایات مردم از فقر گفت: آیا نمی‌دانید کتاب خدا حق است؟ گفتند: بلی می‌دانیم. گفت: پس این آیه را بخوانید: «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ» (سوره‌ی حجر، 21). آیا شما به این آیه ایمان ندارید و نمی‌دانید حق است؟ گفتند: بلی ایمان داریم و می‌دانیم حق است. گفت»: پس چرا مرا سرزنش می‌کنید؟ احنف بن قیس تابعی (و: 67 هـ) از میان جمعیت برخاست و گفت:‌ ای معاویه، سوگند به خدا تو را بر آنچه در خزائن خدا هست سرزنش نمی‌کنیم، بلکه سرزنش ما برای این است که آنچه او از خزائنش نازل فرموده، تو در خزائن خود نهاده و در آنها را به روی مردم بسته‌ای. در این حال معاویه ساکت شد». (25)
روزی هم در منبر گفت: من فقط خازنی هستم از خازنان خدا؛ به کسی که داده می‌دهم و از کسی که منع کرده منع می‌کنم. در این حال، ابوذر (و: 32هـ)، صحابی جلیل القدر، یا ابودرداء (و: 38هـ) صحابی، برخاست و گفت ‌ای معاویه دروغ گفتی. به روایتی عِبادة بن صامت (و: 45 هـ)، صحابی جامع قرآن، نیز تکذیبش کرد. (26) پس از معاویه سایر خلفای اموی نیز همین سیاست را پیش گرفتند و به مسلمانان تلقین کردند که چون تمام اعمال انسان و حوادث تاریخی از پیش مقدّر شده، پس خلافت و حکومت آنها قضا و قدر سابق الهی است، که باید بدان راضی بود و در برابر آن سر تسلیم فرود آورد و اظهار شکایت و کراهیت نکرد. کعبی نوشته است تمام بنی امیّه، الّا من عصَم الله، جبری بودند. (27) خلاصه، آنها به یاری همفکرانشان با استناد به آیاتی که ظاهراً در قضا و قدر حتمی الهی و جبر است، مثلاً «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ» (تکویر، 29) یا «قُلْ إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ» (رعد، 27)؛ «أَفَمَنْ حَقَّ عَلَیْهِ کَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِی النَّارِ» (زمر، 19) به توجیح اعمال خود می‌پرداختند، تا اینکه عدّه‌ای از مسلمانان آگاهِ ظلم دیده و زجر کشیده عقیده‌ی آنها را ناصواب و اعمالشان را برخلاف عدل الهی و روح دادگستری اسلام تشخیص دادند و به تفسیر آیات مذکور به گونه‌ای که با عدالت خداوند سازگار آید دست یازیدند و در مقابل به آیات دیگری که دلالت بر استطاعت و قدرت مؤثر انسان در گفتار و کردار او یعنی اختیار دارد تمسّک جستند، مثلاً: «اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ» (فصّلت، 40) یا «فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ» (کهف، 29) یا «قدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا» (شمس، 9 و 10). (28) این عدّه در برابر جبریّه نهضتی به وجود آوردند که باید آن را نهضت «عدلیّه» خواند، ولی از سوی مخالفانش قدریّه نام گرفتند. آنها در برابر عقاید نادرست برخی مسلمانان و ظلم و ستم خلفا و حکّام جائر اموی استقامت ورزیدند و در تبلیغ عقاید خود با کمال شهامت پایداری کردند و دلیرانه شربت شهادت نوشیدند. معبد جُهنی که از بزرگان این فرقه است به همراه عطاء بن یَسار تابعی (و: 94هـ) پیش حسن بصری تابعی (و: 110 هـ) می‌رود، اظهار تأسف و شکایت می‌کند که:‌ ای ابوسعید، این پادشاهان خون مسلمانان را می‌ریزند و اموالشان را می‌گیرند و می‌گویند اعمال ما طبق قدر الهی جریان می‌یابد. حسن پاسخ می‌دهد: دشمنان خدا دروغ می‌گویند. (29).

عقاید و آراء

بزرگان این فرقه به وسیله‌ی مخالفانشان بزودی قلع و قمع شدند و آثارشان از میان رفت. لذا از عقاید آنها اطلاع زیاد و درستی در دست نیست. گذشته از این، چنان که اشاره شد، از آنجا که معتزله هم قدریّه نامیده شدند، در کتب فرق و مقالات، عقاید معتزله با عقاید آنها آمیخته شد، به طوری که تشخیص و تفکیک آنها از یکدیگر بسیار مشکل می‌نماید. امّا، با این همه، ما می‌دانیم که اصل مؤسّس و عقیده‌ی بنیادین این فرقه که به نظر برخی باعث تسمیه‌ی آنها بدین نام شده، عقیده به قدرت و استطاعت مؤثّر انسان در پاره‌ای از اعمال و افعال (مقصود افعالی است که اصطلاحاً ارادی خوانده می‌شوند، مانند خوردن و آشامیدن) اوست که آنها در برابر قایلان به جبر قایل به نوعی اختیار بودند و در نتیجه انسان را مسئول اعمال خود می‌شناختند و قضا و قدر را به معنایی که سلب اختیار و رفع مسولیّت کند مردود می‌دانستند، و با این عقیده‌ی باطل و رایج زمانشان که «هر چه بوده و هست و واقع شده و می‌شود قضا و قدر لابدّ و ناگزیر الهی و قسمت انسان است و باید بدان راضی بود، گردن نهاد و دم بر نیاورد» به سختی مخالفت می‌ورزیدند، به علاوه، «تکلیف مالایُطاق» را جایز نمی‌دانستند و تأکید می‌کردند: «روا نیست که خداوند مؤمن را عذاب فرماید و مردم را دعوت به هدایت کند، آن گاه گمراهشان سازد یا بر کذب و تکاذب و ظلم و تظالم وادارد و آن گاه عقابشان فرماید». (30) علاوه بر اینها، حسن و قبح را عقلی می‌دانستند (31) و قایل به امر و معروف و نهی از منکر یدی و قیام به سیف بودند، بزرگان این فرقه علیه مظالم خلفا و حکّام زمانشان قیام کردند و محبوس و مقتول شدند و چنان که اشاره شد، غیلان که از بزرگان آنها است، به نوعی ارجاء عقیده داشته است. ابوالحسن اشعری فرقه‌ی غَیلانیّه، یعنی پیروان غیلان را فرقه‌ی هفتم مرجئه به شمار آورده، (32) ابن المرتضی از اِرجای آنها سخن گفته (33) و اشعری قمی غَیلانیّه را مرجئه‌ی اهل شام معرّفی کرده است. (34) جعدبن درهم که در آینده از بزرگان قدریّه به شمار خواهد آمد به خلق قرآن و نفی صفات زاید بر ذات معتقد بوده است. جز عقاید مذکور، مخالفان قدریّه عقاید دیگری بدان‌ها نسبت داده‌اند، که معلوم نیست درست باشد. مثلاً مالک بن انس (93-179هـ) مؤسّس فقه مالکی، و عبدالله بن اسعد یافعی ادعا کرده‌اند که قدریّه علم خدا را به اشیاء قبل از وجود و به افعال انسان پیش از وقوع منکرند و می‌گویند: الامرُاُنف (مستأنف). (35) شیخ ابراهیم باجوری (1198-1277هـ) شیخ جامع الازهر نیز ادعای ایشان را تکرار کرده است. (36)
البته یافعی توضیح داده است که این عقیده‌ی برخی از قدریّه بوده، نه همه‌ی آنها. (37) محمد شافعی (150-204هـ) مؤسّس فقه شافعی، گفته است که قدریّه منکر علم خداوند به معاصی هستند. احمدبن حنبل (164-241هـ) مؤسّس فقه حنبلی هم بر این باور بوده که قدریّه منکر علم و مشیّت و اراده‌ی خدایند. (38) در روایت ابوجارود (زیادبن منذر از علمای زیدیّه) از امام باقر (علیه السلام) نیز آمده است که قدریّه مشیّت و قدرت الهی را تکذیب می‌کنند و هدایت و ضلالتشان را به مشیّت خود و به دست خودشان می‌دانند. (39) امّا چنان که اشاره کردیم، برای ما معلوم نشد که بزرگان این فرقه دارای این عقاید و آراء باشند. احتمالاً مخالفان این فرقه این عقاید و آراء را بر آنها بسته‌اند. روایت ابو جارود هم قابل اعتماد نیست، چه بنابر روایت ابن ندیم، امام صادق (علیه السلام) او را لعن کرده است. (40) شاید برخی از جَهَله‌ی آنها احیاناً بدین اقوال تفوّه کرده باشند، والله اعلم.

واکنش مسلمانان در برابر قدریّه

به روایتی، این فرقه در آغاز پیدایش در میان مسلمانان مهجور شدند و کسی از ایشان پیروی نکرد و عدّه‌ای از صحابه که در آن روزگار هنوز زنده بودند، از جمله عبدالله بن عمر (10-73هـ) آخرین صحابی، عبدالله بن عباس (و: 68هـ) صحابی جلیل القدر، عبدالله بن ابی اوفی (و: 87هـ)، جابربن عبدالله انصاری (و: 78هـ) صحابی عظیم الشأن، انس بن مالک (و: 93هـ) خادم رسول الله، و همچنین ابوهریره (و: 57هـ) و عُقبة بن عامر جُهَنی (و: 58هـ) آنها را طرد کردند و به انکار و مذمّتشان پرداختند، تا آنجا که به اخلاف خود وصیّت کردند: به آنها سلام ندهند، اگر بیمار شوند به دیدارشان نروند و چون بمیرند بر جنازه‌شان نماز نگزارند. (41) ملاحظه می‌شود که طبق مضمون این روایت، برخورد بزرگان اسلام در آغاز کار با قدریان بسیار بد بوده است، و صحابه‌ی نامبرده آنها را خارج از دین پنداشته و از جرگه‌ی اهل قبله رانده و از اجرای احکام اسلام درباره‌ی آنها نهی کرده‌اند. جز صحابه‌ی نامبرده اشخاص دیگری از اعلام دارالاسلام هم که تعدادشان کثیر است به مذمّت و تفسیق و احیاناً تکفیر قدریّه پرداخته‌اند. مثلاً ابوداود (سلیمان بن اشعث سجستانی، 202-275 هـ) در سنن خود از حَذَیفة بن الیمان (و: 36هـ) صحابی رازدار رسول الله، نقل می‌کند که پیامبر فرموده: هر امّتی را مجوسی است و مجوس این امّت قدریّه‌اند. (42) ائمه‌ی اربعه‌ی اهل سنّت و جماعت نیز به توبیخ و تفسیق و احیاناً به تکفیر آنها پرداخته‌اند. ابوحنیفه عقیده‌ی قدریّه را مردود می‌شناخت و برخلاف آنها عقیده داشت که قدر خیر و شرّش از خداست، ولی ظاهراً در ذمّ و طعن و فسق آنها چیزی نگفت. مالک قدریّه را تکفیر کرد و مسلمانان را از نکاح با آنها بازداشت و فتوی داد اگر پس از استتابه توبه نکردند باید کشته شوند. زیرا به نظر وی قدریّه منکر علم خدا به اشیاء پیش از وجود آنها هستند. شافعی هم مذمّتشان کرد، ولی ظاهراً به کفرشان فتوی نداد. او قدریّه را کسانی می‌شناخت که علم خدا را به معاصی انکار می‌کنند. احمدبن حنبل هم عقیده‌ی آنها را مردود دانست. زیرا به نظر وی قدریّه منکر علم و مشیّت و اراده‌ی خدا هستند. (43) شنیدنی است که فریدالدّین عطّار در تذکرة الاولیاء آورده است: «حارث محاسبی (و: 243هـ) را که از مشایخ صوفیّه بود سی هزار دینار از پدر میراث ماند. گفت به بیت المال برید تا سلطان را باشد. گفتند چرا؟ گفت پیغمبر فرموده است و صحیح است که «القدریّ مجوس هذه الامّة»: (قدری مذهب، گبر این امّت است) و پدر من قدری بود و پیغمبر (علیه السلام) فرمود میراث نبرد مسلمان از مغ و پدر من مغ و من مسلمان». (44) ولی از برخی روایات برمی‌آید که علی رغم این تکفیر و انکار عقاید و آرای این فرقه در همان زمان پیدایش مورد توجه و قبول عدّه‌ای از مسلمانان قرار گرفته است. طاش کبری زاده نوشته است: «و ما بقی ممّن سلِم من هذه المذاهب الباطلة الّا شِرذمة قلیلة من خواصّ العلماء و السّلف الصالح». (45) قابل ذکر است که عقاید این فرقه در خصوص قدر در همان آغاز پیدایش به دربار برخی از خلفای زمانشان - با اینکه کانون جبر بوده - نفوذ کرده و درباریان را تحت تأثیر قرار داده است. مثلاً به روایت مقدسی (46) و ابن عبری، (47) «عمرو المقصوص» که سومین شخصیت قدریّه است به دربار یزیدبن معاویه، دومین خلیفه‌ی اموی، راه یافته و به مقام معلّمی پسر خلیفه، معاویة بن یزید (و: 64 هـ)، نائل آمده و او را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. باز طبق روایات قَلقَشندی (48) و ابن کثیر (49) و ثعالبی (50) و ابن ندیم (51) و ابن تُغری بُردی، (52) جعدبن درهم که از بزرگان فرقه مزبور است معلّم مروان حمار (72-132 هـ)، آخرین خلیفه‌ی اموی شد و عقایدش در وی مؤثّر افتاد، تا آنجا که او به مروان جعدی شهرت یافت. گذشته از اینها، این فرقه احیاناً از چنان قدرتی برخوردار شده‌اند که در عزل و نصب خلفا دخالت کرده‌اند، چنان که «ولیدبن یزید بن ولید» (و: 126هـ) را که شخصی نسبتاً صالح بوده به خلافت رسانیدند. (53) از روایت سیوطی برمی‌آید که یزیدبن ولید عقیده‌ی آنها را در قدر پذیرفته و مردم را به قدر دعوت کرده و اصحاب غیلان را گرامی داشته است. (54)

قدریّه‌ی مذموم

از آنجا که در کتب حدیث روایاتی با عبارات مختلف از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مذمّت قدریّه نقل شده است لذا این سؤال پیش آمد که قدریّه‌ی مذموم کیانند؟
آیا قدریّه‌ی مذموم قایلان به قضا و قدر لازم، یعنی مثبتانِ قدر هستند یا معتقدان به استطاعت و قدرت مؤثّر انسان، یعنی نافیان قدر؟ پیش از نقل اقوال در این مسئله، ذکر این نکته لازم است که زمان پیدایش و طرح این سؤال به درستی معلوم نیست. به نظر می‌آید که این مسئله مستحدثه و مطروحه‌ی زمان معتزله باشد، نه قدریّه. زیرا در احوال و آثار این فرقه اثری از آن دیده نشده است. خلاصه، معتزله و همفکرانشان اصحاب الحدیث و فقهای اهل سنّت و اشاعره را قدریّه نامیدند، به این دلیل که آنها قایل به قضا و قدر لازم و حتمی‌اند. این جماعات هم اجماعاً معتزله و همفکرانشان را قدریّه شناساندند، امّا در وجه اطلاق این اسم بدان‌ها اختلاف نظر یافتند. اغلب چنین پنداشتند که چون معتزله و اسلاف آنها، یعنی قدریّه، منکر قدرند، یا در نفی آن مبالغه می‌ورزند، لذا در زبان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) و سایر بزرگان دین قدریّه نام گرفته‌اند. (55) بنابراین به نظر این جماعت، اشتقاق از قبیل اشتقاق از ضد است و در نتیجه اسم و مسمّی متناقض. برخی هم گفتند چون آنها قدر الهی را نفی می‌کنند و در مقابل قدر را به خود نسبت می‌دهند و خود را فاعل و مقدّر امور می‌شناسند، لذا قدریّه خوانده شده‌اند. (56)
عدّه‌ای هم احتمال داده‌اند که قدریّه نسبت به قدرت باشد، یعنی قدرت انسان، و چون قدریّه و معتزله افعال عباد را به قدرت خود نسبت داده‌اند بدین نام نامیده شده‌اند. (57) بنابراین، نام قدریّه از قدر - به معنی حکم سابق الهی - اشتقاق نیافته، بلکه از قدرت انسان گرفته شده است. البته این احتمال هم رواست که چون این فرقه برخلاف سایر مسلمانان که بدون بحث و نظر و چون و چرا لفظ قدرِ وارد در قرآن و سنّت را به معنای حکم سابق و لازم الهی می‌گرفتند، در این باره به بحث و گفت و گو پرداختند و کوشیدند آن را به گونه‌ای تفسیر کنند که موافق اختیار انسان و آزادی او باشد، تا ثواب و عقاب اخروی توجیه شود و چون اولین کسانی بودند که بدین عمل مبادرت ورزیدند از سوی معاصرانشان قدریّه نام گرفتند. (58)
شیخ ابراهیم باجوری هم نوشته چون این جماعت در مسئله‌ی قدر خوض می‌کردند قدریّه نامیده شدند. (59)
با این همه، به نظر ما اطلاق «قدریّه» بر اصحاب الحدیث و اشاعره، یعنی مثبتان قدر، اولی است، تا بر مخالفان آنها، یعنی نافیان قدر. زیرا چنان که ظاهر است قدریّه منسوب به قَدَر است، که در لغت معمولاً به معنی قضا و حکم سابق الهی و اندازه کرده‌ی خدای بر بنده به کار رفته است (60) و متبادر از قدریّه کسانی هستند که عقیده به قدر الهی دارند، یعنی مثبتان قدرند نه نافیان آن. چون معمولاً شخص و فرقه‌ای را به چیزی نسبت می‌دهند که مثبت و مصدّق آن است، مانند جبریّه، حنفیّه، شافعیّه و امثال آن، نه به چیزی که نافی و منکر آن است. کسانی همه که تسمیه‌ی این فرقه را بدان نام این گونه توجیه کرده‌اند که آنها قدر الهی را نفی می‌کنند و قدر را به خود نسبت می‌دهند، قولشان مردود است و برخلاف واقع است. زیرا قدریّه همواره از تأثیر قدرت حادثه، یعنی قدرت انسان در برابر تأثیر قدرت قدیمه، یعنی قدرت خداوند، سخن می‌گویند، نه از اثر قدر انسان در مقابل قدر الهی.
این احتمال هم که از اطلاق قدریّه بر این فرقه برای این است که آنها افعال بندگان را به قدرت خود نسبت می‌دهند، نه قدرت خدا، یعنی قدریّه منسوب به قدرت است، غیرقابل قبول است. زیرا بنابراین احتمال لازم می‌آید که این کلمه قدُریّه (به ضمّ دال) خوانده شود که غیر معمول است. احتمال اخیر هم که اطلاق لفظ قدریّه را بر این فرقه به این صورت می‌توان توجیه کرد که آنها برخلاف سایر مسلمانان لفظ قدر را که در قرآن و سنّت آمده بدون چون و چرا نپذیرفتند، بلکه به بحث و گفت و گو نشستند و به توجیه و تفسیر آن پرداختند تا آن را با مسئله‌ی تکلیف و عقاب و ثواب اخروی سازگار سازند، به نظر بعید می‌نمانید، زیرا در زبان عرب و در کلام و فلسفه‌ی اسلامی به سختی می‌توان برای آن شاهد و نمونه‌ای پیدا کرد، اگرچه برخی در این خصوص خود را به تکلّف انداخته‌اند. بالاخره قول شیخ باجوری هم که وجه (61) تسمیه‌ی آنها را خوض در مسئله‌ی قدر دانست مردود است، به این دلیل که معلوم نیست خوض آنها در مسئله‌ی قدر بیش از خوض مخالفانشان یعنی جبریّه باشد، زیرا می‌دانیم که هر دو فرقه تا توانسته‌اند در این مسئله اندیشیده و سخن گفته‌اند و در نهایت هر یک راهی جداگانه برگزیده‌اند.
بنابراین، همچنان که اشاره شد، عنوان قدریّه در لفظ و معنی متناسب است با قایلان به قدر، یعنی حکم سابق و لایتغیّر الهی، که مستلزم نوعی جبر و نسبت دادن قبایح و معاصی به خداوند است. منتهی چون در روایات اسلامی قدریّه مذمّت شده و این عنوان در میان مسلمانان مذموم شناخته شده است قایلان به جبر امر را تعکیس کرده، با ارتکاب مسمّی از قبول اسم ابا ورزیدند و آن را به ناحق به قایلان عدل و اختیار اطلاق کردند.

قدریّه از دید شیعه‌ی امامیّه

در اخبار و اسانید امامیّه، قدریه هم به جبریّه اطلاق شده و هم به تفویضیّه و به هر دو اطلاق مورد مذمّت قرار گرفته است. در حدیثی که به حدیث اصبغ بن نُباته متابعی معروف شده، و او از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نقل کرده، قدریه بر جبریّه اطلاق شده است. (62) برخی از علمای امامیّه، مثلاً مؤلف تبصرة العوام هم با استناد به حدیث مذکور و امثال آن معتقدند قدریّه که مجوس امّت اسلامی معرفی شده‌اند جبریّه‌اند. (63) امّا در برخی از احادیث مثلاً حدیث بزنطی (و: 221 هـ) از ابوالحسن رضا (علیه السلام)، قدریّه بر قایلان به تفویض اطلاق و قولشان مردود شناخته شده است (64) و لذا برخی از علمای امامیّه، مانند علّامه محمدباقر مجلسی، تأکید کرده‌اند که مقصود از قدریّه که مجوس امّت شناخته شده‌اند تفویضیّه‌اند که مشیّت و قدرت الهی را انکار می‌کنند. (65)
به نظر ما، همچنان که قبلاً مدلّل کردیم، اطلاق قدریّه بر قایلان به قضا و قدر حتمی یعنی جبر سزاوارتر است. و حدیث اصبغ بن نُباته، که در اکثر احادیث و کلام ثبت شده، (66) و قدریّه را بر جبریّه اطلاق کرده اصحّ از روایات متعارض است. گذشته از اینها، در آن دسته از روایات امامیّه که قدریّه بر تفویضیّه اطلاق شده، چنان که مشاهده شد، تفویضیّه کسانی معرّفی شده‌اند که قدرت و مشیّت الهی را انکار می‌کنند.
شیخ مفید هم گفته است: «و التفویض هو القولُ برفع الحظر عن الخلق فی الافعال و الإباحة لهم ما شاؤ من الاعمال» (67) که بنابراین تفویضیّه مرادف می‌شود با اباحیّه. و ما می‌دانیم که قدریّه مرتکب چنان انکار و چنین اباحه‌ای نشده‌اند. مقصود اینکه تفویضیّه غیر قدریّه هستند.

چرا قدریّه به مجوس تشبیه شده‌اند؟

اشاعره و همفکرانشان گفتند: همچنان که مجوس خیر را به خدا و شرّ را به شیطان نسبت می‌دهند و خدا و شیطان را یزدان و اهرمن می‌خوانند و بدین ترتیب جز خدا به خالق دیگری معتقدند و از اسناد تمام امور به خدا خودداری می‌کنند، قدریّه و همفکرانشان هم غیر از خدا به خالق دیگری، یعنی انسان، عقیده دارند و او را خالق افعال خود می‌دانند و از انتساب همه‌ی افعال به خداوند ابا می‌ورزند. مقصود اینکه هر دو گروه جز خدا به خالق دیگری معتقدند و وجه تشبیه این است. (68) قدریّه هم ساکت ننشسته و در مقام بیان وجه تشبیه وجوهی ذکر کرده‌اند، از جمله 1) مذهب مجوس این است که خدا چیزی را خلق می‌کند و سپس از آن بیزاری می‌جوید، چنان که ابلیس را آفرید و پس از آن او را براند؛ جبریّه هم می‌گویند خداوند امور قبیح را می‌آفریند، و آنگاه از آنها تبرّی می‌جوید. 2) مجوس گفتند نکاح خواهران و مادران به قضا و قدر و اراده‌ی الهی است؛ جبریّه هم در این قول با آنها موافق‌اند (69) و در این قول جز مجبّره موافقی ندارند. (70) 3) مجوس قایل به دو اصل نور و ظلمت‌اند و هر فعلی را به یکی از این دو برمی‌گردانند. نور را فاعل خیر می‌شناسند و ظلمت را فاعل شرّ و برای بندگان فعلی قایل نیستند، همچنان که اشاعره و جبریّه برای آنها فعلی قایل نیستند و همه‌ی افعال را به خدا اسناد می‌دهند. (71)

رابطه‌ی قدریّه با فلسفه‌ی یونانی و ادیان غیر اسلامی

در ارتباط این فرقه با فلسفه‌ی یونانی و ادیان غیر اسلامی جز یهود و نصاری مطلب قابل ذکری در دست نیست. در ارتباط آنها با یهود، از قدما تنها اسفراینی را که از دشمنان سرسخت این فرقه است می‌شناسیم که بدان تفوّه کرده و در التبصیر خود آنجا که درباره‌ی فرق یهود سخن می‌گوید نوشته است: «جمیع یهود در اصول توحید دو فرقه‌اند: فرقه‌ای مشبّه‌اند و فرقه‌ای دیگر قدریّه که منکر رؤیت خدا هستند و قدریّه که در دولت اسلام ظاهر شدند، طریقه‌ی خود را از قدریّه‌ی یهود گرفتند». اسفراینی ادعا می‌کند که در عصر وی هم جماعتی از قدریّه هستند که با یهود رابطه دارند، از آنها شبهاتی می‌آموزند، به عوام القا می‌کنند و باعث گمراهی آنها می‌شوند. (72) شهرستانی هم از اختلاف یهود درباره‌ی مقدر سخن می‌راند، ربّانیّون (73) یهود را همچون معتزله قادر به قدر می‌شناساند و قرّائون (74) آنها را مانند مجبّره و مشبّهه‌ی اسلام نافی قدر (75) می‌شمارد. امّا شهرستانی برخلاف اسفراینی از رابطه‌ی قدریّه با یهود چیزی نمی‌گوید. بنابر ادعای ولفسن، مسعودی هم یهود را بر دو فرقه‌ی ربّانیّون و قرّائون تقسیم می‌کند، ولی برعکس شهرستانی قرّائون را مانند معتزله و ربّانیّون را همچون مجبّره و مشبّهه می‌انگارد. (76) ولی ما برای این ادعا مدرکی نیافتیم. ابن تیمیه (77) و ابن کثیر (78) هم درباره‌ی جعدبن درهم که از بزرگان قدریّه بود نوشته‌اند: «او قول خود را در خلق قرآن از بیان بن سمعان تمیمی (و: 119 هـ) و بیان هم از طالوت (79) و طالوت هم از لبیدبن اعصم یهودای و او نیز از یهودیی در یمن آموخته است». ابن نُباته نیز این قول را بدون ذکر قایل آورده است. (80) بنابراین به زعم آنها قدریّه با یهود ارتباط دارند. در ارتباط با نصاری در منابع اسلامی چیزی دیده نشد که دلالت بر ارتباط و اتّصال (به معنی تأثیر و تأثّر) قدریّه با نصاری داشته باشد، جز اینکه در کنز العمّال حدیثی از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که به ابن عباس می‌فرماید: «لعلّک تَبقی بعدی حتّی تدرک قوماً اشتقّوا قولهم من قول النصاری یکذّبون بقدرالله یحمِلون الذنوب علی عباده اشتقّوا کلامهم ذلک من النصرانیّه فاذا کان کذلک فابرؤا الی الله تعالی منهم». (81) مسلم بن یسار (و: 100 هـ) هم، معبد جهنی را که از مشایخ این فرقه شناسانده خواهد شد و به روایتی مؤسّس آنهاست متّهم ساخته که بر قول نصاری رفته است. (82) عدّه‌ای از نویسندگان کتب مقالات و فرق هم که مخالفان قدریّه‌اند اولین قدری را سوسن نصرانی شناسانده‌اند و معبد را شاگرد وی قلمداد کرده‌اند، (83) شاید بدین غرض که پیدایش قدریّه را به یک مرد نصرانی منتسب سازند و در نتیجه آرای آنها را در میان مسلمانان بی‌اعتبار نشان دهند. ولی ما از عقاید و آرای سوسن اطلاع درستی نداریم، نصرانی بودن او هم به درستی معلوم نشد و دلیل معتبری هم در دست نیست که معبد جهنی تابعی قول به قدر را از او آموخته باشد و حدیث کنز العمّال هم جز در کتاب مذکور جایی دیده نشد. خلاصه اینکه، به نظر ما هیچ دلیل درست و مدرک معتبری در دست نیست که ارتباط و اتّصال این فرقه با یهود و نصار را ثابت کند و آنچه در این زمینه نقل شد معتبر و قابل اعتماد نیست، زیرا ناقلان آن مخالفان این فرقه بودند و اهل فنّ به خوبی می‌دانند که این روش ناپسند در میان اغلب متکلّمان و اصحاب کتب فرق و مقالات معمول بوده است که برای بی‌اعتبار ساختن مخالفان خود و جواز طعن و لعن آنها، عقاید و آرای آنها را به اشخاص غیر مسلمان یا ادیان و مذاهب غیر اسلامی ارجاع می‌دادند. به علاوه، اینجا نکته ظریفی هست و آن اینکه قدریّه در روایات اسلامی مجوس این امّت شناخته شدند، نه نصارای این امّت. امّا اخیراً عدّه‌ای از خاورشناسان به دلیل تشابهاتی که میان عقاید قدریّه و عقاید برخی از فرق یهود و نصاری یافتند و گاهی هم به بهانه‌ی همزمان بودن برخی از بزرگان قدریّه، مثلاً معبد و غَیلان، با برخی از اعلام مسیحیّت، مثلاً یوحنّا (84)ی دمشقی (679-749 م) نصرانی، قایل به تأثّر قدریّه از علمای لاهوت نصاری شدند و در رسالات و مقالات خود کوشیدند تا به هر نحوی که شده است این ارتباط و تأثیر و تأثّر را مدلّل سازند. ظاهراً نخستین خاورشناسی که به اظهار این قول مبادرت ورزید و از تأثّر قدریّه از علمای لاهوت نصاری سخن گفت الفرد فون کریمر (A. Von Kremer: 1828-1889) خاورشناس اتریشی مؤلّف کتاب تمدّن اسلامی به زبان آلمانی بود. او در سال 10873، به استناد کتاب یوحنّای دمشقی به نام مجادله میان مسیحی و مسلمان - که مسیحی از آزادی اراده و اختیار سخن می‌گوید و مسلمان از جبر - مدّعی شد که قدریّه در قول به اختیار متأثّر از لاهوت مسیحیّتند. پس از کریمر، بکر (Beker: 1876-1933)، اسلام شناس بزرگ آلمانی مؤسّس مجلّه‌ی الاسلام (Der Islam) در سال 1912، گیوم (Alfred Guillaumo: 1888-1965) مؤلف کتاب Islam در سال 1924، سویتمن (Windrow Sweetman) مؤلف اسلام و لاهوت مسیحی (Islam and Christian Theology)، در سال 1945، و بالاخره لویی گارده (L. Gardet) و قنواتی، در سال 1948، سخن او را تکرار کردند. (85) آقای دی بور، استاد فلسفه‌ی دانشگاه آمستردام هم در کتاب تاریخ فلسفه در اسلام خود نوشت: «میان نخستین تعلیمات عقیدتی اسلام و عقاید مسیحیّت تا آن اندازه مشابهت وجود دارد که هیچ کس نمی‌تواند ارتباط مستقیم آنها را انکار کند. مخصوصاً اولین مسئله‌ای که درباره‌ی آن میان عالمان مسلمان مجادله رخ داد مسئله‌ی آزادی اراده [اختیار] بود. در آن وقت تقریباً همه‌ی مسیحیان شرقی آزادی اراده را پذیرفته بودند؛ شاید مسئله‌ی اراده از جمیع وجوه در هیچ زمانی و در هیچ جایی مانند ایّام فتوحات اسلامی مورد بحث طوایف مسیحیان شرقی قرار نگرفت./ این بحث اولاً به مسیح ارتباط داشت و پس از آن به انسان: جز این مطالبِ نسبتاً واضح، شواهد پراکنده‌ای در دست است که دلالت می‌کنند نخستین مسلمانانی که آزادی اراده را تعلیم می‌دادند معلّمان مسیحی داشتند». (86) آقای نلینو (C.A. Nallino، 1872-1938 م) خاورشناس ایتالیایی مهم طی مقاله‌ای که در سال 1976 درباره‌ی قدریّه در مجله‌ی مطالعات شرقی به طبع رسانید تأثّر قدریّه را از لاهوت مسیحیت شرقی مورد تأکید قرار داد. (87) موریس مسیل (Morris Seal) هم رابطه‌ی قدریّه را با مسیحیّت پذیرفت، و از تأثیر یوحنای دمشقی سخن‌ها گفت و به ایراد دلایل و ذکر شواهد پرداخت: عباراتی از کتاب ایمان صحیح یوحنا آورد و با عقاید قدریّه مقایسه کرد و میان آنها مشابهاتی ارائه داد. (88) مکدونالد نیز تأثیر متألّهان مسیحی را در قدریّه بدین صورت نمایاند: «ما نمی‌گوییم که متکلّمان مسلمان نوشته‌های آبای مسیحی یونانی را مطالعه کرده‌اند، بلکه سخن ما این است که متکلّمان مزبور در اثنای مباحثات و مذاکراتشان با آبای مسیحی نامبرده عقاید آنها را آموخته و برگزیده‌اند». (89)
و بالأخره آقای فان اس (J. Van Ess) ارتباط کلامی قدریان مسلمان و مسیحیان را مورد تأکید قرار می‌دهد و علاوه بر داستان مجادله‌ی مسیحی و مسلمان، که در کتاب یوحنّای دمشقی آمده است، استدلال می‌کند که مؤسّس شبیبیّه (90) (یکی از فرق خوارج) شبیب بن یزید شیبانی (و: 77 هـ) از نجران مرکز مسیحیان شبه جزیره‌ی عربستان بوده است. امّا در عین حال هشدار می‌دهد که نباید از این مطالب نتیجه گرفت که قدریّه بر اثر جدال مذکور میان مسیحی و مسلمان پیدا شده‌اند. (91)
در مقابل این عدّه، اشمولدرس (Schmoleders) در سال 1842 نوشت: هیچ رابطه‌ای میان متکلّمان مسلمان و «دفاعیّه نویسان» (apologists) مسیحی وجود ندارد. مابیلو (Mabileau) در سال 1895 با قبول تشابه آرای متکلّمان مسلمان و متألّهان مسیحی تأثیر مسیحیت را در کلام اسلامی انکار کرد. (92) اشراینر (Schreiner) هم که به تأثّر کلام اسلامی از مسیحیّت تفوّه کرد، این تأثّر را در مورد معتزله‌ی متأخّر و اشاعره پذیرفت، نه در پدید آورندگان نخستین معتزله، (93) یعنی قدریّه. گلدزیهر در سال 1910، تریتون (Triton) در سال 1947، وات (Watt) در سال 1948 نوشتند که عقیده به اراده‌ی آزاد و اختیار از برخی از آیات قرآن گرفته شده است. امّا در حالی که گلدزیهر و تریتون تأثیر مسیحیّت را در تسریع تکامل این عقیده در اسلام تلقین می‌کنند، وات به طور کلّی تأثیر مسیحیت را مورد انکار قرار می‌دهد. (94) ولفسن می‌نویسد: در حالی که در مجادله‌ی مجعول میان یک مسیحی و یک مسلمان که به وسیله‌ی یوحنّای دمشقی تصنیف شده، مسلمان‌ها فقط جبری نمایانده می‌شوند، دلیلی در دست است که در آن وقت میان مسلمانان کسانی وجود داشته‌اند که معتقد به اراده‌ی آزاد و به تعبیر دیگر قدرت انسان برای فعل بوده‌اند. و اوّلین کسی که درباره‌ی قدرت انسان سخن گفت معبد جهنی بود که عقیده‌اش در این باره معلوم نیست. همچنان که از عقیده‌ی پیروش حسن بصری نیز در این خصوص چیز زیادی نمی‌دانیم، امّا غیلان دمشقی اوّلین بار عقاید بسیاری از قایلان به اراده‌ی آزاد را گزارش می‌دهد. (95)
ما همچنان که شهادت قدما را بر تأثّر قدریّه از یهود و نصاری قبول نکردیم، ادعای خاورشناسان را نیز در این زمینه نمی‌پذیریم و دلایلشان را بسنده نمی‌دانیم، زیرا درست است که میان عقاید و آرای قدریّه و برخی فرق یهود و نصاری مشابهاتی موجود است یا چنان که گذشت، برخی از بزرگان قدریّه هم زمان و هم مکان بعضی از علمای لاهوت مسیحیّت، مثلاً یوحنّای دمشقی بودند، ولی این امور به تنهایی نمی‌تواند دلیل قاطعی برای تأثیر و تأثّر به معنای متبادر لفظ باشد، که دلیل اعمّ از مدّعی است؛ البته موجب احتمال خواهد بود و آن هم چیزی را ثابت نخواهد کرد. برخی از این گروه هم مانند دی بور که مدّعی شده در این خصوص دلایل و شواهدی در دست دارد آنها را ارائه نداد و به صرف ادّعا بسنده کرد. گذشته از اینها، همچنان که آقای قنواتی توجه داده است، یوحنّا در بیان مسایل لاهوت از فلسفه استمداد می‌جسته و به عبارت دیگر، فلسفه را در خدمت لاهوت قرار داده، (96) ولی قدریّه به عدل خداوند و روح دادگستری اسلام و آیات قرانی استدلال می‌کردند، که در نامه‌ی حسن بصری به عبدالملک و غیلان به عمربن عبدالعزیز کاملاً مشهود است. (97)

بزرگان قدریّه

معرفی کامل بزرگان قدریّه و شرح مبسوط احوال و گزارش افکار و آرای آنها از حوصله‌ی این مقام خارج و نیازمند نگارش مقاله‌ای جداگانه است. لذا ما در اینجا تنها به ذکر نام و گزارش کوتاهی از احوال و افکار آنها اکتفا می‌کنیم.
1. سوسن: بزرگان علم الرّجال او را مجهول قلمداد کرده‌اند. (98) نه تبارش به درستی معلوم است و نه دین و آیینش. نامش نیز به صور گوناگون ضبط شده است. ابن سعد، سنهویه (99) و ابن کثیر، سوس (100) ضبط کرده‌اند. ذهبی در یک جا سُسّویه (101) و در جای دیگر سوسن (102) آورده است. ابن حجر نیز گاهی سیسویه (103) و گاهی سوسن (104) شناسانده و هر دو نوشته‌اند که او اهل عراق و نصرانی بوده، اسلام آورده، ولی باز به نصرانیّت برگشته است. (105) مقریزی سنسویه نوشته (106) و ابن ندیم او را ابویونس اسواری مردی از اساوره معرّفی کرده (107) و بدین ترتیب تبارش را ایرانی شناخته است، زیرا اساوره ایرانیان ساکن بصره بوده‌اند. (108) پژوهندگان اخیر ایرانی هم نامش را سنبویه د انسته و او را ایرانی شناخته‌اند. (109)
2. معبد جُهَنی (منسوب به جُهَینه، قبیله‌ای از قُضاعه). نام پدر و جدّش به درستی معلوم نیست. به صور مختلف معرفی شده است؛ از جمله معبد بن عبدالله بن علیم، (110) معبد بن عبدالله بن عُوَیم (111) و معبدبن عبدالله بن حکیم. زمان تولّدش نیز معلوم نشد، امّا تاریخ مرگش را سال 80 هجری یادداشت کرده‌اند. (112) در مکان تولّدش اختلاف است بسیاری آن را بصره (113) و عدّه‌ای مدینه دانسته‌اند. (114) برخی او را تلویحاً شاگرد سوسن (115) و برخی تصریحاً از تلامذه‌ی حسن بصری قلمداد کرده‌اند. (116) از عالمان و فرهنگ دوستان عصرش بوده، و جاحظ او را از معلّمان روزگار خود به شمار آورده است. (117) در اکثر منابع معتبر اسلامی، نخستین کسی شناخته شده که در بصره درباره‌ی قدر سخن گفته است. (118) از تابعین بوده، عدّه‌ای از صحابه را دیده و از آنها حدیث نقل کرده است، از جمله حسن بن علی علیهما السلام، ابن عباس، حُذَیفة بن الیمان، عمر، عثمان، معاویة بن ابوسفیان (119) و ابوذر غِفاری. (120) روایت حدیث: «لاتنتفعوا من المیتة بإهاب (پوست) و لا عصب» به او نسبت داده شده است. (121) امّا صحّت روایاتش مورد اتّفاق نیست. ابوزُرعه (عبیدالله بن عبدالکریم رازی، 264-200 هـ) که از حافظان حدیث است، و ذهبی او را از ضعفا شمرده‌اند، ولی ابن معین (ابوزکریّا یحیی بن معین، 233-158 هـ) که از ائمه‌ی حدیث و رجال است، و نیز ابوحاتم (محمودبن حسن طبری قزوینی) به توثیقش پرداخته‌اند. (122) معبد در مسئله‌ی امر به معروف و نهی از منکر قایل به سیف بوده و علیه بنی امیّه قیام کرده است. به روایتی، حَجّاج بن یوسف او را پس از انواع شکنجه به قتل رسانید؛ (123) و به روایتی هم عبدالملک مروان در سال 80 او را در دمشق به دار آویخت. (124)
3. عمرو المقصوص. این شخص بسیار مرموز است. از سرگذشت و آراء و آثارش چیزی نمی‌دانیم. اغلب اصحاب تواریخ و ارباب کتب فِرَق حتی نامی هم از وی نبرده‌اند. چنان که گذشت، (125) تنها مقدسی و ابن عبری به ذکرش پرداخته و اولین کسی شناسانده‌اند که در شام درباره‌ی قدر سخن گفته و توانسته به دربار یزیدبن معاویه دومین خلیفه‌ی ستمکار اموی که کانون قول به جبر و مرکز ظلم و زور بوده راه یابد و به مقام معلّمی پسر خلیفه، معاویة بن یزید نائل آید و او را شدیداً تحت تأثیر عقیده‌ی خود درباره‌ی قدر قرار دهد. این معنی به راستی شگفت‌آور است و حکایت از این دارد که او در زمان خود به علم و ادب شهره بوده که به چنین مقامی نائل آمده است.
4. غَیلان دمشقی. نام او به صور مختلف ضبط شده است، از جمله غیلان بن مسلم دمشقی، (126) غیلان بن مروان، (127) غیلان بن مسلم ابومروان، (128) غیلان بن مسلم دمشقی قبطی (129) و غیلان بن یونس. (130) سال تولّدش معلوم نیست، از تابعین بوده و از موالی به شمار آمده، به روایتی آزاد شده‌ی عثمان بن عفّان بوده است. (131) به روایتی مذهب خود را در قدر از حسن بن محمدبن حنفیّه گرفته (132) و به روایتی از معبد، (133) امّا ابن نُباته او را نخستین کسی شناخته که در باب قدر سخن گفته است. (134) در فقه شاگرد حسن بصری بوده است. (135) کاتبی بلیغ قلمداد شده، (136) مردی قوی سخن بوده، سخنانش در عمربن عبدالعزیز مؤثّر افتاده، تا آنجا که خلیفه در اداره‌ی امور مملکت از وی استمداد می‌جسته است. (137) در عیون الاخبار نیز کلماتی در موعظه و نصیحت از وی نقل شده، (138) که حاکی از قدرت کلام و بیان اوست. نامه‌اش به عمربن عبدالعزیز هم از جهت لفظ و هم از جهت معنی شایسته‌ی ستایش است. (139) آثارش نسبتاً کثیر بوده است. ابن ندیم مجموعه‌ی رسایل او را دو هزار صفحه نوشته است. (140)
غیلان به قدر شهرت یافت، در صورتی که در مسایل دیگر دینی و سیاسی نیز عقاید خاصّی داشته است. چنان که گفتیم، قایل به نوعی ارجاء بوده است. امامت غیر قرشی را به شرط اینکه پای بند کتاب و سنّت باشد و اجماع بر امامتش تحقّق یابد جایز می‌دانسته. (141) در مسئله‌ی امر به معروف و نهی از منکر از قیام به سیف طرفداری می‌کرده و به خروج بر امام جائر عقیده داشته است. لذا تا توانست درباره‌ی عدل الهی و عدالت اجتماعی سخن‌ها گفت و از ظلم و بیداد حکّام زمانش شکایت‌ها کرده و در افشای اعمال نامشروع و ناروای آنها داد سخن داد. (142) و در این راه بیش از پیشینیانش موفّق شد. لذا همچنان که آقای فان اس توجه داده باید او را اولین قدری به شمار آورد که به تنظیم و تکمیل یک برنامه‌ی سیاسی همّت گماشته است. (143) غیلان علیه ظالمان و ستمکاران زمانش قیام کرد و در راه حق و عدالت و مبارزه‌ی با باطل و ظلم مردانه جان باخت. به روایت ابن اثیر، چون هشام به خلافت رسید دستور داد احضارش کردند و به بهانه‌ی قول به قدر دست‌ها و پاهایش را بریدند و سپس به دارش زدند. (144) به روایتی هم، هشام اوزاعی (ابوعمر و عبدالرحمن فقیه معروف عصر اموی، و: 157 هـ) را دعوت کرد با غیلان مناظره کند، اوزاعی به قتل وی فتوی داد و در باب دمشق به دار آویخته شد. (145) طبری قتل او را از حوادث سال 125 ضبط کرده است. (146)
5. جعدبن درهم: از پیشوایان قدریّه به شمار آمده است. از زمان ولادتش اطلاعی در دست نیست. مکان ولادتش نیز به درستی معلوم نیست. برخی او را از خراسان دانسته‌اند، (147) بدون اینکه مشخص کنند از کجای خراسان است؛ برخی دیگر از حرّان. (148) از م

عبارات مرتبط با این موضوع

قدریان نخستین اندیشهقدریاننخستینقدریان نخستین نویسنده دکتر محسن جهانگیری زمان پیدایش مسئلهقدریاننخستینقدریان نخستین هشدار این سایت صرفا یک خبرخوان خودکار است و در انتخاب عناوین اخبار آن نیروی انسانی قدریه ویکی فقهقدریه↑ جهانگیری، محسن، قدریان نخستین، مجله معارف، فروردین تیر ۱۳۶۷، شماره ۱۳، ص۴و۵ ۸قدریه سایت پژوهه پژوهشکده باقرالعلوم‚Œ‡نخستین مکان پیدایش این فرقه، و جهانگیری، محسن؛ قدریان نخستین، مجله معارف ایران فرهنگ کتابها کتاب فرق تسننلویکی، پژوهشی در مرجئهرضا رضا زاده لنگرودی، قدریان نخستینمحسن جهانگیری تفویض دانشنامه‌ی اسلامیتفویضمَعبَد جُهَنی، غَیلان دمشقی، محمد بن شبیب، ابن شمر و صالحی از قدریان نخستین بوده اندتحصیلات قدریان نخستین معارف ، جهانگیری ، محسن فرانسیس بیکن،طبقه بندی علومنخستین اموزگار – تریبون چپنخستیناموزگارنخستین اموزگار مهرنوش قدریان انتخاب مشارکت کننده یادواره‌ها به پیشینه بحث جبر و اختیار ویکی فقهپیشینهبحثجبرواختیار↑ محسن جهانگیری، قدریان نخستین، ج۱، ص۴ـ ۵، معارف، دوره ۵، ش ۱ فروردین ـ تیر ۱۳۶۷قدریان نخستین قدریاننخستینمسئله‌ی قدر پیش از اسلام در میان قوم عرب مورد بحث بوده است قول به قدر، که عقیده به نکته ها و نوشته ها اسامی سلسله ها و پادشاهان ایران قبل مهرداد کبیر نخستین شاه بزرگ اشکانی است که دولت پارت را به جایگاه یک امپراتوری خاوری رساند


ادامه مطلب ...

نخستین فیلسوف مسلمان

[ad_1]

مقدّمه

ابواسحاق ابراهیم بن سیّار بلخی بصری، مشهور به نظّام یکی از مشایخ و استادان نامدار فرقه‌ی معتزله است که در میان مسلمانان بیش از دیگران به تفکّرات و تأمّلات فلسفی پرداخت؛ در مسایل فلسفه اندیشیده و با متفلسفان زمانش به مجادله و مناظره نشسته و کتاب و رساله نوشته است. باید او را نخستین فیلسوف مسلمان نامید. ابن المرتضی، در طبقات خود او را در طبقه‌ی ششم قرار داده است. (1)

اشتهار به نظّام

دوستانش گفته‌اند: او بدین جهت به لقب نظّام شهرت یافته، که نظّام کلام منثور و شعر موزون بوده است ولی دشمنانش انگاشته‌اند که چون در بازار بصره، خَزَر، یعنی مهره به رشته درمی‌کشیده بدین لقب شناخته شده است. (2)
نظّام از موالی بوده، به روایتی آزاد زیادییّن از ولد عُبید (3) یا بنی بِجیربن حارث بن عبّاد ضُبَعی. (4)

مکان تولّد

مسلّماً بصره است امّا زمان تولدش به درستی معلوم نیست. از روایات ابن نُباته برمی‌آید که او در سال 185 هـ متولّد شده است؛ ابن نُباته نوشته است: «و توفّی النظّام سننه إحدی و عشرین و مأتین، و له من العمر ست و ثلاثون سنة» (5) که به نظر بعید می‌نماید. زیرا وقایع زندگی وی که در کتب معتبر تاریخی ثبت شده، حکایت از آن دارد که تولّد او در سال 160 هـ یا کمی پیش از آن اتّفاق افتاده است. (6) در تاریخ مرگش نیز اختلاف است.
به روایت ابن نباته سال 221 هـ (7) و به روایت ابن حجر در خلافت معتصم، سال 220 و اندی. (8)
ذهبی در تاریخ خود او را در طبقه‌ی بیست و سوم میان مردگان 221 و 230 هـ قرار داده است. (9) بروکلمن نوشته است: نظّام در عنفوان شباب میان سال‌های 220 و 230 هـ / 845-835 م در بغداد درگذشته است. (10) مکدونالد هم تاریخ مرگ نظّام را 231 هـ نوشته است. (11)

تبار

به احتمال قوی، ایرانی تبار است؛ ابن خلکان در موارد کثیری او را بلخی شناسانده (12) امّا اکثر اصحاب مقالات و تواریخ او را بصری معرفی کرده‌اند. (13)
گفتنی است که ابوریده پژوهنده‌ی مصری از فارسی دانستن نظّام سخن گفته که احتمال ایرانی بودنش را تقویت می‌کند. (14)

دانش‌آموزی و استادان

نظّام در بصره بزرگ شد، دانش آموخت و شهرت یافت. در اکثر علوم و معارف زمان و جامعه‌ی خود صاحب نظر شد و کتاب‌ها و رسالات کثیری پدید آورد. از خوش‌آمد روزگار به تلمّذ در محضر استادان و مدرّسان بزرگ و نامدار عصرش نایل آمد.
نخست به شاگردی خلیل بن احمد بصری ایرانی تبار (و: 175 هـ) لغوی، نحوی و واضع علم عروض و ادیب سرشناس زمان، توفیق یافت. راویان و نویسندگان شرح حالش نوشته‌اند که پدرش در خردسالی او را جهت تعلّم پیش خلیل بن احمد برد و خلیل در حالی که کاسه‌ای شیشه‌ای در دست داشت، به قصد امتحان به وی گفت: پسرکم این را توصیف کن. نظّام گفت: به مدح یا به ذمّ، خلیل گفت: مدح کن؛ او بالبداهه گفت: «یُریک القَذی و لا یقبل الأذی». خلیل گفت: نکوهش کن؛ او بالبداهه گفت: «سریع کسرها و بطیء جبرها». خلیل اشاره به درخت خرمایی کرد که در خانه‌اش بود و گفت: اکنون این درخت خرما را توصیف کن؛ نظّام در مقام مدح گفت: «حُلوٌ مُجتناها، باسقٌ منتهاها، ناضِرٌ أعلاها» و در مقام ذمّ گفت: «هی صَعبَتُه المرتُقی، بعیدة المُجتنی، محفوفة بالأذی» در این حال خلیل با این جمله‌ی با شکوه به ستایشش پرداخت: «یا بُنیَّ نحن الی التَعلّم منک احوج»: (پسرکم ما به تعلّم از تو نیازمندتریم). (15) سید مرتضی در الأمالی خود، پس از نقل واقعه در مقام تحسین نظّام می‌نویسد: «و هذه بلاغة مِن النظّام حسنة، لأنّ البلاغة هی وصف الشیء ذمّاً أو مدحاً بأقصی ما یُقال فیه». (16)
و به روایتی دیگر خلیل درباره‌ی نظّام گفت: «إذهب فما لک إلی التَعلیم من حاجة»: (برو تو به تعلیم نیاز نداری). (17) شنیدنی است که با این همه حسن نظر خلیل به نظّام، او حرمت استاد را نگاه نداشته و به روایت جاحظ به مذمّت و نکوهشش تجرّی کرده و گفته است: «توّحُّد به العُجب فأهلکه و صَوّر له الاستبداد صوابَ رأیه و ...». (18) ظاهراً پس از تأدّب به تعلّم کلام پرداخته و علم کلام را از ابوالهذیل علّاف، فیلسوف معتزله آموخته است. او با ابوالهذیل در مسایل مختلف کلام اختلاف نظر یافته و با او به مناظره و مجادله پرداخته است.
برخی او را در کلام، شاگرد هشام بن حکم (و: 190 هـ) متکلّم معروف شیعی، شاگرد امّام صادق علیه السلام شناخته‌اند. (19)
عدّه‌ای هم از جمله بغدادی - در مقام طعن - نوشته‌اند: نظّام، آرای خود را از هشام و ملاحده‌ی فلاسفه آموخت (20) ولی با این همه تلمّذ و تعلّم مستقیم نظّام در نزد هشام برای من معلوم نیست.
میان آرای نظّام و هشام در برخی مسایل از جمله: در انکار جزء لایتجزّی، قیاس، اجتهاد به رأی، قول به طفره، تداخل اجسام، و اینکه عوارض، جز حرکت اجسام لطیف‌اند و ... مشابهاتی موجود است ولی با وجود این، چنان که اشاره شد نمی‌توان آن را دلیل شاگردی نظّام پیش هشام تلقی کرد.

مسافرت‌ها و ملاقات‌ها

نظّام پس از رشد و تربیت و دانش آموزی در بصره، به مسافرت پرداخت؛ به قصد اهواز بیرون آمد؛ (21) به کسکر (بر وزن جعفر یکی از بخش‌های پارس) رسید و با اهل کسکر سخن گفت. (22) او دراین سفر دچار فقر شدیدی شد، به طوری که از شدت گرسنگی، ناگزیر، گل خورد. (23) از حسن اتفاق، یکی از مخالفانش که در برخی از مقالات با وی مخالفت می‌داشت سی مثقال طلا، یا سی دینار برایش فرستاد و او را از فقر و درماندگی نجات داد. (24)
به حج رفت. (25) در بین راه وارد کوفه شد؛ به روایت ابن المرتضی با هشام بن حکم، متکلّم شیعی و جماعتی از مخالفانش ملاقات کرد و در ابواب و مسایل «دقیق الکلام» با آنها به مناظره پرداخت و محکومشان ساخت و به برخی از کتب فلاسفه نظر انداخت. (26)
وارد بغداد شد (27) و در این شهر با جماعتی از اهل کلام در مجلس یحیی برمکی وزیر هارون الرشد حضور یافت و درباره‌ی عشق با وی سخن گفت (28) و با فرزند یحیی جعفر برمکی آشنا شد و درباره‌ی کتاب ارسطو با وی به گفت و گو نشست. (29) به روایت سید محمدباقر خوانساری هارون الرشد نظّام را از بصره به بغداد دعوت کرد تا با جاریه‌ای به نام حُسنیه که در بیت مولانا صادق (علیه السلام) تربیت شده بود مناظره کند. حسنیه در محضر رشید و وزیرش یحیی با نظّام و نیز با محمدبن ادریس شافعی (و: 204 هـ). وابویوسف (یعقوب بن ابراهیم، شاگرد ابوحنیفه، و : 182 یا 192 هـ) قاضی بغداد به مناظره پرداخت و در مسایل پراکنده‌ای بر ایشان غالب آمد. (30) والله أعلم.

شاگردان و پیروان

نظّام، شاگردان و پیروان بسیاری یافت که برخی از آنان در عصر خود و همچنین در اعصار بعد، از دانشوران جهان اسلام و از مشایخ و بزرگان معتزله به شمار آمده و حتی مؤسس فرقه شده‌اند ولی هیچ یک به پایه و مایه‌ی استاد خود نرسیدند؛ در کتب تواریخ و فرق درباره‌ی آنها به تفصیل سخن گفته شده است. ما در این مقاله به اختصار به نام و نشان برخی از عقاید آنها اشاره می‌کنیم و این، دلیل استوارِ قدرت تفکّر و تأثیر عمیق نظّام در دیگر متفکّران است.
1. جاحظ، رئیس فرقه‌ی جاحظیّه، بزرگ‌ترین و سرشناس‌ترین شاگرد نظّام است که در عصر خود از بزرگان و استادان معتزله به شمار آمده است. او شاگردی بسیار حق شناس و وفادار بوده که در آثارش به هر مناسبتی از وی یاد می‌کند و به تجلیل و تعظیم و ذکر عقاید و آرای او می‌پردازد؛ البته گاهی هم عقایدش را نمی‌پذیرد. گفتنی است که جاحظ با اینکه در عالم فکر و ادب و تصنیف و تألیف در میان معتزله از مقام برجسته‌ای برخوردار بوده و حتی در علم (به معنی امروزی Science) زمانش اطلاعات گسترده‌ای داشته - که شاهدش کتاب الحیوان اوست - ولی در قدرت و عمق تفکّر فلسفی هرگز به پایه و مایه‌ی استاد نرسیده است. مقصود اینکه جاحظ ادیب‌تر و عالم‌تر از نظّام، ولی نظّام، فیلسوف‌تر از جاحظ بوده است.
2. سواد اَسواری (و: 240 هـ) رئیس فرقه‌ی اَسواریّه؛ ابن المرتضی او را در طبقه‌ی هفتم قرار داده. (31) او از اعلم اصحاب ابوالهذیل بوده؛ بعداً به مذهب نظّام گرویده است. (32) گویند او در اثر فقر در بغداد پیش نظّام رفت، نظّام از وی پرسید: چه چیز ترا به اینجا کشانید؟ جواب داد: «حاجت»؛ نظّام، هزار دینار به وی داد و گفت هم اکنون برگرد. برخی احتمال داده‌اند نظّام، ترسیده مردم او را ببینند و بر وی ترجیح دهند. (33) به روایت شهرستانی، اسواری با جمیع عقاید و آرای نظّام موافقت کرده و چیزهایی هم از خود بر آنها افزوده است. (34)
3. ابوجعفر محمدبن عبدالله اسکافی (و: 240 هـ) رئیس فرقه‌ی اسکافیّه؛ ابن المرتضی او را از طبقه‌ی هفتم به شمار آورده است. (35) به روایتی هفتاد جلد کتاب در علم کلام نوشته است. (36) او و اصحابش با نظّام موافقت داشتند؛ البته اموری نیز بر عقاید وی افزودند. (37)
4. جعفران؛ جعفربن مبشّر ثقفی و جعفربن حرب رئیسان فرقه‌ی جعفریّه. (38)
ابن المرتضی آنها را در طبقه هفتم قرار داده است. (39)
5. احمدبن خابط (یا حائط) (و: 232 هـ) رئیس فرقه‌ی خابطیّه. (40)
6. فضل حدثی (و: 257 هـ) رئیس فرقه‌ی حَدَثیّه. به روایت شهرستانی این دو: احمد و فضل که از اصحاب نظّام بودند کتب فلاسفه را هم مطالعه کردند و چیزهایی بر مذهب نظّام افزودند و سه بدعت نهادند: 1- مسیح (علیه السلام) را خدا دانستند؛ 2. قایل به تناسخِ شدند؛ 3. آنچه را که در خبر نبوی «إنّکم سَترون ربَّکم یوم القیامة، کما ترون القمر لیلة البدر...» آمده به رؤیت عقل اول حمل کردند. (41) ابن حزم نوشته است: به روایت ابن راوندی احمد و فضل می‌پنداشتند که عالم را دو خالق است؛ یکی قدیم و او خدای متعال است و دیگری حادث و او کلمه‌ی خدای - عزوجل - مسیح عیسی بن مریم است؛ (42) به قولی هم آنها مسیح (علیه السلام) را بر نبی ما محمد (صلّی الله علیه و آله و سلم) برتری می‌داده‌اند. (43) بغدادی نوشته است به زعم ابن خابط و فضل حَدَثی، خلق، دو پروردگار و آفریدگار دارد؛ یکی قدیم است و او خداوند سبحان است و دیگری مخلوق است و عیسی بن مریم است. عیسی پسر خدا است و ... و مقصود نبی (صلّی الله علیه و آله و سلم) در حدیث «ترون ربکم کما ترون القَمَر لیلَة البَدر» مسیح (علیه السلام) است. (44) به نظر بغدادی آنها از فرق اسلامی به شمار نمی‌آیند. (45)
شهرستانی نوشته است: در زمان احمدبن خابط و فضل حدثی، شیخ معتزله احمدبن ایوب بن مانوس بوده که از شاگردان نظّام به شمار آمده. (46)
7. محمدبن شَبیب؛ ابن المرتضی او را در طبقه‌ی هفتم قرار داده و او کتابی در توحید نوشته است. (47)
8. ابوشمر (ابوشمر حنفی)؛ ابن المرتضی او را در طبقه‌ی ششم قرار داده. (48)
9. مُوَیس بن عمران؛ ابن المرتضی او را در طبقه‌ی هفتم قرار داده است. (49)

کتب و رسالات

نظّام مانند استادش ابوالهذیل کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری نگاشت. امّا همه از بین رفت. ابن حجر نوشته، او را کتب کثیری است در مذهب اعتزال و فلسفه. (50) محمدباقر خوانساری هم صد جلد کتاب به وی نسبت داده که در مصر، عراق، شام و بصره میان مردم مشهور بوده است. (51)
ابن ندیم در الفهرست خود سی و نه جلد کتاب از وی ثبت کرده است. از آنجا که عناوین آنها دلالت بر تبحّر و تأمّل وی در مسایل فلسفی و کلامی و سعه‌ی اطلاعات وی می‌کند، ما در اینجا نام کتاب‌ها و رسالات او را برابر ثبت ابن الندیم ذکر می‌کنیم: کتاب إثبات الرّسل، کتاب التوحید، کتاب علی اصحاب الهیولی، کتاب الرّدّ علی الدّهریّة، کتاب الرّد علی اصحاب الإثنین، کتاب الرّد علی اصناف الملحدین، کتاب التعدیل و التجویز، کتاب المعرفة، کتاب التقدیر، کتاب القدر، کتاب فی المحال، کتاب المخلوق فی المجبّرة، کتاب فی العدل، کتاب الشرّک، کتاب المستطیع، کتاب التّولد، کتاب الوعید، کتاب الجوابات، کتاب النُّکت، کتاب الجزء، کتاب المعانی علی معمِّر، کتاب الطّفرة، کتاب المکامنة، کتاب المداخلة، کتاب فی العالم الکبیر، کتاب فی العالم الصغیر، کتاب الحدث، کتاب الانسان، کتاب المنطق، کتاب الحرکات، کتاب الجواهر و الأعراض، کتاب العروس، کتاب الأرزاق، کتاب حرکات اهل الجنّة، کتاب خلق الشّیء، کتاب الصّفات، کتاب فی القرآن ما هو، کتاب الأفاعیل، کتاب الرّدّ علی المرجئة. (52)
امّا چنان که اشاره شد، متأسفانه همه از بین رفته است و لذا از کمیّت و کیفیت آنها خبری در دست نیست. ولی چنان که از عناوین آنها برمی‌آید موضوع آنها در مسایل بسیار مهم کلامی همچون اثبات رسل، توحید، عدل، وجود، قدر و امثال آنها و نیز در مسایل بسیار دقیق و غامض فلسفی مانند هیولی، حرکت، جواهر و اعراض و امثال آن بوده است.
برخی از کتب و رسالات مذکور را دیگران نیز به وی نسبت داده‌اند؛ مثلاً، کتاب الجزء را اشعری در کتاب مقالات خود ذکر کرده و آرای برخی از متکلّمین را در خصوص الجزء از آن اقتباس کرده است. (53) از این برمی‌آید که اشعری کتاب الجزء وی را در اختیار داشته است. به نظر می‌آید که کتاب الحرکات نظّام هم در دسترس اشعری بوده و از آن استفاده کرده است، زیرا آنجا که درباره‌ی مسئله‌ی حرکت سخن می‌گوید پس از نقل قول نظّام در مسئله می‌نویسد: «در کتابی که به وی نسبت داده می‌شود خواندم ...» (54) ولی نام آن را نمی‌گوید، (55) بغدادی هم از کتابی به نام فی الرّدّ علی الثنویه که ظاهراً همان کتاب الرّد علی اصحاب الإثنین است اسم برده و نوشته است که نظّام در این کتاب ثنویّه را بر استحاله‌ی مزاج نور و ظلمت ملزم کرده است. زیرا نور و ظلمت در جنس و عمل اختلاف دارند و جهات حرکاتشان نیز مختلف است. (56) خیاط هم در کتاب الانتصار خود از کتاب التوحید نام برده. (57) ابن ابی الحدید در شرح بلاغه، کتاب النکّت را ذکر کرده و نوشته است: نظّام در این کتاب به اثبات عدم حجیّت اجماع پرداخته و از صحابه عیب گرفته است. (58)
جز کتب مذکور در فرق، کتب دیگری نیز به وی نسبت داده شده است:
1. کتاب العالم؛ ابن راوندی در مقام سرزنش او از این کتاب نام برده و نوشته است: نظّام در این کتاب به یاری ملحدان برخاسته، و آرائشان را در خصوص عالم تأیید کرده است. (59)
2. فی تفضیل التثلیث علی التوحید: ابن حزم، در کتاب طوق الحمامه از ابن راوندی روایت می‌کند: نظّام عاشق جوانی نصرانی شد و برایش کتابی نوشت به نام فی تفضیل التثلیث علی التوحید. (60) نوشتن کتابی با این عنوان، از شخصی همچون نظّام که اصل مذهبش توحید است و در تمام عمرش از آن سخن گفته و به دفاع از آن پرداخته به نظر بعید می‌نماید، مخصوصاً که اصل روایت از ابن راوندی است که از مخالفان و منتقدان معتزله، از جمله نظّام است و جز او شخص دیگری این روایت را نقل نکرده است. البته ابوالفرج در الأغانی آورده است که نظّام، نوجوان امردی را دید و میانشان سخنان عاشقانه‌ای رد و بدل شد. (61)
ابن خلکان هم در وفیات الأعیان از وی اشعاری نقل می‌کند و می‌گوید این اشعار را در وصف غلام رقیق البشره‌ای سروده است (62) که بعید نیست، زیرا او شاعر بوده و سخن و اشعار عاشقانه از شاعران بعید نیست، ولی چنان که گفته شد نوشتن کتابی تحت عنوان مذکور از وی بسیار بعید است.

قدرت نظّام در جدل

ابوحیان توحیدی در المقابسات با عباراتی بسیار باشکوه که در مدح و ستایش جاحظ آورده، در ضمن قدرت و توانایی نظّام را در جدال و کلام حتی بیش از جاحظ ستوده و نوشته است: «ابوعثمان الجاحظ خطیب المسلمین و شیخ المتکلّمین و مِدرَه (رئیس و سخن گوی) المتقدّمین و المتأخّرین إن تکلّم حکی سَحبان (سحبان بن وائل خطیب معروف عرب در زمان معاویه زندگی می‌کرده و در بلاغت به وی مثال می‌زنند) البلاغه و إن ناظر صارع النظّام فی الجدال». (63)
جاحظ در مقام تحسین قدرت جدل وی در البیان و التبیین نوشته است: «ابوشمر یکی از قدریّه‌ی مُرجئه، چون به مجادله و منازعه می‌پرداخت بسیار آرام می‌بود، دست‌ها و شانه‌هایشان را تکان می‌داد، چشمانش را این سوی و آن سوی نمی‌چرخانید و سرش را نمی‌جنبانید و همواره می‌گفت: حق سخن گفتن آن نیست که برای آن از غیرش یاری جسته شود، تا ابراهیم بن سیار نظّام، در نزد ایّوب بن جعفر بن سلیمان عباسی که از سرشناسان عصر بود، با وی سخن گفت، و او را با حجت و دلیل و فزونی و زیادت سؤال و پرسش درمانده کرد، تا آنجا که ابوشمر از حالت طبیعی خارج شد، دست‌هایش را تکان داد، عمامه‌اش به زمین افتاد، دست به سوی نظّام دراز کرد و دست‌های نظّام را گرفت، و در آن روز ایّوب از قول ابوشمر که قایل به ارجاء بود به قول ابراهیم نظّام برگشت. (64)
به علاوه در قدرت وی درجدل همین بس که ابوالهذیل با وجود اقتدار و اشتهارش در مجادله و مناظره از وی پرهیز می‌کرده تا مبادا مغلوب شود. (65)
ابن ندیم در الفهرست، آنجا که از ابوعبدالله حسین بن محمدبن عبدالله نجار جبری سخن می‌گوید می‌نویسد: «او هنگام سخن گفتن صدایی مانند خفاش داشت و از آدم‌های بسیار زیرک و بافراست بود؛ با نظّام، مجلس‌های مناظره داشت و علت مرگش هم این بود که با ابراهیم نظّام در خانه‌ی یکی از دوستانش ملاقات کرد». (66)

اشتیاق نظّام به جدال

نظّام، ذهنی پرسش‌گر و نقّاد داشت و جهت کثرت حرصش بر علم و علاقه‌اش به پیروزی در جدل احیاناً خود را به زحمت و مشقّت می‌انداخت. ابن المرتضی روایت کرده او در مسئله‌ی «جزء لایتجزّی» با ابوالهذیل مجادله کرد و ابوالهذیل او را به جزء ملزم ساخت. نظّام متحیّر گشت و چون شب شد ابوالهذیل دید او پاهایش را در آب نهاده، ایستاده و در فکر فرو رفته است. ابوالهذیل خطاب به وی گفت: «ای ابراهیم هکذا حال مَن ناطَح الکِباش»: (این چنین است حال کسی که به قوچ‌ها شاخ بزند). (67) او به بحث و گفت و گو عشق می‌ورزید و آن را غذای روح و ورزش ذهن می‌شناخت و با روش سقراطی به مناظره و مجادله می‌پرداخت تا بدین وسیله از ضمیر و نهاد و نهان اشخاص آگاهی یابد. جاحظ در الحیوان نوشته است: «ابواسحاق نظّام گفت: هرگاه خواستی قدر و اندازه‌ی مرد عالم را بدانی و از طبقه و درجه‌ی علمی وی آگاه شوی و اراده کردی او را در داخل کوره (کوره‌ی آهنگری) بگذاری و در آن بدمی، تا صحّت از فساد و یا مقدار صحّت از فساد ظاهر آید، عالمی باش در صورت متعلّم، سپس از وی سؤال کن مانند کسی که طمع دارد به یاری وی حاجتش برآورده شود». (68)

مجادلات نظّام

نظّام در طول زندگی خود در مقام دفاع از اسلام و دین توحید با اشخاص و همچنین با فرقه‌های دینی و کلامی مختلف در مسایل متعدّد به مجادله و منازع پرداخت، که ذکر جمله‌ی آنها به درازا می‌کشد؛ برای نمونه، با صالح بن عبدالقّدوس سوفسطایی و یا ثَنوی. ابن شاکر و ابن نُباته روایت کرده‌اند: «صالح را فرزندی بود که در جوانی از دنیا رفت. ابوالهذیل همراه با نظّام به دیدنش رفتند و او را بسیار اندوهگین و بی‌تاب دیدند. ابوالهذیل به وی گفت: چون مردم به عقیده‌ی تو همانند زرع‌اند، من برای اندوه و جزع تو وجهی نمی‌بینم. صالح پاسخ داد:‌ ای ابوالهذیل، جزع من فقط برای این است که او کتاب شکوک را نخواند؛ ابوالهذیل پرسید: کتاب شکوک چیست؟ جواب داد: کتابی است که من آن را نوشتم، اگر کسی آن را بخواند در آنچه بوده شک می‌کند تا آنجا که توهّم می‌کند که نبوده است و در آنچه نبوده هم شک می‌کند تا آنجا که توهّم می‌کند بوده است، نظّام گفت: پس تو در مرگ فرزندت شک کن و چنین رفتار کن که او نمرده و اگرچه مرده است و باز شک کن در اینکه او این کتاب را خوانده و اگرچه نخوانده است. صالح محصور و مبهوت شد و از سخن گفتن بازماند». (69)
با منّانیّه (پیروان مانی) در مسئله‌ی ثنویت و دوگانگی صدق و کذب سخن گفت و آنها را ملزم ساخت. خیاط می‌نویسد: منّانیّه می‌گفتند: صدق و کذب دو چیز مختلف و متّضادند؛ صدق، خبر است و آن از نور است و امّا کذب، شرّ است و آن از ظلمت است. ابراهیم (نظّام) با آنها سخن گفت و بدین گونه ملزم ساخت که یک انسان گاهی دروغ می‌گوید و گاهی راست، بنابراین امکان می‌یابد از فاعل واحد، دو چیز مختلف یعنی خیر و شرّ و صدق و کذب پدید آید و این مستلزم هدم و بطلان قول منانیّه است که قایل به دو قدیم: خیر و شرّند. (70) او با منّانیّه در مسئله‌ی ثنویت نور و ظلمت نیز به بحث نشست و آنها را به اصل توحید وی یگانگی آفریدگار عالم ملزم ساخت. خیاط روایت می‌کند؛ منّانیّه (مانویّه) می‌گفتند: نور و ظلمت در ذات و اعمال و افعال خود مختلف و متّضادند و جهات حرکاتشان نیز مختلف است. ابراهیم به آنها گفت: اگر امر از این قرار باشد که شما گفتید، پس چگونه از جانب خود بدون اینکه فوق آنها قاهری باشد که مقهورشان سازد و جامعی که جمعشان کند و مانعی که از اعمالشان باز دارد، با هم امتزاج و تداخل می‌کنند؟ او بدین طریق آنها را ملزم به قبول خالق و آفریدگار واحدی می‌کرد که اشیای مختلف را آفریده و طبق مشیّت خود آنها را گرد آورده و به قهر و غلبه‌ی خود به جمع و تفریق و تدبیر آنها پرداخته است. (71)
نظّام با این گروه در مسئله‌ی تناهی نیز مناقشه کرد و محکوم و ملزمشان ساخت؛ خیاط نوشته است: منّانیّه گمان می‌کردند که بلاد هُمامه (روح ظلمت) در ذرع و مساحت نامتناهی است ولی با وجود این، همامه، بلاد ظلمت را قطع کرده و به بلاد نور رسیده است؛ نظّام به آنها می‌گفت: اگر بلاد ظلمت، نامتناهی باشد، قطع نامتناهی چگونه امکان می‌یابد؟ (72)
با دیصانیّه پیروان دیصان (73) هم مناظرات و منازعاتی داشت و بر آن تفوّق یافت. (74) امّا بیش از همه با دهریّه منازعه و مناظره می‌کرد. دهریّه در زمان نظّام در سرزمین‌های اسلامی پراکنده بودند؛ به خدایی و دینی باور نداشتند و جز عالم محسوس به چیزی معتقد نبودند. عالم را قدیم و ابدی می‌انگاشتند و تمام حوادث و پدیده‌های عالم را معلوم قوانین طبیعی می‌پنداشتند و به ظنّ خود می‌گفتند: «وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِکُنَا إِلَّا الدَّهْرُ». (75)

گستره‌ی فرهنگی و سعَه‌ی دانش نظّام

نظّام در اثر ذهن نیرومند، هوش سرشار، روح تحقیق و حس کنجکاوی فوق‌العاده و نیز استعداد ادبی قوی و اعجاب‌آوری که داشت با اکثر رشته‌ها و شاخه‌های علوم و معارف زمانش از کلام، فلسفه، فقه، اخبار، لغت و شعر آشنا شد و در برخی از آنها مهارت و حذاقت به دست آورد و اطلاعات وسیعی کسب کرد و به تألیف و تصنیف پرداخت و در معاصران و اخلافش از خود تأثیری وسیع و عمیق به جا گذاشت و شاگردان و پیروانی یافت و فرقه‌ای به نام نظّامیّه پدید آمد. به نظر من این متکلّم و متأدّب و متفلسف مسلمان به راستی از اعجوبه‌ها و نوادر ادوار علمی و فرهنگی جامعه‌ی اسلامی است که شخصیت علمی و فلسفی وی شایسته‌ی تحقیق و بررسی است. فهرست کتاب‌هایش که ذکر شد حکایت از سعّه‌ی اطلاعات و گستره‌ی دانش او می‌کند و همچنین عقاید و افکارش نشانه‌ی عمق فکری و فلسفی اوست و نیز شهادت استادان و معاصران و شاگردان و پیروان و حتی مخالفان و دشمنان بر علم و ادب وی که هم اکنون نقل می‌کنیم دلیل صدق و درستی نظر ماست.
جاحظ، شاگرد او که خود از دانایان و مطّلعان روزگارش بوده به فزونیِ دانش و اطلاع او شهادت داده و گفته است: من کسی را در فقه و کلام اعلم از نظّام ندیدم. (76)
همچنین به روایت ابن المرتضی و عبدالجبار، جاحظ گفته است: می‌گویند در هر هزار سالی مردی پیدا می‌شود که بی‌مانند است، اگر این سخن درست باشد او ابواسحاق نظّام است. (77) باز جاحظ در کتاب الحیوان در مقام مدح نظّام و اصحاب وی نوشته است: «اگر نگفتم که اگر اصحاب ابراهیم و خود ابراهیم نبودند عوام معتزله هلاک می‌شدند این را می‌گویم که او راه‌هایی برای معتزله روشن ساخت و اموری را گشود و ابوابی را مختصر کرد که سودمند افتاد و بدین ترتیب نعمت شامل حال معتزله شد». (78)
ابن‌المرتضی نوشت: او قرآن، تورات، انجیل، زبور و تفاسیر آنها را با اشعار و اخبار کثیر و فتاوای مختلف در حفظ داشت. (79)
قاضی القضات عبدالجبار نوشته است: نظّام شبی نزد جعفر بن یحیی برمکی خوابید و در خبر اوائل با هم سخن گفتند و ذکری از ارسطو به میان آمد؛ نظّام گفت: کتاب او را نقض کردم؛ جعفر گفت: چگونه می‌توانی کتاب ارسطو را نقض کنی در حالی که از خواندن آن کتاب به خوبی بر نمی‌آیی؟ نظّام گفت: از اول تا آخر بخوانم یا از آخر به اول، پس شروع به خواندن کرد و هر جمله‌ای که خواند نقض کرد و جعفر از آن تعجب کرد. (80)
ابن حزم نظّام را اکبر شیوخ معتزله و مقدّم علمای این فرقه خواند. (81) خطیب در تاریخ بغداد نوشت: او یکی از فُرسان اهل نظر و کلام در مذهب معتزله بوده و در آن تصانیف عدیده دارد. متأدّب نیز بوده و او راست اشعاری «دقیق المعانی» به طریقه‌ی متکلّمین. (82)
طاش کبری زاده درباره‌اش نوشت: او از بزرگان معتزله و ائمه‌ی این فرقه و مقدّم در علوم بوده است. (83) پژوهندگان جدید و خاورشناسان، امثال استین (Stein)، هورفیتز (Horvitz)، مکدونالد (D.B.Macdonald) و دی بور (Deboer) هم از وی ستایش کرده و او را بزرگ‌ترین متکلّم فیلسوف و از پیشوایان فلسفه‌ی اسلامی اصیل و نخستین واضع مذهب فلسفی شناسانده‌اند که بر پایه‌های منسجم استوار است. (84) شایسته‌ی ذکر است که با این همه برخی وی را امّی شناخته‌اند که نه خواندن می‌توانسته و نه نوشتن. (85) محمدعبدالهادی ابوریده پژوهنده‌ی مصری هم در جمله‌ی پایانی کتاب قایل تحسین خود به نام ابراهیم بن سیّار نظّام و آرائه الکلامیّه الفلسفیّه بدین نظر صائب رسیده است که: «نظّام به حق از اوائل متفّکرین متفلسفه در عالم اسلام به شمار می‌آید. (86)

ادب نظّام

سخن از بُعد ادبی نظّام از صلاحیّت نگارنده و حوصله‌ی این مقاله خارج است. خلیل گفت: «یا بُنَیّ نحن إلی التعلّم منک أحوج»: (ما به تعلیم از تو نیازمندتریم)، علوّ نبوغ و عظمت استعداد ادبی او آشکار شد. امّا از آنجا که شخصیت ادبی نظّام، همواره مورد توجه و موضوع گفت و گو اهل فضل بوده و این مقاله هم به نام وی نگارش یافته نمی‌توان به کلّی از آن صرف نظر کرد، لذا مناسب دیدم نخست، اظهارنظرهای برخی از اعلام اهل ادب را در این باره خاطرنشان کنم و پس از آن به اظهارنظر شخصی با استشهاد و استدلال بپردازم.
خطیب در تاریخ بغداد نوشته است: صیمری به من خبر داد و گفت: ابوعبیدالله مرزبانی گفت: ابراهیم را در مذهب ترقیق شعر و تدقیق معانی، مذهب و روش خاصی است که در آن کسی بر وی سبقت نگرفته است. او در این روش، راه متکلّمان مدقّق را پیموده است. (87) سید مرتضی جهت نشان دادن قدرت ادبی نظّام و حلاوت و انسجام سخنان وی به نقل پاره‌ای از سخنان او پرداخته؛ از جمله نوشته است: «قیل للنظّام ما الاختصار فقال: الذّی اختصاره فساد: (به نظّام گفته شد اختصار چیست؟ پاسخ داد آنچه اختصارش فساد آن است). باز از جاحظ نقل کرده که نظّام نام عبدالوهاب ثقفی را به زبان آورد و این عبارات ادیبانه را درباره‌ی وی انشاء کرد: «هو أحلی من أمن بعد خوفٍ و بُرء بعد سُقم و خِصبٍ بعد جَذبٍ و غنا بعد فقرٍ و طاعه المحبوب و فرج المکروب و من الوصل الدائم مع الشبابٌ النّاعم». (88)
مسعودی در مروج الذهب عبارات نظّام را که در مجلس یحیی برمکی در حضور عدّه‌ای از ادیبان و دانشوران عصر در توصیف عشق بالبداهه پدید آورده - که به راستی سند زنده و دلیل استوار دقت ذهن و قدرت تخیّل و خلاقیّت و مهارت ادبی اوست - به صورت ذیل نقل کرده است:
و قال النظّام: «أیّها الوزیر العشق إرقُ مِن السّراب، و أدبُّ مِن الشّرابِ، هو منه طینهٍ عَطرِه عجنت فی إناء الجلاله، حُلو المَجتنبی ما أقتصد فإذا أفرط عاد خَبَلا قاتلا، و فساداً مُعضلا، لا یُطمَع فی إصلاحه، له سُحابه غَزِیره تَهمِی علی القلوب، فَتُعشِب شَعَفاً، و تُثمر کلفاً و صربعُه دائم الَّلوعه، ضَیّق المتنفس، مُشارف الزمن، طویل الفکر، إذا أجَنَّه اللّیل أرِق، و إذا أوضحه النّهار قَلِق، صومه البَلوی و إفطاره الشّکوی. (89)
دکتر عبدالحکیم بلبع در کتاب ادب المعتزله خود مقام ادبی وی را چنین توصیف کرد: «فانظّام هنا أدیب رائق اللّفظ جیّد العباره، رشیق الأسلوب، بین معانیه و الفاظ ائتلافٌ و إنسجامٌ إنّه یستخدم جُملاً قصیرة ذات موسیقیّ و إن کان لا یؤثر فیه السّجع او الإزدواج وَ لکنّک تَحِنّ فیها بالهَدؤ و الرَّوعة و الجمال» (90)
احمد امین مصری در ضحی الاسلام او را آیتی در نبوغ شناخته و حدّت ذهن، صفای قریحه و غوص در معانی دقیق و تلاش وی را در ادای آن معانی با نیکوترین لفظ و زیباترین بیان ستوده و نوشته است: «کان النظّام آیة فی النّبوغ: حدّه ذهن، و صفاءِ قریحه، و استقلال فی التفکیر، و سعّة اطّلاع، و خوض علی المعانی الدقیقه و صیاغه لها فی أحسن لفظ و أجمل بیان». (91)
استاد محمدعبدالهادی ابوریده استاد ادبیات دانشگاه فؤاد اول مصر هم در کتاب سابق الذکر خود ادب و شعر او را ستوده و نوشته است: «و هو أدیبٌ حَسَنُ الخاطر، جیّد المعانی و شاعرٌ یُروی لَه شعرٌ تأخذ ملاحَتُه بالقلب و السّمع». (92)
به نظر می‌آید آنچه مذکور افتاد برای نشان دادن علوّ مقام ادبی نظّام و مقبولیّت آن در نزد پیشینیان و پسینیان کافی و بسنده باشد. امّا باید در نظر داشت که اشعار نظّام همچنان که از یک متکلّم و فیلسوف انتظار می‌رود به سبک و سیاق ادبی متعارف نیست، بلکه همان طور که خطیب اشاره کرد صبغه و رنگ فلسفی و کلامی دارد و با معانی و اصطلاحات فلسفی بسیار دقیق و عمیق درآمیخته و جوش خورده است؛ مثلاً:

یا تارکی جسداً بغیر فؤاد *** أسرفت فی الهجران و الأبعاد
إن کان یمنعک الزّیارة أعین *** فادخل معَلیّ بعلة العُوّاد
کیما أراک و تلک أعظم نعمةٍ *** ملَکت یداک بها منیع قیادٍ
إنّ العیون علی القلوب إذا جنت *** کانت بلیّتها علی الأجساد (93)

چنان که ملاحظه می‌شود او در این اشعار به عقیده‌ی فلسفی خود در خصوص انسان که او ترکیبی از جسد و روح است و جسد قالب روح است و روح علاقه به جسد دارد اشاره کرده و اصطلاح علت و جسد را که از اصطلاحات متداول متکلّمان است به کار گرفته است.
سَندوبی در کتاب ادب الجاحظ، ابیات ذیل را به نظّام نسبت داده است:

حُبّی لعمر و جوهر ثابت *** و حُبّه لی عرض زائل
به جهای السّتُ مشغولة *** و هو إلی غیری بها مائل (94)

اصطلاحات جوهر و عرض که از اصطلاحات شایع و رایج اهل کلام و فلسفه است در این ابیات مشاهده می‌شود.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن المرتضی، طبقات المعتزله، ص 47.
2. ابن شاکر، عیون التّواریخ، ص 171؛ بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 131؛ اسفراینی، التبصیر فی الدّین، ص 71.
3. سید مرتضی، الذریعه الی اصول شیعه، قسم اول، ص 187.
4. ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج 1، ص 67؛ ابن حزم، الفصل فی الملل و الأهواء والنّحل، ج 4، ص 193.
5. ابن نباته، سرح العیون فی شرح رسالة ابن زیدون، ص 229.
6. نک: بدوی، مذاهب الاسلامیین، ج 1، ص 200.
7. همان جا.
8. ابن حجر عسقلانی، همان جا.
9. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج 16، ص 470.
10. بروکلمن، تاریخ الأدب العربی، ج 4، ص 26.
11. macdonald, Development of Muslim Theology,. p. 140
12. ابن خلکان، وفیات الأعیان، ج 1، ص 203؛ همان، ج 4، ص 471؛ همان، ج 7، ص 275؛ همان، ص 98.
13. ابن نباته، همان جا؛ ابن حجر عسقلانی، همان جا؛ ابن المرتضی، همان، ص 49؛ خوانساری، روضات الجّنات، ج 1، ص 151؛ کعبی بلخی، «باب ذکر المعتزله من مقالات الاسلامیین»، ص 70.
14. ابوریده، ابراهیم بن سیّار نظّام، ص 50.
15. ابن نباته، همان، ص 227؛ ابن المرتضی، همان، ص 51.
16. سید مرتضی، الأمالی، ج 1، ص 134.
17. ابن شاکر، همان، ص 172.
18. جاحظ، الحیوان، 1958 م، ج 7، ص 165.
19. مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، ص 521؛ صفایی، هشام بن الحکم، ص 34.
20. همان، ص 131.
21. ابن نباته، همان جا.
22. جاحظ، همان، 1969 م، ج 4، ص 15.
23. همان، 1969 م،ج 3، ص 451.
24. همان، ج 3، ص 453؛ ابن نباته، همان، ص 229.
25. جاحظ، همان، 1969 م، ج 5، ص 85.
26. ابن المرتضی، المنیه و الأمل فی شرح کتاب الملل و النحل، ص 26.
27. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 6، ص 98-97.
28. مسعودی، ج 3، ص 381.
29. ابن مرتضی، طبقات المعتزله، ص 50.
30. خوانساری، همان، ج 1، ص 153.
31. ابن المرتضی، همان، ص 72.
32. بغدادی، همان، ص 151.
33. ابن المرتضی، همان جا.
34. شهرستانی، ملل و نحل، ج 1، ص 58.
35. ابن المرتضی، همان، ص 78.
36. همان جا.
37. همان جا.
38. اسفراینی، همان، ص 78.
39. ابن المرتضی، همان، ص 73، 76.
40. شهرستانی، همان، ج 1، ص 60.
41. همان، ج 1، ص 67.
42. ابن حزم، همان، ج 4، ص 197؛ شهرستانی، همان، ج 1، ص 59.
43. خیاط، الانتصار، ص 219.
44. بغدادی، همان، ص 277.
45. همان، ص 278.
46. شهرستانی، همان، ج 1، ص 62.
47. ابن المرتضی، همان، ص 71.
48. همان، ص 47.
49. همان، ص 71.
50. ابن حجر عسقلانی، همان جا.
51. خوانساری، همان‌جا.
52. ابن ندیم، الفهرست، ص 300-299.
53. اشعری، مقالات الاسلامیین، ج 2، ص 15.
54. همان، ج 2، ص 22.
55. همان جا.
56. بغدادی، همان، ص 137.
57. خیاط، همان، ص 49.
58. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 74.
59. خیاط، همان، ص 244.
60. ابن حزم، طوق الحمامه، ص 130، 283-282.
61. ابوریده، همان، ص 71، به نقل از: ابولفرج اصفهانی، الأغانی، ج 7، ص 151؛ همان، ج 20، ص 147؛ همان، ج 21، ص 152-151.
62. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج 7، ص 98.
63. ابوحیّان توحیدی، المقابسات، ص 54.
64. جاحظ، البیان و التبیین، ج 1، ص 91.
65. ابوریده، همان، ص 54.
66. ابن ندیم، همان، ص 336.
67. ابن المرتضی، همان، ص 50.
68. جاحظ، الحیوان، 1967 م،ج 6، ص 36.
69. ابن شاکر، همان، ص 172؛ ابن نباته، همان، ص 228.
70. خیاط، همان، ص 72.
71. همان، ص 74.
72. همان، ص 57.
73. شهرستانی، همان، ج 2، ص 55.
74. جاحظ، همان، 1969 م، ج 5، ص 46.
75. سوره‌ی جاثیه (45)، آیه‌ی 24؛ برای نمونه مراجعه شود به خیاط، همان، ص 53، 78-77.
76. ابن المرتضی، همان، ص 52.
77. همان جا؛ قاضی عبدالجبار، فضل الاعتزال و طبقات المعتزله، ص 265.
78. جاحظ، همان، 1940 م، ج 4، ص 206.
79. ابن‌المرتضی، همان جا؛ قاضی عبدالجبار، همان، ص 264.
80. همان جا.
81. ابن حزم، الفصل فی الملل و الأهواء والنحل، ج 4، ص 19.
82. خطیب بغدادی، همان، ج 4، ص 97.
83. نشار، نشأة الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج 1، ص 484، به نقل از: طاش کبری زاده، مفتاح السعادة، ج2، ص 49 (من در مفتاح السعادة نیافتم. مؤلّف).
84. نشار، همان جا.
85. ابن‌المرتضی، همان، ص 50.
86. همان، ص 179.
87. خطیب بغدادی، همان، ج 6، ص 97.
88. سید مرتضی، همان، ج 1، ص 133-132.
89. مسعودی، همان، ج 3، ص 381.
90. بلبع، ادب المعتزله إلی نهایة القرن الرّابع الهجری، ص 218.
91. امین، ضحی‌الاسلام، ج 3، ص 106.
92. همان، ص 14.
93. ابن شاکر، همان، ص 174.
94. سندوبی، ادب الجاحظ و فلسفه، ص 72.

منبع مقاله :
مجله‌ی علمی پژوهشی دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران، پاییز 1387 ش، شماره‌ی 187، دوره‌ی 59، ص 35-11

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

شیخ اشراق و عرفان دوره نخستیندر این مقاله، میزان اطلاع و تاثیرپذیری شیخ اشراق از عرفان و عارفان دوره نخستین، یعنی فلسفه ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزادفلسفهفَلسَفه خِرَددوستی مطالعهٔ مسائلی کلی و اساسی، دربارهٔ موضوعاتی همچون هستی، واقعیتتشنه لب سخنان بزرگان غیر مسلمان در باره امام …تشنه لب سخنان بزرگان غیر مسلمان در باره امام حسینع زندگی نامه سقراط ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزادسقراطسقراط به یونانی Σωκράτης فیلسوف بزرگ یونانی اهل آتن و از تأثیرگذارترین افراد بر اقلیدساقلیدساقلیدس پسر نوقطرس بن برنیقس، ریاضی دان، منجم و هندسه دان بزرگ تاریخ است که در سال قبیوگرافیدکتر جما مرادخانیان، نخستین زن متخصص زنان و زایمان ایران زایمانی بی درد جما معرفی‌ مفاخر و بزرگان شیعه۲۰ ملاصدرا فیلسوفی …معرفی‌ مفاخر و بزرگان شیعه۲۰ ملاصدرا فیلسوفی که ۷ بار پیاده به حج رفتماجرای پایگاه تخصصی سیاست بین الملل ‌ ادموند برک، فیلسوف و نظریه ‌پرداز قرن هجدهم اروپاست که به عنوان یک سیاستمدار انگلیسی برای فرزندان خود چه نامی بگذاریمقالَ رَسول الله ص اِنَّ اَوَّلَ مایَنحَلُ اَحَدُکَم وَلَدهُ الاسِمُ الحَسَن اس ام اس برای همهروزانه با جدیدترین و برترین اس ام اس ها و مطالب و عکس های جالب و دیدنی فلسفه ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد فلسفه فَلسَفه خِرَددوستی مطالعهٔ مسائلی کلی و اساسی، دربارهٔ موضوعاتی همچون هستی، واقعیت شیخ اشراق و عرفان دوره نخستین در این مقاله، میزان اطلاع و تاثیرپذیری شیخ اشراق از عرفان و عارفان دوره نخستین، یعنی از تشنه لب سخنان بزرگان غیر مسلمان در باره امام حسینع تشنه لب سخنان بزرگان غیر مسلمان در باره امام حسینع زندگی نامه امام حسین سقراط ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد سقراط سقراط به یونانی Σωκράτης فیلسوف بزرگ یونانی اهل آتن و از تأثیرگذارترین افراد بر فلسفهٔ بیوگرافی دکتر جما مرادخانیان، نخستین زن متخصص زنان و زایمان ایران زایمانی بی درد جما مرادخانیان معرفی‌ مفاخر و بزرگان شیعه۲۰ «ملاصدرا» فیلسوفی که ۷ بار معرفی‌ مفاخر و بزرگان شیعه۲۰ «ملاصدرا» فیلسوفی که ۷ بار پیاده به حج رفتماجرای مکاشفه در قم پایگاه تخصصی سیاست بین الملل ‌ ادموند برک، فیلسوف و نظریه ‌پرداز قرن هجدهم اروپاست که به عنوان یک سیاستمدار انگلیسی معروف برای فرزندان خود چه نامی بگذاریم قالَ رَسول الله ص اِنَّ اَوَّلَ مایَنحَلُ اَحَدُکَم وَلَدهُ الاسِمُ الحَسَن پیامبر اکرم چنین گفت کوروش کبیر چنین گفت کوروش کبیر وبلاگ سینوهه پیام اور مظاهر اندیشه و رنسانس ایران کشتن فکر ادمی جنایت دینی و فلسفه سوالات درس به درس فلسفه سوم دبیرستان رشته ادبیات دینی و فلسفه سوالات درس به درس فلسفه سوم دبیرستان رشته ادبیات علمی ، آموزشی ، مذهبی


ادامه مطلب ...

نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد

[ad_1]

نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد

دانش > دانش - همشهری آنلاین:
نخستین پهباد خورشیدی کشور، در غرفه پارک علم و فناوری خوزستان در هفدهمین نمایشگاه ملی دستاوردهای پژوهشی، فناوری و فن بازار رونمایی شد.

به گزارش ایسنا، دکتر بابک مختاری رئیس پارک علم و فناوری خوزستان در حاشیه این مراسم، اظهار کرد: اولین پهپاد خورشیدی کشور که توسط یکی از شرکت‌های مستقر در پارک علم و فناوری خوزستان ساخته شده بود در هفدهمین نمایشگاه ملی دستاوردهای پژوهشی با حضور دکتر خسرو پیری مدیرکل برنامه‌ریزی امور فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری رونمایی شد.

وی با اشاره به مشخصات این پهپاد، گفت: در این فناوری مدت زمان پرواز با استفاده از پنل‌های خورشیدی بسیار افزایش یافته و سیستم کنترلی شامل خلبان خودکار (autopilot)، کنترل به وسیله تلفن همراه و همچنین به‌صورت دستی است.

رئیس پارک علم و فناوری خوزستان تصریح کرد: این پهباد در حوزه‌های مختلف بازرسی و به‌خصوص خطوط لوله انتقال نفت و گاز در شرایط مختلف جغرافیایی و جوی، نقشه‌برداری، اکتشاف، بازدید از سدها، مرزبانی زمینی و دریایی، هواشناسی، مانور و تنظیم گزارش تصویری از مناطق صعب‌العبور و حتی کنترل محیط‌زیست گیاهی و جانوری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مختاری، مزیت‌های این سیستم را شامل زمان پرواز بسیار بالا، هدایت به وسیله دستی و خلبان خودکار عنوان کرد و افزود: این پهپاد می‌تواند در عملیات کنترل و پایش خودکار خطوط انتقال نیرو و انرژی جهت نشت‌یابی، جلوگیری از هدررفت و ارائه کلیه خدمات تخصصی سنجش از راه دور مورد استفاده قرار گیرد.

وی خاطرنشان کرد: همچنین این پهپاد در نقشه‌برداری هوایی برای تهیه تصاویر ارتوموزائیک با قدرت تفکیک زمینی 5 سانتی متر مناسب جهت تهیه نقشه و تهیه مدل‌های مختلف ارتفاعی و ارائه منحنی طراز کاربرد دارد.

رئیس پارک علم و فناوری خوزستان افزود: در بخش اکتشاف و مدیریت معادن نیز کاربرد این پهپاد در شناسایی هوایی معادن و بررسی مسیر پیشروی معدن، محاسبه حجم برداشت معدن و غلظت‌سنجی عمق زمین است.

مختاری گفت: همچنین در اسکن سه‌بعدی می‌توان از این پهپاد برای سه‌بعدی‌سازی رقومی عوارض طبیعی، ساختمان‌ها و شهرها به‌صورت رقومی با قابلیت اندازه‌گیری دقیق تمام فواصل، سطوح و احجام استفاده کرد.

وی تصویربرداری هوایی، عکسبرداری و فیلمبرداری هوایی از فعالیت‌ها و پروژه‌ها جهت مستندسازی و همکاری با فیلم‌سازان و شرکت‌های تبلیغاتی و حوزه مدیریت بحران به منظور ارزیابی هوایی بلایای طبیعی و ارائه خدمات امدادی به‌صورت هوایی جهت مدیریت بحران‌های زیست‌محیطی را از دیگر کاربردهای این پهباد برشمرد.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه برداری هوایی آکاایران نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه برداری هوایی هوایی رونمایی شد پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شدنخستین پهباد خورشیدی کشور، عصر روز گذشته در غرفه پارک علم و فناوری خوزستان در هفدهمین نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه برداری هوایی فن بازار رونمایی شد نخستین نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری و فناوری رونمایی شد وی با پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شدپهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد پهپاد خورشیدی کشور که نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی نخستینپهپادخورشیدینخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد همشهری پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد نخستین پهپاد خورشیدی کشور با نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه برداری هوایی نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه برداری هوایی رونمایی شد نخستین پهباد پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شدپهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد نخستین پهباد خورشیدی کشور نخستین پهپاد خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی … خورشیدی کشور با قابلیت نقشه‌برداری هوایی رونمایی شد پهپاد در نقشه‌برداری جنگ افزار آرشیو انجمن های غول پیکرترین بمب هدایت شونده جهان برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا


ادامه مطلب ...

دانشگاه شریف نخستین دانشگاه ایران در رنگینگ

[ad_1]
خبرگزاری ایسنا: دانشگاه صنعتی شریف در بین ۱۱ دانشگاهی که در رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان توسط موسسه بین‌المللی یو.اس.نیوز و ورلد رپورت در سال 2017 امتیاز کسب کرده‌اند، با امتیاز جهانی ۵۳.۴ رتبه اول کشوری را به خود اختصاص داده است.

به نقل از روابط عمومی دانشگاه شریف، دکتر دهقانی، بنیانگذار پایگاه استنادی علوم جهان اسلام نتایج رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان توسط موسسه بین‌المللی یو.اس‌.نیوز و ورلد رپورت برای سال ۲۰۱۷ میلادی را اعلام کرد.

براساس این رتبه‌بندی تعداد ۱۱ دانشگاه از دانشگاه‌های ایران در بین بهترین دانشگاه‌های جهان قرار دارند که در این میان دانشگاه صنعتی شریف با امتیاز جهانی ۵۳.۴ رتبه اول کشوری را به خود اختصاص داده است.

بر اساس این سطح‌بندی رتبه‌های دوم و سوم نیز با امتیاز جهانی ۵۱.۸ و ۴۶.۹ به ترتیب به دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی اصفهان تعلق دارد.

دانشگاه صنعتی امیرکبیر با امتیاز جهانی ۴۷.۱ رتبه چهارم است و بعد از آن دانشگاه آزاد اسلامی کرج با امتیاز جهانی۴۶.۳ قرار دارد. رتبه‌های ششم تا یازدهم نیز به ترتیب با امتیاز جهانی ۴۳.۲، ۴۲.۵، ۴۲.۱، ۴۱.۴، ۳۹.۹ و ۳۶.۵ در اختیار دانشگاه‌های علم و صنعت، علوم پزشکی تهران، تربیت مدرس، تبریز، فردوسی مشهد و علوم پزشکی شهید بهشتی است.

در این رتبه‌بندی هزار دانشگاه برتر جهان معرفی شده است که براین اساس رتبه‌های دانشگاه‌های صنعتی شریف ۴۰۵، تهران ۴۴۵، صنعتی اصفهان ۵۲۳، صنعتی امیرکبیر ۶۰۱، آزاد اسلامی کرج ۶۲۹، علم و صنعت ایران ۷۲۴، پزشکی تهران ۷۴۵، تربیت مدرس ۷۵۷، تبریز ۷۷۷، فردوسی مشهد ۸۲۰ و پزشکی شهید بهشتی ۹۱۱ است.

همچنین رتبه دانشگاه هاروارد با امتیاز جهانی ۱۰۰ اول است و دانشگاه‌های ام آی تی، استنفورد، برکلی، کالتک، آکسفورد، کمبریج، کلمبیا و یوسی‌ال نیز به ترتیب دوم تا دهم اعلام شده است.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

دانشگاه شریف نخستین دانشگاه ایران در رنگینگ دانشگاه شریف نخستین دانشگاه ایران در رنگینگ


ادامه مطلب ...

قیمت و مشخصات نخستین موبایل اندرویدی شرکت نوکیا

[ad_1]

 

کد مطلب: 424515

قیمت و مشخصات نخستین موبایل اندرویدی شرکت نوکیا

بخش دانش و فناوری الف،25 آذر95

شاید قیمت پایین این گوشی که قرار است سال آینده وارد بازار شود عاملی برای فروش بیشتر این گوشی شود.

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۵

 باشگاه خبرنگاران جوان؛ شرکت نوکیا قصد دارد با همکاری HMD Global نخستین مدل از تلفن های هوشمند اندرویدی خود را در نیمه اول سال 2017 رونمایی کند. بر اساس شایعات منتشر شده نام این گوشی Nokia D1C نام دارد که قرار است در همایش جهانی تلفن همراه (MWC) عرضه شود.

گفته می شود این گوشی در دو مدل با حافظه داخلی 2GB با قیمت تنها 150 دلار و مدل دیگر با حافظه داخلی 3GB با قیمت 200 دلار تولید خواهد شد. بر اساس شایعات اولیه این گوشی اندرویدی نوکیا مجهز به پردازنده اسنپدراگون 430 از نوع کوالکام است.

همچنین این گوشی دارای  آخرین نسخه اندروید یعنی  7.0 نوقا و صفحه نمایش 5 اینچی از نوع فول اچ دی است. هر دو مدل دارای حافظه داخلی 16GB هستند. گفته می شود دوربین جلوی آنها 13 مگاپیکسلی و دوربین عقب آنها 8 مگاپیکسلی خواهد بود.

 

کلمات کلیدی : دانش و فناوری+نوکیا

 

نظراتی که به تعمیق و گسترش بحث کمک کنند، پس از مدت کوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت دیگر بینندگان قرار می گیرد. نظرات حاوی توهین، افترا، تهمت و نیش به دیگران منتشر نمی شود.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

نرخ ارز قیمت طلا و سکه قیمت آهن آلات قیمت موبایل قیمت دلارنرخ ارزقیمت دلارقیمت طلاقیمت سکهقیمت آهنقیمت آهن آلاتقیمت ارزارزطلا بهترین گوشی های ارزشمند در برابر قیمت در بازار …بهترین گوشی های ارزشمند در برابر قیمت در بازار جهانی قیمت و مشخصات ۲۱ دیدگاه قیمت و مشخصات کامل گلکسی نوت لو رفت گجت …قیمت و مشخصات کامل گلکسی نوت لو رفت ۳۵ دیدگاه ارسال شده توسط عرفان انبار ۲۳ مرداد فهرست بررسی های تخصصی تبلت ها مرجع موبایل …ساخت تبلت‌ با کارکردی مشابه گوشی موبایل، با مشخصات راضی کننده و قیمت ایده‌آل یکی از با بهترین خودروهای شاسی بلند بازار آشنا شوید عکس و قیمت اخیرا کراس‌اورها یکی از عمومی‌ترین جایگزین‌ها برای های معمول بوده‌اندپول نیوز در همه جای جهان میزان درآمد یک فعالیت اقتصادی مهمترین علامت؟ شکل گرفته در ذهن مخاطب ترفندهای موبایل، دنیای موبایل، تبلت،ترفند موبایل دنیای موبایل ،دنیای موبایل و کامپیوتر،دنیای موبایل و تبلت،دنیای موبایل،دنیای برای اولین بار در ایران، فروش نیسان جوک آغاز شد قیمت شرکت جهان نوین آریا که این روزها به عنوان نماینده فروش و خدمات پس از فروش نیسان در دانلود نرم افزار موبایل تبدیل …با نرم افزار کاربردی و قدرتمند گوشی خود را به یک موس و کیبورد بی سیم تبدیل ایستنا گوشیبا عضویت در خبرنامه پیامکی آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایستنا به طور نرخ ارز قیمت طلا و سکه قیمت آهن آلات قیمت موبایل قیمت قیمت دلارنرخ ارزقیمت دلارقیمت طلاقیمت سکهقیمت آهنقیمت آهن آلاتقیمت ارزارزطلاقیمت بهترین گوشی های ارزشمند در برابر قیمت در بازار جهانی قیمت بهترین گوشی های ارزشمند در برابر قیمت در بازار جهانی قیمت و مشخصات ۲۱ دیدگاه ارسال شده قیمت و مشخصات کامل گلکسی نوت لو رفت گجت نیوز قیمت و مشخصات کامل گلکسی نوت لو رفت ۳۵ دیدگاه ارسال شده توسط عرفان انبار ۲۳ مرداد ۹۳ ساعت فهرست بررسی های تخصصی تبلت ها مرجع موبایل ایران ساخت تبلت‌ با کارکردی مشابه گوشی موبایل، با مشخصات راضی کننده و قیمت ایده‌آل یکی از تخصص عکس و قیمت اخیرا کراس‌اورها یکی از عمومی‌ترین جایگزین‌ها برای های معمول بوده‌اند پول نیوز در همه جای جهان میزان درآمد یک فعالیت اقتصادی مهمترین علامت؟ شکل گرفته در ذهن مخاطب خواهد ترفندهای موبایل، دنیای موبایل، تبلت،ترفند موبایل کامپیوتر دنیای موبایل ،دنیای موبایل و کامپیوتر،دنیای موبایل و تبلت،دنیای موبایل،دنیای موبایل برای اولین بار در ایران، فروش «نیسان جوک» آغاز شد قیمت شبکه شرکت جهان نوین آریا که این روزها به عنوان نماینده فروش و خدمات پس از فروش نیسان در بازار دانلود نرم افزار موبایل تبدیل گوشی به موس با نرم افزار کاربردی و قدرتمند گوشی خود را به یک موس و کیبورد بی سیم تبدیل کنید ایستنا گوشی با عضویت در خبرنامه پیامکی آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایستنا به طور روزانه


ادامه مطلب ...

نخستین موبایل اندرویدی نوکیا، ارزان تر از آن است که فکر می‌کنید

[ad_1]

به گزارش جام‌جم آنلاین به نقل از دیجیا‌تو، همانطور که می‌دانید کمپانی نوکیا حقوق تجاری خود را برای مدت ده سال به شرکت HMD Global واگذار نموده و حالا قصد دارد به صورت مستقل (خارج از مجموعه مایکروسافت) بازگشتی شکوهمندانه در سال 2017 به عرصه تلفن های هوشمند داشته باشد.

نخستین مدل موبایل‌های اندرویدی نوکیا که در نیمه اول سال 2017 معرفی خواهند شد، D1C نام دارد و پیش تر گفته شد که احتمالاً در دو مدل مختلف عرضه می شوند که البته فقط از نظر ابعاد و مقدار رم با یکدیگر تفاوت دارند.

حالا برخی از منابع گزارش می دهند مدل ضعیف تر این موبایل که از نمایشگری 5 اینچی با رزولوشن 1080p و 2 گیگابایت رم برخوردار بوده، تنها 150 دلار قیمت دارد.

از طرفی مدل گرانتر هم که 3 گیگابایت رم و نمایشگری 5.5 اینچی با رزولوشن مشابه ارائه می کند، فقط 200 دلار قیمت دارد.

سایر مشخصات احتمالی موبایل جدید اندرویدی نوکیا، بهره مندی از چیپست اسنپدراگون 430 با فرکانس پردازشی 1.4 گیگاهرتز، 16 گیگابایت حافظه داخلی، دوربین اصلی 13 مگاپیکسلی و دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی و البته سیستم عامل اندروید 7.0 را بازگو می کنند.

پیش بینی می شود نخستین خانواده تلفن های هوشمند اندرویدی نوکیا با همکاری HMD Global در جریان کنگره جهانی موبایل در اسفند ماه رونمایی و معرفی گردند.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

ترفندهای موبایل، دنیای موبایل، تبلت،ترفند موبایل نشانه هایی که حکایت از هک شدن کامپیوتر شما دارد پاک شدن خودکار پیام ها در اینستاگرامشبکهپدیده‎ای به نام کلاود، موضوعی است که این روزها همه درباره آن صحبت می‎کنند یکی از قسمت دوم فیلم ددپول در راه است؛ کمپانی فاکس به فکر …قسمتدومفیلمددپولدرراهشاید برای بسیاری از علاقه‌مندان به فیلم ددپول جالب باشد که بدانند به‌زودی قرار است پول نیوز مانند بسیار از پروژه های قبلی منصوری، این بار هم رنگ مشکی برای پروژه انتخاب شده است نکته در مورد گلکسی آلفا که باید بدانید گجت …آلفا بزرگ Αکوچک α به یونانی Αλφα اولین حرف الفبای یونانی استدر سیستم شمارش مجله اینترنتی کمونهسرگرمیسلامتورزشسبک …هیچ گاه مگذار آن چه را که نمی توانی انجام دهی مانع انجام کارهایی شود که توانایی انجام الف بهترین گوشی‌های هوشمند بازار با قیمت زیر ۶۰۰ …بهترین گوشی‌های هوشمند بازار با قیمت زیر ۶۰۰ هزار تومانموتور جستجوی قطره نوع خودرو قیمت کارخانه قیمت بازار تیپ مقایسه سامسونگ گلکسی نوت، ال‌جی و هواوی …سامسونگ گلکسی نوت امتیاز مجموع امتیاز ال جی جی امتیاز مجموع امتیاز هواوی آخرین قیمت محصولات ایران خودرو جدول صبحانه …این شرکت یکی از مهم‌ترین شرکت های خودروسازی ایرانی است، که انواع خودروهای سبک و ترفندهای موبایل، دنیای موبایل، تبلت،ترفند موبایل کامپیوتر دنیای موبایل ،دنیای موبایل و کامپیوتر،دنیای موبایل و تبلت،دنیای موبایل،دنیای موبایل شبکه پدیده‎ای به نام کلاود، موضوعی است که این روزها همه درباره آن صحبت می‎کنند یکی از مزایای قسمت دوم فیلم ددپول در راه است؛ کمپانی فاکس به فکر تسخیر قسمتدومفیلمددپول شاید برای بسیاری از علاقه‌مندان به فیلم ددپول جالب باشد که بدانند به زودی قرار است قسمت دوم پول نیوز مانند بسیار از پروژه های قبلی منصوری، این بار هم رنگ مشکی برای پروژه انتخاب شده است نکته در مورد گلکسی آلفا که باید بدانید گجت نیوز آلفا بزرگ Αکوچک α به یونانی Αλφα اولین حرف الفبای یونانی استدر سیستم شمارش یونانی مجله اینترنتی کمونهسرگرمیسلامتورزشسبک زندگیگردشگریمددانلود هیچ گاه مگذار آن چه را که نمی توانی انجام دهی مانع انجام کارهایی شود که توانایی انجام آنها الف بهترین گوشی‌های هوشمند بازار با قیمت زیر ۶۰۰ هزار تومان بهترین گوشی‌های هوشمند بازار با قیمت زیر ۶۰۰ هزار تومان موتور جستجوی قطره نوع خودرو قیمت کارخانه قیمت بازار تیپ دوگانه سوز مقایسه سامسونگ گلکسی نوت، ال‌جی و هواوی سه هرکول مقایسه سامسونگ گلکسی نوت، ال‌جی و هواوی سه هرکول اندروید آبان ۱۶ام ۱۳۹۳ مجتبی آخرین قیمت محصولات ایران خودرو جدول صبحانه آنلاین این شرکت یکی از مهم‌ترین شرکت های خودروسازی ایرانی است، که انواع خودروهای سبک و سنگین را با


ادامه مطلب ...

ورود بانوان به رقابت های بین المللی قرآن ایران برای نخستین بار

[ad_1]

گروه مسابقات: رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف در مراسم افتتاحیه دهمین دوره ارزیابی قاریان و حافظان قرآن کریم از اضافه شدن چند رقابت بین المللی به مسابقات بین المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران خبر داد و گفت: یکی از این رقابت ها در بین بانوان برگزار می شود.

بخش قرآن تبیان

بانوان در رقابت قرآنی

تبیان به نقل از گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، دهمین دوره ارزیابی قاریان و حافظان اعزامی به مسابقات بین المللی قرآن کریم صبح امروز، 17 آذرماه با حضور شرکت کنندگان و داوران این دوره در مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه برگزار شد.
بر اساس این گزارش در ابتدای این مراسم و قبل از شروع دوره، حجت الاسلام والمسلمین سیدمصطفی حسینی، رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه طی سخنانی گفت: بر اساس مطالعات کمیته فنی ستاد عالی مسابقات جمهوری اسلامی ایران نحوه انتخاب و معرفی نفرات اعزامی به مسابقات بین المللی قرآن از سال گذشته تغییر کرد.

روند تکاملی شیوه انتخاب نمایندگان ایران در مسابقات بین المللی قرآن

وی با اشاره به رو به تکامل بودن این روند،  افزود: چند ماه قبل نشستی با حضور اساتید برگزار شد و در آن به یک رویه جدید رسیدیم که با استفاده از آن در مسابقات کشوری بر اساس یک معدل ثابت تلاوت ها مورد ارزیابی قرار بگیرد که این معدل ثابت توسط کمیته فنی و  هیئت داوران مشخص شد. بر همین اساس ممکن است میانگین و معدل تلاوت ها در یک سال 92 و در سال دیگر 90 یا 93 باشد. تا پیش از آن داوران نگران بودند که نمی توان میانگین تلاوت ها را برای مدت طولانی یک عدد ثابت در نظر بگیرند.
رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه خاطرنشان کرد: یکی از موضوعاتی که از سال گذشته مورد توجه قرار گرفته است این است که نمایندگان اعزامی ایران به مسابقات بین المللی قرآن بر اساس توانمندی قاریان و نیز ملاک ها و نیازهای کشوری که همان رقابت را برگزار می کند، انتخاب شود. اینکه صرفاً مسابقات کشوری را ملاک قرار دهیم و نفرات خاص را به مسابقات خاص اعزام کنیم با واقعیت موجود تطبیق ندارد.
حسینی با اشاره به اینکه در زمینه مسابقات قرآن به یک سازمان جهانی دست نیافته ایم، گفت: به همین دلیل هر کدام از کشورها بر اساس سازوکاری که خود تعیین می کنند اقدام به برگزاری مسابقات می کنند. موضوعی دیگری که مرکز به آن پرداخته است برگزاری نشست های تخصصی و موضوعی در مورد مسابقات بین المللی قرآن در کشورهای مختلف است.
وی با اذعان به اینکه در هفته آینده مسابقات قرآن کشورهای کویت، امارات و اردن مورد بررسی تخصصی قرار خواهد گرفت،  گفت: در این نشست ها مشخص خواهد شد که افراد اعزامی و نمایندگان ایران در این مسابقات باید چه ملاحظاتی را انجام دهند.

نتایج مسابقات در برخی کشورها سلیقه ای است

حسینی در ادامه این بخش  از صحبت های خود به حضور «حنانه خلفی» در مساببقات بین المللی قرآن کشور امارات اشاره و بیان کرد: با وجود فشارها اما شاهد درخشش این حافظ نوجوان در رقابت های امارات بودیم و این درخشش به گونه ای بود که مجبور شدند اسم نماینده ایران را جزء افراد تجلیل شونده اعلام کنند. بنابراین زمانی که نماینده ایران در مسابقات خوش بدرخشد نمی توانند پاسخ افکار عمومی را بدهند و با آن مقابله کنند.
ورود بانوان به رقابت  های بین المللی قرآن ایران برای نخستین بار
وی با تأکید بر اینکه تأثیرگذاری نماینده ایران در مسابقات بین المللی قرآن کشور امارات بسیار بیشتر از نفر اول آن رقابت بود، گفت: نمایندگان ایران در مسابقات بین المللی قرآن سفیران ایران اسلامی در همان رقابت ها هستند و عملکرد و رفتارها و حرکاتشان بسیار مهم است و زیر ذره بین هستند.
رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه در بخش دیگری از صحبت های خود به برگزاری مسابقات قرآن ویژه دانش آموزان توسط وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: با برگزاری مسابقات کشوری دانش آموزی از سال آینده شاهد برگزاری رقابت های بین المللی دانش آموزان بعد از دو دهه تعطیلی خواهیم بود.

ورود بانوان به رقابت  های بین المللی قرآن ایران برای نخستین بار

حسینی در پایان به تجربه خوب مسابقات بین المللی قرآن روشندلان در دوره گذشته اشاره و اظهار کرد: بر همین اساس در دوره آینده مسابقات بین المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران علاوه بر رقابت های بزرگسالان و دانش آموزان شاهد برگزاری مسابقات رشته حفظ کل در بخش بانوان و نیز مسابقات طلاب حوزه های علمیه و البته روشندلان خواهیم بود که رقابت های مربوط به طلاب در استان قم برگزار می شود تا به این ترتیب در دوره آینده شاهد چهار رقابت بین المللی به صورت همزمان باشیم. به این ترتیب می توان گفت یک المپیاد قرآنی بین المللی در حال شکل گیری است.

تأکید بر فعالیت در حوزه آموزش عمومی قرآن

در بخش دیگری از این مراسم محمدرضا مسیب زاده،  مدیرکل قرآن و عترت وزارت آموزش و پرورش نیز طی سخنانی با تأکید بر اینکه در آموزش و پرورش دنبال کار حرفه ای نیستیم،  گفت: آموزش و پرورش به دنبال کار عمومی قرآن کریم برای دانش آموزان است و اگر قرار است کاری انجام دهیم باید برای 13 میلیون دانش آموز کشور باشد.
وی با اشاره به اینکه فعالیت  حرفه ای قرآن بسیار ارزشمند است اما آموزش و پرورش قصد ورود به آن را ندارد، افزود: تلاش ما این است که این اتفاق را برای همه ایجاد کنیم،  ما به دنبال توسعه مشارکت هستیم و این موضوع باید کار اصلی و دغدغه اصلی دستگاه های قرآنی شود.
مسیب زاده در ادامه به ابراز رضایت اساتید قرآنی از برگزاری مسابقات قرآن شکوفه ها در سال جاری اشاره کرد و گفت: امسال حدود 160 نفر از اساتید قرآنی کشورمان در فعالیت ها و برنامه های قرآنی وزارت آموزش و پرورش مشارکت داشتند.

حضور 20 دانش آموز در دوره ارزیابی

مدیرکل قرآن و عترت وزارت آموزش و پرورش بیان کرد: در دهمین دوره ارزیابی قاریان و حافظان اعزامی به مسابقات بین المللی قرآن کریم 20 نفر از برگزیدگان کشوری دانش آموزان حضور دارند. از این افراد بدیهی است که وقتی بحث رقابت پیش  می آید تنها تعداد محدودی موفق شوند،  این نباید باعث ناراحتی سایر افراد شود چرا که در یک فضای رقابتی تنها عده معدودی موفق می شوند و این به معنای این نیست که سایر افراد توان موفقیت را ندارند.
یادآور می شود، دهمین دوره ارزیابی قاریان و حافظان اعزامی به مسابقات بین المللی قرآن از صبح امروز، 17 آذرماه آغاز و تا روز جمعه 19 همین ماه ادامه دارد.
همچنین باید یادآور شد که در دومین دوره مسابقات بین المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران که به صورت کامل جا نیفتاده بود و دوران شکل گیری خود را سپری می کرد شاهد حضور شرکت کنندگانی در بخش بانوان بودیم که البته رقابت خود را با آقایان برگزار می کردند.


منبع:
ایکنا

 

تالیف تفسیر «تنعیم» در 14 جلد

تالیف تفسیر «تنعیم» در 14 جلد

قضاوت 19 داور در یازدهمین جشنواره قرآنی مدهامتان

قضاوت 19 داور در یازدهمین جشنواره قرآنی مدهامتان

ویژه برنامه های امروز رادیو قرآن

ویژه برنامه های امروز رادیو قرآن

حضور 500 هزار نفری کارکنان دولت در آزمون قرآنی

حضور 500 هزار نفری کارکنان دولت در آزمون قرآنی


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

پارسی نیوزپایگاه بزرگ و پیشرفته خبری خبرگزاری فارس تغییر واحد پولی از ریال به تومان بازی پول نیوز مانند بسیار از پروژه های قبلی منصوری، این بار هم رنگ مشکی برای پروژه انتخاب شده استعصر ایران رییس بانک مرکزی تبدیل پول ایران به تومان جای نگرانی ندارد امکان استفاده از اسکناس خبرگزاری فارس صفحه اصلی تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های امروز کشور کوچک‌نمایی حقوق‌های نجومی اعتماد جامعه را نکاتی برای تلاوت قرآن در این باره مولای متقیان امام علیعلیه السلام می فرماید به قرآن توجه داشته باشید تیترنو آخرین اخبار خبرگزاری ها و سایت های خبری …آنچه در برجام به نتیجه رسید برای همه خوب و در عین حال آموزنده است ایسنا ایسنا آنچه در بهترین ترجمه قرآن در سال اخیرسیری در ترجمه های …یکی از کارهای ارزنده مرکز فرهنگ و معارف قرآن تدوین نخستین تفسیر قرآن با روش ترکیبی استفروشگاه اینترنتی مد خودرو اخبار اطلاعات خدماتفروشگاه اینترنتی، خدمات طراحی سایت، سئو، خرید هاست، دامین، شارژ، اخبار، اطلاعات اخباراخبارروزاخبار روزاخبار مهم روزاخبار مهم امروز این متخصص اورولوژی با اشاره به زمان مناسب بین هر بار دفع ادرار گفت انسان‌های سالم هر ۵۰ اظهار نظر جالب و مهم چهره های جهان درباره ایرانرئیس‌جمهور سوئیس هیچ مشکل سیاسی بین ایران و سوئیس نمی‌بینم افزایش فعالیت برخی بانک پارسی نیوز پایگاه بزرگ و پیشرفته خبری «خبرگزاری فارس» تغییر واحد پولی از ریال به تومان بازی سرگرم پول نیوز مانند بسیار از پروژه های قبلی منصوری، این بار هم رنگ مشکی برای پروژه انتخاب شده است عصر ایران نان‌ها ویتامینی می‌شوند بزرگ ترین پیتزا تلفنی دنیا به ایران می آید علی لاریجانیحساب ها خبرگزاری فارس صفحه اصلی کسی که به آبرو و حیثیت خود بخل می‏ورزد و نخواهد که آن را از دست دهد باید ستیزه را ترک نماید نکاتی برای تلاوت قرآن در این باره مولای متقیان امام علیعلیه السلام می فرماید «به قرآن توجه داشته باشید، مبادا تیترنو آخرین اخبار خبرگزاری ها و سایت های خبری فارسی زبان آنچه در برجام به نتیجه رسید برای همه خوب و در عین حال آموزنده است ایسنا ایسنا آنچه در برجام بهترین ترجمه قرآن در سال اخیرسیری در ترجمه های فارسی قران یکی از کارهای ارزنده مرکز فرهنگ و معارف قرآن تدوین نخستین تفسیر قرآن با روش ترکیبی است فروشگاه اینترنتی مد خودرو اخبار اطلاعات خدمات فروشگاه اینترنتی، خدمات طراحی سایت، سئو، خرید هاست، دامین، شارژ، اخبار، اطلاعات اخباراخبارروزاخبار روزاخبار مهم روزاخبار مهم امروزاخبار این متخصص اورولوژی با اشاره به زمان مناسب بین هر بار دفع ادرار گفت انسان‌های سالم هر ۳ ساعت


ادامه مطلب ...

نخستین خون مصنوعی؛ پایان دوران اهدای خون

جام جم سرا: این پژوهش قرار است در سال ۲۰۱۶ انجام شود می تواند راه را برای ساخت خون در مقیاس صنعتی هموار سازد؛ پیشرفتی که می تواند جایگزین خون اهدایی شود.
به نقل از مهر، "مارک ترنر" مدیر پزشکی در خدمات ملی انتقال خون اسکاتلند و مجری این طرح پنج میلیون پوندی در دانشگاه اندینبورگ می گوید: برای نخستین بار گلبول‌های قرمز خونی را ساخته ایم که سازگار با بدن انسان است. پیش از این، چنین خونی نداشتیم.

این کارآزمایی بر روی سه بیمار مبتلای تالاسمی انجام خواهد شد. این بیماران در ابتدا حدود پنج میلی لیتر خون دریافت می کنند تا مشخص شود آیا این سلول‌ها در بدن انسان نیز رفتار طبیعی دارند یا خیر.
ترنر تاکید دارد: مردم نباید فکر کنند این آزمایش، پایانی بر اهدای خون است چرا که ۲۰ سال طول خواهد کشید که خون مصنوعی بتواند طبیعی و عادی جلوه کند.
ترنر سالها از عمر خود را صرف اصلاح روشی برای رشد گلبول‌های قرمز بالغ از سلول‌های بنیادی پرتوان القایی (ایپس) کرده است. این سلول‌های پرتوان القایی از برنامه ریزی دوباره و ژنتیکی سلولهای پوستی یا خونی بزرگسال به سلول‌های شبه بنیادی برنامه ریزی به دست آمده اند.
این سلولهای «ایپس» در شرایط زیست شیمیایی مشابه شرایط بدن که گذار آنها به سوی گلبول‌های قرمز خونی بالغ هموار می سازد کشت داده شدند.

این گروه، در حال حاضر به اثر بخشی ۴۰ – ۵۰ درصدی در تبدیل سلول‌های اولیه به گلبول‌های قرمز خونی دست یافته اند.
در این روش می توان با استفاده از روش‌های استاندارد جداسازی خون مانند سانتریفیوژ، سلول‌های قابل استفاده را از گلبول‌های نارس و سلول‌های ایپس باقی مانده جدا کنند.


ادامه مطلب ...

نخستین قبر بهشت زهرا از آن کیست؟

جام جم سرا:
بهشت زهرا که اکنون معروف‌ترین مدفن اموات و درگذشتگان تهران است در تاریخ ۲۵ تیر ماه ۱۳۴۹ افتتاح شد و محمدتقی خیال که در قطعه یک، ردیف یک، قبر شماره یک را به خود اختصاص داده به عنوان اولین مرد آرام گرفته در این آرامستان به تاریخ ۲۷ تیرماه ۱۳۴۹ فوت کرده است.
گفتنی است اولین بانوی دفن شده در آرامستان بهشت زهرا نیز زیور فقیردخت نام دارد.


ادامه مطلب ...