مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

9 کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد

[ad_1]
مفیدستان:
9 کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد

خبرگزاری آریا -
با رعایت یکسری نکات مهم می‌توان به خوشبختی و رضایت از زندگی دست یافت‎

با رعایت یکسری نکات مهم می‌توان به خوشبختی و رضایت از زندگی دست یافت. در این مطلب موانع دستیابی به این هدف معرفی می‌شوند.

خوشبختی خریدنی نیست اما می توان آن را به راحتی تجربه کرد.

در اینجا لیستی از چندین عمل رایج را عنوان می‌کنیم که هیچوقت نباید در زندگی‌تان آنها را راه دهید.

دوستان نادرست را کنار بگذارید
با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید و هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نورزید. یادتان باشد آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند هیچوقت قابل اعتماد نیستند. مهم کسانی هستند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان بوده و می توان آنها را دوستان واقعی نامید.

از مشکلاتتان فرار نکنید
نیازهای خودتان را پنهان نکنید و به خودتان دروغ نگویید. دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیدا درگیر دوست داشتن دیگران هستید، خودتان را فراموش می کنید و یادتان می‌رود که شما هم فردی منحصر بفرد هستید.

باید به دیگران کمک کنید اما در کنار آن از خودتان غافل نشوید. سعی نکنید تظاهر به چیزی داشته باشید که نیستید. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت.

از اشتباه کردن نترسید
اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید، بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید.

ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند.

خوشبختی خریدنی نیست
سعی نکنید خوشبختی را بخرید. خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند مانند عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان کاملاً رایگان‌ هستند.

سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید. اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه با دوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود.

به سوی خوشبختی
خوشبختی خریدنی نیست اما می توان آن را به راحتی تجربه کرد‎

وقت تلف نکنید
فکر نکنید آماده‌ نیستید. هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، کاملا آماده نیست چرا که بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امن خود قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت.

به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید. روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. توجه داشته باشید که هیچ نیازی به عجله کردن نیست.

از طرفی سعی نکنید با همه رقابت کنید. نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند، نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای بین خودتان و خودتان است.

حسادت نکنید
به دیگران حسادت نکنید. حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است و باید قدر داشته هایتان را بدانید.

دست از شکایت و دلسوزی برای خودتان بردارید و کینه‌ توزی نکنید. زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد.

بخشش به این معناست که اجازه نمی‌دهید دیگران با اعمال خود خوشبختی شما را نابود کنند.

وقتتان را برای اثبات خود تلف نکنید
نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند و برای راحتی کسانی که نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید.

وقتتان را برای توضیح دادن خودتان به دیگران تلف نکنید و هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید.

زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید
سعی نکنید فقط به دنبال عناصر ایده‌آل و بی‌نقص بگردید. دنیای واقعی به افراد ایده‌آل‌گرا جایزه نمی‌دهد، بلکه به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام دهند.

آسان‌ترین راه را دنبال نکنید. زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز با ارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید، راه آسان را انتخاب نکنید.

اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است. هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی شکست بخورید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود.

دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر ندانید
هیچوقت دیگران را سرزنش نکنید و برای اشتباهاتتان به دنبال مقصر نگردید. شهامت پذیرفتن اشتباهاتتان را داشته باشید.

لازم نیست برای همه، "همه‌کس" باشید. اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر می‌دهد.

نگرانی مشکلات آینده را حل نمی‌کند و فقط لذت‌های امروز را از شما خواهد گرفت و هرگز روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید.

منبع: باشگاه خبرنگاران




[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد کاری که در همین زمینه کارهایی که شما را از معمولی بودن نجات می دهد ۹ کاری که شما را از معمولی کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد…با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید و هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده خبرگزاری آریا کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد کاری که شما را از معمولی بودن کاری که شما را از معمولی معمولی بودن نجات می‌دهد کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد کاری که شما را از معمولی بودن کاری که شما را از کاری که هر شخص برای نجات گران‌ترین سلاح دنیا را ببینیدعکس… کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد از باشگاه نشان می دهد که آمریکا اجرای طرح رجیستری موبایل از اوایل تابستان موبایل از اوایل تابستان که شما را از معمولی بودن نجات جوان ۲۵ ساله از رشته های دانشگاهی که سال دیگر هیچ آینده ای …رشتههایدانشگاهیکه خود را از دست را معرفی کنیم که به نظر معمولی بودن نجات می‌دهد با این کارها دیگر از معمولی بودن نجات پیدا می کنید …دسته‌بندی نشده۹ کاری که شما را از معمولی بودن نجات میدهد پست با عنوان ۹ کاری که شما را از معمولی بودن چرا نه گفتن برای من مشکله؟؟روابطاجتماعیچرانه می‌دهد که موضوع آن از شما را افزایش می‌دهد وقتی برای مردم کاری خبرگزاری تسنیم پیامکی که پسر جوان را از آزار و …پیامکیپیامکی که پسر جوان را از برای نجات پسر هفده ساله از قفل بودن در حمام از معرفی رشته های دانشگاهی خیلی مهم است که شما چه نگاهی به این رشته دارید و چگونه این آمادگی را در خود ایجاد کرده اید که تعبیر خواب ابن سیرین چاقو زبان بدگویان است و چنانچه تیز و برنده و براق باشد نشان آنست که زبان بدگویان در مورد شما سؤالی که باید از همسر بی وفای خود بپرسید مجله هایی که در ارتباط با خانم ها مطلب می نویسند، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار ما قرار می سوء استفاده های جنسی از زنان در محیط های کاری ایران الهام آخه چرا تقصیرارو میندازین گردن حجاب خانومااا واقعا که شعورتونو نشون میدید من که عقاید اهل سنت پرسمان دانشجویی معارف اسلامی امامت نه تنها تعارضى با خاتمیت ندارد بلکه از لوازم شریعت خاتم مى باشد، براى روشن شدن مسأله قرآن کریم در چه زمانی و توسط چه کسی جمع آوری شده است نام و نام خانوادگی خادم المهدی تاریخ خرداد سلام بر شما در حدیث متواتر در پدافند غیرعامل اهمیت و ضرورت پدافند غیرعامل پدافند غیر عامل امام خمینىره در هر شرایطى باید بنیه دفاعى جنگل و محیط زیست دوس دارم که جلوی قلقلک کردن منابع طبیعی توسط دایه های عزیزتر از مادر تو کشورمون رو بگیرم یا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب اهل سنت اینجا را نخوانند چون؟ با سلام و عرض ادب و تبریک روز تولد رحمت للعالمین اسوه اخلاق،حریص برهدایت و نجات انسانها از داستانهای کوتاه و جذاب که آدم را به خود فرو می برد آرشیو فرشته به یاد اولین خاطره ای که از او در ذهنم نقش بسته می افتم صورتش مثل ماه می درخشید و با


ادامه مطلب ...

دلیل بیشتر بودن افراد راست دست در سراسر دنیا چیست؟

[ad_1]
مفیدستان:

 

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۲۹

Share/Save/Bookmark

 

اگر به محیط اجتماعی پیرامون خود توجه کافی داشته باشید، مطمئنا متوجه می‌شوید که تعداد افراد راست دست به مراتب بیشتر بوده و افراد چپ دست تقریبا در هر جمعی خاص تلقی می‌شوند.

به گزارش بلاغ، دانیال حجاری: اگر به محیط اجتماعی پیرامون خود توجه کافی داشته باشید، مطمئنا متوجه می‌شوید که تعداد افراد راست دست به مراتب بیشتر بوده و افراد چپ دست تقریبا در هر جمعی خاص تلقی می‌شوند. در واقع حدود 90 درصد انسان‌ها راست دست هستند و این یکی از ویژگی‌هایی است که انسان‌ را از دیگر پستانداران متمایز می‌کند. به عبارت دیگر، سایر پستانداران ارجحیت و تقدمی برای راست دست و یا چپ دست بودن نشان نداده و این موضوع تفاوتی در آن‌ها ایجاد نمی‌کند.

اعتقاد بر این است که عادت به استفاده از یک دست پیش از دست دیگر، نقش مهمی را در تکامل انسان ایفا کرده است. گفتنی است عقیده به دست داشتن در شیوه تکامل بشر، در نتیجه یک مطالعه اخیر بر روی اولین شواهد راست دست بودن در فسیل‌ها به دست آمده و زمان و چگونگی ظهور این بخش از ویژگی انسان را مشخص کرده است. در کمال تعجب سرنخ‌های لازم برای ادامه تحقیقات دانشمندان درباره افراد راست دست ، نه در دستان فسیل‌های پیشینیان اولیه ما، بلکه در دندان‌های آن‌ها یافت شده است!
دلیل بیشتر بودن افراد راست دست در سراسر دنیا چیست؟

 

همه ما می‌دانیم مغز انسان از دو نیمه مساوی تقسیم شده است و این واقعیت علمی بر کسی پوشیده نیست. نیمکره چپ، زبان و صحبت‌کردن انسان و همچنین توانایی‌های حرکتی را کنترل می‌کند، در حالی که بخش مهمی از وظیفه نیمکره راست به تفکرات و اعمال بصری وابسته به فضا و حجم اختصاص پیدا می‌کند. البته واقعیت علمی دیگری نیز درباره مغز ما وجود دارد که کمتر کسی به آن آگاهی دارد. برتری جانبی مغزی و یا تسلط برخی از فرآیندهای شناختی در یکی از نیمکره‌های مغز را باید یکی از ویژگی‌های متمایزکننده انسان‌ها و عامل بهبود توانایی‌های روان شناختی در آن‌ها دانست. اما آیا عادت به استفاده از یک دست به جای دیگری، در ایجاد برتری جانبی مغزی و غالب شدن یک نیمکره بر دیگری تاثیر داشته است؟ ابزارهای سنگی باستانی ساخته شده توسط نخستین اجداد ما، سرنخ‌های خوبی را برای محققین باقی گذاشته‌ و از وجود افراد راست دست زیاد در طول تاریخ خبر می‌دهند.


استفاده از ابزارها

نخستین ابزارهای سنگی باستان به حدود 3.3 میلیون سال قبل بازگشته و در عصر مدرن کنونی در کشور کنیا در قاره آفریقا یافت شده‌اند. در نظر داشته باشید این ابزارها آن‌چنان ساده و ابتدایی نبوده و ساخت آن‌ها به مهارت و زبردستی نیاز داشته است. با توجه به تحقیقات صورت گرفته، نیمکره چپ مغز که مسئولیت برنامه‌ریزی و اجرا را بر عهده دارد، شدیدا حین فرآیند ساخت ابزار درگیر است.

دلیل بیشتر بودن افراد راست دست در سراسر دنیا چیست؟

 

در همین حال، وقتی به بحث ساخت ابزار می‌رسیم، انسان‌ها در مقایسه با دیگر جانداران به شدت به دست راست خود متکی هستند. این اتفاق را به احتمال زیاد می‌توان به نحوه عملکرد نیمکره راست و چپ مغز مرتبط دانست که اعمال بدن را به صورت بالعکس و جابه‌جا کنترل می‌کنند. اگرچه این ارتباط مستقیم نیست، اما به نظر می‌رسد که در بسیاری از مواقع، استفاده از یک دست به جای دیگری و همچنین برتری جانبی مغزی به میزان بسیار زیادی با یکدیگر در ارتباط هستند. اما چرا باید از دندان‌ها برای تحقیقات پیرامون دلایل ازدیاد افراد راست دست افراد استفاده کنیم؟ جواب سوال را باید در کمیابی تطبیق مهره‌های دست چپ و راست در فسیل‌های کشف شده پیدا کرد، مخصوصا آن‌هایی که به اجداد اولیه و خیلی خیلی قدیمیتر انسان‌ها بازمی‌گردند.

بدون تطبیق مجموعه مهره‌های چپ و راست، آزمایش و تشخیص تفاوت اندازه و شکل آن‌ها به منظور فهم دست ارجح برای انجام کارهای دستی غیر ممکن است. از طرفی دیگر دندان‌ها به دلیل ساختارشان، در طول گذر زمان از تجزیه و فرسودگی بهتر در امان بوده و در فسیل‌ها زمینه‌های بهتری را برای انجام آزمایش فراهم می‌کنند. در مطالعات اولیه، محققان به خطوطی در سمت مقابل دندان‌های متعلق به فسیل انسان‌های اولیه ساکن در اروپا پی بردند. آن‌ها فرض کردند که این آثار زمانی ایجاد شده‌اند که یک ماده در یکی از دستان قرار گرفته و بین دندان‌های جلویی گرفتار شده‌ است. در ادامه با استفاده از ابزارهای سنگی، اعمالی بر روی آن‌ صورت گرفته است. به عبارت دیگر این ابزارهای سنگی، گهگاه ضرباتی را به دندان‌ها وارد کرده و خطوطی را بر روی آن‌ها ایجاد کرده ‌اند.

این اعمال در جریان آزمایشاتی که در آن‌ها افراد شرکت‌کننده از محافظ دندان استفاده می‌کردند، باز هم تکرار شدند. نتایج نشان دادند که خطوط مورب راست در زمان کشیدن ماده بر روی دندان با دست چپ و ضربه زدن به آن‌ها با دست راست ایجاد شده‌اند. به این ترتیب می‌توان خطوط مورب راست را شاخص خوبی برای ارجحیت دادن دست راست به دست چپ در بیشتر افراد دانست. مطالعه جدید بر روی یک استخوان فک فوقانی باستانی انجام شده و قدیمی‌ترین شواهد را پیرامون افراد راست دست فراهم کرده است. این استخوان فک بسیار قدیمی بوده و به یک هومو (Homo) تعلق دارد.


دلیل بیشتر بودن افراد راست دست در سراسر دنیا چیست؟
شبیه‌سازی تصویر هومو هابیلس (Homo Habilis)

هومو به جانورانى که انسان و انواع میمون‌ها نیز جزو آن‌ها قرار دارند، اطلاق می‌شود. استخوان فک مورد آزمایش به یکی از نخستین اجداد ما با نام هومو هابیلس (Homo Habilis) تعلق دارد که امروز به صورت تحت‌الفظی، هندی من (Handy Man) شناخته می‌شوند. هومو هابیلس‌ها در کشور تانزانیای کنونی در قاره آفریقا، حدود 1.8 میلیون سال قبل زندگی می‌کردند. این استخوان فک در منطقه الدووی گرج (Olduvai Gorge) تانزانیا در دشت سرنگتی (Serengeti) یافت شده‌ است. گفتنی است دشت سرنگتی یکی از مناطق فوق‌العاده ارزشمند بر روی کره زمین به منظور انجام تحقیقات باستان شناسی است.

علائم بر روی دندان‌ها

محققین مطالعه، به وجود خطوطی بر روی ردیف جلویی دندان‌ها اشاره کرده‌اند. آن‌ها از میکروسکوپ‌هایی بسیار قدرتمند و همچنین دوربین‌های دیجیتال برای مشاهده و آزمایش این خطوط و الگودهی در جهت آن‌ها بهره برده‌اند. در کمال تعجب حدود نیمی از خطوط به صورت مورب راست بوده و در چهار دندان ردیف جلو شدیدا به چشم می‌خوردند. دندان‌های پیشین چپ و راست، دندان دوم سمت راست و دندان تیز سمت راست چهار دندان مد نظر را تشکیل می‌دهند. گویا این هومو هابیلس جزو افراد راست دست بوده است.

این مشاهده سبب شد تا افراد محقق به ایجاد خطوط مورب به وسیله دست راست عقیده پیدا کنند. آن‌ها همچنین پیشنهاد دادند که چهار دندان جلویی دارای بیشترین خطوط مورب راست، در مرکز تمرکز بیشتر فعالیت‌ها قرار داشتند. فک هومو هابیلس در نتایج تحقیقات پیرامون ازدیاد افراد راست دست اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت، چرا که قدیمی‌ترین شواهد را درباره استفاده از دست راست و ارجح دانستن آن برای انجام کارها به نمایش گذاشت. اهمیت دیگر آن را باید در پیشنهاد برای تشکیل سطوح اصلی سازمان مغز، برای اولین بار در حداقل 1.8 میلیون سال قبل دانست.


نسبت افراد راست دست به افراد چپ دست از ابتدای تاریخ بیشتر بوده است

با تشکیل این سطوح و در ادامه بهبود مرحله به مرحله توانایی‎هایی ذهنی، انسان قادر شد تا مهارت‌های اولیه بسیار مهم همچون ساخت ابزار سنگی را به خوبی یاد گرفته و در ادامه راه را برای توسعه زبان و صحبت کردن باز کند. پس، تعدد افراد راست دست به این معنی است که قضایای بیشتری پشت این نحو بهره‌بردن از دست وجود داشته و همه چیز به یک انتخاب ساده و تنها ارجحیت دادن یک دست به دست دیگر ختم نمی‌شود. در نهایت می‌توان نتیجه گرفت استفاده از دست راست برای انجام بیشتر کارها، به ساختار ذهن انسان بازمی‌گردد و به همین دلیل است که افراد راست دست حدود 90 درصد جامعه جهانی را تشکیل می‌دهند؛ مطمئنا افراد چپ دست، از ساختار ذهنی متفاوتی بهره می‌برند.

مرجع : وبسایت گجت نیوز

 

 


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

علت دروغ گویی افراد چیست؟ با دروغ گو ها چگونه …برای دروغ در این دنیا باز خواست نمی شویم راحت دروغ می گویم وعده دروغ می دهیم، سخن دروغ کاروفناوری کَلالهبه وبلاگ کاروفناوری کلاله خوش آمدید دوستان لطف نمایید در نظر سنجی کاروفناوری که در عصر ایران زمستان رویایی در روسیه عکس عاشقانه ترین مقاصد دنیا به انتخاب نشنال جئوگرافیک عکس دلیل زشت شمردن صیغه چیست؟ شهر سوالباسلام و تشکر بابت اظهار نظر شما در شهر سوال؛ مطلب شما از چند جهت صحیح نیست اول این که ایالاس چیست؟ ای ال اس ایراندوست عزیز با سلام طبعا هر بی حسی در قسمت های مختلف بدن نمی تواند دلیل بر بیماری ایال دلیل عمده ریزش مو در خانمها درمانمیلیون‌ها نفر در سراسر جهان، که اکثر آن را زنان تشکیل می‌دهند، از بیماری تیروئید رنج شرط ورود به عرفان کیهانی چیست با عرض سلام من کامل نخوندم مطلب رو اما کتابی که از آقای طاهری به نام انسان از منظر سکته مغزی – سیب سلامت مقدمه سکته مغزی هنگامی رخ می دهد که مغز در نتیجه نقص خونرسانی یا پاره شدن یک رگ یعنی خصوصیات افراد خیلی حساس مردمانخصوصیات افراد خیلی حساس شبیه به افراد درونگرا است درست مثل افراد درونگرا، این افراد نقاشی ساختمان نقاشی ساختمان قلی پور بلکا …نقاشی رنگ روغن ساختمان در شهریار نمونه کارهای نقاشی ساختمان نمونه کارنقاشی ساختمان علت دروغ گویی افراد چیست؟ با دروغ گو ها چگونه برخورد کنیم؟ برای دروغ در این دنیا باز خواست نمی شویم راحت دروغ می گویم وعده دروغ می دهیم، سخن دروغ می کاروفناوری کَلاله کاران ارجمند، سلام و عرض ادب خداوند را شاکریم که براساس سند تحوّل بنیادین آموزش و پرورش و عصر ایران زمستان رویایی در روسیه عکس عاشقانه ترین مقاصد دنیا به انتخاب نشنال جئوگرافیک عکس خط دلیل زشت شمردن صیغه چیست؟ شهر سوال باسلام و تشکر بابت اظهار نظر شما در شهر سوال؛ مطلب شما از چند جهت صحیح نیست اول این که عده ایالاس چیست؟ ای ال اس ایران دوست عزیز با سلام طبعا هر بی حسی در قسمت های مختلف بدن نمی تواند دلیل بر بیماری ایالاس باشد دلیل عمده ریزش مو در خانمها درمان میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، که اکثر آن را زنان تشکیل می‌دهند، از بیماری تیروئید رنج می شرط ورود به عرفان کیهانی چیست با عرض سلام من کامل نخوندم مطلب رو اما کتابی که از آقای طاهری به نام انسان از منظر دیگر سکته مغزی – سیب سلامت مقدمه سکته مغزی هنگامی رخ می دهد که مغز در نتیجه نقص خونرسانی یا پاره شدن یک رگ یعنی خونریزی نقاشی ساختمان نقاشی ساختمان قلی پور بلکا کاتالوگ بلکا نقاشی ساختمان نقاشی ساختمان قلی پور بلکا کاتالوگ بلکا نقاشی ساختمان در کرج نقاشی


ادامه مطلب ...

واکنش واتس اپ به ادعای ناایمن بودن اش

[ad_1]
مفیدستان:

گزارشی که به تازگی از سوی روزنامه گاردین انتشار یافته به نقل از یک پژوهشگر امنیتی اعلام می دارد که نهادهای دولتی و هکرها همچنان امکان نفوذ به این روش رمزنگاری را دارند.

به گزارش صبحانه، وب سایت تک شات نوشت: فصل بهار امسال بود که واتس اپ اعلام کرد همه پیام هایی که در این پیام رسان ارسال و دریافت شود به روش end to end رمزنگاری می شود. این بدان معنا است که هیچکس، حتی خود واتس اپ، قادر به خواندن محتوای پیام ها نخواهد بود. با این حال، گزارشی که به تازگی از سوی روزنامه گاردین انتشار یافته به نقل از یک پژوهشگر امنیتی اعلام می دارد که نهادهای دولتی و هکرها همچنان امکان نفوذ به این روش رمزنگاری را دارند.

 

 واکنش واتس اپ به ادعای ناایمن بودن اش

با این حال، واتس اپ و افرادی که با آن در زمینه پیاده سازی این الگوریتم رمزنگاری همکاری دارند معتقدند این ادعا صحت ندارد و خطری کاربران را تهدید نمی کند.

شرکت Open Whisper Systems با واتس اپ در پیاده سازی این الگوریتم همکاری داشته است. پیام رسان Signal نیز محصول همین شرکت است. الگوریتم این شرکت برای ایمن سازی پیام ها در اپلیکیشن Allo گوگل نیز بکار رفته است. در این فرایند، هر کاربر دارای یک کد منحصر به فرد عمومی است که در اختیار همگان قرار دارد، و یک کد خصوصی دیگر که فقط روی دستگاه او ذخیره شده است. از آنجایی که ممکن است کاربری گوشی خود را عوض کرده یا اپلیکیشن را پاک و دوباره نصب کند، امکان تغییر این کد وجود دارد.

گزارش روزنامه گاردین براساس پژوهش آقای توبیاس بلتر نوشته شده است. او مدعی است که سرور می تواند برای یکی از طرفین کد جدیدی تولید کند و همچنان تظاهر کند که این همان کد قبلی است. برای این مشکل در اپلیکیشن سیگنال چاره ای اندیشیده شده و کاربر از وقوع آن آگاه می شود، اما چنین امکانی در واتس اپ تعبیه نشده است.

آنطور که Open Whisper Systems می گوید، روش کنونی که در واتس اپ در پیش گرفته شده به نفع کاربران آن است، چرا که تعداد کاربران واتس اپ بسیار زیاد است. به این ترتیب، این شرکت گفته هرچند می پذیرد که افراد نظرات مختلفی در زمینه پیاده سازی روش های امنیتی داشته باشند، اما به هیچ عنوان نمی پذیرد که این روش راه را برای نفوذ هکرها باز گذاشته و به اصطلاح یک backdoor در اختیارشان قرار داده است.

حال اگر شما هم جزو کاربران این پیام رسان هستید، تنها کاری که فعلا می توانید برای اطمینان از ایمنی پیام های خود انجام دهید این است که کدهای امنیتی آنها را به طور مرتب چک کنید.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

الف نتیجه انتخابات آمریکا اثری در سیاست‌های …به صورت قطعی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون برجام یک معاهده بین المللی است و در سازمان الف نتیجه انتخابات آمریکا اثری در سیاست‌های جمهوری اسلامی به صورت قطعی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون برجام یک معاهده بین المللی است و در سازمان ملل متحد


ادامه مطلب ...

نکات کاربردی و راحت برای ریلکس بودن در سفر که بهتر است بدانید+تصاویر

[ad_1]
مفیدستان:

در این مقاله راههایی برای ریلکس بودن در سفر وجود دارد که بتوانید به راحتی مسافت های طولانی را در سفر تحمل کنید و خاطرات شادی برای خود بسازید.

راههایی برای ریلکس بودن در سفر

زمان، زمان برنامه ریزی برای سفر است. به غیر از رزرو پرواز، رزرو محل اقامت و برنامه ریز برای انجام فعالیت ها در طول سفر باید مد نظر باشد.
در این مقاله  راههایی برای ریلکس بودن در سفر وجود دارد که بتوانید به راحتی مسافت های طولانی را در سفر تحمل کنید و خاطرات شادی برای خود بسازید.

ریلکس بودن در سفر
نکاتی برای ریلکس بودن در سفر
قبل از پرواز

-اگر در این سفرشما فرد سالمند، کودک و یا نوزادی همراه شما است و نیاز به کمک دارید،
بگذارید خط هوایی مورد نظر از وضعیت شما آگاه باشد.
برخی از خطوط هوایی برای این مسافران خدمات ویژه ای در نظر می گیرند.

-قبل از سفرواکسنهای لازم را دریافت کنید.
زمان دریافت واکسن باید طوری باشد که تا زمان سفرتاثیرگذاری خود را داشته باشد.

-آلرژی یا رژیم غذایی دارید؟

ببنید خط هوایی چه پیشنهادات غذایی دارد که با شرایط شما سازگار است تا سریعا برای رزرو اقدام کنید.

-اگر همراه نوزاد سفرمی کنید،
تمام احتیاجات آنرا درون کیسه ای زیپ دار قرار داده و در طول پرواز در دسترس خود داشته باشید.

-اگر همراه با کودک سفر می کنید،
سعی کنید از پروازهای شب استفاده کنید که با زمان خواب کودک یکی باشد.

-اگر به سوی دیگر سفرمی کنید، یعنی غرب یا شرق،
چند روز قبل از سفرکودکان را عادت دهید تا زودتر بخوابند تا در مقصد دچار تداخل خواب نشوند.

ایران ویچ

نکات کاربردی و راحت برای ریلکس بودن در سفر که بهتر است بدانید+تصاویر


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

نکات کاربردی و راحت برای ریلکس بودن در سفر که بهتر است بدانیدتصاویر نکات کاربردی و راحت برای ریلکس بودن در سفر که بهتر است بدانیدتصاویر


ادامه مطلب ...

9کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد

[ad_1]
به گزارش شفاف، خوشبختی خریدنی نیست اما می توان آن را به راحتی تجربه کرد.در اینجا لیستی از چندین عمل رایج را عنوان می‌کنیم که هیچوقت نباید در زندگی‌تان آنها را راه دهید.


دوستان نادرست را کنار بگذارید
با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید و هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نورزید. یادتان باشد آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند هیچوقت قابل اعتماد نیستند. مهم کسانی هستند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان بوده و می توان آنها را دوستان واقعی نامید.

از مشکلاتتان فرار نکنید
نیازهای خودتان را پنهان نکنید و به خودتان دروغ نگویید. دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیدا درگیر دوست داشتن دیگران هستید، خودتان را فراموش می کنید و یادتان می‌رود که شما هم فردی منحصر بفرد هستید.

باید به دیگران کمک کنید اما در کنار آن از خودتان غافل نشوید. سعی نکنید تظاهر به چیزی داشته باشید که نیستید. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت.

از اشتباه کردن نترسید
اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید، بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید.

ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند.

خوشبختی خریدنی نیست
سعی نکنید خوشبختی را بخرید. خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند مانند عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان کاملاً رایگان‌ هستند.

سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید. اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه با دوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود.

وقت تلف نکنید
فکر نکنید آماده‌ نیستید. هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، کاملا آماده نیست چرا که بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امن خود قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت.

به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید. روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. توجه داشته باشید که هیچ نیازی به عجله کردن نیست.

از طرفی سعی نکنید با همه رقابت کنید. نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند، نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای بین خودتان و خودتان است.

حسادت نکنید
به دیگران حسادت نکنید. حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است و باید قدر داشته هایتان را بدانید.

دست از شکایت و دلسوزی برای خودتان بردارید و کینه‌ توزی نکنید. زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد.

بخشش به این معناست که اجازه نمی‌دهید دیگران با اعمال خود خوشبختی شما را نابود کنند.

وقتتان را برای اثبات خود تلف نکنید
نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند و برای راحتی کسانی که نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید.

وقتتان را برای توضیح دادن خودتان به دیگران تلف نکنید و هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید.

زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید
سعی نکنید فقط به دنبال عناصر ایده‌آل و بی‌نقص بگردید. دنیای واقعی به افراد ایده‌آل‌گرا جایزه نمی‌دهد، بلکه به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام دهند.

آسان‌ترین راه را دنبال نکنید. زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز با ارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید، راه آسان را انتخاب نکنید.

اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است. هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی شکست بخورید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود.

دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر ندانید
هیچوقت دیگران را سرزنش نکنید و برای اشتباهاتتان به دنبال مقصر نگردید. شهامت پذیرفتن اشتباهاتتان را داشته باشید.

لازم نیست برای همه، "همه‌کس" باشید. اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر می‌دهد.

نگرانی مشکلات آینده را حل نمی‌کند و فقط لذت‌های امروز را از شما خواهد گرفت و هرگز روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهدبه گزارش شفاف، خوشبختی خریدنی نیست اما می توان آن را به راحتی تجربه کرددر اینجا لیستی کاری که شما را از معمولی بودن نجات می دهد آکابه گزارش شفاف، خوشبختی خریدنی نیست اما می توان آن را به راحتی تجربه کرددر اینجا لیستی کارهایی که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد این از شما یک آدم ویژه می که هستید این نوشته را معمولی بودن نجات می‌دهد کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهدمعمولیبودن کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد کاری که شما را از معمولی بودن نجات می کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد ……۹ کاری که شما را از معمولی بودن نجات که شما را از معمولی بودن پاداش می‌دهد که چگونه بهترین باشیم؛ ۱۷ کاری که شما را از معمولی بودن نجات شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد که نظر شما هم و این از شما یک آدم ویژه می کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد… کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد کسی که ارزش شما را را از شما ۹ کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد امروز آنلاین… ۹ کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد ۹ کاری که شما را از معمولی بودن نجات کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد می‌دهد که که شما را از معمولی بودن اعتدال کارهایی که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد کارهاییکهشمارااز و این از شما یک آدم ویژه می‌سازد شمایی که دیگر یک فرد معمولی بودن را تجربه کنیم کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد


ادامه مطلب ...

17 روش شاد بودن در محل کار

[ad_1]
17 روش شاد بودن در محل کار

خبرگزاری آریا -

17 روش شاد بودن در محل کار
تجربه شادی در محل کار خیلی راحت نیست. اما هر کاری روشی دارد. اگر قوانین شاد بودن را بدانید به راحتی می توانید در کنار کار و کسب درآمد، شاد و سرحال هم باشید.

1. خود را با دیگران مقایسه نکنید
هر کسی کار را به گونه ای متفاوت از دیگران شروع و به روش خود هم پیشرفت می کند. این به شما یا هیچ فرد دیگری ارتباطی ندارد که دیگران در مسیر شغل خود به کجا خواهند رسید و نمی توانید دیگران را با خود مقایسه کنید. انسان ها همه با هم فرق دارند. در نتیجه، مقایسه خود با دیگران فقط وقت تلف کردن است.

2. نگران مسایلی نباشید که کنترلی روی آنها ندارید
با اینکه آگاهی داشتن از مسایل پیرامون همچون وضعیت اقتصادی، وضع بازار یا کارهایی که دیگران انجام می دهند، گاهی مهم است اما باید همیشه روی مسایلی که قابل کنترل هستند، همچون افکار و کارهای خود تمرکز کنید.

3. حد و مرز خو د را بدانید و حفظ کنید
هنگامی که تصور می کنید در دنیا هیچ چیز به اندازه شغلتان مهم نیست، در واقع بخشی از خود را می کُشید. شغل شما می تواند حریم خشم و ثبات اخلاقی را در شما از بین ببرد.

4. بیش از حد به خود یا تیم خود قول ندهید
اینکه مشتاق انجام یک کار و به پایان رساندن یک پروژه باشید بسیار عالیست اما قول ها و تعهداتی که نتوانید از عهده آنها بر بیایید را به خود یا گروه کاری خود ندهید. عدم توجه به تعهدات باعث شکست و ناامیدی می شوند.

5. توجه کنید همه انسان ها 24 ساعت در شبانه روز دارند
هر زمان احساس می کنید وقت کم آورده اید و به ساعات بیشتری در زندگی نیاز دارید، به یاد بیاورید که باقی انسان ها نیز همین اندازه وقت دارند و شبانه روز انسان های موفق بیش از 24 ساعت ندارد. هیچکس وقت بیشتری در اختیار ندارد پس دست از شکایت بردارید و درست برنامه ریزی کنید.

6. خیلی خود را جدی نگیرید
توانایی خندیدن نقاط ضعف و عیوب خود نه تنها باعث می شود تا انسان شادتر و قدرتمندتری باشیم، بلکه باعث جذب دیگران نیز می شویم. اگر نتوانید خودتان به مشکلات بخندید، دیگران پشت سرتان مسخره می کنند و به شما می خندند.

7. خیال پردازی کردن در طول روز
اینکه خیال پردازی و کار کردن نفی کننده یکدیگر هستند، طرز فکر قرن بیست میلادی است. وقتی به افکار خود اجازه خیال پردازی می دهید، در واقع افکار خود را در راستای پیشرفت و داشتن ایده های منحصربه فرد هدایت می کنید.

8. متنفر نباشید
تنفر همچون انگلی است که همه انرژی و سلامتی شما را می خورد. اگر در اطرافتان مسایل آزاردهنده وجود دارند که می توانید تغییر دهید، دست به کار شوید. اگر کاری از دست شما بر نمی آید، بهتر است فراموش کنید و ببخشید.

9. اجازه ندهید گذشته بر آینده تاثیر بگذارد
تمرکز کردن روی اشتباه های گذشته مثل این است که هنگام رانندگی همه حواس خود را به آینه عقب بدهید. در این حالت، تا زمانی می توانید پیش بروید که با مانعی برخورد و تصادف نکنید.

10. سعی نکنید در همه بحث ها «برنده» باشید
بعضی از بحث ها به هیچ وجه ارزش ادامه دادن و جنگیدن را ندارند. در این موارد بهترین کار عقب نشینی است و اجازه دهید طرف مقابل فکر کندبرنده شده است. مهم «برنده شدن» در بحث نیست، مهم این است از مساله پیش آمده درس بگیرید و برای دفعه بعد آماده باشید.

11. هیچ کس غیر از شما نمی تواند شما را شاد کند
با اینکه به طور کلی کار کردن سخت است اما اگر در شغل خود احساس بدبختی می کنید، خودتان مقصر هستید. شما به خودتان مدیون هستید تا شغلی پیدا کنید که با روحیه شما بیشتر هماهنگی دارد و می تواند موجب شادی شما شود. یا دست کم در شغلی که دارید همه تلاش خود را بکنید تا شاد باشید.

12. بیشتر مواقع لبخند بزنید و بخندید
برخلاق اعتقاد معمول مردم، لبخند زدن یا خندیدن در نتیجه شادی به وجود نمی آیند، بلکه بخشی از پروسه ایجاد و تقویت احساس شادی در انسان هستند. همیشه به دنبال دلیلی برای لبخند زدن باشید. هرگز خنده های خود را سرکوب نکنید.

13. انرژی ارزشمند خود را در راستای غیبت و بدجنسی هدر ندهید
پیش از اینکه بخواهید در مورد کسی غیبت کنید یا به غیبت دیگران گوش کنید از خود بپرسید: 1) آیا حقیقت دارد؟ 2) آیا این کار درست است؟ 3) آیا این کار لازم است؟ 4) آیا خوشم می آید کسی همین حرف ها را در مورد من بگوید؟

14. نگران طرز فکر دیگران در مورد خود نباشید
شما قدرت خواندن فکر دیگران را ندارید و نمی توانید به طور قطعی و واقعی بگویید دیگران در مورد شما چه فکری می کنند. چه اهمیتی هم دارد؟ وقت ارزشمند خود را برای چنین مسایل پوچی هدر ندهید.

15. به یاد داشته باشید همه شرایط خوب یا بد قابل تغییر هستند
ذات طبیعت بر اساس تغییر استوار است. هیچ چیز ثابت نمی ماند؛ همه چیز ناپایدار و گذرا است. هر چیز آزاردهنده یا خوشحال کنند یا بین این دو، همه تغییر می کنند. همه چیز تمام می شود.

16. دورریختن وسایلی که نیاز ندارید
شما حدود یک سوم از عمر خود را در محل کار سپری می کنید. بنابراین باید این محیط را برای خود شاد کنید. در راستای این هدف باید وسایل اضافی، نالازم و زشت را دور بریزید.

17. همیشه امید داشته باشید بهترین ها در راه هستند
توجه کرده اید برخی از پیرزن ها پس از بیوه شدن تازه برای خود دوست پیدا می کنند، مسافرت می روند، درس می خوانند یا ... و اعتقاد دارند زندگی جریان دارد و همیشه بهترین ها در راه هستند. پس شما هم به آینده امیدوار باشید.
منبع:برترین ها




[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

راههای افزایش اعتماد به نفس ،زندگی بهتر ،روشهای شاد بودن هرماشینی که دوست داشتید قسطی بخرید رونق کسب و کار شما از طریق طراحی وبسایت پردرآمد روزنامه دنیای اقتصاددنیای اقتصاد سیاست‌گذاران اقتصادی در سال‌های اخیر همواره بر ضرورت اصلاح نظام بانکی نقاشی ساختمان نقاشی ساختمان قلی پور بلکا …نقاشی رنگ روغن ساختمان در شهریار نمونه کارهای نقاشی ساختمان نمونه کارنقاشی ساختمان دانلود رایگان نرم افزار در این مطلب از وبسایت میهن دانلود نرم افزار را برای روزنامه خبرورزشیآیا به توافقی که در غیاب آنها شده پایبند می مانند؟ پشت پرده تشکیل ستاد عبور از بحران عصر ایران تصاویر زیبای طبیعت قبل و بعد از بارش برف در این جزیره، جزیره ای وجود دارد که خود دارای یک ابزار مرجع ابزار وبلاگ و سایتاگر قصد نمایش مکان دلخواه خود را بر روی نقشه در سایت یا وبلاگ ، جهت معرفی بهتر محل کارسایت سرگرمی، تفریحی، جالب، خواندنی، عکس، اس ام …عکسفالاس ام اسعکس های خنده دارطنزفال حافظتاروتعکس های بازیگرانپزشکی و سلامتی مجله اینترنتی برترین ها پورتال خبری و سبک …حکمفرمایی گوگل در زمینه ی نرم افزار و پلتفرم ها بوده است، نه تولید سخت افزاری اما این نوشته های خواندنی روح‌اله شنبه ‏ ‏ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف راههای افزایش اعتماد به نفس ،زندگی بهتر ،روشهای شاد بودن،راز راه موفقیتموفقیت در زندگیعوامل موفقیتدران استرسروانشناسیآرامش روحآرامش اعصاب راز روزنامه خبرورزشی آیا به توافقی که در غیاب آنها شده پایبند می مانند؟ پشت پرده تشکیل ستاد عبور از بحران به انواع روش های خیاطی و نکات مهم برای تازه کار ها روش‌های آموزش خیاطی، مراحل مختلف یادگیری و نکات مهم در انتخاب آموزشگاه شاید مدل پیراهنی نشانه های بسیار در نزدیک بودن ظهور امام زمان عج – مهدی بیا یا مهدی بهترین کار دعا برای حضرت است امر به معروف ونهی از منکر و در صحنه بودن در مبارزه با لیست مشاغل مورد نیاز برای مهاجرت به کانادا از طریق برنامه با سلام من فوق لیسانس ژنتیک دامپروری دارم با سال سابقه کار تجربی و دارای مجوز در زمینه روش کاهش اشتباهات در تست زنی توسط رتبه یک کنکور کنکور … مشاوره تحصیلی روش کاهش اشتباهات در تست زنی توسط معین فلاحتگر رتبه یک کنکور ریاضی دقت کنید که این تجاوز هولناک به زن در کرج با روش انرژی درمانی – جدیدترین تجاوزهولناکبەزن تجاوز به ۲۰ زن و دختر به بهانه انرژی درمانی این خبر در تاریخ ۳۱فروردین۱۳۹۲ به نقل از منبع نقاشی ساختمان نقاشی ساختمان قلی پور بلکا کاتالوگ بلکا نقاشی ساختمان نقاشی ساختمان قلی پور بلکا کاتالوگ بلکا نقاشی ساختمان در کرج نقاشی روش شاد بودن


ادامه مطلب ...

برقرار بودن و پایدار ماندن در عصر رقابت

[ad_1]

دکتر سالار معینی کرمانشاهی*: در بازاریابی دو مفهوم بسیار عمیقی وجود دارد به نام های ادراک و انتظار مصرف کننده، که هر کدام نقش بسیار ویژه در راستای رسیدن به ارزش های برند ایفا می کنند و موجبات برند شدن را فراهم می آورند.

 

انتظار یعنی پیش بینی حس مصرف کننده در زمان قبل از مصرف، به معنای دیگر یعنی من می خواهم که از این برند و محصولاتش این ارزش، فایده و یا حس را تجربه کنم. عواملی چون تبلیغات برند، تبلیغات دهان به دهانِ پیرامون برند، استفاده قبلی از محصولات و یا خدمات برند و حتی استفاده از یک محصول و یا خدمات از برندهای رقیب همگی عواملی هستند که بر روی سطح انتظار مشتری تأثیرگذارند.

در بازاریابی ادراک چیست؟ تجربه حاصل شده از استفاده یک کالا و یا خدمت را گویند. از دو تعریف ساده اما مهم و تأثیرگذار انتظار و ادراک می توانیم به یک رابطه عجیب پی ببریم:

 

 برقرار بودن و پایدار ماندن در عصر رقابت


•    اگر سطح انتظار مشتری از سطح ادراکش بالاتر باشد مشتری ما اصطلاحاً یک مشتری ناراضی است.


•    اگر سطح انتظار مشتری برابر با سطح ادراکش باشد مشتری ما اصطلاحاً یک مشتری راضی است.


•    اگر سطح انتظار مشتری از سطح ادراکش پایین تر باشد مشتری ما اصطلاحاً یک مشتری مشعوف است.


نکته کلیدی این ارتباط در این مهم نهفته شده است که گفتار و کردار برندها از منظر مشتری می بایستی قابل درک، ملموس و از همه مهم تر متناسب باشد و از بسط این دو مفهوم می توانیم پی ببریم که آنها چه رابطه ای می توانند با برند داشته باشند! اگر بخواهم عرض خودم را ساده بیان کنم می گویم که یک نام خوش و نیک، ارزش خود را از کجا و چگونه بدست خواهد آورد. این موضوع را با جمله ی از فلیپ کاتلر دنبال می کنیم،  یک نام تجاری، واژه، نشان، نماد و یا طرح و ترکیبی از آنها برای معرفی کالای یک فروشنده یا گروهی از تولید کنندگان است که باعث خواهد شد نسبت به رقبا متمایز گردد. از این تعریف این نکته برمی آید که اساس برندینگ بر سه اصل استوار است تمایز، انتظار و ادراک.


آن هنگام که یک کالا و یا خدمت را خریداری می کنیم با کمک گرفتن از اطلاعات خود و دیگران و با دقت به خواسته های خود نسبت به آن محصول (انتظارات) در راستای رفع یک نیاز دست به انتخاب و تحقق فعل خرید خواهیم زد. در بازاریابی، اصل، دقیقاً همین فرایند بسیار ساده است.

 

روند بسیار ساده است: شناخت نیاز مصرف کننده از جانب شرکت، ایجاد تفاوت بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب توسط شرکت برای مصرف کننده و در نهایت انتخاب محصول توسط مصرف کننده اما خواستگاه برند و برندینگ صرفاً فروش محصول نیست. ارزش برندها در برداشت ذهنی و احساسی مخاطبانشان است که در قلب و ذهن آنان نشسته باشد.

 

به عنوان مثال در گذشته اگر اتوموبیلی از جانب مصرف کنندگان انتخاب می شد شاید به دلیل کیفیت ساخت خوب و یا سرعت بالایش می بود اما مصرف کنندگان امروزی از ماشین سواری استفاده می کنند که احساس و تصور آنان در راستای انتخاب یک نام تجاری خاص(برند)، بالا بردن وجه اجتماعی شان است، یا آن ماشین سواری دارای ویژگی ظاهری خاص زنان است و یا بیان کننده یک سبک زندگی خاص باشد مثل علاقمندان به کویر.

 

 برقرار بودن و پایدار ماندن در عصر رقابت


این نوع مدل ذهنی از انتخاب، به طور معمول در اغلب انتخاب های جوامع مصرفی عصر حاضر حاکم است و همین مدل موجبات ضرورت بازاریابی رابطه ای را فراهم آورده است. بازاریابی که در آن رضایت همگان محال است و برندها در آن موظف به شناخت دقیق مشتریان خود هستند، نه هر شخصی که ممکن است از چنین محصولی استفاده نماید.


در مجموع برندها در فرایند برندینگ خود برای شرکت و سازمان یک مسئولیت ایجاد می کنند در قابل قول و وعده که خود را موظف به انجام آن می دانند. این قول با شاخص های دو طرفه ارزیابی و انتخاب می شود، هم از منظر صاحب برند و هم از منظر بازار مصرف و مخاطبان. تجربه امروز ما بیان کننده این حقیقت است که اگر از موضوع برندینگ و برند شدن غافل شویم به ناچار از دنیای رقابت حذف خواهیم شد. در حقیقت برندینگ در عصر حاضر تجلی بازاریابی در قالب پایه های احساسی است و ادامه فعالیت های بازاریابی می بایستی به توسعه نام تجاری و خلق ارزش برای شرکت منتج شود. برندینگ و بازاریابی دو مقوله ی جدا از هم نیستند بلکه این دو تکمیل کننده هم اند.


به طور قطع ما می دانیم که وظیفه شرکت ها در بازاریابی ایجاد نیاز نیست و اساس این تفکر کاملاً اشتباه است، در ذات بشر نیاز مستتر است و وظیفه پایه ای بازاریابی در شرکت ها پاسخ به نیازهای کشف شده و یا در حالت بسیار مطلوب کشف نیازهای پاسخ داده نشده است.

 

شاخصی که ما می توانیم نیازهای انسانی را بواسطه آن طبقه بندی کنیم هرم بسیار مشهور آبراهان مازلو (Abraham Maslow) است که به نام هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو معروف است که نیازهای انسانی را در 5 تا 7 طبقه تقسیم بندی می نماید. این سلسله مراتب از نیازهای ابتدایی در طبقه پایینی شروع شده و هرچه بالاتر میرود نیازهای پیچیدهتر انسانی را معرفی میکند که به ترتیب عبارتاند از: نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای امنیتی، نیازهای عاطفی، نیازهای اجتماعی - احترامی و نیازهای خودشکوفایی. طبق نظریه مازلو، هر «نیاز» هرچقدر پایینتر قرار داشته باشد، قویتر است و بدون ارضای نیازهای هر طبقه نمیتوان به طبقه بالاتر دست یافت.


 سئوال؛ این روزها، موفق شدن از طریق محصول (کالا/ خدمات) جدید، چرا تا این حد دشوار است؟


جواب این سئوال بسیار ساده است؛ به دلیل اینکه در دنیای امروز به اکثر نیازهای انسان و جامعه هدف به شکل های گوناگون پاسخ داده شده است. به جد می توان گفت که موفق شدن از طریق محصول جدید بسیار مشکل است و تقریباً تنها راه قابل تصور و منطقی که ارزش افزوده بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت گزینه ی نیست جز خلق تمایز و مزیت رقابتی و ابزار واقعی، مناسب و تأثیرگذار. این استراتژی برندینگ و برند شدن است. در عصر رقابت، انتخاب شدن در بازار توسط مصرف کننده، برقرار بودن و پایدار ماندن با عنایت به مفهوم و ذات برندینگ که همان توجه به انتظارات، ادراک و تجربیات مصرف کنندگان و بازار هدف است، میسر خواهد بود.

 

*مدرس و مشاور مباحث بازاریابی ـ فروش، برندینگ و توسعه کسب و کار
مشاور در حوزه های بازاریابی، تبلیغات، برندینگ، فروش ارزیابی عملکرد نیروهای فروش


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

مجتمع آموزشی امام صادق ع صبح حافظه کوتاه مدت انسان در نیمه های شب در اوج قدرت خود قرار دارد زیرا دمای بدن به گـــــــروه آمـــوزش و پــــرورشمدیریت اخلاق در سازمان مرتضی سلطانی مدیریت اخلاق، شناسایی و اولویت بندی ارزشها محسن گراوند راه های افزایش بهره وری نظامی است که در ژاپن بصورت نهادینه مورد استفاده قرار گرفت و نتایج بسیار خوبی داشت که افسردگی تشخیص و راه درمان آرشیو …انواع اضطراب ها و ترس ها ۱ اختلال اضطراب فراگیر اگر در تمام مدت روز بدون پناهندگی دات کام مشاهده مبحث خاطرات و اخبار مهاجرت و توقیف زن ایرانی در فرودگاه قاهره به دلیل گذرنامه جعلی یک زن ایرانی به همراه فرزندش به مشاوره ارشد دکتری پایان نامه چاپ مقاله انجام …مشاوره رایگان ،انجام پایان نامه، مشاوره پروپوزال، چاپ مقاله،ارشد و دکتری پله پله تا ملاقات خدا انواع تست ها و فال های جالببه سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید و میگنا بهداشت روان در مدارسبهداشت روان نوجوانان وجوانان بهداشت و سلامت روان نوجوانان وجوانان موضوعی است که به آذر راه زندگینقش ترس در شکست انسانها و اقسام آن ترس مثبت و منفی هراس، تیره بختی است، اما شهامت را الف چرا مرگ بر آمریکا ؟؛ چرا مذاکره با آمریکا؟این روز ها ایامی است که در تاریخ انقلاب اسلامی با تظاهرات ضد آمریکایی شناخته می‌شود گـــــــروه آمـــوزش و پــــرورش مدیریت اخلاق در سازمان مرتضی سلطانی مدیریت اخلاق، شناسایی و اولویت بندی ارزشها برای محسن گراوند راه های افزایش بهره وری نظامی است که در ژاپن بصورت نهادینه مورد استفاده قرار گرفت و نتایج بسیار خوبی داشت که مجتمع آموزشی امام صادق ع موفقیت دانش آموزان آرش نصرالهی و پارسا محمودی را در آزمون مدارس نمونه دولتی به عزیزانمان و پله پله تا ملاقات خدا انواع تست ها و فال های جالب به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید و شخصیت آذر راه زندگی ترس از خدا عامل خودباوری و اعتماد به نفس امام علی علیه السلام در حکمت ترس از خدا را یکی از پناهندگی دات کام مشاهده مبحث خاطرات و اخبار مهاجرت و تجربه مهاجرت غیرقانونی به آمریکا از زبان یک ایرانی گوی آهنین در این تصویر مرز میان آمریکا و وبلاگ روانشناسی شفای درون اختلالات روانپزشکی و توصیه های درمانی اختلال روان تنی اختلالی که تحت تاثیر ذهن قرار دارد یا در شدیدترین حالت توسط ذهن ایجاد افسردگی تشخیص و راه درمان آرشیو انجمن انواع اضطراب ها و ترس ها ۱ اختلال اضطراب فراگیر اگر در تمام مدت روز بدون توجه به بدو علم علوم فضایی و هوانوردی بدو علم علوم فضایی و هوانوردی بدو علم همچنین فروند بالگرد در میانه های دهه الف چرا مرگ بر آمریکا ؟؛ چرا مذاکره با آمریکا؟ کمک به دولت و تیم مذاکره کننده این نیست که مثلا تابلوهای صداقت آمریکایی را پایین بکشد، بلکه


ادامه مطلب ...

5 درسی که از کارآفرین بودن آموختم

[ad_1]
5 درسی که از کارآفرین بودن آموختم

خبرگزاری آریا -
در کارآفرینی استرس فراوانی وجود دارد،اما قابل مهار است

اگر قصد دارید کارآفرین باشید ، آن هم به تنهایی این مطلب مناسب شماست ، 5 آموزه از کارآفرینی که به تنهایی کار میکند .

اخیرا اولین سالگرد کارآفرینی خودم را جشن گرفتم. برخی از مسائل سخت‌تر از آنچه تصور می‌کردم، بود؛ اما برخی از مسائل آنقدرها هم که دیگران می‌گفتند سخت نبود، اما بعضی از آنها واقعا برایم شگفت‌انگیز و لذت‌بخش بودند.

گرچه حرفه‌ی من مراحل اولیه‌ی خود را پشت سر می‌گذارد، اما آغازی آموزنده داشت. در اینجا چند نمونه از هزاران درسی که تا کنون در این مسیر آموخته‌ام را برایتان بازگو می‌کنم:

1.استرس فراوانی وجود دارد. اما قابل مهار است.
یکی از مسائلی که من دست کم گرفته بودم، همین استرس بود که در راستای پیشرفت حرفه‌ایی، افزایش می‌یافت. خودم هستم و خودم، گرچه فشار تامین زندگی دیگران بر عهده‌ام نیست، اما اگر حرفه‌ام سودآور نباشد، چگونه از عهده‌ی هزینه‌های خودم برآیم. این احساس با دریافت حقوق ماهیانه از شرکتی که در آن استخدام هستید، کاملا متفاوت است.

نکته همینجاست، من عاشق این تعامل مطلق و مستقیم بین تلاش‌ و پاداشم هستم. بدین‌سان هر چه بیشتر کار کنم، درآمد بیشتری خواهم داشت. همین حس، مهار نابرابری زمان و ارزش کلی آن را نمایان می‌کند، زیرا انتخاب و تصمیم من است که چطور از آن بهره ببرم.

2.منعطف است.
من همچنین انعطافی که راستای اشتغال به چنین حرفه‌هایی پدید می‌آید را دوست دارم. من تمایل دارم تا در فواصل متناوب کار کنم و حرفه‌ام مستلزم برگزاری جلسات بی‌پایان نباشد، مهم‌تر از همه، بدین ترتیب هنگامی که ذهنم در پربازده‌ترین زمان‌ است، کار می‌کنم و هنگامی که انگیزه ندارم دست از کار می‌کشم. ساعت کاری من اکنون متمرکزتر است، بنابراین می‌توانم بازده ذهنی‌ام را به ساعات خاصی اختصاص دهم. ‌

در محیط اداری، احساس می‌کنم مجبورم برای ساعات خاصی حضور فیزیکی داشته باشم، حتی اگر عملا کاری برای انجام دادن نباشد یا آمادگی ذهنی وجود نداشته باشد که در واقع اتلاف زمان است. اکنون که در خانه کار می‌کنم، پیاده نمودن این برنامه‌ی متناوب میسر است و مزایای دیگری نیز دارد، از جمله پوشیدن لباس راحت، خوردن ناهار در آشپزخانه‌ی خودم، بودن در کنار سگم که دور و برم می‌چرخد.

3.مجبور نیستم تنها باشم.
یکی از مسائلی که مشوران درباره‌ی کارآفرینی به من گوشزد می‌نمودند، حس انزوا بود، گاه این انزوا ناشی از تنها ماندن در تمام طول روز و یا به احساس عدم فعالیت‌های جمعی و یا عدم بهره‌گیری از ایده‌های جمع باز می‌گردد. در واقع این مسئله برای شخص من به دو دلیل اصلی چندان مشکل بزرگی نبود.

نخست اینکه، من درونگرا هستم، بنابراین از تنهایی لذت می‌برم (بعلاوه، در ساعاتی که کار نمی‌کنم وقت خود را با همسرم و پسر پرانرژی‌ 3 ساله‌ام سپری می‌کنم). دوم اینکه، برای پیشگیری از چنین معضلی به طور منظم در جلساتی که به صورت اینترنتی برگزار می‌شود شرکت می‌کنم یا در همایش‌های حرفه‌ایی حضور پیدا می‌کنم. سعی می‌کنم یک یا دوبار در هفته قرارهای حرفه‌ایم را در قالب صرف قهوه یا ناهار بگنجانم و حداقل یکبار در ماه در همایش‌های رسمی یا غیر رسمی همچون صبح‌های خلاقانه ... شرکت کنم.

4. مالک دهکده‌ی شخصی هستید.
این نکته‌ایی که در آخر ذکر کردم یکی دیگر از چالش‌های کارآفرینی است: چگونه باید از آخرین اطلاعات حیطه‌ی تخصصی خود آگاه شد و تازه نفس به حرفه‌ی خود ادامه داد و پیشرفت نمود. اطلاع از رویداردهای محلی بعلاوه‌ی حضور حساب‌شده در برخی از همایش‌های حرفه‌ایی نه تنها انرژی خلاقانه و روحیه‌ی الهام‌بخشی را تقویت می‌کند، بلکه دربر گیرنده‌ی آموزه‌های تخصصی و حرفه‌ایست.

من اهمیت چندانی برای دسترسی به منابع فراوانی که کارفرمایان برای پیشرفت سرمایه‌گذاری می‌کنند، از قبیل برنامه‌های آموزشی معین و حضور در کلاس‌های مختلف حرفه‌ایی، قائل نیستم. اکنون در تلاشم تا شبکه‌ی کارشناسی غیررسمی خود را گسترش داده و تقویت نمایم تا نیازهای خود را مرتفع سازم: این شبکه متشکل از افرادیست که آنها را باور دارم، متخصصان مرتبط با حرفه‌ام و ناصحانی متشکل از مدیران و همکاران سابقم، دوستان و همکلاسی‌هایم، مٔولفم، هنرورم، مربی زندگی‌ایم یعنی خواهرم و حتی پدرشوهر با استعدادم در زمینه‌ی ریاضی. این جمع، دهکده‌ی شخصی من را می‌سازد و یکی از ارزشمندترین منابع اطلاعاتی من است.

یکی دیگر از منابع موثق که اعتماد بسیاری به آن دارم، شبکه‌ی حرفه‌ای من، مجموعه‌ایی از همسالان، اعضای تیم و مدیرانی هستند که شرکتی که سابقا در آن استخدام بودند را رها کرده تا شرکتی جدید، کارفرمایی تازه و یا حتی تجارت خود را آغاز نمایند، می‌شود. حتی تصورش هم برایم غیر ممکن است که بدون ارتباط با این افراد چگونه ممکن بود در اولین سال آغاز حرفه‌ام اینقدر موفق شوم.

5.مجبورید درخواست نمائید.
آخرین درسی که آموختم این بود که باید از دیگران درخواست کمک نمائید. این که دامنه‌ی این درخواست‌ها چقدر می‌تواند گسترده باشد، شگفت‌آور است، درخواست معارفه، درخواست کمک، درخواست اطلاعات، درخواست ملاقات، درخواست کار. این درخواست‌ها همچنان می‌تواند ادامه داشته باشد، اما بدترین پاسخ به آنها "نه" است، اما از اینکه در اغلب مواقع پاسخ‌ها "بله" بود متحیر می‌شدم.

اکثر مردم سخاوتمندانه کمک می‌نمودند، به ویژه آنهایی که خود نیز قصد آغاز داشتند یا آنهایی که دوباره از اول آغاز نموده بودند و من از بخشندگی افراد خواه در ارتباطات نزدیک، خواه رسمی و حتی ارتباطلات واسطه‌ایی که زمان و رهنمون‌های خود را در اختیارم قرار می‌دادند، پیگیر شرایطم بودند و معرفم می‌شدند متحیر شده بودم.

فقط یک سال و اندی از آغاز حرفه‌ی مخاطره‌آمیز من می‌گذرد، می‌دانم که آموزه‌ها، چالش‌ها و اتفاقات خوشایند بیشماری پیش روی من است. تصور می‌کنم اساس همه‌ی این آموزه‌ها بر این امر استوار است که باید از مسیر لذت برد و با آغوش باز شرایط را پذیرفت. در دوران کودکی تصور می‌کنیم قادر به انجام هر کاری هستیم؛ تمام زندگی پیش روی ماست و باور داریم که غیر ممکن وجود ندارد، می‌خواهیم رقصنده‌ی باله، شاهزاده خانم، دکتر شویم یا مانند الهامات پسرم که می‌خواهد آتش‌نشان و ستاره‌شناس شود. به مدرسه که می‌رویم، یاد می‌گیریم، یا به ما می‌گویند در این مسیر موفق می‌شوی یا در این مسیر موفق نخواهی شد. به مرور زمان، دهانه‌ی قیف تنگ و تنگ‌تر می‌شود تا جایی فقط یک رشته را انتخاب می‌کنیم و در نهایت یک حرفه خاص. جهش من به سوی خوداشتغالی دهانه‌ی قیف را بزرگ‌تر و بزرگ‌تر نمود تا جایی که اکنون آزادم تا عناوین شخصی و شرحیات خودم را بنویسم یا عناوین شخصی مختلفی داشته باشم. به همین دلیل عمیقا سپاسگزارم.

منبع :success.com




[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

درسی که از کارآفرین بودن آموختم درسی که از کارآفرین بودن آموختم زنان که از پشت کردن آبی که از کیر خارج میشود ویروس جدید که از هند چه سفر کردم که از یادم بری کسانی که از مرگ برگشتگان دخترانی که از کون ان چیست که از مادرش دو سال دختر ی که از یک پسر دودختر


ادامه مطلب ...

چرا بعضی‌ها از شاد بودن خود احساس گناه می‌کنند؟

[ad_1]
چرا بعضی‌ها از شاد بودن خود احساس گناه می‌کنند؟

خبرگزاری آریا -
همه دوست دارند شاد باشند ولی همه از شاد بودن خود احساس راحتی نمیکنند

اغلب گفته می‌شود که همه دوست دارند شاد باشند و بااینحال این به آن معنی نیست که همه از شاد بودن خود احساس راحتی کنند. برای بعضی‌ها شاد بودن تجربه‌ای فوق‌العاده است و برای بعضی دیگر احساسی است که به عذاب‌وجدان ختم می‌شود.

همین مسئله باعث می‌شود شادی این افراد به احساس افسردگی، ناراحتی و حتی بیچارگی ختم شود. از نظر منطقی این هیچ معنا و مفهومی ندارد. اصلاً چرا باید داشته باشد؟

خراب کردن شادی خود
این باعث می‌شود بعضی شادی خودشان را خراب کنند و خوشحالی‌شان به محض آمدن از بین می‌رود. آنوقت فرد به جای اینکه احساس خوشحالی کند، احساس بیچارگی خواهد کرد و درنتیجه کل تجربه خودش از شادی را خراب می‌کند.

اما می‌تواند به این معنی هم باشد که فرد اجازه نمی‌دهد چیزی در زندگی‌اش تا حد زیادی جلو رود. ازآنجاکه این احساس گناه خیلی قوی است، فرد می‌خواهد تا جایی که می‌تواند هر تجربه‌ای که برایش احساس شادی می‌آورد را کوتاه کند.

این اتفاق هم در سطح خودآگاه و هم ناخودآگاه افراد ممکن است بیفتد اما نتیجه هر دو آنها یکی خواهد بود. در این موقعیت‌ها فرد هر کاری از دستش برمی‌آید برای خراب کردن خوشحالی خود انجام می‌دهد.

دو محرک استرس
این مسئله به دو صورت روی زندگی افراد تاثیر می‌گذارد. یکی از راه تعارض درونی است که در بالا به آن اشاره شد و دیگری از راه تجربیات بیرونی است. بااینکه اینها به نظر جدا از هم می‌رسند اما بر هم تاثیر دارند.

از احساس گناه درونی بخاطر شاد بودن، فرد این نگرش را به دیگران نیز منتقل کرده و رفتار آنها را به طریقی خاص تفسیر می‌کند. ممکن است تصور کند که دیگران بخاطر شاد بودنش او را رد کرده یا قبول نمی‌کنند.

و با این حال، دنیا از آدم‌ها با دیدگاه‌های مختلف تشکیل شده است اما این افراد بخاطر نگرش خاصی که دارند، همه را اینطور می‌بینند.

تایید
همه اینها به مورد تایید قرار گرفتن برمی‌گردد. نگرش آنها این است که فقط زمانی که شاد نیستند مورد قبول دیگران قرار می‌گیرند. البته این چیزی است که فرد به ندرت نسبت به آن آگاهی دارد. این اتفاق معمولاً در سطح ناخودآگاه افراد می‌افتد.

شما هر که باشید و هر کاری که بکنید، اینکه مورد تایید همه قرار بگیرید امکانپذیر نیست. و با اینحال برای کسی که نمی‌تواند شاد باشد، مورد قبول دیگران قرار گرفتن حکم مرگ و زندگی را دارد.

این نگرش از دید یک فرد بالغ به نظر پوچ و مسخره می‌آید. اما اگر یک بچه این نگرش را داشته باشد، تا حدی منطقی است.

پس‌رفت
و فقط به این دلیل که فرد ظاهری بزرگسال دارد به این معنی نیست که از نظر احساسی نیز کاملاً بالغ شده است. خیلی اوقات ممکن است فرد احساس کند بچه است. در این شرایط است که فرد به زمانی در زندگی‌اش برمی‌گردد که مورد قبول دیگران قرار گرفتن برایش حکم مرگ و زندگی را داشت.

این سال‌های کودکی فرد و واکنش والدین او در زمان‌های شادی است که تاثیری فوق‌العاده زیاد روی او داشته است.

کودکی
در طول دوران کودکی، نفس فرد، پیوستگی‌هایی با شادی برای او شکل داده است. اگر بخاطر خوشحال بودن مورد تایید قرار می‌گرفت، شادی بعنوان متعارف برایش طبقه‌بندی می‌شد اما اگر مورد پذیرش قرار نمی‌گرفت، ناراحت بودن برایش متعارف و درنتیجه ایمن می‌شد.

بدیهی است که در حالت دوم فرد یاد می‌گیرد که شاد بودن به هیچ عنوان احساس مطمئنی نیست و فقط زمانیکه ناراحت است می‌تواند احساس امنیت داشته باشد.

این اتفاق ممکن است به صورت منظم و یا فقط یکبار در یک حادثه بسیار‌ آسیب‌زا برای فرد افتاده باشد.

نمونه‌ها
بااینکه روش‌های مختلفی برای تجربه این احساس در بچه‌ها وجود دارد اما الگوهایی خاص برای آن وجود دارد. شاید یکی از والدین کودک دچار درد احساسی بوده و درنتیجه نمی توانسته است شادی یک نفر دیگر را ببیند. شاد دیدن یک فرد دیگر، غم خودش را به یاد او می‌آورده است.

یا شاید هم یکی از والدین کودک حسود بوده است و درنتیجه تصور می‌کرده است اگر کس دیگری بدرخشد یا توجه دیگران جلب کند، موقعیت خودش به خطر می‌افتد و به جای کار کردن روی مشکل خودش، به طریقی مخرب رفتار می‌کرده است.

حتی ممکن است یک ناراحتی عمومی در کل خانواده کودک وجود داشته است. ازاینرو این مسئله فقط بر مبنای یک اتفاق خاص نبوده و در حقیقت یک روش زندگی بوده است. به همین دلیل فرد هیچ انتخاب دیگر یا حتی درک اینکه زندگی می‌تواند طور دیگری باشد، نداشته است.

آگاهی
بااینکه کودکی فرد ممکن است برای سالیان پیش بوده باشد اما این تجربیات اولیه بر قسمت عمده‌ای از بزرگسالی او هم تاثیر داشته است. در زمان کودکی از این احساس ناراحتی کودک احساس امنیت می‌کرده است اما در بزرگسالی دیگر همه چیز به همین جا ختم نمی‌شود.

و بااینکه فرد خیلی وقت است آن سال‌ها را پشت سر گذاشته است، ذهن او هنوز زندگی را همانطور می‌بیند. یعنی آن احساسات و پیوستگی‌هایی که برای شادی در کودکی ایجاد کرده است باید رها شود. یک متخصص روانشناس یا یک دوست دانا می‌تواند در این زمینه به فرد کمک کند.
منبع:مردمان




[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

چرا برخی زنها از سنین تا سالگی به خیانت و … روزی طلبان را در کسب روزی یکسان گردانید ۱ فراموش و به یاد آوری حقی٢ آسودگى نظرات مقاله پیامدهای خود ارضایی و با توجه به زیاد بودن نظرات مقاله پیامدهای خود ارضایی و مبارزه با آن، تمام نظرات این هدف از زندگی پرسمان دانشجویی ـ اخلاقاخلاق و خُلق به معنای مجموعه‌ای از سرشت و صفات باطنی است چنان‌که خلقت و خَلق به چرا من نباید خوشگل باشم و دیگری زشت؟ شهر سوالسلام دوست عزیز، از اینکه حرف دل خود را با این بخش در میان گذاشته اید بسیار خوشحالیم و آیا بختک از نظر دینی واقعیت دارد؟ شهر سوالسلام شما می فرمایید که دست خود را تکان داده اید در اون لحظه من از ترس دست خودم رو تکون سوء استفاده های جنسی از زنان در محیط های کاری ایرانیک میز، چند صندلی، یک دستگاه کامپیوتر و یک تلفکس، تمام دار و ندار خیلی از شرکت های داستان های کوتاه و خواندنی، جالب و مفید جملات …داستان های کوتاه و خواندنی، جالب و دیدنی، زیبا و دلنشین، و آموزنده و مفید همه چیز از دهکده بیوگرافی بیوگرافی خواننده هادر آمد او فقط در سال بالغ بر میلیون دلار بوده و از نظر درآمد در دنیا نفر دهم میباشدداستانهای کوتاه و جذاب که آدم را به خود فرو می برد …فرشته به یاد اولین خاطره ای که از او در ذهنم نقش بسته می افتم صورتش مثل ماه می درخشید و شهید سید جواد ذاکربسم رب الذاکرین پاسخ برخی شبهات از زبان خود مرحوم سید ذاکر قابل توجه همه کسایی که چرا برخی زنها از سنین تا سالگی به خیانت و شهوت رانی روی منتظران و یاوران حضرت مهدی عج بسمه تعالی مقدمه خالطوا الناس مخالطة إن مُتم معها بکوْا نظرات مقاله «پیامدهای خود ارضایی و با توجه به زیاد بودن نظرات مقاله «پیامدهای خود ارضایی و مبارزه با آن»، تمام نظرات این مقاله هدف از زندگی پرسمان دانشجویی ـ اخلاق عفیف پاکدامن ، فرشته ‌اى از فرشته‌ هاستحکمت امام باقر علیه السلام چرا من نباید خوشگل باشم و دیگری زشت؟ شهر سوال سلام دوست عزیز، از اینکه حرف دل خود را با این بخش در میان گذاشته اید بسیار خوشحالیم و داستان های کوتاه و خواندنی، جالب و مفید جملات زیبا و دلنشین داستان های کوتاه و خواندنی، جالب و دیدنی، زیبا و دلنشین، و آموزنده و مفید همه چیز از سراسر وب سوء استفاده های جنسی از زنان در محیط های کاری ایران یک میز، چند صندلی، یک دستگاه کامپیوتر و یک تلفکس، تمام دار و ندار خیلی از شرکت های خصوصی است آیا بختک از نظر دینی واقعیت دارد؟ شهر سوال سلام شما می فرمایید که دست خود را تکان داده اید در اون لحظه من از ترس دست خودم رو تکون دادم دهکده بیوگرافی بیوگرافی خواننده ها دیوید کاپرفیلد جوائز بیشماری دریافت نموده است و همچنین لقب شوالیه از دولت فرانسه و دکترای شهید سید جواد ذاکر بسم رب الذاکرین پاسخ برخی شبهات از زبان خود مرحوم سید ذاکر قابل توجه همه کسایی که خیلی تهمت طب قرآنی درمان گیاهیعرفان روانشناسی مطلبی که پیش رو دارید ، آخرین بخش از پرسش و پاسخ های ارائه شده درباره سینوزیت از جناب آقای


ادامه مطلب ...

فرابشری بودن ادراک خداوند در نهج‌البلاغه

[ad_1]

چکیده:

در این مقاله براساس منابع منقول و به طور خاص کلام علی (علیه‌السلام) و با استفاده‌ی از آن به تبیین و تنقیح این موضوع خواهیم پرداخت و بیان خواهیم کرد که آن حضرت در بیانات بسیاری، درک احاطی خداوند را در تمامی مراحل؛ حس، وهم و عقل منتفی می‌دانند و او را فراتر از حدود این حواس دانسته‌اند و در جای جای بیاناتشان بر این تأکید دارند که شناختی از خداوند که منجر به تشبیه و تمثیل خداوند به غیر باشد امکان‌پذیر نبوده و باید از آن اجتناب کرد. سپس به تبیین شناخت مورد نظر ایشان پرداخته و نوعی از ادراک را برای خداوند مجاز می‌دانیم که توسط ذات اقدس الهی به انسان اعطا شده باشد و از سیر و اندیشه در آثار صنع او پدید آمده باشد.

مقدمه:

کسب معرفت همیشه دغدغه اهل علم و خواص بوده است و در این میان، معرفت به خداوند متعال به جهت وجود فطرت کمال‌جو و حقیقت‌طلب انسان‌ها، به طور خاص مورد نظر بوده و از موضوعاتی است که دغدغه و محل بحث تمامی اهل آراء عقاید بوده است هر فرقه‌ای به زعم خود به حقیقت نائل شده است و حال آن که در حقیقت آن بیت مولوی در این جا تحققی تام یافته است که گفت:

هر کسی از ظن خود شد یار من *** وز درون من نجست اسرار من

هیچ کدام این این فِرَق به طور کامل به حقیقت دست نیافته‌اند. در این معرکه‌ی آراء و ورطه‌ی حیرت و سرگردانی، به نظر می‌رسد بهترین راه برای دریافت صحیح و تلقی درست از این موضوع را می‌توان در مکتب کسی یافت که به حق می‌گوید: مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ (کلینی، 1365، 97/1).
همچنین از مردم می‌خواهد که از او از آسمان‌ها بپرسند چرا که او به راه آسمان‌ها آشناتر از راه زمین است أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ (نهج‌البلاغه، خطبه 189).
امیرمؤمنان (علیه‌السلام) معارف عمیقی در ارتباط با معرفت خداوند بیان کرده‌اند. آن چه که می‌توان آن را به عنوان مبنا و مقدمه از کلمات آن حضرت (علیه‌السلام) استخراج کرد، آن‌جاست که حضرت می‌فرماید:
«من اعتمد علی الرّأی و القیاس فی معرفة الله ضلّ و تشعّبت علیه الأمور؛ کسی که در راه شناخت خداوند بر رأی خود و قیاس اعتماد و تکیه کند گمراه شود و کارها بر او پراکنده شود»؛ (تمیمی آمدی، 1361، 81)
همچنین آن حضرت می‌فرمایند:
«من تعمّق لم ینب الی الحقّ؛ کسی که درباره خدای تعالی تعمّق (زیاده‌روی) کند به سوی حق بازنگردد»؛ (همان، 61)
از این دو کلام ارزشمند به سادگی استخراج می‌گردد که آن حضرت تفکر قیاسی و تعمق در مورد خداوند را آن‌گاه که منجر به تشبیه و تمثیل خداوند با مخلوقات باشد مردود دانسته و انجام چنین کاری را موجب انحراف از مسیر حق و افتادن به تاریکی‌های حیرت می‌دانند.
همچنین آن حضرت تفکر و تحقیق در کیفیت فعل الهی را نیز مردود دانسته و از آن پرهیز می‌دهند:
«فَمَنْ فَرَّغَ قَلْبَهُ وَأَعْمَلَ فِکْرَهُ لِیَعْلَمَ کَیْفَ أَقَمْتَ عَرْشَکَ وَ کَیْفَ ذَرَأْتَ خَلْقَکَ وَ کَیْفَ عَلَّقْتَ فِی الْهَوَاءِ سَمَاوَاتِکَ وَ کَیْفَ مَدَدْتَ عَلَى مَوْرِ الْمَاءِ أَرْضَکَ رَجَعَ طَرْفُهُ حَسِیراً وَ عَقْلُهُ مَبْهُوراً وَ سَمْعُهُ وَ الِهاً وَ فِکْرُهُ حَائِراً؛ پس هر کس دل از همه چیز خالی بدارد و اندیشه به جریان بیندازد تا بداند که عرش خود را چگونه برپا داشتی و مخلوقاتت را چگونه آفریدی و آسمانها را در فضا چگونه معلق نگه داشتی، و چگونه زمینت را بر موج آب گستردی، چنین شخصی با چشمانی خیره و عقل سرگشته و گوش واله و فکر حیرت‌زده باز پرس می‌گردد»؛ (شریف رضی، بی‌تا، خطبه 160، 255»
به عبارت دیگر، درست است که خداوند ظاهر و باطن است و درست است که از حیث این اسامی دارای اشتراک لفظی با مخلوقات است، لیکن از نظر معنا کاملاً متفاوت است. علی (علیه‌السلام) بر این موضوع تصریح کرده و فرموده‌اند:
«الظَّاهِرِ فَلَا شَیْ‌ءَ فَوْقَهُ وَ الْبَاطِنِ فَلَا شَیْ‌ءَ دُونَهُ؛ خداوند ظاهر است و چیزی والای او وجود ندارد، و باطن است و چیزی ورای او نیست»؛ (شریف رضی، همان، خطبه 94، 187)
همچنین آن حضرت در توضیح ظاهر و تمایز آن با صفت محسوسش فرموده‌اند:
«وَالظَّاهِرِ لَا بِرُؤْیَةٍ وَالْبَاطِنِ لَا بِلَطَافَةٍ؛ او ظاهر است نه به واسطه دیدن، و باطن است نه به واسطه لطیف بودن؛ خطبه 150، 267»
و نیز فرموده‌اند:
«الظَّاهِرُ لَا یُقَالُ مِمَّ وَ الْبَاطِنُ لَا یُقَالُ فِیمَ لَا شَبَحٌ فَیُتَقَصَّى وَ لَا مَحْجُوبٌ فَیُحْوَى؛ آشکار است و نتوان گفت که از چه، نهان است و نتوان گفت که در چه. شبحی نیست که پدید آید و انحلال یابد و در پرده‌ای نهان نیست که در چیزی محاط شده باشد»؛ (شریف رضی، همان، خطبه 161)
همانگونه که آشکار است آن حضرت کاملاً ظهور خداوند را با ظهور مخلوق متمایز دانسته و گونه‌ای خاص از ظهور را مدنظر دارند که قابل سرایت به مخلوق نبوده و حتی متصوَّر آن نیز نمی‌توان شد. درست است که خداوند ظاهر است منتها نه ظاهری که ما تصور آن را در ذهن داریم و همو باطن است لیکن نه باطنی که درک ما بدان می‌رسد. این را می‌توان در یک کلام خلاصه کرد که خداوند و صفات او در درک انسانی نگنجند و قوای فاهمه‌ی ما را راهی به فهم خداوند نیست. حال این عدم ادراک تا چه مرتبه و مرحله از قوای فاهمه را دربرمی‌گیرد؟! به عبارت دیگر، این عدم امکانِ فهم، تنها به حواس ظاهری محدود می‌گردد و یا حواس باطنی را نیز در بر خواهد گرفت؟ همچنین در صورتی که قوای باطنی را نیز شامل گردد، آیا همه حس‌های باطنی در این عجزِ از فهم مشترکند یا برخی از آن‌ها که ظرفیت بالاتری نسبت به بقیه دارند از این موضوع استثنا بوده و توان ادراک آن‌ها را دارند؟ در صورت امکان درک برای برخی از حواس، این درک از منظَر علی (علیه‌السلام) دارای چه خصوصیات و مقولاتی است؟ تمام این‌ها سؤالاتی است که ما بر آنیم تا با استفاده از بیانات گوهربار امیرمؤمنان (علیه‌السلام) به تبیین آن پرداخته و تا حد زیادی رویکرد علی (علیه‌السلام) را نسبت به آن آشکار سازیم:
با توجه به بسیاری از بیانات علی (علیه‌السلام) در منابع حدیثی ما و به طور خاص کتاب شریف نهج‌البلاغه مشخص می‌گردد که رویکرد اصلی علی (علیه‌السلام) در مورد امکان درک احاطی از خداوند، نفی مطلق آن بوده و آن حضرت، تمامی حواس بشری را از درک احاطی او قاصر می‌داند. ما در این جستار به تفکیک به این موضوع پرداخته و آشکار می‌سازیم که در هر سه مرحله: حواس مادی، وهم و عقل، درک تمثیلی و تشبیهی خداوند میسور نبوده و امام علی (علیه‌السلام) از تلاش برای درک در هر یک از این مراحل پرهیز داده‌اند.

فراتر از درک حواس ظاهری:

اولین و ملموس‌ترین حوّاسی که برای انسان وجود دارد، حواس ظاهری است: این حواس که شامل پنج حس می‌شوند عبارتند از: بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه. این پنج حس، وجه مشترک انسان و حیوان می‌باشند. به عبارت بهتر، این پنج حس به جنبه حیوانی انسان متعلق بوده و عموم حیوانات نیز آن‌ها را دارا بوده و حتی برخی از حیوانات در این حواس از انسان برتر و قوی‌تراند. برای مثال قوه بویایی سگ، بینایی عقاب، شنوایی خفاش و... از انسان بسیار برتر و قوی‌تر است. لذا هم از نظر عقلی و هم از دیدگاه نقل، عدم امکان درک خداوند توسط حواس ظاهری امری بدیهی است که نیاز به اثبات ندارد. لیکن برای روشن‌تر شدن موضوع، مباحثی در این زمینه که توسط حضرت علی (علیه‌السلام) بیان شده‌اند را بازگو کرده تا به روشن‌تر شدن زوایای پنهان آن منتج گردد.
علی (علیه‌السلام) در سخنان بسیاری به فراحسی بودن خداوند و عدم توانایی حواس ظاهری بر درک او اشاره داشته‌اند: ایشان در خطبه 49 و 51 به نفی رؤیت خداوند پرداخته و فرموده‌اند: «و امتنع علی عین البصیر.» همچنین در فرازی دیگر به گونه‌ای دیگر به فراحسی بودن اشاره داشته‌اند:
«وَ الرَّادِعُ أَنَاسِیَّ الأَبْصَارِ عَنْ أَنْ تَنَالَهُ أَوْ تَدْرِکَه؛ کس که مردم چشمها را از مشاهده ذات پاکش و رسیدن به او باز داشته است»؛ (همان، خطبه 89، 161)
البته در بیان این موضوع، حضرت تنها به این اقوال بسنده نکرده و موارد بسیار دیگری نیز می‌توان در اینجا ذکر کرد. به عنوان نمونه عبارت «و لا تحیط به الأبصار و القلوب.» (خطبه 83، 150) و همچنین:
«لَمْ تَرَکَ الْعُیُونُ فَتُخْبِرَ عَنْکَ بَلْ کُنْتَ قَبْلَ الْوَاصِفِینَ مِنْ خَلْقِک؛ چشمان ظاهری ترا ندیده است تا خبری از تو بدهد، بلکه وجود اقدست پیش از توصیف‌کنندگان از مخلوقات بوده است»؛ (همان، خطبه 107).
همانگونه که آشکار است علی (علیه‌السلام) در این عبارات به نفی حسی بودن خداوند و برخورداری وی از وصف حسی پرداخته‌اند و گویا قصد آن دارند که پیوسته متذکر شوند که خداوند را نباید از طریق «تشبیه به مخلوق» درک کرد.
به عبارت دیگر، درست است که خداوند را می‌توان شناخت و به قلب رؤیت نمود، چنانکه پیش از این اشاره کردیم که خود حضرت عبارت «مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»؛ (کلینی، 1365، 97/1) را سر داده‌اند، لیکن هیچ یک از این‌ها به معنای درک احاطی و تشبیهی که ما معمولاً از امور پیرامون داریم نبوده و خداوند از همه این وصف‌ها منزه است. به نظر می‌رسد که آن حضرت نیز به همین مطلب اشاره دارند و برای این موضوع قرائنی نیز می‌توان در کلمات ایشان یافت: برای مثال آن جا که می‌فرمایند:
«فَلَسْنَا نَعْلَمُ کُنْهَ عَظَمَتِکَ إِلَّا أَنَّا نَعْلَمُ أَنَّکَ حَیٌّ قَیُّومُ لَا تَأْخُذُکَ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَمْ یَنْتَهِ إِلَیْکَ نَظَرٌ وَلَمْ یُدْرِکْکَ بَصَرٌ؛ ما از کنه عظمت تو چیزی نمی‌دانیم، تنها همین را می‌دانیم که تو زنده‌ای و همه چیز به تو پایدار است، نه چرت تو را می‌گیرد و نه خواب. دست هیچ اندیشه‌ای به تو نرسد و هیچ دیده‌ای تو را در نیابد»؛ (شریف رضی، همان، خطبه 158).
همچنین در قسمتی دیگر از این خطبه می‌فرماید: «و قصرت أبصارنا عنه» (همان). البته عبارتی که ظهور بیشتری در این موضوع داشته آنجاست که می‌فرماید:
«وَلَا یُدْرَکُ بِالْحَوَاسِّ وَلَا یُقَاسُ بِالنَّاسِ؛ و به وسیله‌ی حوّاس درک نمی‌شود، و با انسان مورد مقایسه قرار نگیرد»؛ (همان، خطبه 180).
این عبارت حاوی دو نکته مهم است: نکته اول آن که در آن به محدودیت عموم حواس بشری تصریح شده است و تنها محدودیت حس بینایی مورد توجه نیست. نکته‌ی دیگر آن که علت این عدم ادراک، قیاس و تشبیهی است که برای این ادراک لازم است. به عبارت بهتر، رؤیت خداوند و معرفت به او بی‌شکل است لیکن درکی که از روی تشبیه خداوند با مخلوقات صورت می‌گیرد اشکال داشته و باید از آن پرهیز کرد. ما بر این مطلب که آن حضرت به طور مطلق درک خداوند را نفی نمی‌کنند شواهدی داریم: آن جا که ایشان می‌فرماید:
«لا ‌تُدْرِکُهُ‌ الْعُیُونُ بِمُشاهَدَةِ الْعِیانِ وَ لکِنْ تُدْرِکُهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الْإِیمانِ؛ چشم‌های ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلب‌ها به وسیله نور ایمان او را درک می‌نمایند»؛ (شریف رضی، همان، خطبه 177؛ آمدی، همان، 81).
همچنین امیرمؤمنان (علیه‌السلام) در جای دیگری، نفی درک توسط حوّاس را جسمانی نبودن خدای تعالی دانسته‌اند:
«وَ لَا تُدْرِکُهُ الْحَوَاسُّ فَتُحِسَّهُ وَ لَا تَلْمِسُهُ الْأَیْدِی فَتَمَسَّهُ؛ حواس ظاهری خداوند را درک نمی‌کند تا به وجود حسی موجودش گرداند و دست‌ها او را لمس ننمایند تا دسترسی به او پیدا کنند»؛ (شریف رضی، همان، خطبه 184).
در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که اولاً آن حضرت به طور کلی به نفی درک احاطی خداوند توسط حواس اشاره دارند: «لا تقدّره الأوهام بالحدود و الحرکات، و لا بالجوارح و الأدوات»؛ (همان، خطبه 161).
ثانیاً این عدم درک را به دلیل تشبیهی بودن این درک و همچنین عظمت خداوند می‌دانند:
«عَظُمَ عَنْ أَنْ تَثْبُتَ رُبُوبِیَّتُهُ بِإِحَاطَةِ قَلْبٍ أَوْ بَصَرٍ»؛ (همان، خطبه 2)

استفاده از قیاس اولویت برای بیان عجز بشر از درک خداوند:

امیرمؤمنان (علیه‌السلام)، برای تسهیل درک این مفهوم که چرا خداوند را نمی‌توان فهم کرد به بیانات کلی و جامع اکتفا نکرده و برای اثبات آن، شواهد تمثیلی زیبایی بیان کرده‌اند که می‌تواند تا حد زیادی در دریافت مفهوم مورد نظر ایشان به ما کمک کند. ایشان در قسمتی از خُطَب بیان داشته‌اند:
«هَیْهَاتَ إِنَّ مَنْ یَعْجِزُ عَنْ صِفَاتِ ذِی الْهَیْئَةِ وَالْأَدَوَاتِ فَهُوَ عَنْ صِفَاتِ خَالِقِهِ أَعْجَزُ؛ هیهات، کسی که از [درک] صفات موجودی مرکب عاجز است، پس در درک صفات خالق این موجود عاجزتر خواهد بود»؛ (همان، خطبه 161)
در این عبارت، با مقایسه‌ای میان عاجز بودن درک ما از فهم وجود مخلوقات به طریق اولی، عجز ما از درک خالق استنتاج شده است. کاری که بسیار به فهم چگونگی عجر ما در درک خداوند کمک می‌کند و آن را به راحتی به ذهن نزدیک می‌کند. آن حضرت در عبارت دیگری نیز به همین شکل به اثبات این موضوع پرداخته است:
«فکیف تصل إلی صفة هذا عمائق الفطن، أو تبلغه قرائح العقول، أو تستنظم وصفه أقوال الواصفین. و أقلّ أجزائه قد أعجز الأوهام أن تدرکه، و الألسنة أن تصفه فسبحان الذی بهر العقول عن وصف خلق جلاّه للعیون، فأدرکته محدودا مکوّنا، و مؤلّفا ملوّنا. و أعجز الألسن عن تلخیص صفته، و قعد بها عن تأدیة، بدین ترتیب درک خداوند در مرحله حواسّ ظاهری به دلیل تشبیهی بودن آن امکان‌پذیر نبوده و امام علی (علیه‌السلام) به صراحت آن را منتفی می‌دانند. حال ببینیم که ایشان در مورد دیگر مراتب درک چه رویکردی خواهند داشت.

فراتر از وهم

در این قسمت به امکان درک خداوند توسط قوه‌ی واهمه می‌پردازیم. لیکن پیش از پرداختن به این موضوع لازم است تا کمی به تنقیح معنای وهم بپردازیم:
علما تعاریف مختلفی برای وهم مطرح کرده‌اند: برخی آن را ذاتاً مغایر با عقل نمی‌دانند (صدرالدین محمد شیرازی؛ 215/8-216) و تنها تمایز آن با عقل را در این می‌دانند که ادراکاتی که به واهمه نسبت داده می‌شود به واسطه اضافه شدن به یک مصداق جزئی، کلیت خود را از دست می‌دهد. (مصباح یزدی؛ 1375، 414/1)، برخی دیگر نیز وهم را رئیس افعال حاکم بر قوای حیوانی می‌دانند همانگونه که عقل را رئیس افعال انسانی می‌دانند. (حسن‌زاده آملی؛ ص 531) به عبارت دیگر قوه‌ی واهمه از آن جهت که به ادراک معانی می‌پردازد، با حواس ظاهری متفاوت است و از آن جهت که به ادراک جزئیات می‌پردازد، با عقل متمایز است. (الاهیجی، 562/3) این در حالی است که معمولاً ادراکات خطا و غیر مطابق با واقع و قضاوت‌های نادرست را به واهمه نسبت می‌دهند و توهم می‌خوانند. البته با توجه به کاربرد لغوی این کلمه که هم در معنای خطورات قلبی به کار رفته است و هم در معنای تخیَل و تمثَل (ابن منظور، 1414 ق، 643/12) می‌توان هر دو معنا را محتمل دانست. البته با توجه به کاربردهای این واژه در نهج‌البلاغه، و وجود تمایز در این کاربردها میان وهم، عقل و قلب، به نظر می‌رسد که امام علی (علیه‌السلام) از استعمال این واژه بیشتر معنای «خیالات بلند» و «نهایت تعقل و تفکر» را مدنظر قرار داده است. لذا ما نیز با پیش‌فرض گرفتن این معنا از وهم به بررسی بیانات علی (علیه‌السلام) در این زمینه می‌پردازیم:
در این زمینه نیز همچون موارد پیشین، موضع امیرمؤمنان موضعی انکاری بوده و توان گام‌های وهم را برای قدم زدن در عرصه‌ی معرفت الهی بسیار ناتوان و عاجز دانسته و راهی برای ورود وهم به آن حیطه قائل نشده‌اند. ایشان در این زمینه می‌فرماید:
«لاَ تَقَعُ اَلْأَوْهَامُ لَهُ عَلَى صِفَةٍ؛ اوهام بر هیچ وصفی از او واقع نمی‌شوند»؛ (شریف رضی، همان، خطبه 83).
در این بیان شریف، حضرت با استفاده از صیغه‌ی عام (2)، به نفی کلی و مطلقِ رسیدن اوهام به درک صفتی از خداوند پرداخته و آن را غیرممکن می‌دانند. علی (علیه‌السلام) در این زمینه و برای نشان دادن این مطلب که چگونه وهم‌ها توان دریافتن او را ندارند، می‌فرماید:
«لَمْ تُحِطْ بِهِ الْأَوْهَامُ بَلْ تَجَلَّى لَهَا بِهَا وَ بِهَا امْتَنَعَ مِنْهَا وَإِلَیْهَا حَاکَمَهَا؛ اوهام بر ذات او احاطه ندارد بلکه با آثار عظمت خود بر آنها تجلی کرده است و نشان داد که او را نمی‌توانند تصور کنند»؛ (همان، خطبه 183).
همانگونه که آشکار است علت عدم امکان درک خداوند توسط وهم، تجلی عظمت خداوند بر آن دانسته شده است. البته این نکته را نمی‌توان تنها دلیل آن حضرت برای این مطلب دانست و تعلیل‌های دیگری نیز می‌توان یافت که به روشن‌تر شدن این مطلب بسیار کمک کرده و درک آن را ساده‌تر می‌سازد. ایشان در این زمینه می‌فرماید:
«هو القادر الذی إذا ارتمت الأوهام لتدرک منقطع قدرته،... ردعها...؛ اوست آن توانایی که اگر همه واهمه‌ها متوجه شوند تا انتهای قدرت و توانایی او را دریابند... خداوند آن‌ها را بازپس براند»؛ (همان، خطبه 89، 1، 162)
در این عبارت، به صراحت عدم دسترسی در صورتی محال دانسته شده است که برای رسیدن به انتهای قدرت پروردگار باشد. در این صورت قطعاً امکان‌ناپذیر بوده و چنین توانایی برای هیچ موجودی مقدور نیست. در عبارتی دیگر، این عدم قدرت در صورتی مفروض دانسته شده است که ملازم محدود کردن خداوند به تصورات و حرکات باشد:
«لا تُقَدِّرُهُ الأَوْهامُ بِالْحُدُودِ وَ الْحَرَکاتِ وَ لا بِالْجَوارِح ِ وَ الأَدَواتِ؛ خدایی که اوهام نمی‌توانند او را در چهار دیوار تصورات به حدود و حرکات خود محصور و به داشتن جوارح و اعضا ممثلش سازند»؛ (همان، خطبه 161)
در عبارات دیگری نیز می‌توان این شکل از استدلال را مشاهده کرد:
«لَا تَنَالُهُ الْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ وَ لَا تَتَوَهَّمُهُ الْفِطَنُ فَتُصَوِّرَهُ وَ لَا تُدْرِکُهُ الْحَوَاسُّ فَتُحِسَّهُ وَ لَا تَلْمِسُهُ الْأَیْدِی فَتَمَسَّهُ؛ وهم‌ها به او نمی‌رسد، تا اندازه‌گیری‌اش کنند و اندیشه‌های باریک‌بین او را در وهم نتوانند آورد، تا در نتیجه تصورش کنند و حواس به او نرسد، تا در نتیجه حسش کند و به دست نمی‌آید تا در نتیجه او را لمس کنند»؛ (همان، خطبه 184).
در مجموع می‌توان به این نتیجه رسید که در قلمرو وهم،‌ معرفتی که ملازم محدود کردن خداوند باشد و همچنین او را به لوازم بشری تشبیه کند محال بوده و هیچ حسی را توان چنین کاری نباشد. لیکن معرفت، در صورتی که منجر به چنین مواردی نشود نه تنها بی‌اشکال است، بلکه برای بندگان خدا ضروری بوده و باید به پرستش خدایی بپردازند که او را می‌شناسند و بدو معرفتی کامل دارند.
پس از روشن شدن مطلب در مورد وهم بر ماست تا به قلمرو درک خداوند در حیطه عقل پرداخته و به تبیین حدود و ثغور آن بپردازیم:

فراتر از عقل:

مطلب مهم دیگر که بدان پرداخته می‌شود فراتر بودن درک خداوند از مرتبه‌ای بالاتر از حس ظاهر و وهم، یعنی مرتبه‌ی عقل و قلب است. آیا خداوند را در این مراتب می‌توان فهم کرد؟ موضع علی (علیه‌السلام) در این ارتباط چیست؟ و چه نصوصی در این ارتباط می‌توان یافت؟
جوابی که به این سؤالات داده می‌شود آنست که امیرمؤمنان (علیه‌السلام) در این مراتب نیز درک احاطی خداوند را امکان‌پذیر ندانسته و آن را منتفی می‌دانند. آن حضرت در موارد متعددی به بیان عظمت خداوند پرداخته و آن را دلیلی بر عدم امکان درک خداوند توسط قلب دانسته‌اند:
«عَظُمَ عَنْ أَنْ تَثْبُتَ رُبُوبِیَّتُهُ بِإِحَاطَةِ قَلْبٍ أَوْ بَصَرٍ؛ خطبه 270، 2، 479». همچنین همانطور که پیش از این نیز بدان اشاره کردیم علی (علیه‌السلام) به کار انداختن همه‌ی مدرکات را برای درک خداوند باطل و پوچ می‌دانند:
«وَ قَصُرَتْ أَبْصَارُنَا عَنْهُ وَ انْتَهَتْ عُقُولُنَا دُونَهُ وَ حَالَتْ سُتُورُ الْغُیُوبِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ أَعْظَمُ فَمَنْ فَرَّغَ قَلْبَهُ وَ أَعْمَلَ فِکْرَهُ لِیَعْلَمَ کَیْفَ أَقَمْتَ عَرْشَکَ وَ کَیْفَ ذَرَأْتَ خَلْقَکَ وَ کَیْفَ عَلَّقْتَ فِی الْهَوَاءِ سَمَاوَاتِکَ وَ کَیْفَ مَدَدْتَ عَلَى مَوْرِ الْمَاءِ أَرْضَکَ رَجَعَ طَرْفُهُ حَسِیراً وَ عَقْلُهُ مَبْهُوراً وَ سَمْعُهُ وَ الِهاً وَ فِکْرُهُ حَائِراً»؛ (همان، خطبه 158).
در این بیان، توان تمامی قوا برای درک خداوند مورد انکار قرار گرفته است و بیان شده است که راهی برای درک خدا از طریق آن‌ها وجود ندارد. بیانات دیگری نیز در همین راستا وجود دارد؛ از جمله آن جا که حضرت می‌فرمایند: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ الَّذِی لَا یَبْلُغُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ حَدْسُ الْفِطَنِ؛ خطبه 92، 185» در این بیان شریف نیز آن حضرت، دستیابی زیرکی فهم و عقل را به خداوند امکان‌ناپذیر دانسته و او را منزه از این موارد می‌داند.
تا این جا به بیان نصوصی در این زمینه پرداختیم که علی (علیه‌السلام) صراحتاً یا اشارتاً به نفی درک خداوند توسط عقل و قلب پرداخته بودند. حال آیا نفی درک خداوند از عالم قلب و عقل با نفی درک در عالم حس در یک سطح قرار دارد؟ به عبارت دیگر درک حسی خداوند بدون هیچ‌گونه قیدی روا نیست. آیا درک عقلی و قلبی نیز همین‌گونه است؟ قطعاً اینگونه نبوده و درک عقلی یا قلبی که منجر به تشبیه می‌گردد، پذیرفته نخواهد بود و می‌توان مواردی از این نوع ادراکات را برشمرد که در قبال خداوند رواست. در این ارتباط لازم است به شکلِ کاملِ حدیثی که پیش از این بدان اشاره کردیم، استشهاد کنیم:
«جَاءَ حِبْرٌ إِلَی أَمِیرِالمُؤْمِنینَ صَلواتُ اللهِ عَلَیْهٍ فَقَالَ یَا أَمِیرَالمُؤْمِنینَ هَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ حِینَ عَبَدْتَهُ؟ قَال فَقَالَ وَیْلَکَ مَا کُنْتُ اَعْبُدُ رَبّا لَمْ أرَهُ قَالَ وَکَیْفَ رَاَیْتَهُ قالَ وَیْلَکَ لَا تُدْرِکُهُ الْعُیُونُ فِی مُشاهَدَةِ الأبْصَارِ وَلکِنْ رَأتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الاْیمانِ؛ یهودیی نزد حضرت آمد و گفت: ‌ای امیرمؤمنان آیا پروردگار خود را دیده‌ای؟ فرمود: آیا چیزی را که نبینم می‌پرستم؟ گفت: چگونه او را می‌بینی؟ فرمود: دیده‌ها او را آشکارا نتوانند دید، اما دلها با ایمانِ درست بدو خواهند رسید»؛ (کلینی، 1365، 98/1)
در این حدیث شریف دیدن خداوند به دیده‌ی قلب ممکن دانسته شده و دیدن قلب هم، به حقایق ایمان تأویل شده است. در بیانات علوی مواردی را می‌توان یافت که در کنار بیان اصل تعالی خداوند از ادراکات عقلی، به تعلیل‌هایی نیز دست می‌یابیم که می‌تواند در فهم بیشتر کلام مولی به ما کمک کند. به عنوان نمونه در غررالحکم از آن حضرت نقل شده است که فرمودند:
«لم یتناه سبحانه فی العقول فیکون فی مهبّ فکرها مکیّفا، و لا فی روّیات خواطرها محدّدا مصرّفا؛ خدای سبحان در خردها نگنجد تا در مسیر تفکر دارای کیفیّت گردد، و در وهمها در نیاید تا به تصرّف آنها درآید و محدود شود»؛ (تمیمی آمدی، 1361، 81)
همانگونه که آشکار است، علی (علیه‌السلام) در این عبارت به زیبایی به بیان علت فرا عقلی بودن خداوند پرداخته و آن را بنابر آن می‌داند که در آن صورت ناچار خواهیم بود که برای خداوند کیفیت قائل شده و وجود نامحدود او را محدود گردانیم و این کار برای وجود منزه خداوند جایز نیست. حضرت در بیان دیگری نیز به تعلیل این مطلب پرداخته و می‌فرمایند:
«لم تره سبحانه العقول فتخبر عنه، بل کان تعالی قبل الواصفین له؛ خردها خدای سبحان را نبیند تا از وی بازگو کند، بلکه خدای تعالی پیش از توصیف هر وصف کننده‌ای خود آغاز به وصف خود کرده است»؛ (همان، ص 82)
لیکن نباید این مطلب را از خاطر دور ساخت که هیچ‌یک از این‌ها به معنای عدم امکان درک خداوند به طور مطلق نبوده و عقل سلیم حکم می‌کند که امکان شناخت خداوند وجود داشته باشد. اما این شناخت قطعاً به معنای احاطه بر خداوند نبوده و میزان واجب و لازم شناخت را شامل می‌شود. علی (علیه‌السلام) در این رابطه می‌فرمایند:
«لم یطّلع الله سبحانه العقول علی تحدید صفته، و لم یحجبها عن واجب معرفته؛ خدای سبحان عقلها را بر چگونگی صفات خویش آگاه نساخته، اما از مقدار لازم نیز درباره شناخت خود آنها را باز نداشته»؛ (همان، ص 81)
در این سخن ارزشمند، احاطه عقل بر خداوند را ممتنع دانسته، لیکن حد واجب و لازم معرفت به او، محقق دانسته شده است. لذا ما در این مقاله بر آن نیستیم تا به اثبات عدم امکان معرفت به خداوند بپردازیم، بلکه می‌خواهیم معرفتی را که لازمه‌ی آن احاطه باشد نفی کنیم. بدین ترتیب موضع علی (علیه‌السلام) در مورد معرفت لابشرط در مورد خداوند، موضعی انکاری می‌دانیم و نه اثباتی. از این‌روست که ایشان می‌فرماید:
«غوص الفطن لا یدرکه، و بعد الهمم لا یبلغه؛ فرورفتن فهم‌ها او را در نمی‌یابند، و همتهای والا و افکار بلند به او نمی‌رسند»؛ (همان، 81).
این عبارت به صراحت دریافتی را که بخواهد رسیدن به خدا را ادعا کنند منتفی می‌داند و این نشدنی است، چرا که خداوند اینگونه است:
«قریب من الاشیاء غیر ملابس بعید منها غیر مباین؛ نزدیک اشیاء است، اما نه این که پوشیده باشد با آن، دور است از آنها اما نه این که از آنها جدا باشد»؛ (همان).
تا این جا به امکان و چگونگی درک خداوند توسط حواس ظاهری، وهم و عقل پرداختیم و روشن کردیم که در مرحله ظاهر چنین امکانی وجود ندارد. لیکن در مرحله عقل و قلب، به شرط شیء، آن هم در صورتی که به صورت احاطی، تمثیلی و تشبیهی نباشد، می‌توان آن را پذیرفت و امکان درک و معرفت، وجود خواهد داشت.
تاکنون دریافتیم که درک احاطی و همچنین شناختی که منجر به تشبیه و تمثیل خداوند باشد، امکان‌پذیر نیست. لیکن این ابهام هنوز بر جای خود باقی است و آن عبارت است از این که آن شکل از معرفتی که مجاز است چیست؟ و دارای چه خصوصیاتی است؟ تبیین این مطلب بسیار مهم بوده و در تکمیل مباحث گذشته بسیار راهگشاست اینک بدان خواهیم پرداخت:

چگونگی ادراک خداوند از منظر علی (علیه‌السلام)

علی (علیه‌السلام) در بیانات چندی، شناخت و تجلّی خداوند را برای بندگان از طریق خودِ بندگان میسر دانسته‌اند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَجَلِّی لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ وَالظَّاهِرِ لِقُلُوبِهِمْ بِحُجَّتِهِ؛ سپاس خداوندی را سزاست، که به سبب آفرینش خود بر آفریدگانش آشکار شده است و با دلایل روشن خود در دلهایشان نمودار گردیده است»؛ (شریف رضی، همان، نهج‌البلاغه، ص 155)
در این بیان شریف نکات مهمی است که باید به آن اشاره کرد؛ از جمله آن که علاوه بر این که خداوند تجلی خود را بر بندگانش از طریق خودشان دانسته است، معرفتی خاص و ویژه را در دل‌های آن‌ها به ودیعت نهاده است که این معرفت، همان معرفت مجازی است که علی (علیه‌السلام) به آن اشاره کرده‌اند. ایشان در بیان مشابه دیگری می‌فرمایند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الدَّالِّ عَلَى وُجُودِهِ بِخَلْقِهِ؛ ستایش خدایی را سزاست که با خلقش بر وجود خودش راهنمایی می‌کند»؛ (همان، ص 211)
در این کلام شریف نیز ایشان معرفت و شناختِ به خود را از طریق مخلوقات ممکن می‌دانند. در قسمت دیگری نیز می‌فرمایند:
«لَمْ تُحِطْ بِهِ الْأَوْهَامُ بَلْ تَجَلَّى لَهَا بِهَا وَ بِهَا امْتَنَعَ مِنْهَا وَإِلَیْهَا حَاکَمَهَا؛ اوهام بر ذات او احاطه ندارد بلکه با آثار عظمت خود بر آنها تجلی کرده است و نشان داد که او را نمی‌توانند تصور کنند»؛ (خطبه 183)
در این قسمت نیز با نفی احاطه‌ی اوهام در درک خداوند، چگونگی درک او را در تجلی عظمت او بر مخلوقات دانسته است. حال سؤالی که مطرح است آنست که این شکل از معرفت چگونه حاصل می‌گردد و ما چگونه می‌توانیم از طریق نگریستن به مخلوقات به شناخت خود نسبت به خداوند بیافزاییم؟ حضرت در این رابطه می‌فرمایند:
«بَلْ ظَهَرَ لِلْعُقُولِ بِمَا أَرَانَا مِنْ عَلَامَاتِ التَّدْبِیرِ الْمُتْقَنِ وَ الْقَضَاءِ الْمُبْرَمِ فَمِنْ شَوَاهِدِ خَلْقِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ مُوَطَّدَاتٍ بِلَا عَمَدٍ قَائِمَاتٍ بِلَا سَنَدٍ؛ با نشانه‌های تدبیرِ درست و قضای نافذ و استوار خود بر خردها آشکار گردید. از شواهد آفرینش او، آفرینش آسمانهاست که بی‌هیچ ستون و تکیه‌گاهی بر جای و برپای‌اند»؛ (همان، ص 261).
همان‌گونه که آشکار است، اینجا امیرمؤمنان (علیه‌السلام) به زیبایی به برقراری پیوند میان تدبیر خداوند که از طریق شواهد آن در مخلوقاتی از قبیل آسمان‌های استوار و... به اثبات می‌رسد و روشن شدن این مطلب برای عقل، به چگونگی ظهور خداوند در عقول اشاره کرده‌اند. ظهوری که به هیچ‌وجه متضمن تشبیه و تجسیم خداوند نخواهد گردید.
در بیان زیبای دیگری در تبیین مطلب مورد نظرمان، ایشان می‌فرماید:
«عَرَفْتُ اللَّهَ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ؛ و فرمود (علیه‌السلام): خدای سبحان را به گسیختن عزیمتها و باز شدن گره اراده‌ها شناختم»؛ (همان، ص 511)
در شرح این عبارت زیبا و عمیق صاحب منهاج البراعة گوید:
«إن الله تعالی قد نصب لعباده دلائل کافیة علی معرفته و بینها لهم فی ضوء العقل و علی لسان أنبیائه و رسله، و نظمها فی خارج وجود الانسان و علی صفحات کتاب الکون الوسیع الناطق علی وجود الباری و الصانع بلسان طبیعی فصیح، و بوّبها علی أبواب لا تحصی من السماوات العلی، و بسیط الأرض و الثری، و أمواج البحر ذی الطمی و الشموس المشرقة فی الضحی، و الأقمار المنیرة فی اللیل إذا سجی، و النجوم الثاقبة علی اولی النهی و دبّرها فی باطن الانسان و داخل وجوده اللاصق به حتی لا یعتذر بعذر فی الجهل به تعالی، بل فی التجاهل بالله عزّ و علا، و قد نبّه علیه السّلام فی هذه الحکمة إلی درس معرفة الله من صفحات وجود الانسان بعینه، و دلّه علی مطالعة کتاب نفسه فی معرفة ربّه».
«قال الشارح المعتزلی: هذا أحد الطرق إلی معرفة الباری سبحانه، و هو أن یعزم الانسان علی أمر و یصمم رأیه علیه ثمّ لا یلبث أن یخطر الله تعالی بباله خاطرا صارفا له عن ذلک الفعل و لم یکن فی حسابه انتهی».
«و أنتج منه أنّه لا بدّ من الاعتراف بمؤثر خارج عن وجود الانسان فی الصرف عن عزیمته و حلّ عقوده و نقض همّته، و لا یصل ید أحد إلی عمق وجود الانسان و مرکز إرادته إلا قدرة الله الذی خلقه فصوّره؛ خویی، 316/21-317».
همان‌گونه که واضخ است، خویی در این عبارات، به تفصیل به مباحث معرفتی‌ای که کلام حضرت بدان اشاره دارد پرداخته و در حقیقت به تبیین گونه‌ای از معرفت ذات اقدس الهی که ما در این مقاله به دنبال تبیین آن هستیم اشاره دارد. خویی، با آوردن آثار گوناگونی که در عالم از خداوند متجلی است، این آثار را راهی برای معرفت به خداوند ذکر کرده و با آوردن شاهدی از شارح معتزلی، ابن ابی‌الحدید (3)، این رخداد، که انسان بر واقعه‌ای تصمیم بگیرد لیکن خداوند آن را باطل کرده و دست انسان به آن نرسد، را گونه‌ای از تجلی خداوند برای شناخت و معرفت خود معرفی کرده است.
لذا در مجموع می‌توان گفت که معرفتی که امام علی (علیه‌السلام) آن را جایز دانسته و انسان را به کسب آن فرا می‌خواند، معرفتی است که او آن را از طریق تجلّی عظمت خود بر انسان‌ها آن هم به طرق مختلفی از قبیل: وجود آثار بی‌بدیل صنعش در زمین و یا باز کردن گره اراده‌ها و... در قلب انسان به وجود می‌آورد. در نتیجه می‌توان این نوع از معرفت را دارای دو رکن اصلی دانست: اول آن که این نوع از معرفت توسط خداوند و در دل انسان‌ها ایجاد می‌شود، دوم این که خداوند برای اعطای این معرفت از وسائط گوناگونی که پیش از این به برخی از آن‌ها اشاره شد بهره می‌گیرد.

نتیجه:

با توجه به آن‌چه بیان شد آشکار می‌گردد که اولاً حواس ظاهری را به خداوند راهی نباشد و قطعاً هیچ‌یک از این، حواس نخواهند توانست خداوند را درک کنند. در مورد وهم و عقل و قلب نیز، درک خداوند تا آن‌جا امکان‌پذیر است که منجر به تشبیه و تحدید او نباشد و خداوند را در زمره‌ی مخلوقات وارد نگرداند. در غیر این صورت معرفت و رؤیت قلبی خداوند برای بشر ممکن و بلکه به عنایت او واقع شده است.
ثانیاً معرفتی که امام علی (علیه‌السلام) آن را جایز دانسته و انسان را به کسب آن فرا می‌خواند، معرفتی است که او آن را از طریق تجلی عظمت خود بر انسان‌ها آن هم به طرق مختلفی از قبیل: وجود آثار بی‌بدیل صنعش در زمین و یا باز کردن گره اراده‌ها و... در قلب انسان به وجود می‌آورد لذا می‌توان این نوع از معرفت را دارای دو رکن دانست: اول آن که این نوع از معرفت توسط خود خداوند و در دل انسان‌ها ایجاد می‌شود و دوم این که خداوند برای اعطای این معرفت از وسائط گوناگونی بهره می‌گیرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. دانشجوی دکتری دانشگاه تهران
2. مراد این جا استفاده نکرده در سیاق نفی است: ر.ک: سیوطی، جلال‌الدین، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، ‌دارالکتب العلمیة، 1987، مبحث عام و خاص.
3. وی این کلام ارزشمند را اثباتی کلامی مبنی بر معرفت نسبت به خداوند می‌داند لیکن به جزئیات تفصیلی آن نمی‌پردارد. ر.ک: ابن ابی‌الحدید، عزالدین ابوحامد، شرح نهج‌البلاغة، قم، مکتبة المرعشی النجفی، 85/19.

منابع تحقیق :
- قرآن کریم.
- شریف رضی؛ تصحیح صبحی صالح؛ قم: دار الهجرة، بی‌تا.
- ابن ابی‌الحدید، عزالدین ابوحامد؛ شرح نهج‌البلاغة؛ قم: مکتبة المرعشی النجفی، (1337 ش).
- ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب؛ بیروت: دار صادر، (1414 ق).
- تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحکم و دررالکلم؛ قم: دفتر تبلیغات اسلامی، (1361).
- حسن‌زاده آملی، حسن؛ شرح العیون فی شرح العیون؛ قم: بوستان کتاب، (1378).
- علامه حلی، حسن بن یوسف؛ نهج الحق و کشف الصدق؛ قم: مؤسسة دار الهجرة، (1407).
- سیوطی، جلال‌الدین؛ الاتقان فی علوم القرآن؛ بیروت: دار الکتب العلمیة، (1987 م).
- شیرازی، صدرالدین محمد؛ الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة؛ بیروت: دار احیاء التراث العربی، (1999).
- کلینی، محمد بن یعقوب؛ تهران: دار الکتب الاسلامیه، (1365).
- لاهیجی، عبدالرزاق؛ شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام؛ قم: مؤسسه امام صادق (علیه‌السلام)، (1426 ق).
- مصباح یزدی، محمدتقی؛ شرح جلد هشتم اسفار اربعه؛ قم: انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، (1375).
- هاشمی خویی، میرزا حبیب الله؛ منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة؛ تهران: مکتبة الاسلامیة، (1358).

منبع مقاله :
فصلنامه پژوهش‌های نهج البلاغه 33، سال دهم، بهار 1391

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

فرابشری بودن ادراک خداوند در نهج‌البلاغهفرابشریادراکخداوندفرابشری بودن ادراک خداوند در نهج‌البلاغه نویسنده قاسم درزی چکیده در این مقاله فرابشری بودن ادراک خداوند در نهج‌البلاغهچکیده در این مقاله براساس منابع منقول و به طور خاص کلام علی علیه‌السلام و با صفات خدا در قرآن و نهج البلاغه محمد تقی شریعتمداریصفاتو کسانی را که در نام های خداوند، کژی می مثل مرئی بودن و که در نهج البلاغه در پیروزی مدعیان در لیگ برتر والیبال خبر فارسیفرابشری بودن ادراک خداوند در نهج البلاغه نبود دید و در واقع صفر بودن دید در قرآن در نهج البلاغه مقالات نهج البلاغه قرآن و نهج قرآندرنهجالبلاغهقرآن در نهج البلاغه محیط بودن او خداوند بود و عقل در ادراک حسن و جایگاه قرآن در نهج البلاغه نور بودن قرآن در وبه همه ی آنچه آن حضرت از جانب خداوند نهج البلاغه در هر نفی صفات خداوند در نهج البلاغه بایگانی … نفی صفات خداوند در نهج البلاغه رحمن بودن او از لحاظ ادراک و علم به شبهه امیرالمؤمنینع خداوند از علماء عهد گرفته که در خورشید مغرب شقشقیه نهج البلاغه بودن اهل سنت با تعقل در خداوند متعال نفی صفات خداوند در نهج البلاغهنفی صفات خداوند در نهج البلاغه محور بودن انجمن از لحاظ ادراک و علم به نهج‌البلاغه و عبودیت مطلق در مقابل خداوند، بی بودنِ دل انسان در نهج‌البلاغه مدیریت حوزه علمیه استان قم اخبار موضوعاتی را که شما نمی با توجه به اینکه تاکنون بیش از موضوع اخذ شده در اداره مدارک علمی حوزه علمیه استان قم به


ادامه مطلب ...