چکیده
در عصر حاضر در همه کشورهای اسلامی، نوعی بیداری اسلامی پدید آمده است. جهانخواران که سودای حاکمیت بر سراسر جهان را در سر میپرورانند، از بیداری و وحدت امت اسلامی بیمناکاند و آن را مانعی در برابر نقشههای خود میشمرند. آنها در تلاشاند ضمن جلوگیری از پیشرفت موج بیداری اسلامی، از هر راهی برای انحراف مردم استفاده نمایند. یکی از این راهها، استفاده از جریانهای انحرافی برای مقابله با جریان بیداری اسلامی است.1. مقدمه
در دوران امامت امام رضا (علیه السلام) ، به دلیل علاقه مأمون به مباحث کلامی و فلسفی، علمای بسیاری به این بحثها پرداختند. کاهش فشارها و آزادی بیان در جامعه، موجب ظهور اندیشهها و افکار مختلفی شد و رواج اندیشههای انحرافی نیز به اوج خود رسید. امام رضا (علیه السلام) به عنوان امام جامعه شیعی و بر اساس وظیفه ای که برای هدایت امت بر عهده داشت، باید با این افکار و جریانهای انحرافی مبارزه مینمود. از این رو، آن حضرت ضمن تبیین افکار و جریانهای انحرافی موجود برای (مردم، با این جریانها به مبارزه پرداخت. (12. نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدها
تحلیل SWOT به منظور شناسایی و بررسی عوامل مؤثر درونی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل تأثیرگذار بیرونی (فرصتها و تهدیدها) بر میزان توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم کشور و آگاهی بخشی در زمینه اقدامات جریانهای انحرافی به کار برده میشود. (2) در حقیقت از این روش به عنوان ابزاری جهت شناسایی مسائل استراتژیک و ارائه راهبردها و استراتژی های مناسب، استفاده میگردد.الف - احادیث رضوی و عوامل داخلی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با جریانهای انحرافی در بین مردم
مسلمانان پس از رحلت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و با توسعه سرزمینهای اسلامی، به فرقههای گوناگون تقسیم شدند و به تدریج انحرافاتی در عقاید آنها پدیدار شد. ائمه (علیه السلام) که جانشینان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان امت اسلامی بودند، به مقابله با این انحرافات پرداختند و در زمانهای مناسب، عقاید نادرست ایشان را بیان فرمودند. امام رضا (علیه السلام) که در دوران خلافت مأمون، در پایتخت زندگی میکرد، با فرقههای مختلفی مواجه بود که از جمله آنها فرقههای واقفیه، غلات، متصوّفه، معتزله جبریون و مفوّضه بودند.
شماره |
نقاط قوت (Strenghts ) |
1 |
تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی آمدهای آن و نیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریانهای انحرافی در کشور |
2 |
برگزاری مراسمها و همایشهای ملی و بینالمللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریانهای انحرافی |
3 |
وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریانهای انحرافی |
4 |
توجه به محتوای اشعار و مطالب مرتبط با بیداری اسلامی و ارائه تفسیری جامع در این زمینه |
5 |
برگزاری جشنوارهها و مسابقات در این زمینه و تلاش برای ارائه چهره واقعی اسلام ناب محمدی |
6 |
وجود دلباختگان و دوستداران فراوان مبحث بیداری اسلامی و انزجار از جریانهای انحرافی در داخل و خارج از کشور |
7 |
استفاده از دستآوردهای بیداری اسلامی برای حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه |
8 |
جذابیت بسیاری از برنامههای ارائه شده در این زمینه |
9 |
بهرهگیری از امکانات و فنآوریهای روز در سطح مؤسسات فرهنگی کشور برای اشاعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با اقدامات جریانهای انحرافی |
شماره |
نقاط ضعف (Weaknesses ) |
1 |
عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریانهای انحرافی |
2 |
توجه محدود مسئولان و الگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریانهای انحرافی |
3 |
تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریانهای انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها |
4 |
بیتوجهی به سامان دهی و برنامهریزی امور فرهنگی و اجتماعی بیداری اسلامی و مبارزه گسترده با جریانهای انحرافی |
5 |
عدم تلاش گسترده از سوی کشورهای اسلامی برای مبارزه با جریانهای انحرافی و بسط تفکر ناب اسلامی |
6 |
نگاه محدود به مردم در مسائل بیداری اسلامی |
7 |
توجه مسئولان فرهنگی به مسائل فرعی و غفلت از کارکرد تربیتی و تعلیمی و عملی مسائل بیداری اسلامی |
8 |
عدم بررسی همهجانبه جریانهای انحرافی و بیان تفکرات، عقاید و منشأ ایجاد آنها |
9 |
برخورد نامناسب برخی از مسئولان و اعضای هیئت امنای مؤسسات و پژوهشکدهها با مردم |
10 |
تراکم کاری بسیاری از افراد جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی و محدود شدن توجه آنان به مسائل بیداری اسلامی |
11 |
استفاده بسیار محدود کشورهای اسلامی از تجربیات بزرگان دینی در مبارزه با جریانهای انحرافی |
12 |
سخنرانیها و مراسم ضعیف در مؤسسات و کانونها و دعوت نکردن از سخنرانان ماهر |
13 |
نگاه کلیشهای و حاشیهای به مباحث اصیل معنوی و مذهبی در بسیاری از کشورهای اسلامی |
14 |
عدم ارائه برنامهای جامع و محرک در برابر برنامههای دنیای استکبار علیه بیداری اسلامی و فعالیتهای جریانهای انحرافی |
15 |
تکیه بر تبلیغ سنتی و استفاده نکردن از ابزار و فن آوریهای نوین |
16 |
اختلافهای سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشهای با جریانهای انحرافی |
شماره |
فرصتها (Opportunities ) |
1 |
توجه مسئولان به مسائل روز جریانهای انحرافی و اندیشیدن تدبیری در این زمینه |
2 |
فراهم آوردن شرایط حضور مردم در مباحث بیداری اسلامی و جریان تکفیری و مناظره و مباحثه رو دررو و با واسطه |
3 |
استفاده از ترفندهای سیاسی جهت به انزوا کشاندن جریانهای انحرافی و تلاش برای ممانعت از ارتباط کشورهای مسلمان با جریانهای انحرافی |
4 |
ارزش دادن به دیدگاه مردم و استقبال از ایدهها و طرحهای نوین در این زمینه |
5 |
فراهم کردن شرایط بررسی مباحث بیداری اسلامی و جریانهای انحرافی و ارتباط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارشهای روشنگرانه به آنها دراین زمینه |
6 |
افزایش امکانات فرهنگی مؤسسات و پایگاه های فرهنگی کشور |
7 |
فراهم نمودن شرایط شناخت بیداری اسلامی و اقدامات جریان های انحرافی توسط خانوادهها |
8 |
تقدیر از افراد، مؤسسات و پژوهشکدههای موفق در این زمینه |
9 |
استفاده از مسئولان جوان و دارای رویکرد جوانگرایانه |
10 |
استفاده از افراد مجرب و توانمند در مباحث بیداری اسلامی و جریانهای انحرافی |
شماره |
تهدیدها (Threats ) |
1 |
نداشتن برنامه راهبردی، جذاب و رقابتی در برابر برنامههای جذاب دشمنان و اقدامات جریانهای انحرافی |
2 |
سوء استفاده جریان های انحرافی از برخی اقدامات کشورهای اسلامی و جریانهای سیاسی برای ایجاد انحراف فکری و تزلزل در جامعه اسلامی |
3 |
عدم بهرهگیری از نظر و دیدگاه مردم در این زمینه |
4 |
افزایش نرخ بیکار، تورم و مشکلات اقتصادی و تأثیر آن بر فکر و روان مردم و افزایش ساعات کاری آنها و در نتیجه، عدم کارایی معنوی مباحث بیداری اسلامی وجریانهای انحرافی |
5 |
عدم برنامهریزی در برابر هجمه های فرهنگی دشمنان و جریانهای انحرافی |
6 |
عدم اجرای برنامههای فرهنگی در مدارس و دانشگاه ها در این زمینه |
7 |
عدم توجه به تکنولوژی و بهره گیری از آن در معرفی بیداری اسلامی |
8 |
آلوده شدن جو عمومی جامعه و عدم تطابق گفتار و عمل و عدم بهرهگیری از فرهنگ بیداری اسلامی |
9 |
وجود دوستان ناباب و معاشران ناصالح و دوری گزیدن از مباحث معنوی و سیاسی |
10 |
ایجاد محیط ناامن فکری و فرهنگی برای مردم |
11 |
اختلافهای سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشهای با جریانهای انحرافی |
الف - نتایج تجزیه و تحلیل عوامل داخلی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریانهای انحرافی در بین مردم (IFAS)
برای سازماندهی عوامل داخلی در قالب نقاط قوت و ضعف فراروی سیستم، با استفاده از عوامل درجهبندی و با توجه به اهمیت هر یک از این نقاط، میزان تأثیرگذاری آنها بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریانهای انحرافی در بین مردم، در قالب جداول زیر، محاسبه شد:
نقاط قوت |
وزن |
درجه بندی |
امتیاز وزنی |
وجود تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی آمدهای آن ونیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریانهای انحرافی در کشور |
8/15/. |
4 |
2/63/. |
برگزاری مراسمها و همایشهای ملی و بینالمللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریانهای انحرافی |
2/14/. |
4 |
8/56/. |
وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریان های انحرافی |
13/. |
4 |
52/. |
توجه به محتوای اشعار و مطالب مرتبط با بیداری اسلامی و ارائه تفسیری جامع در این زمینه |
12/. |
3 |
36/. |
برگزاری جشنوارهها و مسابقات در این زمینه و تلاش برای ارائه چهره واقعی اسلام ناب محمدی |
11/. |
3 |
33/. |
وجود دل باختگان و دوستداران فراوان مبحث بیداری اسلامی و انزجار از جریانهای انحرافی در داخل و خارج از کشور |
1/. |
3 |
3/. |
استفاده از دستآوردهای بیداری اسلامی برای حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه |
09/. |
2 |
18/. |
جذابیت بسیاری از برنامههای ارائه شده در این زمینه |
08/. |
2 |
16/. |
بهرهگیری از امکانات و فنآوریهای روز در سطح مؤسسات فرهنگی کشور برای اشاعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با اقدامات جریانهای انحرافی |
07/. |
1 |
07/. |
جمع |
1 |
|
1/3 |
نقاط ضعف |
وزن |
درجه بندی |
امتیاز وزنی |
عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریانهای انحرافی |
099/. |
4 |
396/. |
توجه محدود مسئولان والگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریانهای انحرافی |
091/. |
4 |
364/. |
تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریانهای انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها |
08/. |
4 |
32/. |
بیتوجهی به ساماندهی و برنامهریزی امور فرهنگی و اجتماعی بیداری اسلامی و مبارزه گسترده با جریانهای انحرافی |
07/. |
4 |
28/. |
عدم تلاش گسترده از سوی کشورهای اسلامی برای مبارزه با جریانهای انحرافی و بسط تفکر ناب اسلامی |
06/. |
4 |
24/. |
نگاه محدود به مردم در مسائل بیداری اسلامی |
06/. |
4 |
24/. |
توجه مسئولان فرهنگی به مسائل فرعی و غفلت از کارکرد تربیتی و تعلیمی و عملی مسائل بیداری اسلامی |
06/. |
3 |
18/. |
عدم بررسی همه جانبه جریانهای انحرافی و بیان تفکرات، عقاید و منشأ ایجاد آنها |
06/. |
3 |
18/. |
برخورد نامناسب برخی از مسئولان و هیئت امنای مؤسسات و پژوهشکدهها با مردم |
06/. |
3 |
18/. |
تراکم کاری بسیاری از افراد جامعه به دلل مشکلات اقتصادی و محدود شدن توجه آنان به مسائل بیداری |
06/. |
3 |
18/. |
استفاده بسیار محدود کشورهای اسلای از تجربیات بزرگان دینی در مبارزه با جریانهای انحرافی |
05/. |
3 |
15/. |
سخنرانیها و مراسم ضعیف در مؤسسات و کانونها و دعوت نکردن از سخنرانان ماهر |
05/. |
2 |
1/. |
نگاه کلیشه ای و حاشیهای به مباحث اصیل معنوی و مذهبی در بسیاری از کشورهای اسلامی |
04/. |
2 |
08/. |
عدم ارائه برنامهای جامع محرک در برابر برنامههای دنیای استکبار علیه بیداری اسلامی و فعالیتهای جریانهای انحرافی |
03/. |
2 |
06/. |
تکیه بر تبلیغ سنتی و استفاده نکردن از بزار و فنآوریهای نوین |
03/. |
2 |
06/. |
اختلافهای سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشهای با جریانهای انحرافی |
02/. |
1 |
02/. |
جمع |
1 |
|
01/3 |
ب- نتایج تجزیه و تحلیل عوامل خارجی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریانهای انحرافی در بین مردم (EFAS)
برای سازماندهی عوامل خارجی در قالب فرصتها و تهدیدهای فراروی سیستم، با استفاده از عوامل درجه بندی و با توجه به اهمیت هر یک از فرصتها و تهدیدها، میزان تأثیرگذاری آنها بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم در ایران، محاسبه و به شرح جداول ذیل تعیین گردید:
فرصتها |
وزن |
درجه بندی |
امتیاز وزنی |
توجه مسئولان به مسائل روز جریانهای انحرافی و اندیشیدن تدبیری در این زمینه |
15/. |
4 |
6/. |
فراهم آوردن شرایط حضور مردم در مباحث بیداری اسلامی و جریان تکفیری و مناظره و مباحثه رو دررو و با واسطه |
13/. |
4 |
52/. |
استفاده از ترفندهای سیاسی جهت به انزوا کشاندن جریان های انحرافی و تلاش برای ممانعت از ارتباط کشورهای مسلمان با جریانهای انحرافی |
12/. |
4 |
48/. |
ارزش دادن به دیدگاه مردم و استقبال از ایدهها و طرحهای نوین در این زمینه |
11/. |
3 |
33/. |
فراهم کردن شرایط بررسی مباحث بیداری اسلامی و جریانهای انحرافی و ارتبط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارشهای روشنگرانه به آنها در این زمینه |
1/. |
3 |
3/. |
افزایش امکانات فرهنگی مؤسسات و پایگاههای فرهنگی کشور |
1/. |
3 |
3/. |
فراهم نمودن شرایط شناخت بیداری اسلامی و اقدامات جریانهای انحرافی توسط خانوادهها |
08/. |
3 |
24/. |
تقدیر از افراد، و مؤسسات و پژوهشکدههای موفق در این زمینه |
08/. |
2 |
16/. |
دیابت شیرین بیماری بوده که در آن به دلیل تولید ناکافی انسولین و یا مقاومت انسولین، سلول های بدن قادر ادامه ...
دیابت یک نوع بیماری مزمن بوده که می تواند پیشگیری شود، اما قابل درمان قطعی نیست. علائم اولیه ی این بیماری ادامه ...
دیابت یک اختلال در سوخت و ساز بوده که به واسطه ی سطوح بالای گلوکز در خون ایجاد می شود. مردان و زنان هر ادامه ...
HIV یا ویروس نقص ایمنی بدن انسان به علت سندروم نقص ایمنی اکتسابی به وجود آمده که طی این بیماری سلول های ادامه ...
علائم اولیه ی ایدز در زنان و مردان شبیه بیماری های دیگر می باشد. در این مقاله اطلاعاتی در رابطه با علائم ادامه ...
1. بیشتر منابع و مأخذ موجود در بررسی صهیونیسم و اسرائیل، همان منابع صهیونیستی میباشد! در نتیجه مطالعهکنندگان، ادامه ...
امپریالیسم جهت تحقق اهداف خود در کشورهای مستعمره از هر اقدامی استفاده میکند. یکی از ابزارهای تحقق اهداف ادامه ...
در دوران پس از جنگ جهانی دوم، جهان شاهد فروریختگی و تجزیه امپراتوریهای استعماری بود. طی این مدت، بسیاری ادامه ...
صهیون یا صیون نام کوهی است در اورشلیم که هیکل یا معبد بنیاسرائیل بر آن ساخته شده بود، لذا معنی لغوی ادامه ...
آیا روشنفکران گروه پر شماری از مردماند یا دستهای بینهایت کوچک، ولی منحصر به فرد، از آنها را تشکیل ادامه ...
ریشهی مفهوم «روشنفکر» به معنی امروزی آن، را شاید بتوان در روند دادگاهی یافت که در آن آلفرد دریفوس، افسر ادامه ...
این پرسش برای ما مطرح است که ارتباط میان دو مفهومی در ساختار «جهان» ی که به وسیلهی گفتار و اسطوره تحقق ادامه ...
اگر خواسته باشیم به ماهیت ویژهی مفهوم دینی- اسطورهای نه تنها از طریق نتایج این مفهوم بلکه از رهگذر ادامه ...
افلاطون در نخستین عبارت گفتگونامهی فایدروس وصف میکند که چگونه سقراط پس از برخورد با فایدروس میگذارد ادامه ...
برخی از ماتریالیستها مدعیاند که اصل وجود ماده وجود ثابت و مستغنی از هرگونه علت است، اما تغییر در وضعیت ادامه ...
یکی از براهین مثبت وجود خداوند تمسک به حدوث جهان امکان و در رأس آن عالم ماده و طبیعت است. به این معنی ادامه ...
صدیقین جمع کلمه صدّیق و صدّیق صیغه مبالغه است یعنی کسی که در راست گفتاری و صدق به مقام اعلی برسد، اما ادامه ...
شبهه پیشین میخواست با انکار اصل علیت به نوعی به تبیین پدیدههای مادی بپردازد که نیازی به اصل علیت به ادامه ...
چکیده
جریان تکفیری به عده معدودی از علمای حنبلی منطقه نجد عربستان متعلق است که برای توجیه رویه خاص خود، به ویژه در شیعه ستیزی، از عنوان اهل سنت و جماعت سوء استفاده میکنند. این اقلیت به رغم این تاکتیک، تاکنون نه تنها در ایجاد اجماع در جهان اهل سنت ناکام ماندهاند، بلکه علمای محققِ بیغرض و آزاد اندیشی از اهل سنت نیز به جریان تکفیر واکنش نشان دادهاند و با انتقاد جدی و تحلیل دقیق، نقاط ضعف و انشقاق آن را از جریان فکری اسلامی نمایان کردهاند. در مقاله پیش رو، از میان خیل اندیشهوران اهل سنتِ مخالف جریان تکفیر، چند نفر شاخص گزینش و محورهای انتقادی آنها بازخوانی شده است. نهضت ضد تکفیر، مورد تأکید سلیمان بن عبدالوهاب، زینی دحلان، زاهد کوثری، فرحان مالکی، رمضان البوطی و علی السقاف است که همه از متکفران بنام جهان اهل سنتاند. در نقد جریان تکفیر، ضمن ایجاد جریان فکری متعهد اسلامی (که به صورت مضمر، حامل پیام وحدت اسلامی است). در برابر انحرافی آشکار، سه نکته مهم نیز وجود دارد: 1. مانع از مصادره ناحق عنوان اهل سنت توسط تکفیریهاست؛ 2. از ایجاد اجماع در جهان اهل سنت علیه تشیع و مخالفان ممانعت کرده است؛ 3. ادعاهای جریان تکفیر در مورد راست کیشی خود و شرک و کفر و انحراف مخالفان قانع کننده نیست.مقدمه
در تاریخ تفکر اسلامی، معدود گروههایی بودند که مخالفان کلامی خود را به کفر متهم میکردند. در رأس این جریان در قرون اولیه، خوارج قرار دارد. (2) در بستر تاریخ اندیشهی اسلامی، تکثر فرق کلامی و مکاتب فقهی، امر پذیرفته شدهای است و کسی به واسطه تعلقات مکتبی و فکری با اتهام کفر، طرد و رفض نمیشود. در قرن دوازده هجری، روحانی حنبلی از منطقه «نجد» با رویکرد خاص به مقوله ایمان و به بهانه ایجاد خلوص در بین مسلمانان و دفاع از توحید، اغلب مسلمانان عصر خود را مشرک و کافر نامید و جهاد با آنان را واجب اعلام کرد. (3) متعاقب آن، نهب و غارت اموال و قتل نفوس محترم مسلمانان توسط تکفیریها شروع شد که دامنه خسارتبار آن همچنان ادامه دارد. سلیمان بن عبدالوهاب، برادر بنیانگذار وهابیت تکفیری با مذمت در مورد این جریان مینویسد:جریان تکفیر در محک اندیشه عالمان اهل سنت
ریشه اصلی جریانی که به تکفیر مربوط است و در عصر حاضر، آثار آن موجب خسارتهای جبرانناپذیر در جهان اسلام شده است، به ظهور عالم حنبلی در قرن هفت و هشت به نام «ابنتیمیه حرانی» بر میگردد. اندیشه او در عصر خود با عکسالعمل سلبی علمای چهارگانه فقهی اهل سنت مواجه شد و ابنتیمیه، چند سالی با حکم فقهی فقهای اهل سنت، زندانی گردید. بعد از فوت او، غیر از اندکی از شاگردان وفادارش، مانند ابنقیم جوزی، اندیشههای وی همچنان مورد بیاعتنایی جهان اهل سنت قرار گرفت. در قرن دوازده، عالمی حنبلی در نجد، داعیهی احیای اندیشههای ابنتیمیه را داشت که با طرد و رفض جهان اسلام مواجه شد، اما به مرور با پیوند قدرت سیاسی و مالی در شبه جزیره عربستان و اعمال خشونت و کشتار و ارهاب و ارعاب، جای پای خود را محکم کرد و با پروژه مشرکسازی و تکفیر مسلمانان و دعوت به توحید با قرائت خاص و ادعای راست کیشی، به کشتار و غارت دامنه داری دست زد و امروزه اخلافِ هم مسلک او، با ادامه آن روند مخرب، به ایجاد تفرقه و واگرایی در جهان اسلام ادامه میدهند. به رغم تبلیغات پر حجم و اعمال خشونتهای افسارگسیخته و ایجاد فضای وحشت، عده زیادی از اندیشهوران جهان اسلام در برابر آن واکنش نشان دادهاند و به نقد شخصیت رهبران و محتوای تعلیمی و رفتارهای جریان مذکور پرداختهاند. این اندیشهوران از علمای حنبلی، شافعیع حنفی و مالکی و از سرزمینهای مختلف اسلامی انتخاب شدهاند. در حقیقت، مخالفت با جریان تندرو تکفیر و رهبران و عقاید کلامی آنها، بسیار دامنهدار است.1. سلیمان بن عبدالوهاب (وفات 1210 ق):
سلیمان بن عبدالوهاب، از علمای حنبلی نجد و برادر بزرگتر بنیانگذار سلفیگری تکفیری، از مخالفان جدی است که با نوشتن کتاب الصواعق الالهیة فی الرد علی الوهابیة، بیپرده به خطر این جریان تصریح و بدون تأثیرپذیری از نسبت خانوادگی با آزاداندیشی، مبانی آن را با محک نقد علمی ارزیابی میکند و با مساعی فراوان، بنیادهای اندیشه آنان را به چالش میکشد. ایشان در کتاب مذکور، از جریان وهابیت به «فتنه» یاد میکند. (17) او در تقبیح نظریات و استدلالهای آنها از تعابیری چون مفاهیم «فاسدة» و «احتجاج فاسد» استفاده میکند. (18) که نشان دهنده موضع شدید سلبی او در مورد جریان مذکور است.وهابیت تکفیری گسسته از سلف
سلیمان، افراط وهابیان را در مخالفت با توسل و نذر، حتی برخلاف نظر سلف تئوریپرداز آنها، یعنی ابنتیمیه و ابنقیم میداند. (19) او سپس نظریه آنها را در مورد تکفیر مسلمانان به علت نذر و قربانی برای غیر خدا و تبرک به قبر و مسح آن رد میکند. (20)هم مسلکی با خوارج به جای سلف صالح و بدنه امت
سلیمان، با طعنهای پر معنی در شبیهسازی زیرکانه مینویسد: «اولین گروهی که از بدنه امت خارج شدند، گروه خوارج در زمان علی بن ابیطالب بودند که در بیان پیامبر، همانند تیری که از کمان رها میشود، از اسلام خارج شدند و با کافر دانستن غیر خود، به کشتار مسلمانان دست زدند. (22) او با زیرکی و استفهام انکاری میپرسد: «تزعمون انکم ائمة تجب طاعتکم؟ (23) ایشان سپس با ذکر مفاد احادیثی از جوامع روایی اهل سنت و شواهد زیاد از رفتار بزرگان دین که از نظر وهابیان کفر شمرده میشود، مدعای آنان را باطل اعلام میکند. (24) سلیمان، تلاش بیهوده تکفیریها را در تخریب قبور صالحان ملامت میکند و آن را پدیدهای برخلاف نظر عموم مسلمانان میداند، زیرا مقبرهها در بلاد مسلمانان از سالهای قبل وجود داشته است، ولی کسی به سبب وجود آنها بلاد مسلمانان را بلاد کفر ننامید. (25)بیتوجهی وهابیان به اصول اندیشه اهل سنت
او در ادامه با لحنی ملامتآمیز، وهابیون را مورد خطاب قرار میدهد که با فرض گمان شما که نذر و امثال آن، برای غیر خدا کفرآمیز میدانید، اصل مسلّمی مورد پذیرش و اجماعی اهل سنت مغفول مانده است که مورد تصریح ابنتیمیه هم میباشد و آن این که: «ان الجاهل و المخطئی من هذه الامة لو عمل من الکفر و الشرک ما یکون صاحبه مشرکاً او کافراً لانه یعذر بالجهل و الخطاء حتی تتبین له الحجة... او ینکر ما هو معلوم بالضرورة من دین الاسلام مما اجمعوا علیه اجماعاً جلیاً قطعیاً یعرفه کل من المسلمین من غیر نظر و تأمل.» (26) او با واقعبینی به اصل دیگری اشاره میکند که مخالف صریح روش پروژه مشرکسازی و کافرانگاری مسلمانان است و آن این که جز در افراد بسیار معدودی، ایمان خالص صددرصدی یافت نمیشود و وجود مقداری ناخالصی، کسی را از آیین اسلام خارج نمیکند: «ههنا اصل آخر و هو ان المسلم قد تجتمع فیه المادتان الکفر و الاسلام و الکفر و النفاق و الشرک و الایمان و آنها تجتمع فیه المادتان و لایکفر کفراً ینقل عن الملة کما هو مذهب اهل السنة و الجماعة.» (27)پروژه تکفیر مسلمانان برخلاف اصول تعلیمی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
سلیمان، بخش قابل توجهی از کتاب خود را به مخالفت با مشرکسازی و کافرانگاری مسلمانان اختصاص داده است و با ذکر 52 حدیث از کتب معتبر اهل سنت و جماعت، تصریح میکند که قائلان به شهادتین را نمیتوان نسبت کفر داد. پیآمد این دیدگاه، محکومیت علمی و عملی با نظریات و رفتارهایی است که موجب گسستگی در جوامع اسلامی و واگرایی در ملت واحده و کشتار وسیع مسلمانان بعد از ظهور و بروز پدیده تنگنظرانه تکفیری شد.2. سید احمد زینی دحلان (1231-1304 ق):
از علمای شافعی و مفتی مکه، صاحب تألیفات متعددی از قبیل الفتوحات الاسلامیة بعد الفتوحات النبویة، السیرة النبویة، تاریخ الاندلس، تاریخ امراء بلد الحرام، فتنة وهابیت و الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة است. این عالم سنی در دو کتاب اخیر، خصوصاً فتنه وهابیت، با ادبیات آتشین، از رهبران جریان تکفیر و مواضع فکری و عملکرد آنها انتقاد کرده است.توصیف بنیانگذار جریان تکفیر
زینی دحلان، رهبر وهابیت تکفیری را با این عبارتها توصیف میکند: «محمد بن عبدالوهاب کسی است که این بدعت را جعل کرد. او در روز جمعه در مسجد درعیه خطبه میخواند و در هر خطبهای میگفت: «هر کس به پیامبر متوسل شود، کافر است» برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب که از اهل علم بود، او را شدیداً انکار نمود و از هیچ یک از بدعتهایش پیروی نمیکرد. روزی برادرش سلیمان به او گفت: «ارکان اسلام چندتاست؟ گفت پنج تا، او گفت: ولی تو اسلام را شش تا میدانی و ششم آن این است که هر کس از تو تبعیت نکند، مسلمان نیست.» (28)انتقاد از رفتارها و خشونتهای وهابیت تکفیری
زینی دحلان، ظهور وهابیت را فتنه ناگوار در حجاز توصیف میکند. (32) ایشان معتقد است که فتنه وهابیت یکی از مصیبتهای بزرگی بود که اهل اسلام گرفتار آن شدند. (33)انحراف در دیدگاههای کلامی تکفیریها
زینی دحلان، عقاید بنیانگذار وهابیت را در مورد منع زیارت و توسل به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تقبیح میکند. (38) ابنعبدالوهاب در نظریاتش، ادله مقبولی ندارد. (39) او هم چنین بر موضعگیری بسیاری از علمای دین در مقابل نظریات محمد بن عبدالوهاب با تألیف کتب متعدد صحه گذاشته است. (40) علمای حرمین شریفین در سال 1165 ق در حکمرانی مسعود بن سعید بن سعد بن زید، عقاید وهابیان را کفرآمیز میدانستند. (41)مشروعت توسل و استغاثه
دحلان، بخش قابل توجهی از کتاب الدرر السنیة را به مشروعیت توسل و مخالفت با نظر وهابیها در این مورد اختصاص داده است: «اما منع التوسل مطلقاً فلا وجه له». (46) وی با صراحت، زیارت و توسل را مبتنی بر کتاب و سنت و اتفاق نظر امت، مشروع میداند: «اعلم رحمک الله ان زیارة قبر نبیناً (صلی الله علیه و آله و سلم) مشروعة، مطلوبة بالکتاب و السنة و اجماع الامة». (47) ایشان منشأ توسل را تعلیمات نبی اسلام معرفی میکند: «اما التوسل فقد صح صدوره من النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)». (48) دحلان، برای متفرد نشان دادن وهابیان در مخالفت با توسل تصریح میکند: «و الحاصل، ان مذهب اهل السنة و الاجماع صحة التوسل و جوازه بالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فی حیاته و بعد وفاته.» (49)3. محمد زاهد کوثری (1296-1371):
از بزرگان احناف آسیای صغیر و صاحب تألیفات و تعلیقات بسیاری است. او از مخالفان و منتقدان جدی ابنتیمیه و محمد ابنعبدالوهاب است به گونهای که ابنتیمیه را بدتر از خوارج معرف میکند.خطای فاحش تکفیریها در حوزه عقاید
کوثری، برای متفرد نشان دادن تکفیریها در مشروعیت توسل، مسلمانان را به کتاب مصباح الصلاح فی المستغیثین بخیر الانام تلسمانی مالکی از علمای قرن هفتم (م 683 ق) ارجاع میدهد. ایشان در کتاب مقالات الکوثری، در مورد تنقیص مقام امام علی (علیهالسلام) در کتب ابنتیمیه واکنش سختی نشان داده است و گروههای تکفیری را به خوارج تشبیه میکند. (57) که در لسان نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خروج از دین، همانند خروج تیر از کمان تشبیه شدهاند. (58) کوثری، عقاید کلامی ابنتیمیه را در موضوع تشبیه و تجسیم و مطالب خلاف شأن خداوندی (59) و همگرایی پیروان ابنعبدالوهاب را با او در این موضوعات، نقد جدی کرده و عقاید آنها را کفر آشکار نامیده است. (60) کوثری، با استناد به آیات تنزیه، نظر ابنتیمیه را در مورد قرار گرفتن خدا روی عرش که به منزله نشیمنگاه بودن عرش برای خداست و قیام حوادث و اثبات حرکت برای او، کلماتی الحادی و کفر آشکار مینامد. وی در تعریضی آشکار مینویسد: «وهابیان برخلاف کتاب و سنت، خون زائران قبور و متوسلان را مباح میدانستند.» (61)نقد رفتار خشونتآمیز جریان تکفیر
رفتار بیسابقه و بدعتگونه وهابیان در هدم قبور با این عبارت کوثری مورد انتقاد قرار میگیرد که بر قبر و روضه پیامبر از اول تا حال بنایی مستقر است. (65) هیچ عالم اسلامی در خصوص بنای قبر روضه مطهر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) احساس ناخوشآیندی نداشت. چگونه میشود عملی شرکآمیز باشد، اما قاطبه مسلمانان در مورد آن اهتمام ویژه داشته باشند. کوثری، در تعریضی آشکار مینویسد: «وهابیان برخلاف کتاب و سنت، خون زائران قبور و متوسلان را مباح میدانستند. (66) اتهام آدمکشی که از گناهان کبیره در لسان قرآن است». (67) از دیگر موارد قابل ذکر در نقد جریان تکفیر میباشد.4. حسن بن فرحان الکالکی (معاصر، متولد 1390 ق):
از علمای معاصر عربستان و دارای تألیفات مهمی از قبیل بیعة علی بن ابیطالب فی ضوء الروایات الصحیة، داعیة لیس نبیا، نحو انقاذ التاریخ الاسلامی و غیره میباشد. او نه تنها با جریان متصلب و ظاهرگرای حاکم بر آن جا موافق نیست، بلکه آنها را با محوریت کتاب داعیة لیس نبیا به صورت جدی نقد قرار کرده است. فضای بسته آن محیط، بر آزاداندیشی و انصاف علمی وی اثر سوء نداشته است و در فضای تقلید زده وهابیان متحجر ظاهرگرا، فریاد آزاداندیشی و تلاش اجتهادگونه او بسیار خرسند کننده و امیدبخش است.مظلومیت تاریخی اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
فرحان المالکی، در آن فضای مسموم، با شجاعتی مثال زدنی از مظلومیت اهل بیت و امام علی (علیهالسلام) در فرهنگ اسلامی سخن میگوید و دیکتاتوری بنیامیه را آماج نقدهای خود قرار میدهد. او مینویسد:مبارزه بیامان با انحراف تکفیر و ضرورت روشنگری
فرحان مالکی، از جریان وهابیت به عنوان «فتنه بزرگ» و «مصیبت گسترده» نام میبرد (73) برای معرفی حرکت متفرد و غیر اسلامی وهابیت، معتقد است که این جریان که خاستگاهش نجد عربستان میباشد، به همه فرقههای اسلامی ستم کرده است: «و کلهم قد ظلمناهم». (74) وی معتقد است که پیروان ابنعبدالوهاب به اندازهای منحط شدهاند که نظریات او را بر احادیث شریف مقدم میدارند که انحرافی آشکار از روش سلفی است. (75) پیروان ظاهرگرای ابنعبدالوهاب، عمر خود را با امور بیارزش تباه کردهاند و امور مهمی را مانند تکفیر مسلمان و مباح دانست خونشان که محترم و لازم الرعایه است، کوچک میشمارند و با نابخردی، خود را رهرو سلف صالح میدانند. (76) او خود را به جلوگیری از آثار شوم و آلودگی تکفیر ظالمانه و ریخته شدن خون بیگناهان در محیط خفقان عربستان سعودی متعهد میداند: «من التلوث لتکفیر الظالم او الدماء المعصومه». (77)چالشهای کلامی و اعتقادی وهابیت تکفیری
فرحان مالکی در کتاب داعیة لیس نبیاً از صفحه 33 تا 80، از بند بند کتاب کشف الشبهات را انتقاد علمی و 33 شبهه درباره آن را بیان و نقد میکند. ایشان مشروعیت توسل و شفاعت را با استفاده از سیره گذشتگان اثبات میکند. (91)5. محمد سعید رمضان البوطی (1347-1434 ق):
البوطی، از علمای معاصر اهل سنت و قربانی خشونت کور سلفیهای تکفیری در سوریه، عالمی متین و دانشمندی متفکر و مصلح بود. ایشان د رکتاب السلفیة مرحلة زمنیة مبارکة لا مذهب اسلامی، وهابیت تکفیری را به تلویح و تلمیح با «عنوان متمذهب بالسلفیه (متظاهر به سلفی بودن)» منتسب میکند، (118) که بدعتی است بیسابقه و در بین سلف، سابقه ندارد (119): «المتذهب بالسلفیه، بدعة لایقرها اتباع السلف (120) ان المتذهب بمذهب جدید اسمه السلفیه، یقوم علی عصبیة الانتماء شیئی آخر لا شان له بالاتباع المطلوب». (121) ایشان روح مذهب مخترع را عصبیت و مبتنی بر خودخواهی میداند: «روحها العصبیه و انانیتها الجماعیه.» (122)بدعت سلفیت
این عالم دانشمند، تعیین عنوانی به نام «مذهب سلفی، را بدعتی در دین (بدعه طارئة فی الدین) میداند که امت واحد و یک پارچه اسلامی را از هم جدا کرده است و شمول آن بسیار محدود میباشد و عدهای خاص به نام «سلفیها» را در بر میگیرد که سلف صالح این امت و خلف ملتزم به راه و روش آنها، آن را به رسمیت نمیشناسند. (123)انعطاف داشتن و سیال بودن در روش سلف صالح و جمود سلفیه
البوطی، به روش تبلیغ آنها در ادعای انحصار و احتکار حق در خود و نسبت بدعت و ضلالت به دیگران، اعتراض میکند و آن را تعصب شنیع میداند. (130) ایشان روش ظاهرگرایی و تحجر و جمود سلفیت را با شیوههای تحلیلی و ارجاع به مستندات تاریخی و منهج و ممشای سلف صالح رد میکند، زیرا در حیات سلف صالح، دگرگونیهای متنوع و مختلف جریان داشته است و آنها بر گفتار و اقوال خود جمود نداشتند. (131)آسیبشناسی در حوزه روش سلفیت
البوطی، در موضوع روششناسی، با بیان معیار فهم درست متون و نصوص دینی به سلفیه ایراد میگیرد که چرا پویا و به روز عمل نمیکنند. فهم از متون دینی، موازینی از قبیل کیفیت دلالت الفاظ بر معنی، نص و ظواهر، مجمل و مفصل، انشا و اخبار، عام و خاص و مطلق و مقید دارد و هر کس به آنها ملتزم باشد، چه در عصر سلف و چه بعد از آنها، تابع کتاب الله و سنت رسول الله است و اگر ملتزم نباشد، از کتاب و سنت بهرهای نمیبرد، گرچه در زمان صدر اول بوده و در مجالس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حضور دائم داشته است. (139) او شیوه ابنتیمیه (آبشخور اصلی نظریه سلفی تکفیری) را به علت تکفیر دیگران با کمترین اجتهاد و نیز مخالفت با تصوف، رد میکند. (140)تیپشناسی سلفیه
البوطی معتقد است که پیروان مذهب سلفی، بدعتگذار گمراهند و باعث خصومتها و اختلافات در بین مسلمانان شدهاند. (141) نام بردن از وهابیت سلفی تحت عنوان «الفتنه الشنعاء» (142) و «فتنه بدعتآمیز»، (143) نشان دهندهی دیدگاه به شدت انتقادی اوست. البوطی مینویسد: «سلفیهای وهابی، گرفتار خفتگی عقل شدهاند و نسبت دادن جمود عقلی و عدم تحرک فکری به سلفیهای متصلب، توصیف فاصله گرفتن این گروه از روش عقلانی مورد تأکید نصوص دینی و رویه متفکران اسلامی است. (144)انحراف و تزلزل در عقاید سلفیت تکفیری
ایشان در قسمتی از نوشتههای خود، از عقاید کلامی سلفیه وهابی انتقاد میکند. توسل به مقام رسول الله و صالحان ثابت است و عدهای در زمان حضرت به عرق، مو و آب وضوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تبرک میجستند. (147) توسل به صالحان، انسان را از ملت اسلام خارج نمیکند و اعتقاد به این خروج، توهمی است که دلیل ندارد. (148) از نظر ما اشکال ندارد که کسی قصد زیارت قبر و مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را داشته باشد. (149) نظر و استناد ابنتیمیه در مورد بدعت بودن زیارت قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) با میزان لغت و شرع، واهی است. (150) ابنتیمیه در اظهاراتی تند و خارج از عرف، استغاثه کنندگان به میت و غایب و دعاکنندگان در نزد قبور را همانند بتپرستان میداند که شیطان با آنان تخاطب میکند. (151)6. حسن بن علی السقاف (معاصر، متولد 1380 ق):
از علمای شافعی اشعری و از مخالفان و ناقدان معاصر و پرشور وهابیت در کشور اردن است. ایشان در کتاب مناقشة منهج الوهابیة فی العقیدة و التکفیر، السلفیة الوهابیة افکارها الاساسیة و جذورها التاریخیة، اندیشهها و رفتار تکفیریها را آماج نقدهای نفسگیر قرار میدهد.وهابیت، پدیده بیگانه با کلیت جهان اسلام
سقاف به طعنه، وهابیان تکفیری را «متسلف (متظاهر به سلف)» مینامد (153) تأکید وی بر رسمیت مذاهب هفتگانه حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، امامی، اباظی و زیدی و رد نگاه متصلب و متحجر وهابیان تکفیری است. (154) سقاف از شیوهها و روشهای آنها با نسبت سنجی از روح تعالیم اسلامی، انتقاد شدید میکند. رویکرد خشن وهابیت با توجه به تأکید اسلام بر اخلاق، عاطفه، الفت و رحمت، مردود میباشد. (155) عملکرد وهابیت، موجب آزار قلوب مؤمنان راست کردار شده است. (156) مسلمانان در سیر تاریخی خود، واجد علوم با ارزشی مانند کلام، فقه، تصوف و عمارت (بنّایی) شدهاند و آنها را گسترش دادهاند و در حوزه مدنیت اجتماعی، با اقلیتهای مذهبی با رحمت و مدارا برخورد کردهاند که مایه افتخار در عالم شده است، ولی وهابیها، ارزشی برای این امور قائل نیستند. (157)عقاید کلامی وهابیت بر بنای بیبنیاد
از منظر حسن بن علی سقاف، ریشه ظاهرگرایی وهابیت در اندیشههای حنبلی است و مذهب حنبلی نظریات واضحی در مورد تشبیه و تجسیمچکیده
مسلمانان جهان و ملتهای غیراسلامی این روزها شاهد شدت حملههای دَدمنشانهی گروههای تکفیری هستند، که با عقاید تند علمای سلفی جهادی و وهابی و با حمایت مالی و نظامی کشورهای غربی و عربی، در حال گسترش در جهان اسلام هستند؛ این مقاله در پی بررسی افکار، عقاید و احکام سختگیرانهی ابنتیمیه و تأثیر آنها بر گروههای جهادی و افراطی عصر حاضر است؛ با بررسیهای انجام شده به نظر میرسد که ابنتیمیه نقش به سزائی در وقایع جهان اسلام به ویژه در سدهی اخیر داشته است. وی با سازماندهی برخی از مبانی «سلفیه» همچون «انفتاح باب اجتهاد و ترویج ظاهرگرایی و مخالفت با عقل و منطق» و با سختگیری در برخی از معارف اعتقادی سلف همچون توحید، شرک و منحصر کردن توحید در توحید عبادی و گسترش دایرهی تکفیر و همچنین ارتباط دادن اعتقادات افراطی خود به سیاست برای مقابله با مخالفین خود (مخصوصاً شیعیان) باعث به وجود آمدن رویکردی منفعلانه و در عین حال رادیکالی نسبت به مخالفانشان شد.مقدمه
امروزه در جهان اسلام شاهد گرایشهای انحرافی جدیدی در قالب مبارزه با بدعت، شرک و به اصطلاح ایجاد حکومت اسلامی هستیم که بر این اساس بسیاری از مسلمانان به عنوان یک وظیفه دینی و برخی نیز به جهت منافع مادی به پا خواستهاند، و به بهانهی مبارزه با کفر، شرک و بدعت، مرتکب جنایتهای زیادی شدهاند که خیانتهایشان را میتوان در کشورهای سوریه، عراق، بحرین، افغانستان و... به وضوح مشاهده کرد. پایهگذار اصلی این تفکر در قرن هشتم فردی به نام «احمد بن تیمیه حرانی دمشقی» (726 ق) بود که در ابتدا آراء و افکار وی به شدت مورد انتقاد علمای معاصر خود قرار گرفت و دیری نپائید که افکار وی رو به خاموشی نهاد، ولی در برخی از محافل درسی شاگردانش، چون ابنقیم جوزی (691-751 ق) افکار وی همچون آتشی در زیر خاکستر مطرح بود تا این که بعد از چهار قرن افکار ابنتیمیه توسط فردی به نام محمد بن عبدالوهاب بروز کرد و آتشی در جهان اسلام به پا نمود که امروزه نیز همان افکار را در قالب گروههای سلفی تکفیری میتوان دید، از این رو این مقاله با پیوند جریان محمد بن عبدالوهاب و گروههای تکفیری به افکار و اعتقادهای ابنتیمیه و تأثیرپذیری آنها از وی، در پی منشأ اصلی ترویح جنایت و خشونتهای امروز جهان اسلام است.مهمترین تفکرات ابنتیمیه در باب گسترش جنایتهای سلفیه
ظاهرگرایی
تفکر ظاهرگرایانه که از اهل حدیث و در رأس آن احمد بن حنبل آغاز شد، بعدها به وسیله اشاعره ادامه یافت و در قرن هشتم توسط ابنتیمیه با عقاید جدیدی نظیر: «نفی توسل و تکفیر مرتکبین آن، نفی شفاعت و تبرک جستن و...» سازماندهی شد و در قرنهای اخیر نیز پیروان ابنتیمیه، چون محمد بن عبدالوهاب و علمای وهابی به انتشار افکار او پرداختند، ابنتیمیه با احیای نقلگرایی و توسعهی ظاهرگرایی در یک چهارچوب مشخص، توانست شیوهای را در مقابل عقلگرایان تشکیل دهد و معرفتشناسی سلفیه را به سمت ظاهرگرایی سوق دهد.اجتهاد و تقلید
این روزها همواره فتواهای شتابزده و افراطی در مورد کشتار مسلمانان از سوی علمای وهابی صادر میشود و به عنوان احکام اسلام به مسلمانان تلقین میشود. ابنتیمیه یکی از شاخصترین چهرههای سلفی در سدههای میانه، رویکرد تقلید ستیزی را سامان بخشید، (13) وی انحصار اجتهاد در ائمه چهارگانه اهل سنت را به علت عدم عصمتشان قبول ندارد و مؤید کلام خود را سخنی از احمد بن حنبل نقل میکند که گفته است: «از من تقلید نکنید، از مالک، شافعی، اوزاعی و ثوری تقلید نکنید، پس یاد بگیرید همان طوری که ما یاد گرفتیم.» از این روی ابنتیمیه هر کسی را به اندازه علمش به احکام مجتهد میداند، (14) و حتی حکم به تکفیر و قتل کسی میدهد که معتقد باشد، تقلید یکی از ائمه اربعه به طور معین واجب است، و اگر معتقد باشد به وجوب تقلید، ولی نه به طور معین، ابنتیمیه او را مسلمان نمیداند، (15) محمد بن عبدالوهاب نیز که اجتهاد را «رد الأمر إلی الله و رسوله» (16) میدانست، با یک گرایش افراطیتری به تقلیدستیزی پرداخت به گونهای که تقلید کردن را شرک پنداشته و پایه اصلی دین مشرکین معرفی کرد. (17) وی معتقد بود پیروی از فتاوای علمای مذاهب مختلف، پیروی از آرا و هواهای مختلفی هست که شیطان آن را وضع کرده است. (18)تفاسیر افراطی از معارف دینی
آنچه که باعث تفاوت ادیان و مذاهب با یکدیگر است، اعتقاداتی است که افراد در هر دین و مذهبی به آن پایبند هستند، افراطگرائی دینی یکی از هنجارهای مذهبی است، که بسیاری از افراد را به خود مشغول ساخته و گرایشهای متفاوتی را به وجود آورده است، بیشک دین مبین اسلام نیز از این هنجارها مبری نبوده و در همان اوایل ظهور دین اسلام افراطگرائی با شعار «لاحکم الالله» توسط خوارج بروز یافت، و تا به امروزه در قالبها و گروههای مختلفی ادامه داشته، و امروزه نیز در قالب گروههای جهادی در سرتاسر جهان اسلام شاهد افراطیگریها و جنایتهای آنها هستیم که مرجع مبانی اعتقادی برگرفته از مبانی و اعتقادهای ابنتیمیه است. (22)تکفیر نزد ابنتیمیه
از اساسیترین مفاهیمی که باعث ترویج خشونتها در جهان اسلام شد مفهوم «تکفیر» است که آثار فراوانی بر آن مترتب است از این رو کتابها و مقالههای زیادی نگاشته شده است، ولی آنچه که به اختصار در این جا ذکر میشود، تأثیرپذیری گروههای جهادی و افراطی سلفیگری از تکفر تکفیر است. بررسی منشأ این تفکر و علل ترویج آن در میان افراطیگران سلفی میتواند گام مهمی در عرصهی گسترش جنایتهای امروز جهان اسلام باشد.گرایش تکفیری ابنتیمیه در ایجاد تفرقه میان مسلمانان
یکی از مهمترین عوامل که باعث گسترش جنایتهای در میان مسلمانان شد، ایجاد تفرقه میان آنها و دامن زدن به اختلافات مذهبی و تکفیر کردن مذهب مخالف است. ابنتیمیه با مواضع تندی که علیه شیعیان مخصوصاً در کتاب منهاج السنة خود گرفت و با صدور فتواهایی در این زمینه بیشک توانسته بود برای آیندگانی که در پی بهانه علیه شیعیاناند و آنها را کافر میدانند، مؤثر باشد.نقش ابنتیمیه درگسترش موج تکفیر علیه شیعه
منشأ فتاوای تکفیری علیه شیعه را میتوان در خصومت و فضایی تفکر بنیامیه و تضعیف روحیه و فضایی امامیه جستوجو کرد، ابنتیمیه عملاً در ترویج این تفکر تلاش بسیاری کرد به طوری که معتقد بود، دولت بنیامیه بهترین حکومت بوده (65) و بدبختی اسلام از حکومت عباسی بوده، چرا که حکومت عباسی در دست شیعیان و بدعتگذاران بوده است، (66) وی هم چنین در جایی دیگر نزول آیه: (وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ) (67) را در شأن بنیامیه انکار کرده و این گونه تفسیر را از تحریفات شیعه در قرآن بر شمرده است. (68) وی به گونهای تنقیص شخصیت حضرت علی (علیهالسلام) و ائمه طاهرین (علیهمالسلام) را نمود که بسیاری از علماء اهل سنت را به واکنش علیه او واداشت، (69) ابنحجر عسقلانی در کتاب الدرر الکامنه، صراحت دارد که تعدادی از مسلمانان - یعنی اهل سنت، ابنتیمیه را به خاطر جسارتهایی که به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) دارد، منافق میدانند، (70) چون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لا یبغضه إلا منافق». (71) و یا ابنحجر مکی در کتابی که حتی علیه شیعه نوشته است، وقتی به ابنتیمیه میرسد میگوید: ابنتیمیه کسی است که خداوند او را مخذول و منکوب، گمراه و کور، و ذلیل و بیمقدار کرده است، علمای بزرگ احوال او را بیان کرده و دروغ گفتار او را مشخص کردهاند. (72) در هر صورت تنقیضهای ابنتیمیه نسبت به اهل البیت (علیهمالسلام) و علمای امامیه از یک طرف و تعصبورزی وی نسبت به بنیامیه و رفع تنقیصهای آنان (73) از طرف دیگر موجب شد که یک نگاه افراطی همراه با تنفر به شیعه به نام رافضه صورت گیرد؛ به طوری که امروزه کتابها و مقالههایی فراوانی به صورت رایگان در دفاع از عثمان بن عفان و در دفاع از ابوسفیان و معاویه و عمرو بن عاص توزیع میشود (74) و گروههای تکفیری رسماً اعلام میکنند که در پی احیاء بنیامیه و انتقام از شیعیان هستند. (75)تکفیر سیاسی
مهمترین عامل گسترش تکفیر در جهان اسلام از زمانی پدید آمد که وارد مسائل سیاسی شده و علما و امرا آن بیشتر برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کردند، (76) ابنتیمیه گرچه بیشتر به عنوان یک عالم دینی مطرح است تا یک عالم سیاسی، ولی در عین حال بسیاری از گروههای افراطی سیاسی منهج علمی و عملی وی را به عنوان یک شناسه مطرح کردهاند و حتی برخی از تحلیلگران در بطن افکار تکفیری ابنتیمیه و ابنقیم جوزی، انگیزههای سیاسی را برای مقابله با شیعه دخیل دانستهاند، (77) از جمله موضعگیریهای سیاسی ابنتیمیه، در جریان حمله تاتار به شام و فرار مردم دمشق در سال (702 ق)، بود که ابنتیمیه مردم را به جهاد فراخواند. (78) بعد از شکست تاتارها، ابنتیمیه به اقدامات جدیدی دست زد، از جمله راندن گروهی از شیعههای باطنی نصیری از کوههای اطراف دمشق بود. ابنتیمیه معتقد بود که این گروههای شیعی جاسوسان و حامیان تاتار بوده و در منطقه فساد میکردند ابنتیمیه با گروهی از یارانش به جنگ این گروههای شیعه رفت و تمام افراد مسلح را کشت و درختهای آن منطقه را قطع کرد. (79) ابنتیمیه با بیان این گزاره که «هر کس دعوت را دریافت کرد و نپذیرفت واجب القتل است» و با قرائت آیههای جهاد در راستای آن و تأکید بر فضائل جهاد، قتل کفار و جهاد علیه آنان را جزء اولویتهای نخست رسالت اسلام شمرده است.نتیجه
ابنتیمیه نه تنها به عنوان یک عالم دینی بلکه به عنوان یک رهبر سیاسی توانست نقش بسزایی در وقایع جهان اسلام به ویژه در یک سدهی اخیر داشته باشد، وی با سازماندهی برخی از مبانی سلفیه هم چون انفتاح باب اجتهاد و ترویج ظاهرگرایی و مخالفت با عقل و منطق و با سختگیری در برخی از معارف اعتقادی سلف همچون توحید و شرک و منحصر کردن توحید در توحید عبادی و گسترش دایره تکفیر و ارتباط آن با سیاست و با یک رویکرد منفعلانه نسبت به شیعه باعث شد که خشونتهای جهان اسلام به سمت اختلافهای مذهبی برای تأمین منافع سیاسی حرکت کند، از این روی امروزه شاهد بسیاری از جنایتها به اسم اسلام در مناطق مختلفی از جهان اسلام هم چون سوریه، عراق، افغانستان، پاکستان، بحرین و... هستیم.پینوشتها
1. پژوهشگر مؤسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهمالسلام).
2. ابنتیمیه، مجموع فتاوی، ج 5، ص 114 و ج 17، ص 360؛ فتوی الحمویة الکبری، ج 1، ص 40 و 541.
3. محمد صالح بن عثیمین، مجموع فتاوی، ج 1، ص 115؛ صالح فوزان، الأرشاد الی صحیح الاعتقاد، ص 150؛ علی عبدالعزیز الشبل، التنبیه علی المخالفات العقدیة فی فتح الباری، ج 3، ص 584.
4. ابنتیمیه، الرد علی الکبری، ج 2 ص 507؛ همو، الرد علی المنطقیین، ج 1، ص 101 و 488 و 523؛ همو، مجموع فتاوی، ج 13، ص 237؛ ج 4، ص 283، 315؛ ج 9، ص 39؛ همو، عقیدة الاصفهانیه، ص 109 و 110؛ همو، الصفدیه، ج 1، ص 242.
5. همو، درءالتعارض بین العقل و نقل، ج 3، ص 151؛ همو، منهاج السنه النبویه، ج 2، ص 215.
6. بیشک بر عقاید کلامی آثار فقهی مهمی، چون مرتد شدن و کافر بودن و... بار میشود و در طول تاریخ به خاطر برخی از مسائل کلامی چون مباحث علم و قدرت خداوند و یا جسم و مکان داشتن خداوند خونهای بسیاری ریخته شده، در سؤالی از هیئت عالی افتاء عربستان درباره این که اگر کسی قائل باشد به این که خداوند در همه جا وجود دارد، چیست؟ پاسخ دادهاند: خداوند در عرش است و درون جهان نیست بلکه خارج از عالم است و اگر کسی معتقد باشد که خداوند در همه جا هست، کافر، مرتد و بلکه خارج از اسلام است. (فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء ج 3، ص 216 سؤال الاول من الفتوی رقم 5213).
7. آنها با تمسک به ظاهر آیات و روایات، برای خود خدایی خیالی ساختند که برای توصیف خداوند آنها میتوان به کتابهای السنة و یا توحید ابنخزیمه رجوع کرد، به عنوان نمونه البانی در حاشیه خود بر السنة ابنابیعاصم شماره 471 حدیث امالطفیل، حدیث را صحیح میداند که در آن حدیث خداوند را جوانی با موهای بلند و نعلینی از طلا ترسیم کرده که در سبزهزار ایستاده است...
8. در سال 1973 م تشکیل شد و به گروهک شباب محمد و یا جماعة صالح السریه مشهور است.
9. سید احمد رفعت، النبی المسلح، ج 1، الرافضون، ص 34.
10. رهبر گروه جماعة التکفیر و الهجرة.
11. سید احمد رفعت، همان، ج 2، الثائرون، ص 129-131.
12. به گزارش فارس. گروههای سلفی و وهابی (طالبان) همین رویه را برای پیروان خود پیش گرفته و اسناد بهشت را در قبال کشتن دیگر مسلمانان به آنها اعطا میکنند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911208000695#sthash.CBOeA1P1.dpuf و براساس گزارش خبری عرب تایمز، در میان کشفیات به دست آمده از اجساد برخی تروریستهای تکفیری در سوریه پس از پاکسازی القصیر، علاوه بر بمبهای دستی و خشابها و گلولهها، به وفور قرصها و داروهای تقویت جنسی نیز یافت شده که طبق اظهارات اسیران تکفیری، این قرصها را برای ورود به کاخهای حوریان در بهشت آماده میکردهاند. طبق فتاوای مفتیهای وهابی، هر کس برای جنگیدن با ارتش سوریه و حزب الله و به نیت سرنگونی بشار اسد به سوریه برود، پس از کشته شدن، مستقیماً وارد بهشت و آغوش حوریان میشود! به نقل از:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/220910.
13. ر.ک: ابنتیمیه، إقامة الدلیل، ج 5، ص 398؛ لمسودة، ص 462 به بعد.
14. ابنتیمیه، مجموع فتاوی، ج 20، ص 210-214.
15. همان، ج 22، ص 249.
16. عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، الدرر السنیة، ج 4، ص 8.
17. محمد بن عبدالله بن سلیمان السلمان، دعوة الشیخ محمد بن عبدالوهاب و أثرها فی العالم الإسلامی، ص 119.
18. الأصل السادس رد الشبهة التی وضعها الشیطان فی ترک القرآن و السنة و اتباع الآراء و الأهواء المتفرقة المختلفة...، (محمد بن عبدالوهاب، مجموعة رسائل فی التوحید و الإیمان، ج 1، ص 396؛ عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، الدرر السنیة، ج 1، ص 174).
19. محمد بن عبدالوهاب، رسائل الشخصیه، ج 1، ص 277.
20. نمونههای فراوانی از این موضوع در کتاب الدرر السنیة، ج 10 موجود است.
21. حسن بن علی سقاف، السلفیة الوهابیة، ص 74.
22. همان طور که عبدالله عزّام به آن نکته اذعان میکند (عبدالرحیم علی، حلف الارهاب، ج 1، ص 22).
23. ابنتیمیه، رسالة التدمریة، الاسماء و الصفات، ج 1، ص 7.
24. همو، درء التعارض، ج 9، ص 344؛ همو، الاستقامه، ج 1، ص 180؛ ج 2، ص 31.
25. محمد بن عبدالوهاب، مجموعة رسائل، ج 5، ص 129.
26. همو، اقامة الدلیل، ج 2، ص 100.
27. ابنتیمیه، مجموع فتاوی، ج 3، ص 140 و 142 و ج 6، ص 421.
28. همو، الاستغاثه، ج 1، ص 184؛ ابنتیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفة أصحاب الجحیم، ص 540؛ همو، مجموع فتاوی، ج 25، ص 323؛ ج 27، ص 60.
29. حاشیه رد المختار، ج 4، ص 449.
30. محمد بن عبدالوهاب، کشف الشبهات، ص 31-33.
31. حسن بن فرحان مالکی، داعیة و لیس نبیاً، ص 40.
32. همان، ص 43.
33. ابومحمد مقدسی، مجموع استفتاءات، حکم من یستغیث بغیر الله، ص 2.
34. ابومصعب زرقاوی، الکلمات المضیئة، ص 7.
35. همان، ص 325.
36. طبق نقل مرحوم علامه طباطبایی، طبرسی، زمخشری و... در ذیل آیه 58 از سوره «توبه» دلالت بر وجود ردپای این گروه افراطی در زمان رسول الله است. محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 9، ص 319؛ طبرسی، مجمعالبیان، ج 5، ص 63؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 7، ص 454؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 115؛ مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج 2، کتاب الزکاة، ص 750-743، ح 148، 147، 158 و 156.
37. به طوری که خود ابنعبدالوهاب نیز آن را انکار میکند و بین وهابیت و خوارج فرق میگذارد، الدرر السنیه، ج 8، ص 204، القصیمی در کتاب الصراع بین الاسلام و الوثنیه، ج 1، ص 470 این نسبت را رد میکند.
38. مثلاً به کتاب ضوابط التکفیر المعین عند ابنتیمیه و محمد بن عبدالوهاب و علماء نجد، اثر ابوالعلا راشد بن أبیالعلا، 1425 ق.
39. سید مهدی علیزاده موسوی، مبانی فکری سلفیه و وهابیت، ج 1، ص 41-55.
40. ابنتیمیه، زیارةالقبور و الاستنجاد بالمقبور، ص 17.
41. ابنکثیر شاگرد ابنتیمیه این را جزء تحریفات سخنان ابنتیمیه میداند، (ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج 14، ص 143).
42. محمد بن عبدالوهاب، کشف الشبهات، ص 58؛ همو، مجموع مؤلفات الشیخ محمد بن الوهاب، ج 6، ص 115.
43. سید محسن عاملی، کشف الارتیاب، ص 148.
44. زینی دحلان، الدررالسنیة فی الرد علی الوهابیه، ص 32.
45. عبدالسلام فرج، الجهاد فریضة الغائبة، ذیل بحث الحکم بغیر ما انزل الله، (ابن تیمیة در کتاب الفتاوی 524/28 میگوید: و معلوم بالاضطرار من دین المسلمین و باتفاق جمیع المسلمین أن من سوغ اتباع غیر دین الإسلام أو اتباع شریعة غیر شریعة محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فهو کافر).
46. همان، ذیل بحث حکام المسلمین الیوم فی رده عن الاسلام، میگوید: (ابن تیمیه فی الفتاوی 534/28. و قد استقرت السنة بأن عقوبة المرتد أعظم من عقوبة الکافر الأصلی من وجوه متعددة منها. أن المرتد یقتل بکل حال، و لایضرب علیه الجزیة، و لا تعقد له ذمة، بخلاف الکافر الأصلی).
47. رهبر جنبش التحریر الاسلامی (سازمان آزادیبخش اسلامی) مصر که در سال (1974 م) بوجود آمد.
48. صالح السریه، رسالة الایمان، برگرفته از آدرس الکترنیکی. http://www.elismaily.tv
49. سید محسن امین عاملی، کشف الارتیاب، ص 232.
50. ابنتیمیه، منهاج السنة النبویة، ج 1، ص 60.
51. همان، ج 1، ص 22-29. وی بارها نسبتهای ناروایی به شیعه میدهد به طوری که میگوید: «لَو کانُوا مِنَ الطَّیْرِ لَکَانُوا رَخَمًا، وَلَوْ کَانُوا مِنَ الْبَهَائِمِ لَکَانُوا حُمُرًا» (اگر شیعه را از پرندگان بدانیم باید آنها را مرغ نجاستخوار و اگر از چهارپایان بدانیم باید آنها را الاغ بدانیم)
52. ابنتیمیه، مجموع فتاوی، ج 28، ص 527 و 528، این در حالی است که در منهاج السنه ج 1، ص 67 حکم به قتل خوارج میدهد.
53. ابنتیمیه، مجموع فتاوی، ج 28، ص 636 و 638.
54. همان، ج 4، ص 429.
55. همو، منهاج السنه، ج 2، ص 243.
56. همان، ج 2، ص 512.
57. به طوری که به امامیه میگوید: فَإنَّهُمْ جَهْمِیَّةٌ قَدَرِیَّةٌ رَافِضَةٌ (همان، ج 4، ص 131).
58. همان، ج 2، ص 626.
59. همان، ج 3، ص 445.
60. علمائی چون محبالدین خطیب و احسان الهی ظهیر و ابراهیم جبهان، امامیه را کافر دانشتهاند (به نقل از: عصام العماد، گفتوگوی بیستیز، ص 59).
61. فضیله الشیخ بن جبرین، اللولوالمکین من فتاوی، ص 39.
62. همان، شماره فتوی، 15903.
63. سایت المنجد، سؤال 10272.
64. برگرفته از سایت سازمان تبلیغات اسلامی به نشانی. http://old.ido.ir//a.aspx?a=1385100205
65. ابنتیمیه، منهاج السنه، ج 8، ص 238 و 242.
66. همان، ج 4، ص 130.
67. اسراء، آیه 60.
68. همو، منهاج السنه، ج 3، ص 404.
69. همان، ج 8، ص 330 و ج 4، ص 496 به تنقیص مقام حضرت علی (علیهالسلام) و ج 4، ص 245 به تنقیص حضرت فاطمه (علیهاالسلام) پرداخته و از آن طرف به تعریف و تمجید قاتل حضرت علی (علیهالسلام) پرداخته است، همان، ج 5، ص 47.
70. ابنحجر، الدرر الکامنه، ج 1، ص 151.
71. مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج 1، ص 61؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج 1، ص 95؛ ابنحجر عسقلانی، فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، ج 1، ص 60؛ نووی، شرح مسلم، ج 2، ص 64.
72.
عبارات مرتبط با این موضوع
تأثیر افکار ابنتیمیه در گسترش جنایتهای جریانهای تکفیری تأثیر افکار ابنتیمیه در گسترش جنایتهای جریانهای تکفیری
چکیده
سنت و بدعت، دو واژه ای است که همواره در محافل علمی و دینی مطرح بوده و دانشمندان مسلمان درباره معنا و مصادیق آن بحث و تبادل نظر کردهاند. (1) با ظهور وهابیت در قرن دوازدهم هجری، این واژهها معناها و مصادیق جدیدی پیدا کردند. تکفیریها به صورت چشم بسته، هر چیزی را که در چند دهه اول تاریخ اسلام سابقه نداشته است، «بدعت» اعلام کرده و مسلمانان را به دلیل انجام آنها بدعت گذار و کافر خواندهاند.(سؤال)
این نوشتار در پی یافتن پاسخ این سؤال است که آیا هر چیزی که در صدر اسلام سابقه نداشته، بدعت است؟(فرضیه)
با توجه به معیارهایی که در قرآن کریم و سنت مورد قبول مسلمانان آمده است، اگر انجام عملی نوظهور، تصرف در شریعت نباشد و داخل در اطلاق، عموم و یا فحوای دلیل شرعی باشد. دیگر بدعت اصطلاحی نخواهد بود.(هدف)
ابطال ادله تکفیریها به منظور جلوگیری از تکفیر مسلمانان به بهانه بدعت؛ ایجاد اتحاد و یکدلی میان مسلمانان، برقراری امنیت و آرامش در سراسر کشورهای اسلامی، ضرورت امروز جامعه اسلامی و بشری است.(روش)
دست یابی به چنین هدف بزرگی با مراجعه به آیات قرآن کریم و سنت صحیح و مورد قبول تمام گروههای اسلامی و سیره مسلمانان در تمام اعصار قابل دسترسی است.(یافته)
بر اساس آیات قرآن کریم و سنت صحیحی که حتی وهابیها نیز مجبور به پذیرش آن هستند و همچنین سیره مسلمانان در تمام اعصار، هر چیز نو و جدیدی، بدعت نیست.کلید واژگان:
بدعت، سنت، بدعت گذار، وهابیت تکفیری.مقدمه
یکی از مشکلات جدی مسلمانان شیعه و سنی در عصر حاضر، وهابیت تکفیری است که آشنایی با عقاید و نقد آنها، یکی از نیازهای جدی جوامع مسلمان است.مفهوم شناسی
از آن جا که برای رفع شبهه و اشتباه در هر بحث حساس و اختلاف برانگیز، نیازمند شفاف سازی معنا و مفهوم لغوی و اصطلاحی موضوع هستیم، برای روشن شدن معانی این بحث نیز لازم است اقوال ذکر شده دربارهی این لغات را متذکر شویم.معنای لغوی سنت
طریحی دربارهی معنای سنت آورده: «والسنة فی اللغة: الطریقة و السیرة و الجمع، سنن کغرفه و غرف؛ (3) «سنت» در لغت به معنای راه و روش میباشد که جمع آن «سنن» است، مثل: غرفه و غرف.»معنای اصطلاحی سنت
طریحی، مینویسد: «و فی الصناعة هی طریقة النبی قولا و فعلا و تقریرا أصالة أو نیابة ...؛ (10) سنت عبارت است از قول، فعل و تقریر پیامبر.»سنت در قرآن
واژه سنت در آیاتی از قرآن کریم به خداوند نسبت داده شده است که به تعدادی از آن اشاره میشود:معنای لغوی بدعت:
خلیل بن احمد فراهیدی متوفای 175، دربارهی کلمه بدعت مینویسد:معنای اصطلاحی بدعت:
شکی نیست که بدعت حرام است و هیچ مسلمان آزادهای در حرمت آن تردید ندارد؛ اما مهم این است که محدوده و مفهوم آن روشن و یک قانون کلی در مواقع شک در مصادیق بیان شود.اقسام بدعت
بدعت محمود و مذموم
تعدادی از علمای اهل سنت بدعت را به دو گونه حسنة و سیئه تقسیم کردهاند؛ اساس این تقسیم بندی از گفتار خلیفه دوم است. بخاری نقل میکند که: عبدالرحمن بن عبدالقاری میگوید: من با عمر بن خطاب در شبی از شبهای ماه رمضان، وارد مسجد شدم. دیدیم مردم به صورت پراکنده مشغول نماز تراویح هستند، در حالی که عدهای فرادا و گروهی به جماعت نماز میخوانند، عمر گفت:ای کاش میتوانستم اینها را پشت سر یک قاری، گرد آورم، از این جهت ابی بن کعب را برای این کار انتخاب کرد. شب بعد که به مسجد آمد، دید همه پشت سر یک نفر اقتدا کردهاند، در این هنگام کسی گفت: این بدعت است، عمر در پاسخ گفت: «این بدعت نیکویی است.» (40)اقوال علما در عدم جواز تقسیم بدعت
ابواسحاق شاطبی متوفای 790، میگوید: «هر بدعتی گمراهی است، مطلق و عام است و البته استثنایی هم در آن وارد نشده.» (43)بدعت در قرآن
قانونگذاری حق اختصاصی خداست:
از نگاه قرآن، تشریع، حق اختصاصی خداوند است: (...إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یعْلَمُونَ) (47)؛ ... حکم تنها از آن خداست. او فرمان داده که غیر از او را نپرستید! این است آیین پابرجا، ولی بیشتر مردم نمیدانند!بدعت، افترایی بر خداوند متعال:
خداوند مشرکان را به دلیل بدعت در حلال و حرام و نسبت آن به خدا، سرزنش کرده است: (قُلْ أَرَأَیتُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرَامًا وَحَلَالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ)؛ (48) آیا روزیهایی را که خداوند بر شما نازل کرده، دیده اید، که بعضی را حلال، و برخی را حرام کرده اید؟!» بگو: «آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا میبندید (و از پیش خود، حلال و حرام میکنید؟!)بدعت، نسبت دروغ به خداوند:
خداوند در این آیه تأکید دیگری کرده است:بدعت در کتاب اهل سنت
1. هر بدعتی، گمراهی است
مسلم از جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده:2. هر بدعتی مردود است
در دو کتاب معتبر اهل سنت، صحیح بخاری و مسلم، از قول عایشه، از رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند: «من أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهورد (59)؛ هر کس در شریعت چیز جدیدی اضافه کند، مردود است.»پاسخی اجمالی به استفاده تکفیریان از این روایات:
وهابیهای تکفیری با توسعه کلمه بدعت، تحت عنوان، حفظ شریعت اسلام، هر امری را که حادث شده و در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نبوده، بدعت مینامند و با استفاده از روایات بالا و ... به دنبال ترویج افکار خود هستند، اما در جواب باید گفت:بدعت در روایات شیعه
در کتاب علمای شیعه روایات فراوانی دربارهی مذمت بدعت، وجوب مبارزه و بیزاری از آن وارد شده که به تعدادی از آن اشاره میکنیم:وجوب مقابله علمی با بدعت:
کلینی از طریق محمد بن جمهور از پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمودند: «إذا ظهرت البدع فى أمتى فلیظهر العالم علمه؛ (63) هنگامی که بدعت در میان امت ظهور کرد، بر عالمان لازم است که با آن عالمانه مبارزه کنند... .»نابودی سنت با پدید آمدن بدعت:
حضرت على (علیه السلام) فرمودند: «ما أحدثت بدعة إلاً ترک بها سنة، فاتقوا البدع و الزمو المهیع (64)؛ بدعتی پدید نمیآید، مگر آن که سنتی متروک گشته، پس بپرهیزید از بدعتها و ملتزم حرکت در راه راست باشید.نهی هم نشینی با بدعت گذاران:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «لا تصحبوا أهل البدع و لا تجالسوهم فتصیروا عند الناس کواحد منهم، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): المرء علی دین خلیله و قرینه؛ (66) با بدعت گذاران رفت و آمد نکنید که در نزد مردم، شما یکی از آنان محسوب میشوید، چون انسان، هم کیش دوست و رفیق خود خواهد بود.ارکان بدعت
بدعت در شریعت دارای دو رکن است:1. تصرف در شریعت
بدعت، امر نوظهوری است که دلیلی از شریعت بر آن دلالت ندارد و رکن اول آن دست کاری و نوآوری در دین است، یعنی نسبت دادن حکمی به شریعت که در آن نیست.1. فقدان دلیل در مشروعیت آن
با توجه به تعریف اصطلاحی بدعت، موارد نوظهور در صورتی بدعت نامیده میشود که دلیلی خاص و یا به صورت عام، در منابع اسلامی وجود نداشته باشد؛ زیرا اگر دلیلی در شریعت موجود باشد، دیگر بدعت نخواهد بود. مانند: مجهز کردن ارتش کشورهای اسلامی به وسایل مدرن و سلاحهای پیشرفته، که از عموم برخی از آیات قرآنی استنباط میشود مانند: (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ)؛ (70) هر نیرویی که میتوانید، برای مقابله با دشمن آماده، هم چنین اسبهای ورزیده، برای میدان نبرد تهیه کنید تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.وهابیت تکفیری و اتهام بدعت به مسلمانان
اتهام بدعت به مسلمانان، از پدیدههایی است که وهابیت تکفیری، بنا نهاده و به هر چیزی که با افکارشان تطبیق نکند، برچسب بدعت و شرک زده و ریختن خون مسلمانان به نظر آنان، بدعت گرا، مباح است. در ذیل به نمونههایی از این افکار اشاره میشود:جشن میلاد نبی (صلی الله علیه و آله و سلم)
بن باز، مفتی اعظم سابق سعودی برگزاری مراسم میلاد رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را بدعت دانسته و مینویسد:رفت و آمد و دعا در جوار قبر پیامبر:
شیخ صالح فوزان، عضو هیئت افتای سعورد یا در مورد دعا در کنار قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به قصد اجابت آن مینویسد:هدیه ثواب نماز و قرآن به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
گروه دائم افتای سعودی درباره اهدای ثواب اعمال به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مینویسد:مراسم سوگواری پیامبران و صالحان:
همین گروه فتوای سعودی در پاسخ به سؤالی پیرامون مراسم سوگواری مینویسد:فرستادن درود قبل و بعد اذان بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)
آنان حتی ذکر صلوات و سلام بر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبل، بعد و هنگام اذان از موارد بدعت در دین میدانند. (76)برگزاری مجلس بزرگداشت اموات:
شیخ عثیمین، از مفتیان و علمای بزرگ سعودی مینویسد: اجتماع نزد مصیبت دیده و هم چنین خواندن قرآن برای میت، توزیع خرما و گوشت، از بدعتهایی است که باید از آن اجتناب کرد، چون این کار باعث نوحه سرایی، گریه و حزن داغ دیدگان میشود و تلخی مصیبت برای همیشه در قلب آنان میماند و من این افراد را نصیحت میکنم که از کار خود، دست برداشته و توبه کنند. (79)اهدای ثواب نماز به اموات:
شورای مذکور سعودی در این باره مینویسد: «لا یجوز أن تهب ثواب ما صلیت للمیت؛ بل هو بدعةُ؛ لأنه لم یثبت عن النبى (صلی الله علیه و آله و سلم) ولا عن الصحابه (علیه السلام)؛ (80) هدیه کردن ثواب نماز به میت، بدعت محسوب میشود، چون از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب در این باره چیزی نرسیده است.»هر کس بدعت گذاران را تکفیر نکند، کافر است
در کتاب الدرر السنیة فی الجویة النجدیة آمده که: هر کس مشرکان دولت ترکیه و پرستش کنندگان قبور از اهل مکه و دیگران که صالحان را میپرستند، و از توحید خدا به شرک عدول کرده و سنت رسول خدا را با بدعت عوض کردهاند، تکفیر نکند، او نیز همانند آنها کافر است. اگرچه از دین آنان خوشش نیاید و از آنها متنفر باشد، و اسلام و مسلمانان را دوست داشته باشد. زیرا کسی که مشرکان را تکفیر نکند، قرآن را تصدیق نکرده است، چون قرآن مشرکان را تکفیر کرده و دستور داده است که آنها را تکفیر کنیم، با آنها دشمن باشیم و بجنگیم.» (87)نقد عقاید وهابیت در اتهام مسلمانان به بدعت
در نقد عقاید وهابیت، مخالفت تفکر وهابیت را از نظر مبانی و اصول مسلم نزد شیعه و سنی، همانند اصالة الإباحة و اصالة الإطلاق و العموم را بحث خواهیم کرد.مخالفت عقاید وهابیت با اصالة الإباحة
1. فراگیر بودن اصل اباحة
یکی از اصولی که در شریعت مقدس اسلام پایه آزادی و کرامت انسانی از آن سرچشمه میگیرد، اصالة الاباحة میباشد؛ یعنی اصل اولیه درهر چیز و هرکار و هر اندیشه اباحه است و بسی؛ مادامی که فرمان امر و نهی و تحریم و منع از ناحیه شارع مقدس صادر نشده باشد،گفتار اول: تکفیریها
گفتمان: تاریخچه این اندیشه
بنیادگرایی، یعنی بازگشت به بنیادهای مذهبی و نفی تاریخ جهان اسلام به مثابه تاریخ اسلام. تکفیریها اصطلاحی است برای اشاره به گروههای اسلام که جمعی از مسلمانان را کافر میدانند. تکفیر که واژه کفر مشتق شده است؛ به معنای نسبت دادن کفر و شرک به مسلمانی دیگر است. در ادبیات سیاسی، تکفیریها اشاره به گروههای تندروی اسلامی دارد که بر اساس یک قرائت رادیکال از اسلام، عدهای از مسلمانان را که از آن قرائت فاصله گرفتهاند، کافر میپندارند و برای خود حق مجازات این افراد را محفوظ میدانند و به خود اجازه میدهند علیه این افراد اعلام جنگ کنند. هم چنین تکفیریها معتقدند استفاده از خشنوت و ترور برای برکناری رهبرانی که به گفته آنها بر اساس اسلام حقیقی حکومت نمیکنند، یک وظیفه اسلامی است. ایده تکفیر فرآوردهی گفتمانی است که سه عنصر بنیادین دارد: «حاکمیت خدا»، «جاهلیت جهان و جهانی بودن اسلام، و «جهاد».بررسی خشونت علیه زنان و دختران
در پی اقدامات خشونت بار این جریانها، گروههای متفاوت اجتماعی، قربانی این جنایات میشوند. افراد غیرنظامی یکی از قربانیان اصلی اقدامات تروریستی هستند. در این میان زنان یکی از گروههایی هستند که حقوق انسانی آنها مکرراً و به اشکال گوناگون نقض میشود. آنها قربانیان اصلی خشونتهای جنسی و تجاوز هستند. در این بخش به بررسی آمار موجود در ارتباط با این جنایات خواهیم پرداخت. ابتدا به بررسی پارهای از موارد تجاوز به زنان در منازعات میپردازیم و در ادامه به بررسی موردی موارد نقض حقوق زنان به وسیلهی جریانهای تکفیری که در رسانهها بازتاب یافته، خواهیم پرداخت.الف) نگاهی کوتاه به آمار و بررسی مواردی چند رخداد
در سال 1993 م.، مرکز ثبت جنایات جنگی و نسل کشی زنیکا، 40000 مورد تجاوز به عنف در زمان جنگ را در بوسنی هزرگوین ثبت کرد.ب) بررسی موردی نقض حقوق زنان به وسیلهی چند گروه تروریستی
طالبان
یکی از مشهورترین گروههای بنیادگرا که به عنوان یک گروه تروریستی نیز شناسایی شدهاند، گروه طالبان در افغانستان بود که حضور زنان را در محیطهای عمومی منع کرده و انواع اقدامات جنایت بار و اعمال خشونت آمیز را در طی دوران حکومت خود بر زنان روا داشتند. طالبان با تکیه بر این تفکر که وظیفه زن فقط نگه داری از فرزندانش است، کلیه حقوق سیاسی- اجتماعی زنان را سلب، و با ممنوعیت اشتغال زنان مشکلات بی شماری برای نظام اداری افغانستان ایجاد کردند. براساس برداشت غلط این گروه از اسلام، معلمان و اساتید زن حق کار و آموزش نداشتند و دختران از حضور در کلاسهای درسی منع میشدند. در افغانستان نه تنها زنان در معرض کشتار، آدم ربایی و اسارت به دست گروههای طالبان بودند، بلکه به عنوان غنایم جنگی استفاده میشدند. (4)طالبان در پاکستان
ملاله یوسفزی یا گل مکئی متولد سال 1997م. در ولسؤالی سوات پاکستان، دختر چهارده سالهای است که در دفاع از حق آموزش به وسیلهی طالبان مورد هدف گلوله قرار اگر و فعال حقوق بشر و حقوق کودکان و عضو کمپین تحصیل دختران در پاکستان است. وی، روز سه شنبه 19 اکتبر 2012 م. در منطقه موسوم به سیدوی شریف، در مرکز ولسؤالی سوات هنگام بازگشت از مکتب در راه خانه، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت. ملالی از سال 2009 م. به این سو همواره برای پیشرفت تعلیم و آموزش دختران تبلیغ کرده و جایزههای بین المللی نیز به دست آورده است. طالبان پاکستان مسئولیت حمله به ملاله یوسفزی را برعهده گرفتند. احسان الله احسان که خود را سخنگوی طالبان معرفی کرد، در تماس با رسانهها مسئولیت حمله مسلحانه به ملاله یوسفزی را به عهده گرفته بود گفت که وی را به سبب داشتن افکار ضد طالبان مورد حمله قرار داده اند. سخنگوی طالبان اضافه کرده بود که افکار ملاله یوسفزی غیراسلامی وبر ضد طالبان است. ملاله یوسفزی، با انتقاد از طالبان گفته بود «دختران در زمان تسلط طالبان میترسیدند که به صورتشان اسید پاشیده شود یا به وسیلهی این به نظامیان دزیده شوند؛ در آن زمان که طالبان بر منطقه سوات پاکستان، تسلط داشتند، دختران بدون پوشیدن یوینفورم با لباس معمولی و به صورت پنهانی به مدرسه میرفتند، درحالی که کتابهایشان را در زیر شالهایشان پنهان میکردند». سخنگوی طالبان به نام سراج الدین احمد، توضیح داد که طالبان سه بار به صورت جدی به یوسفزی و خانواده او هشدار داده است، که اگر از فعالیتهای ضد طالبان و تبلیغ فرهنگ غربی در سوات دست برندارد، او را خواهند کشت. ملاله یوسفزی بیشتر از هر چیز، برای حق تحصیل و مدرسه رفتن دختران دره سوات تلاش میکرد. طالبان رفتن دختران به مدرسه و خارج شدن آنها از منزل را حرام میدانند و معتقدند حتی اگر لازم است زنان از خانه خارج شوند، حتماً باید یکی از محارم آنها همراهشان باشد.داعش
داعش، یک جریان سلفی سنی است که در سال 2004 م. و تحت عنوان «القاعده عراق» و به دست «ابومصعب زرقاوی» شکل گرفت. هدف این گروه ایجاد یک امارت اسلامی است که محدوده آن بخشهایی از عراق و قسمتهایی از سوریه میشود. رابطه این گروه با القاعده، طی سالهای گذشته، دستخوش تغییراتی شده است.بوکو حرام
گروه بوکو حرام در سال 2002 م. به وسیلهی محمدیوسف که سلفی بود و حتی کروی بودن زمین را نیز زیر سؤال برده است، در نیجریه پایه گذاری شده و از سال 2009 م. تاکنون بیش از صدها هزار نفر را در حملات تروریستی کشته است. نام این گروه «بوکوحرام» به معنی تحصیل غربی حرام یا کتاب خوانی حرام است میباشد. چنانچه از نام این گروه بر میآید، آنها مخالف تحصیلات هستند، به ویژه زمانی که مسئله درس خواندن زنان مطرح شود، مسلماً این حرام تشدید خواهد یافت.گفتار دوم: بررسی اسناد بین المللی
اسناد بین المللی در زمینه خشونت علیه زنان
در سطح بین الملل اسناد متعددی در زمینه زنان و موضوعات مرتبط با آنها و متناسب با چالشهای موجود به تصویب رسیده است. هم چنین جنبشهای متعددی در سراسر دنیا برای حمایت از زنان در مخاصمات مسلحانه و نزاعها نیز شکل گرفته که تمرکز اصلی شان بر مسئله آزار و اذیت جنسی زنان و تجاوز است.قطع نامه شماره 1325 شورای امنیت
قطع نامه 1325 در نشست 4213- مورخ 31 اکتبر سال 2000 م.، شورای امنیت صادر شده است. محور قطع نامه مذکور زنان، صالح و امنیت و تعهد به فعال کردن مشارکت زنان در تمام مراحل ایجاد و حفظ صلح، و پیشگیری از درگیری است. شورای امنیت برای تصویب این قطع نامه از قطع نامههای 1261، 1999م؛ 1265، 1999؛ 1269، 2000؛ 1314, 2000 م. استفاده کرده است. مفاد قطع نامه 1325 شورا در ارتباط با اتخاذ نگاه جنسیتی است که نیازهای ویژه دختران در بازگشت به وطن و اسکان مجدد، توان بخشی، استقرار مجدد و بازسازی پس از جنگ را شامل میشود. این اولین سند رسمی و قانونی شورای امنیت سازمان ملل متحد است که تأکید میکند طرفین درگیر باید به حقوق زنان احترام بگذارند و حمایت از مشارکت آنها در مذاکرات صلح و بازسازی پس از جنگ را یک نیاز میشناسد. این قطع نامه به وسیلهی دهها سازمان فعال زنان و صندوق توسعه برای زنان سازمان ملل متحد و... به اتفاق آرا تأیید شد. هم چنین در آن از همهی طرفها خواسته شده به کارگیری اقدامات ویژه برای محافظت از زنان و دختران در مقابل خشونت مبتنی بر جنسیت، به ویژه تجاوز جنسی و دیگر سوء استفادههای جنسی در درگیریهای مسلحانه بپردازند. شورای امنیت سازمان ملل متحد، سعی کرده در مصوبات بعدی خود این قطع نامه را یادآوری کند، از جمله دهمین سالگرد این قطع نامه را در سال 2010 م. برگزار کرد. در خلال بزرگداشت دهمین سال تصویب آن، اعلام شد که باید گفت و گوهای باز و فعالی دربارهی موضوع قطع نامه انجام شود. از همین رو در مقدمه قطع نامه دهمین سالگرد، اعلام شد که طی 29 روز گفت و گوی باز و فعال، بیشتر از 1500 نفر از رهبران زنان محلی در سراسر جهان به ابراز نظرات خود دربارهی این موضوع با هدف سرعت بخشیدن به اجرای آن پرداختند. تاکنون یک سری نشستهای فوق العاده برای فعال کردن گفت و گوی مستقیم بین سازمان ایجاد صلح زنان و رهبران جامعه زنان و نمایندگیهای ارشد سازمان ملل متحد در سطح ملی کشورها طراحی شده است. هدف این است که از دیدگاههای زنان در بهبود اجرای قطع نامه 1325 استفاده شود. هماهنگی بین سازمانی برای اجرای آن به منظور حصول اطمینان از همکاری و هماهنگی در کلیت سیستم ملل متحد، شبکه سازمانی بین زنان تأسیس شده که به وسیلهی مشاور ویژه دربارهی مسائل جنسیتی اداره میشود. بنابر آمار سازمان ملل متحد، هر سال 150 میلیون زن در جهان و 70 میلیون مرد و نوجوان در جنگهای منطقهای مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند. در قطع نامه شماره 1325 سازمان ملل که در سال 2000 م. تصویب شد، بر ضرورت رعایت حقوق زنان در جنگها و بحرانهای منطقهای تأکید شده است. در بند 10 آن، از دولتها دعوت شاده است که: «اقدامات ویژهای را برای حمایت از دختران و زنان در برابر خشونتهای مبنی بر جنسیت به ویژه تجاوز به عنف و سایر اشکال سوء استفاده جنسی در وضعیت مخاصمات مسلحانه اتخاذ کنند».الف) افراطی گری و خشونت از منظر حقوق بشر دربارهی زنان
در این قمست به تحلیل اعمال خشونت آمیز جریانهای تکفیری و تندرو، از منظر حقوق بشر میپردازیم و مباحثی همچون: جهاد النکاح و حق ازدواج آزادانه، حق تحصیل و دست رسی به اطلاعات، حق اشتغال، آزادی رفت و آمد و مسئله شکنجه را در اسناد حقوق بشری بررسی میکنیم.1. حق ازدواج آزادانه
بر اساس اسناد بین المللی حقوق بشر، زن و مرد از حقوق یکسانی برای ازدواج و تشکیل خانواده برخوردارند و استفاده از زور در این امر، مخالف موازین حقوق بشر است. بر همین اساس، بند 2 از ماده 16 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر داشته است: «ازدواج باید با آزادی و رضایت کامل مرد و زن انجام گیرد.» (8) به علاوه در ماده 10 میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز به این مسئله تصریح شده که ازدواج باید با رضایت آزادانه طرفین که قصد آن را دارند، واقع شود.2. حق تحصیل و دست رسی به اطلاعات
حق تحصیل برای تمامی افراد بدون تبعیض از حیث جنسیت، مذهب و یا نژاد، در اسناد بین المللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. از جمله میتوان به ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره کرد که در بند اول آن بیان داشته: «هرکس حق تحصیل دارد، تحصیل لااقل در مراحل ابتدایی و پایه باید رایگان و اجباری باشد. آموزشهای فنی و حرفهای باید در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی باید برای همه و براساس شایستگی در دست رس باشد». (10) «این ماده مقرر میدارد که آموزش، باید در دست رس همه باشد و تمامی افراد فارغ از هرگونه تبعیض، از حق تحصیل برخوردارند. همچنین، بر اساس ماده ده کنوانسیون، محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، دولتهای عضو متحد به فراهم کردن زمینه آموزش برای زنان و دختران جوان و تضمین حقوق مساوی زنان با مردان در امر آموزش هستند و موظفند اقدامات مقتضی برای رفع هرگونه تبعیض را به عمل آورند. بر این اساس، بند (ه) این ماده مقرر میدارد: «دولتهای عضو موظف به فراهم کردن امکانات مشابه جهت دست یابی به برنامههای مربوط به ادامه تحصیلات، از جمله برنامههای علمی سوادآموزی بزرگسالان با هدف کاهش هرچه سریعتر شکاف آموزشی موجود بین زنان و مردان هستند.» (11) حق بهره مندی تمام افراد از آموزش و پرورش در سایر اسناد حقوق بشر، از جمله ماده 13 میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز شناسایی شده است.3. آزادی رفت و آمد
زنان همچون تمامی گروههای اجتماعی از حق آزادی رفت و آمد برخوردارند و محروم کردن آنها از این حق بر خلاف موازین بین المللی حقوق بشر است. این حق در اسناد بین المللی حقوق بشر از جمله: میثاق حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، و ماده 13 اعلامیه جهانی حقوق بشر، به رسمیت شناخته شده است. بند 1 این ماده بیان میکند: «هرکس حق دارد در محدودهی مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند.» بر این اساس، اقدامات گروههای تندرو در محدود کردن آزادی رفت و آمد زنان در قلمرو تحت سلطه آنان، از موارد نقض موازین حقوق بشر شمرده میشود.4. حق اشتغال
بر اساس بند 1 ماده 13 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هرکس حق کار کردن، انتخاب آزادانه شغل، برخورداری از شرایط منصفانه و رضایت بخش برای کار و برخورداری از حمایت دولت در برابر بی کاری را دارد. در همین راستا ماده 11 کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان بیان، میدارد: دولتهای عضو باید اقدامات مقتضی را برای رفع تبعیض علیه زنان در زمینه اشتغال انجام دهند و اطمینان دهند که بر مبنای تساوی مردان و زنان، حقوق یکسان به ویژه در موارد زیر برای زنان رعایت میشود:ب) افراطی گری و خشونت از منظر حقوق بشر دوستانه نسبت به زنان
حقوق بین الملل بشردوستانه به مجموعه اصول و قواعدی اطلاق میشود که متکفل محدود کردن بهره گیری از زور و خشونت در مخاصمات مسلحانه بین المللی و غیر بین المللی است. این اصول و قواعد از یک سو افراد غیرنظامی و هم چنین نظامیانی را که درگیر جنگ در میدان نبرد نیستند، حمایت کرده و از سوی دیگر محدودیتهایی را در بهره گیری از روشها و سلاحها در میدان جنگ مقرر میدارد. حمایت از بیماران و زخمیان در جنگ، سرنشینان و نیروهای کشتیهای حادثه دیده بر روی دریا، اسیران جنگی، قربانیان جنگها و مخاصمات بین المللی و غیربین المللی و حتی اموال فرهنگی از جمله موضوعاتی است که حقوق بشردوستانه بین المللی معاصر به آن میپردازد. (12)فحشای اجباری
فحشای اجباری به وسیلهی تعدادی از اسناد حقوق بشردوستانه بین المللی منع شده است. نخستین بار، دیوان بین المللی کیفری فحشای اجباری را به عنوان یک جرم مستقل علیه بشریت به رسمیت شناخته است. براساس آن، تحقق عنصر مادی این جنایات مستلزم آن است که مرتکب، یک یا چند نفر را به انجام اعمال جنسی از طریق اعمال زور با تهدید یا فشار مجبور کند. فحشای اجباری نوعاً با تعریف بردگی در زمان درگیری مسلحانه مطابقت خواهد کرد. در این صورت، ایجاد فاحشه خانههای اجباری برای تقویت روحی سربازان است.تجاوز جنسی
تجاوز جنسی شق (ز) بند اول ماده 7 اولین گزاره اساس نامه دیوان بین المللی کیفری است که به تجاوز جنسی به عنوان جنایت علیه بشریت میپردازد. این مقرره بر مبنای شق (ج) بند اول ماده 2 قانون شماره 10 شورای کنترل، استوار است. هیچ تعریفی از جرم تجاوز جنسی در آغاز مذاکرات مربوط به اساس نامه دیوان کیفری بین المللی وجود نداشت، تا این که سند عناصر جنایات برای نخستین بار تعریف ویژهای از این رفتار بزه کارانه بیان کرد. عنصر مادی این جرم شامل تهاجم مرتکب، به جسم قربانی است که باید منجر به دخول گردد. (13) بر این اساس، مردان و زنان میتوانند قربانی این جرم شوند. تعریف این جرم مستلزم استفاده از خشونت یا تهدید به خشونت و یا زور نیز میشود.بارداری اجباری
مطابق تعریف شق (و) بند دوم ماده 7 اساس نامه دیوان بین المللی کیفری، بارداری اجباری به عنوان جنایت علیه بشریت شناخته شده و عنصر مادی آن، حبس غیرقانونی زنی است که اجباراً باردار شده است. برای تکمیل این جرم، کافی است مرتکب، زنِ زندانی را محبوس کند، هرچند آن زن به وسیلهی شخص دیگری باردار شده باشد. (14)1. کنوانسیونهاى چهارگانه ژنو
یکی از منابع در قلمرو حقوق بشردوستانه کنوانسیونهای چهارگانه ژنو 1949م. و پروتکلهای الحاقی آن 1977 م. است. کنوانسیون چهارم ژنو به طور مشخص حمایت از غیر نظامیان را در دستور کارش قرار داده است. این عهد نامه مشتمل بر 159 ماده است که انواع حمایتهای حقوقی از غیر نظامیان را محور کار خود قرار داده و به شرح و بسط مصونیت غیر نظامیان از هر گونه تعرض در جنگ پرداخته است. براساس ماده32 این عهد نامه هر نوع آزار و اذیت جسمی و شکنجه ممنوع شده است. مقررات این کنوانسیونها در صورت بروز جنگ رسمی و یا مخاصمهی مسلحانه که بین دو یا چند دولت متعاهد رورى دهد، به موقع اجرا، گذارده خواهد شد. به طور کلی میتوان گفت در اسناد بین المللی خشونت جنسی و تجاوز به عنوان هتک حرمت به شرافت و منزلت شخص قلمداد میشود.2. جرایم علیه بشریت در منشور نورنبرگ
یکی از جرایمی که در حقوق بین الملل کیفری رسیدگی میشود جنایت علیه بشریت است، که جنایاتی است که به علت شدت قساوت، وجدان جامعه جهانی بر اثر وقوع آن جریحه دار میشود. از جمله جنایات علیه بشریت، میتوان: قتل، به بردگی گرفتن، ریشه کن کردن، محبوس کردن، شکنجه، خشونتهای جنسی، ناپدید کردن اجباری اشخاص، را نام برد. اولین استفاده تخصصی از اصطلاح جنایات علیه بشریت در بند 3 ماده 6 منشور نورنبرگ بود که مواردی از جمله: قتل عمدی، ریشه کن کردن به بردگی گرفتن، تبعید، یا هر عمل غیرانسانی دیگر که علیه مردم غیرنظامی قبل از جنگ یا در حین جنگ ارتکاب یافته باشد و یا تعقیب و آزار افراد به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی در اجرا یا در ارتباط با یکی از جرایم مشمول صلاحیت دادگاه، در بر میگرفت.3. جرایم ضد بشری در اساس نامه دادگاه جزایی بین المللی یوگسلاوی و رواندا
بر اثر جرایمی که از سوی صربها علیه مسلمانان بوسنی و هرزگوین در سرزمین یوگسلاوی سابق رخ داد، مانند: نسل کشی، کشتار جمعی، تجاوز جنسی و امثال آن، شورای امنیت سازمان ملل بر اساس فصل هفتم منشور این سازمان مداخله کرد و دادگاهی را به نام «دادگاه بین المللی» برای محاکمه افراد مسئول نقض شدید حقوق بشر دوستانه درسرزمین یوگسلاوی سابق بین سالهای 1993- 1991 م. تأسیس کرد. ماده 5 اساس نامه دادگاه مزبور از جرایم ضد بشری به عنوان یکی از جرایم مشمول صلاحیت این دادگاه یاد کرد. ماده مزبور مقرر میدارد که:نتیجه گیری
خشونت جنسی علیه زنان و کودکان واقعیت تلخی است که در طول تاریخ فراوان شاهد اعمال آن بوده ایم که موجب تخریب غرور و شرافت افراد و ورود انواع آسیبهای جسمی و روانی به قربانیان آن میشود. به نظر میرسد اولین گام برای مقابله با گسترش شکل گیری این گروهها، بررسی دقیق و علمی، عوامل و ریشههای شکل گیری آنها باشد. این که چگونه معضلات و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جوامع، زمینههای شکل گیری این گروههای افراطی و پیوستن به آنها را فراهم میکند و چگونه گفتمانهای غالب با زدن برچسب تروریست به گروههایی از افراد، آنها را به سمت پیوستن به این جریانها سوق میدهند. به طور نمونه در بسیاری از جوامع غربی، مسلمانان را به چشم تروریست مینگرند و جملگی آنها را پیرو اندیشههای رادیکال مذهبی میدانند. دوم، بررسی درک نادرست رهبران این جریانها و پیروانشان از مذهب است، که آنها را به سمت این گونه اقدامات جنایات بار و غیرانسانی سوق میدهد. باید مبانی نظری این اندیشهها را شناخت و تحلیل و نقد کرد. به نظر میرسد علمای مذهبی در این حوزه میتوانند نقش تأثیرگذاری را ایفا کنند. از سوی دیگر عدم وجود ضمانت اجراهای قوی و کارآمد اجرایی در سطح بین المللی، عامل دیگری است که منجر به گسترش مداوم این جریانها شده و مجازاتی را پیش روی عاملان این جنایات قرار نمیدهد.پینوشتها
1- کارشناسی ارشد حقوق بشر از دانشگاه مفید.
2- مهدی خلجی، تکفیریها؛ تاریخ سیاسی و تبار فکری، ص4.
3- Ward, Jeanne, Marsh, Mendy, Sexual Violence Against Women and Girls in War and Its Aftermath: Realities, Responses, and Required Resources, UNFPA, European Commission, 2006.
4- امیر مسعود، اجتهادی، «عملکرد طالبانان نقض فاحش و همه جانبه حقوق بشر»، گزارشهای دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی و شماره 120، ص 6، مهر و آبان 1377.
5- خبرگزاری ایرنا، کد خبر (4073490)81202609، خرداد 93.
6- ایسنا، کد خبر 195355، تیر 93.
7- ایرنا، کد خبر 81167199 (4020143)، اردیبهشت 93.
8- Article 16, Universal Declaration of Human Rights
9-Article 46, convention on the Elimination of All Forms of Discrimination against Women.
10-Article 26, Universal Declaration of Human Rights.
11- مهرانگیز، کار، رفع تبعیض از زنان، ص 219.
12- عدالت بین المللی، ص 2، کد خبر 60، شهریور 91.
13- گرهارد، ورله، جنایت علیه بشریت در حقوق بین المللی معاصر، مترجم: وکیل امیرساعد، ص85.
14- همان، ص 87.
چکیده
اسلامگرایی، فرایندی است که در طی چند قرن اخیر به یکی از محوریترین تحولات در جهان اسلام تبدیل شده و با وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 از توان بالایی به منظور ارائه یک الگوی نظام سیاسی- دینی در مقابل لیبرال دموکراسی غربی برخوردار شده است. (1) با شروع تحولات اخیر در خاورمیانه (انقلابهای عربی) این فرصت به وجود آمد که نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، آلترناتیو مناسبی به جای نظامهای استبدادی وابسته به غرب مطرح باشد؛ (2) اما این فرصت با رشد جریانهای تکفیری در منطقه که از طرف قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای مورد حمایت مادی و معنوی قرار میگیرند، با چالش مواجه شده است. در همین راستا این پژوهش را کار خویش را آسیبشناسی چالشهای پیش رو و ارائه راهکارهایی برای مقابله با این چالشها قرار داده است. سؤال محورى این مقاله این است که: گسترش جریانهای تکفیری چه تأثیر بازدارندای بر رشد اسلامگرایی در منطقه و جهان اسلام خواهد داشت؟ رشد جریانهای تکفیری از دو بعد اساسی فرآیندِ اسلامگرایی را با چالش مواجه خواهد نمود: 1. قطبی سازی جوامع اسلامی براساس تقابل شیعه و سنی؛2. کاهش جذابیت اسلامگرایی به عنوان یک آلترناتیو در مقابل لیبرال دموکراسی، متأثر از رفتارهای متحجرانه و خشن گروههای سلفی- تکفیری. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری دادهها منابع کتابخانهای و اینترنتی است. این پژوهش به منظور رفع چالشهای جریانهای تکفیری فراروی اسلامگرایی، راهکارهایی ارائه نموده که در قالب دو راهکار قابل بررسی است: یکی دیپلماسی ارتباطاتِ گسترده میان گروهها و کشورهای اسلامی و دیگری مقابله قاطعانه نظامی با گسترش جریانهای تکفیری.مقدمه
اسلامگرایی فرآیندی است که در دو- سه قرن اخیر در واکنش به نفوذ غرب در جهان اسلام با شعار به مرکز آمدن دین در امور دنیا و به خصوص امر حکومتداری رشد و تکامل یافته است. از جمله پیش قراولان این اندیشه میتوان به سید جمال الدین اسدآبادی، کواکبی، عبده، سید قطب، مودودی و در آخرین مرحله امام خمینی (رحمه الله) اشاره کرد. در واقع، «اسلامِ سیاسی»، اصطلاح جدیدی است که در برابر «اسلام سنتی» پدید آمده است و به دنیای مدرن تعلق دارد. (3) همگام باشروع انقلابهای عربی این امید به وجود آمد که فرآیندِ اسلامگرایی در جهان با یک فرصت برای تکامل بیشتر در جهان اسلام و منطقه برخوردار شده است، ولی با ادامه تحولات، این روند متأثر از نفوذ منفی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای همچون عربستان، قطر، امریکا و اسرائیل، شبیه یک شمشیر دولبه عمل نمود و علیرغم این که بخشی از این جنبشها متأثر از جریانهای اسلام گرا بود، زمینه رشد گروههای افراطی تکفیری را نیز فراهم نمود. در واقع، علایق سیاسی بعضی از قدرتهای منطقهای همچون عربستان که دارای یک نظام پادشاهی محافظه کار است، تا حدود زیادی توانسته زمینه رشد این گروههای تکفیریِ افراطی در منطقه را فراهم کند.فرضیه پژوهش
در پاسخ به این پرسش این پژوهش این فرضیه را به محک آزمون خواهد گذاشت که رشد جریانهای تکفیری از دو بعد اساسی روندِ اسلامگرایی را با چالش مواجه خواهد نمود: 1. قطبی سازی جوامع اسلامی براساس تقابل شیعه و سنی؛2. کاهش جذابیت اسلامگرایی به عنوان یک آلترناتیو در مقابل لیبرال دموکراسی، متأثر از رفتارهای متحجرانه و خشن گروههای سلفی- تکفیری.سازماندهی پژوهش:
این پژوهش در راستای اهداف و سؤال محوری خویش، ابتدا اسلامگرایی را از نظر مفهومی، مؤلّفهها و سیر تحول تاریخی بررسی میکند و در ادامه چگونگی شکل گیری جریانهای تکفیری و آسیبهای آن را فراروی اسلامگرایی در بطن این رویدادها میکاود. در پایان، راهکارهایی برای مبارزیه با این چالشها ارائه خواهد داد.1- اسلامگرایی: مفهوم، سیر تحول تاریخی، مبانی و اهداف
1-1. مفهوم اسلامگرایی
در دنیای معاصر با قرائتهای متعددی از اسلام نظیر اسلام سنتی، اسلامگرایی، حرکت اسلامی، بنیاد گرایی اسلامی، بیداری اسلامی، رادیکالیسم اسلامی و اسلام سیاسی روبه رو هستیم که حاکی از برداشتهای مخالف و وجود گروههای متفاوت اسلام گرا در جوامع اسلامی است. (5) براساس نظریهی گفتمان، اسلام سیاسی، گفتمانی است که هویت اسلامی را در کانون عمل سیاسی قرار میدهد، به عبارتی، در گفتمانِ اسلام سیاسی، اسلام به یک دال برتر تبدیل میشود. مفهوم اسلام سیاسی بیشتر برای توصیف آن دسته از جریانهای سیاسی اسلام به کار میرود که خواستار ایجاد حکومتی بر مبنای اصول اسلامی هستند. بنابراین اسلام سیاسی را میتوان گفتمانی به حساب آورد که گرد مفهوم مرکزى حکومت اسلامی نظام یافته است. (6) یکی از مهمترین کسانی که این مفهوم را در شکل عام آن استخدام کرده، «جان اسپوزیتو» است. وی در این خصوص میگوید: «اسلام سیاسی عبارت است از: احیا یا تجدید حیات مذهبی در زندگی خصوصی و عمومی». (7)2-1- سیر تاریخی اسلامگرایی
پیش نیاز فهم مفهوم اسلامگرایی، درک اندیشهها و آموزههای متفکران عمده و اثرگذار آن است. البته باید در نظر داشت جنبشهایی که بر مبنای اندیشههای متفکران شکل میگیرند، در بسیاری از مواقع مستقل از منظور آنان عمل میکنند. لذا باید در تحلیلهایی که از اندیشمندان، جنبشها و حرکتهای برخاسته از اندیشههای آنها صورت میگیرد، این موضوع را در نظر داشت. جریان اسلامگرایی به رهبری اندیشمندان و عمل گرایان مسلمان در دوران معاصر به ویژه پس از فروپاشی نظام دوقطبی از جمله محورهای چالش برانگیز و در دستور کار نظم نوین جهانی بوده است. اسلامگرایی در وجوه مختف ایدئولوژیکی، فرهنگی و امنیتی راهبرد مرکزیت سیستم سرمایه داری لیبرال غربی را به چالش کشیده و دعوی نظم نوین برای اداره جهان و ترسیم آینده روابط بین الملل در سطوح مختلف ملی، منطقهای و جهانی و نیز حل عادلانه منازعات و اختلافات دارد. سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده، سید محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، حسن البنا، ابوالعلی مودودی، ابولحسن ندوی، سید قطب، و امام خمینی از جمله رهبران اسلام گرای دوران معاصر بودهاند (9) که در ذیل، اندیشههای سه شخصیت برجسته این جریان، یعنی سید قطب، ابوالعلا مودودی و امام خمینی به ترتیب تاریخی مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا سیر تاریخی این مفهوم مورد شناسایی قرار گیرد.2-1-1.سید قطب:
سید قطب نویسنده، روزنامه نگار، منتقد و ادیب مصری بود که بعدها با بر عهده گرفتن رهبری معنوی اخوان المسلمین مصر و طرح اندیشههای جدید، به عنوان یکی از رهبران اسلامگرایی مطرح شد. به نظر وی، جهان در لبهی پرتگاه قرار گرفته است و هیچ یک از ایدئولوژیهای سیاسی، اعم از ناسیونالیسم، سوسیالیسیم و لیبرال سرمایه داری نمیتوانند هدایت بشر را بر عهده داشته باشند، لذا تنها راه نجات بشر توسل به اسلام است. هم ایدئولوژیهای فردگرا و هم جمع گرا، هر دو شکست خوردهاند. اکنون نوبت اسلام رسیده است و فرصتی برای امت اسلامی است که نقش خود را ایفا کند». (10)2-1-2. ابوالعلا مودودی:
از متفکران بزرگ شبه قارهی هند ابوالعلاء مودودی است. او متولد 1903م. در حیدرآباد هند است و در نهضت علیه استعمار انگلیسی حضوری فعال داشت. در منظومهی فکری مودودی، حاکمیت از آن خداست و قانون مشروع نیز قانونی است که مبتنی بر کتاب خدا و شریعت الهی باشد. به اعتقاد مودودی، عبادت در قرآن، معنایی بسیار فراتر از آنچه از آن استنباط میشود دارد. گاه عبادت در معنای مناسک مذهبی معنا میشود، در حالی که در اصل به معنای عبودیت و اطاعت خداوند است. مودودی در مورد واژهی «رب» نیز میگوید، این واژه به معنای اعمال حاکمیت است. از آن جا که حاکمیت از آن خداست، در جوامعی که حاکمیت الهی اعمال گردد، جامعه اسلامی است و در غیر این صورت، جامعه از نوع جاهلی است. لذا این موضوع شاخصی برای تشخیص جوامع از یکدیگر است. از دیدگاه مودودی، جامعهی اسلامی بر چند اصل استوار است: اعتقاد به حاکمیت الهی، مشروعیت اقتدار پیامبر اعتقاد به خلیفهی اللهیِ پیامبر و تأکید بر اصل شورا (13) در واقع اندیشههای مودودی را نیز میتوان یک مرحله دیگر از فرایند اسلامگرایی در جهان اسلام دانست.2-1-3. امام خمینی (رحمه الله)
امام خمینی (رحمه الله) بنیان گذار انقلاب اسلامی و تئوری پرداز ایدهی ولایت مطلقهی فقیه و مهمترین اندیشمند سیاسی حوزهی تمدنی ایران و خاورمیانه است که تأثیرات فکری و عملی گستردهای بر دنیای اسلام داشته و منبع الهام بسیاری از جنبشهای جهان اسلام بوده است. به اعتقاد ایشان، دین اسلام برنامهای جامع و کامل است که همهی ابعاد وجودی انسان را در بر میگیرد. ایشان در این خصوص معتقدند: «این معنا را که کسی بگوید اسلام به زندگی چه کاردارد، این جنگ با اسلام است، این نشناختن اسلام است. این که گفته شود اسلام با سیاست چه کار دارد، جنگ با اسلام است». (14)3-1. مبانی اسلامگرایی
به طور کلی مبانی اسلامگرایی را که مفهومِ مورد نظر این پژوهش است، میتوان محورهای اساسی زیر دانست:1. اعتقاد به ابعاد فراگیر دین:
در گفتمان اسلامگرایی، دین فقط یک اعتقاد نیست بلکه ابعادی فراگیر دارد و تمامی عرصهی حیات آدمی را در بر میگیرد. (19)2. اعتقاد به جداناپذیری دین از سیاست:
اسلامگرایی بر تفکیک ناپذیری دین و سیاست تأکید کرده و مدعی است که اسلام از نظریهای جامع دربارهی دولت و سیاست برخوردار است و هم چنین به دلیل تکیه بر وحی از دیگر نظریههای سیاسی متکی بر خرد انسانی، برتر است. (20)3. اعتقاد به تشکیل دولت مدرن بر اساس اسلام:
اسلامگرایی از تعبیرهای اسلامی برای تبیین و توضیح وضعیت سیاسی جامعه استفاده میکند و بازگشت به اسلام و تشکیل حکومت اسلامی را تنها راه حل بحرانهای جامعهی معاصر به شمار میآورد. در واقع، اسلامگرایی در پی ایجاد نوعی جامعهی مدرن است که در کنار بهره گیری از دست آوردهای مثبت تمدن غرب از آسیبهای آن به دور باشد. (21)4. اعتقاد به استعمار غرب عامل عقب ماندگی مسلمانان:
اسلام گرایان عقب ماندگی سیاسی مسلمانان را زاییدهی استعمار غرب میدانند. (22)4-1. هدف اسلامگرایی
هدف نهایی اسلامگرایی، بازسازی جامعه براساس اصول اسلامی است و در این راه، به دست آوردن قدرت سیاسی، مقدمهای ضروری تلقی میشود. هواداران اسلامگرایی، اسلام را به مثابهی یک ایدئولوژی جامع در نظر میگیرند که دنیا و آخرت انسان را تأمین میکند و برای همهی حوزههای زندگی دستورها و احکام روشنی دارد. اسلامگرایی بر خلاف بنیادگرایان و سنت گرایان، مدرنیته را به طور کامل نفی نمیکند، بلکه میکوشد تا اسلام را با جامعهی مدرن سازگار نشان دهد. البته اسلامگرایی، جنبههای سکولار تمدن غرب را نفی کرده و مشکلات جامعههای معاصر را به دوری از دین و معنویت نسبت میدهد. و راه رهایی از آنها را توسل به ارزشهای دینی و بازگشت به اسلام میدانند. (23)2- بررسی رشد جریانهای سلفی- تکفیری در جهان اسلام و تأثیر آن بر فرایند اسلامگرایی
در این بخش، سیر تاریخی و ریشههای جریانهای سلفی- تکفیری بررسی میشود و سپس تأثیر این جریانها بر فرایند اسلامگرایی، تجزیه و تحلیل میگردد.2-2. فرآیند و ریشههای تاریخی جریانهای سلفی- تکفیری در جهان اسلام
در معنای اصطلاحی واژه سلف برخی گفتهاند، سلف به طور مشخص به همان سه قرن نخست حیات امت اسلامی گفته میشود. برخی دیگر سلف را صحابه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، تابعین و اتباع تابعین دانستهاند. ولی در واقع باید یادآور شد که پیشینه به کار گیری و واژه سلفیه به سدههای متأخّر اسلامی باز میگردد. پیش از سده هفتم هجرى، بیشتر با اصطلاحاتی چون «اهل حدیث» یا «اصحاب حدیث» مواجه هستیم. اهل حدیث، عنوان گروهی از عالمان و جریانی در سدههای نخست اسلامی است کسه با وجودگوناگونی در گرایشها و روشها در زمینه معارف و اعتقادات دینی، به منابع نقلی، احادیث و آثار، اعتنای ویژهای داشتهاند. واژهی اهل حدیث و واژگان هم معنای آن، از همان آغاز شکل گیری به لحاظ معنایی و به کارگیری، در مورد گروهها و طیفهای فکری نسبتاً گوناگون اطلاق میشد تا آن که در نیمهی نخست سدهی سوم هجری، «اصحاب حدیث» با بار معنای پیروان حدیثِ نبوی، مفهومی افتخارآمیز مییابد و سنت گرایان برجستهای چون احمد بن حنبل و اسحاق بن راهویه، خود و همفکرانش را اصحاب حدیث میخوانند. (24) احمد حتیل را میتوان نقطه عطفی در تاریخ مخالفتهای اصحاب حدیث با گروههای مخالف آن از قبیل جهیمه، قدریه، معتزله، اهل رای و وابستگان آنان و هم چنین شیعه و جماعتهای منتسب به آن دانست. این گروهها از سوی اصحاب حدیث کوفه، بغداد و شام و دیگر بلاد اسلامی، منحرف خوانده میشود. از این رو پس از عصر احمد بن حنبل، مؤلفان اصحاب حدیث و اهل سنت به زعم خود برای بیان انحرافات این گروهها، به اقوالی از او استناد کردهاند. البته احمد بن حنبل در موضوع عقاید و اصول فکری اصحاب حدیث، کتاب ویژهای تألیف نکرده و گفتههای او از شاگردان و پیروانش نقل شده است.2-2-1. شاخصههای جریانهای سلفی- تکفیری
در تعریف عملیاتی از مفهوم سلفیگری میتوان آن را مقوله مشکّک و دارای مراتب دانست که در عالم خارج، طیف وسیعی از سلفیگری «سنتی» و «معتدل» تا «سلفیگری افراطی» را در بر میگیرد. در واقع، امروزه در سایه تعریف آشفتهای که از مفهوم «اهل سنت» ارائه میشود، جریانهای سلفی گرا، واژه «سلف» را مصادره به مطلوب کرده و حتی مفهوم «اهل سنت» را عمدتاً در تقابل با «شیعیان» به کار میبرند. بنابراین، ضمن هشدار دربارهی یکسان انگاری «سلف گرایی» و «سلفیگری» و تأکید بر تمایز بین «جریانهای سلفیگری» با «اهل سنت» و «فرق اسلامی» حد فاصل اینها را باید در مبانی و ایدههای پایهای جست و جو کرد. (29)3- تأثیر منفی سلفی- تکفیریها بر روند رشد اسلامگرایی
جریانهای تکفیری از دو بعد اساسی منجر به به یک چالش اساسی فراروی اسلامگرایی خواهند شد: 1. قطبی سازی جوامع اسلامی؛ 2. کاهش جذابیت اسلامگرایی به دلیل رفتارهای متحجرانه و خشونت آمیز جریانهای تکفیری.3-1. قطبی سازی جوامع اسلامی
رشد جریانهای سلفی- تکفیری با حمایت دولتهایی مانند عربستان سعودی و قطر در راستای اهداف استراتژیک خویش در منطقه، در حال حاضر به منازعهای مذهبی در قالب تقابل شیعه- سنی انجامیده، که در بحرانهای کنونی و کشتارهای خونین شیعیان به دست گروههای تکفیری در سوریه و عراق عینیت یافته است. حساسیت بر هویت و ترمینولوژی شیمی، از جمله بارزترین نقاط اشتراک طیفها به دریایی مختلف سلفیگری است. با این تفاوت که طیف معتدل آن، شیعیان را «مسلمانان منحرف و بدعت گذار» مینامند که احیاناً «جوامع سنی در معرص تهدید و هجمه آنها قرار میگیرند، اما طیف فراطی سلفیون، بسی و اهمه، تشیع را «دین خودساخته» میخوانند. (34)3-2. کاهش جذابیت اسلامگرایی به دلیل رفتارهای متحجرانه و خشونت آمیز
از نگرگاه مدرنیسم غربی، دین از سیاست جداست و در نتیجه، هر گونه حضور و دخالت دین در عرصه سیاسی امری نابهنجار، منفی و ارتجاعی تلقی میشود. با تهاجم همه جانبه غرب به جهان اسلام و شکل گیری مقاومت اسلامی در برابر آن، غربیان برای نابهنجار و ارتجاعی نشان دادن آن از واژگانی با بار معنایی منفی چون بنیادگرایی و رادیکالیسم اسلامی استفاده کردند. (38) رشد جریانهایی تکفیری به خصوص در چند سال اخیر، فرصتی بی نظیر برای بهره برداری غربیها علیه اسلامگرایی و نشان دادن چهره خشن از اسلام به وجود آورده است. در واقع آنچه موجب فراهم نمودن زمینه کاهش جذابیت اسلام به عنوان یک الترناتیو در مقابل الگوی لیبرال- دموکراسی شده است، اصول اعتقادی سلفی- تکفیری بر مبانی زیر است:1- ردِّ قواعد جهاد:
به اعتقاد اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، جهاد در اسلام وقتی واجب میشود که سرزمینهای اسلامی مورد تهاجم و تهدید قرار گیرد (جهاد تدافعی). جهاد هم چنین دارای قواعد خاصی خود از جمله عدم کشتار غیر نظامیان است. تکفیریها به هیچ کدام از این قواعد پای بند نبوده و کشتار مردم بی گناه را نیز مجاز دانستهاند، به عنوان مثال «گروه مسلح اسلامی» الجزایر که تکفیری است، در جنگهای داخلی آن کشور از کشتار ده هزار انسان بی گناه حمایت کرد، اما گروه «جبهه آزادی بخش اسلامی» که سلفی است، فقط کشتار افراد دولتی را مجاز دانست.2- ردِّ حرمت خود کشی:
در اسلام، مسیحیت و یهودیت، خودکشی گناه نابخشودنی است، در حالی که تکفیریها خودکشی برای کشتن دشمنان خدا را شهادت میدانند. از نظر آنها افرادی که به اقدامات انتحاری دست میزنند، شهید هستند و مستقیماً وارد بهشت میشوند.3- تروریسم:
تکفیریها برای کشتن دشمنان خدا تروریسم را مجاز میدانند. (39) در همین راستا علی رغم مخالفت گروههای اسلام گرا با تروریسم، شاهد مترادف دانستن جریانهای اسلام گرا با تروریسم در ادبیات سیاسی غرب هستیم؛ به عنوان مثال، روزنامه واشنگتن پست در یک گزارش، از اقدامات خشونت طلبانه گروههای تکفیری، یک چهره مخدوش و ناهنجار از مسلمانان و اندیشههای دینی مسلمانان «با عنوان گردن زدن و خشونت وحشتناک» نشان داده است. (40) در گزارش دیگر، خبرگزاری نیویورک تایمز با عنوان «نبردهای خونین گروههای خشونت طلب اسلامی در عراق» از این اقدامات به عنوان یک اقدامات عجیب در قرن بیست و یک یاد نموده و این جریانها را ادامه روند رشد گروههای اسلامگرایی در منطقه تعبیر مینماید. (41) از طرف دیگر این درگیریها زمینه تفرقهاندازی غرب بین گروههای اسلامی و حتی پیوند استراتژیک با بعضی از این گروهها را فراهم خواهد آورد. حمایت همه جانبه غرب از مخالفین در سوریه و مدعایی بر این امر است.4. راهکارها
4-1. دیپلماسی ارتباطات گسترده میان گروههای اسلام گرا و نقش سازنده نهاد تقریب مذاهب
ارتباطات گسترده میان گروههای اسلامی در قالب نشستها، کنفرانسهای عمومی و تخصصی و هم چنین نشست کشورهای اسلامی تا حدود زیادی میتواند جلوی رشد جریانهای تکفیری در جهان اسلام و منطقه را بگیرد. این نشست و کنفرانسها در دوسطح گروهها و کشورهای اسلامی، از دو جنبه میتواند ثمربخش باشد. در ابتدای امر،گردهمایی گروهها و کشورهای اسلامی میتواند منجر به درک خطر جریانهای تکفیری و هم چنین عمق تأثیر این جریانها بر ثبات منطقهای و جهانی شود. در مر حله بعد با گسترش ارتباطات، دیدگاه و رویکردهای این گروهها و کشورهای اسلامی در قبال خطر جریانهای تکفیری به هم نزدیک خواهد شد. البته در این زمینه با توجه به اختلافات عمیق کشورهای منطقه با هم و به خصوص فعالیتهای عربستان سعودی به منظور کاهش نفوذ استراتژیک ایران در منطقه، رسیدن به یک توافق اساسی سخت و دشوار است.4-2. مقابله قاطعانه نظامی با فعالیت جریانهای تکفیری
جریانهای تکفیری که امروزه در قالب گروههایی هم چون داعش و النصره، ثبات منطقهای و به خصوص امنیت مردم در سوریه و عراق را با تهدید جدی روبه رو کردهاند، در کنار حمایت از سوی بازیگرانی همچون عربستان و قطر ریشه در ناتوانی دولتهای مزبور در کنترل فعالیتهای تکفیریها دارد. در همین راستا جمهوری اسلامی ایران و متحدین استراتژیک او در منطقه باید از روشهای مختلف از جمله جنگ نیابتی و ارسال تجهیزات به گروههای اسلامی (حزب الله لبنان، شیعان عراق و گروههای اسلامی سنی معتدل) در تقابل با گروههای تکفیری، به سرکوب قاطع این گروهها بپردازند، زیرا در صورت سرکوب این گروهها تا حدود زیادی از جرئت و توان آنها در منطقه کاسته خواهد شد. از طرف دیگر با سرکوب این گروهها تمایز بین گروههای اسلام گرای جهان اسلام و رفتارهای خشونت طلبانه این جریان تکفیری در افکار عمومی مردم جهان و نیز مسلمانان مشخص خواهد شد و در نتیجه، تا حدود زیادی از توان تبلیغات منفی علیه اسلامگرایی کاسته خواهد شد؛ به عنوان مثال راهکار جمهوریای در ایران در سوریه (کمک به دولت اسد در مقابل تکفیریها) تا حدود زیادی در سرکوب تکفیریها موفق بوده و در بحران کنونی عراق مفید به نظر خواهد رسید.نتیجه گیری
در این پژوهش آسیبهای رشد جریانهای تکفیری فراروی اسلام گرا این بنای این بررسی شد و نتایج این پژوهش بر این مبنا است که جریانهای تکفیری از دو بعد اساسی، اسلامگرایی در جهان اسلام و منطقه را با چالش روبه رو خواهند نمود: 1. قطبی سازی جوامع اسلامی؛ 2. کاهش جذابیت اسلامگرایی به دلیل رفتارهای متحجرانه و خشونت آمیزِ جریانهای تکفیری. در بعد نخست، این جریانهای تکفیری میتواند به قطبی شدن جوامع اسلامی به خصوص در منطقه در قالب تقابل اسلام شیعه با اسلام سنّی منجر شود. در واقع، بازیگران منطقهای به خصوص عربستان سعودی و قطر در تقویت این جربانهای تکفیری برای اهداف استراتژیک خود یعنی کاهش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه با شعار خطر هلال شیعی، از نقش ویژهای برخوردارند. این رقابتهای استراتژیک و حمایت این بازیگران از جریانهای تکفیری، میتواند منجر به یک جنگ مذهبی خونین در منطقه شود و در نتیجه، تأثیر بازدارندهای بر رشد اسلامگرایی در جهان اسلام و منطقه بگذارد. از نمونههای عینی این مفروض میتوان به درگیریهای خونین میان گروههای مختلف در سوریه و عراق اشاره کرد.چکیده:
پاکستان کشوری نوظهور در قرن بیستم است که در سال 1947میلادی از هندوستان استقلال یافت (1) و یک سرزمین مستقل اسلامی شد. تفکر افراطی و تندروی سلفی و تکفیری که پیروان همه مذاهب اسلامی مخالف عقیدهی خود را، کافر قلمداد کرده و در برابر آنان مرتکب فعالیتهای خشنی میشوند، در اواخر دهه 70 میلادی به وسیلهی بعضی از دولت مردان گذشتهی پاکستانی به این کشور راه یافت و سپس توسعه پیدا کرد.مقدمه
یکی از عوامل مهم فتنه در منطقه، جریان تکفیری است که به بهانهی دفاع از اسلام، عملاً بر ضدّ اسلام و مسلمانان گام برمی دارد. این جریان همواره دست به اقدامات وحشیانهای میزند که همه امت اسلام اعم از شیعه و سنی قربانی آن میشوند. فعّالیت افراطی این گروهها، روزبه روز در سطح جهان اسلام در حال گسترش است که سر بریدن و کشتار افراد بی گناه در جوامع اسلامی مختلف و به ویژه در کشور پاکستان، از جمله فعالیتهای خشن این جریان است.نگاه کلی به کشور پاکستان از جهت درگیری با جریانهای تکفیری
پاکستان یکی از کشورهای اسلامی در جنوب آسیا است که در تاریخ 14 اوت سال 1947 میلادی از هندوستان استقلال یافت و با عنوان «اسلامی جمهوریه پاکستان» (2) شناخته شد. این کشور دارای مساحت 905478 کیلومتر مربع میباشد که از غرب با ایران و افغانستان، از شرق با هندوستان، از شمال با چین و افغانستان همسایه است و از جنوب نیز حدود هشتصد کیلومتر مرز آبی دارد. (3)ماهیت شناسی جریان تکفیری
در کلام و فقه یکی از معانی اصطلاح تکفیر، «نسبت کفر دادن به مسلمان» است، (5) به همین معنی امروزه به صورت اصطلاح سیاسی معاصر مورد توجه جهان قرار گرفته است.ورود تفکر تکفیری به پاکستان
تفکر افراطی تکفیری در اواخر دهه 70 میلادی با قدرت گرفتن ژنرال ضیاءالحق در پاکستان، به این کشور راه یافت. این ژنرال علاقه مند به سلفیت بود و در دوران حکومت وی با پشتیبانی بعضی از نهادهای دولتی و با کمک مالی عربستان سعودی، تعداد زیادی مدارس دینی وهابیهای افراطی تأسیس گردید. (6)معرفی جریانهای تکفیری فعال در پاکستان
سپاه صحابه:
«سپاه صحابه» یکی از جریانهای فعال تکفیری در این کشور است. این گروه در تاریخ 6 سپتامبر 1986 به وسیلهی «حق نواز جهنگوی» در شهر جهنگ، از توابع ایالات پنجاب، بنیانگذاری شد. «حق نواز جهنگوی» پیش از تأسیس گروه «سپاه صحابه» معاون شاخه «جمعیت علمای اسلام» در پنجاب بود، و سپس به همراه «ضیاء الرحمن فاروقی»، «ایثارالحق قاسمی» و «اعظم طارق»، با اهداف خاصی، سپاه صحابه را تشکیل داد.لشکر جهنگوی:
«لشکر جهنگوی»، از دیگر گروههای سلفی تکفیری فعال در پاکستان است که در سال 1996 با انشعاب از سپاه صحابه به وسیلهی ریاض بسرا و برخی اعضای ارشد سپاه صحابه از جمله «محمد اجمل معروف به اکرم لاهوری» و «ملک اسحاق» تأسیس گردید و با الهام از نام «حق نواز جهنگوی» به لشکر جهنگوی معروف شد. (10)تحریک طالبان پاکستان:
این گروه دارای مکتب فکری دیوبندى است که در سال 2006 میلادی به وسیلهی بیت الله محسود تأسیس شد. جغرافیایی حضور و نفوذ آن، مناطق هفتگانه قبایلی پاکستان است. مدتی پیش، در حملهی هواپیمایی بدون سرنشین آمریکایی به مناطق قبایلی پاکستان بیت الله محسود کشته شد. پس از کشته شدن وی «حکیم الله محسود» رهبری این گروه را به عهده گرفت. این گروه با القاعده و لشکر جهنگوی پیوند عمیق درونی دارد و در عملیات افراط گرایانه با یکدیگر همکاری میکنند. (12)اهداف جریانهای تکفیری فعال در پاکستان
1) تحمیل اندیشههای تکفیری به جامعه
اولین هدف جریان تکفیری، تحمیل اندیشههای تکفیری به جامعهی اسلامی پاکستان است. وقتی آنها اندیشههای اسلام ناب و مکتب تشیع را مانع اصلی در راه خودشان دیدند، شیعیان این کشور را هدف خشونتهای خویش قرار دادهاند.2) جلوگیری از انتقال فرهنگ شیعه به نسلهای بعدی پاکستانی
یکی از اهداف مهم گروهای تکفیری، جلوگیری از انتقال فرهنگ شیعه به نسلهای بعدی پاکستانی است؛ چون گسترش فرهنگ شیعه در میان مردم این کشور را مشاهده کردند، استقبال مردم پاکستان از تشیع خار چشم آنان شده و بر این وادار کرده است که رفتارهای ضد شیعه را به شدت و با روشهای جدید و متنوع از سر بگیرند.3) جلوگیری از رشد تشیع سیاسی در پاکستان
از اهداف دیگر گروههای تکفیری در پاکستان، تلاش برای جلوگیری از رشد تشیع سیاسی در این کشور است، زیرا بدیهی است که حضور فعال شیعیان در سیاست پاکستان و ساختار حکومتی این کشور در بهبود وضعیت زندگی اجتماعی شیعیان این کشور تاثیر مهمی خواهد داشت و در پی آن در جلوگیری از تفکر تکفیری در این کشور نیز مؤثر خواهد بود؛ از این رو، گروههای تکفیری این کشور سخت در تلاشاند تا شیعیان این کشور را از جهت سیاسی در انزوا قرار دهند.4) مقابله با نفوذ ایران در میان شیعیان پاکستان
جامعهی شیعیان پاکستان، جزء اولین جوامعی بود که از انقلاب اسلامی ایران متأثر شد. به طوری که بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در ایران، حرکتهایی هم سو با انقلاب اسلامی در این کشور به راه افتاد. یکی از مهمترین آنها، تشکیلاتی تحت عنوان «تحریک نفاذ فقه جعفریه» بود که با هدف به رسمیت شناختن مطالبات حقوقی و مذهبی شیعیان به وسیلهی دولت پاکستان، به وجود آمد. نفوذ انقلاب اسلامی ایران در میان شیعیان پاکستان، سبب ایجاد واکنشی از سوی دشمنان تشیع شد و در نتیجه آن گروههای افراطی تکفیری چون (سپاه صحابه» تشکیل گردید.5) تلاش برای تضعیف شیعیان در جامعه
در پاکستان، بعضی از شیعیان مناصب مهم جامعه را در اختیار دارند، برخی از ژنرالهای بلند پایهی ارتش پاکستان، قضات دادگاهها و دادگستریها، وکلای ماهر، دکترهای متخصص و فوق تخصص، مهندسان، تاجران و حتی برخی شخصیتهای سیاسی نیز شیعه هستند. از این رو تلاش برای تضعیف شیعیان در جامعه، از دیگر اهداف گروههای تکفیری در کشور پاکستان است. آنها برای رسیدن به این هدف، تاکنون بیشتر نیروهای کارآمد و تأثیرگذار، از جمله: پزشکان، مهندسان، افسران بلند پایه دولتی و نظامی و و کلای شیعه را هدف حملات تروریستی قرار داده و به شهادت رساندهاند.کارنامهی جریانهای تکفیری پاکستان و روشهای فعالیت آنان
کارنامهی جریانهای تکفیری در پاکستان و روشهای فعالیتشان فهرستی طولانی دارد به گوشهای از کارنامهی آنان اشاره میکنیم:ترویج و گسترش اندیشههای تکفیری
یکی از کارکردهای پیروان جریان تکفیری در پاکستان، گسترش اندیشههای تکفیری است. آنان برای ترویج تفکر تکفیری در این کشور، از روشهای متنوعی استفاده میکنند که به این روشها اشاره میکنیم:الف) چاپ و نشر مواد ضد شیعه
اولین روش پیروان جریانهای تکفیری برای ترویج اندیشههای تکفیری، چاپ و نشر مواد ضد شیعه، مانند: کتاب، مقالات و بروشور است.ب) نشر اکاذیب و شایعات بی اساس دربارهی شیعیان
یکی دیگر از روشهای مهم گروههای تکفیری، نشر اکاذیب و شایعات بی اساس دربارهی شیعیان است: معرفی کردن شیعیان به عنوان مشرک و غالی و نسبت دادن نظریهی تحریف قرآن به آنان و تهمتهای از همین قبیل میباشد.ج) سوء استفاده از فقر مادی جامعه پاکستان
طبق آمار بیشتر مردم پاکستان با فقر دست به گریبان هستند، به ویژه در نواحی روستایی حداقل 35 میلیون نفر در خط فقر زندگی میکنند. (17)د) سوءاستفاده از جهل و ضعف اعتقادات دینی مسلمانان پاکستان
با وجود این که طبق قانون اساسی پاکستان، آموزش ابتدایی برای تمام شهروندان اجباری است، ولی طبق آمار، نزدیک به نیمی از جمعیت این کشور، و به ویژه افراد بزرگسال و روستاییان بی سوادند. (18)5) استفاده از ابزارهای رسانهای
از دیگر کارکردهای گروههای تکفیری در پاکستان، استفاده از ابزارهای رسانهای است. آنان بعضی از انواع رسانههای پیشرفته، مانند: سایتهای اینترنتی و شبکههای ماهوارهای را به کار گرفتهاند و از این طریق در راستای تبلیغ تفکر انحرافی تکفیری تلاش میکنند.2) ترور اندیشمندان و شخصیتهای برجستهی شیعی
از دیگر کارکردهای پیروان جریان تکفیری در پاکستان، ترور اندیشمندان، و شخصیتهای برجستهی شیعی است که فعالیتهای شیعه محور، در کشور پاکستان دارند. گروههای تکفیری در سالهای گذشته، بسیاری از چهرههای سیاسی اجتماعی را ترور کردهاند.3) قتل و کشتار از طریق انفجار بمب و عملیات انتحاری
کشتار شهروندان کشور پاکستان، به ویژه شیعیان، با استفاده از ابزارهای انفجاری، مانند: بمب گذاریها و حملات انتحاری، از روشهای مورد استفاده گروههای تکفیری در این کشور است. در این حملات، تا کنون هزاران نفر از مسلمانان بی گناه پاکستان اعم از مرد و زن و پیر و جوان، شیعه و سنی به دست گروههای تکفیری به شهادت رسیدهاند.راهکارهای کاربردی برای مقابله با بحران تکفیری پاکستان
با توجه به این که فعالیت گروههای تکفیری از دیرباز تاکنون در پاکستان ادامه دارد، و از این پس نیز احتمال تکرار آن زیاد است؛ برای جلوگیری از ادامه روند موجود و تکرار آن در آینده، باید راهکارهای مؤثر و متناسب با روشهای تکفیریان اتخاذ کنیم.راهکارهای کاربردی برای دولت پاکستان
با توجه به این که تفکر تکفیری به وسیلهی بعضی از دولت مردان گذشتهی پاکستانی به این کشور راه یافته است، شاید راه حل دادن به کسانی که خود از عوامل ترویج تفکر شهری به شمار میآیند چندان معقول به نظر نرسد، ولی واقعیت این است که امروزه جریانهای تکفیری در پاکستان، استخوانی در گلوی دولت مردان کنونی شده است، و به شدت تحت فشار عمومی شهروندان این کشور قرار گرفتهاند، از این رو مناسب است برای دولت کنونی پاکستان نیز راهکارهای کاربردی در راستای مقابله با این جریانها پیشنهاد شود، البته با توجه به سیاست دولت پاکستان گمان میرود که چنین پیشنهاداتی به جای نخواهد رسید، لذا از تفصیل موارد پیشنهادی صرف نظر کرده و فقط به چند موارد مهم اشاره میکنیم.راهکارهای کاربردی برای عموم مسلمانان پاکستان
با توجه به این که پاکستان یک کشور سنی نشین به شمار میآید و بیشتر جمعیت این کشور، اهل سنت میباشند که آنان نیز در کنار شیعیان، از جریانهای تکفیری رنج میبرند، به همین سبب برای عموم مسلمانان این کشور نیز برای مقابله با جریانهای تکفیری، راهکارهای کاربری زیر را پیشنهاد میکنیم.1) آگاهی کامل از اصول و مبانی اسلام و تعهد عملی به آن
اصول و قوانین عالی اسلام، به بهترین وجه، وظایف پیروان خویش را روشن کرده است، از این رو اولین و مهمترین راه مقابله با جریانهای تکفیری اینست که مسلمانان این کشور باید از اصول و مبانی اسلام آگاهی کامل داشته و ضمن داشتن طرز تفکر صحیح اسلامی، به آن اصول پای بند باشند.2) شناخت جریانهای تکفیری و نقشههای آنان
یکی از راهکارهای بسیار مهم در راستای مقابله با جریانهای تکفیری، شناخت صحیح این جریانها و آگاهی کامل دسیسههای آنان میباشد، که میتواند تضمین کنندهی بقای جامعه اسلامی باشد.3) معرفی و شناساندن جریانها تکفیری و پرده برداشتن از اهداف سوء آنان
از دیگر راهکارهای مهم برای مقابله با جریان تکفیری در پاکستان، معرفی این جریانها و شناساندن تکفیریان به عموم مردم پاکستان، به ویژه قشر جوان، است.راهکارهای کاربردی برای شیعیان پاکستان
گروههای تکفیری پاکستان در ابتدا شیعیان این کشور را نشانه گرفتهاند آیا شیعیان نیز باید برای مقابله به مثل برخیزند، و در مقابل شیعه کشی به همان روش روی بیاورند؟! و یا اینکه تنها اعتقاد به حقانیت مذهب تشیع، در حفظ ایشان از خطرات تکفیری کافی است؟ و یا این که باید دست روی دست گذاشته و برای شهادت آماده باشند؟! مسلّما هیچ عاقلی این راهها را تایید نخواهد کرد و علما و فقهای شعیهی ما نیز هیچ کدام از این روشها را تأیید نکردهاند و نخواهند کرد، بنابراین در این راستا برای شیعیان این کشور اقدامات کاربردی زیر پیشنهاد میشود که میتواند سدّ محکمی دار برابر کارکرد جریانهای تکفیری در این کشور باشد.1) نشر اعتقادات و آموزههای اصیل تشیع در جامعه
یکی از راهکارهای اساسی برای مقابله با جریانهای تکفیری، تبیین صحیح و منطقی مبانی و معارف تشیع و نشر اعتقادات آنها در جوامع اسلامی است؛ همان طور که امام رضا (ع) میفرماید: «اِنَّ النَّاسَ لَو عَلِمُو مَحَاسِنَ کَلَا مِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ اگر مردم زیباییهای کلام (مکتب) ما را دریابند، یقیناً پیرو ما خواهند شد.» (26)الف) تأسیس مدارس غیرانتفاعی برای کودکان و نسل جوان جامعه
امروزه در جامعه پاکستان مدارس غیرانتفاعی، نسبت به مدارس دولتی اهمیت بیشتری دارند، و در جامعهی پاکستان برای تحصیل فرزندانشان در مدارس غیرانتفاعی تمایل بیشتری وجود دارد. در حال حاضر مدارس غیرانتفاعی زیادی در این کشور وجود دارند و بدیهی است که چنین مدارس طبق سیاست گذاریهای خاص خویش، نسل جوان و نوجوان جامعه را تربیت میکنند.ب) تربیت اساتید متعهد و آشنا با مبانی تشیع برای مدارس و دانشگاههای دولتی
با توجه به نقش مهم معلم بر دانش آموزان و نفوذ وی در افکار و روان آنها، یکی از اساسیترین راهها برای مقابله با عملکرد ضدشیعهی گروههای تکفیری، تربیت افراد متعهد و آشنا با مبانی تشیع و به کارگیری آنان در مدارس و دانشگاههای مختلف در کشورهای اسلامی است.ج) چاپ و نشر مواد تبیین کنندهی مبانی تشیع
دومین راه در راستای نشر اعتقادات اصیل تشیع در جامعه، چاپ و نشر کتابها، جزوات، مجلات علمی و فرهنگی و بروشورهای تبیین کنندهی مبانی و اعتقادات شیعه است.د) تربیت سخنرانان و استفاده از منبر
سومین راه در جهت نشر آموزههای اصیل شیعی در جامعه، «تبلیغ و منبر» میباشد که در این راستا باید سخن رانان خوب و آگاه به مسائل جهان و به ویژه جهان اسلام، تربیت شوند. آنها باید در مناطق مختلف کشور به منبر رفته و مردم را از آموزهها و مبانی تشیّع آشنا سازند.ه) استفاده از وسایل مدرن رسانه ای
در عصرحاضر یکی از راههای مهم در راستای نشر آموزهها و اعتقادات اصیل تشیع، استفاده از وسایل مدرن رسانه ای، مانند: شبکههایی تلویزیونی، سایتهای اینترنتی و ماهوارههای جهانی میباشد.2) اتخاذ تدابیر قاطع در برابر نشر اکاذیب دربارهی تشیع
با توجه به این که شیعه ستیزان معاصر، همواره در تلاشاند تا تشیع را خدشه دار کنند و با ایجاد و نشر شایعات، تهمتها و دروغ پردازیهای مسموم، موجب بدبینی جوامع اسلامی دربارهی تشیع شوند. شکی نیست که شهادت مظلومانه شیعیان پاکستان، ناشی از انتشار تبلیغات دروغین است، مانند: اتهام دروغین «اعتقاد شیعه به تحریف قرآن». این تبلیغات روانی، موجب میشود تا جنایت قتل مسلمانان شیعه توجیه و حتی با افتخار از صحنههای آن فیلم برداری کنند، بنابراین یکی از راهکارهای مهم برای مقابله با جریانهای تکفیری، اتخاذ روشهای مناسب و تدابیر قاطع، در مواجهه با چنین اقدامات علیه شیعه است. در این باره تدابیر زیر پیشنهاد میشود: (27)الف) ردّ تهمتها
این تدبیر به دو روش قابل اجراست:روش مستقیم:
در این روش نسیتهای نابجا خلاف واقع، که دشمنان تشیع، به شعبان زدهاند، تبیین میشود و دلایل آنان نیز روشن شده و در نتیجه، خلاف واقع بودن چنین تهمتها اثبات میشود....روش غیر مستقیم:
در این روش، بدون این که صریحاً بیان شود که فلان چیز را به فلان دلیل به شیعه نسبت دادهاند، فقط، بطلان آن چیز بیان میگردد، این روش باعث اختلاف و کدورت نمیشود و تأثیرش نیز بیشتر است.ب) پرهیز از ایجاد زمینهی تهمت
یکی دیگر از تدابیر مهم در برابر نشر أکاذیب دربارهی تشیع، پرهیز از ایجاد زمینه تهمت است؛ در معارف اسلامی و راویات، تأکید شده است که انسان باید خودش را از موضع تهمت دو نگه دارد، چنان که رسول اکرم میفرمایند: «اِتَّقِ مَوَاضِعَ التُّهَمِ؛ از جایگاههای تهمت بپرهیز!»؛ (28) و از امیرمؤمنان حضرت علی نقل شده است: «مَن عَرَّضَ نَفسَهُ لِلتُّهَمَهِ فَلَا یلُومَنَّ مَن أَسَاءَ بِهِ الظَّن؛ کسی که خود را در معرض تهمت قرار دهد، افرادی را که به او بدگمان میشوند، ملامت نکند، (بلکه خودش را سرزنش کند).» (29)ج) در مسائل مذهبی، به فکر وادار کردن
یکی دیگر از تدابیر به فکر وادار کردن افرادی است که از جریانهای تکفیری تأثیر پذیرفتهاند، هم چنین ایجاد شک در اعتقادات باطل تکفیریها، که زمینه تحقیق را برای آنان فراهم سازد، میتواند مؤثر باشد.
د) تأسیس و پشتیبانی مراکز
کلماتی برای این موضوع
گزارش ها و ایران در آئینه رسانه های آلمان تازه های روز ، گفتنیها ، نوشته ها و اندیشه مشروح گفتوگوی صریح و ۳ ساعته سرلشکر فیروزآبادی با مشروح گفتوگوی صریح و ۳ ساعته سرلشکر فیروزآبادی با خبرگزاری فارس ماجرای جدایی از دیدنی های ایتالیا، مناطق دیدنی ایتالیادیدنی های ایتالیاایتالیاکشور ایتالیاجاذبه های ایتالیامراکز گردشگری ایتالیا اخبار،اخبار روز،اخبار خبرگزاری ها اخبار،آخرین …در این بخش شما با انواع اخبار غزهاخبار ایراناخبار سوریهاخبار اخبار روز غزه