مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

راه بردهای حفظ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی بر اساس احادیث رضوی

[ad_1]

چکیده

در عصر حاضر در همه کشورهای اسلامی، نوعی بیداری اسلامی پدید آمده است. جهان‌خواران که سودای حاکمیت بر سراسر جهان را در سر می‌پرورانند، از بیداری و وحدت امت اسلامی بیم‌ناک‌اند و آن را مانعی در برابر نقشه‌های خود میشمرند. آنها در تلاش‌اند ضمن جلوگیری از پیشرفت موج بیداری اسلامی، از هر راهی برای انحراف مردم استفاده نمایند. یکی از این راه‌ها، استفاده از جریان‌های انحرافی برای مقابله با جریان بیداری اسلامی است.
امام رضا (علیه السلام) نیز در دوران خود با جریان‌های انحرافی متعددی مواجه بود، که با برخورد مناسب با آنها، مانع از وارد شدن کوچک‌ترین ضربه بر پیکر اسلام ناب شد. این پژوهش بر اساس روش تحلیلی - توصیفی و با بهره‌گیری از منابع موجود، به بررسی دست‌آوردهای بیداری اسلامی و نیز روش‌های مقابله با جریان‌های انحرافی با استفاده از روش تحلیل SWOT پرداخته است.
نتایج این تحقیق، حاکی از آن است که مهم‌ترین نقطه قوت ایران در زمینه توسعه دست‌آوردهای بیداری اسلامی، وجود تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی‌آمدهای آن و نیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی است که با بهره‌مند شدن از امتیاز وزنی 2/ 63% در جایگاه نخست است. از سوی دیگر، عدم کار فرهنگی اساسی در جذب مردم به مباحث فرهنگی بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی با امتیاز وزنی 396% در جایگاه نخست ضعف‌هاست. هم چنین توجه به مسائل روز جریان بیداری اسلامی و مباحث جریان‌های تکفیری و اندیشیدن راهکاری در این زمینه، با امتیاز وزنی 6% در مرتبه اول فرصت‌های موجود جای گرفت. نداشتن برنامه‌ریزی راهبردی، جذاب و رقابتی در برابر برنامه‌های دشمنان و اقدامات جریان‌های انحرافی نیز با امتیاز وزنی 52% در جایگاه نخست تهدیدها قرار دارد.
مهم‌ترین راهبردها در این زمینه عبارتند از: برنامه‌ریزی وایجاد ساختاری جهت بهره‌برداری بهینه از تعدد مؤسسات و پژوهشکده‌ها در راستای حضور شاداب مردم در بیداری اسلامی و آگاه‌سازی آنان از اقدامات جریان‌های انحرافی، اقدامات اساسی برای ارتباط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارش‌های روشن‌گرانه در زمینه جریان‌های انحرافی و اقدامات آنها، تلاش محلی و ملی برای تبیین مسائل اساسی بیداری اسلامی و ارائه آن به جامعه و تدوین سند چشم‌انداز محلی و ملی و بهره‌گیری از رسانه‌های نوین جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمنان علیه بیداری اسلامی، به خصوص اندیشه‌های مطرح شده در این زمینه.

1. مقدمه

در دوران امامت امام رضا (علیه السلام) ، به دلیل علاقه مأمون به مباحث کلامی و فلسفی، علمای بسیاری به این بحث‌ها پرداختند. کاهش فشارها و آزادی بیان در جامعه، موجب ظهور اندیشه‌ها و افکار مختلفی شد و رواج اندیشه‌های انحرافی نیز به اوج خود رسید. امام رضا (علیه السلام) به عنوان امام جامعه شیعی و بر اساس وظیفه ای که برای هدایت امت بر عهده داشت، باید با این افکار و جریان‌های انحرافی مبارزه می‌نمود. از این رو، آن حضرت ضمن تبیین افکار و جریان‌های انحرافی موجود برای (مردم، با این جریان‌ها به مبارزه پرداخت. (1
پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام) برخی بر اثر دنیاخواهی، توطئه جدیدی بر ضد شیعه و امامان معصوم (علیه السلام) به اجرا گذاشتند که می‌توانست در راستای سیاست شوم عباسیان مبنی بر محو نقش آفرینی امامان شیعه از صحنه اجتماع قرار گیرد. طراحان این توطئه که از شیعیان حضرت کاظم (علیه السلام) نیز به شمار می‌آمدند، چنین شایعه کردند که امام کاظم (علیه السلام) به شهادت نرسیده و او همان قائم آل محمد است که غیبت نموده. این جریان که به واقفیه شهرت یافتند، موجب انحراف جمع زیادی از شیعیان شدند.
از دیگر افکار انحرافی رایج در دوره امام رضا (علیه السلام) ، باور جبرگرایی بود. این تفکر مبتنی بر این بود که انسان نقشی در امور ندارد و هر چه اتفاق می‌افتد، از سوی خداوند است. در مقابل جریان جبرگرایی، مفوّضه بودند که اعتقاد داشتند خداوند نقشی در اداره عالم ندارد و او اختیار امور را به انسان، تفویض و واگذار کرده است. دیگر جریان انحرافی عصر امام رضا (علیه السلام)، غلات بودند که نسبت به اهل بیت (علیه السلام) دچار غلو شدند. هر یک از این فرق و جریان‌های انحرافی با استفاده از شرایط حاکم بر جامعه آن روز، آزادانه به فعالیت می‌پرداختند. در این وضعیت، امام رضا (علیه السلام) با اتخاذ راهبردی همه جانبه، فعالیت‌های هر کدام از آنها را به تناسب، پاسخ گفت و رسالت الهی خویش در هدایت فکری جامعه را به بهترین نحو، ایفا فرمود. رویکرد آن حضرت در برابر این جریان‌های فکری انحرافی، می‌تواند الگویی مناسب برای مقابله با جریان‌های انحرافی در همه اعصار و از جمله عصر حاضر باشد.
این پژوهش بر اساس روشی تحلیلی - توصیفی و با بهره‌گیری از منابع موجود، به بررسی دست‌آوردهای بیداری اسلامی و نیز روش‌های مقابله با جریان‌های انحرافی پرداخته است. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل SWOT، به تعیین نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها در زمینه بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی اقدام شده است. در ادامه بر اساس نظر کارشناسان و مصاحبه شوندگان، وزن هر گزینه تعیین و در نهایت با ادغام مهم‌ترین آنها، راهبردهای اساسی جهت جذب حداکثری مردم به مباحث بیداری اسلامی در کشور و نیز مقابله با اقدامات منفی جریان‌های انحرافی، معرفی گردیده است. جامعه آماری این پژوهش، در بردارنده 800 نفر از اساتید دانشگاهی و حوزوی است که بر اساس فرمول کوکران، به 250 نفر تقلیل یافته است. هم‌چنین روایی نتایج تحقیق حاضر بر اساس نظرات کارشناسان، تأیید شده و پایایی آن نیز بر اساس فرمول کرونباخ و میزان 789/. به اثبات رسیده است.

2. نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها

تحلیل SWOT به منظور شناسایی و بررسی عوامل مؤثر درونی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل تأثیرگذار بیرونی (فرصت‌ها و تهدیدها) بر میزان توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم کشور و آگاهی بخشی در زمینه اقدامات جریان‌های انحرافی به کار برده می‌شود. (2) در حقیقت از این روش به عنوان ابزاری جهت شناسایی مسائل استراتژیک و ارائه راهبردها و استراتژی های مناسب، استفاده می‌گردد.
ما ابتدا با سنجش محیط داخلی و محیط خارجی، فهرستی از نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدات را شناسایی کرده‌ایم و سپس به وسیله نظرخواهی از مردم، مسئولان و کارشناسان، جهت برطرف نمودن یا تقلیل نقاط ضعف و تهدیدها و تقویت و بهبود نقاط قوت و فرصت‌های موجود در ارتباط با جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی، پیشنهادها و راهکارهای مناسب را ارائه نموده‌ایم. (3)

الف - احادیث رضوی و عوامل داخلی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی در بین مردم

مسلمانان پس از رحلت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و با توسعه سرزمین‌های اسلامی، به فرقه‌های گوناگون تقسیم شدند و به تدریج انحرافاتی در عقاید آنها پدیدار شد. ائمه (علیه السلام) که جانشینان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان امت اسلامی بودند، به مقابله با این انحرافات پرداختند و در زمان‌های مناسب، عقاید نادرست ایشان را بیان فرمودند. امام رضا (علیه السلام) که در دوران خلافت مأمون، در پایتخت زندگی می‌کرد، با فرقه‌های مختلفی مواجه بود که از جمله آنها فرقه‌های واقفیه، غلات، متصوّفه، معتزله جبریون و مفوّضه بودند.
در این قسمت با استفاده از ماتریس ارزیابی داخلی، روابط بین موضوعات مختلف شناسایی و ارزیابی و راه حل‌هایی برای آنها ارائه شده است. هم‌چنین سه مقوله استراتژی‌های موجود، عملکردها و منابع، مورد بررسی قرار گرفته و تحت عنوان نقاط قوت و نقاط ضعف به شرح ذیل تقسیم‌بندی شده است:
جدول 1: نقاط قوت

شماره

                            نقاط قوت (Strenghts )

1

تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی آمدهای آن و نیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی در کشور

2

برگزاری مراسم‌ها و همایش‌های ملی و بین‌المللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریان‌های انحرافی

3

وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریان‌های انحرافی

4

توجه به محتوای اشعار و مطالب مرتبط با بیداری اسلامی و ارائه تفسیری جامع در این زمینه

5

برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات در این زمینه و تلاش برای ارائه چهره واقعی اسلام ناب محمدی

6

وجود دل‌باختگان و دوست‌داران فراوان مبحث بیداری اسلامی و انزجار از جریان‌های انحرافی در داخل و خارج از کشور

7

استفاده از دست‌آوردهای بیداری اسلامی برای حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه

8

جذابیت بسیاری از برنامه‌های ارائه شده در این زمینه

9

بهره‌گیری از امکانات و فن‌آوری‌های روز در سطح مؤسسات فرهنگی کشور برای اشاعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با اقدامات جریان‌های انحرافی

جدول 2: نقاط ضعف

شماره

                    نقاط ضعف (Weaknesses )

1

عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی

2

توجه محدود مسئولان و الگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی

3

تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریان‌های انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها

4

بی‌توجهی به سامان دهی و برنامه‌ریزی امور فرهنگی و اجتماعی بیداری اسلامی و مبارزه گسترده با جریان‌های انحرافی

5

عدم تلاش گسترده از سوی کشورهای اسلامی برای مبارزه با جریان‌های انحرافی و بسط تفکر ناب اسلامی

6

نگاه محدود به مردم در مسائل بیداری اسلامی

7

توجه مسئولان فرهنگی به مسائل فرعی و غفلت از کارکرد تربیتی و تعلیمی و عملی مسائل بیداری اسلامی

8

عدم بررسی همه‌جانبه جریان‌های انحرافی و بیان تفکرات، عقاید و منشأ ایجاد آنها

9

برخورد نامناسب برخی از مسئولان  و اعضای هیئت امنای مؤسسات و پژوهشکده‌ها با مردم

10

تراکم کاری بسیاری از افراد جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی و محدود شدن توجه آنان به مسائل بیداری اسلامی

11

استفاده بسیار محدود کشورهای اسلامی از تجربیات بزرگان دینی در مبارزه با جریان‌های انحرافی

12

سخنرانی‌ها و مراسم ضعیف در مؤسسات و کانون‌ها و دعوت نکردن از سخنرانان ماهر

13

نگاه کلیشه‌ای و حاشیه‌ای به مباحث اصیل معنوی و مذهبی در بسیاری از کشورهای اسلامی

14

عدم ارائه برنامه‌ای جامع و محرک در برابر برنامه‌های دنیای استکبار علیه بیداری اسلامی و فعالیت‌های جریان‌های انحرافی

15

تکیه بر تبلیغ سنتی و استفاده نکردن از ابزار و فن آوری‌های نوین

16

اختلاف‌های سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشه‌ای با جریان‌های انحرافی

ب- عوامل خارجی مؤثر بر روند شناسایی جریان های انحرافی و مبارزه با آنها
هدف این مرحله، کند‌و‌کاو آثار محیط خارجی بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی جهت‌ شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهایی است که جامعه و مردم در این زمینه با آن مواجه‌اند. در این راستا باید گفت که فرصت‌ها، مجموعه امکانات و قابلیت‌هایی است که از خارج از محیط ناحیه و به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر عملکرد مؤسسات فرهنگی و مسئولان، مؤثر واقع می‌شوند. هم چنین تهدیدها مجموعه عوامل خارج از ناحیه محسوب می‌شوند که در عدم کارایی این نواحی تأثیرات مستقیم یا غیر مستقیم دارند.
بر اساس مطالعات انجام شده و بررسی وضعیت پیرامون کشور، مجموعه فرصت‌ها و تهدیدهای موجود و مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم کشور به صورت زیر قابل ترسیم است:
جدول 3: فرصت ها

شماره

              فرصت‌ها (Opportunities )

1

توجه مسئولان به مسائل روز جریان‌های انحرافی و اندیشیدن تدبیری در این زمینه

2

فراهم آوردن شرایط حضور مردم در مباحث بیداری اسلامی و جریان تکفیری و مناظره و مباحثه رو دررو و با واسطه

3

استفاده از ترفندهای سیاسی جهت به انزوا کشاندن جریان‌های انحرافی و تلاش برای ممانعت از ارتباط کشورهای مسلمان با جریان‌های انحرافی

4

ارزش دادن به دیدگاه مردم و استقبال از ایده‌ها و طرح‌های نوین در این زمینه

5

فراهم کردن شرایط بررسی مباحث بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی و ارتباط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارش‌های روشن‌گرانه به آنها دراین زمینه

6

افزایش امکانات فرهنگی مؤسسات و پایگاه های فرهنگی کشور

7

فراهم نمودن شرایط شناخت بیداری اسلامی و اقدامات جریان های انحرافی توسط خانواده‌ها

8

تقدیر از افراد، مؤسسات و پژوهشکده‌های موفق در این زمینه

9

استفاده از مسئولان جوان و دارای رویکرد جوان‌گرایانه

10

استفاده از افراد مجرب و توان‌مند در مباحث بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی

جدول 4: تهدیدها

شماره

          تهدیدها (Threats )

1

نداشتن برنامه راهبردی، جذاب و رقابتی در برابر برنامه‌های جذاب دشمنان و اقدامات جریان‌های انحرافی

2

سوء استفاده جریان های انحرافی از برخی اقدامات کشورهای اسلامی و جریان‌های سیاسی برای ایجاد انحراف فکری و تزلزل در جامعه اسلامی

3

عدم بهره‌گیری از نظر و دیدگاه مردم در این زمینه

4

افزایش نرخ بیکار، تورم و مشکلات اقتصادی و تأثیر آن بر فکر و روان مردم و افزایش ساعات کاری آنها و در نتیجه، عدم کارایی معنوی مباحث بیداری اسلامی وجریان‌های انحرافی

5

عدم برنامه‌ریزی در برابر هجمه های فرهنگی دشمنان و جریان‌های انحرافی

6

عدم اجرای برنامه‌های فرهنگی در مدارس و دانشگاه ها در این زمینه

7

عدم توجه به تکنولوژی و بهره گیری از آن در معرفی بیداری اسلامی

8

آلوده شدن جو عمومی جامعه و عدم تطابق گفتار و عمل و عدم بهره‌گیری از فرهنگ بیداری اسلامی

9

وجود دوستان ناباب و معاشران ناصالح و دوری گزیدن از مباحث معنوی و سیاسی

10

ایجاد محیط ناامن فکری و فرهنگی برای مردم

11

اختلاف‌های سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشه‌ای با جریان‌های انحرافی

تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی در بین مردم
برای تجزیه و تحلیل نهایی، جدولی تشکیل دادیم که بر اساس عوامل داخلی و عوامل خارجی، دارای چهار ستون در بردارنده وعوامل، وزن، درجه‌بندی و امتیاز وزنی است. در ستون یک (عوامل خارجی و داخلی)، مهم‌ترین نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای فراروی سیستم را بر می‌شماریم.
در ستون دو (وزن)، به هر یک از این عوامل، براساس اثر احتمالی آن بر موقعیت استراتژیک فعلی سیستم، وزنی از صفر (بی‌اهمیت‌ترین) تا یک (مهم‌ترین) می‌دهیم. هر چقدر وزن بیشتر باشد، تأثیر عامل بر موقعیت کنونی و آینده سیستم بیشتر خواهد بود. (جمع ستون دو بدون توجه به تعداد عوامل، 1 است.)
در ستون سه (درجه‌بندی) براساس اهمیت و موقعیت کنونی سیستم، به هر عامل امتیازی از 1 (ضعیف) تا 5 (بسیار خوب) می‌دهیم. این درجه‌بندی نشان می‌دهد که سیستم چگونه به هر یک از عوامل خارجی پاسخ می‌دهد.
در ستون چهار (امتیاز وزنی) وزن را در درجه هر عامل (ستون 2 ضرب در ستون 3) ضرب می‌کنیم تا به این وسیله، امتیاز وزنی آن به دست آید. به این ترتیب برای هر عامل، یک امتیاز وزنی از 1 تا 5 مشخص می‌شود که به طور میانگین، این امتیاز عدد 3 است.
سرانجام، امتیازات وزنی تمام عوامل خارجی و داخلی در ستون 4 را به طور جداگانه با یک دیگر جمع می‌زنیم و امتیاز وزنی را محاسبه می‌کنیم، امتیاز وزنی کل نشان می دهد که سیستم چگونه به عوامل و نیروهای موجود و بالقوه در محیط بیرونی‌اش پاسخ می‌دهد. همیشه متوسط امتیاز وزنی کل در سیستم در زمینه‌ای خاص، عدد 3 است (4) است و چنانچه بالاتر از آن باشد، اهمیتش بیشتر است و اگر کمتر از آن باشد، از اهمیت و تأثیرگذاری کمتری برخوردار است.

الف - نتایج تجزیه و تحلیل عوامل داخلی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم (IFAS)

برای سازماندهی عوامل داخلی در قالب نقاط قوت و ضعف فراروی سیستم، با استفاده از عوامل درجه‌بندی و با توجه به اهمیت هر یک از این نقاط، میزان تأثیرگذاری آنها بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم، در قالب جداول زیر، محاسبه شد:
جدول 5: نتایج تجزیه و تحلیل عوامل داخلی (نقاط قوت)

نقاط قوت

وزن

درجه بندی

امتیاز وزنی

وجود تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی آمدهای آن ونیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی در کشور

8/15/.

4

2/63/.

برگزاری مراسم‌ها و همایش‌های ملی و بین‌المللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریان‌های انحرافی

2/14/.

4

8/56/.

وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریان های انحرافی

13/.

4

52/.

توجه به محتوای اشعار و مطالب مرتبط با بیداری اسلامی و ارائه تفسیری جامع در این زمینه

12/.

3

36/.

برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات در این زمینه و تلاش برای ارائه چهره واقعی اسلام ناب محمدی

11/.

3

33/.

وجود دل باختگان و دوست‌داران فراوان مبحث بیداری اسلامی و انزجار از جریان‌های انحرافی در داخل و خارج از کشور

1/.

3

3/.

استفاده از دست‌آوردهای بیداری اسلامی برای حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه

09/.

2

18/.

جذابیت بسیاری از برنامه‌های ارائه شده در این زمینه

08/.

2

16/.

بهره‌گیری از امکانات و فن‌آوری‌های روز در سطح مؤسسات فرهنگی کشور برای اشاعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با اقدامات جریان‌های انحرافی

07/.

1

07/.

جمع

1

 

1/3

از دیدگاه کسانی که مورد سؤال قرار گرفتند، مهم‌ترین نقطه قوت ایران در زمینه توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم عبارت است از «تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی‌آمدهای آن و نیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی در کشور» که با بهره‌مند شدن از امتیاز وزنی 2/63/. در جایگاه نخست جای می‌گیرد. در حال حاضر جریان استکبار از هر ابزاری برای مخدوش کردن چهره واقعی اسلام و رو در رو قرار دادن جریان‌های مختلف اسلامی، استفاده می‌کند که کشورهای اسلامی و به خصوص ایران باید با اندیشیدن تدابیر مختلف، به مقابله با این رویکرد بپردازد.
عامل «برگزاری مراسم‌ها و همایش‌های ملی و بین المللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریان‌های انحرافی» با امتیاز وزنی 8/56/.، جایگاه دوم در میان نقاط قوت را به خود اختصاص می‌دهد که این امر می‌تواند به شناساندن اهداف بیداری اسلامی و نیز چهره ناشایسته جریان‌های انحرافی بینجامد. امام رضا (علیه السلام) نیز در مورد علی بن ابی حمزه بطائنی (از مؤسسان فرقه واقفیه) می‌فرماید: «یا علی! أنت و أصحابک شبه الحمیر.» (5) تشبیه به الاغ، از تعبیرهای تندی است که امام برای فرقه واقفیه به کار می‌برد.
عامل «وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریان‌های انحرافی» با امتیاز وزنی 52/. در جایگاه سوم نقاط قوت قرار گرفته است. در دوران امام رضا (علیه السلام) نیز گروهی از نخبگان سیاسی با حفظ عقاید و باورهای شیعی خود، در دربار حکومت وقت حاضر می‌شدند و امور و اوضاع سیاسی را به نفع شیعیان کنترل می‌کردند؛ مانند محمدبن اسماعیل بن بزیع از اصحاب مخصوص ائمه (علیه السلام) که او جزو وزرای دربار عباسی نیز بود، اما این سمت هیچ‌گاه سبب جدایی او از اهل بیت (علیه السلام) نشد. از همین رو او را از جمله یاران خاص امام رضا (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) ذکر کرده‌اند. (6)
جدول 6: نتایج تجزیه و تحلیل عوامل داخلی (نقاط ضعف)

نقاط ضعف

وزن

درجه بندی

امتیاز وزنی

عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی

099/.

4

396/.

توجه محدود مسئولان والگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی

091/.

4

364/.

تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریان‌های انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها

08/.

4

32/.

بی‌توجهی به سامان‌دهی و برنامه‌ریزی امور فرهنگی و اجتماعی بیداری اسلامی و مبارزه گسترده با جریان‌های انحرافی

07/.

4

28/.

عدم تلاش گسترده از سوی کشورهای اسلامی برای مبارزه با جریان‌های انحرافی و بسط تفکر ناب اسلامی

06/.

4

24/.

نگاه محدود به مردم در مسائل بیداری اسلامی

06/.

4

24/.

توجه مسئولان فرهنگی به مسائل فرعی و غفلت از کارکرد تربیتی و تعلیمی و عملی مسائل بیداری اسلامی

06/.

3

18/.

عدم بررسی همه جانبه جریان‌های انحرافی و بیان تفکرات، عقاید و منشأ ایجاد آنها

06/.

3

18/.

برخورد نامناسب برخی از مسئولان و هیئت امنای مؤسسات و پژوهشکده‌ها با مردم

06/.

3

18/.

تراکم کاری بسیاری از افراد جامعه به دلل مشکلات اقتصادی و محدود شدن توجه آنان به مسائل بیداری

06/.

3

18/.

استفاده بسیار محدود کشورهای اسلای از تجربیات بزرگان دینی در مبارزه با جریان‌های انحرافی

05/.

3

15/.

سخنرانی‌ها و مراسم ضعیف در مؤسسات و کانون‌ها و دعوت نکردن از سخنرانان ماهر

05/.

2

1/.

نگاه کلیشه ای و حاشیه‌ای به مباحث اصیل معنوی و مذهبی در بسیاری از کشورهای اسلامی

04/.

2

08/.

عدم ارائه برنامه‌ای جامع محرک در برابر برنامه‌های دنیای استکبار علیه بیداری اسلامی و فعالیت‌های جریان‌های انحرافی

03/.

2

06/.

تکیه بر تبلیغ سنتی و استفاده نکردن از بزار و فن‌آوری‌های نوین

03/.

2

06/.

اختلاف‌های سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشه‌ای با جریان‌های انحرافی

02/.

1

02/.

جمع

1

 

01/3

در جدول شماره 6 مشاهده می‌گردد که «عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث فرهنگی بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی» با امتیاز وزنی 396/. در جایگاه نخست نقاط ضعف قرار دارد. در این رابطه باید ریشه‌های توجه و عدم توجه مردم به مسائلی از قبیل بیداری اسلامی شناسایی شود تا بتوان بر اساس آن، به کار فرهنگی در سطح خانواده، مدرسه، دانشگاه و پس از آن پرداخت.
عامل «توجه محدود مسئولان و الگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی» با امتیاز 36/. جایگاه دوم در میان نقاط ضعف را به خود اختصاص داده است. «تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریان‌های انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها» نیز با امتیاز وزنی 32/. در جایگاه سوم نقاط ضعف قرار دارد. این امر نشان از آن دارد که دشمنان اسلما و ایران در نظر دارند برای غلبه بر این مردم و مملکت، روحیه بیداری، ایثار، رشادت و ولایت مداری برخاسته از فرهنگ بیداری اسلامی را از مردم بگیرند. به همین دلیل، آنها اقدامات مخرّب فرهنگی را علیه کشور در پیش گرفته‌اند و با استفاده از ابزارهای پیشرفته و عقاید گروه‌ها و جریان‌های انحرافی، به جنگ مؤلفه‌های اساسی فرهنگ بیداری اسلامی رفته‌اند که لازم است مسئولان نیز با اتخاذ تدابیر تدافعی مشخص، این اقدامات را خنثی نمایند.

ب- نتایج تجزیه و تحلیل عوامل خارجی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم (EFAS)

برای سازماندهی عوامل خارجی در قالب فرصت‌ها و تهدیدهای فراروی سیستم، با استفاده از عوامل درجه بندی و با توجه به اهمیت هر یک از فرصت‌ها و تهدیدها، میزان تأثیرگذاری آنها بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم در ایران، محاسبه و به شرح جداول ذیل تعیین گردید:
جدول 7: نتایج تجزیه و تحلیل عوامل خارجی (فرصت‌ها)
<td valign

عبارات مرتبط با این موضوع

راه بردهای حفظ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی بر اساس احادیث رضوی راه بردهای حفظ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی بر اساس احادیث رضوی


فرصت‌ها

وزن

درجه بندی

امتیاز وزنی

توجه مسئولان به مسائل روز جریان‌های انحرافی و اندیشیدن تدبیری در این زمینه

15/.

4

6/.

فراهم آوردن شرایط حضور مردم در مباحث بیداری اسلامی و جریان تکفیری و مناظره و مباحثه رو دررو و با واسطه

13/.

4

52/.

استفاده از ترفندهای سیاسی جهت به انزوا کشاندن جریان های انحرافی و تلاش برای ممانعت از ارتباط کشورهای مسلمان با جریان‌های انحرافی

12/.

4

48/.

ارزش دادن به دیدگاه مردم و استقبال از ایده‌ها و طرح‌های نوین در این زمینه

11/.

3

33/.

فراهم کردن شرایط بررسی مباحث بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی و ارتبط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارش‌های روشن‌گرانه به آنها در این زمینه

1/.

3

3/.

افزایش امکانات فرهنگی مؤسسات و پایگاه‌های فرهنگی کشور

1/.

3

3/.

فراهم نمودن شرایط شناخت بیداری اسلامی و اقدامات جریان‌های انحرافی توسط خانواده‌ها

08/.

3

24/.

تقدیر از افراد، و مؤسسات و پژوهشکده‌های موفق در این زمینه

08/.

2

16/.

ادامه مطلب ...

منهاج السنّة و حقایق کتمان شده درباره امام رضا (ع) و احادیث رضوی

[ad_1]

چکیده

بنابر حدیث ثقلین که در کتب شیعه و اهل سنّت آمده و همه بر صحّت آن اتفاق نظر دارند، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دو امانت بزرگ را به یادگار گذاشت. این دو امانت، قرآن و اهل بیت او (علیهم السلام) هستند که هدایت مسلمانان در گرو مراجعه و تمسک به آنها اعلام شده است. این دو امانت جداناشدنی تا حوض کوثر، محور اساسی تمامی مباحث اتحاد و هم‌‌گرایی مسلمانان را تشکیل می‌دهد.
این نوشتار با توجه به این ضرورت، کوشیده است تا مهمترین حقایق کتمان شده در کتاب منهاج السنة درباره امام رضا (علیه السلام) و احادیث رضوی را مورد بررسی قرار دهد. استنتاج نگارنده بر آن است که امام رضا (علیه السلام) علاوه بر جایگاه والایی که نزد علمای شیعه دارد، از مقام و منزلتی رفیع در منظر ائمه اهل سنت نیز برخوردار است و این معنا ازگفتار آنان – که سعی شده تا حد ممکن در متن مقاله ذکر گردد - به خوبی قابل استفاده است. با این وجود، احادیث رضوی در منابع اهل سنت اندک‌اند و این پژوهش بعد از سعی بسیار، تنها توانست حدود 35 حدیث رضوی را در 175 متن حدیثی معتبر اهل سنت بیابد. گر چه احادیث رضوی به صورت پراکنده در برخی از کتب تاریخی، تفسیری و ... از اهل سنت نیز دیده می‌شود، ولی در مقابل روایات فراوان رضوی در کتب حدیثی شیعه، چندان تفاوتی در نتیجه پذیرفته شده نخواهد داشت، آن هم با جایگاه والایی که علمای طراز اول عامه برای آن حضرت قائل بودند و هستند. مهم‌ترین دلیل این موضوع را می‌توان در گرایش اکثر راویان احادیث رضوی به مذهب تشیع دانست، چنان که برخی ازعلمای اهل سنت، مانند ابن حبان بدان اعتراف کرده‌اند. او می‌گفت: «واجب است احادیثش (امام رضا (علیه السلام)) را معتبر شُمرد، زمانی که غیر اولاد و شیعه او به خصوص ابوصلت از او روایت کرده باشند.»

1. مقدمه

ابن تیمیه در منهاج السنة می‌نویسد:
«علی بن موسی دارای محاسن و مکارم معروفی است و مکارمی شایسته حال خود دارد که اهل معرفت بر آن آگاه‌اند، ولی این رافضی (علامه اصلی) حتی یک فضیلت صحیح و مستدل برای او ذکر نکرده است. این که می‌گوید: او زاهدترین و عالم‌ترین شخص زمان خود بوده است، ادعایی صرف و بدون دلیل است، و کسی که در مورد شخصی غلو می‌کند، چنین ادعایی را می‌کند. چگونه عالم‌ترین شخص زمان خود بوده است، در حالی که معاصرانی داشته که به گواهی همه، از او عالم‌تر و زاهدتر بوده‌اند؛ مثل شافعی، اسحاق بن راهویه، احمدبن حنبل، اشهب بن عبدالعزیز، ابوسلیمان دارانی، معروف کرخی و امثال اینها. احدی از اهل علم از او روایتی نقل نکرده و برای او حدیثی در کتب سته نیامده است. تنها روایاتی از ابوصلت هروی و امثال اوست که نسخه‌هایی از پدرانش نقل کرده و در آنها دروغ‌هایی است که خداوند، صادقین از غیر اهل بیت را از آنها منزه کرده، تا چه رسد به صادقین اهل بیت. و این که می‌گوید: «بسیاری از فقهای جمهور از او اخذ علم کرده‌اند»، آشکارترین دروغ است. فقهای مشهور جمهور هیچ یک چیز معروفی از او اخذ نکرده‌اند، اگر چه بعضی از کسانی که فقهای جمهور شمرده نمی‌شوند، چیزی از او اخذ کرده باشند و این قابل انکار نیست، زیرا طلبه فقها، علم را از کسانی اخذ می‌کردند که از راسخان در علم و یا مرتبه‌ای از آنها پایین تر بوده‌اند. [و آنچه بعضی از مردم ذکر کرده‌اند که معروف کرخی خادم او بوده است و در محضر او مسلمان شده است و یا این که خرق عادت از او به کرخی رسیده، به اتفاق آگاهان به این مسئله، همه این مطالب باطل است.]» (1)
گفتار ابن تیمیه این شبهه را ایجاد خواهد کرد که علمای اهل سنت در طول تاریخ، هرگز توجه و علاقه‌ای به اهل بیت (علیه السلام) نداشته اند. لذا لازم است برای رد این شبهه، به بررسی
گفته‌های علما و بزرگان عامه بپردازیم.

2. فضایل امام رضا (علیه السلام) از منظر علمای اهل سنت

فضایل، مناقب و کرامات فراوانی از حضرت (علیه السلام) در کتب شیعه و سنی نقل شده است. هم چنین کتب متعددی به صورت خاص در موضوع فضایل و کرامات آن حضرت نگاشته شده که برخی از آنها از این قرارند: کرامات و مقامات عرفانی امام رضا (علیه السلام) علی حسینی قمی؛ کرامات امام رضا (علیه السلام)، حسین صبوری؛ کرامات الرضویة (علیه السلام) (معجزات علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بعد از شهادت)، علی میرخلف‌زاده؛ عجایب و معجزات شگفت‌انگیزی از امام رضا (علیه السلام) محمد طباطبایی؛ شفایافتگان از متوسلین به امام رضا (علیه السلام) محمد غفوری.
در لابه لای کتب تاریخی، حدیثی، ادبی و ... از علما برجسته اسلام به خصوص از عامه، می‌توان مناقب و فضایل امام رضا (علیه السلام) را جویا شد که برای رعایت اختصار، تنها به برخی از این سخنان اشاره خواهیم کرد.

ابن حبان: (2)

«وی از سادات و فرزانگان اهل بیت و بزرگان و فضلای بنی‌هاشم به شمار می‌آید. واجب است احادیثش را معتبر شمرد، زمانی که غیر اولاد و شیعه او و به خصوص ابوصلت از او روایت کرده باشند... علی بن موسی در شهر طوس و با شربت [زهرآگینی] که مأمون به او نوشاند، بلافاصله درگذشت... قبرش در سناباد، بیرون از نوقان، کنار قبر هارون‌الرشید، مشهور است که مردم به زیارتش می‌روند. من نیز چندین بار قبر او را زیارت کرده‌ام و در مدت اقامتم در طوس، هرگاه در دام مشکلات و سختی‌ها گرفتار می‌آمدم، به زیارت قبر علی بن موسی الرضا (صلوات خدا بر جدش و او باد) می‌رفتم و از خداوند می‌خواستم مشکلات وسختی‌هایم را از میان بردارد. همه دعاهایم برآورده می‌شد و سختی‌هایم از میان می‌رفت. من این مسئله را بارها آزمودم و این چنین دریافتم. امیدوارم که خداوند ما را بر دوستی مصطفی و اهل بیت او (علیه السلام) بمیراند.» (3)

خطیب بغدادی:

او از ابوعلی خلال (4) نقل می‌کند: «هرگاه امر مهمی برای من پیش آید، قصد زیارت قبر موسی بن جعفر می‌کنم و به ایشان متوسل می‌شوم و خداوند آنچه را می‌خواهم، بر من آسان می‌کند.» (5)

عبدالکریم بن محمد سمعانی: (6)

«ابوحاتم بن حبان بستی گفت: از پدرش، عجایب، از او ابوصلت و دیگران روایت کرده‌اند که امام رضا دچار توهم می‌شد و خطا می‌کرد... به اعتقاد من رضا از جمله عالمان و فاضلان با نسب شریف محسوب می‌شد و خلل در روایت او از سوی راویان است. هیچ راوی ثقه‌ای از او روایت نکرده، جز آنکه متروک گشته است. یکی از روایات مشهور از آن حضرت، صحیفه است که راوی آن بدین سبب مورد طعن قرار گرفته است.» (7)

شمس‌الدین ذهبی: (8)

«پیشوای بزرگ، ابوالحسن بن موسی الکاظم... در دوران خود، سرور بنی‌هاشم و گران‌قدرترین و شریف‌ترین آنها بود...» (9)
او هم چنین می‌گوید: «از چنان جایگاهی بهره می‌برد که می‌گفتند علی بن موسی به هنگام جوانی و در روزگار مالک، فتوان می‌دهد... علی بن موسی از جایگاهی بلندبرخوردار بود و شایستگی خلافت را داشت.» (10)

ابن حجر عسقلانی: (11)

«فردی راست‌گوست، خلل از کسانی است که از او روایت کرده‌اند. وی از بزرگان طبقه دهم بود.» (12)
وی هم چنین در تهذیب التهذیب از ابابکر محمّدبن المؤمل بن الحسن بن عیسی نقل می‌کند: «روزی با پیشوای اهل حدیث، ابوبکر بن خزیمه و ابوعلی ثقفی و دیگر مشایخ خو، به زیارت قبر علی بن موسی الرضا در طوس رفتیم، در حالی که آنها بسیار به زیارت قبر ایشان می‌رفتند... تواضع و بزرگ داشت او (ابن خزیمه) را دیدم که چنان در برابر قبر و بقعه ایشان تعظیم و تواضع می‌کرد و در کنار آن تضرع می‌کرد که ما را متحیر کرد.» (13)

ابن حجر هیثمی: (14)

«علی الرّضا از نام‌آورترین و با منزلت‌ترین اهل بیت است و بدین دلیل، مأمون ایشان را احترام کرد ودخترش را به ازدواج ایشان درآورد و وی را ولی عهد خویش قرار داد.» (15)

علی بن شهاب‌الدین همدانی: (16)

او روایتی را به نقل از عایشه در مودة القربی به این شرح ذکر کرده است: «پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که فرزندم را در طوس زیارت کند، گویا یک حج به جا آورده است. عایشه پرسید: یک حج؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دو حج، عایشه پرسید: دو حج؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه حج. پس عایشه ساکت شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر سکوت نمی‌کردی، تا هفتاد حج می‌شمردم.» (17)

شیخ عبدالله شبراوی: (18)

«هشتمین امام و پیشوا، علی الرضاست. او (رضی الله) شخصی کریم، بزرگوار، با ابهت و با وقار بود. پدرش موسی الکاظم او را بسیار دوست می‌داشت و مزرعه آبادی به نام یسیریه را که به مبلغ سی هزار دینار خرید، به او بخشید. گفته شده است که علی‌الرضا هزار بنده را آزاد کرد. آن حضرت اهل وضو و طهارت و پاکی و اهل نماز شب بود، به گونه‌ای که برای هر نماز شب وضو می‌گرفت و تا به صبح به عبادت و بندگی می‌پرداخت... بعضی گفته‌اند که علی الرّضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق [در دوران خویش] بر تمامی اهل بیت برتری داشت و مقام و منزلتش در بین آنها والا و یارانش فراوان و برهانش هویدا و آشکار است، تا آنجا که خلیفه مأمون، او را در جایگاه والایی قرار داد و در مملکت خویش، شریک ساخت و امر جانشینی خویش را به او واگذار کرد و دخترش را علنی و در برابر چشم مردم، به همسری او درآورد. مناقب او عالی و صفاتش ارزشمند بود و استدلال‌هایش محکم و استوار و اخلاقش عربی، روحیاتش هاشمی و منش و سجایای او پیامبرگونه بود. کرامات آن حضرت بیشتر از آن است که به شمار آید و مشهورتر از آن است که ذکر شود...» (19)
البته شبراوی در پاورقی به این نکته اشاره می‌کند که قاضی نورالله شوشتری (20) همین توصیفات را در کتاب احقاق الحق و إزهاق الباطل آورده است. (21)

محمدامین سویدی: (22)

«اخلاقش والا و صفاتش ارزشمند بود... کراماتش بسیار است و مناقبش مشهور، به حدی که در این مختصر نمی‌گنجد.»

ابراهیم جوینی: (23)

او نیز در فرائد السمطین، مطالب زیادی راجع کرامات و فضائل امام (علیه السلام) و فضیلت قبر شریف حضرت بیان می‌کند (24) و به نقل از حاکم نیشابوری می‌نویسد: «بزرگ‌ترین فضائل، از جانب نسب علی بن موسی الرضاست، زیرا وی از نسل و ذریه بهترین بشر، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) است... این مطلب از باورها و اعتقادات مذهب سنت و جماعت است و تمام فقیهان حجاز بر این مطلب اتفاق نظر دارند و کسانی که با این موضوع مخالفت ورزند، با قرآن و سنت به مبارزه برخاسته و با حق به ستیز پرداخته‌اند و تا قیامت در مورد دو سرور جوانان بهشتی و دودمان آن دو، تعصب و دشمنی خود را آشکار ساخته‌اند.» (25)
جوینی در جای دیگری نیز روایتی را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در فضیلت زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) به این شرح نقل می‌کند: «زود است که پاره‌ای از تن من در خراسان دفن شود. هیچ مؤمنی او را زیارت نمی‌کند، جز آن که خداوند برای او بهشت را واجب و جسد او را بر آتش حرام کند.» (26)

ابن تغری: (27)

«پیشوا و عالم بود... و در دوران خود، سرور بنی‌هاشم و گران‌قدرترین آنها به شمار می‌رفت..»

سمهودی: (28)

«و اما علی الرّضا بن موسی الکاظم، یگانه زمان خویش و مردی جلیل‌القدر بود...» (29)

یوسف بن اسماعیل نهبانی: (30)

«از بزرگان امامان و چراغان امت، از اهل بیت نبوت و معادن علم و عرفان و کرم و مردانگی، عظیم‌القدر و مشهور ذکر بود و برای او کرامات بسیاری است...» (31)

محمدبن وهیب: (32)

«کرامات او بسیار بود (رضی الله)، زیرا او یگانه زمان خود به حساب می‌آمد.» (33)

فخر رازی:

وی در تفسیر معنای کوثر می‌نویسد: «برخی بر این باورند که مقصود از کوثر، فرزندان رسول خداست... در این صورت، کوثر بدین معناست که خداوند، نسلی جاویدان به پیامبر عطا می‌کند که در گذر زمان، باقی می‌مانند و چنان که می‌بینیم، افراد فراوانی از اهل بیت کشته شدند، اما باز هم جهان از حضور آنها موج می‌زند و این در حالی است که هیچ شخصیت قابل توجهی از نسل بنی امیه باقی نمانده است. وانگهی علمای بزرگ و فراوانی چون باقر، صادق، کاظم و رضا (علیه السلام) از میان اهل بیت برخاسته است.» (34)

محمدبن طلحه نصیبی شافعی: (35)

« با دقت نظر واندیشه روشن می‌شود که علی بن موسی نیز در واقع، وارث آن دو علی نخستین (امیرالمؤمنین و امام زین العابدین) است و سومین علی به شمار می‌رود. وی از ایمانی سرشار، جایگاهی بلند، شخصیتی والا، توانایی گسترده، یارانی فراوان و برهانی آشکار بهره می‌برد... وی از نَفس شریف هاشمی و تبار بلندنبوی برخوردار بود. اگر برجستگی‌های وی را برشماریم، می‌بینیم که از آن برتری‌ها، بزرگ‌تر است و اگر مناقبش را به تفصیل بیان کنیم، در می‌یابیم که از جایگاهی والاتر از آن مناقب بهره می‌بَرَد.» (36)

ابن ابی الحدید معتزلی:

«وی عالم‌ترین و سخی‌ترین و کریم‌ترین دراخلاق، در بین مردم بود.» (37)

ابن خلّکان:

«مأمون، علی بن موسی را در بهترین جایگاه نشاند، خواص اولیا را گرد آورد به آنها خبر داد که مأمون، فرزندان عباس و علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به دقت بررسی کرده و در زمان خود، هیچ کس را برتر و شایسته‌تر از علی بن موسی الرضا به خلافت، تشخیص نداده است...» (38)
علمای دیگری، از اهل سنت از جمله عسقلانی و واقدی نیز بیان داشته‌اند که حضرت در مسجدالنبی فتوا می‌داد و این خود حاکی از جایگاه بالای علمی ایشان است. (39)

3. راویان احادیث رضوی

الف – راویان احادیث رضوی از منظر علمای بزرگ اهل سنت

افراد زیادی از حضرت حدیث نقل کرده‌اند که در میان ایشان، علمای طراز اول اهل سنت نیز قرار دارند. در ادامه به نام برخی از راویان احادیث آن حضرت از زبان علمای بزرگ اهل سنت اشاره می‌شود.

ابن حجر عسقلانی:

اودر بیان راویان احادیث رضوی آورده است: «از او (امام رضا (علیه السلام))، پسرش محمد، ابوعثمان مازنی نحوی، علی بن علی دعبلی، ایوب بن منصور نیشابوری، ابوالصلت عبدالسلام بن صالح هروی، مأمون بن رشید، علی بن مهدی بن صدقه... ابواحمد داوود بن سلیمان بن یوسف قاری قزوینی، ... عامربن سلیمان طائی، ... ابوجعفر محمدبن محمدبن حبان تمار و دیگران روایت کرده‌اند.» (40) ابن حجر هم چنین به نقل از حاکم نیشابوری اضافه می‌کند: «... امامان حدیث مانند آدم بن ابی ایاس، نصر بن علی جهضمی، محمدبن رافع قشیری و دیگران از او روایت کرده‌اند.» (41)

خطیب بغدادی:

وی نیز می‌گوید: «از او (علی بن موسی الرضا (علیه السلام)) عبدالسلام بن صالح ابوالصلت هروی، احمدبن عامر بن سلیمان طائی، عبدالله بن العباس قزوینی، و ابوعبدالله محمدبن احمدبن حنبل، معلی بن منصور رازی، آدم بن ابی ایاس عسقلانی، محمدبن رافع تستری، خالد بن احمد ذهلی، نصربن علی جهضمی، ابواحمد داوودبن سلیمان بن یوسف بن عبدالله غازی و غیر آنان روایت کرده‌اند.» (42)

مناوی:

او می‌نویسد: « در تاریخ نیشابور حاکم آمده است: علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمدالباقر بن علی زین العابدین بن الحسین وقتی به نیشابور وارد شد، درکجاوه‌ای سوار بر استر نشسته بود. راهی به سوی او باز کردند. دو امام حافظ ابوزرعه رازی و ابن اسلم طوسی ... گفتند: ‌ای سرور جلیل و فرزند سروران پیشوا! به حق پدران پاک نهادت و گذشتگان بزرگوارت، سوگندت می‌دهیم که چهره نیکوی خود را به ما نشان دهی و به واسطه پدرانت از جدّت، حدیثی برای‌مان بگویی که حضرتت را به وسیله آن یاد کنیم. حضرت خادمان خود را نگاه داشت. پرده کجاوه را کنار زد و دیدگان مردم را به جمال خود روشن ساخت... مردم برای دیدن ایشان ایستادند و با دیدن او به گریه افتادند، خود را به زمین می‌افکندند و فریادها بلند شد... دراین هنگام، پیشوایان و دانشمندان بانگ برآوردند:‌ ای گروه مردمان! ساکت شوید و به سخنی گوش فرا دارید که سودتان رساند و با فریاد خود، ما را میازارید. ابوزرعه و طوسی، کلام حضرتش را استملاء می‌کردند. رضا گفت: برایم حدیث گفت پدرم...». (43)

اسماعیل عَجلونی:

وی نیز در کشف الخفاء می‌نویسد: «وقتی علی بن موسی الرضا وارد نیشابور شد، بر استری سوار بود. عالمان آن دیار به استقبالش شتافتند، از جمله یحیی، اسحاق بن راهویه، احمدبن حرب، و محمّدبن رافع. آنان زمان مرکب رضا را گرفتند. اسحاق گفت: سوگندت می‌دهم به حق پدران طاهرت، که برای ما حدیثی بگویی. پس گفت: مرا پدر بزرگوارم بنده صالح موسی بن جعفر (علیه السلام) ... حدیث کرد». (44)

ابن عساکر:

او نیز نام برخی از پیشوایانی را که هنگام ورود حضرت به نیشابور، زمام مرکب ایشان را گرفتند و از ایشان طلب حدیث کردند، ذکر کرده است: «یاسین بن نضر، احمد بن حرب، یحیی بن یحیی و عده‌ای از اهل علم...» (45) وی سپس قول احمد بن حنبل را در مورد فضیلت سند حدیث رضوی، این گونه بیان می‌کند: «ان قرأت هذا الإسناد علی مجنون، بریء من جنونه وما عیب هذا الحدیث إلاّ جودة إسناده.» (46)
گزارش استقبال حضرت در نیشابور، از وقایع مسلم تاریخ است که کسی نمی‌تواند منکر آن شود. علاوه بر منابع فوق‌الذکر، می‌توان در این زمینه به منابعی چون المنتظم، (47) التوحید، (48) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، (49) کشف الغمة، (50) و بحار الانوار، (51) مراجعه کرد. این گزارش علاوه بر آن که گویای اعلم بودن آن جناب بر علمای زمان خود است، از علما و محدثان طراز اول اهل سنت مانند اسحاق بن راهویه و احمدبن حنبل به عنوان راویان احادیث رضوی سخن به میان می‌آورد؛ حقیقتی که ابن تیمیه در منهاج السنة منکر آن شده است.
نکته جالب توجه آن است که گزارش‌گر اصلی این واقعه، حاکم نیشابوری است که خود از اباصلت نقل می‌کند. این می‌تواند دلیلی برای رد اتهامات برخی مانند ابن حبان (52) و تصدیقی بر این سخن او باشد که گفت: «من از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) عالم‌تر ندیدم. هیچ دانشمندی او را ندید، مگر آن که او نیز مانند من به این حقیقت شهادت داد، مأمون به منظور مناظره با آن حضرت، گروهی از دانشمندان ادیان مختلف و فقهای شریعت و متکلمان مسلمان و غیر مسلمان را گرد می‌آورد، اما همگی مغلوب علوم سرشار او می‌شدند، تا این که احدی از آنها باقی نماند، مگر آن که به فضل او و ناتوانی خویش اقرار می‌کرد.» (53)

ب - اباصلت در منابع معتبر

عبدالسّلام بن صالح بن سلیمان بن أیوب بن میسرة، ابوالصّلت الهروی، مولی عبدالرحمان بن سمرة القرشی (54) از راویان مشهور و اصحاب امام رضا (علیه السلام) است. (55)
در مورد مذهب او ابهاماتی وجود دارد، زیرا برخی از رجالیون شیعه، مانند شیخ طوسی او را از عامه دانسته‌اند، (56) گرچه مرحوم خویی با رد عامه بودن مذهب اباصلت، این عقیده را اشتباه سهوی بعضی رجالیان می‌داند. (57) از سویی دیگر، علمای اهل سنت، مانند کشّی (58) او را در ردیف راویان شیعه قرار داده‌اند، اما گزارش‌هایی مبنی بر عامه بودن مذهب اباصلت، در دست است، چنانچه خطیب بغدادی در تاریخ خویش آورده است: «اباصلت برای اخذ حدیث به بصره، کوفه، حجاز و یمن سفر کرد و در این مسافرت‌های علمی، از اساتیدی چون: حماد بن زید، مالک بن انس، عبدالوارث بن سعید، جعفر بن سلیمان، شریک بن عبدالله، عبدالله بن ادریس، عبادبن عوام، ابامعاویه ضریر، معتمر بن سلیمان تیمی، سفیان بن عیینه و عبدالرزاق بن همام بهره برده بود». (59)
همه اساتیدی که خطیب بغدادی برای اباصلت برمی شمرد، از علمای اهل سنت‌اند.
ذهبی نیز با اشاره به جایگاه خاص اباصلت نزد مأمون عباسی می‌گوید: «وقتی مأمون اباصلت را دید، [دانش] اومتعجبش ساخت و او را در شمار خواص خود درآورد... زمانی که بحث خلق قرآن پیش آمد، مأمون مناظره‌ای بین او و بشر بن غیاث برگزار کرد.» (60)
با جمع‌بندی مطالب فوق و موارد دیگری که به علت رعایت اختصار، ذکر آنها مقدور نبود، به نظر می‌رسد اباصلت در ابتدا بر مذهب عامه بوده و پس از آشنایی با امام رضا (علیه السلام) به مرور، به مذهب تشیع گرایش یافته و از اساتید و هم نشینان حدیثی خویش فاصله گرفته است.
او هم چنین علمایی چون اسحاق بن راهویه هم‌نشین بود و در مجلس احمدبن حنبل حضور می‌یافت. (61)

ج - اباصلت از منظر رجالیان اهل سنّت

در این جا لازم است به برخی از دیدگاه‌های علمای حدیث و رجالیان اهل سنت درباره اباصلت بپردازیم.
کشّی از یحیی بن نعیم نقل می‌کند: «ابوصلت نقی الحدیث بود و ما دیدیم که حدیث را از مشایخ می‌شنود، اما او شدید التشیّع است. با این حال ما از او دروغی ندیدیم.» (62) او هم چنین به نقل از احمدبن سعید الرازی می‌گوید: «به راستی که اباصلت بر حدیث، ثقه و امین بود و این نیست مگر به این سبب که آل رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوست می‌داشت و دین و مذهب وی، محبت ایشان بود.» (63)
نجاشی آورده است: «هروی از رضا (علیه السلام) روایت کرده و ثقه و صحیح الحدیث است. برای او کتابی درباره رحلت امام رضا (علیه السلام) هست.» (64)
ذهبی نیز می‌گوید: «شیخ، عالم، عابد، شیخ الشیعه، ابوصلت عبدالسلام بن صالح هرو... از مالک و حمّاد بن زید، شریک، عبد وارث، هشیم، عبدالسلام بن حرب، ابن عیینه، علی بن موسی الرِّضی و غیره روایت می‌کند. هم چنین عباس دوری، ابوبکر بن ابی دنیا، احمدبن ابی خیثمه، محمدبن ضریس، عبدالله بن احمد، حسین بن اسحاق تستری و بسیاری دیگر از او روایت کرده‌اند.»
ذهبی در ادامه به دیدگاه‌های متفاوت و متضاد علمای حدیث درباره اباصلت می‌پردازد و از جمله می‌نویسد: «ابن محرز گفت: "من از یحیی بن معین درباره ابوصلت سؤال کردم؟ گفت: از دروغ‌گویان نیست. عباس گفت: "شنیدم این معین، اباصلت را توثیق می‌کرد. برای او حدیث أنَا مَدینَة العِلمِ را ذکر کردم. او گفت: این حدیث را محمّدبن جعفر الفَیدِی از ابی معاویة نقل کرده است.»
از گزارش ذهبی چنین بر می‌آید که مخالفت جمعی از عامّه با اباصلت، از آن روست که وی روایت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) : «أنا مدینة العلم و علی بابها» را گزارش کرده بود. هنگامی که یحیی بن معین، او را موثّق می‌شمارد، به عنوان اعتراض، به این نکته اشاره می‌کنند که او راوی روایت مذکور است و یحیی که از این اتهام برآشفته می‌شود، مدعی می‌شود که روایت را ابی معاویه نقل کرده است. این گونه روایات، تنها یک دلیل را برای مخالفت با اباصلت و روایات او بیان می‌کنند و آن، تشیع است.
ذهبی هم چنین آورده است: «ابوحاتم گفت: نزد من راست‌گو نیست. نسائی گفت: ثقه نیست... دارقطنی گفت: سگ علویان بهتر از همه بنی‌امیه است. حاتم بن یونس جرجانی حافظ گفت: از ابن معین درباره او سؤال کردم، گفت: راست‌گو واحمق بود. از صالح بن محمد نقل شده که گفت: ابن معین را در حال آمدن به سمت اباصلت دیدم که به او دشنام می‌داد...» (65)
ابن حجر عسقلانی نیز می‌گوید: «عبدالسلام بن صالح بن سلیمان ابوالصلت الهروی مولی قریش، نزل نیسابور، صدوق، له مناکیرو کان یتشیع و أفرط. العقیلی فقال: کذاب.» (66)
راویان موثّق بسیاری از اباصلت حدیث نقل کرده‌اند که در این جا تنها به ذکر و شرح رجالی تعدادی از آنها می‌پردازیم.

راوی

شرح حال رجای

أبوبکر أحمدبن أبی خیثمة

قال الخطیب: کان ثقة عالماً متقناً حافظاً بصیراً بأیام الناس، راویة للادب... و ذکره الدارقطنی، فقال: ثقة، مأمون... (شمس الدین الذهبی، سیر أعلام النبلاء، تحقیق شیخ شعیب ارنؤوط، ج11، ص 493)

أحمدبن سیار المروزی

الامام الکبیر الحافظ الحجة، ابوالحسن المروزی، الفقیه، عالم مرو ... قال النسائی: ثقة. و قال مرة: لیس به بأس. و قال الدارقطنی: ثقة، ... و قال ابن ابی داوود: کان من حفاظ الحدیث... (همان، ج12، ص 609 و 611)

أحمد ابن منصور الرمادی

الامام الحافظ الضابط، ابوبکر احمدبن منصور بن سیار بن معارک، الرمادی البغدادی... قال الدارقطنی: هو ثقة. و قال ابن أبی حاتم: کان ابی یوثقه... (همان، ج12، ص 389 و 390)

إسحاق بن الحسن الحربی

الامام الحافظ الصدوق، ابویعقوب اسحاق بن الحسن بن میمون البغدادی الحربی ... و سمعنا (الموطأ) من روایته عنه ... (همان، ج13، ص 410 و 411)

الحسن ابن علویة القطان

الشیخ الإمام الثقة، أبومحمد الحسن بن علی بن محمدبن سلیمان بن علویة، البغدادی القطان... و عنه: النجاد و الشافعی و أحمدبن سندی الحداد و أبوعلی بن الصواف و الآجری و مخلد الباقر حی و عبدالله بن إبراهیم الزبیبی: وثقه الدار قطنی و الخطیب... (همان، ج13، ص 559)

الحسین بن إسحاق التستری

سمع هشام بن عمار و سعیدبن منصور و یحیی الحمانی و شیبان بن فروخ و عبدالله بن ذکوان و دحیما و علی بن بحر القطان و طبقتهم. حدث عنه ابنه علی و سهل بن عبدالله التستری الصغیر و ابوجعفر العقیلی و ابومحمد بن زبر و سلیمان الطبرانی و آخرون. و کان من الحفاظ الرحالة، ... اکثر عنه ابوالقاسم الطبرانی. (همان، ج14، ص 57)

عباس بن محمّد

الإِمَامُ الحَافِظُ الیِّقَة النَّاقِدُ أبوالفَضل عَبَّاسُ بنُ مُحَمَّدِ بن حَاتِم بن وَاقِدٍ

الدوری

الدُّوری، ثُمَّ البَغَدادِی، مَولَی بَنِی هَاشِمٍ، أَحَدُ الأَثباتِ المُصنِّفِینَ... وَ وثَّقَهُ النَّسَائی ... (همان، ج12، ص 524-522)

عبدالله بن احمد بن حنبل

هو الإمام حقاً و شیخ الاسلام صدقاً، ابوعبدالله احمدبن حنبل بن هلال بن اسد بن إدریس بن عبدالله بن حیّان بن عبدالله بن أنس بن عوف بن قاسط بن مازن بن شیبان بن ذهل بن ثعلبة بن عکابة بن صعب بن علی بن بکر وائل الذهلی الشیبانی المروزی، ثمّ البغدادی، اخد الائمة الاعلام... (همان، ج11، ص 358-177)

4. امام رضا (علیه السلام) و منابع حدیثی اهل سنّت

الف - نقل حدیث از امام رضا (علیه السلام) توسط برخی علمای اهل سنّت

ابن تیمیه می‌گوید: «فقهای مشهور جمهور، هیچ یک چیز معروفی از او اخذ نکرده‌اند، اگر چه بعضی از کسانی که فقهای جمهور شمرده نمی‌شوند، چیزی از او اخذ کرده باشند و این قابل انکار نیست، زیرا طلبه فقها، علم را از کسانی اخذ می‌کردند که از راسخان در علم و یا مرتبه‌ای از آنها پایین تر بوده‌اند.»
این در حالی است که به نقل از برخی، چون محمّدبن عیسی بن عبید یقطینی، احادیث فقهی رضوی بسیار زیاد بودند: «چون مردم در امر خلافت امام رضا (علیه السلام) دچار اختلاف شدند (و ناچار با طرح سؤالاتی، امامت وی را به آزمون گذاشتند) من از سؤالات مردم و پاسخ‌های آن حضرت، پانزده هزار مسئله گردآوری کردم و نام آن را مسائل مجربّه گذاشتم.» (67)
برخی از علمای شیعه و سنی، نام بسیاری از فقهایی را که به نقل حدیث از آن حضرت پرداخته اند، ذکر کرده‌اند، چنان که المزی در تهذیب الکمال از این فقها نام برده است:
1. ابوبکر احمدبن الحباب بن حمزة الحمیری النسّابة؛
2. أیوب بن منصور النیسابوری؛
3. دارم بن قبیصة بن نهشل الصنعانی؛
4. أبو أحمد داوود بن سلیمان بن یوسف الغازی القزوینی؛
5. سلیمان بن جعفر؛
6. عامر بن سلیمان الطائی؛
7. عبدالله بن علی العلوی؛
8. ابوالعباس عبدالله المأمون بن هارون الرشید؛
9. أبوالصلت عبدالسلام بن صالح الهروی؛
10. علی بن صدقة الشطّی الرقّی؛
11. علی بن علی الخزاعی الدعبلی؛
12. علی بن مهدی بن صدقة بن هشام القاضی؛
13. محمدبن سهل بن عامر البجلی؛
14. ابنه أبوجعفر محمد بن علی بن موسی؛
15. أبوجعفر محمّدبن محمّد بن حیان التمّار البصری؛
16. موسی بن علی القرشی؛
17. أبوعثمان المازنی النحوی. (68)
در میان فقهایی که علامه برقی و شیخ طوسی در رجال خویش ذکر می‌کنند، برخی اسامی نیز به چشم می‌خورد که از جمله می‌توان این اسامی اشاره کرد:
18. أحمدبن محمدبن أبی نصر (البزنطی)؛
19. محمدبن اسماعیل بن بزیع؛
20. عبدالرحمن بن أبی نجران التمیمی؛
21. صفوان بن یحیی؛ (69)
22. أحمدبن محمّدبن حنبل الشیبانی (أبوعبدالله إمام الحنابلة)؛
23. إسحاق بن ابراهیم الحنظلی (ابن راهویه)؛
24. الفضل بن سهل ذوالریاستین. (70)

ب. روایات رضوی در متون حدیثی اهل سنّت

این جست و جو تنها در 175 کتاب حدیثی اهل سنّت و بر اساس واژگان «الرضا»، «الرضی» و «علی بن موسی» صورت گرفته است. گر چه احادیث منقول از آن حضرت در این منابع، بسیار کم است، (زیرا تنها در کتب اربعه شیعه، حدود پانصد حدیث از ایشان نقل شده) (71) اما ذکر همین تعداد روایت در کتب معتبر حدیثی اهل سنّت، دلیلی برای ردّ ادّعای ابن تیمیه خواهد بود که گفت: «احدی از اهل علم از او روایتی نقل نکرده و برای او حدیثی در کتب ستّه نیامده است. تنها روایاتی از ابوصلت هروی و امثال او است که نسخه‌هایی از پدرانش نقل کرده که در آنها دروغ‌هایی است که خداوند صادقین از غیر اهل بیت را از آنها منزه کرده، تا چه رسد به صادقین از اهل بیت.»
در ادامه، احادیث منقول از حضرت امام رضا (علیه السلام) در کتب حدیثی معتبر اهل سنّت، ذکر می‌شود:
1. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ (72) «الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ، وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ». (73) «الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ تَصدِیقُ بِاللِّسَانِ‌ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ (74) «الْإِیمَانُ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ‌، وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ، وَ یَقِینٌ بِالْقَلْبِ»؛ (75) الْإِیمَانِ بِاللهِ یَقِینٌ‌ بِالْقَلْبِ‌ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ «الْإِیمَانِ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ‌ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ (76) «الْإِیمَانُ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ‌ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ، مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ»؛ (77) الْإِیمَانُ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ‌ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ وَ یَقِینٌ بِالْقَلْبِ»؛ (78) «الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ، وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ‌ بِالْجَوَارِحِ‌. (79)
2. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ سَأَلَ رَبَّهُ وَ رَفَعَ یَدَیْهِ- فَقَالَ یَا رَبِّ! أَ بَعِیدٌ أَنْتَ فَأُنَادِیَکَ‌ أَمْ قَرِیبٌ فَأُنَاجِیَکَ- فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ: یَا مُوسَى بنَ عِمرَانَ! أَنَا جَلِیسُ مَنْ ذَکَرَنِی.» (80)
3. فَقَالُوا:نَسألُک عَن مَسَائِلَ لَا یعلَمُهَا إلَّا عَالِمُ. فَقَالَ: سَلُوا عَمَّا شِئتُم. قَالُوا: أَخبِرنَا عَنِ الْحُورِ الْعِینِ مِمَّ خُلِقْنَ‌ وَ عَنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ إِذَا دَخَلُوا الْجَنَّةَ مَا أَوَّلُ مَا یَأْکُلُونَ مِنهَا وَ عَنْ مُعْتَمَدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَزَّ ذِکرُهُ أَیْنَ کَانَ وَ کَیْفَ کَانَ إِذْ لَا أَرْضَ وَ لَا سَمَاءَ وَ لَا شَیْ‌ءَ فَقَالَ «أَمَّا الْحُورُ الْعِینُ، فَإِنَّهُنَّ خُلِقْنَ مِنَ الزَّعْفَرَانِ وَ التُّرَابِ لَا یبقَی وَ أَمَّا أَهْلُ الْجَنَّةِ فَإِنَّهُمْ یَأْکُلُونَ أَوَّلَ مَا یَدْخُلُونَهَا مِنْ کَبِدِ الْحُوتِ‌ الَّذِی عَلَیهِ الأَرضُ وَ أَمَّا مُعْتَمَدُ الرَّبِّ العَالَمِینَ عَزَّ رَبُّنَا وَ جَلَّ فَإِنَّهُ هُوَ أَیَّنَ الْأَیْنَ وَ کَیَّفَ الْکَیْفَ وَ لَا کَیْفةَ لَهُ وَ کَانَ مُعْتَمَدُهُ عَلَى قُدْرَتِهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى».فَقَالُوا نَشهَدُ أَنَّک عَالِمُ أَهلِ الأَرضِ. فَقَالَ: «الحَمدُللِّهِ الَّذِی لَا یَحسُّ وَ لَا یمَسُّ، وَ لَا یجَسُّ وَ لَا تدرِکُهُ الحَوَاسُّ الخَمسُ وَ لَا تَصِفُهُ الأَوهَامُ وَ لَا تَبلُغُهُ العُقُولُ لَم تَرَ رَبَّنَا العُیونُ فَتُخبِرَ بِحُیوثِیِتِهِ أَو أَینُونِیِتِهِ أَو مَحدُودِیِتِهِ أَو کَیفُوفِیِتِهِ، هُوَ العَلِی الأَعلَی حَیثُ مُا ینبَغِی یوَحَّدُ. الحَمدُاللهِ الَّذی بِسَترِه جَمَعَنَا وَ لَو کَانَ لِلذَّنبِ رِیحُ، مَا جَالَسَنَا أَحَدُ.» (81).
4. 2. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: مَا کَانَ وَ لَا یکُونُ إِلَی یوِم القِیامَةِ مَؤمِنُ إلَّا وَ لَهُ جَارُ یؤذِیهِ.» (82)
5. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: یقُولُ: «عِدةُ المُؤمِنِ نَذرُ لَا کَفَّارَةَ لَهُ.» (83)
6. عَن عَلِی قَالَ: «فَرَضَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَلَی کُلِّ صَغِیرٍ أَو کَبِیر، حُرٍّ أَو عَبدٍ مِمَن یمَوِّنُونَ صَاعاً مِن شَعِیرٍ أَو صَاعاً مِن تَمرٍ أَو صَاعاً مِن زَبِیبٍ عَن کُلُّ إِنسَانٍ.» (84)
7. مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله وسلم) سَیِّدُ الْأَنْبِیَاءِ قَالَ:«حَدَّثَنِی جَبْرَئِیلُ سَیِّدُ الْمَلَائِکَةِ عَنِ اللهِ رَبِّ الأَربَابِ تَعَالَی قَالَ: " إِنِّنِی‌ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا" (85) مَنْ قَالَهَا دَخَلَ‌ حِصْنِی‌ وَ مَنْ دَخَلَ‌ حِصْنِی‌ أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»؛ (86) «یقول الله (عزّ و جّل): لا لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی‌ فَمَن دَخَلَهُ أَمِنَ عَذَابِی»؛ (87) « یقُولُ اللهُ تَعَالَی: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی، فَمَن دَخَلَهُ ‌ أَمِنَ عَذَابِی»؛ (88) قَالَ اللَّهُ (عزّ و جّل) إِنِّی‌ أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِی مَنْ جَاءَ نِی مِنْکُمْ بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ بِالْإِخْلَاصِ، دَخَلَ‌ فِی‌ حِصْنِی‌ وَ مَنْ دَخَلَ‌ فِی‌ حِصْنِی‌ أَمِنَ مِنْ عَذَابِی.» (89)
8. قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): « مَنْ نَقَلَهُ اللَّهُ (عزّ وجلّ) مِنْ ذُلِ‌ الْمَعَاصِی‌ إِلَى عِزِّ الطَّاعَةِ أَغْنَاهُ بِلَا مَالٍ وَ أَعَزَّهُ بِلَا عَشِیرَةٍ وَ آنَسَهُ بِلَا أَنِیسٍ وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافُ اللهُ تَعَالَی مِنْهُ کُلَّ شَیْ‌ءٍ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ، أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مَنْ رَضِیَ مِنَ اللَّهِ بِالْیَسِیرِ مِنَ الرِّزْقِ، رَضِیَ اللَّهُ تَعَالَی مِنْهُ بِالْیَسِیرِ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ یَسْتَحْیِ مِنْ طَلَبِ الْمَعِیشَةِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ رَخِیَ بَالُه‌ُُُ وَ نُعِّمَ‌ عِیَالُهُ‌ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا، ثْبَتَ اللَّهُ الْحِکْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ‌اللهُ بِهَا لِسَانَهُ وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْیَا سَالِماً إِلَى دَارِ الْقَرَارِ.» (90)
9. ...عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ :سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) یَقُولُ: التَّوْحِیدُ ثَمَنُ‌ الْجَنَّةِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَفَاءُ شُکْرِ کُلِّ نِعْمَةٍ، وَ خَشْیَةُ اللَّهِ مِفْتَاحُ کُلِّ حِکْمَةٍ، وَ الْإِخْلَاصُ مِلَاکُ کُلِّ طَاعَةٍ.» (91)
10.... اَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): یقُولُ: «إنَّ‌اللَّهَ تَعَالَی فَرَضَ لِلفقَرَاءِ فِی أَموَالِ الأَغنِیاءِ قَدرَ مَا یَسعُهُم، فَإن مَنَعُوهُم، حَتَّی یجُوعُوا وَ یَعرُّوا، وَ یجهَدُوا، حَاسَبَهُمُ اللهُ حِسَاباً شَدِیداً وَ عَذَّبَهُم عَذَاباً نُکراً.» (92)
11. ....قَالَ لِی عَلی بنُ مُوسَى الرِّضَی(علیه السلام): «ثَلَاثَةٌ مُوَکَّلٌ بِهَا ثَلَاثَةٌ: تَحَامُلُ الْأَیَّامِ عَلَى ذَوِی الْأَدَوَاتِ الْکَامِلَةِ وَ اسْتِیلَاءُ الْحِرْمَانِ عَلَى‌ الْمُتَقَدِّمِ‌ فِی‌ صَنَعْتِهِ‌ وَ مُعَادَاةُ الْعَوَامِّ لِأَهْلِ الْمَعْرِفَةِ.» (93)
12. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِی ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. قِیلَ:یا رَسُولَ اللهِ!وَ مَنْ خُلَفَاؤُکَ قَالَ: الَّذِینَ یَأْتُونَ‌ مِنْ‌ بَعْدِی‌ وَ یَرْوُونَ أَحَادِیثِی وَ سُنَّتِی فَیُعَلِّمُونَهَا النَّاسَ.» (94)
13. ....أَنَّ النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم): فَرَضَ زَکَاةَ الفِطرِ عَلَی الصَّغِیرِ وَ الکَبِیرِ وَ الذَّکَرِ وَ الأُنثَی مِمَّن تَمُونُونَ. (95).
14. سُئِل علی بن موسی الرَّضا: أیکلّف الله العبادَ ما لا یطِیقون؟ قال: «هوأَعدَل من ذلک.» قال: فیستطیعون أن یفعَلوا ما یریدون؟ قال: «هم أَعجَز من ذلک.» (96).
15. ...عن أبی علی بن أبی طالب مرفوعاً: «العلم خزائن ومفتاحها السؤال، فاسألوا یرحمکم‌الله، فإنه یؤخرفیه أربعة: السائل و المتعلم و المستمع و المحب لهم»؛ (97).
الْعِلْمُ‌ خَزَائِنُ‌ وَ الْمَفَاتِیحُ السُّؤَال، فَاسْأَلُوا یَرْحَمْکُمُ اللَّهُ فَإِنَّهُ یُؤْجَرُ فِی الْعِلْمِ أَرْبَعَةٌ: السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ.» (98)
16. ....فَسئِلَ عَنِ القَدَرِ، فَقَالَ: «قَالَ اللهُ عَزَّ مِن قَائِلٍ (إِنَّ‌ الْمُجْرِمِینَ‌ فِی‌ ضَلالٍ‌ وَ سُعُرٍ* یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النَّارِ عَلى‌ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ* إِنَّا کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَر)». (99) (100)
17. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): «مَنْ‌ أَفْتَى‌ النَّاسَ‌ بِغَیْرِ عِلْمٍ لَعَنَتْهُ مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ‌.» (101)
18. ... قال سمعت قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: «یقول الله (عزّ و جّل): عبدی! ما تنصفنی؟ أتحبب إلیک بالنعم و تتمقت إلی بالمعاصی. خیری علیک منزل و شرک إلی صاعد و لا یزال ملک کریم یأتینی منک فی کل یوم بعمل قبیح. عبدی! لو سمعت وصفک من غیرک و أنت لاتدری من الموصوف، لتسارعت إلی مقته.» (102)
19. ....عَن جَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ فِی قَولِهِ (عزّ و جّل) «اتَّخَذَ اللهُ إبرَاهِیمَ خَلِیلاَ» (103) قَالَ: «أَظهَرَ اسمَ الخُلَّةِ لإِبرَاهِیمَ (علیه السلام)، لِأَنَّ الخلیل ظَاهِرُ فِی المَعنَی وَ أخفی اسمَ المَجَبَّةِ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله و سلم) لِتَمَامِ حَالِهِ، إذ لاَیحِبُّ الحَبِیبُ إظهَارَ حَالِ حَبِیبَهِ، بَل یحِبُّ إخفَاءَه وَ سَترَه لِئَلاَّ یطَّلِعَ عَلَیهِ أَحَدُ سِوَاهُ وَ لَا یدخُلَ أَحَدُ بَینَهُمَا. فَقَالَ لِنَبِیهِ وَ صَفِیهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) لَمَّا أَظهَرَ لَهُ حَالَ المَحَبَّةِ: "قُل إِن کُنتُم تُحِبُّونَ الله فَاتَّبَعُونِی یحبِبکمُ اللهُ"، (104) أَی لَیسَ الطَّرِیقُ إلَی مَحَبَّةِ اللهِ إلَّا اتَّبَاعَ حَبِیبِهِ وَ لَا یتَوَسَّلُ إلَی الحَبِیبِ بِشَیءٍ أَحسَنَ مِن مُتَابَعَةِ حَبِیبِهِ و طلب رِضَاه. » (105)
20. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): رَأْسُ‌ الْعَقْلِ‌ بَعْدَ الدِّینِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ وَ اصْطِنَاعُ الْخَیْرِ إِلَى کُلِّ بَرٍّ وَ فَاجِرٍ.» (106)
21. ... حَدَّثَنِی أَبِی الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ قَالَ: کُنَّا عَلَى‌ مَائِدَةٍ أَنَا وَ أَخِی مُحَمَّدُ ابْنُ الْحَنَفِیَّةِ وَ بَنُو عَمِّی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ العَبَّاسٍ وَ قُثَمُ وَ الْفَضْلُ عَلَی مَائِدةٍ نَأکُلُ، فَوَقَعَتْ جَرَادَةٌ عَلَی المَائِدَةِ فَأَخَذَهَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ، فَقَالَ لِلْحَسَینِ: یا سَیدِی! تَعْلَمُ مَا مَکْتُوبٌ عَلَى جَنَاحِ الْجَرَادَةِ. فَقَالَ: سَأَلْتُ أَبِی أمِیرَالمُؤمِنِینَ فَقَالَ: إِنِّی سَأَلْتُ جَدَّک (صلی الله علیه و آله وسلم) فَقَالَ لِی عَلَى جَنَاحِ الْجَرَادَةِ مَکْتُوبٌ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا رَبُّ الْجَرَادَةِ وَ رَازِقُهَا إِذَا شِئْتُ بَعَثْتُهَا رِزْقاً لِقَوْمٍ وَ إِنْ شِئْتُ عَلَى قَوْمٍ بَلَاءً. قَالَ: فَقَامَ عَبدُاللهِ بْنُ عَبَّاسٍ فَضَمَّ الحُسینَ بنَ عَلِی إلَیهِ، ثُمَّ قَالَ: واحِدةُ مِنْ مَکْنُونِ الْعِلْمِ. (107)
22. ... عَن عَلِیٌّ قَالَ: «أَشَدُّ الْأَعْمَالِ ثَلَاثَةٌ: إِعطَاءُ الحَقِّ مِن نَفسِک وَ ذِکْرُ اللَّهِ عَلَى کُلِ‌ حَالٍ‌ وَ مُوَاسَاةُ الْإِخْ فِی بِالْمَال.» (108)
23. قَالَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى: «فَمَا تَرَکَ أَبِی هَذِهِ‌ الْوَصِیَّةَ إِلَى‌ أَنْ تُوُفِّیَ.» (109)
24. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): «اخْتِنُوا أَوْلَادَکُمْ یوم السابع، فَإِنَّهُ أَطْهَرُ و أسرع لنبات اللحم و أن الْأَرْضَ تَنْجَسُ مِنْ بَوْلِ الْأَقْلَفِ أَرْبَعِینَ‌ صَبَاحاً.» (110)
25. ... أَنَّ النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم) قَالَ: «مَنْ عَامَلَ النَّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُمْ فَلَمْ یَکْذِبْهُمْ وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ یُخْلِفْهُمْ فَهُوَ مِمَّنْ کَمَلَتْ‌ مُرُوَّتُهُ‌ وَ ظَهَرَتْ عَدَالَتُهُ وَ وَجَبَتْ أُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غِیبَتُهُ.» (111).
26. ... عَن علی (رضی الله عن هو) قال: الحناء بعد النورة، أمان من الجذام و البرص.» (112)
27. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):‌ عَلَیْکُمْ‌ بِالزَّبِیبِ‌ فَإِنَّهُ یَکْشِفُ الْمِرَّةَ وَ یَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ یَشُدُّ الْعَصَبَ وَ یَذْهَبُ بِالْإِعْیَاءِ وَ یُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ یُطَیِّبُ النَّفْسَ وَ یَذْهَبُ بِالْهمِّ.» (113)
28. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): «سید طعام الدنیا اللحم، ثم الأرز.» (114)
29. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):‌ یُبْعَثُ‌ شَاهِدُ الزُّورِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مُولِغًاً لِسَانَهُ فِی النَّارِ کَمَا یَولِغُ الْکَلْبُ لِسَانَهُ فِی الْقَذَرِ.» (115)
30. عَنِ النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَ: «مَنْ سَبَّ نَبِیّاً مِنَ الْأَنْبِیَاءِ فَاقْتُلُوهُ‌، وَ مَنْ‌ سَب‌ّ وَاحِداً مِن أًصحَابِی، فَاجلِدُوه» و قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن سَبَّ أَصحَابِی، فَاجلِدُوهُ». (116)
31. .... قَالَ: سَمِعتُ المَأمُونَ یقُولُ لِعَلِی بنِ مُوسَی الرَّضِی (علیه السلام): إِلَی مَتَی یحسُنُ بِالإنسَانِ طَلَبُ العِلمِ؟ قَالَ: مَا حَسُنَتُ بِهِ الحَیاةُ. (117)
32. .... حَدَّثَنِی عَبدُالعَظیِمِ بنُ عَبداللهِ الرَّازِی الحَسَنِی فِی مَنزِلِهِ بِالرَّی، عَن أَبِی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلِی الرَّضِی عَن أَبِیهِ عَن آبَائِهِ عَن عَلِی بنِ الحُسَینِ عَن أَبِیهِ عَن جَدَّهِ عَن جَدَّهِ عَن جَدِّهِ عَلِی بنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ: قُلتُ أربَعاً أَنزَلَ اللهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی تَصدِیقی بِهَا فِی کِتَابِهِ: قُلتُ: المَرءُ مَخبُوءُ تَحتَ لِسَان

عبارات مرتبط با این موضوع

منهاج السنّة و حقایق کتمان شده درباره امام رضا ع و احادیث رضوی منهاج السنّة و حقایق کتمان شده درباره امام رضا ع و احادیث رضوی


ادامه مطلب ...

احادیث و جملات ناب از امام سجاد ، سیدالساجدین (ع)

انسان باید متوجه این واقعیت‏باشد که نوع معاشرت با همسایگان، در روح و روانش اثر مى‏گذارد. امام سجاد (َع)

سروران مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، پرهیزگاران هستند.امام سجاد (َع)

بد برادرى است که در وقت توانگرى به تو توجه دارد و در وقت نیازمندى از تو مى‏برد .امام سجاد (َع)

سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهی می‌باشد و از سختی‌ها صحرای محشر در امان است:

اوّل آن که در کارگشایی و کمک به نیازمندان و درخواست کنندگان دریغ ننماید.

دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتی بیندیشد که کاری را که می‌خواهد انجام دهد یا هر سخنی را که می‌خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودی خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او می‌باشد.

سوّم قبل از عیب جویی و بازگویی عیب دیگران، سعی کند عیب‌های خود را برطرف نماید. امام سجاد (َع)

سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشتن زبان از بدگویی و غیبت مردم، خود را مشغول به کارهایی کردن که برای آخرت و دنیای انسان مفید باشد و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود ناراحت باشد. امام سجاد (َع)

هرکس دارای چهار خصلت باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ملاقات می‌کند که از او راضی و خوشنود است:

خصلت خود نگهداری و تقوای الهی به طوری که به تواند بدون توقّع و چشم داشتی، نسبت به مردم خدمت نماید.

راست گویی و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگی.

حیا و پاکدامنی نسبت به تمام زشتی‌های شرعی و عرفی.

خوش اخلاقی و خوش برخوردی با نزدیکان و خانواده خود. امام سجاد (ع)

ای فرزند آدم، تا آن زمانی که در درون خود واعظ و نصیحت کننده‌ای دلسوز داشته باشی و در تمام امور بررسی و محاسبه کارهایت را اهمیّت دهی و در تمام حالات ـ از عذاب الهی ـ ترس و خوف داشته باش؛ در خیر و سعادت خواهی بود. امام سجاد (َع)

حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام ـ چه کم و چه زیاد ـ قرار ندهی و بلکه در چیزهای حلال هم صرفه جویی کنی و به مقدار نیاز استفاده نمایی. امام سجاد (َع)

کسی که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهای نیک، سرعت و عجله می‌نماید و شهوات را زیر پا می‌گذارد و هرکس از آتش قیامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه می‌کند و از گناهان و کارهای زشت دوری می‌جوید. امام سجاد (َع)

دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود و نیز موجب از بین رفتن حیا و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طوری که همیشه احساس نیاز و تنگ دستی نماید و هرچه کمتر به مردم رو بیندازد و کمتر درخواست کمک نماید بیشتر احساس خودکفایی و بی‌نیازی خواهد داشت. امام سجاد (َع)

سعادت و خوشبختی انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است. امام سجاد (َع)

در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ ولی در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود. امام سجاد (ع)

هر کس برای رضا و خوشنودی خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند می‌گرداند. امام سجاد (َع)

هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده‌های الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، همچنین مورد خطاب قرار می‌گیرد که از آلودگی‌ها پاک شدی و بهشت گوارایت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت. امام سجاد (َع)

چنانچه شخصی تو را بدگویی کند و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش. امام سجاد (َع)

تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام می‌ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی‌دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتی، روحی، فکری، اخلاقی و… بی‌تفاوت است. امام سجاد (َع)

هرکس انسان گرسنه‌ای را طعام دهد خداوند او را از میوه‌های بهشت اطعام می‌نماید و هر که تشنه‌ای را آب دهد خداوند از چشمه گوارای بهشتی سیرآبش می‌گرداند و هرکس برهنه‌ای را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتی خواهد پوشاند. امام سجاد (َع)

به وسیله عقل ناقص و نظریه‌های باطل و مقایسات فاسد و بی‌اساس نمی‌توان احکام و مسایل دین را به دست آورد؛ بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعی دین، تسلیم محض می‌باشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافی در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد، خوشبخت خواهد بود و شخصی که با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک می‌گردد. امام سجاد (َع)

دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیداری می‌باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیداری به سر می‌بریم. امام سجاد (َع)

از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و شریکان و مشتریانش افرادی صالح و نیکوکار باشند، و نیز دارای فرزندانی باشد که کمک حال او باشند. امام سجاد (ع)

هر آیه‌ای از قرآن، خزینه‌ای از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را که مشغول خواندن می‌شوی، در آن دقّت کن که چه می‌یابی. امام سجاد (َع)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهی می باشد و از سختی ها صحرای محشر در امان است:

اوّل آن که در کارگشایی و کمک به نیازمندان و درخواست کنندگان دریغ ننماید.

دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتی بیندیشد که کاری را که می خواهد انجام دهد یا هر سخنی را که می خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودی خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او می باشد.

سوّم قبل از عیب جویی و بازگویی عیب دیگران، سعی کند عیب های خود را برطرف نماید. (۱)

سخنان امام سجاد زندگینامه امام سجاد احادیث امام سجاد

امام سجاد علیه السلام فرمود:

سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشتن زبان از بدگویی و غیبت مردم، خود را مشغول به کارهایی کردن که برای آخرت و دنیای انسان مفید باشد و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود ناراحت باشد. (۲)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

هرکس دارای چهار خصلت باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ملاقات می کند که از او راضی و خوشنود است:

۱ ـ خصلت خود نگهداری و تقوای الهی به طوری که به تواند بدون توقّع و چشم داشتی، نسبت به مردم خدمت نماید.

۲ ـ راست گویی و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگی.

۳ ـ حیا و پاکدامنی نسبت به تمام زشتی های شرعی و عرفی.

۴ ـ خوش اخلاقی و خوش برخوردی با نزدیکان و خانواده خود. (۳)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

ای فرزند آدم، تا آن زمانی که در درون خود واعظ و نصیحت کننده ای دلسوز داشته باشی و در تمام امور بررسی و محاسبه کارهایت را اهمیّت دهی و در تمام حالات ـ از عذاب الهی ـ ترس و خوف داشته باش؛ در خیر و سعادت خواهی بود. (۴)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام ـ چه کم و چه زیاد ـ قرار ندهی و بلکه در چیزهای حلال هم صرفه جویی کنی و به مقدار نیاز استفاده نمایی. (۵)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

کسی که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهای نیک، سرعت و عجله می نماید و شهوات را زیر پا می گذارد و هرکس از آتش قیامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه می کند و از گناهان و کارهای زشت دوری می جوید. (۶)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود و نیز موجب از بین رفتن حیا و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طوری که همیشه احساس نیاز و تنگ دستی نماید و هرچه کمتر به مردم رو بیندازد و کمتر درخواست کمک نماید بیشتر احساس خودکفایی و بی نیازی خواهد داشت. (۷)

سخنان امام سجاد زندگینامه امام سجاد احادیث امام سجاد

امام سجاد علیه السلام فرمود:

سعادت و خوشبختی انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است. (۸)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ ولی در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود. (۹)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

هر کس برای رضا و خوشنودی خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند می گرداند. (۱۰)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده های الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، همچنین مورد خطاب قرار می گیرد که از آلودگی ها پاک شدی و بهشت گوارایت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت. (۱۱)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

چنانچه شخصی تو را بدگویی کند و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش. (۱۲)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

تعجّب دارم از کسی که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام می ورزد که مبادا ضرری به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمی دهد و نسبت به مفاسد دنیایی، آخرتی، روحی، فکری، اخلاقی و… بی تفاوت است. (۱۳)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

هرکس انسان گرسنه ای را طعام دهد خداوند او را از میوه های بهشت اطعام می نماید و هر که تشنه ای را آب دهد خداوند از چشمه گوارای بهشتی سیرآبش می گرداند و هرکس برهنه ای را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتی خواهد پوشاند. (۱۴)

سخنان امام سجاد زندگینامه امام سجاد احادیث امام سجاد

امام سجاد علیه السلام فرمود:

به وسیله عقل ناقص و نظریه های باطل و مقایسات فاسد و بی اساس نمی توان احکام و مسایل دین را به دست آورد؛ بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعی دین، تسلیم محض می باشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافی در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد، خوشبخت خواهد بود و شخصی که با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک می گردد. (۱۵)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیداری می باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیداری به سر می بریم. (۱۶)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و شریکان و مشتریانش افرادی صالح و نیکوکار باشند، و نیز دارای فرزندانی باشد که کمک حال او باشند. (۱۷)

امام سجاد علیه السلام فرمود:

هر آیه ای از قرآن، خزینه ای از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را که مشغول خواندن می شوی، در آن دقّت کن که چه می یابی. (۱۸)


پی نوشتها:

۱ـ تحف العقول: ص۲۰۴

۲ ـ تحف العقول: ص ۲۰۴

۳ ـ مشکاه الانوار: ص ۱۷۲

۴ ـ مشکاه الانوار: ص ۲۴۶

۵ ـ تحف العقول: ص ۱۸۶

۶ ـ تحف العقول: ص ۲۰۳

۷ ـ تحف العقول: ص ۲۱۰

۸ ـ تحف العقول: ص۲۰۱

۹ ـ مشکاه الانوار: ص ۲۳۲

۱۰ ـ مشکاه الانوار: ص ۱۶۶

۱۱ ـ مشکاه الانوار: ص ۲۰۷

۱۲ ـ مشکاه الانوار: ص ۲۲۹

۱۳ ـ أعیان الشّیعه: ج ۱، ص ۶۴۵

۱۴ ـ مستدرک الوسایل: ج ۷، ص ۲۵۲، ح ۸

۱۵ ـ مستدرک الوسایل: ج ۱۷، ص ۲۶۲، ح ۲۵

۱۶ ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۳۴۳، س ۲۰

۱۷ ـ وسایل الشیعه: ج ۱۷، ص ۶۴۷، ح ۱

۱۸ ـ مستدرک الوسایل: ج ۴، ص ۲۳۸، ح ۳


ادامه مطلب ...

خاستگاه و اعتبار اِسناد احادیث

[ad_1]

 از دیدگاه حدیث پژوهان غربی
1. اِسناد در مطالعات اسلامى و غربى. بنابر منابع اسلامى، نقدِ سندِ روایات از قرن دوم هجرى آغاز شده است و از نظر محققان اهل سنّت، جوامع بزرگ حدیثى که در قرن سوم تهیه شده‌اند محصول همین شیوه انتقادی‌اند (1). اما از نظر بیشتر محققان غربى، شیوه نقد حدیث در میان مسلمانان بسیار ابتدایى بوده است؛
چه، در نقد حدیث یکسره به بررسى سند توجه داشته و متن روایات را نادیده گرفته‌اند (2). در مقابل، غالب غربیان سند را از نظر تاریخى نامعتبر می‌شمردند (3). این داورى، مبتنى بر بررسى کامل سندها یا مبانى نقد حدیث اسلامى نبود، بلکه بیشتر بدان سبب بود که آنان احادیثى یافته بودند که مواضعى جانبدارانه یا اشتباهات تاریخى آشکار داشتند، اما عالمان مسلمان آنها را اصیل تلقى می‌کردند، زیرا اَسناد این روایات را موثق و معتبر می‌انگاشتند. محققان غربى از این پدیده چنین نتیجه گرفتند که نظام اِسناد علی‌الاصول امرى مشکوک و نامعتبر است و نقد حدیثى که صرفآ بر پایه بررسى سند صورت پذیرفته باشد، قادر به شناسایى روایات جعلى نیست (4). این استنتاج با نظریه گولدتسیهر و شاخت نیز هماهنگ بود؛
آنان اعتقاد داشتند اغلب احادیث اصیل نیستند و اِسناد آنها نیز ــدست‌کم در مواردى که به پیامبر و صحابه نسبت داده می‌شوندــ جعلى است (5).
بحث درباره اعتبار اِسناد به طور کلى و شناخت کهن‌ترین بخش سند به‌طور خاص، ناگزیر به این پرسش انجامید که خاستگاه یا منشأ اِسناد چیست و از چه زمانى این رسم در میان ناقلان حدیث متداول شد که منبع خبر خود را ذکر کنند. درباره این مسئله بحثهاى مفصّلى مطرح شد که مسلمانان نیز در آنها مشارکت داشتند. در مجموع سه تاریخ براى پیدایش اِسناد ذکر شده است: زمان حیات صحابه، تا حدود سال 60؛
زمان تابعین (تقریباً در فاصله سالهاى 60 تا 120)؛
و دوره نسل بعدى (حدوداً از سال 120 تا 180). عوامل و ملاحظات مختلفى (از جمله تأملات تاریخى، اخبار موجود در منابع اسلامى راجع به خاستگاه سند، و تحقیقاتى بر روى خود سندها) مبناى استنتاج هریک از این سه تاریخ‌گذارى بوده است (6).
استدلال کسانى که از نظریه آغاز زودهنگامِ سنّتِ اسناد طرفدارى می‌کنند این است که مسلمانان پس از وفات پیامبر اکرم، در صدد اِبتناى زندگى خود بر پایه الگوى نبوى بودند و از همین زمان نقل اخبار مرتبط با پیامبر رایج شد. وقتى کسى پیامبر را ملاقات نکرده بود، اما سخنى درباره پیامبر یا به نقل از وى گزارش می‌کرد، احتمالاً از او می‌خواستند منبع خبر خود را اعلام کند، به‌ویژه وقتى مسئله‌اى حساس یا موضوعى نزاع‌انگیز در میان بود. به‌علاوه، اختلافات پدید آمده در جامعه اسلامى پس از قتل عثمان (در سال 35)، یکى از اسباب بسیار مهم در پیدایش اِسناد بوده است (7).
کسانى که به شکل‌گیرى سند در دوره تابعین اعتقاد دارند، چنین استدلال می‌کنند که با درگذشت اکثر صحابه، دیگر اطلاعات بی‌واسطه درباره پیامبر وجود نداشت. این وضع همگان را مجبور ساخت که هرگاه کسى خبرى درباره پیامبر دهد، منبع و مأخذ سخنش را از او بخواهند (8). گاه برخى محققان این تاریخ‌گذارى را به فزونىِ منازعات در جامعه اسلامى پس از مرگ معاویه (در سا ل60) پیوند می‌دهند (9). یوزف هوروویتس (ص 43)، با استناد به روایتى که در سند آن گفته شده زُهرى (متوفى 124) از برخى منابع و راویان خود نام برده، چنین نتیجه گرفته که در نسل پیش از زُهرى، یعنى در دوره تابعین متقدم در پایان قرن نخست هجرى، اِسناد به‌کار می‌رفته، هرچند خود اثبات نکرده است که حدیث مورد بحث به زهرى بازمی‌گردد. این موضوع را سالها بعد یوینبول (10) و شوئلر (11) ثابت کردند. مطالعات جدید هم نشان داده است که روایاتى با سندهاى قدیمى از نیمه دوم قرن نخست هجرى وجود دارد (12).
در میان غربیان، کسى که منشأ اِسناد را بسیار متأخر می‌دانست، شاخت بود. وى به کاربرد سند پیش از آغاز قرن دوم اعتقاد نداشت و ظهور اِسناد را با آشوبهاى اجتماعی‌اى مرتبط می‌دانست که طى آن، امویان خلافت را به عباسیان واگذار کردند (سالهاى 126 تا 132). شاخت (13) دیدگاه هوروویتس (14) ــ یعنى استفاده از سند توسط راویان، دست‌کم از ربع آخر قرن اول هجرى ــ را صریحاً رد می‌کرد. با این حال باید توجه داشت که دیدگاه شاخت درباره شکل‌گیرى دیرهنگام اِسناد، برخاسته از نظر وى درباره جعلى بودن روایات راجع به شخصیتهاى کهن در قرن نخست هجرى است. وانزبرو (15) نیز آغاز به کارگیرى اسناد را اواخر قرن دوم می‌دانسته است (16).
2. تاریخ‌گذارى بر مبناى سندها. تا دهه 1350ش/1970، اغب محققان غربى با شک و تردید بسیار به سند روایات می‌نگریستند و آنها را منبعى براى اطلاعات تاریخى به شمار نمی‌آوردند؛
اما این بدان معنا نیست که سندها را به کلى مجعول می‌دانستند. تحقیقات درباره اعتبار و منشأ سندها نشان می‌داد که تنها بخش معینى از سندها مسئله‌دار یا از نظر تاریخى بی‌اعتبارند (یعنى قدیم‌ترین بخش سند که شامل نام مراجعى از قرن نخست هجرى، از قبیل پیامبر و صحابه و تابعین، است)، اما احتمال اصالت قسمتهاى متأخرتر سندها پذیرفته است. تقسیم سند به دو بخش اصیل و مجعول را نخستین بار شاخت (17) مطرح کرد. به باور وى، روایاتى که سند کامل دارند، زودتر از نیمه اول قرن دوم ساخته و پرداخته نشده‌اند و ازاین‌رو، نام تابعین طبقه نخست و صحابه و پیامبر در این سندها جعلى است. به همین منوال، در احادیثى که در دوره‌هاى متأخر، مثلا نیمه دوم قرن دوم یا حتى بعد از آن، ساخته شده‌اند، بخش جعلىِ سلسله سند طولانی‌تر می‌شود (18).
شاخت (19)، و به تبع او یوینبول (20)، دریافتند که بسیارى احادیث صرفآ با سلسله سندى واحد نقل نشده‌اند، بلکه گاه چندین سند مختلف دارند و این سندها غالباً به راوى مشترکى در نسل سوم یا چهارم پس از پیامبر می‌رسند. شاخت (21) این راوى مشترک را حلقه مشترک نامید، همچنان‌که وى (22) به‌درستى یادآور شد که محدّثان مسلمان نیز از دیرباز پدیده راوى مشترک را می‌شناخته و برخى محققان غربى نیز با آن آشنا بوده‌اند (23). آنچه در این میان تازه می‌نمود، این دیدگاه بود که حلقه مشترک را می‌توان محل اتصال قسمتهاى مجعول و بخش اصیل در سندهاى روایتى واحد دانست. شاخت دریافت که تکه‌هاى مجعول در سندهاى مختلفِ یک روایت غالباً یکسان‌اند: یعنى نامِ راویان دراین بخش از سندهاى مختلفِ روایتى واحد عینآ تکرار می‌شود. براین ‌اساس، او (24) این حلقه مشترک را پدیدآورنده یا جاعِل آن حدیث خواند. تحلیل سند حدیث و پدیده حلقه مشترک روش مناسبى براى تعیین زمان و مکان پیدایش احادیث به نظر می‌رسد (25) و ازاین‌رو توجه و اهتمام برخى از محققان غربى را براى تاریخ‌گذارى احادیث به خود جلب کرده است (26).
شاخت و یوینبول با طرح فرضیه‌اى دیگر، اعتبار روش تاریخ‌گذارى اسانید را به موارد خاصى محدود ساختند. به نظر آنان، هم در روایات جعلى هم در روایات اصیل، نام راویان کمابیش به صورت روشمندى ساخته و پرداخته شده‌اند. از یک سو، افراد می‌توانستند اعتبار سند روایات را با افزودن مراجع قدیم‌تر ترقى دهند (مثلاً نام پیامبر را به سند روایتى اضافه کنند که در اصل به یکى از صحابه می‌رسیده است). از سوى دیگر، جعل شاخ و برگهاى اضافى براى سند روایت، به این منظور صورت می‌پذیرفت که نام حلقه مشترک را پنهان کنند یا بر این حقیقت سرپوش نهند که نقل آن روایت، فقط یکى دو سند با طریق منفرد داشته است (27).
شیوه مفروض جعل یا دستکارى سند سبب شد برخى، همچون مایکل کوک، در اعتبار روش تحلیل سند در تاریخ‌گذارى احادیث تردید کنند. به عقیده کوک (28)، اگر تکثیر اسانید از نظر تاریخى در سطحى گسترده روى داده باشد، نمی‌توان روایات را براساس سندشان تاریخ‌گذارى کرد (29). هرچند یوینبول (30) تردید افراطى کوک را نپذیرفته، اما روش خود را به گونه‌اى اصلاح کرده است که مقبولیت تاریخى بیشترى داشته باشد (31).
علاوه بر انتقادات تند مایکل کوک، محققان مسلمان و برخى محققان میانه‌رو نیز به این روش اعتراض کردند. محمد مصطفى اعظمى در فصل هشتم کتاب >درباره مبادى فقه اسلامى شاخت بنابراین، کلیت این استنتاج که حلقه مشترکى در نسل تابعین یا پس از آن، پدیدآورنده یا جاعل حدیث بوده، نادرست است و بهتر است این راوى (یعنى حلقه مشترک) از اولین کسانى تلقى شود که احادیث را به شیوه‌اى نظام‌مند تدوین نموده و مطالب را در حلقه‌هاى علمى به شاگردانش القا کرده است. موتسکى معتقد است تکرار برخى پدیده‌ها در اسناد، به تبیین کلى از آنها اعتبار نمی‌بخشند. به‌علاوه او درصدد بیان این نکته است که در بررسى حدیث به‌مثابه منبعى تاریخى، یک تفسیر یا روش خاص نمی‌تواند به تمام پرسشهاى مطرح در آن زمینه پاسخ دهد (35). علاوه بر این، به نظر می‌رسد باید امکان وجود حلقه‌هاى مشترک در میان راویان قرن نخست هجرى نیز جدّى گرفته شود، همچنان‌که این امر را لورنس کُنراد (1986) قاطعانه در طبقه صحابه اثبات کرده است و گِرِگور شوِئِلِر در فصل دوم و سوم کتاب خود (1996) و آندریاس گورکه (36) نیز آن را نسبت به عروةبن زبیر از طبقه نخست تابعین نشان داده‌اند.
البته موتسکى به انتقادات مایکل کوک از تاریخ‌گذارى روایات بر پایه سند نیز پاسخ داده است. به نظر او این ادعا که ابداع و جعل سند سنّت رایج و عمومى بوده است، حدسى بیش نیست و از این مثالهاى جزئى، حکم کلى حاصل نمی‌شود. به علاوه، رواجِ تکثیر اسانید در سطحى گسترده، غرض اصلى و کارکرد نظام اِسناد را نقض می‌کند. نهایتاً موتسکى معتقد است که نتایج منفى ارزیابىِ مایکل کوک از روشهاى شاخت در تاریخ‌گذارى روایات به دلیل آن است که وى فقط تفسیر شاخت را از پدیده حلقه مشترک بررسى کرده است، اما اگر به این احتمال توجه داشت که حلقه مشترک چه بسا یکى از اولین مدوّنانى باشد که احادیث را به‌طور روشمند گرد آورده است، به نتایج بهترى می‌رسید (37).

پی‌نوشت‌ها:

1- رجوع کنید به اِسناد.
2- براى نمونه رجوع کنید به شوالى، ص 127.
3- قس اشپرنگر، ج 1، ص330ـ349؛
فوک، ص 113ـ 114، که به اهمیت و سودمندى اَسناد روایات در پژوهشهاى تاریخى اذعان داشتند.
4- رجوع کنید به میور، ج 1، ص LIX؛ قس فوک، ص 107ـ:111 که رأى معتدل‌ترى داشت.
5- رجوع کنید به بخش الف، قسمت 2.
6- براى بحث تفصیلى در این باره رجوع کنید به رابسون، ص 15ـ26؛ نیز رجوع کنید به اِسناد.
7- نیز براى ارجاعاتى به پژوهشهاى مسلمانان در این باره رجوع کنید به >حدیث: مبادى و تحولات 8- رجوع کنید به رابسون، همانجا.
9- رجوع کنید به رابسون، ص 21؛ یوینبول، 1983، ص 17ـ 18.
10- 1994، ص 179ـ185.
11- 1996، ص 62ـ79.
12- براى نمونه رجوع کنید به یوینبول، 1994، ص 151ـ194؛
شوئلر، 1996، همانجا؛ کنراد، 1986؛ موتسکى، 2002، ص 126ـ 136، 157ـ 167، 240ـ241؛ نیز براى دیگر مقالات موتسکى رجوع کنید به >حدیث : مبادى و تحولات 13- 1967، ص 37.
14- ص 43ـ44.
15- 1977، ص 179.
16- براى تحلیل دیدگاههاى شاخت و هوروویتس رجوع کنید به موتسکى، 2002، ص22ـ 23، 240ـ241؛ >حدیث: مبادى و تحولات 17- 1967، ص 171.
18- رجوع کنید به ص 163ـ165.
19- 1967، همانجا.
20- 1989، ص 353.
21- 1967، ص 171ـ172.
22- 1967، ص172؛ نیز رجوع کنید به یوینبول، 2001، ص 307ـ315
23- براى نمونه رجوع کنید به اشپرنگر، ج 1، ص330ـ349؛ کرامرس، ص10ـ22.
24- 1967، ص171ـ172؛
نیز رجوع کنید به یوینبول، 1989، همانجا.
25- براى شرح مبسوط مبانى نظرى این روش رجوع کنید به یوینبول، 1989، ص 343ـ383.
26- براى فهرستى از این دست پژوهشها رجوع کنید به >حدیث: مبادى و تحولات 27- رجوع کنید به شاخت، 1967، ص 165ـ169، 171؛ نیز رجوع کنید به یوینبول، 1989، ص 366، 374.
28- 1981، ص 107ـ116.
29- نیز رجوع کنید به همو، 1992، ص 23ـ47، که روش شاخت را در تاریخ‌گذارىِ احادیث بر اساس حلقه مشترک به آزمون گذاشته و استنتاجهاى نادرست آن را نشان داده است.
30- 1989، ص 354ـ356.
31- براى تفصیل این موضوع رجوع کنید به همان، ص380؛ همو، 1994، ص 151ـ159؛ همو، 2001، ص 304ـ307.
32- ص 154ـ205.
33- 2002، ص 24ـ25؛
همو، 1998، ص 53ـ64.
34- نیز رجوع کنید به روبین، ص 234ـ238.
35- نیز رجوع کنید به >حدیث: مبادى و تحولات براى فهرستى از مقالات موتسکى در نقد این روش رجوع کنید به همان مقدمه، ص XLI، پانویس 125.
36- 2000، ص240ـ275.
37- براى ادله بیشتر علیه دیدگاه مایکل کوک رجوع کنید به گورکه، 2003، ص 179ـ208؛ و براى تفصیل بیشتر درباره روشهاى تاریخ‌گذارى روایات بر مبناى اسانید و نقد و بررسى آنها رجوع کنید به موتسکى، 2005، ص 219ـ242؛ نیز رجوع کنید به اسناد.

منبع مقاله:
مجید معارف ... [و دیگران]، (1389) مجموعه کتابخانه‌ی دانشنامه‌ی جهان اسلام (10): حدیث و حدیث پژوهی، تهران: نشر کتاب مرجع، چاپ اول.

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

حدیث کسا چیست؟ از احادیث مشهور میان عامه و خاصه حدیث کسا است این حدیث در کتابهای شیعه و اهل سنت به مناظرات بین شیعه و سنی مقدمه بعضی وقتها باید آنقدر حد مثالت را پائین بیاوری تا حق مطلب ادا شود گاهی اوقات بررسی دیدگاه مونتگمری وات پیرامون افسانه غرانیقساختن خرافات و داستان های موهوم و بی پایه و اساس و وارد ساختن آن در بستر تفاسیر و زبان و ادبیات فارسی زبانوادبیاتفارسیکتابشناسی خط فارسی و تغییر خط کاظم استادی فهرست مطالب، شامل مقدمه چند نکته شناخت ایران تیره ها و قوم های معروف ایرانیبه نقل از پایگاه مهر میهن الف قوم فارس ارباب لغت و فرهنگ نامه ها در باره ی واژه ی فارس آیا لری و لکی زبان‌اند؟ نوشته علی ایتیوند …مقدمه در این مقاله به این می‌پردازیم که آیا لُری و لکی زبان هستند یا که خیر ؟ البته من زبان و ادبیات فارسیهنر وازه سازی علمی در زبان فارسی دانش اصطلاح شناسی فارسی زبانی است هند و اروپایی با زبان و ادبیات فارسی فولکلور ایران، توده شناسیشماره ی نوشته ۱۸ ۱۸ دکتر محمد جعفر محجوب فرهنگ عامه و زندگی در این روز‌ها دیگر گمان دایره المعارف اسلام پدیا فقه اهل سنتفقهاهلسنتعول و تعصیب، به این معنا است که سهام ارث وارثان، گاهى از مجموع مال میت کمتر و گاهى پایگاه تخصصی نقد و بررسی عرفانهای کاذبشادی بی هدف دالای لاما گردآورندهمظاهری سیف سرور و شادمانی و رضایت مندی از گرایش شناخت ایران تیره ها و قوم های معروف ایرانی به نقل از پایگاه مهر میهن الف قوم فارس ارباب لغت و فرهنگ نامه ها در باره ی واژه ی فارس می مناظرات بین شیعه و سنی وارث همزمان با سالروز شهادت رییس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، مردم مومن و بررسی دیدگاه مونتگمری وات پیرامون افسانه غرانیق ساختن خرافات و داستان های موهوم و بی پایه و اساس و وارد ساختن آن در بستر تفاسیر و روایات زبان و ادبیات فارسی زبانوادبیات کتابشناسی خط فارسی و تغییر خط کاظم استادی فهرست مطالب، شامل مقدمه چند نکته پیرامون زبان و ادبیات فارسی هنر وازه سازی علمی در زبان فارسی دانش اصطلاح شناسی فارسی زبانی است هند و اروپایی با شناخت ایران آداب و رسوم اعتقادات و فرهنگ ایرانیان پیشتر، ایرانیان مردم سراسر ایران زمین روز پس از شب یلدا یکم دی ماه را خور روز و دی گان؛ می آیا لری و لکی زبان‌اند؟ نوشته علی ایتیوند پژوهشگر زبان و مقدمه در این مقاله به این می‌پردازیم که آیا لُری و لکی زبان هستند یا که خیر ؟ البته من زبان و ادبیات فارسی فولکلور ایران، توده شناسی شماره ی نوشته ۱۸ ۱۸ دکتر محمد جعفر محجوب فرهنگ عامه و زندگی در این روز‌ها دیگر گمان نمی دایره المعارف اسلام پدیا » فقه اهل سنت فقهاهلسنت «عول و تعصیب»، به این معنا است که سهام ارث وارثان، گاهى از مجموع مال میت کمتر و گاهى بیشتر پایگاه تخصصی نقد و بررسی عرفانهای کاذب مرتاض ها از جن و شیاطین کمک می‌گیرند حضرت آیت الله جوادی آملی گفت کار مرتاض‌ها با کمک جن و شورای پول و اعتبار مصوبات شورای پول و اعتبار اعضای شورای پول و اعتبار سایت شورای پول و اعتبار موسسه مالی و اعتبار کوثر جلسه شورای پول و اعتبار ساختار شورای پول و اعتبار پول و اعتبار


ادامه مطلب ...

روشهاى تحلیل و تاریخ‌گذارى احادیث

[ad_1]

1. تاریخ‌گذارى احادیث. محققانى که عموماً به اِسناد بدبین بوده و با این حال می‌خواسته‌اند از روایات براى رسیدن به نظریه‌اى در باب خاستگاه و تحولات اولیه دین اسلام استفاده کنند، همواره به دنبال معیارى دیگر براى تعیین دوره زمانى شکل‌گیرى احادیث بوده‌اند. نخستین قرینه یا شاهد این است که ببینیم هر روایت نخستین بار در چه زمانى به منابع حدیثى راه یافته است. شاخت (1)، یوینبول (2) و بسیارى دیگر این شیوه تاریخ‌گذارى را به‌کار گرفته‌اند. طبق این روش، کهن‌ترین منبعى که روایت در آن یافت می‌شود، حاکى از آن است که آن روایت دست‌کم در زمان تألیف یا تدوین آن کتاب وجود داشته است. اما شاخت و یوینبول از این فراتر رفتند و مدعى شدند زمان و مکان تألیف این منبع کهن، مهد پیدایشِ روایت نیز بوده؛
یعنى، این روایت پیش از تألیف آن منبع وجود نداشته است. شاخت (3) ــکه فقط به روایات فقهى توجه و اهتمام داشت ــ چنین استدلال کرد که براى اثبات اینکه روایتى در فلان زمان وجود نداشته است باید مسئله یا بحثى فقهى پیدا کنیم که در آن، هیچ‌کس آن روایت را حجت فقهى خود قرار نداده باشد، زیرا اگر چنین روایتى وجود داشت، استناد به آن حتمى و قطعى بود. یوینبول (4) دامنه این برهان را به دیگر جوامع حدیثى می‌کشاند، هرچند درمورد آنها هیچ بحث فقهی‌اى نتوان یافت. او چنین استدلال می‌کند که عادت مدوّنان مسلمان این بوده است که تمام میراث پیشینیانِ خود را در مجموعه‌هاى تألیفى خود بگنجانند؛
لذا هریک از این جوامع را باید حاوى تمام روایات موجود در زمان و منطقه خود به شمار آورد. این استنتاج را که هیچ روایتى را نمی‌توان کهن‌تر از نخستین منبعى دانست که در آن آمده است، محققان غربى نقد کرده‌اند، زیرا مقدمات استدلالهاى شاخت و یوینبول محل تردیدند و اساساً کمبود منابع کهن، راه را براى رسیدن به چنین استنتاجى بسته است (5)؛
البته برخى، چون قسطر، از روش تاریخ‌گذارى مذکور بهره گرفته‌اند بی‌آنکه چنین نتیجه‌گیرى کنند که روایت مورد بحث درست هم‌زمان با تألیفِ آن منابع پدید آمده است. به همین سبب چنانچه وى روایتى را فقط در منبعى متأخر بیابد، نتیجه نمی‌گیرد که لابد روایت مورد بحث متأخر بوده است و نمی‌توان آن را قدیمى دانست. قسطر در تاریخ‌گذارى روایات بسیار محتاط است و غالباً دوره زمانى طولانى را پیشنهاد می‌کند (6). برخى محققان غربى هم روشى مشابه او در پیش گرفته‌اند (7).
دسته‌اى از محققان تاریخ‌گذارى روایات بر پایه قدیم‌ترین منابع حاوى این روایات را به کلى مردود شمرده‌اند. اینان از اساس انکار می‌کنند که منابع موجود و منتسب به مؤلفانِ قرن دوم و سوم واقعآ تدوین خود آنان باشند، بلکه مدعی‌اند این آثار محصول فرایندى طولانى از تدوین و تهذیب‌اند و آنها را عالمانى متأخر فراهم آورده‌اند و به مراجع قدیم‌ترى، که آموزه‌هایشان اساسِ نظریات و مضامین این کتابها بوده، منسوب شده‌اند. بنابراین، تاریخ پیدایش روایات موجود در این کتابها را نمی‌توان مساوى با زمان حیات نویسندگانِ ادعایى آنها دانست و هم ازاین‌رو، دوره زندگى این افراد را نباید ابتدا یا انتهاى حد زمانى روایات کتابهایشان انگاشت. این نظر در اصل از آنِ جان ونزبرو در باب کهن‌ترین کتابهاى تفسیر قرآن است که در کتاب >مطالعات قرآنىمطالعاتى درباره آغاز فقه اسلامى رهیافت دیگر در تاریخ‌گذارى روایات، بررسىِ متنىِ روایات است. این رهیافت را نخستین بار گولدتسیهر به‌کار گرفت، زیرا عمومآ به سند روایات بی‌اعتنا بود. اما چون وى هیچگاه ملاک خود را براى تفکیک روایات قدیم از جدید، به‌صراحت ذکر نکرده است، مبانى روش‌شناختى وى را از برخى مثالهایش می‌توان دریافت، که از جمله عبارت‌اند از: وجود اشتباهات تاریخىِ در روایت (10)؛
اشتمال بر فروعات و جزئیات در یک مسئله (11)؛
عرضه تصویرى نامناسب از پیامبر و مسلمانان صدر اسلام (12)؛
مجادلات و مناقشات میانِ گروههاى رقیب (13)، که دو مورد اول بر تأخر روایت و دو مورد اخیر بر قدیمى بودن آن دلالت دارند.
شاخت نیز در تعیین زمان پیدایش احادیث، علاوه بر سند و منبعِ کهن روایت، از روش مبتنى بر متون هم استفاده می‌کرد و گاه آن را بر تحلیل سندى ترجیح می‌داد (14).
در دهه 1350ش/1970، روش تحلیل صورى که سالها پیش در پژوهشهاى کتب مقدّس بسط یافته بود، به حوزه مطالعات اسلامى راه یافت و مارستون اسپیت آن را براى بررسى روایات اسلامى به‌کار گرفت. او با مقایسه نسخه‌هاى مختلف از متن روایت، سیر تحولات تاریخى آن را بازسازى کرد (15). تحلیل اسپیت مبتنى بر این فرض بود که تمام اختلافات متنى پیش از آنکه در مدوّناتِ مکتوب ثبت و ضبط شوند، جزو سنّت شفاهى بوده‌اند؛
بنابراین، وى با استفاده از مقدماتى مشابه با کار شاخت، کوشید صورتهاى اولیه و متأخر آن متن را بازشناسى کند (16).
مهم‌ترین ایرادى که به روشهاى مختلف تاریخ‌گذارى احادیث بر پایه متن گرفته شده این است که مبانى و پیش‌فرضهاى آن به اندازه کافى دقیق نیست. موتسکى (17) درباره اعتبار این مبانى و فرضیات تردید کرده و نشان داده است که با این روش، تنها می‌توان به‌طور نسبى و صرفآ در مواردى خاص احادیث را تاریخ‌گذارى کرد.
در اواخر دهه 1320ش/1940، برخى محققان غربى به دنبال روشهایى کامل‌تر و دقیق‌تر در تاریخ‌گذارى احادیث بودند. شاخت کوشید در کنار بررسىِ متن حدیث، از سند آن نیز در تاریخ‌گذارى استفاده کند. در همین دوره، یوهانس کرامرس، با رجوع به شیوه کسانى چون آلویس اشپرنگر (18) در قرن سیزدهم/ نوزدهم، کوشید ترکیب جامع‌ترى از این دو روش عرضه کند. او صورتهاى مختلفِ یک روایت را با مقایسه متون و سندهاى هریک از آنها تجزیه و تحلیل کرد و ارتباطهاى درونىِ متون و سندهاى این روایات را استخراج نمود و از این راه، نتایجى بسیار جامع درباره خاستگاه و تطوراتِ حدیثِ مورد بحث و عناصر اصلى متن آن به دست آورد (19). قریب 25 سال بعد، یوزف فان‌اس در فصلِ نخست کتابِ >در کشاکش حدیث و کلام رهیافتِ کرامرس و یوزف فان‌اس در اواخر دهه 1360ش/ 1980 پیگیرى شد (21). در پاره‌اى دیگر از مطالعات جدید نیز به تفاوتهاى متنى و سندى روایات توجه شده است (22). یوزف فان‌اس هم در اثر جدید خود >لغزش عالم: طاعون عِمْواس و پیامدهاى کلامى آن با پژوهشهاى گرگور شوئلر و هارالد موتسکى رهیافت تحلیل متن ـ اِسناد روایات کامل‌تر شد. این دو، با بررسى احادیثى که به ظاهر با نقلهاى متعدد روایت شده‌اند، نشان دادند که تحقیق در متنهاى مختلف روایات در تمام سطوح نقل، می‌تواند به یافتن پاسخ این پرسش کمک کند که آیا این متون به هم وابسته و درنتیجه حاکى از پدیده تکثیر سَنَدند یا نه؟ این روش نه تنها امکان تاریخ‌گذارى دقیق‌تر روایات را فراهم می‌سازد، بلکه به بازسازى تاریخ نقل احادیث و تغییرات متن آنها در جریان نقل نیز کمک می‌کند. از آن زمان، برخى دیگر از محققان غربى نیز این روش را در مطالعات خود به‌کار بسته‌اند (23).
روشهاى تاریخ‌گذارى که تاکنون مطرح شد، تنها به بررسى روایتى واحد توجه داشتند، اما با استفاده از همین روشها می‌توان تمام مجموعه روایات منسوب به یک راوى واحد را نیز بررسى کرد. محققان غربى به بررسىِ سندىِ جوامع حدیثى نیز پرداخته‌اند تا با شناسایى منابعِ تدوین‌کنندگانِ جوامع، تمام روایاتى را که آنان به مشایخ خویش منسوب کرده‌اند، تاریخ‌گذارى کنند. در اوایل قرن چهاردهم/ اواخر قرن نوزدهم، برخى غربیان، چون یولیوس ولهاوزِن در جلد چهارم کتاب >مقدمه‌اى بر تاریخ صدر اسلام اما در حوزه حدیث‌پژوهى، تنها در دهه 1340ش/1960 و پس از انتشار آثار فؤاد سِزگین (>تحقیقات درباره منابع بخارى تاریخ نگارشهاى عربى، لیدن 1967ـ) درباره جوامع حدیثى بود که این روش مورد توجه عام قرار گرفت. او با تکیه صرف بر سند روایات، مدعى بود که تمامى منابعِ مدوِّنانِ حدیث و منابعِ منابعِ آنان تا ابتداى صدور حدیث، همه‌جا، مکتوب بوده است. سباستین گونِتر در کتاب خود راجع به مقاتل الطالبیین (هیلدسهایم 1991) صورت کامل‌تر و اصلاح‌شده‌اى از روش سزگین را در بررسى روایات تراجم و طبقات به‌کار برد.
موتسکى کوشیده است با افزودن معیارهاى دیگر علاوه بر سند، روش سِزگین را بیشتر اصلاح کند. او در کتاب >مبادى فقه اسلامى 2. رهیافتهاى دیگر در تحلیل احادیث. مفاهیم و نظریه‌هاى ادبى جدید تاکنون به‌ندرت در پژوهشهاى حدیثى مطرح شده‌اند. براى نمونه، دو رساله دکترى، یکى از اکارت اشتتر (توبینگن 1965) و دیگرى از مارستون اسپیت (هارتفرد1970)، مبتنى بر این رهیافت نگاشته شده‌اند، که اهمیت و فایده آنها را دو محقق غربى، به نامهاى دانیل بومون و سباستین گونِتر، در مقالات خود نشان داده‌اند (25). بومون (26) مفاهیم و نظریه‌هاى ژرار ژنت در باب گفتمانِ روایى را در تحلیل ساختار و سبک خبرِ داستانى به‌کار برد. گونتر (27) نیز اظهار داشت این قبیل روایات بهتر است قصه‌پردازیهایى تخیلى، و نه جعلى، تلقى شوند. به نظر وى، استفاده از یافته‌هاى روایت‌شناسى، پاره‌اى از ویژگیهاى درونى و شگفت این متون را آشکار خواهد ساخت. حتى کاربرد تحلیل ادبى درباره روایاتى با نقلهاى متفاوت، به ردیابى مراحل فرایند نقل کمک می‌کند.
محققان غربى در پژوهشهاى خود کمتر به موضوع نقد حدیث در میان مسلمانان توجه داشته‌اند، که احتمالا ناشى از داوریهاى افراطى گولدتسیهر در این باره بوده است. درنتیجه، تاکنون هیچ اثرى منتشر نشده که روشهاى مسلمانان را در نقد حدیث، بررسى و ارزیابى کند. آلبرِشت نوت، با اینکه خود به سیطره بحث سندى در نظام نقد حدیث مسلمانان اذعان داشت، کوشید تصویرى معقول‌تر و متوازن‌تر از اهداف و سیر تحول و کارایى نقد حدیث مسلمانان به دست دهد و جایگاه نقد متن در حدیث‌پژوهى اسلامى را با رهیافتهاى انتقادى غربیان مقایسه کند. وى در مقاله خویش به‌خوبى نیاز به مطالعات بیشتر درباره سیر تطور نقد حدیث اسلامى و روشهاى مدوّنانِ جوامعِ حدیثى در قرن سوم هجرى را نشان داده است (28). این کار با مقاله‌اى از کلود ژیلیو (29) و کتابى از اریک دیکینسون (لیدن 2001) آغاز شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1- 1967، ص140ـ151.
2- 1983، ص 96ـ133.
3- 1967، ص140.
4- 1983، ص 98.
5- رجوع کنید به موتسکى، 2002، ص 22، 90ـ91؛ همو، 2005، ص214ـ 219.
6- براى فهرستى از آثار وى رجوع کنید به >حدیث: مبادى و تحولات 7- براى نمونه‌اى از این پژوهشها رجوع کنید به همان مقدمه، ص XLIII، پانویس 138.
8- ص122ـ148.
9- براى دلایل ردِ این دیدگاه رجوع کنید به مورانى، ص224ـ241؛ داتون، ص26ـ27؛موتسکى، 1998، ص 18ـ83؛همو، 2003، ص 166ـ197؛ملچرت، ص 7ـ19.
10- رجوع کنید به گولدتسیهر، 1971، ج 2، ص 34ـ37، 133ـ134.
11- همان، ص 36ـ37
12- همان، ص 39ـ40.
13- همان، ص 44.
14- براى تفصیل مبناى شاخت در تاریخ‌گذارى روایات براساس متن رجوع کنید به شاخت، 1967، ص176ـ189؛ همو، 1965، ص393؛ نیز رجوع کنید به موتسکى، 2005، ص210ـ212.
15- براى نمونه رجوع کنید به اسپیت، 1973، ص 249ـ267؛ همو، 2000، ص 169ـ179.
16- رجوع کنید به 1973، ص 249؛ براى بحث تفصیلى درباره روش اسپیت رجوع کنید به موتسکى، 2005، ص 212ـ 213؛کُنراد، 1992، ص 77ـ99؛
همو، 1998، ص 488ـ528؛ نیز براى نقد پیش‌فرضهاى روش اسپیت رجوع کنید به پاورز، ص33ـ53.
17- 2005، ص 213ـ214.
18- ج 1، ص330ـ349.
19- رجوع کنید به کرامرس، ص10ـ22.
20- براى ترجمه عربى فصل نخست این کتاب که به تشریح این روش اختصاص یافته است رجوع کنید به اس، 1999، ص 5 ـ101؛ نیز براى انتقادهاى مایکل کوک از این روش رجوع کنید به کوک، 1981، ص 107ـ116.
21- براى فهرستى از این پژوهشها رجوع کنید به> حدیث: مبادى و تحولات 22- براى فهرستى از این آثار رجوع کنید به همان مقدمه، ص XLVIII-XLVII، پانویس 162ـ164.
23- براى فهرستى از این پژوهشها رجوع کنید به > حدیث: مبادی‌وتحولات 24- براى نمونه‌اى از پژوهشهاى وى رجوع کنید به >حدیث: مبادى و تحولات 25- براى فهرست مقالات ایشان رجوع کنید به > حدیث: مبادى و تحولات 26- ص 5ـ31.
27- 1998، ص 433ـ 471.
28- رجوع کنید به ص40ـ46
29- ص 309ـ351

فهرست منابع:
(1) یوزف فان اس، «مسألة الجبر و الاستطاعة: دراسة فى الحدیث و علم الکلام»، ترجمة ماهر جرّار، الابحاث، سال 47 (1999)؛
(2) مصطفى سباعى، السنة و مکانتها فى التشریع الاسلامى، بیروت 1405/1985؛
(3) Nabia Abbott, Studies in Arabic literary papyri, vol.2, Chicago 1967;
(4) Muhammad Mustafa Azami, On Schacht's origins of Muhammadan jurisprudence, Oxford 1996;
(5) idem, Studies in early hadith literature: with a critical edition of some early texts, Indianapolis 1978;
(6) Daniel Beaumont, "Hard - boiled: narrative discourse in early Muslim traditions", Studia Islamica, 83 (1996);
(7) Carl Heinrich Becker, Islamstudien: Vom Werden und Wesen der islamischen Welt, Leipzig 1924-1932, repr. Hildesheim 1967;
(8) Norman Calder, Studies in early Muslim jurisprudence, Oxford 1993;
(9) Lawrence I. Conrad, "Epidemic disease in formal and popular thought in early Islamic society", in Epidemics and ideas: essays on the historical perception of pestilence, ed. Terence Ranger and Paul Slack, Cambridge 1992;
(10) idem, "Portents of the hour: hadith and history in the first century AH", in Papers presented at the colloquium on hadith and history, Cambridge 1986;
(11) idem, "Umar at Sargh: the evolution of an Umayyad tradition on flight from the plague", in Story - telling in the frameworke of non-fictional Arabic literature, ed. Stefan Leder, Wiesbaden 1998;
(12) Michael Cook, Early Muslim dogma: a source - critical study, Cambridge 1981;
(13) idem, "Eschatology and the dating of traditions", Princeton papers in Near Eastern studies, 1 (1992);
(14) idem, "The opponents of the writing of tradition in early Islam", Arabica, 44 (1997);
(15) Patricia Crone, Roman, provincial, and Islamic law: the origins of the Islamic patronate, Cambridge 1987;
(16) idem, Slaves on horses: the evolution of the Islamic polity, Cambridge 1980;
(17) Particia Crone and Michael Cook, Hagarism: the making of the Islamic world, Cambridge 1977;
(18) Reinhart Pieter Anne Dozy, De voornaamste Godsdiensten: het islamisme, Lieden 1863;
(19) Yasin Dutton, The origins of Islamic law: the Qur'an, the Muwat¤t¤a' and Madinan ÜAmal, Richmond, Surrey 1999;
(20) Josef fan Ess, Zwischen Hadit und Theologie: Studien zum Entstehen pradestinatianischer Uberlieferung, Berlin 1975;
(21) Johann Fuck, "The role of traditionalism in Islam", in Studies on Islam, tr. and ed. Merlin L. Swartz, New York: Oxford University Press, 1981;
Claude Gilliot, "Le traitement du hadit dans le Tahdib al-atar Tahdib al-atar de Tabari",
(22) Arabica, 41 (1994);
(23) Ignaz Goldziher, Introduction to Islamic theology and law, tr. Andras and Ruth Hamori, Princeton, N.J. 1981;
(24) idem, Muslim studies, ed. S.M. Stern, translated from the German by C.R. Barber and S.M. Stren, vol.2, London 1971;
(25) Andreas Gorke, "Eschatology, history and the common link: a study in methodology", in Method and theory in the study of Islamic origins, Leiden: Brill 2003;
(26) idem, "The historical tradition about al-Hudaybiya: a study of Urwa b. al-Zubayr's account", in Biography of Muhammad, Leiden: Brill 2000;
(27) Sebastian Gunther, "Fictional narration and imagination within an authoritative framework: towards a new understanding of hadith", in Story - telling in the framework of non-fictional Arabic literature, ed. Stefan Leder, Wiesbaden 1998;
(28) idem, "Modern literary theory applied to classical Arabic texts: hadith revisited", in Understanding Near Eastern literatures: a spectrum of interdisciplinary approaches, ed. Verena Klemm and Beatrice Gruendler, Wiesbaden: Reichert, 2000;
(29) Hadith: origins and developments, ed. Harald Motzki, Aldershot, Engl. 2004;
(30) Hammam b. Munabbih, Sahifah Hammam ibn Munabbih: the earliest extant work on the hadith, translated into English by Muhammad Rahimuddin, Luton, Engl. 1979;
(31) Josef Horovitz, "Alter und Ursprung des Isnad", Der Islam, 8 (1918);
(32) Gautier H.A. Juynboll, "Early Islamic society as reflected in its use of isnads", Le museon, vol. 107 (1994);
(33) idem, Muslim tradition: studies in chronology, provenance and authorship of early hadth, Cambridge 1983;
(34) idem, "(Re)appraisal of some technical terms in hadith science", Islamic law and society, 8 (2001);
(35) idem, "Some isnad - analylical methods illustrated on the basis of several woman - demeaning sayings from hadith literature", al - Qantara, 10 (1989);
(36) Johannes Hendrik Kramers, "Une tradition a tendence manicheenne (la`mangeuse de verdure')", Acta orientalia, 21 (1950-1953);
(37) Alfred von Kremer, Geschichte der herrschenden Ideen des Islams: Der Gottesbegriff, die Prophetie und Staatsidee, Leipzig 1868, repr. Hildesheim 1984;
(38) Gerard Lecomte, "Aspects de la litterature du hadit chez les imamites", in Le shiisme imamite, Paris 1970;
(39) Christopher Melchert, "Bukhari and early hadith criticism", JAOS, 121 (2001);
(40) Harald Motzki, "The author and his work in the Islamic literature of the first centuries: the case of Abd al-Razzaq's Musannaf", Jerusalem studies in Arabic and Islam, 28 (2003);
(41) idem, "Dating Muslim traditions: a survey", Arabica, vol.52 (2005);
(42) idem, The origins of Islamic jurisprudence: Meccan fiqh before the classical schools, translated from the German by Marion H. Katz, Leiden 2002;
(43) idem, "The prophet and the cat: on dating Malik's Muwatta' and legal traditions", Jerusalem studies in Arabic and Islam, 22 (1998);
(44) William Muir, The life of Mahomet, London 1861, repr. Osnabruck 1988;
(45) Miklos Muranyi, "Die fruhe Rechtsliteratur zwischen Quellenanalysie und Fiktion", Islamic law and society, 4 (1997);
(46) Theodor Noldeke, "Zur tendenziosen Gestaltung der Urgeschichte des Islam's", Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft, 52 (1898) ;
(47) Albrecht Noth, "Gemeinsamkeiten muslimischer und orientalistischer Hadit - Kritik. Ibn al- Gawzis Kategorien der Hadit - Falscher", in Gottes ist der Orient, Gottes ist der Okzident: Festschrift fur Abdoljavad Falaturi zum 65. Geburtstag, ed. Udo Tworuschka, Koln 1991;
(48) David Powers, "The will of Sad b.Abi Waqqas: a reassessment", Studia Islamica, 58 (1983);
(49) James Robson, "The isnad in Muslim tradition", Transactions of the Glasgow University Oriental Society, 15 (1953-1954);
(50) Uri Rubin, The eye of the beholder: the life of Muh¤ammad as viewed by the early Muslims, Princeton, N.J.1995;
(51) Joseph Schacht, "Modernism and traditionalism in a history of Islamic law", Middle Eastern studies, 1 (1965);
(52) idem, The origins of Muhammadan jurisprudence, Oxford 1967;
(53) idem, "A revaluation of Islamic traditions", Journal of the Royal Asiatic Society (1949);
(54) Gregor Schoeler, Charakter und Authentie der muslimischen Uberlieferung Uber das Leben Mohammeds, Berlin 1996;
(55) idem, "Mundliche Thora und Hadit: Uberlieferung, Schreibverbot, Redaktion", Der Islam, 66, pt.2 (1989);
(56) Friedrich Schwally, "Die muhammedanischen Quellen und die neuere christliche Forschung uber den Ursprung der Offenbarungen und die Entstehung des Qoranbuches", in Theodor Noldeke, Geschichte des Qorans, vol.2, Leipzig 1919, repr. Hildesheim 1981;
(57) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden 1967- ;
(58) R. Marston Speight, "A look at variant readings in the hadith", Der Islam, vol.77, no.1 (2000);
(59) idem, "The will of sad b. a. Waqqas: the growth of a tradition", Der Islam, vol.50, pt.2 (April 1973);
(60) Alois Sprenger Das Leben und die Lehre des Mohammad: nach bisher grosstentheils unbenutzten Quellen, Berlin 1861-1865, repr. Hildesheim 2003;
(61) John Wansbrough, Quranic studies: sources and methods of scriptural interpretation, Oxford 1977;
(62) idem, The sectarian milieu: content and composition of Islamic salvation history, Oxford 1978;
(63) J. C. Wilkinson, "Ibadi hadith: an essay on normalization", Der Islam, vol. 62, pt.2 (1985).

منبع مقاله:
مجید معارف ... [و دیگران]، (1389) مجموعه کتابخانه‌ی دانشنامه‌ی جهان اسلام (10): حدیث و حدیث پژوهی، تهران: نشر کتاب مرجع، چاپ اول.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان


ادامه مطلب ...

متن ولادت امام حسن عسگری (ع) + احادیث

[ad_1]

متن ولادت امام حسن عسگری (ع) به صورت شعر و متن ادبی مناسب برای اس ام اس و پیام های تلگرامی. متن ولادت امام حسن عسگری به مناسبت ولادت ایشان.

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

آمدی تا شب های بی ستاره را در ماه غرق کنی

و دست های تنها مانده را بگیری و تا خدا بالا بکشی

آمدی تا آفتاب رویت، قبله آفتاب گردان ها شود

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

دست بیفشانید و عود بسوزانید

که یازدهمین مسافر بهار، از راه می رسد

قدم هایش را شکوفه باران کنید

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد

میلاد یازدهمین امام و سیزدهمین کشتی نجات، آقا امام حسن عسکرى (ع) بر شما مبارک باد

متن ولادت امام حسن . متن ولادت امام حسن عسگری
متن ولادت امام حسن عسگری

پسر فاطمه، نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا حسن عسکرى (ع)

آینه قبله نما یا حسن عسکرى (ع)

زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر شکوفه های عشق بپیچید

هلهله کنید و پای بکوبید

که اینک یازدهمین فصل کتاب شیعه، با دست های سبز مردی از تبار ملکوت، ورق می خورد

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

با نام «حسن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود

و این، مژده ای است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است

چیزی نمانده به سر زدن یگانه گوهر عشق و اتمام حجت

از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند.

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

او آمده است تا خورشید، مبدأ همه آیینه ها باشد.

شکفتن بهار در بهاری دل انگیزتر

دمیدن گلِ حُسن در حُسنی فزون تر

روییدن گلی دلرباتر در گلستان طاها

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

قدم بر چشم های زمین نهاده ای و جهان روشن شد.

صفا آورده ای به ماتم کده دل دنیا

روشنایی آوردی به شب های بی ستاره اهالی

ای ستاره دنباله دار

عشق، امروز، در سایبان مهربانی تو منزل می کند

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

متن ولادت امام حسن . متن میلاد امام حسن عسگری
متن ولادت امام حسن عسگری

می آید امروز؛ یازدهمین ستاره، یازدهمین ماه، امام ثانیه های سلوک،

امام جبین بر افروخته از جلای جان، از کثرت طاعت، از اوج خشوع.

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

تو آمدی و کوچه های مدینه را باران شکوفه پوشاند

آمدی و آینه ها، به پابوسی ات، آب های جهان را به انعکاس برخاستند

آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

بهار تازه و گل تازه و چمن تازه

ستاره یار و فلک یار و دور گردون یار

هر آن که بر گل رخسار تو گشاید چشم

بهار را چه کند؟ ای به «چهر» رشکِ بهار

درخت اگر گل سوری، به باغ آورده

نهال قامت تو، آفتاب دارد بار

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

آن که می آید، شکوه آسمان، عظمت زمین، صداقت ایمان و نجابت آب است

بهار از نامش شکوفا و عشق از یادش لبریز است

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

آمد سیزدهمین حلقه از منظومه نور

سیزدهمین آیه از سوره عترت

و سیزدهمین ساقی میخانه عشق

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد.

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

می آید تا «مدینه» عشق، باز هم شاهد آیینه ای باشد که پرتو افشان انوار متجلی الهی است

مبارک ای مسلمانان که آمد جان و هم جانان

شده خورشید سیمای امام عسکری تابان

پدر هادی، پسر مهدی به حق، نامش حسن آمد

حسن آمد حسن آمد

من آن فقیر خسته دل، که رخ نهاده بر درت

به جرم روسیاهی ام مرا مرانی از درت

بگو دعا کند به ما مهدی مَه لقای تو

منم منم گدای تو گدای بی نوای تو

متن ولادت امام حسن عسگری . متن میلاد امام حسن عسکری
متن ولادت امام حسن عسگری

خورشید به بر ستاره دارد امشب

افروخته ماه پاره دارد امشب

حُسن است امام عسکری پا تا سر

زهرا حسن دوباره دارد امشب

گلشن یاسین که طرب خیز شد

بلبل بستان ولا می‌رسد

رهبر دل‌ها حسن عسکری(ع)

آن پسر شیر خدا می‌رسد

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

جدال مکن که ارزشت مى رود و شوخى مکن که بر تو دلیر شوند

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهى چشم به سفیدی اش نزدیکتر است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او می گذرى و نشستن در پایین مجلس است

متن ولادت امام حسن . متن میلاد امام حسن عسگری
متن ولادت امام حسن عسگری

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

خنده بی جا از نادانى است

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

خشم و غضب، کلید هر گونه شر و بدى است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

کینه توز، ناآرامترینِ مردمان است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

دوست نادان، مایه رنج است

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

جدال مکن که خوبى و حسن تو می رود و مزاح مکن که جرئت مى کنند و بر تو دلیر مى شوند

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

پارساترین مردم کسى است که توقف کند نزد شبهه، و عابدترین مردم کسى است که بپا دارد فرائض را، و زاهدترین مردم کسى است که ترک کند حرام را، و از همه مردم کوشش و مشقّتش بیشتر است کسى که ترک کند گناهان را


امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

مشغول نسازد تو را روزى که خدا ضامن آن شده از عملى که بر تو فرض است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

از ادب دور است ظاهر کردن خوشحالى نزد شخص غمناک

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

همانا از براى جود و بخشش اندازه و مقدارى است پس هر گاه زیاد شده از آن مقدار پس آن اسراف است

براى خرم و احتیاط مقدارى است پس هرگاه زیاد شد از آن مقدار پس آن جبن و ترس است.

و از براى اقتصاد و میانه روى مقدارى است پس هرگاه زیاد شد بر آن پس آن بخل است.

و از براى شجاعت مقدارى است پس هرگاه زیاد شد بر آن تهوّر و بى ادبى است.

و کافى است تو را از براى ادب کردن نفست اجتناب کردنت از چیزی که مکروه و ناپسند بی شمارى از غیر خودت.


گردآوری: مجله اینترنتی ستاره


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

مرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسگری علیه السلاممرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام حاج سید مجید بنی فاطمه ردیف موضوعتم های مذهبی دسته اول حجم دسته اول حجم دسته دوم حجممداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینعمداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینع مداحیاموزش مداحیانچه یک اشعار شهادت امام حسن عسکری ع آموزش مداحی جلسه …شهادت امام حسن عسکری سامرا اى شاهد شبهاى من خوشه چین خرمن غمهاى من مرغ دل از خاک تو دلنوشته،کپشن دلنوشته،کپشن روز ها آشوب دلم را ارسالی یکشنبه آذر دانلود رایگان کتاب ترجمه و متن کامل اصول کافی …غلامرضا سازگارشعر ولادت امام جعفر صادق ع علی اکبر لطیفیانشعری در مدح پیامبر اکرم صاحادیث حکومت، مدیریت و خدمت تبیان مبلغیندرباره‌ی این وبلاگ این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی مرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسگری علیه السلام مرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام حاج سید مجید بنی فاطمه ردیف موضوع پیامک ؛ جملات زیبا، حدیث، داستانک پیامک و حدیث امام حسن پیامکوحدیث تا خدا هست و خدایی می کند مجتبی ع مشکل گشایی می کند ولادت کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی ع تم های مذهبی دسته اول حجم دسته اول حجم دسته دوم حجم مداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینع مداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینع مداحیاموزش مداحیانچه یک مداح باید اشعار شهادت امام حسن عسکری ع آموزش مداحی جلسه مذهبی شهادت امام حسن عسکری سامرا اى شاهد شبهاى من خوشه چین خرمن غمهاى من مرغ دل از خاک تو پر مى‏کشد دلنوشته،کپشن دلنوشته،کپشن روز ها آشوب دلم را ارسالی یکشنبه آذر دانلود رایگان کتاب ترجمه و متن کامل اصول کافی جلد کامل غلامرضا سازگارشعر ولادت امام جعفر صادق ع علی اکبر لطیفیانشعری در مدح پیامبر اکرم ص احادیث حکومت، مدیریت و خدمت تبیان مبلغین درباره‌ی این وبلاگ این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است


ادامه مطلب ...

متن ولادت امام حسن عسگری (ع) + احادیث

[ad_1]

متن ولادت امام حسن عسگری (ع) به صورت شعر و متن ادبی مناسب برای اس ام اس و پیام های تلگرامی. متن ولادت امام حسن عسگری به مناسبت ولادت ایشان.

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

آمدی تا شب های بی ستاره را در ماه غرق کنی

و دست های تنها مانده را بگیری و تا خدا بالا بکشی

آمدی تا آفتاب رویت، قبله آفتاب گردان ها شود

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

دست بیفشانید و عود بسوزانید

که یازدهمین مسافر بهار، از راه می رسد

قدم هایش را شکوفه باران کنید

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد

میلاد یازدهمین امام و سیزدهمین کشتی نجات، آقا امام حسن عسکرى (ع) بر شما مبارک باد

متن ولادت امام حسن . متن ولادت امام حسن عسگری
متن ولادت امام حسن عسگری

پسر فاطمه، نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا حسن عسکرى (ع)

آینه قبله نما یا حسن عسکرى (ع)

زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر شکوفه های عشق بپیچید

هلهله کنید و پای بکوبید

که اینک یازدهمین فصل کتاب شیعه، با دست های سبز مردی از تبار ملکوت، ورق می خورد

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

با نام «حسن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود

و این، مژده ای است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است

چیزی نمانده به سر زدن یگانه گوهر عشق و اتمام حجت

از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند.

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

او آمده است تا خورشید، مبدأ همه آیینه ها باشد.

شکفتن بهار در بهاری دل انگیزتر

دمیدن گلِ حُسن در حُسنی فزون تر

روییدن گلی دلرباتر در گلستان طاها

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

قدم بر چشم های زمین نهاده ای و جهان روشن شد.

صفا آورده ای به ماتم کده دل دنیا

روشنایی آوردی به شب های بی ستاره اهالی

ای ستاره دنباله دار

عشق، امروز، در سایبان مهربانی تو منزل می کند

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

متن ولادت امام حسن . متن میلاد امام حسن عسگری
متن ولادت امام حسن عسگری

می آید امروز؛ یازدهمین ستاره، یازدهمین ماه، امام ثانیه های سلوک،

امام جبین بر افروخته از جلای جان، از کثرت طاعت، از اوج خشوع.

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

تو آمدی و کوچه های مدینه را باران شکوفه پوشاند

آمدی و آینه ها، به پابوسی ات، آب های جهان را به انعکاس برخاستند

آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

بهار تازه و گل تازه و چمن تازه

ستاره یار و فلک یار و دور گردون یار

هر آن که بر گل رخسار تو گشاید چشم

بهار را چه کند؟ ای به «چهر» رشکِ بهار

درخت اگر گل سوری، به باغ آورده

نهال قامت تو، آفتاب دارد بار

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

آن که می آید، شکوه آسمان، عظمت زمین، صداقت ایمان و نجابت آب است

بهار از نامش شکوفا و عشق از یادش لبریز است

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد

آمد سیزدهمین حلقه از منظومه نور

سیزدهمین آیه از سوره عترت

و سیزدهمین ساقی میخانه عشق

ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارک باد.

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

می آید تا «مدینه» عشق، باز هم شاهد آیینه ای باشد که پرتو افشان انوار متجلی الهی است

مبارک ای مسلمانان که آمد جان و هم جانان

شده خورشید سیمای امام عسکری تابان

پدر هادی، پسر مهدی به حق، نامش حسن آمد

حسن آمد حسن آمد

من آن فقیر خسته دل، که رخ نهاده بر درت

به جرم روسیاهی ام مرا مرانی از درت

بگو دعا کند به ما مهدی مَه لقای تو

منم منم گدای تو گدای بی نوای تو

متن ولادت امام حسن عسگری . متن میلاد امام حسن عسکری
متن ولادت امام حسن عسگری

خورشید به بر ستاره دارد امشب

افروخته ماه پاره دارد امشب

حُسن است امام عسکری پا تا سر

زهرا حسن دوباره دارد امشب

گلشن یاسین که طرب خیز شد

بلبل بستان ولا می‌رسد

رهبر دل‌ها حسن عسکری(ع)

آن پسر شیر خدا می‌رسد

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

جدال مکن که ارزشت مى رود و شوخى مکن که بر تو دلیر شوند

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهى چشم به سفیدی اش نزدیکتر است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او می گذرى و نشستن در پایین مجلس است

متن ولادت امام حسن . متن میلاد امام حسن عسگری
متن ولادت امام حسن عسگری

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

خنده بی جا از نادانى است

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

خشم و غضب، کلید هر گونه شر و بدى است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

کینه توز، ناآرامترینِ مردمان است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

دوست نادان، مایه رنج است

متن ولادت امام حسن عسگری (ع)

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

جدال مکن که خوبى و حسن تو می رود و مزاح مکن که جرئت مى کنند و بر تو دلیر مى شوند

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

پارساترین مردم کسى است که توقف کند نزد شبهه، و عابدترین مردم کسى است که بپا دارد فرائض را، و زاهدترین مردم کسى است که ترک کند حرام را، و از همه مردم کوشش و مشقّتش بیشتر است کسى که ترک کند گناهان را


امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

مشغول نسازد تو را روزى که خدا ضامن آن شده از عملى که بر تو فرض است

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

از ادب دور است ظاهر کردن خوشحالى نزد شخص غمناک

امام حسن عسکری (ع) می فرمایند:

همانا از براى جود و بخشش اندازه و مقدارى است پس هر گاه زیاد شده از آن مقدار پس آن اسراف است

براى خرم و احتیاط مقدارى است پس هرگاه زیاد شد از آن مقدار پس آن جبن و ترس است.

و از براى اقتصاد و میانه روى مقدارى است پس هرگاه زیاد شد بر آن پس آن بخل است.

و از براى شجاعت مقدارى است پس هرگاه زیاد شد بر آن تهوّر و بى ادبى است.

و کافى است تو را از براى ادب کردن نفست اجتناب کردنت از چیزی که مکروه و ناپسند بی شمارى از غیر خودت.


گردآوری: مجله اینترنتی ستاره


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

مرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسگری علیه السلاممرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام حاج سید مجید بنی فاطمه ردیف موضوعتم های مذهبی دسته اول حجم دسته اول حجم دسته دوم حجممداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینعمداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینع مداحیاموزش مداحیانچه یک اشعار شهادت امام حسن عسکری ع آموزش مداحی جلسه …شهادت امام حسن عسکری سامرا اى شاهد شبهاى من خوشه چین خرمن غمهاى من مرغ دل از خاک تو دلنوشته،کپشن دلنوشته،کپشن روز ها آشوب دلم را ارسالی یکشنبه آذر دانلود رایگان کتاب ترجمه و متن کامل اصول کافی …غلامرضا سازگارشعر ولادت امام جعفر صادق ع علی اکبر لطیفیانشعری در مدح پیامبر اکرم صاحادیث حکومت، مدیریت و خدمت تبیان مبلغیندرباره‌ی این وبلاگ این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی مرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسگری علیه السلام مرثیه و مداحی شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام حاج سید مجید بنی فاطمه ردیف موضوع پیامک ؛ جملات زیبا، حدیث، داستانک پیامک و حدیث امام حسن پیامکوحدیث تا خدا هست و خدایی می کند مجتبی ع مشکل گشایی می کند ولادت کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی ع تم های مذهبی دسته اول حجم دسته اول حجم دسته دوم حجم مداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینع مداحیشعرآموزش مداحیشعر مذهبیسبک اشعار امام حسینع مداحیاموزش مداحیانچه یک مداح باید اشعار شهادت امام حسن عسکری ع آموزش مداحی جلسه مذهبی شهادت امام حسن عسکری سامرا اى شاهد شبهاى من خوشه چین خرمن غمهاى من مرغ دل از خاک تو پر مى‏کشد دلنوشته،کپشن دلنوشته،کپشن روز ها آشوب دلم را ارسالی یکشنبه آذر دانلود رایگان کتاب ترجمه و متن کامل اصول کافی جلد کامل غلامرضا سازگارشعر ولادت امام جعفر صادق ع علی اکبر لطیفیانشعری در مدح پیامبر اکرم ص احادیث حکومت، مدیریت و خدمت تبیان مبلغین درباره‌ی این وبلاگ این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است


ادامه مطلب ...

راه بردهای حفظ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی بر اساس احادیث رضوی

[ad_1]

چکیده

در عصر حاضر در همه کشورهای اسلامی، نوعی بیداری اسلامی پدید آمده است. جهان‌خواران که سودای حاکمیت بر سراسر جهان را در سر می‌پرورانند، از بیداری و وحدت امت اسلامی بیم‌ناک‌اند و آن را مانعی در برابر نقشه‌های خود میشمرند. آنها در تلاش‌اند ضمن جلوگیری از پیشرفت موج بیداری اسلامی، از هر راهی برای انحراف مردم استفاده نمایند. یکی از این راه‌ها، استفاده از جریان‌های انحرافی برای مقابله با جریان بیداری اسلامی است.
امام رضا (علیه السلام) نیز در دوران خود با جریان‌های انحرافی متعددی مواجه بود، که با برخورد مناسب با آنها، مانع از وارد شدن کوچک‌ترین ضربه بر پیکر اسلام ناب شد. این پژوهش بر اساس روش تحلیلی - توصیفی و با بهره‌گیری از منابع موجود، به بررسی دست‌آوردهای بیداری اسلامی و نیز روش‌های مقابله با جریان‌های انحرافی با استفاده از روش تحلیل SWOT پرداخته است.
نتایج این تحقیق، حاکی از آن است که مهم‌ترین نقطه قوت ایران در زمینه توسعه دست‌آوردهای بیداری اسلامی، وجود تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی‌آمدهای آن و نیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی است که با بهره‌مند شدن از امتیاز وزنی 2/ 63% در جایگاه نخست است. از سوی دیگر، عدم کار فرهنگی اساسی در جذب مردم به مباحث فرهنگی بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی با امتیاز وزنی 396% در جایگاه نخست ضعف‌هاست. هم چنین توجه به مسائل روز جریان بیداری اسلامی و مباحث جریان‌های تکفیری و اندیشیدن راهکاری در این زمینه، با امتیاز وزنی 6% در مرتبه اول فرصت‌های موجود جای گرفت. نداشتن برنامه‌ریزی راهبردی، جذاب و رقابتی در برابر برنامه‌های دشمنان و اقدامات جریان‌های انحرافی نیز با امتیاز وزنی 52% در جایگاه نخست تهدیدها قرار دارد.
مهم‌ترین راهبردها در این زمینه عبارتند از: برنامه‌ریزی وایجاد ساختاری جهت بهره‌برداری بهینه از تعدد مؤسسات و پژوهشکده‌ها در راستای حضور شاداب مردم در بیداری اسلامی و آگاه‌سازی آنان از اقدامات جریان‌های انحرافی، اقدامات اساسی برای ارتباط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارش‌های روشن‌گرانه در زمینه جریان‌های انحرافی و اقدامات آنها، تلاش محلی و ملی برای تبیین مسائل اساسی بیداری اسلامی و ارائه آن به جامعه و تدوین سند چشم‌انداز محلی و ملی و بهره‌گیری از رسانه‌های نوین جهت مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمنان علیه بیداری اسلامی، به خصوص اندیشه‌های مطرح شده در این زمینه.

1. مقدمه

در دوران امامت امام رضا (علیه السلام) ، به دلیل علاقه مأمون به مباحث کلامی و فلسفی، علمای بسیاری به این بحث‌ها پرداختند. کاهش فشارها و آزادی بیان در جامعه، موجب ظهور اندیشه‌ها و افکار مختلفی شد و رواج اندیشه‌های انحرافی نیز به اوج خود رسید. امام رضا (علیه السلام) به عنوان امام جامعه شیعی و بر اساس وظیفه ای که برای هدایت امت بر عهده داشت، باید با این افکار و جریان‌های انحرافی مبارزه می‌نمود. از این رو، آن حضرت ضمن تبیین افکار و جریان‌های انحرافی موجود برای (مردم، با این جریان‌ها به مبارزه پرداخت. (1
پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام) برخی بر اثر دنیاخواهی، توطئه جدیدی بر ضد شیعه و امامان معصوم (علیه السلام) به اجرا گذاشتند که می‌توانست در راستای سیاست شوم عباسیان مبنی بر محو نقش آفرینی امامان شیعه از صحنه اجتماع قرار گیرد. طراحان این توطئه که از شیعیان حضرت کاظم (علیه السلام) نیز به شمار می‌آمدند، چنین شایعه کردند که امام کاظم (علیه السلام) به شهادت نرسیده و او همان قائم آل محمد است که غیبت نموده. این جریان که به واقفیه شهرت یافتند، موجب انحراف جمع زیادی از شیعیان شدند.
از دیگر افکار انحرافی رایج در دوره امام رضا (علیه السلام) ، باور جبرگرایی بود. این تفکر مبتنی بر این بود که انسان نقشی در امور ندارد و هر چه اتفاق می‌افتد، از سوی خداوند است. در مقابل جریان جبرگرایی، مفوّضه بودند که اعتقاد داشتند خداوند نقشی در اداره عالم ندارد و او اختیار امور را به انسان، تفویض و واگذار کرده است. دیگر جریان انحرافی عصر امام رضا (علیه السلام)، غلات بودند که نسبت به اهل بیت (علیه السلام) دچار غلو شدند. هر یک از این فرق و جریان‌های انحرافی با استفاده از شرایط حاکم بر جامعه آن روز، آزادانه به فعالیت می‌پرداختند. در این وضعیت، امام رضا (علیه السلام) با اتخاذ راهبردی همه جانبه، فعالیت‌های هر کدام از آنها را به تناسب، پاسخ گفت و رسالت الهی خویش در هدایت فکری جامعه را به بهترین نحو، ایفا فرمود. رویکرد آن حضرت در برابر این جریان‌های فکری انحرافی، می‌تواند الگویی مناسب برای مقابله با جریان‌های انحرافی در همه اعصار و از جمله عصر حاضر باشد.
این پژوهش بر اساس روشی تحلیلی - توصیفی و با بهره‌گیری از منابع موجود، به بررسی دست‌آوردهای بیداری اسلامی و نیز روش‌های مقابله با جریان‌های انحرافی پرداخته است. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل SWOT، به تعیین نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها در زمینه بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی اقدام شده است. در ادامه بر اساس نظر کارشناسان و مصاحبه شوندگان، وزن هر گزینه تعیین و در نهایت با ادغام مهم‌ترین آنها، راهبردهای اساسی جهت جذب حداکثری مردم به مباحث بیداری اسلامی در کشور و نیز مقابله با اقدامات منفی جریان‌های انحرافی، معرفی گردیده است. جامعه آماری این پژوهش، در بردارنده 800 نفر از اساتید دانشگاهی و حوزوی است که بر اساس فرمول کوکران، به 250 نفر تقلیل یافته است. هم‌چنین روایی نتایج تحقیق حاضر بر اساس نظرات کارشناسان، تأیید شده و پایایی آن نیز بر اساس فرمول کرونباخ و میزان 789/. به اثبات رسیده است.

2. نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها

تحلیل SWOT به منظور شناسایی و بررسی عوامل مؤثر درونی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل تأثیرگذار بیرونی (فرصت‌ها و تهدیدها) بر میزان توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم کشور و آگاهی بخشی در زمینه اقدامات جریان‌های انحرافی به کار برده می‌شود. (2) در حقیقت از این روش به عنوان ابزاری جهت شناسایی مسائل استراتژیک و ارائه راهبردها و استراتژی های مناسب، استفاده می‌گردد.
ما ابتدا با سنجش محیط داخلی و محیط خارجی، فهرستی از نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدات را شناسایی کرده‌ایم و سپس به وسیله نظرخواهی از مردم، مسئولان و کارشناسان، جهت برطرف نمودن یا تقلیل نقاط ضعف و تهدیدها و تقویت و بهبود نقاط قوت و فرصت‌های موجود در ارتباط با جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی، پیشنهادها و راهکارهای مناسب را ارائه نموده‌ایم. (3)

الف - احادیث رضوی و عوامل داخلی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی در بین مردم

مسلمانان پس از رحلت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) و با توسعه سرزمین‌های اسلامی، به فرقه‌های گوناگون تقسیم شدند و به تدریج انحرافاتی در عقاید آنها پدیدار شد. ائمه (علیه السلام) که جانشینان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان امت اسلامی بودند، به مقابله با این انحرافات پرداختند و در زمان‌های مناسب، عقاید نادرست ایشان را بیان فرمودند. امام رضا (علیه السلام) که در دوران خلافت مأمون، در پایتخت زندگی می‌کرد، با فرقه‌های مختلفی مواجه بود که از جمله آنها فرقه‌های واقفیه، غلات، متصوّفه، معتزله جبریون و مفوّضه بودند.
در این قسمت با استفاده از ماتریس ارزیابی داخلی، روابط بین موضوعات مختلف شناسایی و ارزیابی و راه حل‌هایی برای آنها ارائه شده است. هم‌چنین سه مقوله استراتژی‌های موجود، عملکردها و منابع، مورد بررسی قرار گرفته و تحت عنوان نقاط قوت و نقاط ضعف به شرح ذیل تقسیم‌بندی شده است:
جدول 1: نقاط قوت

شماره

                            نقاط قوت (Strenghts )

1

تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی آمدهای آن و نیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی در کشور

2

برگزاری مراسم‌ها و همایش‌های ملی و بین‌المللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریان‌های انحرافی

3

وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریان‌های انحرافی

4

توجه به محتوای اشعار و مطالب مرتبط با بیداری اسلامی و ارائه تفسیری جامع در این زمینه

5

برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات در این زمینه و تلاش برای ارائه چهره واقعی اسلام ناب محمدی

6

وجود دل‌باختگان و دوست‌داران فراوان مبحث بیداری اسلامی و انزجار از جریان‌های انحرافی در داخل و خارج از کشور

7

استفاده از دست‌آوردهای بیداری اسلامی برای حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه

8

جذابیت بسیاری از برنامه‌های ارائه شده در این زمینه

9

بهره‌گیری از امکانات و فن‌آوری‌های روز در سطح مؤسسات فرهنگی کشور برای اشاعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با اقدامات جریان‌های انحرافی

جدول 2: نقاط ضعف

شماره

                    نقاط ضعف (Weaknesses )

1

عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی

2

توجه محدود مسئولان و الگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی

3

تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریان‌های انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها

4

بی‌توجهی به سامان دهی و برنامه‌ریزی امور فرهنگی و اجتماعی بیداری اسلامی و مبارزه گسترده با جریان‌های انحرافی

5

عدم تلاش گسترده از سوی کشورهای اسلامی برای مبارزه با جریان‌های انحرافی و بسط تفکر ناب اسلامی

6

نگاه محدود به مردم در مسائل بیداری اسلامی

7

توجه مسئولان فرهنگی به مسائل فرعی و غفلت از کارکرد تربیتی و تعلیمی و عملی مسائل بیداری اسلامی

8

عدم بررسی همه‌جانبه جریان‌های انحرافی و بیان تفکرات، عقاید و منشأ ایجاد آنها

9

برخورد نامناسب برخی از مسئولان  و اعضای هیئت امنای مؤسسات و پژوهشکده‌ها با مردم

10

تراکم کاری بسیاری از افراد جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی و محدود شدن توجه آنان به مسائل بیداری اسلامی

11

استفاده بسیار محدود کشورهای اسلامی از تجربیات بزرگان دینی در مبارزه با جریان‌های انحرافی

12

سخنرانی‌ها و مراسم ضعیف در مؤسسات و کانون‌ها و دعوت نکردن از سخنرانان ماهر

13

نگاه کلیشه‌ای و حاشیه‌ای به مباحث اصیل معنوی و مذهبی در بسیاری از کشورهای اسلامی

14

عدم ارائه برنامه‌ای جامع و محرک در برابر برنامه‌های دنیای استکبار علیه بیداری اسلامی و فعالیت‌های جریان‌های انحرافی

15

تکیه بر تبلیغ سنتی و استفاده نکردن از ابزار و فن آوری‌های نوین

16

اختلاف‌های سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشه‌ای با جریان‌های انحرافی

ب- عوامل خارجی مؤثر بر روند شناسایی جریان های انحرافی و مبارزه با آنها
هدف این مرحله، کند‌و‌کاو آثار محیط خارجی بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی جهت‌ شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهایی است که جامعه و مردم در این زمینه با آن مواجه‌اند. در این راستا باید گفت که فرصت‌ها، مجموعه امکانات و قابلیت‌هایی است که از خارج از محیط ناحیه و به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر عملکرد مؤسسات فرهنگی و مسئولان، مؤثر واقع می‌شوند. هم چنین تهدیدها مجموعه عوامل خارج از ناحیه محسوب می‌شوند که در عدم کارایی این نواحی تأثیرات مستقیم یا غیر مستقیم دارند.
بر اساس مطالعات انجام شده و بررسی وضعیت پیرامون کشور، مجموعه فرصت‌ها و تهدیدهای موجود و مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم کشور به صورت زیر قابل ترسیم است:
جدول 3: فرصت ها

شماره

              فرصت‌ها (Opportunities )

1

توجه مسئولان به مسائل روز جریان‌های انحرافی و اندیشیدن تدبیری در این زمینه

2

فراهم آوردن شرایط حضور مردم در مباحث بیداری اسلامی و جریان تکفیری و مناظره و مباحثه رو دررو و با واسطه

3

استفاده از ترفندهای سیاسی جهت به انزوا کشاندن جریان‌های انحرافی و تلاش برای ممانعت از ارتباط کشورهای مسلمان با جریان‌های انحرافی

4

ارزش دادن به دیدگاه مردم و استقبال از ایده‌ها و طرح‌های نوین در این زمینه

5

فراهم کردن شرایط بررسی مباحث بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی و ارتباط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارش‌های روشن‌گرانه به آنها دراین زمینه

6

افزایش امکانات فرهنگی مؤسسات و پایگاه های فرهنگی کشور

7

فراهم نمودن شرایط شناخت بیداری اسلامی و اقدامات جریان های انحرافی توسط خانواده‌ها

8

تقدیر از افراد، مؤسسات و پژوهشکده‌های موفق در این زمینه

9

استفاده از مسئولان جوان و دارای رویکرد جوان‌گرایانه

10

استفاده از افراد مجرب و توان‌مند در مباحث بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی

جدول 4: تهدیدها

شماره

          تهدیدها (Threats )

1

نداشتن برنامه راهبردی، جذاب و رقابتی در برابر برنامه‌های جذاب دشمنان و اقدامات جریان‌های انحرافی

2

سوء استفاده جریان های انحرافی از برخی اقدامات کشورهای اسلامی و جریان‌های سیاسی برای ایجاد انحراف فکری و تزلزل در جامعه اسلامی

3

عدم بهره‌گیری از نظر و دیدگاه مردم در این زمینه

4

افزایش نرخ بیکار، تورم و مشکلات اقتصادی و تأثیر آن بر فکر و روان مردم و افزایش ساعات کاری آنها و در نتیجه، عدم کارایی معنوی مباحث بیداری اسلامی وجریان‌های انحرافی

5

عدم برنامه‌ریزی در برابر هجمه های فرهنگی دشمنان و جریان‌های انحرافی

6

عدم اجرای برنامه‌های فرهنگی در مدارس و دانشگاه ها در این زمینه

7

عدم توجه به تکنولوژی و بهره گیری از آن در معرفی بیداری اسلامی

8

آلوده شدن جو عمومی جامعه و عدم تطابق گفتار و عمل و عدم بهره‌گیری از فرهنگ بیداری اسلامی

9

وجود دوستان ناباب و معاشران ناصالح و دوری گزیدن از مباحث معنوی و سیاسی

10

ایجاد محیط ناامن فکری و فرهنگی برای مردم

11

اختلاف‌های سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشه‌ای با جریان‌های انحرافی

تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی در بین مردم
برای تجزیه و تحلیل نهایی، جدولی تشکیل دادیم که بر اساس عوامل داخلی و عوامل خارجی، دارای چهار ستون در بردارنده وعوامل، وزن، درجه‌بندی و امتیاز وزنی است. در ستون یک (عوامل خارجی و داخلی)، مهم‌ترین نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدهای فراروی سیستم را بر می‌شماریم.
در ستون دو (وزن)، به هر یک از این عوامل، براساس اثر احتمالی آن بر موقعیت استراتژیک فعلی سیستم، وزنی از صفر (بی‌اهمیت‌ترین) تا یک (مهم‌ترین) می‌دهیم. هر چقدر وزن بیشتر باشد، تأثیر عامل بر موقعیت کنونی و آینده سیستم بیشتر خواهد بود. (جمع ستون دو بدون توجه به تعداد عوامل، 1 است.)
در ستون سه (درجه‌بندی) براساس اهمیت و موقعیت کنونی سیستم، به هر عامل امتیازی از 1 (ضعیف) تا 5 (بسیار خوب) می‌دهیم. این درجه‌بندی نشان می‌دهد که سیستم چگونه به هر یک از عوامل خارجی پاسخ می‌دهد.
در ستون چهار (امتیاز وزنی) وزن را در درجه هر عامل (ستون 2 ضرب در ستون 3) ضرب می‌کنیم تا به این وسیله، امتیاز وزنی آن به دست آید. به این ترتیب برای هر عامل، یک امتیاز وزنی از 1 تا 5 مشخص می‌شود که به طور میانگین، این امتیاز عدد 3 است.
سرانجام، امتیازات وزنی تمام عوامل خارجی و داخلی در ستون 4 را به طور جداگانه با یک دیگر جمع می‌زنیم و امتیاز وزنی را محاسبه می‌کنیم، امتیاز وزنی کل نشان می دهد که سیستم چگونه به عوامل و نیروهای موجود و بالقوه در محیط بیرونی‌اش پاسخ می‌دهد. همیشه متوسط امتیاز وزنی کل در سیستم در زمینه‌ای خاص، عدد 3 است (4) است و چنانچه بالاتر از آن باشد، اهمیتش بیشتر است و اگر کمتر از آن باشد، از اهمیت و تأثیرگذاری کمتری برخوردار است.

الف - نتایج تجزیه و تحلیل عوامل داخلی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم (IFAS)

برای سازماندهی عوامل داخلی در قالب نقاط قوت و ضعف فراروی سیستم، با استفاده از عوامل درجه‌بندی و با توجه به اهمیت هر یک از این نقاط، میزان تأثیرگذاری آنها بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم، در قالب جداول زیر، محاسبه شد:
جدول 5: نتایج تجزیه و تحلیل عوامل داخلی (نقاط قوت)

نقاط قوت

وزن

درجه بندی

امتیاز وزنی

وجود تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی آمدهای آن ونیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی در کشور

8/15/.

4

2/63/.

برگزاری مراسم‌ها و همایش‌های ملی و بین‌المللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریان‌های انحرافی

2/14/.

4

8/56/.

وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریان های انحرافی

13/.

4

52/.

توجه به محتوای اشعار و مطالب مرتبط با بیداری اسلامی و ارائه تفسیری جامع در این زمینه

12/.

3

36/.

برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات در این زمینه و تلاش برای ارائه چهره واقعی اسلام ناب محمدی

11/.

3

33/.

وجود دل باختگان و دوست‌داران فراوان مبحث بیداری اسلامی و انزجار از جریان‌های انحرافی در داخل و خارج از کشور

1/.

3

3/.

استفاده از دست‌آوردهای بیداری اسلامی برای حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه

09/.

2

18/.

جذابیت بسیاری از برنامه‌های ارائه شده در این زمینه

08/.

2

16/.

بهره‌گیری از امکانات و فن‌آوری‌های روز در سطح مؤسسات فرهنگی کشور برای اشاعه فرهنگ بیداری اسلامی و مقابله با اقدامات جریان‌های انحرافی

07/.

1

07/.

جمع

1

 

1/3

از دیدگاه کسانی که مورد سؤال قرار گرفتند، مهم‌ترین نقطه قوت ایران در زمینه توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم عبارت است از «تحقیقات گسترده در زمینه بیداری اسلامی و پی‌آمدهای آن و نیز اقدامات مستکبران، به خصوص استفاده از جریان‌های انحرافی در کشور» که با بهره‌مند شدن از امتیاز وزنی 2/63/. در جایگاه نخست جای می‌گیرد. در حال حاضر جریان استکبار از هر ابزاری برای مخدوش کردن چهره واقعی اسلام و رو در رو قرار دادن جریان‌های مختلف اسلامی، استفاده می‌کند که کشورهای اسلامی و به خصوص ایران باید با اندیشیدن تدابیر مختلف، به مقابله با این رویکرد بپردازد.
عامل «برگزاری مراسم‌ها و همایش‌های ملی و بین المللی در راستای شناساندن هر چه بهتر جریان‌های انحرافی» با امتیاز وزنی 8/56/.، جایگاه دوم در میان نقاط قوت را به خود اختصاص می‌دهد که این امر می‌تواند به شناساندن اهداف بیداری اسلامی و نیز چهره ناشایسته جریان‌های انحرافی بینجامد. امام رضا (علیه السلام) نیز در مورد علی بن ابی حمزه بطائنی (از مؤسسان فرقه واقفیه) می‌فرماید: «یا علی! أنت و أصحابک شبه الحمیر.» (5) تشبیه به الاغ، از تعبیرهای تندی است که امام برای فرقه واقفیه به کار می‌برد.
عامل «وجود امکانات فرهنگی و اقتصادی و نیروی انسانی و نخبه در سطح کشور در راستای مبارزه با جریان‌های انحرافی» با امتیاز وزنی 52/. در جایگاه سوم نقاط قوت قرار گرفته است. در دوران امام رضا (علیه السلام) نیز گروهی از نخبگان سیاسی با حفظ عقاید و باورهای شیعی خود، در دربار حکومت وقت حاضر می‌شدند و امور و اوضاع سیاسی را به نفع شیعیان کنترل می‌کردند؛ مانند محمدبن اسماعیل بن بزیع از اصحاب مخصوص ائمه (علیه السلام) که او جزو وزرای دربار عباسی نیز بود، اما این سمت هیچ‌گاه سبب جدایی او از اهل بیت (علیه السلام) نشد. از همین رو او را از جمله یاران خاص امام رضا (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) ذکر کرده‌اند. (6)
جدول 6: نتایج تجزیه و تحلیل عوامل داخلی (نقاط ضعف)

نقاط ضعف

وزن

درجه بندی

امتیاز وزنی

عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی

099/.

4

396/.

توجه محدود مسئولان والگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی

091/.

4

364/.

تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریان‌های انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها

08/.

4

32/.

بی‌توجهی به سامان‌دهی و برنامه‌ریزی امور فرهنگی و اجتماعی بیداری اسلامی و مبارزه گسترده با جریان‌های انحرافی

07/.

4

28/.

عدم تلاش گسترده از سوی کشورهای اسلامی برای مبارزه با جریان‌های انحرافی و بسط تفکر ناب اسلامی

06/.

4

24/.

نگاه محدود به مردم در مسائل بیداری اسلامی

06/.

4

24/.

توجه مسئولان فرهنگی به مسائل فرعی و غفلت از کارکرد تربیتی و تعلیمی و عملی مسائل بیداری اسلامی

06/.

3

18/.

عدم بررسی همه جانبه جریان‌های انحرافی و بیان تفکرات، عقاید و منشأ ایجاد آنها

06/.

3

18/.

برخورد نامناسب برخی از مسئولان و هیئت امنای مؤسسات و پژوهشکده‌ها با مردم

06/.

3

18/.

تراکم کاری بسیاری از افراد جامعه به دلل مشکلات اقتصادی و محدود شدن توجه آنان به مسائل بیداری

06/.

3

18/.

استفاده بسیار محدود کشورهای اسلای از تجربیات بزرگان دینی در مبارزه با جریان‌های انحرافی

05/.

3

15/.

سخنرانی‌ها و مراسم ضعیف در مؤسسات و کانون‌ها و دعوت نکردن از سخنرانان ماهر

05/.

2

1/.

نگاه کلیشه ای و حاشیه‌ای به مباحث اصیل معنوی و مذهبی در بسیاری از کشورهای اسلامی

04/.

2

08/.

عدم ارائه برنامه‌ای جامع محرک در برابر برنامه‌های دنیای استکبار علیه بیداری اسلامی و فعالیت‌های جریان‌های انحرافی

03/.

2

06/.

تکیه بر تبلیغ سنتی و استفاده نکردن از بزار و فن‌آوری‌های نوین

03/.

2

06/.

اختلاف‌های سیاسی و عقیدتی گسترده در جهان اسلام و برخورد کلیشه‌ای با جریان‌های انحرافی

02/.

1

02/.

جمع

1

 

01/3

در جدول شماره 6 مشاهده می‌گردد که «عدم کار فرهنگی اساسی برای جذب مردم به مباحث فرهنگی بیداری اسلامی و آگاهی بخشی درباره اقدامات جریان‌های انحرافی» با امتیاز وزنی 396/. در جایگاه نخست نقاط ضعف قرار دارد. در این رابطه باید ریشه‌های توجه و عدم توجه مردم به مسائلی از قبیل بیداری اسلامی شناسایی شود تا بتوان بر اساس آن، به کار فرهنگی در سطح خانواده، مدرسه، دانشگاه و پس از آن پرداخت.
عامل «توجه محدود مسئولان و الگوهای جامعه به مسائل روز و تحولات جاری بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی» با امتیاز 36/. جایگاه دوم در میان نقاط ضعف را به خود اختصاص داده است. «تهاجم فرهنگی دشمنان با بهره جستن از جریان‌های انحرافی و تلاش در جهت بسط تفکر آنها» نیز با امتیاز وزنی 32/. در جایگاه سوم نقاط ضعف قرار دارد. این امر نشان از آن دارد که دشمنان اسلما و ایران در نظر دارند برای غلبه بر این مردم و مملکت، روحیه بیداری، ایثار، رشادت و ولایت مداری برخاسته از فرهنگ بیداری اسلامی را از مردم بگیرند. به همین دلیل، آنها اقدامات مخرّب فرهنگی را علیه کشور در پیش گرفته‌اند و با استفاده از ابزارهای پیشرفته و عقاید گروه‌ها و جریان‌های انحرافی، به جنگ مؤلفه‌های اساسی فرهنگ بیداری اسلامی رفته‌اند که لازم است مسئولان نیز با اتخاذ تدابیر تدافعی مشخص، این اقدامات را خنثی نمایند.

ب- نتایج تجزیه و تحلیل عوامل خارجی مؤثر بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی و مبارزه با جریان‌های انحرافی در بین مردم (EFAS)

برای سازماندهی عوامل خارجی در قالب فرصت‌ها و تهدیدهای فراروی سیستم، با استفاده از عوامل درجه بندی و با توجه به اهمیت هر یک از فرصت‌ها و تهدیدها، میزان تأثیرگذاری آنها بر توسعه فرهنگ بیداری اسلامی در بین مردم در ایران، محاسبه و به شرح جداول ذیل تعیین گردید:
جدول 7: نتایج تجزیه و تحلیل عوامل خارجی (فرصت‌ها)
<td valign

عبارات مرتبط با این موضوع

راه بردهای حفظ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی بر اساس احادیث رضوی راه بردهای حفظ بیداری اسلامی و مقابله با جریان‌های انحرافی بر اساس احادیث رضوی


فرصت‌ها

وزن

درجه بندی

امتیاز وزنی

توجه مسئولان به مسائل روز جریان‌های انحرافی و اندیشیدن تدبیری در این زمینه

15/.

4

6/.

فراهم آوردن شرایط حضور مردم در مباحث بیداری اسلامی و جریان تکفیری و مناظره و مباحثه رو دررو و با واسطه

13/.

4

52/.

استفاده از ترفندهای سیاسی جهت به انزوا کشاندن جریان های انحرافی و تلاش برای ممانعت از ارتباط کشورهای مسلمان با جریان‌های انحرافی

12/.

4

48/.

ارزش دادن به دیدگاه مردم و استقبال از ایده‌ها و طرح‌های نوین در این زمینه

11/.

3

33/.

فراهم کردن شرایط بررسی مباحث بیداری اسلامی و جریان‌های انحرافی و ارتبط با نخبگان جهان اسلام و ارائه گزارش‌های روشن‌گرانه به آنها در این زمینه

1/.

3

3/.

افزایش امکانات فرهنگی مؤسسات و پایگاه‌های فرهنگی کشور

1/.

3

3/.

فراهم نمودن شرایط شناخت بیداری اسلامی و اقدامات جریان‌های انحرافی توسط خانواده‌ها

08/.

3

24/.

تقدیر از افراد، و مؤسسات و پژوهشکده‌های موفق در این زمینه

08/.

2

16/.

ادامه مطلب ...

منهاج السنّة و حقایق کتمان شده درباره امام رضا (ع) و احادیث رضوی

[ad_1]

چکیده

بنابر حدیث ثقلین که در کتب شیعه و اهل سنّت آمده و همه بر صحّت آن اتفاق نظر دارند، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دو امانت بزرگ را به یادگار گذاشت. این دو امانت، قرآن و اهل بیت او (علیهم السلام) هستند که هدایت مسلمانان در گرو مراجعه و تمسک به آنها اعلام شده است. این دو امانت جداناشدنی تا حوض کوثر، محور اساسی تمامی مباحث اتحاد و هم‌‌گرایی مسلمانان را تشکیل می‌دهد.
این نوشتار با توجه به این ضرورت، کوشیده است تا مهمترین حقایق کتمان شده در کتاب منهاج السنة درباره امام رضا (علیه السلام) و احادیث رضوی را مورد بررسی قرار دهد. استنتاج نگارنده بر آن است که امام رضا (علیه السلام) علاوه بر جایگاه والایی که نزد علمای شیعه دارد، از مقام و منزلتی رفیع در منظر ائمه اهل سنت نیز برخوردار است و این معنا ازگفتار آنان – که سعی شده تا حد ممکن در متن مقاله ذکر گردد - به خوبی قابل استفاده است. با این وجود، احادیث رضوی در منابع اهل سنت اندک‌اند و این پژوهش بعد از سعی بسیار، تنها توانست حدود 35 حدیث رضوی را در 175 متن حدیثی معتبر اهل سنت بیابد. گر چه احادیث رضوی به صورت پراکنده در برخی از کتب تاریخی، تفسیری و ... از اهل سنت نیز دیده می‌شود، ولی در مقابل روایات فراوان رضوی در کتب حدیثی شیعه، چندان تفاوتی در نتیجه پذیرفته شده نخواهد داشت، آن هم با جایگاه والایی که علمای طراز اول عامه برای آن حضرت قائل بودند و هستند. مهم‌ترین دلیل این موضوع را می‌توان در گرایش اکثر راویان احادیث رضوی به مذهب تشیع دانست، چنان که برخی ازعلمای اهل سنت، مانند ابن حبان بدان اعتراف کرده‌اند. او می‌گفت: «واجب است احادیثش (امام رضا (علیه السلام)) را معتبر شُمرد، زمانی که غیر اولاد و شیعه او به خصوص ابوصلت از او روایت کرده باشند.»

1. مقدمه

ابن تیمیه در منهاج السنة می‌نویسد:
«علی بن موسی دارای محاسن و مکارم معروفی است و مکارمی شایسته حال خود دارد که اهل معرفت بر آن آگاه‌اند، ولی این رافضی (علامه اصلی) حتی یک فضیلت صحیح و مستدل برای او ذکر نکرده است. این که می‌گوید: او زاهدترین و عالم‌ترین شخص زمان خود بوده است، ادعایی صرف و بدون دلیل است، و کسی که در مورد شخصی غلو می‌کند، چنین ادعایی را می‌کند. چگونه عالم‌ترین شخص زمان خود بوده است، در حالی که معاصرانی داشته که به گواهی همه، از او عالم‌تر و زاهدتر بوده‌اند؛ مثل شافعی، اسحاق بن راهویه، احمدبن حنبل، اشهب بن عبدالعزیز، ابوسلیمان دارانی، معروف کرخی و امثال اینها. احدی از اهل علم از او روایتی نقل نکرده و برای او حدیثی در کتب سته نیامده است. تنها روایاتی از ابوصلت هروی و امثال اوست که نسخه‌هایی از پدرانش نقل کرده و در آنها دروغ‌هایی است که خداوند، صادقین از غیر اهل بیت را از آنها منزه کرده، تا چه رسد به صادقین اهل بیت. و این که می‌گوید: «بسیاری از فقهای جمهور از او اخذ علم کرده‌اند»، آشکارترین دروغ است. فقهای مشهور جمهور هیچ یک چیز معروفی از او اخذ نکرده‌اند، اگر چه بعضی از کسانی که فقهای جمهور شمرده نمی‌شوند، چیزی از او اخذ کرده باشند و این قابل انکار نیست، زیرا طلبه فقها، علم را از کسانی اخذ می‌کردند که از راسخان در علم و یا مرتبه‌ای از آنها پایین تر بوده‌اند. [و آنچه بعضی از مردم ذکر کرده‌اند که معروف کرخی خادم او بوده است و در محضر او مسلمان شده است و یا این که خرق عادت از او به کرخی رسیده، به اتفاق آگاهان به این مسئله، همه این مطالب باطل است.]» (1)
گفتار ابن تیمیه این شبهه را ایجاد خواهد کرد که علمای اهل سنت در طول تاریخ، هرگز توجه و علاقه‌ای به اهل بیت (علیه السلام) نداشته اند. لذا لازم است برای رد این شبهه، به بررسی
گفته‌های علما و بزرگان عامه بپردازیم.

2. فضایل امام رضا (علیه السلام) از منظر علمای اهل سنت

فضایل، مناقب و کرامات فراوانی از حضرت (علیه السلام) در کتب شیعه و سنی نقل شده است. هم چنین کتب متعددی به صورت خاص در موضوع فضایل و کرامات آن حضرت نگاشته شده که برخی از آنها از این قرارند: کرامات و مقامات عرفانی امام رضا (علیه السلام) علی حسینی قمی؛ کرامات امام رضا (علیه السلام)، حسین صبوری؛ کرامات الرضویة (علیه السلام) (معجزات علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بعد از شهادت)، علی میرخلف‌زاده؛ عجایب و معجزات شگفت‌انگیزی از امام رضا (علیه السلام) محمد طباطبایی؛ شفایافتگان از متوسلین به امام رضا (علیه السلام) محمد غفوری.
در لابه لای کتب تاریخی، حدیثی، ادبی و ... از علما برجسته اسلام به خصوص از عامه، می‌توان مناقب و فضایل امام رضا (علیه السلام) را جویا شد که برای رعایت اختصار، تنها به برخی از این سخنان اشاره خواهیم کرد.

ابن حبان: (2)

«وی از سادات و فرزانگان اهل بیت و بزرگان و فضلای بنی‌هاشم به شمار می‌آید. واجب است احادیثش را معتبر شمرد، زمانی که غیر اولاد و شیعه او و به خصوص ابوصلت از او روایت کرده باشند... علی بن موسی در شهر طوس و با شربت [زهرآگینی] که مأمون به او نوشاند، بلافاصله درگذشت... قبرش در سناباد، بیرون از نوقان، کنار قبر هارون‌الرشید، مشهور است که مردم به زیارتش می‌روند. من نیز چندین بار قبر او را زیارت کرده‌ام و در مدت اقامتم در طوس، هرگاه در دام مشکلات و سختی‌ها گرفتار می‌آمدم، به زیارت قبر علی بن موسی الرضا (صلوات خدا بر جدش و او باد) می‌رفتم و از خداوند می‌خواستم مشکلات وسختی‌هایم را از میان بردارد. همه دعاهایم برآورده می‌شد و سختی‌هایم از میان می‌رفت. من این مسئله را بارها آزمودم و این چنین دریافتم. امیدوارم که خداوند ما را بر دوستی مصطفی و اهل بیت او (علیه السلام) بمیراند.» (3)

خطیب بغدادی:

او از ابوعلی خلال (4) نقل می‌کند: «هرگاه امر مهمی برای من پیش آید، قصد زیارت قبر موسی بن جعفر می‌کنم و به ایشان متوسل می‌شوم و خداوند آنچه را می‌خواهم، بر من آسان می‌کند.» (5)

عبدالکریم بن محمد سمعانی: (6)

«ابوحاتم بن حبان بستی گفت: از پدرش، عجایب، از او ابوصلت و دیگران روایت کرده‌اند که امام رضا دچار توهم می‌شد و خطا می‌کرد... به اعتقاد من رضا از جمله عالمان و فاضلان با نسب شریف محسوب می‌شد و خلل در روایت او از سوی راویان است. هیچ راوی ثقه‌ای از او روایت نکرده، جز آنکه متروک گشته است. یکی از روایات مشهور از آن حضرت، صحیفه است که راوی آن بدین سبب مورد طعن قرار گرفته است.» (7)

شمس‌الدین ذهبی: (8)

«پیشوای بزرگ، ابوالحسن بن موسی الکاظم... در دوران خود، سرور بنی‌هاشم و گران‌قدرترین و شریف‌ترین آنها بود...» (9)
او هم چنین می‌گوید: «از چنان جایگاهی بهره می‌برد که می‌گفتند علی بن موسی به هنگام جوانی و در روزگار مالک، فتوان می‌دهد... علی بن موسی از جایگاهی بلندبرخوردار بود و شایستگی خلافت را داشت.» (10)

ابن حجر عسقلانی: (11)

«فردی راست‌گوست، خلل از کسانی است که از او روایت کرده‌اند. وی از بزرگان طبقه دهم بود.» (12)
وی هم چنین در تهذیب التهذیب از ابابکر محمّدبن المؤمل بن الحسن بن عیسی نقل می‌کند: «روزی با پیشوای اهل حدیث، ابوبکر بن خزیمه و ابوعلی ثقفی و دیگر مشایخ خو، به زیارت قبر علی بن موسی الرضا در طوس رفتیم، در حالی که آنها بسیار به زیارت قبر ایشان می‌رفتند... تواضع و بزرگ داشت او (ابن خزیمه) را دیدم که چنان در برابر قبر و بقعه ایشان تعظیم و تواضع می‌کرد و در کنار آن تضرع می‌کرد که ما را متحیر کرد.» (13)

ابن حجر هیثمی: (14)

«علی الرّضا از نام‌آورترین و با منزلت‌ترین اهل بیت است و بدین دلیل، مأمون ایشان را احترام کرد ودخترش را به ازدواج ایشان درآورد و وی را ولی عهد خویش قرار داد.» (15)

علی بن شهاب‌الدین همدانی: (16)

او روایتی را به نقل از عایشه در مودة القربی به این شرح ذکر کرده است: «پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که فرزندم را در طوس زیارت کند، گویا یک حج به جا آورده است. عایشه پرسید: یک حج؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دو حج، عایشه پرسید: دو حج؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه حج. پس عایشه ساکت شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر سکوت نمی‌کردی، تا هفتاد حج می‌شمردم.» (17)

شیخ عبدالله شبراوی: (18)

«هشتمین امام و پیشوا، علی الرضاست. او (رضی الله) شخصی کریم، بزرگوار، با ابهت و با وقار بود. پدرش موسی الکاظم او را بسیار دوست می‌داشت و مزرعه آبادی به نام یسیریه را که به مبلغ سی هزار دینار خرید، به او بخشید. گفته شده است که علی‌الرضا هزار بنده را آزاد کرد. آن حضرت اهل وضو و طهارت و پاکی و اهل نماز شب بود، به گونه‌ای که برای هر نماز شب وضو می‌گرفت و تا به صبح به عبادت و بندگی می‌پرداخت... بعضی گفته‌اند که علی الرّضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق [در دوران خویش] بر تمامی اهل بیت برتری داشت و مقام و منزلتش در بین آنها والا و یارانش فراوان و برهانش هویدا و آشکار است، تا آنجا که خلیفه مأمون، او را در جایگاه والایی قرار داد و در مملکت خویش، شریک ساخت و امر جانشینی خویش را به او واگذار کرد و دخترش را علنی و در برابر چشم مردم، به همسری او درآورد. مناقب او عالی و صفاتش ارزشمند بود و استدلال‌هایش محکم و استوار و اخلاقش عربی، روحیاتش هاشمی و منش و سجایای او پیامبرگونه بود. کرامات آن حضرت بیشتر از آن است که به شمار آید و مشهورتر از آن است که ذکر شود...» (19)
البته شبراوی در پاورقی به این نکته اشاره می‌کند که قاضی نورالله شوشتری (20) همین توصیفات را در کتاب احقاق الحق و إزهاق الباطل آورده است. (21)

محمدامین سویدی: (22)

«اخلاقش والا و صفاتش ارزشمند بود... کراماتش بسیار است و مناقبش مشهور، به حدی که در این مختصر نمی‌گنجد.»

ابراهیم جوینی: (23)

او نیز در فرائد السمطین، مطالب زیادی راجع کرامات و فضائل امام (علیه السلام) و فضیلت قبر شریف حضرت بیان می‌کند (24) و به نقل از حاکم نیشابوری می‌نویسد: «بزرگ‌ترین فضائل، از جانب نسب علی بن موسی الرضاست، زیرا وی از نسل و ذریه بهترین بشر، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) است... این مطلب از باورها و اعتقادات مذهب سنت و جماعت است و تمام فقیهان حجاز بر این مطلب اتفاق نظر دارند و کسانی که با این موضوع مخالفت ورزند، با قرآن و سنت به مبارزه برخاسته و با حق به ستیز پرداخته‌اند و تا قیامت در مورد دو سرور جوانان بهشتی و دودمان آن دو، تعصب و دشمنی خود را آشکار ساخته‌اند.» (25)
جوینی در جای دیگری نیز روایتی را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در فضیلت زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) به این شرح نقل می‌کند: «زود است که پاره‌ای از تن من در خراسان دفن شود. هیچ مؤمنی او را زیارت نمی‌کند، جز آن که خداوند برای او بهشت را واجب و جسد او را بر آتش حرام کند.» (26)

ابن تغری: (27)

«پیشوا و عالم بود... و در دوران خود، سرور بنی‌هاشم و گران‌قدرترین آنها به شمار می‌رفت..»

سمهودی: (28)

«و اما علی الرّضا بن موسی الکاظم، یگانه زمان خویش و مردی جلیل‌القدر بود...» (29)

یوسف بن اسماعیل نهبانی: (30)

«از بزرگان امامان و چراغان امت، از اهل بیت نبوت و معادن علم و عرفان و کرم و مردانگی، عظیم‌القدر و مشهور ذکر بود و برای او کرامات بسیاری است...» (31)

محمدبن وهیب: (32)

«کرامات او بسیار بود (رضی الله)، زیرا او یگانه زمان خود به حساب می‌آمد.» (33)

فخر رازی:

وی در تفسیر معنای کوثر می‌نویسد: «برخی بر این باورند که مقصود از کوثر، فرزندان رسول خداست... در این صورت، کوثر بدین معناست که خداوند، نسلی جاویدان به پیامبر عطا می‌کند که در گذر زمان، باقی می‌مانند و چنان که می‌بینیم، افراد فراوانی از اهل بیت کشته شدند، اما باز هم جهان از حضور آنها موج می‌زند و این در حالی است که هیچ شخصیت قابل توجهی از نسل بنی امیه باقی نمانده است. وانگهی علمای بزرگ و فراوانی چون باقر، صادق، کاظم و رضا (علیه السلام) از میان اهل بیت برخاسته است.» (34)

محمدبن طلحه نصیبی شافعی: (35)

« با دقت نظر واندیشه روشن می‌شود که علی بن موسی نیز در واقع، وارث آن دو علی نخستین (امیرالمؤمنین و امام زین العابدین) است و سومین علی به شمار می‌رود. وی از ایمانی سرشار، جایگاهی بلند، شخصیتی والا، توانایی گسترده، یارانی فراوان و برهانی آشکار بهره می‌برد... وی از نَفس شریف هاشمی و تبار بلندنبوی برخوردار بود. اگر برجستگی‌های وی را برشماریم، می‌بینیم که از آن برتری‌ها، بزرگ‌تر است و اگر مناقبش را به تفصیل بیان کنیم، در می‌یابیم که از جایگاهی والاتر از آن مناقب بهره می‌بَرَد.» (36)

ابن ابی الحدید معتزلی:

«وی عالم‌ترین و سخی‌ترین و کریم‌ترین دراخلاق، در بین مردم بود.» (37)

ابن خلّکان:

«مأمون، علی بن موسی را در بهترین جایگاه نشاند، خواص اولیا را گرد آورد به آنها خبر داد که مأمون، فرزندان عباس و علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به دقت بررسی کرده و در زمان خود، هیچ کس را برتر و شایسته‌تر از علی بن موسی الرضا به خلافت، تشخیص نداده است...» (38)
علمای دیگری، از اهل سنت از جمله عسقلانی و واقدی نیز بیان داشته‌اند که حضرت در مسجدالنبی فتوا می‌داد و این خود حاکی از جایگاه بالای علمی ایشان است. (39)

3. راویان احادیث رضوی

الف – راویان احادیث رضوی از منظر علمای بزرگ اهل سنت

افراد زیادی از حضرت حدیث نقل کرده‌اند که در میان ایشان، علمای طراز اول اهل سنت نیز قرار دارند. در ادامه به نام برخی از راویان احادیث آن حضرت از زبان علمای بزرگ اهل سنت اشاره می‌شود.

ابن حجر عسقلانی:

اودر بیان راویان احادیث رضوی آورده است: «از او (امام رضا (علیه السلام))، پسرش محمد، ابوعثمان مازنی نحوی، علی بن علی دعبلی، ایوب بن منصور نیشابوری، ابوالصلت عبدالسلام بن صالح هروی، مأمون بن رشید، علی بن مهدی بن صدقه... ابواحمد داوود بن سلیمان بن یوسف قاری قزوینی، ... عامربن سلیمان طائی، ... ابوجعفر محمدبن محمدبن حبان تمار و دیگران روایت کرده‌اند.» (40) ابن حجر هم چنین به نقل از حاکم نیشابوری اضافه می‌کند: «... امامان حدیث مانند آدم بن ابی ایاس، نصر بن علی جهضمی، محمدبن رافع قشیری و دیگران از او روایت کرده‌اند.» (41)

خطیب بغدادی:

وی نیز می‌گوید: «از او (علی بن موسی الرضا (علیه السلام)) عبدالسلام بن صالح ابوالصلت هروی، احمدبن عامر بن سلیمان طائی، عبدالله بن العباس قزوینی، و ابوعبدالله محمدبن احمدبن حنبل، معلی بن منصور رازی، آدم بن ابی ایاس عسقلانی، محمدبن رافع تستری، خالد بن احمد ذهلی، نصربن علی جهضمی، ابواحمد داوودبن سلیمان بن یوسف بن عبدالله غازی و غیر آنان روایت کرده‌اند.» (42)

مناوی:

او می‌نویسد: « در تاریخ نیشابور حاکم آمده است: علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمدالباقر بن علی زین العابدین بن الحسین وقتی به نیشابور وارد شد، درکجاوه‌ای سوار بر استر نشسته بود. راهی به سوی او باز کردند. دو امام حافظ ابوزرعه رازی و ابن اسلم طوسی ... گفتند: ‌ای سرور جلیل و فرزند سروران پیشوا! به حق پدران پاک نهادت و گذشتگان بزرگوارت، سوگندت می‌دهیم که چهره نیکوی خود را به ما نشان دهی و به واسطه پدرانت از جدّت، حدیثی برای‌مان بگویی که حضرتت را به وسیله آن یاد کنیم. حضرت خادمان خود را نگاه داشت. پرده کجاوه را کنار زد و دیدگان مردم را به جمال خود روشن ساخت... مردم برای دیدن ایشان ایستادند و با دیدن او به گریه افتادند، خود را به زمین می‌افکندند و فریادها بلند شد... دراین هنگام، پیشوایان و دانشمندان بانگ برآوردند:‌ ای گروه مردمان! ساکت شوید و به سخنی گوش فرا دارید که سودتان رساند و با فریاد خود، ما را میازارید. ابوزرعه و طوسی، کلام حضرتش را استملاء می‌کردند. رضا گفت: برایم حدیث گفت پدرم...». (43)

اسماعیل عَجلونی:

وی نیز در کشف الخفاء می‌نویسد: «وقتی علی بن موسی الرضا وارد نیشابور شد، بر استری سوار بود. عالمان آن دیار به استقبالش شتافتند، از جمله یحیی، اسحاق بن راهویه، احمدبن حرب، و محمّدبن رافع. آنان زمان مرکب رضا را گرفتند. اسحاق گفت: سوگندت می‌دهم به حق پدران طاهرت، که برای ما حدیثی بگویی. پس گفت: مرا پدر بزرگوارم بنده صالح موسی بن جعفر (علیه السلام) ... حدیث کرد». (44)

ابن عساکر:

او نیز نام برخی از پیشوایانی را که هنگام ورود حضرت به نیشابور، زمام مرکب ایشان را گرفتند و از ایشان طلب حدیث کردند، ذکر کرده است: «یاسین بن نضر، احمد بن حرب، یحیی بن یحیی و عده‌ای از اهل علم...» (45) وی سپس قول احمد بن حنبل را در مورد فضیلت سند حدیث رضوی، این گونه بیان می‌کند: «ان قرأت هذا الإسناد علی مجنون، بریء من جنونه وما عیب هذا الحدیث إلاّ جودة إسناده.» (46)
گزارش استقبال حضرت در نیشابور، از وقایع مسلم تاریخ است که کسی نمی‌تواند منکر آن شود. علاوه بر منابع فوق‌الذکر، می‌توان در این زمینه به منابعی چون المنتظم، (47) التوحید، (48) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، (49) کشف الغمة، (50) و بحار الانوار، (51) مراجعه کرد. این گزارش علاوه بر آن که گویای اعلم بودن آن جناب بر علمای زمان خود است، از علما و محدثان طراز اول اهل سنت مانند اسحاق بن راهویه و احمدبن حنبل به عنوان راویان احادیث رضوی سخن به میان می‌آورد؛ حقیقتی که ابن تیمیه در منهاج السنة منکر آن شده است.
نکته جالب توجه آن است که گزارش‌گر اصلی این واقعه، حاکم نیشابوری است که خود از اباصلت نقل می‌کند. این می‌تواند دلیلی برای رد اتهامات برخی مانند ابن حبان (52) و تصدیقی بر این سخن او باشد که گفت: «من از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) عالم‌تر ندیدم. هیچ دانشمندی او را ندید، مگر آن که او نیز مانند من به این حقیقت شهادت داد، مأمون به منظور مناظره با آن حضرت، گروهی از دانشمندان ادیان مختلف و فقهای شریعت و متکلمان مسلمان و غیر مسلمان را گرد می‌آورد، اما همگی مغلوب علوم سرشار او می‌شدند، تا این که احدی از آنها باقی نماند، مگر آن که به فضل او و ناتوانی خویش اقرار می‌کرد.» (53)

ب - اباصلت در منابع معتبر

عبدالسّلام بن صالح بن سلیمان بن أیوب بن میسرة، ابوالصّلت الهروی، مولی عبدالرحمان بن سمرة القرشی (54) از راویان مشهور و اصحاب امام رضا (علیه السلام) است. (55)
در مورد مذهب او ابهاماتی وجود دارد، زیرا برخی از رجالیون شیعه، مانند شیخ طوسی او را از عامه دانسته‌اند، (56) گرچه مرحوم خویی با رد عامه بودن مذهب اباصلت، این عقیده را اشتباه سهوی بعضی رجالیان می‌داند. (57) از سویی دیگر، علمای اهل سنت، مانند کشّی (58) او را در ردیف راویان شیعه قرار داده‌اند، اما گزارش‌هایی مبنی بر عامه بودن مذهب اباصلت، در دست است، چنانچه خطیب بغدادی در تاریخ خویش آورده است: «اباصلت برای اخذ حدیث به بصره، کوفه، حجاز و یمن سفر کرد و در این مسافرت‌های علمی، از اساتیدی چون: حماد بن زید، مالک بن انس، عبدالوارث بن سعید، جعفر بن سلیمان، شریک بن عبدالله، عبدالله بن ادریس، عبادبن عوام، ابامعاویه ضریر، معتمر بن سلیمان تیمی، سفیان بن عیینه و عبدالرزاق بن همام بهره برده بود». (59)
همه اساتیدی که خطیب بغدادی برای اباصلت برمی شمرد، از علمای اهل سنت‌اند.
ذهبی نیز با اشاره به جایگاه خاص اباصلت نزد مأمون عباسی می‌گوید: «وقتی مأمون اباصلت را دید، [دانش] اومتعجبش ساخت و او را در شمار خواص خود درآورد... زمانی که بحث خلق قرآن پیش آمد، مأمون مناظره‌ای بین او و بشر بن غیاث برگزار کرد.» (60)
با جمع‌بندی مطالب فوق و موارد دیگری که به علت رعایت اختصار، ذکر آنها مقدور نبود، به نظر می‌رسد اباصلت در ابتدا بر مذهب عامه بوده و پس از آشنایی با امام رضا (علیه السلام) به مرور، به مذهب تشیع گرایش یافته و از اساتید و هم نشینان حدیثی خویش فاصله گرفته است.
او هم چنین علمایی چون اسحاق بن راهویه هم‌نشین بود و در مجلس احمدبن حنبل حضور می‌یافت. (61)

ج - اباصلت از منظر رجالیان اهل سنّت

در این جا لازم است به برخی از دیدگاه‌های علمای حدیث و رجالیان اهل سنت درباره اباصلت بپردازیم.
کشّی از یحیی بن نعیم نقل می‌کند: «ابوصلت نقی الحدیث بود و ما دیدیم که حدیث را از مشایخ می‌شنود، اما او شدید التشیّع است. با این حال ما از او دروغی ندیدیم.» (62) او هم چنین به نقل از احمدبن سعید الرازی می‌گوید: «به راستی که اباصلت بر حدیث، ثقه و امین بود و این نیست مگر به این سبب که آل رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوست می‌داشت و دین و مذهب وی، محبت ایشان بود.» (63)
نجاشی آورده است: «هروی از رضا (علیه السلام) روایت کرده و ثقه و صحیح الحدیث است. برای او کتابی درباره رحلت امام رضا (علیه السلام) هست.» (64)
ذهبی نیز می‌گوید: «شیخ، عالم، عابد، شیخ الشیعه، ابوصلت عبدالسلام بن صالح هرو... از مالک و حمّاد بن زید، شریک، عبد وارث، هشیم، عبدالسلام بن حرب، ابن عیینه، علی بن موسی الرِّضی و غیره روایت می‌کند. هم چنین عباس دوری، ابوبکر بن ابی دنیا، احمدبن ابی خیثمه، محمدبن ضریس، عبدالله بن احمد، حسین بن اسحاق تستری و بسیاری دیگر از او روایت کرده‌اند.»
ذهبی در ادامه به دیدگاه‌های متفاوت و متضاد علمای حدیث درباره اباصلت می‌پردازد و از جمله می‌نویسد: «ابن محرز گفت: "من از یحیی بن معین درباره ابوصلت سؤال کردم؟ گفت: از دروغ‌گویان نیست. عباس گفت: "شنیدم این معین، اباصلت را توثیق می‌کرد. برای او حدیث أنَا مَدینَة العِلمِ را ذکر کردم. او گفت: این حدیث را محمّدبن جعفر الفَیدِی از ابی معاویة نقل کرده است.»
از گزارش ذهبی چنین بر می‌آید که مخالفت جمعی از عامّه با اباصلت، از آن روست که وی روایت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) : «أنا مدینة العلم و علی بابها» را گزارش کرده بود. هنگامی که یحیی بن معین، او را موثّق می‌شمارد، به عنوان اعتراض، به این نکته اشاره می‌کنند که او راوی روایت مذکور است و یحیی که از این اتهام برآشفته می‌شود، مدعی می‌شود که روایت را ابی معاویه نقل کرده است. این گونه روایات، تنها یک دلیل را برای مخالفت با اباصلت و روایات او بیان می‌کنند و آن، تشیع است.
ذهبی هم چنین آورده است: «ابوحاتم گفت: نزد من راست‌گو نیست. نسائی گفت: ثقه نیست... دارقطنی گفت: سگ علویان بهتر از همه بنی‌امیه است. حاتم بن یونس جرجانی حافظ گفت: از ابن معین درباره او سؤال کردم، گفت: راست‌گو واحمق بود. از صالح بن محمد نقل شده که گفت: ابن معین را در حال آمدن به سمت اباصلت دیدم که به او دشنام می‌داد...» (65)
ابن حجر عسقلانی نیز می‌گوید: «عبدالسلام بن صالح بن سلیمان ابوالصلت الهروی مولی قریش، نزل نیسابور، صدوق، له مناکیرو کان یتشیع و أفرط. العقیلی فقال: کذاب.» (66)
راویان موثّق بسیاری از اباصلت حدیث نقل کرده‌اند که در این جا تنها به ذکر و شرح رجالی تعدادی از آنها می‌پردازیم.

راوی

شرح حال رجای

أبوبکر أحمدبن أبی خیثمة

قال الخطیب: کان ثقة عالماً متقناً حافظاً بصیراً بأیام الناس، راویة للادب... و ذکره الدارقطنی، فقال: ثقة، مأمون... (شمس الدین الذهبی، سیر أعلام النبلاء، تحقیق شیخ شعیب ارنؤوط، ج11، ص 493)

أحمدبن سیار المروزی

الامام الکبیر الحافظ الحجة، ابوالحسن المروزی، الفقیه، عالم مرو ... قال النسائی: ثقة. و قال مرة: لیس به بأس. و قال الدارقطنی: ثقة، ... و قال ابن ابی داوود: کان من حفاظ الحدیث... (همان، ج12، ص 609 و 611)

أحمد ابن منصور الرمادی

الامام الحافظ الضابط، ابوبکر احمدبن منصور بن سیار بن معارک، الرمادی البغدادی... قال الدارقطنی: هو ثقة. و قال ابن أبی حاتم: کان ابی یوثقه... (همان، ج12، ص 389 و 390)

إسحاق بن الحسن الحربی

الامام الحافظ الصدوق، ابویعقوب اسحاق بن الحسن بن میمون البغدادی الحربی ... و سمعنا (الموطأ) من روایته عنه ... (همان، ج13، ص 410 و 411)

الحسن ابن علویة القطان

الشیخ الإمام الثقة، أبومحمد الحسن بن علی بن محمدبن سلیمان بن علویة، البغدادی القطان... و عنه: النجاد و الشافعی و أحمدبن سندی الحداد و أبوعلی بن الصواف و الآجری و مخلد الباقر حی و عبدالله بن إبراهیم الزبیبی: وثقه الدار قطنی و الخطیب... (همان، ج13، ص 559)

الحسین بن إسحاق التستری

سمع هشام بن عمار و سعیدبن منصور و یحیی الحمانی و شیبان بن فروخ و عبدالله بن ذکوان و دحیما و علی بن بحر القطان و طبقتهم. حدث عنه ابنه علی و سهل بن عبدالله التستری الصغیر و ابوجعفر العقیلی و ابومحمد بن زبر و سلیمان الطبرانی و آخرون. و کان من الحفاظ الرحالة، ... اکثر عنه ابوالقاسم الطبرانی. (همان، ج14، ص 57)

عباس بن محمّد

الإِمَامُ الحَافِظُ الیِّقَة النَّاقِدُ أبوالفَضل عَبَّاسُ بنُ مُحَمَّدِ بن حَاتِم بن وَاقِدٍ

الدوری

الدُّوری، ثُمَّ البَغَدادِی، مَولَی بَنِی هَاشِمٍ، أَحَدُ الأَثباتِ المُصنِّفِینَ... وَ وثَّقَهُ النَّسَائی ... (همان، ج12، ص 524-522)

عبدالله بن احمد بن حنبل

هو الإمام حقاً و شیخ الاسلام صدقاً، ابوعبدالله احمدبن حنبل بن هلال بن اسد بن إدریس بن عبدالله بن حیّان بن عبدالله بن أنس بن عوف بن قاسط بن مازن بن شیبان بن ذهل بن ثعلبة بن عکابة بن صعب بن علی بن بکر وائل الذهلی الشیبانی المروزی، ثمّ البغدادی، اخد الائمة الاعلام... (همان، ج11، ص 358-177)

4. امام رضا (علیه السلام) و منابع حدیثی اهل سنّت

الف - نقل حدیث از امام رضا (علیه السلام) توسط برخی علمای اهل سنّت

ابن تیمیه می‌گوید: «فقهای مشهور جمهور، هیچ یک چیز معروفی از او اخذ نکرده‌اند، اگر چه بعضی از کسانی که فقهای جمهور شمرده نمی‌شوند، چیزی از او اخذ کرده باشند و این قابل انکار نیست، زیرا طلبه فقها، علم را از کسانی اخذ می‌کردند که از راسخان در علم و یا مرتبه‌ای از آنها پایین تر بوده‌اند.»
این در حالی است که به نقل از برخی، چون محمّدبن عیسی بن عبید یقطینی، احادیث فقهی رضوی بسیار زیاد بودند: «چون مردم در امر خلافت امام رضا (علیه السلام) دچار اختلاف شدند (و ناچار با طرح سؤالاتی، امامت وی را به آزمون گذاشتند) من از سؤالات مردم و پاسخ‌های آن حضرت، پانزده هزار مسئله گردآوری کردم و نام آن را مسائل مجربّه گذاشتم.» (67)
برخی از علمای شیعه و سنی، نام بسیاری از فقهایی را که به نقل حدیث از آن حضرت پرداخته اند، ذکر کرده‌اند، چنان که المزی در تهذیب الکمال از این فقها نام برده است:
1. ابوبکر احمدبن الحباب بن حمزة الحمیری النسّابة؛
2. أیوب بن منصور النیسابوری؛
3. دارم بن قبیصة بن نهشل الصنعانی؛
4. أبو أحمد داوود بن سلیمان بن یوسف الغازی القزوینی؛
5. سلیمان بن جعفر؛
6. عامر بن سلیمان الطائی؛
7. عبدالله بن علی العلوی؛
8. ابوالعباس عبدالله المأمون بن هارون الرشید؛
9. أبوالصلت عبدالسلام بن صالح الهروی؛
10. علی بن صدقة الشطّی الرقّی؛
11. علی بن علی الخزاعی الدعبلی؛
12. علی بن مهدی بن صدقة بن هشام القاضی؛
13. محمدبن سهل بن عامر البجلی؛
14. ابنه أبوجعفر محمد بن علی بن موسی؛
15. أبوجعفر محمّدبن محمّد بن حیان التمّار البصری؛
16. موسی بن علی القرشی؛
17. أبوعثمان المازنی النحوی. (68)
در میان فقهایی که علامه برقی و شیخ طوسی در رجال خویش ذکر می‌کنند، برخی اسامی نیز به چشم می‌خورد که از جمله می‌توان این اسامی اشاره کرد:
18. أحمدبن محمدبن أبی نصر (البزنطی)؛
19. محمدبن اسماعیل بن بزیع؛
20. عبدالرحمن بن أبی نجران التمیمی؛
21. صفوان بن یحیی؛ (69)
22. أحمدبن محمّدبن حنبل الشیبانی (أبوعبدالله إمام الحنابلة)؛
23. إسحاق بن ابراهیم الحنظلی (ابن راهویه)؛
24. الفضل بن سهل ذوالریاستین. (70)

ب. روایات رضوی در متون حدیثی اهل سنّت

این جست و جو تنها در 175 کتاب حدیثی اهل سنّت و بر اساس واژگان «الرضا»، «الرضی» و «علی بن موسی» صورت گرفته است. گر چه احادیث منقول از آن حضرت در این منابع، بسیار کم است، (زیرا تنها در کتب اربعه شیعه، حدود پانصد حدیث از ایشان نقل شده) (71) اما ذکر همین تعداد روایت در کتب معتبر حدیثی اهل سنّت، دلیلی برای ردّ ادّعای ابن تیمیه خواهد بود که گفت: «احدی از اهل علم از او روایتی نقل نکرده و برای او حدیثی در کتب ستّه نیامده است. تنها روایاتی از ابوصلت هروی و امثال او است که نسخه‌هایی از پدرانش نقل کرده که در آنها دروغ‌هایی است که خداوند صادقین از غیر اهل بیت را از آنها منزه کرده، تا چه رسد به صادقین از اهل بیت.»
در ادامه، احادیث منقول از حضرت امام رضا (علیه السلام) در کتب حدیثی معتبر اهل سنّت، ذکر می‌شود:
1. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ (72) «الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ، وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ». (73) «الْإِیمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ تَصدِیقُ بِاللِّسَانِ‌ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ (74) «الْإِیمَانُ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ‌، وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ، وَ یَقِینٌ بِالْقَلْبِ»؛ (75) الْإِیمَانِ بِاللهِ یَقِینٌ‌ بِالْقَلْبِ‌ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ «الْإِیمَانِ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ‌ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ»؛ (76) «الْإِیمَانُ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ‌ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ، مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ»؛ (77) الْإِیمَانُ قَوْلٌ‌ بِاللِّسَانِ‌ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ وَ یَقِینٌ بِالْقَلْبِ»؛ (78) «الْإِیمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ، وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ‌ بِالْجَوَارِحِ‌. (79)
2. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ سَأَلَ رَبَّهُ وَ رَفَعَ یَدَیْهِ- فَقَالَ یَا رَبِّ! أَ بَعِیدٌ أَنْتَ فَأُنَادِیَکَ‌ أَمْ قَرِیبٌ فَأُنَاجِیَکَ- فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ: یَا مُوسَى بنَ عِمرَانَ! أَنَا جَلِیسُ مَنْ ذَکَرَنِی.» (80)
3. فَقَالُوا:نَسألُک عَن مَسَائِلَ لَا یعلَمُهَا إلَّا عَالِمُ. فَقَالَ: سَلُوا عَمَّا شِئتُم. قَالُوا: أَخبِرنَا عَنِ الْحُورِ الْعِینِ مِمَّ خُلِقْنَ‌ وَ عَنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ إِذَا دَخَلُوا الْجَنَّةَ مَا أَوَّلُ مَا یَأْکُلُونَ مِنهَا وَ عَنْ مُعْتَمَدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَزَّ ذِکرُهُ أَیْنَ کَانَ وَ کَیْفَ کَانَ إِذْ لَا أَرْضَ وَ لَا سَمَاءَ وَ لَا شَیْ‌ءَ فَقَالَ «أَمَّا الْحُورُ الْعِینُ، فَإِنَّهُنَّ خُلِقْنَ مِنَ الزَّعْفَرَانِ وَ التُّرَابِ لَا یبقَی وَ أَمَّا أَهْلُ الْجَنَّةِ فَإِنَّهُمْ یَأْکُلُونَ أَوَّلَ مَا یَدْخُلُونَهَا مِنْ کَبِدِ الْحُوتِ‌ الَّذِی عَلَیهِ الأَرضُ وَ أَمَّا مُعْتَمَدُ الرَّبِّ العَالَمِینَ عَزَّ رَبُّنَا وَ جَلَّ فَإِنَّهُ هُوَ أَیَّنَ الْأَیْنَ وَ کَیَّفَ الْکَیْفَ وَ لَا کَیْفةَ لَهُ وَ کَانَ مُعْتَمَدُهُ عَلَى قُدْرَتِهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى».فَقَالُوا نَشهَدُ أَنَّک عَالِمُ أَهلِ الأَرضِ. فَقَالَ: «الحَمدُللِّهِ الَّذِی لَا یَحسُّ وَ لَا یمَسُّ، وَ لَا یجَسُّ وَ لَا تدرِکُهُ الحَوَاسُّ الخَمسُ وَ لَا تَصِفُهُ الأَوهَامُ وَ لَا تَبلُغُهُ العُقُولُ لَم تَرَ رَبَّنَا العُیونُ فَتُخبِرَ بِحُیوثِیِتِهِ أَو أَینُونِیِتِهِ أَو مَحدُودِیِتِهِ أَو کَیفُوفِیِتِهِ، هُوَ العَلِی الأَعلَی حَیثُ مُا ینبَغِی یوَحَّدُ. الحَمدُاللهِ الَّذی بِسَترِه جَمَعَنَا وَ لَو کَانَ لِلذَّنبِ رِیحُ، مَا جَالَسَنَا أَحَدُ.» (81).
4. 2. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: مَا کَانَ وَ لَا یکُونُ إِلَی یوِم القِیامَةِ مَؤمِنُ إلَّا وَ لَهُ جَارُ یؤذِیهِ.» (82)
5. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: یقُولُ: «عِدةُ المُؤمِنِ نَذرُ لَا کَفَّارَةَ لَهُ.» (83)
6. عَن عَلِی قَالَ: «فَرَضَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَلَی کُلِّ صَغِیرٍ أَو کَبِیر، حُرٍّ أَو عَبدٍ مِمَن یمَوِّنُونَ صَاعاً مِن شَعِیرٍ أَو صَاعاً مِن تَمرٍ أَو صَاعاً مِن زَبِیبٍ عَن کُلُّ إِنسَانٍ.» (84)
7. مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله وسلم) سَیِّدُ الْأَنْبِیَاءِ قَالَ:«حَدَّثَنِی جَبْرَئِیلُ سَیِّدُ الْمَلَائِکَةِ عَنِ اللهِ رَبِّ الأَربَابِ تَعَالَی قَالَ: " إِنِّنِی‌ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا" (85) مَنْ قَالَهَا دَخَلَ‌ حِصْنِی‌ وَ مَنْ دَخَلَ‌ حِصْنِی‌ أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»؛ (86) «یقول الله (عزّ و جّل): لا لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی‌ فَمَن دَخَلَهُ أَمِنَ عَذَابِی»؛ (87) « یقُولُ اللهُ تَعَالَی: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی، فَمَن دَخَلَهُ ‌ أَمِنَ عَذَابِی»؛ (88) قَالَ اللَّهُ (عزّ و جّل) إِنِّی‌ أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِی مَنْ جَاءَ نِی مِنْکُمْ بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ بِالْإِخْلَاصِ، دَخَلَ‌ فِی‌ حِصْنِی‌ وَ مَنْ دَخَلَ‌ فِی‌ حِصْنِی‌ أَمِنَ مِنْ عَذَابِی.» (89)
8. قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): « مَنْ نَقَلَهُ اللَّهُ (عزّ وجلّ) مِنْ ذُلِ‌ الْمَعَاصِی‌ إِلَى عِزِّ الطَّاعَةِ أَغْنَاهُ بِلَا مَالٍ وَ أَعَزَّهُ بِلَا عَشِیرَةٍ وَ آنَسَهُ بِلَا أَنِیسٍ وَ مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافُ اللهُ تَعَالَی مِنْهُ کُلَّ شَیْ‌ءٍ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ، أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ مَنْ رَضِیَ مِنَ اللَّهِ بِالْیَسِیرِ مِنَ الرِّزْقِ، رَضِیَ اللَّهُ تَعَالَی مِنْهُ بِالْیَسِیرِ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ یَسْتَحْیِ مِنْ طَلَبِ الْمَعِیشَةِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ رَخِیَ بَالُه‌ُُُ وَ نُعِّمَ‌ عِیَالُهُ‌ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا، ثْبَتَ اللَّهُ الْحِکْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ‌اللهُ بِهَا لِسَانَهُ وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْیَا سَالِماً إِلَى دَارِ الْقَرَارِ.» (90)
9. ...عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ :سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) یَقُولُ: التَّوْحِیدُ ثَمَنُ‌ الْجَنَّةِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَفَاءُ شُکْرِ کُلِّ نِعْمَةٍ، وَ خَشْیَةُ اللَّهِ مِفْتَاحُ کُلِّ حِکْمَةٍ، وَ الْإِخْلَاصُ مِلَاکُ کُلِّ طَاعَةٍ.» (91)
10.... اَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): یقُولُ: «إنَّ‌اللَّهَ تَعَالَی فَرَضَ لِلفقَرَاءِ فِی أَموَالِ الأَغنِیاءِ قَدرَ مَا یَسعُهُم، فَإن مَنَعُوهُم، حَتَّی یجُوعُوا وَ یَعرُّوا، وَ یجهَدُوا، حَاسَبَهُمُ اللهُ حِسَاباً شَدِیداً وَ عَذَّبَهُم عَذَاباً نُکراً.» (92)
11. ....قَالَ لِی عَلی بنُ مُوسَى الرِّضَی(علیه السلام): «ثَلَاثَةٌ مُوَکَّلٌ بِهَا ثَلَاثَةٌ: تَحَامُلُ الْأَیَّامِ عَلَى ذَوِی الْأَدَوَاتِ الْکَامِلَةِ وَ اسْتِیلَاءُ الْحِرْمَانِ عَلَى‌ الْمُتَقَدِّمِ‌ فِی‌ صَنَعْتِهِ‌ وَ مُعَادَاةُ الْعَوَامِّ لِأَهْلِ الْمَعْرِفَةِ.» (93)
12. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِی ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. قِیلَ:یا رَسُولَ اللهِ!وَ مَنْ خُلَفَاؤُکَ قَالَ: الَّذِینَ یَأْتُونَ‌ مِنْ‌ بَعْدِی‌ وَ یَرْوُونَ أَحَادِیثِی وَ سُنَّتِی فَیُعَلِّمُونَهَا النَّاسَ.» (94)
13. ....أَنَّ النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم): فَرَضَ زَکَاةَ الفِطرِ عَلَی الصَّغِیرِ وَ الکَبِیرِ وَ الذَّکَرِ وَ الأُنثَی مِمَّن تَمُونُونَ. (95).
14. سُئِل علی بن موسی الرَّضا: أیکلّف الله العبادَ ما لا یطِیقون؟ قال: «هوأَعدَل من ذلک.» قال: فیستطیعون أن یفعَلوا ما یریدون؟ قال: «هم أَعجَز من ذلک.» (96).
15. ...عن أبی علی بن أبی طالب مرفوعاً: «العلم خزائن ومفتاحها السؤال، فاسألوا یرحمکم‌الله، فإنه یؤخرفیه أربعة: السائل و المتعلم و المستمع و المحب لهم»؛ (97).
الْعِلْمُ‌ خَزَائِنُ‌ وَ الْمَفَاتِیحُ السُّؤَال، فَاسْأَلُوا یَرْحَمْکُمُ اللَّهُ فَإِنَّهُ یُؤْجَرُ فِی الْعِلْمِ أَرْبَعَةٌ: السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ.» (98)
16. ....فَسئِلَ عَنِ القَدَرِ، فَقَالَ: «قَالَ اللهُ عَزَّ مِن قَائِلٍ (إِنَّ‌ الْمُجْرِمِینَ‌ فِی‌ ضَلالٍ‌ وَ سُعُرٍ* یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النَّارِ عَلى‌ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ* إِنَّا کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَر)». (99) (100)
17. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): «مَنْ‌ أَفْتَى‌ النَّاسَ‌ بِغَیْرِ عِلْمٍ لَعَنَتْهُ مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ‌.» (101)
18. ... قال سمعت قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: «یقول الله (عزّ و جّل): عبدی! ما تنصفنی؟ أتحبب إلیک بالنعم و تتمقت إلی بالمعاصی. خیری علیک منزل و شرک إلی صاعد و لا یزال ملک کریم یأتینی منک فی کل یوم بعمل قبیح. عبدی! لو سمعت وصفک من غیرک و أنت لاتدری من الموصوف، لتسارعت إلی مقته.» (102)
19. ....عَن جَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ فِی قَولِهِ (عزّ و جّل) «اتَّخَذَ اللهُ إبرَاهِیمَ خَلِیلاَ» (103) قَالَ: «أَظهَرَ اسمَ الخُلَّةِ لإِبرَاهِیمَ (علیه السلام)، لِأَنَّ الخلیل ظَاهِرُ فِی المَعنَی وَ أخفی اسمَ المَجَبَّةِ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله و سلم) لِتَمَامِ حَالِهِ، إذ لاَیحِبُّ الحَبِیبُ إظهَارَ حَالِ حَبِیبَهِ، بَل یحِبُّ إخفَاءَه وَ سَترَه لِئَلاَّ یطَّلِعَ عَلَیهِ أَحَدُ سِوَاهُ وَ لَا یدخُلَ أَحَدُ بَینَهُمَا. فَقَالَ لِنَبِیهِ وَ صَفِیهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) لَمَّا أَظهَرَ لَهُ حَالَ المَحَبَّةِ: "قُل إِن کُنتُم تُحِبُّونَ الله فَاتَّبَعُونِی یحبِبکمُ اللهُ"، (104) أَی لَیسَ الطَّرِیقُ إلَی مَحَبَّةِ اللهِ إلَّا اتَّبَاعَ حَبِیبِهِ وَ لَا یتَوَسَّلُ إلَی الحَبِیبِ بِشَیءٍ أَحسَنَ مِن مُتَابَعَةِ حَبِیبِهِ و طلب رِضَاه. » (105)
20. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): رَأْسُ‌ الْعَقْلِ‌ بَعْدَ الدِّینِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ وَ اصْطِنَاعُ الْخَیْرِ إِلَى کُلِّ بَرٍّ وَ فَاجِرٍ.» (106)
21. ... حَدَّثَنِی أَبِی الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ قَالَ: کُنَّا عَلَى‌ مَائِدَةٍ أَنَا وَ أَخِی مُحَمَّدُ ابْنُ الْحَنَفِیَّةِ وَ بَنُو عَمِّی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ العَبَّاسٍ وَ قُثَمُ وَ الْفَضْلُ عَلَی مَائِدةٍ نَأکُلُ، فَوَقَعَتْ جَرَادَةٌ عَلَی المَائِدَةِ فَأَخَذَهَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ، فَقَالَ لِلْحَسَینِ: یا سَیدِی! تَعْلَمُ مَا مَکْتُوبٌ عَلَى جَنَاحِ الْجَرَادَةِ. فَقَالَ: سَأَلْتُ أَبِی أمِیرَالمُؤمِنِینَ فَقَالَ: إِنِّی سَأَلْتُ جَدَّک (صلی الله علیه و آله وسلم) فَقَالَ لِی عَلَى جَنَاحِ الْجَرَادَةِ مَکْتُوبٌ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا رَبُّ الْجَرَادَةِ وَ رَازِقُهَا إِذَا شِئْتُ بَعَثْتُهَا رِزْقاً لِقَوْمٍ وَ إِنْ شِئْتُ عَلَى قَوْمٍ بَلَاءً. قَالَ: فَقَامَ عَبدُاللهِ بْنُ عَبَّاسٍ فَضَمَّ الحُسینَ بنَ عَلِی إلَیهِ، ثُمَّ قَالَ: واحِدةُ مِنْ مَکْنُونِ الْعِلْمِ. (107)
22. ... عَن عَلِیٌّ قَالَ: «أَشَدُّ الْأَعْمَالِ ثَلَاثَةٌ: إِعطَاءُ الحَقِّ مِن نَفسِک وَ ذِکْرُ اللَّهِ عَلَى کُلِ‌ حَالٍ‌ وَ مُوَاسَاةُ الْإِخْ فِی بِالْمَال.» (108)
23. قَالَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى: «فَمَا تَرَکَ أَبِی هَذِهِ‌ الْوَصِیَّةَ إِلَى‌ أَنْ تُوُفِّیَ.» (109)
24. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): «اخْتِنُوا أَوْلَادَکُمْ یوم السابع، فَإِنَّهُ أَطْهَرُ و أسرع لنبات اللحم و أن الْأَرْضَ تَنْجَسُ مِنْ بَوْلِ الْأَقْلَفِ أَرْبَعِینَ‌ صَبَاحاً.» (110)
25. ... أَنَّ النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم) قَالَ: «مَنْ عَامَلَ النَّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُمْ فَلَمْ یَکْذِبْهُمْ وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ یُخْلِفْهُمْ فَهُوَ مِمَّنْ کَمَلَتْ‌ مُرُوَّتُهُ‌ وَ ظَهَرَتْ عَدَالَتُهُ وَ وَجَبَتْ أُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غِیبَتُهُ.» (111).
26. ... عَن علی (رضی الله عن هو) قال: الحناء بعد النورة، أمان من الجذام و البرص.» (112)
27. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):‌ عَلَیْکُمْ‌ بِالزَّبِیبِ‌ فَإِنَّهُ یَکْشِفُ الْمِرَّةَ وَ یَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ یَشُدُّ الْعَصَبَ وَ یَذْهَبُ بِالْإِعْیَاءِ وَ یُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ یُطَیِّبُ النَّفْسَ وَ یَذْهَبُ بِالْهمِّ.» (113)
28. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): «سید طعام الدنیا اللحم، ثم الأرز.» (114)
29. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):‌ یُبْعَثُ‌ شَاهِدُ الزُّورِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مُولِغًاً لِسَانَهُ فِی النَّارِ کَمَا یَولِغُ الْکَلْبُ لِسَانَهُ فِی الْقَذَرِ.» (115)
30. عَنِ النَّبِی (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَ: «مَنْ سَبَّ نَبِیّاً مِنَ الْأَنْبِیَاءِ فَاقْتُلُوهُ‌، وَ مَنْ‌ سَب‌ّ وَاحِداً مِن أًصحَابِی، فَاجلِدُوه» و قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن سَبَّ أَصحَابِی، فَاجلِدُوهُ». (116)
31. .... قَالَ: سَمِعتُ المَأمُونَ یقُولُ لِعَلِی بنِ مُوسَی الرَّضِی (علیه السلام): إِلَی مَتَی یحسُنُ بِالإنسَانِ طَلَبُ العِلمِ؟ قَالَ: مَا حَسُنَتُ بِهِ الحَیاةُ. (117)
32. .... حَدَّثَنِی عَبدُالعَظیِمِ بنُ عَبداللهِ الرَّازِی الحَسَنِی فِی مَنزِلِهِ بِالرَّی، عَن أَبِی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلِی الرَّضِی عَن أَبِیهِ عَن آبَائِهِ عَن عَلِی بنِ الحُسَینِ عَن أَبِیهِ عَن جَدَّهِ عَن جَدَّهِ عَن جَدِّهِ عَلِی بنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ: قُلتُ أربَعاً أَنزَلَ اللهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی تَصدِیقی بِهَا فِی کِتَابِهِ: قُلتُ: المَرءُ مَخبُوءُ تَحتَ لِسَان

عبارات مرتبط با این موضوع

منهاج السنّة و حقایق کتمان شده درباره امام رضا ع و احادیث رضوی منهاج السنّة و حقایق کتمان شده درباره امام رضا ع و احادیث رضوی


ادامه مطلب ...

زیرساختهای درونی ارتباط مؤثر در احادیث امام رضا (علیه السلام)

[ad_1]
تبیین روایی نقش و جایگاه امامت از دیدگاه امام رضا (علیه‌السّلام) و وجوب ولایت‌پذیری از امام معصوم و ولی امر زمان

تبیین-روایی-نقش-و-جایگاه-امامت-از-دیدگاه-امام-رضا-(علیه‌السّلام)-و-وجوب-ولایت‌پذیری-از-امام-معصوم-و-ولی-امر-زمانامامت، استمرار نبوت و لطفی از جانب خدای متعالی است. امامت جز با تصریح خداوندی تحقیق نمی‌پذیرد و مردم ادامه ...

سازوکارهای حمایتی از تربیت کودک در آموزه‌های دینی با تأکید بر سیره‌ی رضوی

سازوکارهای-حمایتی-از-تربیت-کودک-در-آموزه‌های-دینی-با-تأکید-بر-سیره‌ی-رضویکودکان سرمایه‌های انسانی هر جامعه، هستند که تربیت و حمایت از آنان ضرورت دارد. از این رو شارع و به تبع ادامه ...

امامت امام رضا (ع)، امتدادی بارز برای امامت حضرت ابراهیم (ع)

امامت-امام-رضا-(ع)-امتدادی-بارز-برای-امامت-حضرت-ابراهیم-(ع)شخصیت ابراهیم (علیه السلام) در قرآن با ابعادی همچون «پدر و تبار عالی»، «پدر ذریه و امّت بسیار» و «صاحب ادامه ...

خداشناسی در روایت‌های امام رضا (علیه السلام)

خداشناسی-در-روایت‌های-امام-رضا-(علیه-السلام)از اساسی ترین و ریشه‌ای‌ترین اعتقادهای یک مسلمان، توحید است که پیامبران الهی و اوصیاء آنها برای تقویت ادامه ...

عنصر محبت در فرهنگ رضوی

عنصر-محبت-در-فرهنگ-رضویعنصر محبت در دنیای امروز یکی از گمشده‌های بشر و نواقص جوامع بشری است. با توسعه‌ی زندگی صنعتی و اشتغال‌های ادامه ...

زیرساختهای درونی ارتباط مؤثر در احادیث امام رضا (علیه السلام)

زیرساختهای-درونی-ارتباط-مؤثر-در-احادیث-امام-رضا-(علیه-السلام)معصومان (علیه السلام) به عنوان تبیین کنندگان کلام وحی، در گفتار و رفتار خود با مخاطبان، به شیوه‌ای اثربخش ادامه ...

واکاوی مواضع سیاسی امام رضا (علیه السلام) در بحران‌های اعتقادی – سیاسی دوره‌ی (203-183 ق)

واکاوی-مواضع-سیاسی-امام-رضا-(علیه-السلام)-در-بحران‌های-اعتقادی-–-سیاسی-دوره‌ی-(203-183-ق)این نوشتار می‌کوشد، با توجه به روایت‌های نقل شده از امام رضا (علیه السلام) و با روش توصیفی و تاریخی، ادامه ...

مواد غذایی غنی از پتاسیم، کلسیم و منیزیم

مواد-غذایی-غنی-از-پتاسیم-کلسیم-و-منیزیمهایپرتنشن یا فشار خون بالا شایع‌ترین مشکل بهداشتی است که بسیاری از مردم از آن رنج می‌برند. مواد غذایی ادامه ...

مواد غذایی راحت هضم برای ناراحتی معده

مواد-غذایی-راحت-هضم-برای-ناراحتی-معدهچندین مواد غذایی وجود دارد که می‌توانید برای رهایی از ناراحتی معده آن‌ها را مصرف کنید. در این مقاله، ادامه ...


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

پایگاه مقالات علمی مدیریتبسی دانش که به گمراهیت می انجامد امام علی علیه السلام پایگاه مقالات علمی مدیریت بسی دانش که به گمراهیت می انجامد امام علی علیه السلام


ادامه مطلب ...