مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

مجله مطالب خواندنی

سبک زندگی، روانشناسی، سلامت،فناوری و ....

آداب خوردن غذا خوردن از منظر طب سنتی

[ad_1]

یک کارشناس طب سنتی گفت: اگر پس از غذا دست را نشوئید، ذرات غذا بعد از مدتی، تغییر ماهیت داده و ممکن است موادی آزاد شود که وارد پوست، چشم یا دهان شوند؛ همچنین فوت کردن غذاهای داغ موجب دمیدن گازهای خروجی ریه (CO۲ و گازهای دفعی) به غذا می‌شود.

به گزارش مشرق، سید جواد علوی درباره آداب غذا خوردن اظهار داشت: خوردنی و نوشیدنی داغ را با فوت کردن سرد نکنید، این کار هم از نظر دمیدن گازهای خروجی ریه (CO2 و گازهای دفعی) به غذا مضر است و هم فقط ظاهر آن را خنک می‌کند ولی باطن غذا داغ است.
 
به گفته وی در تعداد وعده های غذایی گرسنه بودن مهمتر از هر چیزی است. پس اگر در وعده صبحانه غذای سنگینی مثل کله پاچه خورده می‌شود، لازم نیست حتماً وعده ناهار میل شود در حالی‌که بدن احتیاجی به غذای جدید ندارد.
 
این کارشناس طب سنتی ادامه داد: در سنت نبوی آمده است, هنگام صرف غذا حتی الامکان کفش‌ها را در بیاوریم.
 
آداب خوردن غذا
 
علوی افزود: از آداب غذا خوردن می‌توان به چشیدن نمک یا سرکه قبل و بعد از غذا و اینکه غذای سبک اول خورده شود, همچنین در یک وعده غذایی، چند نوع غذا خورده نشود و غذا خوردن بیش از حد طول نکشد.
 
وی اضافه کرد: غذایی که چند روز بعد از پخت و نگهداری در یخچال مورد مصرف قرار می‌گیرد، هضمش سخت تر بوده و هر چه مدت زمان ماندن بیشتر باشد، درجه لطافت غذا کاسته می‌شود.
 
این کارشناس طب سنتی عنوان کرد: همچنین اگر پس از غذا دست را نشوئید، ذرات غذا بعد از مدتی، تغییر ماهیت داده و ممکن است موادی آزاد شود که وارد پوست، چشم یا دهان  شده و باعث بروز عوارض و بیماری‌های دیگر شود.

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

طب اسلامی دانلود جزوه‌ی آداب زناشوییطب اسلامی دانلود جزوه‌ی آداب زناشویی سلام طب اسلامی، طبی برگرفته از تدابیر دوران بارداریآداب معنوی بارداریارزش های پست مدرن، نارضایتی از پزشکی؛ گرایش به طب مکمل اهمیت طب و طبیب در نگاه علامه مهرطب درمان کم خونی به روش طب سنتی…آخرین مطالب لیست کتب مرتبط با طب سنتی تا پایان مهر ماه ۹۵ چهار ذکر الهی در چهار حالت مهرطب روشهایی ساده برای درمان …۳ پاسخ برای روشهایی ساده برای درمان یبوست بر اساس طب سنتی توسط در تیر ۲۹ ۱۳۹۱ طب سنتی و گیاهان داروییداروی گیاهی مقالات سلامتطب سنتیگیاهان دارویی درمان با طب سنتی گیاه دارویی حجامتبادکشیگیاه درمانیطب سنتی عطاری طب سنتی زالو درمانی گیاهان دارویی گیاه …گلپر و خواص دارویی آن گلپر گیاهی است معطر که می‌ توان از تمام بخش های آن در صنعت غذا و طب سنتی ایران معجزه عسل و دارچینطب سنتی ایران معجزه عسل و دارچین احیای طب ایرانی و شناخت گیاهان دارویی ایرانیطب سنتی ایران حجامت و فضایل انآداب حجامت از آنجا که حجامت از جمله توصیه های دینی است ، لذا مانند بسیاری دیگر از آداب تغذیه از نظر قرآن کریم خداوند کریم در قرآن مجید برای بهتر و سالم ماندن جسم انسان ها دستوراتی فرموده و بوسیله چند نکته ساده در مورد از شیر گرفتن کودکارزش های پست مدرن، نارضایتی از پزشکی؛ گرایش به طب مکمل اهمیت طب و طبیب در نگاه علامه طب اسلامی دانلود جزوه‌ی آداب زناشویی طب اسلامی دانلود جزوه‌ی آداب زناشویی سلام طب اسلامی، طبی برگرفته از دستورات و تدابیر دوران بارداریآداب معنوی بارداری ارزش های پست مدرن، نارضایتی از پزشکی؛ گرایش به طب مکمل اهمیت طب و طبیب در نگاه علامه حسن طب سنتی ایران معجزه عسل و دارچین طب سنتی ایران معجزه عسل و دارچین احیای طب ایرانی و شناخت گیاهان دارویی ایرانی مهرطب » » درمان کم خونی به روش طب سنتی… درمان کم خونی به روش طب سنتی… نوشته شده توسط مدیر در ۱۰۰۲۱۳۹۰ – ۳۳۶ بظ منبع وبسایت شیعه مهرطب » » روشهایی ساده برای درمان یبوست بر اساس ۳ پاسخ برای روشهایی ساده برای درمان یبوست بر اساس طب سنتی توسط در تیر ۲۹ ۱۳۹۱ پاسخ طب سنتی ایران حجامت و فضایل ان آداب حجامت از آنجا که حجامت از جمله توصیه های دینی است ، لذا مانند بسیاری دیگر از آداب مذهبی طب سنتی و گیاهان داروییداروی گیاهی مقالات سلامت طب سنتیگیاهان دارویی درمان با طب سنتی گیاه دارویی حجامتبادکشیگیاه درمانیطب سنتی ایران عطاری طب سنتی زالو درمانی گیاهان دارویی گیاه درمانی گلپر و خواص دارویی آن گلپر گیاهی است معطر که می‌ توان از تمام بخش های آن در صنعت غذا و دارو تغذیه از نظر قرآن کریم خداوند کریم در قرآن مجید برای بهتر و سالم ماندن جسم انسان ها دستوراتی فرموده و بوسیله طب اسلامی انتشار دو کتاب جدید در حوزه طب و تغذیه اسلامی ایرانی نویسنده امیر حسین شهگلی توضیحات در


ادامه مطلب ...

فتاوای تکفیری، چالشی در برابر نهاد افتاء: بازخوانی برخی شرایط افتاء از منظر مذاهب اسلامی

[ad_1]

چکیده

به شهادت آیات و روایات فراوان، یکی از شئون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مقام افتاء بوده‌ است. این شأن در ادامه به‌ امامان. در نگاه شیعی. و صحابه و تابعین. در نگاه ‌اهل سنت واگذار شد و ایشان نیز با تربیت شاگردان و فرهیختگانی به نام روات و در ادامه مجتهدان و فقیهان این شأن را به برای ایشان به ودیعت نهادند. فقیهان و مجتهدان شئون و مناصب مهم و چندگانه‌ای همچون افتاء قضا و ولایت دارند که ‌از این میان، شأن افتاء به دلایلی چند اهمیت فراوانی دارد. برخی از این ادله عبارت‌اند از: 1. اتفاقی بودن این شأن برای فقیهان در مذاهب اسلامی؛ 2. گسترده بودن قلمرو و جغرافیای آن؛ و 3. کارکردهای بسیار آن، با توجه به ‌استفاده‌ ابزاری تکفیری‌ها و معتقدان به حقیقت انحصاری از نهاد افتاء از یک سو، و هرج و مرج طلبان و شالوده شکنان از سوی دیگر، که در جهان جدید موجب تحمیل صدمات فراوانی به‌ اسلام و هویت علمی (2) ‌مسلمانان شده و همچنین با عنایت به لزوم تعامل نهاد افتاء با نهادهای دیگری که می‌توانند به کاربردی‌تر شدن فرآیند افتاء کمک کنند، پرداختن به «بازخوانی برخی شرایط افتاء» به یک ضرورت تبدیل شده ‌است. نویسنده معتقد است رعایت شرایط اصلی افتاء نه تنها مدعیان افتاء را از تکفیر و تفسیق دیگران بر حذر می‌دارد، بلکه مهم‌ترین گام در صیانت و صلابت نهاد افتاء خواهد بود. در نوشتار پیش رو می‌کوشیم ضمن تبیین چیستی و جایگاه‌ افتاء، به شرایط و لوازم افتاء اشاره کنیم تا شاید از این طریق بتوان ضمن کمک به ساماندهی نهاد افتاء، آسیب‌های آن را در جهان جدید مدیریت کرد و کاهش داد. پرداختن به‌ ادله شرعی افتاء و تبیین قائلان و نافیان هر یک از آن ادله و تحلیل و جمع بندی آنها دغدغه ‌اصلی این پژوهش نیست، چرا که نه تنها در این مقال نمی‌گنجد بلکه مقام چنین مباحثی مراکز آکادمیک است.
کلید واژه : افتاء، فتوا، مفتی، شئون فقیه، شرایط افتاء.

درآمد

فقه تکفیری، که پیامد روشن آن تروریسم و کاشتن بذر ناامنی و خشونت است، ماهیتی متناقض نما دارد. چرا که ‌از یک سو تلاش دارد، در سایه بهره گیری از کارکرد غیراسلامی‌ فقه، با تکفیر و ترور دیگران به پاک سازی و بهداشتی کردن فضا و آرامش و امنیت کمک کند و از دیگر سو با کاشتن بذر وحشت و خشونت، انسان‌ها را به درون گرایی مفرط، که ‌اوج ناامنی و ترس است، وادارد. فقه تکفیری حاصل یک خبط عظیم است که‌ امام محمد غزالی از عالمان خوش فهم جهان اهل سنت پیش از این هم کیشان خود را از آن بر حذر داشته‌ است. خبط و خلط فروع و اصول اسلام با یکدیگر اتفاق وحشتناکی است که در میان مفتیان تکفیری رخ داده است. غزالی ضمن تحذیر هم کیشان خود از تکفیر دیگران می‌نویسد: «و اعلم انه لاتکفیر فی الفروع اصلاً الا فی مسئله واحده و هى ان ینکر اصلاً دینیاً علم من الرسول بالتواتر». (3)
فتاوای حاوی تکفیر در تاریخ فقه و فقاهت بی پیشینه نیست، اما حجم آن و کیفیت آنها را نمی‌توان با آنچه در جهان جدید با آن مواجهیم مقایسه کرد. جهان جدید به همان میزان که تخصص را در دانش‌ها نهادینه کرد بی‌ضابطه‌گری را نیز در برخی حوزه‌ها افزایش داد و این یکی از تناقض‌های جهان جدید است.
در ادامه می‌کوشیم درباره مراعات نشدن برخی شرایط در قلمرو افتاء که برای مفتیان مشخص شده و از شرایط ضروری و حیاتی این طبقه دانسته شده سخن بگوییم تا روشن شود توسعه کمی‌ و کیفی فقه تکفیری در جهان جدید محصول حرکت رو به‌ افول (بی دینی) انسان معاصر از یک سو و فقیه‌تر شدن و متخصص شدن فقیهان مدعی از سوی دیگر نیست، بلکه محصول تناقضی است که بدان اشاره شد.

الف. فقیه و شئون (مناصب) وی در فقه ‌اسلامی‌

فقه اسلامی‌ برای فقیه شئون یا مناصب متعددی لحاظ کرده‌ است (4) که بازگشت آنها را می‌توان در شئون سه گانه‌ای لحاظ کرد (5) که هر یک از این شئون یا مناصب دارای شرایط احرازی و شرایط اجرایی است. (6) به بیان دیگر، فقه اسلامی‌ هم برای کسانی که می‌خواهند به‌ این منصب دست بیابند شرایطی مقرر کرده‌ است و هم پس از دست‌یابی، آنها را مکلف به رعایت شرایطی کرده ‌است تا ایشان را اجازه تعدی از شریعت یا حقوق مسلمانان (7) نباشد. این سه شأن یا منصب عبارت‌اند از: افتاء، قضاوت، ولایت. یکی از فقیهان برجسته شیعی در اشاره به‌ این شئون آورده‌ است: «للفقیه الجامع للشرایط مناصب ثلاثه، احدها الافتاء فیمایحتاج الیها العامی ‌فی عمله، الثانی: الحکومه، الثالث: ولایة التصرف فى الاموال و الانفس». (8)
رویکرد فقه شیعی به ‌این شئون با فقه‌ اهل سنت تفاوت‌هایی دارد که‌ از آن جمله تفاوت نگاه‌ ایشان به شأن قضا و ولایت با شأن افتاء است. فقیهان شیعی قضا را منصب (9) دانسته، بهره‌گیری فقیهان از آن را نیازمند اذن خاص امام (10) می‌دانند و لذا معتقدند هیچ کس بدون اذن امام نمی‌تواند به قضاوت بپردازد، اما در افتا چنین اذنی را لازم نمی‌دانند، یعنی معتقدند مجتهد جامع شرایط برای «فتوا دادن» نیاز به مجوز امام ندارد. (11) صاحب جواهر در اشاره به ‌این تفاوت است که می‌نویسند: «ان قبول الفتوی. بعد اندراجها فی الحق و العدل و القسط و نحو ذلک. لایحتاج الی اذن من الامام علیه ‌السلام». (12)
این نکته در آرای محقق آشتیانی نیز بازتاب داشته، در اشاره به تفاوت قضا و افتاء، قضاوت را از توابع ریاست دانسته، می‌نویسند: «بخلاف الافتاء للناس ... فانها لیست من فروع النبوه و الریاسة الکلیه ‌الالهیه، بل هى واجبة بجعل أولى الهى من غیر توقف على نصب الولى». (13) اما در فقه‌ اهل سنت این شأن نیز به مانند دو شأن دیگر شأنی حکومتی است و لذا در تعابیر ایشان بیش از آنکه سخن از شأن باشد سخن از منصب است. ایشان معتقدند شأن قضا و افتاء در عرض حکومت نیست، بلکه در طول آن است. یکی از فقیهان اهل سنت با اشاره به ‌این نکته می‌نویسد: «از آنجایی که قضا و افتاء از اجزای امامت است، در امامت شرایطی لحاظ شده که در آن دو لازم نیست. از جمله ‌این شرایط لزوم قرشی بودن امام است، بر خلاف آن دور منصب که چنین شرطی ندارد». (14)

ب. اهمیت و جایگاه شأن افتاء در مذاهب اسلامی

منصب افتاء پیشینه‌ای کهن در تاریخ اسلام (15) و اهمیتی بسیار در اندیشه و عمل مسلمانان دارد. این جایگاه نقش حیاتی و تأثیرگذاری در زندگی فردی و اجتماعی آنها ایفا می‌کند به گونه‌ای که با رویکرد انتظار حداکثری از شریعت و نظریه عدم خلو وقایع از حکم شرعی نمی‌توان حیات خلوتی برای فرد مسلمان بدون حضور فقه تصور کرد. اهمیت و شأن این منصب زاییده علل و عواملی است که در ادامه می‌کوشیم به مهم‌ترین آنها بپردازیم.

1. منصب افتاع، منصبی نبوی

به شهادت آیات، (16) و سیاق و وزن بسیاری از روایات، (17) یکی از شئون مهم نبی شأن افتاء است. فقیهان نیز به تأسی از آیات و روایات سخن از جانشین نبی بودن مفتی و جایگاه نبی بودن این منصب به میان آورده‌اند. (18) شاطبی با تشبیه کردن مفتی به پیامبر می‌نویسد: «فتوادهنده مخبر از خداوند است و قائم مقام، و به یک معنا مشرع است». (19) این تشبیه و این مقام افاضه‌ای از طرف پیامبر به فقیهان ایشان را در مقام و موقعیت رفیعی قرار داده ‌است که‌ آنها را نیازمند تلاش برای نزدیک‌تر شدن به خُلقیات و آداب نبوی کرده ‌است.
از سوی دیگر، این رویکرد منصب افتاء را منصبی خطیر کرده ‌است. لذا بسیاری از اصحاب پیامبر و فقیهان مسلمان، به نقل از برخی راویان و کتب تاریخ فقه، از پذیرش این منصب سرباز می‌زده‌اند. ابن ابی لیلی به نقل از برخی کتب روایی اهل سنت می‌گوید: «أدرکت مائة و عشرین من الأنصار من أصحاب رسول الله صلى الله علیه و سلم، یسأل أحدهم عن المسألة فیردها هذا إلى هذا، و هذا إلى هذا حتى ترجع إلى الأول». (20)
یکی از روایات مشترکی که در منابع شیعی و سنی، و ناظر به هیمنه و ابهت این منصب است، روایتی است که صاحب مستدرک ذیل باب 15 از ابواب قضا «باب نوادر ما یتعلق بأبواب صفات القاضی، و ما یجوز أن یقضی به» از امام صادق (علیه السلام) ‌آورده ‌است که ایشان نقل می‌کنند که پیامبر فرمود: «أجرأکم على الفتیا اجرأکم على الله عزوجل، أو لا یعلم المفتى أنه هو الذى یدخل بین الله تعالى و بین عباده؟ و هو الحائر بین الجنة و النار». (21)

2. اهمیت افتاء به دلیل قلمرو گسترده‌ آن

یکی دیگر از ویژگی‌های افتاء که‌ آن را با اهمیت کرده ‌است قلمرو گسترده‌ آن است. افتاء در اندیشه‌های اکثریت فقیهان شیعی و بسیاری از فقیهان و عالمان سنی که برآمده‌ از آموزه‌های قرآنی و نبوی است جغرافیای فراخی دارد. در منظومه‌ اندیشه‌های شیعی افتاء، تمام زندگی این جهانی یک شیعی را در می‌نوردد، کما اینکه در اندیشه‌های سنی امور دنیوی محض از قلمرو آن بیرون است و الا در این رویکرد اسلامی ‌نیز بسیاری از قلمروهای حیات انسانی در سایه ‌افتاء است.
این نگاه به ‌افتاء شأن و جایگاه پراهمیتی را برای آن رقم زده ‌است که خود عاملی برای تدوین آثاری ویژه با همین عنوان برای تبیین فتوا و مباحث پیرامونی آن بوده‌ است. (22)

3. افتاء و نقش آن در حرکت‌های اجتماعی

عامل دیگری که بر اهمیت افتاء افزوده ‌است نقش افتاء در جامعه پیرامونی مفتیان است. مفتیان در بسیاری از حرکت‌های اجتماعی در مقام همراهی یا کنترل آنها همیشه نقش آفرین بوده‌اند. گاه یک فتوا چنان در سرنوشت مردم تأثیر گذاشت است (23) که با هیچ ابزار دیگری امکان رسیدن به آن هدف نبوده ‌است. تاریخ فقه و فقیهان از این سنخ حضور سترگ و شکوهمند گزار‌‍شهای فراوانی دارد. این نقش هم دو دلیل انکار ناپذیراست: اولاً فقه حتی در نگاه فردی و فقه فردی به گونه‌ای نیست که به تمامه ‌از اجتماع و حوزه‌های جمعی انسان‌ها دوری گزیده باشد؛ ثانیاً تعامل فقه و جامعه‌ امری است که شواهد آن در تاریخ فقه چنان برجسته و فراوان است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

گفتار اول: مفهوم شناسی، ساختارشناسی و کارکردهای افتاء

در این گفتار ابتدا به مفهوم شناسی و قلمروشناسی افتاء می‌پردازیم. سپس از ساختار افتاء و کارکردهای آن به ‌اجمال سخن می‌گوییم تا بتوان به بحث اصلی که شرائط افتاء در مذاهب اسلامی ‌است بپردازیم.

الف. چیستی افتاء

افتاء در لغت به معنای تبیین یک حکم (24) یا بیان کردن و واضح کردن نکته و مسئله‌ای است که‌ ابهام دارد و روشن نیست. (25) در کتب لغت گفته شده‌ است: «أفتی المفتی إذا أحداث حکما»؛ (26) فتوا دادن یعنی بیان کردن حکمی ‌که پیش از این نبوده ‌است. در اصطلاح نیز افتاء یعنی اِخبار از حکم خداوند به صورت الزامی‌ یا اباحه‌ای (27) با عنایت به‌ ادله شرعیه بدون توجه به مورد پرسش به صورت عام و فراگیر بیان کردن یک مسئله. (28)

ب. قلمرو افتاء

قلمروشناسی افتاء یکی از بحث‌های بسیار مهم است. یکی از عوامل مهم بحران‌هایی که مفتیان تکفیری ایجاد کرده‌اند جهل آنها به قلمروشناسی است. فهم قلمرو افتاء به مباحثی گره خورده است که تا در آن فضاها به‌ اتخاذ رأی نپردازیم تصویر روشنی از قلمرو افتاء نمی‌توانیم ارائه کنیم. برخی از این مباحث عبارت است از: قلمرو دین و شریعت، نسبت شئون فقیه با یکدیگر، سیره مفتیان در افتاء، حق یا وظیفه بودن افتاء و بسیاری موارد دیگر، در ادامه به دو مورد، به اجمال، اشاره می‌کنیم.

1. قلمرو دین و شریعت تعیین کننده قلمرو افتاء

یکی از بحث‌های مهم در تبیین قلمرو افتاء تلاش در فهم قلمرو دین و شریعت است. در بحث از قلمرو دین در میان فقیهان و عالمان مسلمان با دو رویکرد عمده مواجهیم: قلمرو حداکثری دین که به قلمرو حداکثری فقه می‌انجامد و قلمرو حداقلی دین که سر از قلمرو حداقلی فقه بیرون خواهد آورد.

1.1. رویکرد حداقلی فقه و افتاء

اخباریان در شیعه و بسیاری از اهل سنت مدافع رویکرد حداقلی به فقه و افتاء هستند. آنها می‌گویند یا باید فقط در مواردی ورود پیدا کرد که در آنجا پیشینه ورود معصومین از طریق ابلاغ نصوص فراهم بوده‌ است؛ (29) یا باید فقط در امور غیرعبادی و ناظر به‌ آخرت یا امور دنیوی با کارکردی اخروی ورود پیدا کرد؛ چرا که پیامبر فرموده‌اند: «انتم اعلم بدنیا کم منی». (30) در این رویکرد مفتیان ورودی حداقلی دارند و بقیه قلمرو حیات انسانی به خود انسان ها واگذار شده است.

2.1. رویکرد حداکثری فقه و افتاء

در مقابل رویکرد پیشین، رویکرد معظم اصولیان و فقیهان شیعی و برخی فقیهان اهل سنت قرار دارد که معتقدند افتاء قلمروی گسترده و موسع دارد و همانند خود دین است که یا حیات خلوتی برای انسان ها باقی نگذاشته ‌است یا حریم رها شده برای انسان آن قدر اندک است که در حکم عدم است. فقیهانی که معتقدند فقه مشتمل بر نظریه مدیریت انسان از گهواره تا گور است، (31) و منطقة الفراغ یا حوزه ما لا نص فیه را به رسمیت نمی‌شناسند (32) در زمره معتقدان به‌ این رویکرد قرار می‌گیرند.
البته ‌اتخاذ هر یک از این دو رویکرد مخاطراتی و محاذیری به همراه دارد که مجال پرداختن به‌ آنها در این نوشتار نیست، ولی به‌ اجمال می‌توان گفت رویکرد حداقلی به‌ افتاء ا‌گر فقه و مفتیان را از اتهام ناکارآمدی و عقب ماندن از تحولات عصری نجات دهد باز هم نمی‌تواند تضمینی برای محفوظ ماندن حرمت قلمرو اندک افتاء در برابر عرف و سیره عقلا و... باشد. به بیان دیگر، با توجه به درهم تنیدگی حوزه‌ها و عرصه‌های حیات انسانی سپردن حداکثری مدیریت این عرصه به غیر فقه می‌تواند همان بخش اندک واگذار شده به فقه را نیز به مخاطره بیندازد و به ‌این حریم خصوصی تعرض کند.
از سوی دیگر، دفاع از رویکرد حداکثری قلمرو افتاء و فقه، اگرچه می‌تواند به همراهی دیگر عرصه‌های حیات انسانی با دغدغه‌های فقهی بینجامد، ولی با توجه به منابع فقهی و مبانی فقه رایج آن را متهم به ناکارآمدی و عقب ماندن از تحولات عصری می‌کند.

2. نسبت شئون فقیه با یکدیگر

معیار مهم دیگر برای فهم قلمرو افتاء اتخاذ رأی درباره نسبت شئون سه گانه فقیه با یکدیگر است. آیا شئون فقیه در عرض یکدیگرند یا در طول هم هستند؟ و به عبارت دیگر، آیا آنچه درباره فقیه گفته می‌شود جزء مناصب است یا جزء شئون؟ در پاسخ به ‌این پرسش‌ها با دو رویکرد به مانند بحث پیشین مواجهیم: معتقدان به طولی بودن مناصب یا شئون، و معتقدان به عرضی بودن این
مناصب و شئون.

1.2. طولی بودن شئون فقیه

رویکرد طولی بودن شئون فقیه متعلق به‌ اکثریت فقیهان و عالمان اهل سنت است. آنها معتقدند دو شأن قضاوت و افتاء در عرض ولایت نیستند، بلکه در طول آن هستند. و لذاست که‌ آنها تعبیر به منصب قضا و افتاء می‌کنند که نیازمند به ناصب است. برای مثال، در بحثی مثل رؤیت هلال، طولی بودن شأن افتاء نسبت به دیگر شئون، حق افتاء را از مفتی سلب کرده، آن را در اختیار والی یا حاکم قرار می‌دهد؛ چرا که نگاه طولی بودن دو پیامد دارد: اولاً چون نیاز به نصب حاکم دارد حاکم می‌تواند از همان اول قلمروهایی را بیرون از وظایف مفتی قرار دهد، همان گونه در اکثر جهان اهل سنت اینگونه ‌است؛ ثانیاً در این نگاه به صورت طبیعی آنچه بیرون از قلمرو ولایت و قضاوت باقی می‌ماند، که بیشتر هم احکام فردی است، در قلمرو حاکمیت مفتی خواهد بود.

2.2. عرضی بودن شئون فقیه‌

اکثریت فقیهان و عالمان شیعی معتقدند افتاء نسبتش با ولایت و قضاوت نسبتی عرضی است، اگرچه قضاوت نسبتش با ولایت طولی است؛ چرا که‌ ایشان معتقدند اینها از شئون هستند و لذا نسبت اینها نسبت عرضی است. در این رویکرد فقیه متولی جامعه حق سلب شأن افتاء دیگر فقیهان را ندارد.
همان مسئله فوق در فرض عرضی بون شأن افتاء این حق را برای مفتی اثبات کرده، وی را محق در ورود به‌ این عرصه می‌کند؛ چرا که‌ اولاً مفتی بالاصاله حق ورود در هر حوزه‌ای از حوزه‌های تشریع را دارد. ثانیاً دلیلی بر تقدم شان ولایت و قضا بر افتاء نیست تا بتوانیم این سنخ از قلمروها را اولویت بندی کنیم و آن را به یک شأن اختصاص دهیم.

ج. چیستی ساختار یا نهاد افتاء

افتاء به عنوان یک نهاد اجتماعی (33) جایگاه مهمی‌ در ساختار اندیشه دینی دارد. در نهاد (34) افتاء ما با یک مثلث مواجهیم که عبارت‌اند از: مفتی یا فتوادهنده؛ مستفتی یا خواهان فتوا و فتوا که خروجی رأی مفتی در پاسخ به پرسش مستفتی یا مطلق اظهارنظر مفتی درباره یک مسئله شرعی است، گرچه پیشینه‌ی پرسشی نیز نداشته باشد. البته‌ اضلاع دیگری نیز در ساختار افتاء تعریف پذیرند که به‌ اندازه‌ این سه رکن اهمیت ندارند. مفتی را فقیهی که تبیین کننده حکم الله در خصوص وقایع اتفاقیه‌ است دانسته‌اند (35) و به‌ اتفاق اکثر فقیهان و اصولیان مذاهب اسلامی‌ افتاء از ویژگی‌های کسی است که ملکه‌ اجتهاد دارد؛ (36) و به بیان دیگر، برآیند اجتهاد است.
افتاء از یک سو مجتهد و فقیهی را که مفتی است با خود دارد و از دیگر سو مکلفی که مستفتی است، و از سوی سوم عنوانی با نام فتوا دارد که خود لوازم و ملازماتی دارد، همچون منابع فتوا، مکانیزم مدیریت فتوا و .... پرداختن به همه‌ این اجزا و ساختارهای افتاء دغدغه‌ این نوشتار نیست، بلکه می‌کوشیم فقط به شرایط مفتی، که رکن رکین نهاد افتاء است، بپردازیم.

د. کارکردهای افتاء

افتاء اگر مبتنی بر شرایط علمی‌ و لوازم برون علمی‌ آن باشد کارکردهای مثبتی خواهد داشت، ولی اگر شرایط در آن رعایت نشود چنان آثار منفی خواهد داشت که جبران ناپذیر خواهد بود. در ادامه به برخی از این کارکردها اشاره می‌کنیم.

1. افتاء عاملی برای تحبیب یا روشی برای تهبیب

افتاء می‌تواند عاملی برای تحبیب و تقریب باشد کما اینکه ‌این ظرفیت را دارد که عاملی برای تنفیر و تکفیر باشد. مفتی اگر در هنگامه ‌افتاء روح شریعت را دریافته باشد و دغدغه‌های شارع را برای ایجاد همگرایی دینی و مذهبی درک کرده باشد تلاشش را مصروف یافتن راه حلی برای تقریب و تحبیب خواهد کرد، ولی اگر عصبیت‌های مذهبی و نفرت افکنی را استراتژی خود قرار دهد خروجی فتوای وی روشی برای تهبیب و افکندن بذر تنفیر برای هدایت جامعه به سوی تکفیر یکدیگر خواهد بود.
در جهان جدید با کمال تأسف برخی با نداشتن درک درست از دین و روح شریعت به جای آنکه با بهره گیری از ظرفیت بسیار مناسب افتاء به نزدیک کردن جهان اسلام به یکدیگر بیندیشند از این ظرفیت مناسب برای تکفیر کسانی بهره می‌گیرند که به وحدانیت خدا و رسالت نبی اسلام اعتراف دارند و اختلافشان با دیگران یا در رویکردهای ویژه به‌ این اصول است یا در برخی فروعات دینی است.

2. افتاء حرکت ساز یا حرکت سوز

دیگر کارکرد مهم فتوا به تأثیر آن در حرکت‌های اجتماعی و فرهنگی برمی‌گردد. فتوا همانگونه که می‌تواند به حرکت‌های علمی‌ و اجتماعی و سیاسی کمک کند و حرکت آنها را تسریع ببخشد این ظرفیت را دارد که در برابر هر حرکت رو به جلو و تحول آفرین سد نفوذناپذیری شود.
در مسائل برون مذهبی و حتی برون دینی افتاء می‌تواند در کنار دیگر دانش‌ها مسیر تعالی انسانی را هموارتر کند، همان گونه که می‌تواند با ایجاد موانعی خود را از مسیر تأثیرآفرینی بیرون کند و سرنوشت حرکت‌های انسانی را به دست عرف و عقلا بسپرد و خود را از نقش آفرینی محروم کند. برخی کژاندیشان سودای زندگی در غارها را در سر می‌پرورانند و به همین جهت هر گونه نوآوری در دانش‌ها یا روش‌ها و ارزش‌ها را خروج از جاده حق دانسته، با نام دفاع از سنت و رویکرد سنتی به مبارزه با آن نوآوری‌ها می‌پردازند، غافل از اینکه بدعت و نوآوری دو سنخ نگاه به پیشرفت و تحول اند.

3. افتاء و کارآمدی یا ناکارآمدی فقه در عرصه مدیریت

دیگر کارکرد افتاء القای کارآمدی یا ناکارآمدی فقه در عرصه مدیریت است. افتاء، اگر مبتنی بر قواعد علمی ‌و درک روح شریعت باشد، می‌تواند از مهم‌ترین ابزارها برای القای کارآمدی فقه در عرصه‌های مدیریتی باشد. البته گرچه ولایت، خود، شأن یا منصبی از مناصب و شئون فقیه‌است، ولی آن گونه نیست که‌ ارتباطی بین این شئون و مناصب برقرار نباشد، بلکه چه ما معتقد به نسبت طولی بین این شئون و مناصب باشیم و چه نگاهمان عرضی باشد اینها می‌توانند در تکمیل یکدیگر مؤثر باشند.
افتاء می‌تواند فقه را کارآمد و قابل اجرا نشان دهد، کما اینکه می‌تواند آن را ناتوان و بی برنامه به تصویر بکشد. کارکردهای افتاء بسیار بیش از این موارد است و پرداختن به تمام آنها فرصتی دیگر می‌طلبد.

گفتار دوم: شرایط افتاء در فقه ‌اسلامی

افتاء در فقه ‌اسلامی شرایطی دارد که برخی فقیهان با استناد به قاعده لزوم دفع فساد از دین مانع دست یابی فاقدان آن شرایط به‌ این منصب شده‌اند و حتی بالاتر از آن بسیاری از عالمان مسلمان به ضمان مفتی فاقد شرایط حکم کرده‌اند و گفته‌اند: «من افتی رجلاً فاتلف بفتواه مالاً فان کان مجتهداً فلا شئی و الایضمن ما تلف بسبب فتواه». (37)
این دغدغه‌ها سبب شده ‌است فقیهانی که نگاه منصبی به ‌این جایگاه دارند حاکم اسلامی‌ را دعوت کنند تا در گزینش مفتی دقت لازم را داشته باشد. یکی از فقیهان اهل سنت (38) در این باره می‌نویسد: «حاکم جامعه باید از مشهورین به علم در عصر خویش استمزاج و پرسش کند و کسی که لیاقت افتاء را دارد برگزیند تا از این طریق مانع افتاء کسانی شود که فاقد این شأن و جایگاه هستند». (39)
فقیهان شیعی نیز دغدغه‌ای جدی داشته‌اند که نگذارند کسانی که فاقد شرایط لازم این منصب هستند، بر این جایگاه تکیه بزنند. یکی از ایشان در تبیین لزوم رعایت شرایط افتاء می‌نویسد: «یحرم الافتاء بغیر علم، وکذا الحکم». (40) ایشان آنگاه به‌ آیاتی و روایاتی استناد می‌کند که عبارت‌اند از: (وأن تقولوا على الله مالا تعلمون) ؛ (41) (و لا تقف ما لیس لک به علم) ؛ (42) (ومن لم یحکم بماأنزل الله فأولئک هم الکافرون) ؛ (43) و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «... و من أفتى الناس و هو لا یعلم الناسخ من المنسوخ و المحکم من المتشابه فقد هلک وأهلک»؛ (44) «وقال (صلی الله علیه و آله و سلم) : من عمل على غیر علم کان ما یفسد أکثر مما یصلح». (45)
محقق کرکی نیز دیگر فقیه شیعی است که در پاسخ به‌ استفتائی که‌ از ایشان درباره شرایط افتاء شده می‌نویسد: «حیث کان صدور الفتوی المذکورة من الشخص المذکور {خالیا من مستند شرعی، من اجتهاد او تقلید لاهل الاجتهاد المتصفین بصفات الافتاء کلها، و من جملتها کون المجتهد حیا؛ فالفتوی المذکورة باطلة لا یجوز العمل بها، و الله ‌اعلم». وی صدور حکم از چنین شخصی را نیز نافذ نمی‌داند و در پاسخ به مسئله‌ای دیگر می‌نویسد: «فیما لو حکم شخص غیر مستجمع لجمیع شرائط الافتاء و القضاء فی حقوق الناس و غیره، و غیر نائب من قبل الامام علیه‌ السلام، هل ینفذ حکمه‌ام لا؟ [الجواب]: الثقة بالله وحده لا ینفذ حکمه و الحال ما ذکر، و الله‌ اعلم». (46)
برخی با تقسیم شرایط مفتی به شرایط مرتبط با شخصیت مفتی و شرایط علمی‌ مفتی که می‌توان با مقداری تسامح آنها را به شرایط حقیقی و حقوقی تأویل برد، شرایطی همچون عقل و اسلام و بلوغ و عدالت و... را جزء شرایط حقیقی یا شخصیت مفتی دانسته‌اند و اجتهاد و شروط آن را از شرایط علمی ‌مفتی لحاظ کرده‌اند. (47) ولی به نظر می‌رسد این تقسیم بندی جامعیت و مانعیت نداشته باشد و چندان علمی ‌نباشد. به همین جهت می‌توان گفت برای مفتی که شأنش افتاء است شرایطی لازم است که می‌توان آن را به دو گونه شرط پیشینی و پسینی تقسیم کرد. به بیان دیگر، این شرایط گاه شرایطی است که زمینه استقرار این منصب را فراهم می‌کند که همان شرایط پیشینی است. شرایطی هم هستند که پس از استقرار این منصب از لوازم اعمال آن منصب‌اند و فضا را برای تحقق آن فراهم می‌کنند که شرایط پسینی است.
برخی از شرایط پیشینی را شرایط عامه تکلیف تشکیل می‌دهند و برخی دیگر نیز با شرایط دیگر مناصب فقیه مثل منصب قضا و ولایت مشترک‌اند. تبیین این شرایط برای آن ضروری است که در روایات نبوی، مسلمانان تحذیر شده‌اند از اینکه: «یخرج فی آخر الزمان رجال ثم اتفقا رئوس الجهال یهلون الناس فیضلون و یضلون». (48)
در ادامه می‌کوشیم به‌ اجمال به ‌این شرایط بپردازیم.

الف. افتاء و شرایط پیشینی

شرایط پیشینی افتاء عبارت‌اند از: بلوغ، (49) عقل، ایمان، عدالت، (50) علم به ‌احکام، حریت (در مقابل عبد بودن) ، طهارت مولد، دوری از دنیاگرایی، و ... که‌ از این میان به دو مورد مهم اشاره خواهد شد.

1. علم به ‌احکام

علم به ‌احکام، (51) که ‌از آن تعبیر به علم اجتهاد می‌شود، از شرایط ضروری افتاء است؛ زیرا، همان گونه که ‌اشاره شد، افتاء از شئون اجتهاد است و بالاتر از آن برخی معتقد به‌ این همانی این دو هستند؛ (52) و لذا بسیاری از عالمان معتقدند «آن کس که‌ اهلیت اجتهاد ندارد فتوا برای وی جایز نیست». (53)
در منابع روایی شیعی و اهل سنت، افتاء به غیرعلم امری مذموم و خطرخیز معرفی شده، برخی آن را از گناهان کبیره دانسته‌اند. در منابع روایی شیعی آمده ‌است: «عن موسی بن جعفر، عن آبائه (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : من أفتى بغیر علم لعنته ملائکة السماء و ملائکة الأرض». (54) در منابع اهل سنت نیز به لزوم ابتناء افتاء بر علم توجه شده، از فتاوای غیر عالمانه تحذیر داده شده ‌است که ‌از آن جمله‌ این روایت قابل ذکر است:
أخبرنا عبد الرحمن بن یحیی، ثنا علی بن محمد بن مسرور، ثنا أحمد بن أبی سلیمان قال: سمعت سحنون بن سعید یقول: «أجرأ الناس على الفتیا أقلهم علما، یکون عند الرجل الباب الواحد من العلم یظن أن الحق کله فیه». (55)
نداشتن علم به احکام شرعی گاه پیامدهایی به دنبال دارد که جبران پذیر نیست. برای مثال، می‌توان از واقعه‌ای تاریخی یاد کرد که بسیاری از مفسران و فقیهان شیعی و سنی آن را نقل کرده‌اند. در منابع روایی شیعی (56) و سنی (57) آمده‌ است که جمعی از مسلمانان، که جابر نیز در میان ایشان بود، در سفری با نکته‌ای مواجه می‌شوند که‌ آن را به ‌استحضار پیامبر می‌رسانند و از ایشان راهنمایی می‌خواهند. این جریان، که در این منابع از قول جابر نقل شده‌ است، این است:
جابر می‌گوید در سفری مسلمانی با ما همراه بود که جراحتی برداشته بود. محتلم شد. هنگام نماز وی از ما پرسید که چه باید بکنم. گفتیم باید با آب غسل کنی، این فرد بدان جهت که جراحتی در سر داشت پس از آنکه آب به جراحتش می‌رسد می‌میرد. پیامبر وقتی این جریان را می‌شنوند می‌فرمایند: «به کشتن دادند او را، خدا بکشدشان؛ (58) ضایع کردند او را، خدا ضایعشان کند». (59) بعد حضرت خود به‌ ارائه راه حلی می‌پردازند و می‌فرمایند: «کان یکفیه‌التیمم أو شد جراحته و غسل جسده، و مسح بالید المبلولة فوق الخرقة». (60)
فیض در کتاب الاصول الاصیله با نگاه حداکثری به لزوم علم به‌ احکام در اصل هشتم می‌نویسد:
انه لا یجوز التعویل علی الظن فی الاعتقادات، و لا الافتاء علیه فی العملیات کما عرفت سواء حصل ذلک الظن بمجرد اتباع الهوى و استحسان العقل و القیاس الفقهى أو اجتهاد الرأى أو الشهرة أو اتفاق الجماعة أو البراءة الاصلیة أو استصحاب الحال أو غیر ذلک من وجوه الاستنباطات الا ما صح عن اهل البیت علیهم السلام ... (61)
علم به‌ احکام یا اجتهاد ملازم با تسلط مفتی بر اموری است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

1.1. فقه مقارن و افتاء

از جمله علومی‌ که تسلط بر آن در هنگامه‌ افتاء ضروری است فقه‌ المقارنه ‌است. فقه مقارن در مقام افتاء می‌تواند دو کاربرد داشته باشد که عبارت‌اند از: الف. آشنایی مفتی با شیوه تعامل فقیهان در هنگامه مواجهه با آرای اختلافی؛ ب. جرئت نیافتن وی بر تکفیر دیگران با آشنا شدن وی با آرای فقهی گسترده و متفاوت. این نکته، هم در آموزه‌های روایی شیعی و سیره معصومین محل توجه بوده‌ است و هم، در آرا و سیره فقیهان و بزرگان اهل سنت بازتاب داشته ‌است. در منابع اهل سنت، ضمن تصریح به‌ این شرط آمده ‌است: «قال نعیم بن حماد سمعت ابن عیینة یقول سمعت أیوب السختیانی یقول أجسر الناس على الفتیا أقلهم علما باختلاف العلماء». (62) در منابع شیعی نیز از امام صادق (علیه السلام) وارد شده که خطاب به معاذ (63) فرموده‌اند:
بلغنى أنک تقعد فى الجامع فتفتى الناس؟ قلت: نعم، و أردت أن أسألک عن ذلک قبل أن أخرج، إنى أفعد فى المسجد فیجئ الرجل فیسألنى عن الشئ، فإذا عرفته بالخلاف لکم أخبرته بمایفعلون، و یجئ الرجل أعرفه بمودتکم وحبکم فأخبره بما جاء عنکم، و یجئ الرجل لا أعرفه و لا أدری من هو فأقول: و جاء عن فلان کذا، و جاء عن فلان کذا، فأدخل قولکم فیما بین ذلک، فقال لى: اصنع کذا فإنى کذا أصنع. (64)
فقه‌ الخلاف یا فقه‌ المقارنه با تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارند هم درون مذهبی (65) تعریف پذیر است و هم برون مذهبی (66) که در جای خود باید بررسی شود. ضرورت توجه به این دانش بدان جهت است که مفتی اولاً بتواند مستفتی را طبق مذهب فقهی‌اش راهنمایی کند؛ و ثانیاً از تکفیر دگراندیشان فقهی و مذهبی خودداری کند.

2.1. تسلط مفتی بر نسبت سنجی گزاره‌ها و آموزه‌های اسلامی‌

مفتی باید بر زوایای مباحث فقهی تسلط داشته باشد. منابع را به خوبی بشناسد؛ روابط منابع را فهم کند؛ نسبت منابع فقهی و گزاره‌های آن را با دیگر گزاره‌های اخلاقی و کلامی‌ و ... دریابد. آشنایی مفتی با کتاب و سنت (67) و وجوه متفاوت این دو متن از شرایط حیاتی است. این دو متن ناسخ دارند و منسوخ؛ محکم دارند و متشابه؛ مجمل دارند و مبهم؛ شأن نزول دارند و جغرافیای صدور و بسیاری دیگر از زوایای پیدا و پنهان که باید مفتی به ‌آن توجه داشته باشد. (68)
نسبت سنجی آموزه‌ها گاه خود را در قالب یک گفتمان درونی نشان می‌دهد که همان نسبت سنجی ادله فقهی با یکدیگر است که بدان‌ها اشاره شد و گاه نیز در قالب یک گفتمان بیرونی قابل پی گیری است که شرایط و معیارهای آن در دانش‌های مضافی همچون فلسفه فقه قابل رصد کردن است. کسی که در مقام افتاء قرار می‌گیرد کافی نیست بر گزاره‌های فقهی سیطره داشته باشد، بلکه باید از نسبت آنها با دیگر گزاره‌های دینی نیز مطلع باشد. شاید بتوان از بی نیازی به بحث ترابط علوم و تأثیر آن در اجتهاد سخن گفت - که‌ البته سخن غیرقابل دفاعی است - ولی نمی‌توان از تأثیر نداشتن گزاره‌ها و علومی ‌همچون اخلاق و کلام و ... در افتاء سخن گفت.
فقیه متخلق به یقین در مرحله‌ افتاء با فقیه دیگری که مرزهای فقه و اخلاق را تفکیک می‌کند متفاوت خواهد بود.

3.1. تسلط مفتی بر دانش اصول فقه‌

این دانش که نقشه راه مجتهد است و روش‌های مواجهه وی با گزاره‌ها و آموزه‌های حکمی ‌را تبیین می‌کند از نیازهای ضروری مفتی است. جوینی از عالمان اهل سنت می‌گوید:
من شروطه‌ أن یکون عالما بالفقه‌ أصلا و فرعا، خلافا و مذهبا... (69) لأنه العلم الذى یعرف به ‌الدلیل و التعلیل و کیفیة الاستدلال و الاستنباط، و لا یجوز أن یفتى من لم یتمرس أحوال الفقه، و معرفة القیاس و العلة، و متى یستعمل القیاس، و متى لا یجوز لیعرف مدارک الأحکام، و طرائق الاستنباط. (70)
اصولیان شیعی، به ویژه متأخرین، نیز چنان از ارتباط این دانش با فقه سخن گفته‌اند که‌ امکان افتاء بدون تسلط بر آن را فراهم نمی‌بینند. فقه چنان در اندیشه اصولیان متأخر شیعی به ‌اصول گره خورده ‌است که دستیابی به‌ آن بدون دانش اصول میسور نیست.

2. عدالت

یکی دیگر از شرایط پیشینی افتاء عدالت است. (71) این شرط نیز تقریباً مورد اتفاق است؛ (72) به غیر از گروهی از حنفی‌ها (73) و حنبلی‌ها، (74) و نه تمام آنها، که قائل‌اند فاسقی که فسقش علنی نباشد نیز می‌تواند در منصب افتاء قرار بگیرد. یکی از فقیهان اهل سنت در اشاره به ‌این شرط ضمن اشاره به‌ اجماعی بودن آن می‌نویسد: «أما اشتراط إسلامه و تکلیفه (أی کونه بالغا عاقلا) و عدالته فبا لاجماع، لأنه یخبر عن الله تعالى بحکمه، فاعتبر إسلامه و تکلیفه و عدالته، لتحصل الثقة بقوله». (75)
عدالت آن قدر مهم است که برخی اصولیان جواز افتاء را مشروط به عدالت و علم کرده‌اند؛ (76) چرا که عدالت در مفتی سبب می‌شود که وی از تعصبات مذهبی و هوس‌های انسانی فاصله بگیرد و در موارد شبهه‌ آفرین فعل انسان مسلمان و مؤمن را تأویل به صحت ببرد. عدالت چنان شرط سهمگین و سختی است که حکیم، از فقیهان نامدار شیعی، تداوم بقای آن را بسیار سخت می‌داند و می‌نویسد: «و الانصاف انه یصعب جداً بقاء العداله للمرجع العام فی الفتوی اذا لم تکن بمرتبه قویه عالیه ذات مراقبه و محاسبه: فان ذلک مزله‌ الاقدام و مخاطره‌ الرجال العظام». (77)
عدالت را بسیاری از فقیهان و مفتیان مجرد ترک محرمات و اتیان واجبات دانسته‌اند، اما برخی فقیهان به جهت همان دغدغه‌ای که کسانی مانند حکیم داشته‌اند می‌گویند: «ثم انه بعد ما اعتبر فی العداله حصول الملکه دون مجرد ترک المحرمات و الاتیان بالوجبات». (78)

ب. افتاع و شرایط پسینی

افتاء شرایطی پسینی دارد که تأثیر آنها در افتاء اگر بیش از شرایط پیشینی نباشد کمتر از آنها نیست. غزالی، که ‌از فقیهان برجسته‌ اهل سنت است، در کافی نبودن شرایط پیشینی افتاء می‌نویسد: «اذا رأیت الفقیه‌ الذی بضاعته مجرد الفقه یخوض فی التکفیر و التضلیل فاعرض عنه و لا تشغل به قلبک و لسانک». (79) فقیه در مقام افتاء علاوه بر فقه، نیازمند بسیاری دانش‌ها و امور دیگر است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

1. تسلط بر خویشتن یا خود مهاری

از مهم‌ترین شرایط پسینی افتاء تسلط مفتی بر خویشتن یا خودمهاری است. این ویژگی عام‌تر از عدالت است؛ یعنی می‌تواند شرط عدالت را نیز پوشش دهد. مفتی علاوه بر عدالت باید بر نفس خویش سلطه داشته باشد تا بتواند خود را در برابر تعصبات و تمایلات و اغراض مادی و مذهبی ... کنترل کند. در روایات شیعی آمده ‌است که مفتی باید صیانت نفس و مخالفت با هواهای نفسانی داشته باشد تا بتواند به‌ این مقام وصل شود: «فأما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا على هواه، مطیعا لأمر مولاه، فللعوام أن یقلدوه». (80)
خطیب بغدادی از عالمان اهل سنت نیز در الفقیه و المتفقه‌ آنگاه که شرایط مفتی را برمی‌شمارد پس از عبارت «حافظاً الدینه» می‌نویسد: «... مشفقا علی أهل ملته، مواظبا علی مروءته، حریصا علی استطابة مأکله، فإن ذلک أول أسباب التوفیق، متورعا عن الشبهات، صادفا عن فاسد التأویلات و...». (81)
این گونه شرایط در مفتی وی را قادر به مهار خویشتن در مقابل تمایلات و تعصبات مذهبی، اغراض و کشش‍‌های دنیوی، از قبیل امور مالی و جایگاه‌های سیاسی و ... می‌کند و از ابزار شدن
وی برای تأمین دغدغه‌های قدرت‌های مادی و سیاسی باز می‌دارد.

2. فهم واقعیت پیرامونی

یکی از شرایط پسینی بسیار ضروری در افتاء فهم واقعیت‌های پیرامونی است. (82) از آنجایی که‌ افتاء مرحله‌ای پس از اجتهاد و استنباط است فهم و لحاظ واقعیت‌های پیرامونی نه تنها به خلوص حکم ضرری نمی‌رساند، بلکه‌ آن را کاربردی‌تر می‌کند. این شرط اگر هم در اصل اجتهاد و استنباط قابل توصیه نباشد. که ‌البته‌ آنجا هم به ‌اعتقاد برخی فقیهان قابل توصیه‌ است. (83) در افتاء بدون هیچ تردیدی توصیه کردنی است، بلکه رعایت آن مهم به نظر می‌رسد. این شرط خود را در مصادیقی نشان می‌دهد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.
اهمیت این شرط را در تعبیر برخی عالمان اهل سنت این گونه می‌توان دید که به نقل از برخی عالمان و راویان آورده‌اند: «لا یفتی الناس الصحفی»؛ (84) یعنی آنان که فقط چشم بر نوشته‌ها دوخته‌اند و از پیرامون خود غافل‌اند شأن افتاء ندارند.

1.1. زمان و مکان و افتاء

یکی از مصایق روشن فهم واقعیت‌های پیرامونی توجه به زمانه و زمینه شکل گیری پرسش و پاسخ آن است. مفتی نمی‌تواند در خلأ به ‌اصدار حکم بپردازد و زمانه و زمینه حکم را نادیده بگیرد. البته جمع بین لحاظ این نکته و عصری نکردن و نسبی نکردن اصل استنباط از دقایق و ظرایف علمی ‌است که باید بدان توجه کرد. توجه به زمان و مکان تلقی‌های مختلفی دارد که پرداختن به آنها بیرون از قلمرو این نوشته‌ است، ولی به‌ اجمال، چنان که یکی از فقیهان برجسته شیعی می‌گوید:
زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند ....، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، همان موضوع اول که‌ از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده‌است واقعاً موضوع جدیدی شده‌ است که قهراً حکم جدیدی می‌طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. (85)
بسیاری از عالمان اهل سنت (86) نیز به‌ این نکته توجه داشته‌اند. یکی از آنها می‌نویسد: «علیه مراعاة تغیر هذا الواقع سواء تغیرا زمانیا أو مکانیا أو تغیرا فی الحلول و الظروف». وی آنگاه به ‌آرای فقیهان پیشین اشاره کرده، می‌نویسد: «و قدیما قال العلماء تتغیر الأحکام بتغیر الزمان و المکان». (87) این دغدغه برای برخی نویسندگان معاصر چنان مهم بوده است که کوشیده‌اند به صورت مستقل به تدوین آثاری بپردازند. (88)

2.1. عنایت به موضوع شناسی واقعه مورد پرسش

دیگر مصداق فهم واقعیت پیرامونی را موضوع شناسی واقعه مورد پرسش در مواردی که‌ افتاء مبتنی بر پرسش است تشکیل می‌دهد. موضوع شناسی واقعه مورد پرسش از نکات بسیار مهم در افتاء است، افتاء کاربردی تر بر موضوع شناسی دقیق‌تر استوار است و این فهیم درست موضوع مورد پرسش است که‌ آسیب‌های اجتماعی و سیاسی افتاء را کاهش می‌دهد. یکی از صاحب نظران سنی معاصر می‌نویسد: «المقصود من فقه‌الواقع هو التهیؤ لمعرفة جزئیات الواقع حتی یراعیها المفتی لدی اجتهاده‌ أو إجابته عن تساؤل المستفتی، لان تهیؤه لمعرفة هذا الواقع هو اجتهاد منه ...». (89)

3. فهم مقاصد شریعت و توجه به‌ آن

یکی از نکاتی که می‌تواند افتاء را کاربردی‌تر و برخی تبعات منفی آن را مدیریت کند توجه به مقاصد الشریعه در هنگامه‌ اصدار فتواست. لزوم توجه به مقاصد شریعت در اصل فهم گزاره‌های فقهی و در مرحله‌ استنباط امری قابل توصیه‌ است؛ (90) ولی در مرحله‌ افتاء ضرورت توجه به ‌آن دو چندان، بلکه‌ از بدیهیات است. مدیریت افتاء به سمت تأمین مقاصد شارع می‌تواند در گسترش و اقبال به شریعت تأثیر فراوانی بگذارد. به همین دلیل برخی صاحب نظران توجه به مقاصد شریعت را برای مفتیان لازم دانسته‌اند.

1.3. مقصد حفظ جان مسلمان و افتاء

یکی از مقاصد مهم و مورد تأکید تمامی ‌فرق اسلامی‌ تلاش برای حفظ جان مسلمانان است. در روایات شیعی و سنی بر حرمت جان مسلم تأکید شده‌ است. کلینی در باب «ان الاسلام یحقن به ‌الدم» روایاتی چند نقل می‌کند که ‌از آن جمله روایتی است که‌ از امام صادق نقل شده ‌است که فرموده‌اند: «الاسلام یحقن به ‌الدم و...». (91) مجلسی در مرآة العقول در شرح این حدیث می‌نویسند «حقن دم از تبعات اسلام ظاهری است»؛ (92) که‌ این نشان می‌دهد حرمت خون انسان‌ها آن قدر مهم است که به ‌ادنی نشانه باید در اهتمام به‌ آن کوشید، اسلام ظاهری اگر آخرت کسی را تضمین هم نکند اما اسباب حرمت خون وی را تأمین می‌کند.
یکی دیگر از روایاتی که هم در منابع معتبر شیعی (93) و هم در منابع اهل سنت با اختلاف اندکی آمده روایت زیر است که در آن ضمن تأکید بر حرمت خون مسلمانان؛ ایشان مأمور شده‌اند این
پیام دینی را به دیگران نیز منتقل کنند:
حَدئَنِی عَبدُاللهِ بنُ مُحَمَّدٍ حَدَّئَنَا أَبُو عَامِرٍ حَدَّئَنَا قُرَّةُ عَن مُحَمَّدِ بنِ سِیرِینَ قَالَ أَخبَرَنی عَبْدُ الرَّحمَنِ بنُ أَبِى بَکرَةعَن أَبِى بَکرَة، وَ رَجُلَّ أَفضَلُ فِی نَفسِى مِن عَبدِ الرَّحمَنِ حُمَیدُ بنُ عَبدِ الرَّحْمَنِ عَن أَبِى بَکرَة. رضی الله عنه. قَالَ خَطَبَنَا النَّبِى. صلى الله علیه و سلم. یَومَ النَّحرِ، قَالَ «أَتَذرُونَ أَی یَومٍ هَذَا». قُلنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعلَمُ. فَسَکتَ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیسَمَّیهِ بِغَیرِ اسمِهِ. قَالَ ( اَلَیسَ یَومَ النَّحرِ». قُلنَا بَلَی. قَالَ «أَی شَهرِ هَذَا». قُلنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ ‌أَعلَمُ. فَسَکتَ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیسَمَّیهِ بِغَیرِ اسمِهِ. فَقَالَ «أَلَیسَ ذُو الحَجَّة». قُلنَا بَلَی. قَالَ «أَی بَلَدٍ هَذَا». قُلنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ أَعلَمُ. فَسَکتَ حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیسَمَّیهِ بِغَیرِ اسمِهِ. قَالَ «أَلَیسَت بِالبَلدَة الحَرَامِ». قُلنَا بَلَى. قَالَ «فَإِنَّ دِمَاءَکُمْ وَ أَمْوَالَکُم عَلَیکُمْ حَرَامٌ، کحُرمَة یومِکُم هَذَا، فِی شَهرِکُم هَذَا، فِی بَلَدِکُم هَذَا، إِلَى یَومِ تَلقَونَ رَبَّکُم. أَلاَ هَل بَلَّغتُ». قَالُوا نَعَم. قَالَ «اللَّهُمَّ الشهَد، فَلیبَلِّغِ الشَّاهِدُ الغَائِبَ، فَرَّبُ مُبَلَغِ أَوعَى مِن سَامِعِ، فَلَا تَرَّجِعُوا بَعْدِی کَفَّارًا یصرِبُ بَعْضُکُم رِقَابَ بَعضٍ». (94)
جان انسان‌ها یکی از دغدغه‌هاى مهم شریعت است که تلاش فراوانی برای حفظ آن کرده ‌است. شریعت در حدودی که حتی به عرض مسلمان دیگری مرتبط است نیز به قاضی توصیه می‌کند: «ادرء الحدود بالشبهات». (95)

2.3. افتاء و حفظ عرض مسلمان

دیگر مقصد مهمی‌ که شریعت بر حفظ آن تأکید کرده و بر آن اهتمام ورزیده ‌است عرض و آبروی مسلمان و به عبارت دیگر، رعایت حریم خصوصی وی است. این مقصد نیز از مقاصد متفق علیه شیعی و سنی است که ‌از مقاصد الشریعه است و باید اهتمام جدی به صیانت آن داشت، عرض مسلمان نیز همانند خون مسلمان اهمیتی ویژه دارد که با هیچ مستمسکی نمی‌توان به راحتی به آن دست اندازی کرد. حرمت انسان مسلمان اگرچه میت هم باشد مورد اهتمام شارع بوده‌ است: «حرمة السلام و هو میت کحرمته و هو حی»؛ این نگاه ویژه چگونه با رفتار برخی متمسکان به ‌ابزار افتاء، که به راحتی عرض و ناموس دیگر مسلمانان را مباح اعلام می‌کنند، قابل جمع است.
در منابع شیعی (96) مجلسی در بحار نقل می‌کند که پیامبر اکرم روزی به کعبه نگاه کردند و فرمودند: «ای کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تو را بزرگ و حرمتت را گرامی ‌داشته ‌است! به خدا قسم حرمت مؤمن از تو بیشتر است، زیرا خداوند فقط یک چیز را از تو حرام کرده، ولی از مؤمن سه چیز را حرام کرده ‌است: مال، جان و آبرو تا کسی به‌ او گمان بد نبرد». (97)

3.3. افتاء و مقصد حفظ دین

شاید بتوان ادعا کرد که مهم‌ترین مقصد شرعی که می‌تواند با افتاء تأمین شود یا به مخاطره بیفتد مقصد حفظ دین است. افتاء، که ‌از دین برآمده و بر مبانی دینی نیز استوار است، یکی از اعمال و رفتارهایی است که به راحتی می‌تواند دین را به چالش بکشاند و آن را سخت به مخاطره‌ اندازد. تناقضی که شکل گرفته در همین جاست که‌ افتاء برآمده‌ از دین اگر شرایط و موازین آن را رعایت نکند خود می‌تواند چالشی در برابر دین باشد. حفظ دین، راه‌ها و رویکردهای چندگانه‌ای دارد که ‌از آن جمله می‌توان از لزوم توجه به جنبه‌ آسان گیری و سهولت شریعت، روشمند بودن افتاء و ... سخن گفت.

پی‌نوشت‌ها:

1. عضو هیئت علمی‌ پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
2. برخی فتاوای منتشرشده در مسائل و موضوعات مستحدث چنان غیرعقلانی و به لحاظ علمی‌مستهجن است که هویت علمی‌ مسلمانان را با چالش مواجه کرده‌است. یکی از نویسندگان سنی، مشهور فواز، در این باره و با اشاره به برخی مصادیق مى نویسد: «و من المضحک فى هذا الباب أنّ هنالک ممّن ابتلانا الله بهم من أهل العلم ضلوا و أضلوا بسبب فهمهم المغلوط لقضایا ومسائل دینیة عدیدة فکتب أبحاثا و تکبد جهودا و بدّد أوقاتا و أضاع أموالا فى سبیل تألیف کتب و مؤلفات تحذر من لبس رابطة العنق. ما یسمى فى عرفنا الجرفتة. حیث ألّف کتابا أسماه: "القول البتة فى حرمة الجرفتة" على اعتبار أنّها بدعة و تشبه بال

عبارات مرتبط با این موضوع

سردردهای پشت سر سردردهایپشتسرسردردهای پشت سر به رایجی دردی که قسمت جلو خصوصاً قسمت شقیقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد سردردهای پشت سر سردردهای سردرد بسیار متداول به گفته‌ی بنیاد درد آمریکا حدود ٪ سردردها که ناشی از


ادامه مطلب ...

نقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از منظر سلفی‌های تکفیری

[ad_1]
علل دیابت شیرین نوع 1 و 2

علل-دیابت-شیرین-نوع-1-و-2دیابت شیرین بیماری بوده که در آن به دلیل تولید ناکافی انسولین و یا مقاومت انسولین، سلول های بدن قادر ادامه ...

علائم و نشانه های اولیه ی دیابت که نمی توان از آن ها چشم پوشی کرد.

علائم-و-نشانه-های-اولیه-ی-دیابت-که-نمی-توان-از-آن-ها-چشم-پوشی-کرددیابت یک نوع بیماری مزمن بوده که می تواند پیشگیری شود، اما قابل درمان قطعی نیست. علائم اولیه ی این بیماری ادامه ...

علائم شایع دیابت در زنان که نباید نادیده گرفته شود.

علائم-شایع-دیابت-در-زنان-که-نباید-نادیده-گرفته-شوددیابت یک اختلال در سوخت و ساز بوده که به واسطه ی سطوح بالای گلوکز در خون ایجاد می شود. مردان و زنان هر ادامه ...

علائم اولیه ی ویروس HIV در مردان

علائم-اولیه-ی-ویروس-HIV-در-مردانHIV یا ویروس نقص ایمنی بدن انسان به علت سندروم نقص ایمنی اکتسابی به وجود آمده که طی این بیماری سلول های ادامه ...

علائم HIV در زنان بعد از یک سال

علائم-HIV-در-زنان-بعد-از-یک-سالعلائم اولیه ی ایدز در زنان و مردان شبیه بیماری های دیگر می باشد. در این مقاله اطلاعاتی در رابطه با علائم ادامه ...

مورخان صهیونیست و علم یهودی‌شناسی

مورخان-صهیونیست-و-علم-یهودی‌شناسی1. بیشتر منابع و مأخذ موجود در بررسی صهیونیسم و اسرائیل، همان منابع صهیونیستی می‌باشد! در نتیجه مطالعه‌کنندگان، ادامه ...

مورخان اروپایی و صهیونیسم

مورخان-اروپایی-و-صهیونیسمامپریالیسم جهت تحقق اهداف خود در کشورهای مستعمره از هر اقدامی استفاده می‌کند. یکی از ابزارهای تحقق اهداف ادامه ...

فروریختگی نظام استعماری و پیدایش تاریخ‌نویسی نواستعماری

فروریختگی-نظام-استعماری-و-پیدایش-تاریخ‌نویسی-نواستعماریدر دوران پس از جنگ جهانی دوم، جهان شاهد فروریختگی و تجزیه امپراتوری‌های استعماری بود. طی این مدت، بسیاری ادامه ...

آشنایی با برخی اصطلاحات و مفاهیم کلیدی مرتبط با یهود

آشنایی-با-برخی-اصطلاحات-و-مفاهیم-کلیدی-مرتبط-با-یهودصهیون یا صیون نام کوهی است در اورشلیم که هیکل یا معبد بنی‌‌اسرائیل بر آن ساخته شده بود، لذا معنی لغوی ادامه ...


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

نقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از نقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از منظر سلفی‌های تکفیری شاعر و نویسنده مشهور بروجردی درگذشت خبر فارسینقش عقل در فهم و استنباط آموزه ها و گزاره های دینی از منظر اشتهار و اعتباری در اقتداء ملائکه به مؤمن نقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از منظر دخالت عقل در فهم دین بزرگداشت سومین سالگرد پدر علوم ارتباطات ایران …نقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از منظر سلفی‌های نقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از امروزه سلفی‎‌ها به عنوان ناعقلانی‌ترین فرقه‌ی اسلامی که دخالت عقل در فهم دین را راسخون یار همیشه همراه قرآن شناسینقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از منظر دخالت عقل در فهم دین ترنم حکمت جایگاه عقل در معرفت دینی با رویکرد … جایگاه عقل در معرفت دینی و پیش از هر چیز گزاره های در حالی که عقل از منظر دائره المعارف اسلامی طهور نمایش مطلب نقش عقل در فهم نقش عقل در فهم وحی از استنباط احکام شرعی مخالفت و تضادی با گزاره های دینی عقلانیت دین، در اسلام پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهبثانیاً، عقل، نقش مهمی در فهم عقل و اعتقاد دینی حکم قطع درختان میوه از منظر نقش عقل در فهم آیات قرآن از منظر ملاصدرابنابراین نقش عقل در اصول و و مبانی فهم قرآن از منظر استنباط و استقلال در فهم نقش عقل در فهم و استنباط آموزه‎‌ها و گزاره‌های دینی از منظر سلفی‌های تکفیری


ادامه مطلب ...

نکاتی درباره زایمان آسان از منظر طب سنتی

[ad_1]

یک دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد نکاتی درباره زایمان آسان از منظر طب سنتی را تشریح کرد.

به گزارش مشرق، مهدی عدل - دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد نکاتی درباره زایمان آسان, اظهار داشت: یکی از سؤالات و درخواست‌های زنان بادار این است که روش‌هایی به آنها پیشنهاد شود که بتوانند زایمان طبیعی را با سختی کمتری تحمل کنند و کارشان به سزارین نکشد.

به گفته وی با توجه به اینکه عمده زایمان‌ها در قرن‌های گذشته زایمان طبیعی بوده‌اند و زایمان با دستکاری رحم بسیار محدود بوده است و پرخطر؛ لذا حکمای ایرانی دستوراتی را برای ماه آخر حاملگی به زنان باردار توصیه می‌کردند تا زایمان آنها تسهبل شود و البته در زمان زایمان نیز دستوراتی به کار می‌رفت که زایمان با سختی کمتر و سرعتی بیشتر طی شود.

تدابیر ماه نهم حاملگی در تسهیل زایمان طبیعی

این دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد افزود: هر روز یک قاشق روغن بادام شیرین در حالت ناشتا مصرف شود. (ماه آخر بارداری) همچنین در ماه آخر بارداری از خوردن خوراکی‌های ترش, گس, قابض و دیرهضم تا حد امکان پرهیز شود همچنین نوشیدن روزانه شیر گاو بر حسب تحمل و وضعیت دستگاه گوارش بسیار مفید است.

 توصیه های نزدیک زایمان

عدل گفت: استحمام با شروع علائم زایمان و نشستن در آبی که در آن جوشانده‌ای از مخلوط شنبلیه و شبت و تخم کتان و کرنب ریخته باشند. روغن مالی پشت و شکم با روغن شبت، بابونه یا کنجد بعد از خروج از جوشانده مذکور.

وی ادامه داد: خوردن غذاهای نرم و سبک و غذاهای چرب مانند سوپ و شوربای تهیه شده از جوجه. خوردن شیرینی‌های تهیه شده از شکر و روغن بادام بسیار به زایمان کمک می‌کند.

این دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد خاطرنشان کرد: البته بهترین حالت این است که با یک متخصص طب سنتی در تماس باشید و تحت نظارت او توصیه‌های مفید در طول بارداری و زایمان را انجام دهید.



[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

طب سنتی و گیاهان داروییداروی گیاهی مقالات سلامتطب سنتیگیاهان دارویی درمان با طب سنتی گیاه دارویی حجامتبادکشیگیاه درمانیطب سنتی ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتیطبسنتی‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب پوست،سلامت پوست،مراقبت از پوست،تاتو،جوش …ردپای زشتی روی صورت تان را بپوشانیدطب سوزنی زیبایی وپاسخ به پرسش های متدوال در زمینه معنای تکنوکرات در ایران چیست؟ فرهنگ نیوزدر مقابل، در جناح راست نیز تغییراتى پدید آمد؛ و یکى از نتایج آن منشعب شدن جریانى بود ماماسایتمشاوره تلفنی مامایی، مشاوره ماماییبعد از خواندن این مقاله ماما سایتی ها میدانند زایمان فیزیولوژیک چیست؟ چرا و به چه آموزش درج و ویرایش نمودارها فرهنگ نیوزبا استفاده از گزینه می توان اطلاعات مندرج در ستون ها را انتخاب، حذف و اضافه کردسلامت نیوز بخش قابل توجهی از تبلیغات خیابانی به بازار خرید و فروش کلیه اختصاص یافته است در این ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب اسلامی پربیننده ترین و آخرین اخبار پزشکی و اخبار سلامت …صفحه اصلی خبرپو آخرین اخبار آخرین اخبار ایران و جهان پخش زنده آخرین اخبار آخرین طب سنتی و گیاهان داروییداروی گیاهی مقالات سلامت طب سنتیگیاهان دارویی درمان با طب سنتی گیاه دارویی حجامتبادکشیگیاه درمانیطب سنتی ایران ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتی طبسنتی ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب اسلامی پوست،سلامت پوست،مراقبت از پوست،تاتو،جوش صورت،درمان جوش صورت ماسک صورتلک صورتپوست زیبا آرایش صورتتاتوپوستجوش صورتدرمان جوش صورتانواع ماسک صورت معنای تکنوکرات در ایران چیست؟ فرهنگ نیوز در مقابل، در جناح راست نیز تغییراتى پدید آمد؛ و یکى از نتایج آن منشعب شدن جریانى بود که گاه ماماسایتمشاوره تلفنی مامایی، مشاوره مامایی مشاوره مامایی، مشاوره تلفنی مامایی و پاسخ به سوالات مامایی، سوالات جنسی، سوالات قبل از آموزش درج و ویرایش نمودارها فرهنگ نیوز در ادامه آموزش های آفیس بعد از یادگیری ساخت و ویرایش جدول ها و شکل های گرافیکی و به آموزش ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب اسلامی وسنتی حکیم سلامت نیوز سلامت ،سلامت نیوز،سلامتی،مرجع اخبار سلامت،اخبار سلامت،پایگاه اطلاع رسانی سلامت ایران تاپیک آمنوره های ثانویه مامانای بالقوه، پر انرژی و پر امید داروی اشتباه به کودک‌تان داده‌اید؟ با پزشک او تماس بگیرید چرا نمی‌توان از نقص ایمنی


ادامه مطلب ...

آیین همسرداری از منظر دین اسلام

در ذیل به مهم‌ترین وظایف متقابل زن و شوهر نسبت به هم اشاره می‌شود:
- حفظ حریم و احترام و خوش رفتاری با هم.
- تأمین نیاز جنسی و روحی و روانی یکدیگر.
- اجتناب از سوء ظن‌های بی‌مورد.
- پرهیز از تندخوی، بدزبانی، درشت گفتاری، ترشروی و سرسنگین نبودن در برابر یکدیگر.
- اجتناب از تمجید دیگران در مقابل یکدیگر؛ یعنی هیچگاه زن نباید از مرد دیگر در مقابل شوهر تعریف کند و متقابلاً مرد نیز نباید از زن دیگری در مقابل همسرش تعریف و تمجید کند.
- تحقیر نکردن یکدیگر و همین طور خویشان و بستگان همدیگر.
- تندخویی و گاهی بداخلاقی همدیگر را تحمل نمودن.
- هرگز به هم دروغ نگفتن و رعایت صداقت، امانت، فداکاری و گذشت.
- با تمام توان از میهمانان یکدیگر پذیرایی کردن و ابراز ناراحتی نکردن از اینکه میهمانان متعلق به همسر هستند.
- به خویشاوندان هم خصوصاً خویشاوند نزدیک او احترام فوق العاده بگذارید.
- عیوب یکدیگر را پیش هیچ کس بازگو نکنید و به رخ هم نکشید.
- در حق همدیگر دعا کنید و از خداوند بخواهید که در کار‌ها موفقتان بدارد.
- با مشکلات زندگی به طور منطقی برخورد کردن و کمتر دچار احساسات شدن.
- در تمام مدت زندگی به هم ابراز علاقه و عشق کردن و در مناسبت‌ها برای هم هدیه (هر چند ارزان قیمت) تهیه کردن.
با توجه به این نکات و وظائف مذکور، بعضی از خصوصیات بارز یک مرد هم بدست می‌آید از جمله غیرت و مردانگی، صداقت، راستگوئی و امانت‌داری، داشتن روحیهٔ فداکاری، گذشت و ایثار، داشتن روحیه محبّت، همکاری و همیاری و...


اما وظایف اختصاصی زن در برابر شوهر عبارت‌اند از:
- بدون اجازه شوهر در مال او تصرف نکردن.
- بدون اجازه و توافق شوهر از خانه بیرون نرود.
- توجه داشتن به مسائل محرم و نامحرم هم در نزد شوهر و هم در غیاب او؛ سعی کند در سه مورد فوق اعتماد شوهرتان را جلب کند.
- خود را برای شوهر آرایش کردن.
- هنگامی که همسر می‌خواهد از خانه خارج شود او را تا دم در همراهی کند.
- هنگام ورود او به خانه سعی کند خود را از قبل آماده و مهیا نموده به استقبال او برود.
- هیچ‌گاه از مردان دیگر نزد او تعریف نکند.
- اگر مشکلی در خانه بوجود آمده در بدو ورود او مطرح نکند.
- سطح توقعات و انتظارات خود را با میزان درآمد شوهر تنظیم کند و از او چیزی که توان تهیه آن را ندارد نخواهد و دائماً مردان دیگر را در این زمینه به رخ او نکشد.
برخی از وظایف اختصاصی مرد در قبال همسرش عبارت‌اند از:
در رابطه با رفتار مرد با خانم خود قرآن در (سوره نساء آیه ۱۹) می‌فرماید: «و عاشروهن بالمعروف ; به نیکی با آنان معاشرت و زندگی کنید».


نیکی به همسر دارای شاخص‌های ثابت و متغیر است شاخص‌های ثابت عبارت است از:
- تأمین مسکن و تهیه پوشاک و خوراک در حد شأن شخصی و خانوادگی همسر.
اما شاخص‌های متغیر به تناسب شرایط زندگی طرفین متفاوت است و هر فردی در طول زندگی با همسر خود و با توجه به شرایط زندگی و روحیات طرف مقابل بهتر می‌تواند موارد تعادل را شناسایی و اعمال کند، مثلاً پیامبر بزرگوار اسلام می‌فرمایند: خدمت و کمک مرد به زن در امور خانه، نشانه صداقت و علاقه اوست.
علاوه بر آنچه در مورد وظایف زوجین بیان شد، ۴۰ نکته زیر را به عنوان راهکارهای اولیه برای زوج‌های جوان برایتان ارسال می‌کنیم و امیدواریم با عمل کردن به آن دستورالعمل‌ها محبت و عشق و علاقه متقابل بین شما ایجاد و گسترش پیدا کند و تنش‌های موجود یا احتمالی به حداقل کاهش پیدا کند.
۱. با مطالعه کتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسرداری، چگونگی ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسه‌های آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید.
۲. با همدلی، همفکری، همکاری و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضای خانواده روابط سالم پدید آورید.
۳. هر یک از زوجین دیگری را نزدیک‌ترین و محرم‌ترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامی و پشتیبان خود تلقی کند.
۴. با یادگیری مهارت‌های ارتباطی نظیر فعالانه به حرف‌های یکدیگر گوش کردن، احترام به نظر‌ها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعی و مشورت کردن روابط خود را بهبود بخشید.
۵. بکوشید، باایجاد کانونی گرم و صمیمی، تمام اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند.
تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
۶. هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جای سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید.
۷. برای رسیدن به آ منیت روانی وعاطفی در روابط زناشویی داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید.
۸. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندی مخرب و پیشرونده تبدیل نشود.
۹. به هر طریق ممکن رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأیید قرار دهید; به گونه‌ای که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید.
۱۰. تشویق و تأیید و بیان نکات مثبت‌به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفی و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد.
۱۱. برای خصوصیات و نیازمندی‌های یکدیگر ارزش قائل شوید و در روابط کلامی، عاطفی، اقدام‌ها و تصمیم‌گیری‌ها به افکار و خواسته‌های همسرتان توجه کنید.
۱۲. اگر رفتار خاصی برای شما مبهم است، ساده‌ترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمت‌آمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید.
۱۳. خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید. خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتی مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت‌و‌گو بپردازید.
۱۴. بکوشید در سراسر زندگی، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جای هر گونه پیش‌داوری یا مشاهده اشکالات و ضعف‌ها نقاط مثبت و قوت را ببینید; به عبارت دیگر، به جای توجه به نیمه خالی لیوان به نیمه پر آن توجه کنید.
۱۵. سعی کنید در برنامه ریزی برای فعالیت‌های اجتماعی، اوقات فراغت، دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگری بپرهیزید.
۱۶. در هر فرصتی که پیش می‌آید، با همسر و اعضای خانواده‌تان ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید. شایان ذکر است زن‌ها از صحبت کردن با همسرشان بیشتر لذت می‌برند. بنابراین، مردان باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند.
۱۷. اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصی نمی‌تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به وی انتقال دهد، و تقاضا کند صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتی دیگر واگذارد.
۱۸. هر از چند گاهی زوجین در فضایی محرمانه، محبت‌آمیز و صمیمانه به ارزیابی رفتار و روابط یکدیگر بپردازند و از یکدیگر بپرسند، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و بانشاط‌تر شود؟
۱۹. همیشه، در رویارویی با مسائل و مشکلات خانوادگی، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت‌خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روی آورید.
۲۰. در روز یا در هفته زمان مشخصی را برای گفت‌و‌گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان اختصاص دهید.
۲۱. از داشتن نگرش‌های آرمان گرایانه و شاعرانه در مساله ازدواج و روابط زناشویی و نیز انتظارات غیر واقع بینانه اجتناب کنید.
۲۲. ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد. اگر موضوع و مساله‌ای ذهن یکی از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستی و نادرستی‌اش را با همسرش مورد بررسی قرار دهد.
۲۳. هر یک از زوجین باید زمینه‌های بروز سوء تفاهم‌ها و سوء ظن‌ها را از بین ببرد و از رفتارهایی که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن می‌شود، خودداری کند.
۲۴. هر یک از زوجین باید بکوشد با روان‌شناسی همسرش آشنا شود تا بداند زن یا مرد به چه اموری بها می‌دهد و نظام ارزشی‌اش چگونه است; برای مثال معمولاً زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفی و مورد حمایت واقع شدن اهمیت می‌دهد و مردان می‌خواهند مستقل و خود مختار باشند و آزادی عمل را دارای ارزش می‌دانند.
۲۵. زن و شوهر از مسخره کردن یکدیگر و گفتن سخنان طعنه‌آمیز و دو پهلو جدا پرهیز کنند.
۲۶. از رفتارهایی نظیر متلک، تحقیر، سرزنش و به رخ کشیدن یکدیگر که موجب افزایش مقاومت‌های روانی در طرف مقابل است، جدا باید پرهیز شود.
۲۷. در سراسر زندگی، از جمله در زندگی خانوادگی، بکوشید به نقاط مثبت، موهبت و نعمت‌هایی که در اختیار دارید بیندیشید نه به اموری که در اختیار ندارید.
۲۸. از خطاهای یکدیگر سریعاً بگذرید و خطاهای همدیگر را تحمل کنید.
۲۹. بایادآوری برخی ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‌هایی هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید.
۳۰. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانی و وضع نامرتب بپرهیزید.
۳۱. در انتخاب دوست و برقراری روابط دوستانه و معاشرت‌های خانوادگی با زوج‌های دیگر دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید.
۳۲. از هر گونه رفتاری که به مرد سالاری یا زن سالاری می‌انجامد، پرهیز کنید.
۳۳. خطای یکدیگر را در حضور دیگران، فرزندان، آشنایان، والدین یکدیگر و... بازگو نکنید.
۳۴. هرگز همسرتان را با زن یا مرد دیگر مقایسه نکنید.
۳۵. از رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیشتر سازید.
۳۶. از تصمیم‌های نادرست و غیر منطقی و کلی‌گویی‌های منفی و شکل‌گیری افکار منفی درباره همسرتان شدیداً پرهیز کنید.
۳۷. حتی‌المقدور به قول‌هایی که به همسرتان داده‌اید عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگی نینجامد.
۳۸. از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‌های ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، زرنگ، شلخته، کله‌شق، یک دنده، لجباز و خودخواه به یکدیگر پرهیز کنید.
۳۹. در مواردی که غمگینی و افسردگی و یا عصبانیت زن یا شوهر شدت می‌یابد و احتمال اختلال در کار سیستم عصبی یا غدد درون‌ریز به ویژه غده تیروئید وجود دارد، در نخستین فرصت‌به پزشک متخصص مراجعه کنید تا از عادی بودن ترشح غدد از جمله غده تیروئید مطمئن شوید.
۴۰. برای داشتن یک زندگی با نشاط و موفق خوب بیندیشید، وقت‌بگذارید، احساس مسؤولیت کنید، موانع ارتباط سالم را از میان بردارید و به عوامل ایجاد کننده روابط سالم توجه کنید.

در زمینه مسائل زناشویی و آمیزش توجه‌تان را به مطالب زیر جلب می‌کنیم:
از آموزه‌های دینی به دست می‌آید، همبستر شدن زن و شوهر و ارضای غریزه جنسی عبادت محسوب می‌شود و حتی در روایتی آمده است اگر کسی عمل نزدیکی با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد به یکی از سنت‌های پیامبران (ص) عمل کرده است.
نکته‌ای که در اینجا باید بر آن تأکید کرد این است که در انسان برخلاف سایر جانداران، کیفیت همبستر شدن با همسر و انجام رفتار جنسی غریزی نیست و بلکه آموختنی است و باید روش صحیح آن را یاد گرفت، گرچه اصل وجود غریزه جنسی غریزی و فطری است. به همین دلیل یکی از آموزه‌های ضروری برای هر پسر و دختر جوان که تصمیم دارند ازدواج کنند این است که دانستنی‌های لازم برای این کار را یاد بگیرند. این دانستنی‌ها شامل مقدمات همبستر شدن، شناخت نیازهای عاطفی یکدیگر در هنگام آمیزش و رعایت آن، شناخت راه‌های مختلف همبستر شدن، آگاهی از راه‌های جلوگیری از بارداری، تنظیم خانواده، آگاهی از احکام شرعی آن اعم از زمان و مکان آمیزش و مسائل دیگر آن مثل غسل و امثال آن، رعایت بهداشت ظاهری مثل مسواک زدن، خوشبو بودن و امثال آن، آگاهی از نکات بهداشتی آمیزش و رعایت آن، آگاهی ضمنی از اختلال‌های جنسی که در صورت وقوع، سریعاً برای معالجه اقدام کنند و صد‌ها نکته ریز و درشت که بیان آن‌ها در این نامه مقدرو نیست و برای فراگیری آن لازم است به کتاب‌های مفیدی که در این زمینه تألیف شده مراجعه کنید.
رسیدن زن و شوهر به اوج لذت جنسی (ارگاسم) یکی از علائم انجام شدن موفقیت آمیز آمیزش جنسی است. اما با تأسف باید بگوییم بسیاری از همسران به دلایل مختلف که مهم‌ترین آن عدم آگاهی و رعایت نکات بالا است، از انجام رضایت بخش این عمل ناتوان‌اند و به همین جهت به مشکلات زیادی اعم از جسمی و روانی مبتلا می‌شوند. حتی طبق آماری که روان‌شناسان و کار‌شناسان امور خانواده ارائه کرده‌اند بیش از ۷۵ درصد از عوامل اختلاف‌های خانوادگی ریشه در این موضوع دارد. (پرسمان دانشجویی/اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری)

403


ادامه مطلب ...

راه‌های کاهش دردهای دوران قاعدگی از منظر طب سنتی

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از تسنیم ، سید جواد علوی درباره راه‌های کاهش دردهای دوران قاعدگی اظهار داشت: از دیدگاه طب سنتی تدابیر خاصی وجود دارد که با رعایت آن بسیار به سلامت زنان کمک می‌کند.

به گفته وی برای کاهش دردهای قاعدگی از چند روز قبل از آغاز قاعدگی تا پایان دوران قاعدگی از مصرف آب سرد، حمام با آب سرد و نشستن در جای سرد باید خودداری کرد، همچنین در دوران قاعدگی از شست و شوی زیاد باید خودداری کرد.

این کارشناس طب سنتی ادامه داد: حتی از حمام رفتن و حتی شستن پاها باید خودداری کرد همه این عوامل موجب می‌شود که درد بیشتر شود چرا که محیط رحم را سرد کرده و موجب بروز دردهای قاعدگی می‌شود.

علوی افزود: مصرف دم نوش‌های گرم مانند دارچین و عسل، دم نوش گلپر، دم نوش پونه، دم نوش رازیانه از چند روز قبل از قاعدگی به کاهش دردهای دوران قاعدگی کمک می‌کند.

وی اضافه کرد: برای زنانی که قاعدگی‌شان عقب می‌افتد, مصرف این دم نوش‌ها بسیار کمک کننده است. عقب افتادن قاعدگی به دلیل سومزاج سرد رحم است.

این کارشناس طب سنتی بیان کرد: «به»، مقوی قلب، مغز، کبد و معده است. زنانی که قاعدگی خود را عقب می‌اندازند، بهتر است که «به» را در رژیم غذایی خود قرار دهند؛ مصرف «به» پیش از غذا باعث یبوست است ولی پس از غذا می‏‌تواند باعث برطرف شدن یبوست ‏شود.

علوی خاطرنشان کرد: کسانی که یبوست مزاج دارند بیشتر دچار دردهای قاعدگی می‌شوند, بسیاری از دردهای قاعدگی با برطرف شدن یبوست مزاج بهبود پیدا می‌کند.


ادامه مطلب ...

نکاتی درباره زایمان آسان از منظر طب سنتی

[ad_1]

یک دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد نکاتی درباره زایمان آسان از منظر طب سنتی را تشریح کرد.

به گزارش مشرق، مهدی عدل - دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد نکاتی درباره زایمان آسان, اظهار داشت: یکی از سؤالات و درخواست‌های زنان بادار این است که روش‌هایی به آنها پیشنهاد شود که بتوانند زایمان طبیعی را با سختی کمتری تحمل کنند و کارشان به سزارین نکشد.

به گفته وی با توجه به اینکه عمده زایمان‌ها در قرن‌های گذشته زایمان طبیعی بوده‌اند و زایمان با دستکاری رحم بسیار محدود بوده است و پرخطر؛ لذا حکمای ایرانی دستوراتی را برای ماه آخر حاملگی به زنان باردار توصیه می‌کردند تا زایمان آنها تسهبل شود و البته در زمان زایمان نیز دستوراتی به کار می‌رفت که زایمان با سختی کمتر و سرعتی بیشتر طی شود.

تدابیر ماه نهم حاملگی در تسهیل زایمان طبیعی

این دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد افزود: هر روز یک قاشق روغن بادام شیرین در حالت ناشتا مصرف شود. (ماه آخر بارداری) همچنین در ماه آخر بارداری از خوردن خوراکی‌های ترش, گس, قابض و دیرهضم تا حد امکان پرهیز شود همچنین نوشیدن روزانه شیر گاو بر حسب تحمل و وضعیت دستگاه گوارش بسیار مفید است.

 توصیه های نزدیک زایمان

عدل گفت: استحمام با شروع علائم زایمان و نشستن در آبی که در آن جوشانده‌ای از مخلوط شنبلیه و شبت و تخم کتان و کرنب ریخته باشند. روغن مالی پشت و شکم با روغن شبت، بابونه یا کنجد بعد از خروج از جوشانده مذکور.

وی ادامه داد: خوردن غذاهای نرم و سبک و غذاهای چرب مانند سوپ و شوربای تهیه شده از جوجه. خوردن شیرینی‌های تهیه شده از شکر و روغن بادام بسیار به زایمان کمک می‌کند.

این دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی یزد خاطرنشان کرد: البته بهترین حالت این است که با یک متخصص طب سنتی در تماس باشید و تحت نظارت او توصیه‌های مفید در طول بارداری و زایمان را انجام دهید.



[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

طب سنتی و گیاهان داروییداروی گیاهی مقالات سلامتطب سنتیگیاهان دارویی درمان با طب سنتی گیاه دارویی حجامتبادکشیگیاه درمانیطب سنتی ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتیطبسنتی‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب پوست،سلامت پوست،مراقبت از پوست،تاتو،جوش …ردپای زشتی روی صورت تان را بپوشانیدطب سوزنی زیبایی وپاسخ به پرسش های متدوال در زمینه معنای تکنوکرات در ایران چیست؟ فرهنگ نیوزدر مقابل، در جناح راست نیز تغییراتى پدید آمد؛ و یکى از نتایج آن منشعب شدن جریانى بود ماماسایتمشاوره تلفنی مامایی، مشاوره ماماییبعد از خواندن این مقاله ماما سایتی ها میدانند زایمان فیزیولوژیک چیست؟ چرا و به چه آموزش درج و ویرایش نمودارها فرهنگ نیوزبا استفاده از گزینه می توان اطلاعات مندرج در ستون ها را انتخاب، حذف و اضافه کردسلامت نیوز بخش قابل توجهی از تبلیغات خیابانی به بازار خرید و فروش کلیه اختصاص یافته است در این ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب اسلامی پربیننده ترین و آخرین اخبار پزشکی و اخبار سلامت …صفحه اصلی خبرپو آخرین اخبار آخرین اخبار ایران و جهان پخش زنده آخرین اخبار آخرین طب سنتی و گیاهان داروییداروی گیاهی مقالات سلامت طب سنتیگیاهان دارویی درمان با طب سنتی گیاه دارویی حجامتبادکشیگیاه درمانیطب سنتی ایران ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتی طبسنتی ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی طب سنتی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب اسلامی پوست،سلامت پوست،مراقبت از پوست،تاتو،جوش صورت،درمان جوش صورت ماسک صورتلک صورتپوست زیبا آرایش صورتتاتوپوستجوش صورتدرمان جوش صورتانواع ماسک صورت معنای تکنوکرات در ایران چیست؟ فرهنگ نیوز در مقابل، در جناح راست نیز تغییراتى پدید آمد؛ و یکى از نتایج آن منشعب شدن جریانى بود که گاه ماماسایتمشاوره تلفنی مامایی، مشاوره مامایی مشاوره مامایی، مشاوره تلفنی مامایی و پاسخ به سوالات مامایی، سوالات جنسی، سوالات قبل از آموزش درج و ویرایش نمودارها فرهنگ نیوز در ادامه آموزش های آفیس بعد از یادگیری ساخت و ویرایش جدول ها و شکل های گرافیکی و به آموزش ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی ‌طب اسلامی وسنتی حکیم عقیلی خراسانی درمان بیماریها بدون مصرف دارو ‌طب اسلامی وسنتی حکیم سلامت نیوز سلامت ،سلامت نیوز،سلامتی،مرجع اخبار سلامت،اخبار سلامت،پایگاه اطلاع رسانی سلامت ایران تاپیک آمنوره های ثانویه مامانای بالقوه، پر انرژی و پر امید داروی اشتباه به کودک‌تان داده‌اید؟ با پزشک او تماس بگیرید چرا نمی‌توان از نقص ایمنی


ادامه مطلب ...

سلامت «ایران و آمریکا» از منظر دلار

[ad_1]
به گزارش مشرق، ایرج حریرچی درباه بعضی انتقادات و حملات تند علیه طرح تحول سلامت که در رسانه‌ها مطرح می شود، اظهار داشت: برخی از انتقاداتی که مطرح می‌شود از سر دلسوزی است و در موارد قابل توجهی این انتقادات دارای نکات کارشناسی نیز هستند که ما از آنها جهت ارتقای برنامه‌هایمان بسیار استقبال می‌کنیم.
 
اگر کمک نمی‌کنید، حداقل مانع‌تراشی نکنید
 
وی افزود: این درحالیست که برخی دیگر از انتقادات و حملات نه از سر خیرخواهی و نه دارای جنبه کارشناسی است. به عنوان مثال بعضی افراد که در دوره تصدی مسئولیت خود فاقد حتی یک عملکرد با برنامه شاخص و درخشان بوده‌اند، بعضی شنیده‌ها و مشاهدات خود را به دفعات در یک قالب تکراری مطرح می‌کنند و برخی رسانه‌ها هم که بعضا دارای سابقه و اقدامات مثبت و هم‌افزایی در حوزه سلامت هستند، متاسفانه تحت تاثیر مسائل سیاسی و جناحی و حتی شخصی به مخالفت می‌پردازند.
 
حریرچی خطاب به این منتقدان گفت: البته باید بدانند که راه اصلاح و ارتقای حوزه سلامت ولو با فراز و نشیب پیش خواهد رفت، بنابراین اگر کمک نمی‌کنید، حداقل مانع ایجاد نکنید.
 
ریشه مشکلات "سلامت" پزشک بودن وزیر بهداشت است؟
 
وی درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر اینکه ریشه مشکلات حوزه سلامت پزشک بودن وزیر بهداشت است، ادامه داد: باید توجه کرد که آقای دکتر هاشمی نخستین وزیر بهداشتی هستند که در طول دوران تصدی‌شان در وزارت بهداشت به طور صریح از انتخاب وزیر بهداشت غیر پزشک استقبال کرده‌اند. در این دوره شاهد بودیم که برای اولین بار در سابقه وزارت بهداشت سه نفر از معاونین اصلی با تحصیلات مدیریتی و با سوابق اجرایی از غیر گروه بهداشتی درمانی انتخاب شده‌اند و این موارد غیر از موارد انتخاب معاون از پزشکان عمومی و پرستاران است. هر چند در زمانیکه افراد کمی با این مقوله آشنا بودند، در نشریه‌ایی که با تیراژ وسیع منتشر می‌کردیم، سلسله مقاله‌های مکرری در این زمینه و در دوره‌های مختف در 10 ساله گذشته منتشر کرده‌ام. بر این اساس به افرادی که در دوره تصدی خود اقدام عملی و حتی یک اشاره ضمنی هم به این موضوع نکرده‌اند و اکنون مدعی شده‌اند، توصیه می‌کنم که انصاف را رعایت کنند. البته باید توجه کرد که هر تغییر مهمی اگر مطلوب هم باشد، باید برای آن برنامه‌ریزی کرده تا زمان مناسب اجرا شود.
 
اندر حکایت پزشک خانواده
 
قائم مقام وزیر بهداشت در ادامه صحبت‌هایش با اشاره به این گفته مبنی بر اینکه وزارت بهداشت تمایلی برای اجرای پزشک خانواده ندارد، اظهار کرد: متاسفانه همانطور که حتی قریب به اتفاق منتقدین و مخالفان فعلی وزارت بهداشت اذعان دارند، هیچ‌گاه نظام پزشک خانواده مطلوب و مقبول و حتی متوسط در شهرهای کشور، در دوره‌های گذشته اجرا نشده بود.
 
حریرچی تصریح کرد: باید توجه کرد که در هیچ دوره‌ای به اندازه این دوره حمایت از پزشک خانواده و اقدامات اجرایی در این زمینه انجام نشده است. توسعه و تکمیل واضح پزشک خانواده روستایی، ارتقای پزشک خانواده در دو استان فارس و مازندران به مفهوم اصلی پزشک خانواده و با افزودن اقدامات بهداشتی و پیشگیرانه به بسته خدمات، گسترش پزشک خانواده در مناطق دیگر و ایجاد بستر واقعی و عملیاتی برای اجرای پزشک خانواده در کشور از طریق تامین یک مراقب سلامت برای هر ایرانی، ایجاد و گسترش پرونده الکترونیک سلامت برای همه، ایجاد آمادگی لازم و تامین زیرساخت‌ها در سطح دو و سه برای پذیرش ارجاع از سطح یک و تهیه راهنماهای بالینی از اقدامات مهمی است که اکنون انجام شده و در آینده نزدیک نیز تکمیل می‌شود.
 
سخنگوی وزارت بهداشت در ادامه درباره بحث‌هایی که در زمینه درآمد پزشکان ایرانی و مقایسه آن با درآمد پزشکان آمریکایی مطرح می‌شود، گفت: بارها اعلام کرده‌ایم که درآمد پزشکان ایرانی به مراتب کمتر از متخصصین آمریکایی است. البته بررسی این موضوع از چند منظر امکان پذیر است. اول اینکه نقل این موضوع و انعکاس وسیع رسانه‌ای آن، بدون توجه به مقدمات و موخرات مربوطه انجام می‌شود. حتی همکاری هم که اخیرا این مسئله را مطرح کرده‌اند، به این مقدمات و موخرات صریحا اشاره داشته‌اند.
 
اظهارنظری که خبرساز شد، اما...
 
وی افزود: من امروز با دکتر پزشکیان مذاکره داشتم که صراحتا گفتند منظورشان این نبوده که متوسط درآمد متخصصین ایرانی هفت برابر متوسط درآمد متخصصین آمریکایی است، بلکه منظورشان بعضی موارد و آن هم بر اساس مقایسه با درآمد سرانه ملی کشورها بوده است و نه رقم خام. همچنین ایشان اعلام کردند که سوء‌برداشتی هم در مورد اظهارات‌شان در مورد دریافتی مدیران دولتی شده است که باز صحیح نبوده است.
 
حریرچی ادامه داد: بنابراین باید توجه کرد که نقل خام و بدون استناد همین جمله چه احساسی در مردم عادی، خصوصا محرومان و مستضعفین وحتی تحصیل کرده‌ها و متخصصین رشته‌های غیر پزشکی ایجاد می‌کند. باید پرسید آیا نقل چنین موضوعی به این شکل، به غیر تقابل و ایجاد احساس فاصله طبقاتی و از بین بردن اعتماد مردم به پزشکان کشور نتیجه دیگری دارد؟. باید به این نکته اشاره کنم که در چند دهه گذشته در قریب به اتفاق نظر سنجی‌های انجام شده در کشور، پزشکان جزو دو یا سه گروه اول مرجع جامعه بودند و با مرور ذهنی اسامی سایر گروه‌های مورد مطالعه در چنین نظر سنجی‌هایی به خوبی میزان اعتماد مردم به جامعه پزشکی روشن می‌شود.
 
درآمد پزشکان آمریکایی چقدر است؟
 
حریرچی با بیان اینکه با یک جستجوی ایترنتی میزان درآمد متخصصین آمریکایی مشخص می شود، گفت: دو سایت Medscape و Payscale و منابع دیگر، میانگین درآمد سالیانه پزشکان شاغل در آمریکا  را به تفکیک تخصص، سابقه، جنسیت و دیگر موارد و همچنین میانگین درآمد ساعتی آنها منتشر می‌کنند. بر اساس همین منابع متوسط درآمد یک پزشک متخصص امریکایی 297 هزار دلار در سال است که با احتساب قیمت فعلی دلار سالانه معادل بیش از یک میلیارد و 50 میلیون تومان می‌شود که هفت برابر آن معادل سالانه بیش از هفت میلیارد و 450 میلیون تومان سالانه و ماهانه 620 میلیون تومان است.
 
قائم مقام وزیر بهداشت افزود: من از طرف وزارت بهداشت اعلام می‌کنم که حتی یک مورد دریافتی این چنینی هم در بخش دولتی وجود ندارد و بعید است که با توجه به حاکمیت تعرفه‌های قانونی و جلوگیری از دریافت‌های غیر قانونی در بخش خصوصی هم چنین در آمد مستمری در قبال ارائه خدمات پزشکی وجود داشته باشد. بنابراین توصیه و درخواست من از رسانه‌ها این است که به این صورت به بازپخش این مطلب نپردازند. البته بعید می‌دانم سایر دوستان مطلع و کارشناس هم چنین منظور و تصوری از متوسط درآمد پزشکان متخصص در بخش دولتی داشته باشند.
 
وی ادامه داد: همان گونه که وزارت بهداشت در گذشته هم اعلام کرده است، متوسط کل درآمد بیش از 23 هزار متخصص و فوق تخصص شاغل در بخش دولتی ماهیانه 17 میلیون و 300 هزار تومان است و حتی دریافتی‌های بالا در مناطق محروم و مورد نیاز که در حد دهم درصد کل متخصصین و فوق تخصصین شاغل در بخش دولتی هستند، به هیچ وجه قابل مقایسه با ارقام و اعداد هفت برابری درآمد متخصصان امریکایی نیست.
 
سخنگوی وزارت بهداشت همچنین اظهار کرد: برای مقایسه درآمد ناخالص ملی و سرانه این درآمد هم در بین کشورها معمولا از دلار بین‌المللی یا اصطلاحا دلار PPP که محاسبه آن بر اساس برابری قدرت خرید در اقتصاد داخلی امریکا است، استفاده می‌شود. بر این اساس طبق آخرین گزارش‌های رسمی بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سایر منابع معتبر بین‌المللی سرانه درآمد ناخالص سالانه هر امریکایی حدود  56 هزار دلار بین‌المللی و همین سرانه برای هر ایرانی 17300 دلار بین‌المللی است. حال رقم مترادف این ارقام بر اساس دلار رایج امریکا برای هر امریکایی همان 56 هزار دلار و برای هر ایرانی 4900 دلار است که موضوع صحبت ما و مبنای مقایسه نیست.
 
وی با بیان اینکه دو تفاوت عمده دیگر در این بحث، مقایسه اقتصاد درمان ایران و امریکا و مقایسه درصدی از درآمد ناخالص ملی است که در این دو کشور به سلامت اختصاص می‌یابد، گفت: در آخرین سالی که بررسی‌هایی درباره میزان اختصاص درآمد ناخالص ملی به حوزه سلامت انجام شد، مشخص شد که به طور متوسط در جهان 10 درصد از درآمد ناخالص ملی به سلامت اختصاص می‌یابد. حال این میزان برای آمریکا 17.3 درصد و برای ایران فقط 7.5  درصد بوده است. به عبارت دیگر سرانه بهداشتی درمانی هر امریکایی حدود 9600 دلار بین‌المللی و برای هر ایرانی حدود 1300 دلار بین‌المللی است. تفاوت دیگر نیز این است که در آمریکا به ازای هر 1000 نفر 4.9 پزشک و در ایران به ازای هر 1000 نفر 1.5 پزشک وجود دارد.
 
به گزارش وزارت بهداشت - حریرچی همچنین گفت: در مجموع در حالی که نسبت تعداد پزشک به جمعیت در امریکا به ایران 3.25 برابر است، در مورد سرانه بهداشتی درمانی این اختلاف حدود7.4  برابر و اختلاف سرانه در آمدی کل بر اساس دلار بین المللی حدود 3.25 برابر است.
 
درآمد متخصصان ایرانی کمتر از آمریکایی‌هاست
 
وی با بیان اینکه به نظر من مقایسه درآمد متخصصین ایرانی و امریکایی مقایسه چندان مناسبی نیست، اظهار کرد: البته اگر به سه نسبتی که در بالا گفتم توجه کنیم و متوسط درآمد 297 هزار دلار هر متخصص امریکایی را در ذهن داشته باشیم، درآمد متوسط 17 میلیون و سیصد هزار تومانی برای متخصصین دولتی چه به دلار رایج  و چه به دلار بین‌المللی به مراتب کمتر از درآمد متخصصین آمریکایی خواهد بود.

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

الف خوابی که عربستان و آمریکا برای ایران دیده‌اندنظراتی که به تعمیق و گسترش بحث کمک کنند، پس از مدت کوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت دیگر الف آیا نگاه آمریکا و غرب به ایران تغییرکرده‌ است؟یکی از برداشت‌های لیبرال که در آن تلاش می‌شود آمریکا بزک‌شده و به‌عنوان دوست ملت اخبار اقتصادی ایران اکونومیستاولین و پر بیننده ترین سایت اقتصادی ایران گفت‌وگو با مریم سعادت، بازیگر به بهانه تفاوت‌های اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکاییامام خمینی اسلام را به اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی تقسیم کرد آیا تضعیف اسلام و بازیگران زن ایرانی در سینما و تلویزیون امریکا را …بازیگران زن ایرانی در سینمای آمریکا نادیا بیورلین از پدری سوئدی و مادری ایرانی تبار آخرین عناوین خبرهای ایران و جهان تیتردانموتور جستجوگر خبر فارسی، دسترسی سریع به آخرین خبرهای ایران و جهاناخبار بانک، بیمه، طلا و ارز بنکرقیمت دلار منطقی می شود زیر و بم بودجه‌نویسی سال ۹۶ آخرین وضعیت پرونده صندوق ذخیره خبرگزاری مهر اخبار ایران و جهان خبرگزاری مهر آخرین اخبار ایران جهان سیاست ورزش اقتصاد فرهنگ حوزه دانشگاه هنر فیلم پارسینهپارسینه سایت خبری پارسینه اتحاد اَبَر شرکتهای فن آوری علیه افراط گرایی در دیدنی های آمریکا، مناطق دیدنی امریکادیدنی های امریکاامریکاکشور امریکاجاذبه های آمریکامراکز گردشگری امریکادیدنی های الف خوابی که عربستان و آمریکا برای ایران دیده‌اند نظراتی که به تعمیق و گسترش بحث کمک کنند، پس از مدت کوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت دیگر الف آیا نگاه آمریکا و غرب به ایران تغییرکرده‌ است؟ یکی از برداشت‌های لیبرال که در آن تلاش می‌شود آمریکا بزک‌شده و به‌عنوان دوست ملت ایران اخبار اقتصادی ایران اکونومیست اولین و پر بیننده ترین سایت اقتصادی ایران گفت‌وگو با مریم سعادت، بازیگر به بهانه اکران تفاوت‌های اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی امام خمینی اسلام را به اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی تقسیم کرد آیا تضعیف اسلام و مسلمین بازیگران زن ایرانی در سینما و تلویزیون امریکا را بشناسید تصاویر بازیگران زن ایرانی در سینمای آمریکا نادیا بیورلین از پدری سوئدی و مادری ایرانی تبار در آخرین عناوین خبرهای ایران و جهان تیتردان موتور جستجوگر خبر فارسی، دسترسی سریع به آخرین خبرهای ایران و جهان اخبار بانک، بیمه، طلا و ارز بنکر قیمت دلار منطقی می شود زیر و بم بودجه‌نویسی سال ۹۶ آخرین وضعیت پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان خبرگزاری مهر اخبار ایران و جهان خبرگزاری مهر آخرین اخبار ایران جهان سیاست ورزش اقتصاد فرهنگ حوزه دانشگاه هنر فیلم عکس مجله پارسینه پارسینه سایت خبری پارسینه اتحاد اَبَر شرکتهای فن آوری علیه افراط گرایی در اینترنت دیدنی های آمریکا، مناطق دیدنی امریکا دیدنی های امریکاامریکامناطق دیدنی امریکاجاذبه های گردشگری آمریکامراکز گردشگری امریکا والیبال ایران و امریکا نتیجه کشتی ایران و آمریکا توافق هسته ای ایران و امریکا نتیجه بازی والیبال ایران و امریکا امروز مقایسه قدرت نظامی ایران و آمریکا اختلاف ساعت ایران و امریکا والیبال ایران و امریکا عکس زنان فاحشه تماشاگران زن والیبال ایران و امریکا


ادامه مطلب ...

خاستگاه و نقل حدیث از منظر حدیث پژوهان غربی

[ad_1]

1. مبادى مطالعات حدیثى جدید. حدیث، کیفیت روایت آن و راویان و مؤلفان جوامعِ حدیثى، دست کم از قرن یازدهم/ هفدهم در میان دانشمندان غربى شناخته شده بود، اما پژوهش علمى در این باب از قرن سیزدهم/ نوزدهم آغاز شد. نخستین مطالعات حدیثى را کسانى کردند که درصدد تدوین سیره‌اى تاریخى ـ انتقادى از زندگى حضرت محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله و سلم بودند که از آن جمله می‌توان به ویلیام میور، آلویس اشپرنگر، اُتو لوت، آلفرد فن کرمر و راینهارت پیتر آن دزى اشاره کرد. در نگاه این دانشمندان، حدیث پس از قرآن، مهم‌ترین منبع شناخت زندگى پیامبر و تاریخ صدر اسلام بود (1) و همین امر موجب می‌شد تا به تحقیق در وثاقت تاریخىِ احادیث بپردازند. حاصل این تحقیق به اجمال از این قرار است:
اقوال و افعال پیامبر، چه در زمان حیات چه پس از وفات حضرت، مورد توجه مسلمانان بود، به‌ویژه که دریافتند براى اداره جامعه اسلامى ــکه در حال گسترش به فراتر از شبه‌جزیره عربستان بودــ نمی‌توانند به قرآن بسنده کنند؛ بنابراین، بر آن شدند تا این خلأ را با مراجعه به سنّت نبوى جبران کنند. به نظر این دانشمندان، مسلمانان کوشیدند تمام مطالب موجود درباره پیامبر را در قالب حدیث جمع کنند و هر جا لازم بود، سنّتى را برساختند و بدو نسبت دادند. در اواخر قرن نخست هجرى، برخى محدّثان این احادیث را ــ که غالباً در حافظه‌ها ثبت و شفاهاً نقل می‌شدندــ گردآورى و مکتوب کردند. هر چند همین محدّثان، محتواى تألیفات خود را عمدتاً شفاهى به شاگردان خود انتقال می‌دادند و شاگردان نیز از درس‌گفتارها یادداشت برمی‌داشتند و به شاگردان خود منتقل می‌کردند. البته از مجموعه‌هاى حدیثى تا پیش از نیمه قرن دوم، اثرى بر جا نمانده است. در قرون بعدى، میراث حدیثى مسلمانان، با تدوین و جعل، حجیم‌تر شد (2).
دیدگاه نخستین عالمان غربى درباره وثاقتِ تاریخىِ حدیث، دوگانه بود: از یک سو، بخشى از روایات نبوى و برخى اخبار مربوط به صحابه و دیگر مسلمانان قرن نخست و آغاز قرن دوم را صحیح تلقى می‌کردند، گو اینکه می‌پذیرفتند این روایات چه‌بسا در جریان نقل تا حدى تحریف شده باشند؛ و از سوى دیگر، چنین می‌پنداشتند که عمده احادیث رایج در قرن سوم، که پس از آن هم رو به افزایش گذاشت، حاصل جعل راویان بوده است. به نظر اینان، دو عامل اساسى در تحریف و دستکارى روایات دخیل بوده‌اند: اولاً در طول بیش از یک قرن، احادیث شفاهى نقل شده بودند و تمایلات و اغراض شخصى نیز در آنها بی‌تأثیر نبود؛ ثانیآ منازعات سیاسى و مذهبىِ موجود در جامعه، زمینه را براى دستکارى در احادیث موجود و جعل روایات جدید مهیا می‌ساخت (3).
این طرز تلقى از میراث حدیثىِ مسلمانان در آغاز قرن سوم هجرى، لزوماً محصولِ پژوهش انتقادى دانشمندان غربى در منابع اسلامى نبود، بلکه آنان کار خود را بر روشهاى نقد حدیث در میان مسلمانان متقدم بنا کرده بودند؛
هر چند به نظر آنان شیوه نقد حدیث مسلمانان به قدر کافى سختگیرانه نبود، زیرا کار آنان بیشتر مبتنى بر بررسىِ سلسله اسانید و راویان موجود در اسناد بود و در آن کمتر به تحقیق در شواهد درونىِ متن روایات توجه می‌شد و با این فرض که جعل حدیث اندکى پس از رحلت پیامبر آغاز شده باشد، شناخت روایات جعلى تنها از طریق بررسى اتصال اسانید و وثاقت روات میسر نمی‌نمود. به علاوه مصونیت صحابه از نقد و نیز خوددارى محدّثان از بررسى محتوایى احادیث فارغ از باورهاى دینى نیز از موانع اثربخشى نقد حدیث اسلامى محسوب می‌شدند. بدین ترتیب، نخستین نسل از حدیث‌پژوهان غربى، شمار احادیث صحیح موجود در جوامع حدیثى را بسیار کمتر از عالمان مسلمان برآورد می‌کردند: از میور (4) و دزى (5). گرفته که حداکثر نیمى از احادیث را اصیل می‌دانستند، تا کِرِمِر (6) که تنها چند صد حدیث را واقعى می‌شمرد. از این‌رو، اینان اظهار می‌داشتند که وظیفه نقد حدیث در دوره جدید جداسازى اندک احادیث صحیح از میان هزاران مورد جعلى است (7)، هرچند غالباً خود این امر را پی‌نگرفتند و روشى براى دستیابى به این هدف پیشنهاد نکردند.
2. خاستگاه و ارزش تاریخى حدیث. نظر ویلیام میور درباره وثاقت و ارزش تاریخى حدیث، از دیدگاه نخستین حدیث‌پژوهان غربى حکایت دارد. به گفته وى (8)، حدیث با احتیاط و نقادى چندانى نقل نشده است؛
بنابراین هیچ خبر مهمى را نباید صرفاً به دلیل وجود یک روایت، اثبات شده انگاشت، مگر آنکه شواهدى در تأیید آن وجود داشته باشد، اما پس از نقد و بررسى دقیق روایات و کنار گذاشتن موارد مشکوک، مطالب درخور اعتمادى براى سیره‌نگارى پیامبر باقى خواهد ماند (9).
در اوایل قرن چهاردهم/ اواخر قرن نوزدهم، محققان غربى در وثاقت حدیث به گونه‌اى افراطى تردید کردند و در نتیجه، دیدگاههاى جدیدى درباره خاستگاه و سیرتطور حدیث مطرح شد. ایگناتس گولدتسیهر (10) با اینکه بر این نکته صحه می‌گذاشت که نقل اخبار درباره پیامبر در دوران حیات وى آغاز شد و صحابه بدنه اصلى روایات را فراهم آوردند و نسلهاى بعدى آن را غنا بخشیدند، اما در این امر تردید داشت که بتوان درباره بدنه اولیه و اصلى احادیث، داورى قطعى و مطمئنى کرد. نتیجه‌گیرى نهایى گولدتسیهر این بود که حدیث را نمی‌توان چونان منبعى تاریخى در شناخت تاریخ صدر اسلام، یعنى زمان پیامبر و صحابه، به کار گرفت. به اعتقاد او حدیث تنها در شناخت مراحل بعدى گسترش اسلام به کار می‌آید، چرا که بخش اعظم احادیث در این دوره شکل گرفته است؛ بنابراین، گولدتسیهر ــ برخلاف دیگران که می‌کوشیدند با استفاده از روایات صحیح، سیره تاریخى پیامبر را بازسازى کنندــ بیشتر به بررسى روایات جعلى علاقه‌مند بود که مسائل و مشکلات دوران پس از پیامبر را منعکس می‌کردند (11). گولدتسیهر (12) این موضوع را، با ذکر مثالهاى متعدد از عوامل گوناگون جعل و تحریف حدیث (از جمله اختلافات حکومتى در دوران امویان و عباسیان، و اختلافهاى اصحاب فرقه‌هاى کلامى و مذاهب فقهى) تبیین می‌کرد. افزون بر این، او نشان می‌داد که تنها اختلافات، عامل جعل احادیث نبودند، بلکه گاه به منظور بیان نکته‌هاى اخلاقى یا حکمت‌آموز، قصه‌هایى از زبان پیامبر و صحابه نقل می‌شد تا به آنها حجیت و اعتبار بخشند (13). با این حال، گولدتسیهر در روش خویش انسجام کامل نداشت. وى با اینکه در توصیف حیات پیامبر به قرآن بسنده می‌کرد (زیرا معتقد بود نمی‌توان اخبار صحیح را از روایات مجعول جدا کرد)، اما در پذیرش اخبار و روایات مربوط به صحابه و دیگر افراد تا دو سه نسل بعدى تردید نمی‌کرد و آنها را از نظر تاریخى صحیح می‌انگاشت، بی‌آنکه روشن کند براساس چه معیار تازه‌اى این امر ممکن شده است (14).
نوشته‌هاى گولدتسیهر درباره حدیث، بر اسلام‌شناسى غربیان بسیار تأثیر گذاشت (15)، هر چند محققان بعدى تفسیرهاى متفاوتى از نتایج کار وى به دست دادند. برخى پنداشتند او دیدگاه آنان را، مبنى بر عدم اصالت و وثاقت مجموعه احادیث متداول در قرن سوم هجرى، تأیید می‌کند. این محققان، در عین حال، معتقد بودند که در اصل، احادیث صحیح یا روایاتى با ریشه تاریخى صحیح وجود داشته که کشف این دسته از روایات وظیفه دانشمندان تاریخ است (16). دیگران موضعى افراطی‌تر برگزیدند و از مطالعات گولدتسیهر این مبناى روش‌شناختى را استنتاج کردند که حدیث را به طور کلى باید ساختگى دانست، بدین معنا که حدیث عیناً به همان مرجعى که بدان منتسب است، بازنمی‌گردد (17). به هر حال، مطالعات حدیثى گولدتسیهر این نتیجه را داشت که حدیث پژوهان غربى، دست کم در برخورد با روایات فقهى، نقّادتر و محتاط‌تر شوند؛
اما این برداشت افراطى که حدیث صرفاً محصول تحولات متأخر از عصر پیامبر است، به‌ویژه در میان محققان علاقه‌مند به تاریخ صدر اسلام، طرفدار پیدا نکرد. برخى، چون یوهان فوک(18)، حتى به ‌صراحت، شکاکیت گولدتسیهر را مردود شناختند و در برخورد با منابع اسلامى، رهیافتى کمتر شکاکانه به دست دادند.
در نیمه قرن چهاردهم/ بیستم، یوزف شاخت (19) این نظریه را مطرح کرد که روایات منسوب به پیامبر و صحابه فاقد هسته اصیل اولیه‌اند. او در پژوهش چالش برانگیز خود، با عنوانِ (مبادى فقه اسلامى)، ادله خویش را مشروح‌تر بیان کرد. به ادعاى او (20) اولین مجموعه معتنابه از روایات فقهى منسوب به پیامبر، از اواسط قرن دوم هجرى به این سو ساخته شده‌اند. شاخت (21) چنین استدلال می‌کرد که آبشخور مکاتب فقهى اولیه، روایات منقول از پیامبر نبوده است. به عکس، این آراىِ فقهىِ بیشتر مبتنى بر اجتهاداتى فردى بودند که در مرحله بعد مستند به اقوال صحابه شدند (22). با رواج احادیث نبوى از نیمه قرن دوم، سنّت رایج در مدارس فقهى متزلزل شد و با اینکه در ابتدا با این دسته از احادیث به‌شدت مخالفت گردید (23)، اما این مخالفتها به تدریج رو به کاستى نهاد و سرانجام، با گسترش نظریه شافعى (متوفى 206) در باب منابع فقه، از بین رفت (24). از سوى دیگر شاخت ــ با مقایسه مجموعه‌اى از روایات با موضوعات مختلف و برگرفته از کهن‌ترین آثار فقهى موجود (نیمه دوم قرن دوم) و جوامع حدیثى کهن یا صحاح سته (نیمه دوم قرن سوم) و تألیفات حدیثى و فقهى متأخر (قرن چهارم به بعد)ــ به این نتیجه رسید که سیر تطور روایات فقهى، حاکى از مراحل متوالى رشد و توسعه در آنهاست (25). آنگاه وى فرایند تکامل مشابهى را براى دوره ماقبلِ تدوین، یعنى حدودآ پیش از سال 150 هجرى، مفروض گرفت و مدعى شد روایات فقهى منقول از پیامبر ــ که در اولین مجموعه رسمى از روایات فقهى، یعنى مُوَطَّأ مالک (متوفى 179)، گرد آمده است ــ یک نسل پیش از مالک شکل گرفته‌اند و بنابراین، هیچ روایت فقهى تا زمانى که خلافش اثبات نشده، موثّق نیست و نمی‌توان براى آن اصلى صحیح در زمان پیامبر یا صحابه در نظر گرفت، بلکه برعکس باید آن را بیانى مجعول از رأیى فقهى دانست که بعدها در قالب روایت صورت‌بندى شده است (26). همین مطلب درباره روایات صحابه و اغلب روایات تابعین نیز صادق است (27).
بنابراین، از نظر شاخت (28) مجموعه روایات فقهى اولیه در نیمه نخست قرن دوم شکل گرفته و این روایات به نخستین جوامع حدیثى راه یافته‌اند که از نیمه دوم قرن دوم، یعنى با آغاز دوره ادبى، تدوین شده‌اند. اما بسیارى از روایاتى که در جوامع حدیثى اولیه و پس از آن یافت نمی‌شوند، از نیمه دوم قرن دوم به بعد ساخته شده‌اند (29). به نظر شاخت (30)، نتایج پژوهش وى در باب احادیث فقهى، براى دیگر حوزه‌هاى حدیثى، از جمله روایات کلامى و تاریخى، نیز صدق می‌کند (براى بحث مبسوط درباره آراى فقهى و حدیثى شاخت رجوع کنید به شاخت).
نظریات شاخت هم، مانند دیدگاههاى گولدتسیهر، با واکنشهاى دوگانه روبه‌رو شد. کتاب (مبادى فقه اسلامى) او، به عنوان اثرى تمام عیار و روشمند، تحسین گردید (31)، اما دیدگاه محققان درباره این نظریه وى ــکه هسته اصلىِ روایاتِ منقول از پیامبر و صحابه هیچگاه وجود نداشته است ــ متفاوت بود. جدّی‌ترین انتقاد از شاخت این بود که به اندازه کافى میان شکل و محتواى حدیث تفاوت قائل نشده است. شکل حدیث، قالبى رسمى است که پیش از قرن دوم بر تن روایات پوشانده نشده است، اما محتواى حدیث به زمانى بسیار قدیم‌تر بازمی‌گردد (32).
اندیشه‌هاى شاخت عمیقاً و مدتى مدید بر حدیث‌پژوهى غربیان تأثیر گذاشت، به طورى که حدیث‌پژوهانِ پس از شاخت را، براساس رویکرد آنان به دیدگاههاى شاخت، می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: مخالفان، که آراى وى را به کلى مردود دانستند؛
موافقان، که نکات اصلى دیدگاههاى وى را پذیرفتند؛ و اصلاح‌گران، که به اصلاح آراى او همت گماشتند.
به جز اندک غیرمسلمانانى که در دسته نخست جاى داشتند (33)، عمده آثار تألیف شده از آنِ محققان مسلمانى بود که با پژوهشهاى غربى آشنا بودند، از جمله با آثارى چون تاریخ‌نگارش‌هاى عربى فؤاد سزگین (34)، صحیفه همّام‌بن مُنبِّه (35)، السنة و مکانتها فى التشریع الاسلامى مصطفى سباعى (36)، (مطالعاتى درباره آثار مکتوب عربى) نبیه عبّود (37)، السّنة قبل التدوین عجاج خطیب (قاهره 1963) و (مطالعاتى درباره آثار حدیثى کهن) محمد مصطفى اعظمى (ایندیانا پلیس 1978). نقطه عزیمت آنان این فرض بود که نقل حدیث، در قرن نخست هجرى بلافاصله پس از وفات پیامبر وجود داشته که گاه در مجموعه‌هاى شخصىِ افراد، مکتوب می‌شده است. این مطالب ــکه از طریق درس، املا و استنساخِ متون به شاگردان انتقال می‌یافت ــ خود میراثى فراهم آورد تا مؤلفانِ جوامعِ حدیثى در قرن دوم، بتوانند احادیث را از آنها استخراج کنند (38). این دسته از محققان وثاقت منابع اسلامى را مسلّم می‌انگاشتند و، برخلاف گولدتسیهر و شاخت، به‌ندرت خودِ احادیث را به محک هرگونه نقد و آزمون می‌سپردند. نویسندگان این گروه از این قاعده پیروى می‌کردند که هر حدیث، تا وقتى خلافش اثبات نشده، اصیل و موثق است (39).
در مقابل، برخى محققان، با پذیرش دیدگاه شاخت، تابع این قاعده بودند که هر حدیث و روایت منسوب به تابعین و صحابه و پیامبر را باید جعلى دانست، مگر آنکه خلافش ثابت شود (40). برخى از این پژوهشگران از به‌کارگیرى حدیث به عنوان منبعى تاریخى در شناخت صدراسلام به کلى خوددارى می‌کردند، چرا که بر آن بودند ارائه هرگونه تصویر درخور اعتماد از احادیث صحیح و اصیل ناممکن است (41).
محققان گروه سوم، برخى آراى شاخت را در باب حدیث پذیرفتند و در پى اصلاح نکات افراطى یا کلی‌گوییهاى آن برآمدند. از جمله آنان، گوتیه یوینبول است. به نظر او نخستین‌بار قُصّاص، با انگیزه‌هاى دینى، به ترویج حکایتهاى پندآموز و اخلاقى درباره سیره و فضائل پیامبر و مسلمانانِ صدر اسلام پرداختند و در اواخرِ قرن نخست، نقل حدیث به صورت رسمی‌تر آغاز شد. یوینبول این فرضیه را در مقاله‌اى با عنوان «تاریخ‌گذارى تقریبى مبادى روایات اسلامى» (42)، برمبناى پژوهش در روایات مربوط به منشأ پیدایشِ اِسناد، مبادى نقدِ نقل حدیث، و عرضه و رواج حدیث در مناطق خاص، مطرح کرد (43). یوینبول، همچون گولدتسیهر و برخلاف شاخت، بر آن بود که احادیث رسمى منقول از پیامبر در دو دهه پایانى قرن نخست هجرى متداول شده‌اند؛
گرچه، به دلیل تأخیر در یکسان شدن نظام نقل روایات، در این امر تردید داشت که، به جز مواردى، اساساً بتوان احادیث صحیح و اصیل نبوى را شناسایى کرد (44). به نظر یوینبول (45)، زمان و مکان شکل‌گیرى حدیث را با بررسى سلسله سند آن می‌توان تعیین کرد، اما در بیشتر موارد، این شیوه، نقل حدیث را جلوتر از زمان تابعین، یعنى پیش از دو دهه آخر قرن نخست، نمی‌بَرَد.
یوزف فان‌اس نیز در کتابِ (در کشاکش حدیث و کلام)، نظریات شاخت را درباره روایات منقول از پیامبر و صحابه و تابعین، متزلزل ساخت. او با تحلیلى روایى ـ تاریخى نشان داد هسته اصلى برخى روایاتِ کلامىِ منسوب به پیامبر و صحابه بسیار قدیمى است و گاه سابقه آن را تا نیمه قرن نخست می‌توان یافت (46). هارالد موتسکى در پژوهشى راجع به یکى از جوامع حدیثى کهن، البته با رهیافتى کاملاً متفاوت، به نتایجى بسیار مشابه با یوزف فان‌اس رسید. موتسکى تحلیل خود را از روایات فقهى، با بررسیهاى انتقادى از مفروضات و روشها و نتایج شاخت درهم آمیخت و به این نتیجه رسید که نظریه‌هاى شاخت درباره خاستگاه و گسترش حدیث مبتنى بر مفروضات نامطمئن، روشهاى مسئله‌دار و گونه‌اى کلی‌گویى است. به نظر وى، باید از داوریهاى کلى درباره خاستگاه و وثاقت حدیث پرهیز کرد و مسیر پژوهش را به سمت بررسیهاى موردى سوق داد. موتسکى استدلال می‌کرد که با اصلاح روش نقدِ منبع و استفاده از آثارى که تا کنون منتشر نشده‌اند، تاریخ‌گذارى مطمئن‌ترى از روایات ممکن خواهد بود. موتسکى و دیگرانى چون گرگور شوئلر، با بی‌توجهى به نظریات شاخت و به کارگیرى روشهایى نظیر یوزف فان‌اس، به بررسى پاره‌اى از احادیث خاص پرداختند که می‌توان آنها را در قرن اول هجرى تاریخ‌گذارى کرد (47).
بدین ترتیب، گروه اخیر راهى میانه در پیش گرفتند که از یک‌سو ادعاى شکاکان را (مبنى بر اینکه حدیث را باید جعلى دانست تا زمانى که خلافش ثابت شود) و از سوى دیگر دعوى مخالفان آنان را رد می‌کنند. اینان از اظهارنظرهاى کلى درباره وثاقت تاریخى حدیث خوددارى می‌کنند، زیرا بر این باورند که پیش از آنکه بتوان درباره خاستگاه بخش معینى از احادیث، قضاوت کلى کرد، باید احادیث و جوامع حدیثى فراوانى با شیوه نقدِ منابع تحلیل شده باشند.
3. شیوه‌هاى حفظ و نقل حدیث. تصور نخستین محققان غربى در زمینه روایات اسلامى این بود که حدیث اساساً به صورت شفاهى نقل شده است و اولین مجموعه‌هاى حدیثى که به دست ما نرسیده اما مبناى معروف‌ترین جوامع حدیثى بعدى بوده‌اند، خود در نیمه نخست قرن دوم تألیف شده‌اند، که البته این رأى، خود بازتابى از دیدگاه رایج در میان عالمان مسلمان متقدم بود. از زمان انتشار پژوهشهاى گولدتسیهر درباره حدیث، بسیارى بدین نظر رسیدند که دوران نقل شفاهى تا پایان قرن دوم هجرى به طول انجامیده است (48). علت آن بود که از یک سو گولدتسیهر (49) روایات اسلامى فراوانى دالّ بر مخالفت شدید مسلمانان با کتابت حدیث گردآورده و از سوى دیگر، وى آغاز تدوین متون حدیثى را نیمه نخست قرن سوم هجرى دانسته بود. البته این امر محل تردید است که چنین استنتاجى از سخن گولدتسیهر واقعاً نظر خود او هم بوده باشد؛
زیرا او چنین می‌اندیشید که نگارش حدیث یکى از قدیم‌ترین روشهاى مسلمانان براى حفظ روایات بوده است و بدین منظور به گردآورى اخبارى پرداخت که بر نگارش زودهنگام احادیث در قرن اول هجرى دلالت داشتند (50). به‌علاوه، او به این نکته هم توجه داشت که نفسِ مخالفت با نگارش حدیث، حاکى از رواج کتابت آن است (51).
در دهه 1340ش/1960، برخى محققان، و در صدر ایشان پژوهشگران مسلمان، کوشیدند براى ابطال دیدگاه رایج غربى در آن دوره، مجموعه‌اى عظیم از اخبار و روایات گرد آورند که همگى حاکی‌از کتابت حدیث در قرن نخست و تدوین مجموعه‌هاى حدیثى در قرن دوم هجرى باشند. آنان همچنین با یافتن قطعه‌هایى از نُسخِ خطىِ قدیمى از این مجموعه‌ها، چنین استدلال کردند که این مجموعه‌ها را می‌توان برپایه اَسنادِ روایاتشان، از درون تألیفات بعدى بازسازى کرد. به علاوه کوشیدند روایاتى دالّ بر ممنوعیت یا مخالفت با کتابت حدیث را نسبى بینگارند و حتى این رأى را مطرح کردند که مسلمانان از همان روزهاى نخست به کتابت احادیث و روایات پرداخته‌اند (52). در مقابل، طرفداران نظریه شفاهى بودنِ نقل حدیث، برخى اختلافات میان نقلهاى یکسان‌در نخستین مدوّنات حدیثی‌را نشان دادند که از یک‌سو با نظریه کتابت زودهنگام حدیث در تضاد بود و از سوى دیگر بازسازى متون اصلى و اولیه را ناممکن می‌ساخت (53).
گرگور شوئلر در مقالات متعددى به مسئله اختلاف درباره نقل شفاهى یا مکتوب حدیث پرداخته و آن را ناشى از تصورى نادرست از نظام آموزش و فراگیرى علم در نخستین سده‌هاى اسلامى دانسته است. به نظر او، منابع اولیه جوامع بزرگ حدیثى که در قرون سوم و چهارم فراهم آمدند، ضرورتاً کتابهایى مدوّن یا نقل شفاهى محض نبوده‌اند، بلکه عمدتاً دست‌نوشته‌هاى شخصى استادان بوده‌اند که شاگردان، آنها را ضمن درس‌گفتارهاى حدیثى و به‌طور شفاهى دریافت می‌کردند. آنان این دروس را بلافاصله یا بعدآ از روى دفاتر استادان می‌نوشتند، زیرا کتابتِ صرفِ احادیث، بدون درس و سماع، ارزشى نداشت. اما بعدها استفاده از مطالب مکتوب محدّثان، بدون سماع مستقیم از آنان، رواج یافت؛ ازاین‌رو، گونتر (54) به جاى اصطلاح نقل شفاهى، نقل سماعى را پیشنهاد کرده است. بنابراین، به نظر شوئلر (55)، اختلافِ نقلهاى گوناگون آثار حدیثى منسوب به مؤلفان قدیمى، صرفاً ناشى از نقل شفاهى آنها نیست، بلکه به شیوه ترکیبى نقل مکتوب و شفاهى (سماعى) و نیز آزادى عمل شاگردان در تلخیص، ترکیب و حتى تغییر متون در هنگام نقل مطالبِ استادان، بازمی‌گردد (56). بنابراین، احتمالاً مشاجره‌اى که در دو قرن نخست بر سر جواز یا ممنوعیت کتابت حدیث درگرفته (57)، در قیاس با اصل نقل حدیث، اهمیت کمترى داشته است.
4. احادیث غیر سنّى. حدیث‌پژوهى غربیان عمدتاً بر احادیث اهل سنّت متمرکز بوده است. صرف‌نظر از مباحثى که با انتشار کتاب المجموع‌الحدیثى و الفقهى، منسوب‌به زیدبن‌على (میلان 1919)، مطرح شد (58)، توجه به احادیث شیعه بسیار اندک بوده است. در 1349ش/ 1970، ژِرار لوکنت (ص 91ـ103) نشان داد که آگاهى غربیان از حدیث شیعه امامیه تا چه اندازه اندک است، اما پس از آن و با تلاشهاى اِتان کولبرگ اوضاع تغییر کرد (59). دیگر محققان غربى ادامه‌دهنده کار او هستند (60). در سالهاى اخیر، به حدیث خوارج نیز توجه شده‌است (61). نتیجه‌اى که از بررسى این نوشته‌ها حاصل می‌شود این است که آغاز تدوین احادیث غیرسنّى را نیز می‌توان به قرن دوم هجرى بازگرداند، گو اینکه فرایند رسمیت یافتن آن، طولانی‌تر از روایات اهل سنّت بوده است. بدیهى است محققان حوزه حدیث غیرسنّى، عیناً با همان پرسشهایى مواجهند که در احادیث اهل سنّت مطرح است.

پی‌نوشت‌ها:

1- براى نمونه رجوع کنید به میور، ج 1، ص II.
2- براى نمونه رجوع کنید به میور، ج 1، ص XXXIX XXVIII-؛ نیز براى بحث مبسوط درباره این موضوع در میان اندیشمندان مسلمان رجوع کنید به بخش:12 پژوهشهاى حدیثى نزد مسلمانان؛ تدوین حدیث؛ روایت حدیث
3- برای‌نمونه رجوع کنید به میور، ج1، صXXXIX-XXXV.
4- ج 1، ص XLIII .
5- ص 82.
6- ص 142.
7- رجوع کنید به میور، ج 1، ص LII؛ دزى، همانجا؛ کرمر، ص 136، 142.
8- ج 1، ص LXXVII.
9- رجوع کنید به همان، ج 1، ص LXXXVII.
10- 1971، ج 2، ص 18ـ19.
11- رجوع کنید به گولدتسیهر، 1981، ص 40.
12- 1971، ج 2، ص 38ـ 125.
13- رجوع کنید به همان، ج 2، ص 145ـ163.
14- براى نمونه‌اى از استفاده او از احادیث رجوع کنید به گولدتسیهر، 1971، ج 2، ص 29، 31ـ32، 39، 41؛ براى تفصیل بیشتر درباره آراى حدیثى گولدتسیهر رجوع کنید به گولدتسیهر.
15- براى فهرستى از دیگر آثار گولدتسیهر درباره اصالت و وثاقت تاریخى حدیث رجوع کنید به (حدیث: مبادى و تحولات)، مقدمه موتسکى، ص VIX، پانویس 27).
16- براى نمونه رجوع کنید به نولدکه، ص 16ـ33؛ بِکِر، ج 1، ص 521ـ522.
17- براى نمونه رجوع کنید به شوالى، ص 146.
18- ص 111ـ112.
19- 1949، ص 146ـ147.
20- 1967، ص 4.
21- 1967، ص 80.
22- همان، ص 138.
23- همان، ص 57.
24- همان، ص 138.
25- رجوع کنید به همان، ص 138ـ149.
26- همان، ص 149.
27- رجوع کنید به همان، ص 150، 176.
28- 1967، ص 176.
29- رجوع کنید به همان، ص 4، 138، 143ـ 151.
30- 1949، ص 148ـ151.
31- براى شرحى دقیق از این واکنشها رجوع کنید به موتسکى، 2002، ص 27ـ28.
32- رجوع کنید به براى فهرستى از منابع در این باره رجوع کنید به (حدیث: مبادى و تحولات)، همان مقدمه، صXXIV ؛ نیز براى جمع‌بندى این دیدگاهها رجوع کنید به موتسکى، 2002، ص 29ـ34، 38.
33- براى نمونه رجوع کنید به موتسکى، 2002، ص 29.
34- ج 1، ص 53ـ233.
35- مقدمه محمد حمیداللّه، ص 1ـ111.
36- ص 1ـ235.
37- ج 2، ص 1ـ83.
38- رجوع کنید به موتسکى، 2002، ص 35ـ45.
39- رجوع کنید به همان، ص 38ـ45؛ نیز براى انتقاد از دیدگاههاى این گروه رجوع کنید به همان، ص 37ـ38.
40- رجوع کنید به کرونه، 1987، ص 32ـ34؛ نوت، ص 40ـ41.
41- رجوع کنید به وانزبرو، 1978، ص X-IX، و جاهاى دیگر؛ کرونه و کوک، ص 3، 152؛ کرونه، 1980، ص14ـ15.
42- رجوع کنید به 1983، ص 9ـ76.
43- رجوع کنید به همان، ص 10ـ23.
44- رجوع کنید به همان، ص 71.
45- 1983، ص 72ـ73.
46- رجوع کنید به ص 1ـ30، 104.
47- براى فهرستى از مقالات موتسکى در این‌باره رجوع کنید به (حدیث: مبادى و تحولات)، همان مقدمه، ص XXVIII، پانویس 69ـ70.
48- براى نمونه رجوع کنید به کالدر، ص 161ـ171.
49- 1971، ج 2، ص 189ـ 226.
50- همان، ج 2، ص 21ـ22.
51- همان، ج 2، ص 181ـ188.
52- رجوع کنید به عبّود، ج 2، ص 2؛ سزگین، ج1، ص 53 ـ84؛ اعظمى، 1978، بخش2، ص 5 ـ164.
53- براى فهرستى از این‌گونه پژوهشها رجوع کنید به( حدیث: مبادى و تحولات، همان مقدمه، ص XXX، پانویس 79.
54- 2000، ص 175.
55- 1989، ص 213ـ251.
56- نیز رجوع کنید به موتسکى، 2002، ص 95ـ104؛ همچنین براى فهرستى از مقالات شوئلر رجوع کنید به (حدیث: مبادى و تحولات؛ همان مقدمه،ص IXXX، پانویس18 .
57- براى بحث مبسوط در این باره رجوع کنید به کوک، 1997، ص 437ـ530
58- براى نمونه‌اى از این آثار رجوع کنید به (حدیث: مبادى و تحولات)، همان مقدمه، ص XXXII، پانویس 83.
59- براى فهرستی‌از مهم‌ترین مقالات وى در باب منابع حدیث شیعه امامیه رجوع کنید به (حدیث: مبادى و تحولات)، همان مقدمه، صXXXII ، پانویس 85.
60- براى نمونه رجوع کنید به همان مقدمه، ص XXXII، پانویس 86.
61- براى نمونه رجوع کنید به ویلکینسون، ص 231ـ259؛ نیز (رجوع کنید به حدیث: مبادى و تحولات، همان مقدمه، ص XXXII، پانویس 87.

منبع مقاله:
مجید معارف ... [و دیگران]، (1389) مجموعه کتابخانه‌ی دانشنامه‌ی جهان اسلام (10): حدیث و حدیث پژوهی، تهران: نشر کتاب مرجع، چاپ اول.

[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

خوانشی انتقادی بر انگاره‌های شیعه‌شناسانه …چکیده بخشی از مطالعات خاورشناسان معطوف به حوزه شیعه‌شناسی است آنها با استفاده از حجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایاتحجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایات جوانی از انصار، در مدینه با زنی برخورد کرد وحی و تجربه دینی از نظر استاد مطهریمقدّمه مسئله وحی از مباحث مهم کلامی است که هرچند در آثار متکلّمان، فلاسفه و عرفا زبان و ادبیات فارسی گفتارها و دیدگاه هاهر کسی که با زبان و ادبیات سروکار داشته باشد، لاجرم گذارش به دنیای بی‌کران زبان ره ولاء فرهنگ و اجتماعقالَ الصادِقُ علیه السلام غیبت کردن بر هر مسلمانی حرام است و البته همانگونه که آتش شهریور ۸٧ زیتونکشکول اسرار و اطلاعاتی درباره چاه زمزم یکی از خادمان مکه مکرمه، اسرار و اطلاعات نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی و مراجع تقلید در مورد …نظرقانوناساسیجمهورییکی از مهمترین زیارتگاه های اهل حق کرمانشاه مقبره سلطان سهاک مشکل بررسی عقاید اهل حقحسن مرتضوی عرفان عملی وتصوفمباحث ومطالب پیرامون عرفان عملی وتصوف ساعت ٢۱٤ ‎بظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦ حجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایات حجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایات جوانی از انصار، در مدینه با زنی برخورد کرد خوانشی انتقادی بر انگاره‌های شیعه‌شناسانه مونتگمری وات بخش چکیده بخشی از مطالعات خاورشناسان معطوف به حوزه شیعه‌شناسی است آنها با استفاده از روش‌های وحی و تجربه دینی از نظر استاد مطهری مقدّمه مسئله «وحی» از مباحث مهم کلامی است که هرچند در آثار متکلّمان، فلاسفه و عرفا به آن زبان و ادبیات فارسی گفتارها و دیدگاه ها هر کسی که با زبان و ادبیات سروکار داشته باشد، لاجرم گذارش به دنیای بی‌کران زبان‌شناسی هم ره ولاء فرهنگ و اجتماع قالَ الصادِقُ علیه السلام غیبت کردن بر هر مسلمانی حرام است و البته همانگونه که آتش هیزم شهریور ۸٧ زیتون کشکول اسرار و اطلاعاتی درباره چاه زمزم یکی از خادمان مکه مکرمه، اسرار و اطلاعات بیشتری نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی و مراجع تقلید در مورد اهل حق نظرقانوناساسی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله امت من بر ۷۳ فرقه تقسیم خواهند شد که فقط یک گروه از آن در حسن مرتضوی عرفان عملی وتصوف مباحث ومطالب پیرامون عرفان عملی وتصوف ساعت ٢۱٤ ‎بظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦


ادامه مطلب ...

از منظر قرآن کدام صحابه اهل بهشتند؟

[ad_1]
بامداد-در سوره مومنون آمده است که صحابه پیامبر همگی اهل بهشت هستند، پس تکلیف کسانی همچون ابوبکر و عمر و … چیست؟ لطفا بیشتر توسط آیات قرآن به این شبهه جواب داده شود.

البته که بهشت جای مومنین است و مومن  حتماً یاران، پیروان، امت و صحابه واقعی پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله می‌باشد.

مشخص نشد که در کجای سوره مومنون خوانده‌اید که “صحابه” همگی به بهشت می‌روند؟

در این سوره مطالب بسیاری ذکر شده است و از جمله آن که به پیامبرش می‌فرماید: «وَ إِنَّکَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ – و تو آنها را به صراط مستقیم دعوت می‌کنی» و نیز می‌فرماید‌: عده‌ای هم در پاسخ این دعوت، ایمان می‌آورند و عده‌ای نیز می‌گویند: شاعر و مجنون است. و بحثی از صحابه در آن نیست.

re2023

در هر حال به سه نکته‌ی بسیار مهم دقت نمایید:
۱- همه چیز با “عقل” شناخته می‌شود، حتی قرآن کریم. لذا ایشان فرمودند: حتی اگر حدیثی از من برای شما نقل شد که با وحی و عقل مطابقت نداشت، به سینه دیوار بزنید و نپذیرید.

بنابراین اگر به عنوان مثال گفته شد: ده نفر به عنوان ساختگی “عشره مبشرة” در بهشت هستند، و نام علی، حسن، حسین، معاویه، طلحه، زبیر و …، همه در یک راستا قرار گرفت، معلوم است که اصلاً با عقل سازگاری ندارد و همچنین با وحی.

۲- اسم‌ها مهم نیستند، بلکه رسم‌ها مهم هستند و در هر دو حال “اسم و رسم” باید ضمن آن که منطبق با هم می‌شوند، مورد رضایت خدا  نیز باشند. پس اگر کسی اسم خودش یا دیگران را مومن، یا مسلمان، شیعه یا سنّی، صحابه و …، گذاشت، دلیل نمی‌شود که حتماً مصداق آن اسم‌ها نیز باشند.

۳-باید در همه آیات قرآن کریم دقت نمود که مومن کیست؟ مسلم کیست؟ امّت کیست؟ و بالاخره صحابه کیست؟ خداوند متعال ویژگی‌های هر کدام را به تفصیل در قرآن کریم بیان نموده است. پس اگر کسی مشهور به مومن، مسلم، شیعه، سنی، صحابه و … شد، اما آن ویژگی‌ها را نداشت، مصداق آن نمی‌باشد. تعارف هم ندارد.

الف – به عنوان مثال: در ابتدای همین سوره مومنون فرمود: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُوْمِنُونَ – به تحقیق که مومنان به فلاح می‌رسند»، اما سریع در آیات بعدی ویژگی‌ ها و صفات مومن را بیان نمود تا هر کسی که نام خودش را مومن گذاشت، گمان نکند که به فلاح می‌رسد.

فرمود: آنها در نماز خاشع هستند، از لغو پرهیز می‌کنند، زکات می‌دهند، زنا نمی‌کنند، به عهد و پیمان خود وفا می‌کنند و از نماز خود (و دست آوردهایش) محافظت می‌کنند. سپس فرمود: اینها وارثین بهشت  هستند و در آن جاودانه می‌مانند «الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ».

پس، هر کس این صفات را نداشت، مصداق “مومن” نیست. کسی که به نماز اهمیت نداد، اهل زنا بود و بیعتش (به ویژه عهد با خدا و رسول خدا را) نقض کرد، و یا عهد  و پیمانش را وفا نکرد، مومن و مصداق آیه نمی‌باشد. هر چند دیگران او را صحابه یا حتی امیرالمومنین بنامند.

ب – خداوند متعال “مالک یوم الدین” است و نه ما؛ لذا چنین نیست که هر کس را ما دوست داشته باشیم، اهل ایمان و اهل بهشت باشد. بلکه هر کس را او لایق بداند، اهل بهشت می‌شود و البته این لیاقت و اهلیت را در هاله‌ای از ابهام قرار نداده تا هر کسی به زعم خود تعریفی کند و صفات آنان را در آیات بسیار متذکر شده است.

روی اسم‌ها تکیه نکنیم که موجب بروز تعصبات و دسته‌کشی‌ها و تشدید اختلافات شود، بلکه توجه ما در “رسم”ها باشد.
صحابه:
یک عده برای این که خود را در قالب آنچه نیستند جا بزنند، معنا و مفهوم “واژه” را تغییر می‌دهند. دموکراسی را طوری تعریف می‌کنند که فقط دیکتاتوری خودشان را شامل می‌گردد، مبارزه با تروریسم را به گونه‌ای تعریف و عمل می‌کنند که توجیه عملیات تروریستی خودشان می‌شود، حقوق بشر را به گونه‌ای تدوین و سپس تفسیر می‌کنند که ابزار عملکرد ناحق خودشان باشد.

واژگانی چون: مومن، مسلمان، شیعه، سنّی، صحابه و غیره نیز از این ترفند مصون نمانده است.

آمدند نزد پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله اظهار ایمان کردند، سریع آیه آمد که به آنها بگو: نگویند ایمان آوردیم، بلکه بگویند اسلام آوردیم، چون هنوز ایمان به قلب آنها وارد نشده است.

حال یک عده گفتند: “صحابه”، یعنی هر کس که معاصر ایشان بوده و با ایشان “صحبت” کرده است، و زوری آنها را کردند داخل بهشت؟! خواه امیرالمومنین علی علیه السلام باشد و یا معاویه. امام حسن و امام حسین علیهم السلام باشند، یا سلمان و ابوذر، یا ابوبکر و عمر، یا طلحه و زبیر و یا هر شخص دیگری.

خب، این از همان تعاریفی من درآوردی است که نه با “وحی” سازگاری دارد و نه با “عقل”. ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان و جاهل‌ها و ظالم‌های بسیاری معاصر ایشان بودند و با ایشان صحبت کرده‌اند، آیا همه مصداق “صحابه” و “اصحاب” هستند و جای همه بهشت است و جوار قرب الهی و رسول‌ الله (صلی الله علیه و آله) است؟

ج – پس، روی اسم‌ها تکیه نکنیم که موجب بروز تعصبات و دسته‌کشی‌ها و تشدید اختلافات شود، بلکه توجه ما در “رسم”ها باشد.

rre2-1

 از امیرالمومنین علیه‌السلام پرسیدند: طلحه و زبیر نیز ادعای حقانیت دارند، حال شما بر حق هستید یا آنها و ما از کجا تشخیص دهیم؟ ایشان نفرمودند: من یا آنها، بلکه فرمودند: “شما اول حق را بشناسید، بعد اهلش را خواهید شناخت”. ندیدی یک عده بیکار و بی عار، سبیلی دراز می‌کنند، کشکول و تبر زین سمبلیک روی دوش می‌اندازند، ابایی می‌پوشند و می‌گویند: “ما اهل حقیم”؟!

نکته/۱:

دقت کنیم که “حق” با اشخاص تعریف و شناخته نمی‌شود، بلکه اشخاص هستند که نسبت به “حق” تعریف و شناخته می‌شوند.

به عنوان مثال: نام پزشک، کسی را طبیب نمی‌کند، اما اگر کسی عالم و عامل به طبابت شد، به او پزشک اطلاق می‌شود. مومن، مسلم، شیعه، سنی، صحابه، امت و … نیز همین طور است.

نکته /۲:
ادعای مسلمانی و مومن و صحابه بودن بسیار بوده و هست. به قول امام حسین علیه‌السلام، “دین لقلقه زبان شده است، هرگاه امتحان پیش آید، معلوم می‌شود که دینداران بسیار قلیل هستند”.

پس، همان موقع هم “دین” لقله زبان بود و امروز هم هست. مسلمانان واقعی از تشیع و تسنن ادعای مسلمانی دارند و همچنین وهابی‌ها، تکفیری‌ها، داعشی‌ها، نان به نرخ روز خورها، ملوّن‌ها، دنیا طلبان، منافق صفت‌ها، شکم ‌پرورها، خوش‌گذرانان مترف و مسرف نیز همین ادعا را دارند. آیا همه یکی هستند و به یک نتیجه می‌رسند و همه به صرف ادعا و اسم، به بهشت می‌روند.

خط روشن است و در ابهام نمانده که کسی راه “رشد” را از “غی = گمراهی” تشخیص ندهد. «قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ». هم در کلام خدا (وحی) ویژگی‌های مومنان و مسلمانان و صحابه واقعی تدوین و تبیین شده است و هم در کلام رسول الله صلوات الله علیه و آله کاملاً واضح و روشن است و با میل و خوشایند و حتی رأی اکثریت افراد و اشخاص، هیچ حقیقتی تغییر نمی‌یابد.

نکته /۳:
خداوند متعال فرمود: صحابه پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، کسانی هستند که همراه، پیرو و تابع او بودند و ویژگی‌هایی دارند، از جمله:

«مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ …» (الفتح، ۲۹)

نتیجه:
پس باید ابتدا اسم‌ها را رها کرد و تعاریف را شناخت، سپس خود یا هر کس که مورد بحث است را به این تعاریف و قالب‌ها ارجاع داد و دید که آیا منطبق است، صدق می‌کند، یا خیر؟

ویژگی‌های مومن، مسلمان، اهل تقوا، اهل جنت، اهل دوزخ، متقی، فاسق، کافر، مشرک، منافق، ظالم و …، همه در قرآن کریم بیان شده است و بسیار هم واضح است و البته در احادیث منقول از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در منابع شیعه و سنّی نیز به تواتر بیان شده است. کافی است برای وحدت بیشتر، قدر اشتراک آنها را لحاظ کنند.

منبع: tebyan.net

نوشته از منظر قرآن کدام صحابه اهل بهشتند؟ اولین بار در بامداد پدیدار شد.


[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع

حجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایاتحجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایات جوانی از انصار، در مدینه با زنی برخورد کردیا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب اهل سنت اینجا را … حدیث از فضایل حضرت زهراء س در منابع أهل تسنّن قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله آذر راه زندگیترس از خدا عامل خودباوری و اعتماد به نفس امام علی علیه السلام در حکمت ترس از خدا را حجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایات حجاب وعفاف حجاب از منظر قرآن و روایات جوانی از انصار، در مدینه با زنی برخورد کرد یا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب اهل سنت اینجا را نخوانند چون؟ حدیث از فضایل حضرت زهراء س در منابع أهل تسنّن قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله إذا آذر راه زندگی ترس از خدا عامل خودباوری و اعتماد به نفس امام علی علیه السلام در حکمت ترس از خدا را یکی از


ادامه مطلب ...